درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

دوباره بر نمی گردد دیگر جوانی

یادم نمیاد هرگز موضوع انشایی داشته باشیم که توش لازم باشه خودمون رو توصیف کنیم. یا اهداف آینده مون رو. یا اینکه داریم با زندگیمون چی کار می کنیم. سالی یه بار فصل مورد علاقه مون رو توصیف کردیم، بین علم و ثروت انتخاب کردیم، شرح دادیم تابستان خود را چگونه گذراندیم، به کودک فلسطینی نامه نوشتیم، از زبان یک شیء سخن سر دادیم، و به خاطر قلم فرسایی جانسوز و دستور زبان بلیغ و کلمات شیوامون بیست گرفتیم. حتی بعضی معلم ها بهمون از هنر نویسندگی گفتن، از توصیف های هنرمندانه، از ایجاد تعلیق و کشش، از تشبیه و تلمیح، و ما به این سلاح ها مجهز شدیم تا آخرین کتابی را که خوانده ایم تعریف کنیم. ولی هیچکس از ما نخواست مفهوم خاصی تولید کنیم، یا چیزی بنویسیم که خواننده رو به فکر واداره، یا موضوعی برگزینیم که خودمون رو به فکر فرو ببره.


اون شرکتی بود که گفتم عکس ابرقهرمانی خواستن اولین جایی بود که از من خواست خودم رو براشون توصیف کنم و بگم دارم با زندگیم چی کار می کنم.

و من صادقانه دارم با زندگیم هیچ کار نمی کنم. تا قبل از این هم داشتم هیچ کار نمی کردم. میرفتم دانشگاه و برمیگشتم خونه، الان میرم سر کار و برمیگردم خونه.حتی به اندازه پروانه ای که بال میزنه و تو صحرای کالاهاری برف میاد هم روی جهان تاثیری ندارم. منتها فرقش اینه که اونجا آخرش یه لیسانس میدادن دستم به پاس چهارسال رفت و آمد، الان آخر هر ماه یه چیزی میریزن به حسابم به پاس یه ماه رفت و آمد.

هر چند وقت یه بار از خودتون بپرسین «من تو این مسیر لعنتی چه غلطی می کنم؟» اگه خودتون زد تو گوشتون گفت داری این غلط رو می کنی این چه طرز حرف زدنه، رضایتمندانه تو اون مسیر بمونید. ولی اگه خودتون متقابلا با دهن نیمه باز بهتون زل زد و شونه بالا انداخت، خب، شاید وقتشه مسیر لعنتی رو عوض کنین.


+هر وقت وقت کردین هم یه انشا بنویسین خودتون رو توصیف کنین. نامبرده دو هفته ست با قلم خشک شده به صفحه سفید ورد چشم دوخته و در انتهای روز با قلمی شکسته و سری افکنده به گوگل کردن مسائلی همچون علل انقراض دودوها می پردازد.

۳۹ نظر ۱۹ لایک

وی در خانواده ای بلاتکلیف چشم به جهان گشود

کاش عادت داشتم به روزانه نویسی. کاش هرروز می نوشتم. کاش یه دفتر 6560 برگی داشتم که ثابت کنه 6560 روز زندگی کردم. که برنگردم به عقب و کل چیزی که یادم میاد قد یه داستان کوتاه باشه.

۱۴ نظر ۲۱ لایک

این قسمت، جولیک قهرمان طبیعت

من نهارم رو تو شرکت می خورم. با توجه به بد دل بودنم نسبت به قاشق چنگال های موجود، با خودم از خونه قاشق و چنگال میارم. عموما برای برگردوندنش به خونه می پیچمش تو دستمال کاغذی و میذارم تو کیسه فریزر، میارم خونه و موقع چیدن کیفم قاشق چنگال سری بعد رو میندازم تو ظرفشویی.

درواقع، تا امروز روند همین بوده. آما.

امروز دریچه ای از دانش به روی من گشوده شد و انوار آگاهی به ظلمات ذهنم( :-" ) تابید.

طبق ادعای این دریچه، برای تولید هر رول دستمال کاغذی صد تایی، دوازده گالن آب مصرف میشه. یعنی هر برگ، تقریبا یه دهم گالن. هر خانواده چهار نفره به طور متوسط معادل دو تا درخت بالغ دستمال کاغذی مصرف می کنه. و تازه این بخش کوچیکی از ماجراست، چون که آسیب ناشی از برق لازم برای کارخونه، سوخت لازم برای حمل و نقل محصول، آلودگی ناشی از این حمل و نقل، و پسماندی که بیرون میریزن رو حذف کردیم.

از طرفی، با حذف دستمال کاغذی از بسته روزانه بنده، هرروز باید یه کیسه فریزر دور انداخته بشه چون در غیبت دستمال، کیسه هه مالیده به قاشق چنگالم و چرب و غذایی شده. هر کیسه فریزر طبق تخمین دانشمندان هزار سال بعد از دور انداخته شدن تجزیه میشه. ( متاسفانه باید تا سال 2060 منتظر بمونیم ببینیم طبق این تخمین، اولین کیسه پلاستیک هایی که دور انداخته شدن تجزیه شدن یا نه!)


در نتیجه بنده با روند فعلی به تنهایی هرروز دارم بخش قابل توجهی از منابع طبیعی رو هدر میدم. و در صورتی که دستمال نیارم سالی 300 تا کیسه فریزر میذارم تو صف انتظار تجزیه.


به این نتیجه رسیدم که با وجودی که از اسکاچ شرکت چندشم میشه، لاجرم قاشق چنگالم رو تو شرکت بشورم. بعد ببرم خونه بندازمشون تو ظرفشویی که دوباره شسته بشن. چیزی که مسلمه، خیلی کمتر از یه دهمِ یه گالن آب برای دو بار شستنِ قاشق چنگالم آب مصرف میشه.


+اینم بگم جالبه. یه آقایی رو چند وقت پیش تو تلگرام برام فرستادن، با در دست داشتن یک عدد کیسه پارچه ای هنگام خرید، از دور انداخته شدنِ ده ها هزار کیسه پلاستیک جلوگیری کرده بود. با توجه به اینکه من دو سه سالیه سیاست دریافت حداقل کیسه پلاستیک هنگام خرید رو در پیش گرفتم، تصمیم دارم یه شیشه سس بردارم، هر بار که کیسه نمیگیرم یه چیزی بندازم توش. بعد هر سال بشمرمشون و باهاشون فخر بفروشم به جامعه جهانی. :دی

پرسشی که ازتون دارم، بین تیله و دکمه و قلوه سنگ و آب نبات و غیره، کدوم رو بر می گزینین؟


بعدا نوشت: حالا درسته که من تگِ دانش از اونوری نزدم، ولی لدفن یه کم توجهتون به این نکات علمی که گفتم هم جلب شه :دی

۵۱ نظر ۲۱ لایک

خسته ی درون

رویکرد آدم ها نسبت به تخت خوابشون دو گونه ست.

دسته اول صبح از خواب پا میشن, تخت رو مرتب می کنن, بالش ها رو پف میدن و دسته گل می کنن, بعضا رو تختی هم میندازن و بعد میرن دنبال زندگی.

دسته دوم از تخت میان بیرون و میرن پی زندگی.


استدلال دسته دوم معمولا اینه که وقتی قراره شب دوباره برگردی تو تخت چه کاریه مرتبش کنی هی هرروز؟ شب میای خونه می خزی زیر پتو دردسر برداشتن رو تختی و دراوردن پتو از زیر تشک هم نداری. به واقع بنده هم باهاشون موافقم. و حتی در بسیاری موارد دیگه. مثلا وقتی قراره هر هفته میزتو دستمال کنی و باز فرداش ببینی خاک گرفته خب اصلا چه کاریه گردگیری کنی؟ وقتی امروز جارو کنی فردا کف اتاق پر مو شده چه لزومی داره جارو زدن؟ وقتی موهاتو شونه کنی باز میره زیر مقنعه می چسبه به هم چه فایده داره شونه؟

۵۰ نظر ۲۲ لایک

خوبه شتر هم نداریم بگیم برای عده زیادی سوال بوده!

سر کلاس تفسیر نهج یه حدیثی از حضرت علی داشتیم که مضمونش بدین صورت بود که ما را در ولایت بر مردم حقیست, اگر به ما بدهند. بر پشت شتران سواریم, اگر مردم بخواهند طلایه دار کاروانشون خواهیم بود وگرنه فرمان را به دست خودشان خواهیم داد و ادعایی نداریم.

حالا من رو تصور کنید که این مفهوم رو توی ذهن دارم و دارم سعی می کنم با سرچ در گوگل برسم به اینکه مال کدوم قسمت نهج البلاغه ست. ترکیب های مختلفی از جمله حدیث حضرت علی ولایت, حدیث امام علی حق ولایت, حدیث امام علی اگر به ما حق بدهند, حدیث امام علی پشت شتر, حدیث امام علی شتر ولایت و نهج البلاغه ما را در ولایت حقیست شتر سوار, سرچ می کنم.

و به چی میرسم؟

حکم رابطه جنسی با همسر پشت شتر. :|

حکم عدم تمکین زن از شوهر:|

مثال شتر در فتنه:|


خب نامسلمونا, یک چهارم اون بودجه ای که خرج پدافند غیرعامل می کنین بره تو توییتر چرند بنویسه که تو بیست و سی به عنوان توییت مردم نشون بدین و بگین فضای مجازی همسو با اون پرندی که مد نظرمونه این چرندیات رو تولید کرده, بدین یکی بیاد رو SEO ی سایتاتون کار کنه, لااقل یه کمپین بزنین برن هی تو گوگل یه عبارت هایی رو سرچ کنن که رتبه شون بره بالا, وقتی تو سرچ بار گوگل میزنی امام علی اولین پیشنهاد بعدش رابطه جنسی پشت شتر نباشه. :|


+بنده از همینجا به حاج آقا دهنوی سلام می کنم که این حدیث رو تو تلویزیون مطرح کرد و ضمن گل افشانیِ نتایج سرچ گوگل, جماعتیو با جنبه های پنهان و جذاب نهج البلاغه و امام علی آشنا نمود. اجرکم با مولا حاجی. 

+ضمنا سلام دارم خدمت کادر مجتمع آموزشی مشکات که این شکوفه نورسته رو میارن برا دختر های سیزده چهارده ساله در مورد ازدواج بگه. شهریه بچه ها عسل شه بجسبه به حلق هاتون به حق پنج تن.

+همچنین سلام دارم خدمت پدر مادر های مذهبی, نیمه مذهبی, دوس ممولیِ مذهب و لامذهبهایی که فحش نیستند. بجه هاتونو نفرستین مدرسه مذهبی. وگرنه دهنوی میارن براشون در مورد شتر بگه.

۴۶ نظر ۱۹ لایک
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
شوهر مناسب در زمان مناسب
آقای زلزله
گرم باشید و نرم
سین بدون جیم
چرا تحریم؟
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
تگ ها
بایگانی
دی ۱۳۹۶ ( ۱۸ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک