درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

Are you ok Annie؟!

در پست قبلی ورژن instrumental یکی از آهنگ های مایکل جکسون رو نهادم براتون، که اصلش اینه. اینو گوش بدید برگردید یه چیز جالب براتون تعریف کنم.


این آهنگ به شدت رو اعصاب من بود. انقدر رو اعصاب من بود که رفتم سرچ کردم who is annie? is she ok? و دیدم بله عده زیادی قبل از من این سوال براشون پیش اومده. مثل این دوستمون که پاسخ رو «آناکین اسکای واکر» و «خیر، He is not ok» دونستن:


اما حالا واقعا این آنی لعنتی کیه؟ چرا جواب نمیده که اوکی عه یا اوکی نیست و چرا جماعتی رو حیرون نگه داشته؟

پاسخ اینجاست که نمیتونه

چون در واقع آنیِ واقعی، یه مانکنه.

به طور خاص، ایشون:


Resusci Anne که در زبان انگلیسی بهش rescue Annie یا CPR Annie میگن، عروسک پلاستیکی ایه که گفته میشه صورتش رو از صورت زنی که در رود سن غرق شد و هرگز هویتش معلوم نشد قالب برداری کردن. در آموزش عملیات احیاء قلبی، به دانش آموزان(؟) یاد میدن حین عملیات احیاء هی اسم بیمار(در اینجا، Annie) رو صدا بزنن که ببینن به هوشه و میتونه جواب بده یا نه. مایکل جکسون هم یه دوره CPR گذرونده بوده و میگن که این عبارت اونجا کرم گوشش شده بوده و براش آهنگ نوشته.

یعنی میخوام بگم فرض کنید همکلاسیتون با روپوش سفید پزشکی و همه چی، ییهو با شیب سی درجه وارد کلاس میشه و میخونه Annie are you ok? Annie are you ok? Are you ok Annie؟ 

یا فرض کنید در حال مرگید و یکی داره بالاسرتون با ریتم میخونه مثلا Julik are you ok? Julik are you ok? are you ok Julik? من باشم همونجا از خنده شرحه شرحه شده جان به جان آفرین تسلیم می کنم.

حالا یه عده از علما هم معتقدند که آقا وقتی خودت داری میگی خون پاچیده رو فرش و طرف تا اتاق دنبالش اومده و هترپتر کرده بنده خدا رو، خب معلومه که Annie is not ok. اما دسته ای در مقابل معتقدند که به هر حال سوگند بقراط و وظیفه انسانی ایجاب می کنه خواننده حتی در همون حال هم از جسد بپرسه Annie are you ok ، شاید به اذن خدای یوزارسیف به سخن در اومد و گفت آره بابا آنی ایز اوکی و شصتشم به نشونه لایک گرفت سمتِ مایکل.

ما که نمی دونیم.



پی نوشت: در پستِ بعدی  میخواستم به ریسوچی آنی بپردازم که خب دیگه شورِ قضیه در میاد و خودتون برید بخونید که بود و چه کرد، اگه خواستید.

۱۳ نظر ۱۰ لایک

استکهلم زدگی

در سال 1973 یه بانک تو استکهلم سوئد مورد حمله مسلحانه قرار گرفت و به مدت چند روز، بانک و کارمندان و حضار به صورت گروگان گرفتارِِ سارقین بودن. بعد از پنج شش روز که پلیس بالاخره موفق شد به لطایف الحیلی بانک رو نجات بده و ملت رو بکشه بیرون و گروگان ها رو صورت رو به دیوار و دست روی سر دستگیر کنه، متوجه نکته عجیبی شدن؛ گروگان ها به گروگانگیر هاشون علاقه مند شده بودن، دلشون برای دزد ها تنگ شد، یه سری شون حاضر نشدن علیه اونا شهادت بدن، و حتی مورد داشتیم یکی شون رفت بعدا با یکی از گروگان گیر ها مزدوج شد! 


روان شناس ها که بسیار شگفت زده شده بودند و کف دست ها به جای نارنج ها بریده و انگشت های تحیر به دندان های شگفتی گزیده، تصمیم گرفتن این پدیده رو مثل اخترک ب612 اسم گذاری کنن جهت رفرنس های آتی، و اسمش رو گذاشتن Norrmalmstorgssyndromet که نگارنده صادقانه اعتراف می کنه حتی یک بار هم حوصله ش نگرفته تا آخرش رو بخونه و تا وسطاش رفته و بیخیال شده.

سالها تو امتحانای شفاهی و کتبی دانشجوهای روان شناسی با این اسم درگیر بودن و به کاشفین این پدیده و مخترعین این اسم و گروگانگیر ها و گروگان ها و استکهلم و کارل ششم پادشاه سوئد فحش می دادن، تا اینکه servant of lion king of god smith the fair که همون حداد عادلِ خارجیاست پیشنهاد کرد اسمش رو بذارن سندروم استکهلم و جماعتی رو از فحش خوردن، و جماعت دیگری رو از فحش دادن رهانید و خوشبخت شد و رفت تو مجمع تشخیص مصلحت سوئد و اینا. اما این پایانِ قضیه نبود! در فیلمِ جان سختِ یک که مال قرن ها پیشه که آقامون آلن ریکمن هنوز زنده بودن و دوست عزیزمون بروس ویلیس هنوز مو داشتن، یه کارشناس میارن تو یه برنامه ای که بیاد در مورد شرایط گروگان ها توضیح بده و ایشون شروع می کنه در مورد سندروم هلسینکی صحبت کردن. قضیه این بود که عوامل فیلم میخواستن به ریشِ فراستی ها و جواد خیابانی های تلویزیون خندیده باشن و در مورد سوتی ها و دانشِ بی برکت کارشناسان تلویزیونی مزه ریخته باشن. ولی اون موقع هنوز توییتر نبود که ملت بریزن توییت کنن «سندروم هلسینکی چه کوفتیه؟» و ترند جهانی بشه، و کسی هم نمیرفت همچین چیزی رو گوگل کنه چون گوگل ده سال بعد اختراع شد. به همین سادگی دانشِ عمومیِ میلیون ها نفر تف تفی شد و یه عده هنوزم فکر می کنن سندروم هلسینکی داریم چون یه بابایی تو سال 1988 خواسته با جواد استریتز (!)  شوخی کرده باشه و دانشجوهای روان شناسی هنوزم فحش میدن و عوامل جان سخت هنوزم فحش می خورن.


بعدها همونطور که بدبختی صاحبش رو پیدا می کنه و دونه کاج نر دونه کاج ماده رو، سندروم استکهلم هم مبتلایانِ باحالِ خودش رو پیدا کرد. یه ورژن خانم پتی هرست بچه پولدار بود که یه عده دزدیدنش، زنگ زد خونه شون و گفت «مامان من با این گروگان گیرا خیلی حال می کنم، زین پس میخوام باهاشون کار کنم اسم رمزمم تانیاس. بوس بوس خدافس» و رفت تو کار بانک زدن و سرقت مسلحانه و تهشم گرفتنش به سی و پنج سال زندان محکومش کردن که خب دو سال بیشتر حبس نکشید. روایت است که ربایندگان وی که توقع داشتن دختره رو بدزدن و از خانواده ش پول بگیرن، پس از دیدنِ اینکه عوض پول یه نون خور بهشون اضافه شد و دختره ابراز علاقه کرد بمونه پیششون، جملگی جامه دریده سر به بیابون نهادن و خب خبری از پول ها هم نشد بهرحال.

نمونه های شگفت انگیز تری هم پیدا شد، مثل یکی که چهار سال حبسش کرده بودن تو یه تابوت و انقدر وفادار شده بود حتی یه روز ربایندگان بردنش خونه خودش که خانواده ش رو ببینه و برگشت تا سه سال و نیم دیگه توی تابوت حبس باشه، یا یه پسربچه که دزدیدنش و چهار پنج سال بعد در حالی پیدا کردنش که انقدر با گروگانگیرش صمیمی شده بود که میتونست بره بیرون خرید و تفریح و حتی دوست دخترم پیدا کرده بود، یا اون روزنامه نگارِ عزیزی که طالبان افغانستان دزدیدش و ده روز بعد که ولش کردن رفت مسلمون افراطی شد و هرچقدرم گفتن بیا درمانت کنیم تو سندروم استکهلم داری گفت نه من راهِ حقیقت رو پیدا کردم و باید نشون بدم زندگی آزادگی چیجوریه و حبل المتین توده های آرزومند است و اینا.


خلاصه که مراقب خودتون باشید دیگه.


گوش بدیم: David Garrett : Smooth Criminal Violin Cover

پی نوشت: به من نخندید، من این هفته مایکل جکسون رو کشف کردم. در مطلب بعدی به این آهنگِ رو اعصاب خواهم پرداخت!

پی نوشت: چالشِ خود ساخته ی «بدون شکلک و اسمایلی حرفت رو بزن» راه انداخته م با شرکتِ خودم، چون چه معنی داره اینقدر نگارشِ آدمی وابسته به اَشکالی باشه که نیازمندِ شناختِ قبلیِ خواننده با کد هاشونه و ضمنا در نگارش های رسمی هم کاربرد ندارن، مثلا برای استاد نمیشه نوشت «سپاس:) »! ببینم زنده می مونم یا نه.

۲۸ نظر ۱۳ لایک

از تجربیات

باج افزار یا Ransomware چیست؟

باج افزار برنامه ایه که مثل ویروس عمل می کنه. یعنی هدفش آسیب رسوندن به دستگاه شماست و در صورتی که بتونه وارد سیستمتون بشه، میتونه عملکرد سیستمتون رو مختل کنه یا حتی از کار بندازدش. برخلاف ویروس هایی که عموما میگیریم، که سازنده شون تو یه اتاق تاریک نشسته و صورتشم معلوم نیست و رو به دوربین خنده های شیطانی سر میده، باج افزارها اعلام می کنن که داداش، من فلانی ام، فایلاتو خراب کردم، انقدر بده فایلاتو درست کنم. پولی که درخواست میشه به صورت بیت کوین قابل پرداخته-که غیر قابل ردیابیه و حال ندارم توضیح بدم bitcoin چیه خودمم تعریف دقیقی ازش ندارم، فرض کنید یه واحد پول مجازی اینترنتی:دی- یا دلاری. و از روی اونم نمیشه رد طرف رو زد.


چطوری باج افزار نگیریم؟

فایل ناشناس غیرمطمئن دانلود نکنید. آنتی ویروستون فعال باشه و اگه برنامه های کرک شده نصب می کنید، فقط همون برنامه رو بذارید تو لیست استثناهای آنتی ویروستون، نه اینکه بگید کلا سطح امنیت رو بیاره پایین! مراقب تورنت ها باشید و در انتها بازم تضمینی نمیدم باج افزار نگیرید، من متخصص امنیت نیستم، یه دانشجوی بدبخت نرم افزارم:| :))


چطوری حل میشه؟

بستگی داره. ممکنه هرگز فایلاتون به حالت اصلی برنگرده حتی اگه به طرف باج بدید-برای همین میگن اصلا بیخیال باج دادن به یارو بشید و برید خودتون تمهیداتی بیندیشید- و ممکنه تلاش برای برگردوندن فایلها به شکل قابل استفاده، باعث سوختن هارد یا ادوات دیگرتون بشه.

امن ترین راه فرمت کردن هارده.

اگه باج افزار رمزتون کرده باشه، و ورژنش قدیمی باشه، ممکنه بتونید نرم افزار های شکستن رمزش رو پیدا کنید. ولی ریسک سوختن وسایلتون رو به جون بخرید.


حالا چرا اینا رو میگی؟

چون فردا تحویل پروژه دارم و کل دیروزمون صرف دوباره ریختن ویندوز و همه نرم افزارها و درایور ها روی سیستم هم گروهیم شد. چون الف-آنتی ویروس نداشت. ب-یه فایل تورنت دانلود کرد که کل سیستمش رو فقط به خاطر 500 دلار ناقابل(!) رمز کرد، پروژه رو پروند، نرم افزاری که پروژه رو توش میزدیم ترکوند، و ما رو به خاک سیاه نشوند.

تازه باج افزاره یه قابلیتی داشت یه فایل میذاشت رو دسکتاپ که اگه بازش میکردی کامپیوتر به اذن خدا به سخن در میومد و میگفت هشدار هشدار هشدار این کامپیوتر توسط سیستم رمزنگاری فلان آلوده شده است. :))


پی نوشت: بعد از اون پست «نه به وایسیم مورد خشونت واقع شیم علیه زنان» هی تو خیابون یا تو تاکسی موردش پیش میاد. :|

پی نوشت: ممنون که کامنت میذارید و میگید از نوشته هام خوشتون میاد، خوندن پست هام یکی از عادت های روزانه تونه، تگ مادر جان بهارم رو دوست دارید و منتظر آپ کردن هام می مونید.

بوس بهتون:دی

۲۰ نظر ۱۱ لایک

Hey, teacher! Leave them kids alone!

کرم گوش یا کرم مغز به اون حالتی گفته میشه که دارید زندگی عادیتونو می کنید، مثلا سر امتحان معادلات دیفرانسیل نشستید، تو راه دانشگاهید، از عروسی بر می گردید یا دارید ظرف می شورید، و هی حس می کنید یکی تو کله تون نشسته داره با صدای بلند آهنگ گوش میده. مثلا ممکنه مچ خودتونو در حالی بگیرید که ده دقیقه س دارید می خونید "اگه سرحالم، اگه شادم واسه اینه که پشتم گرمه" و اعصاب خودتون و اطرافیان رو رنده کردید. یا مثل من، صبح به صبح با موزیک درخواستی مغزتون از خواب بیدار بشید و تا آخر روز هی شما رو در حال خوندنش از کتابخونه، کلاس، اتوبوس و خونه(!) بیرون کنن.

کرم گوش یه حالت نرمال و فراگیره و بیماری محسوب نمیشه-البته آلرژی هم نرمال و فراگیره ولی عادی محسوب میشه و همه میدونیم جفتشون موجب استهلاک انسان میشن!- و حتی مورد های شدیدی مثل موتزارت داشته، که وقتی یه آهنگ نصفه میشنید انقدر تو ذهنش تکرار میشد که مجبور میشد بپره پشت پیانو و آهنگو تا آخر بنوازه. حالا پسرش هم از کرم درون رنج می برده و هی میرفته میشسته پای پیانو که نزدیک اتاق موتزارت بوده، آهنگ میزده نصفه ول می کرده و د فرار! در کل، بنابراین گفتن "استاد کرم گوش داشتم درس نخوندم" یا " دکتر گواهی بنویس به علت کرم گوش نامبرده فردا نمیاد مدرسه" باعث میشه شما رو از دفتر استاد و مطب دکتر هم بیرون کنن حتی و اصلا روش حساب نکنید!!

گفته میشه کرم گوش هایی که هر آدمی در طول عمرش بهش مبتلا میشه، بستگی به ریتمی داره که بدنش باهاش ریتم می زنه. مثلا اگر سمفونی شماره پنج بتهوون کرم گوش من باشه، ممکنه ده هزاربار هم شما گوش بدید و چیزیتون نشه. بعد شما دو دور pen pineapple apple pen گوش بدید یک عمر تباه شید. این نشون میده من بسیور موزیک های فاخر تری گوش میدم و درود بر سلیقه موسیقیایی من! و ضمنا نشون میده شما باید از موسیقی های " دین دی دی دین دین دی دی دین"طور دوری کنید. :|

در صورتی که به کرم گوش مبتلا شدید، سعی نکنید با گوش پاک کن و پنس و قیچی کرمه رو از تو گوشتون خارج کنید. گوش دادن به موسیقی های هم دیگه ممکنه باعث بشه یه کرم جدید بگیرید! حرف زدن و پرت کردن حواستونم کمک چندانی بهتون نمی کنه. کلیت قضیه مثل سکسکه س؛ در حالی که نه تنها خودتون بلکه توجه بقیه رو هم جلب کرده، شما نباید بهش توجه کنید و دعا کنید زود بند بیاد.

و برخلاف سکسکه نفس کشیدن تو پاکت و خوردن آب سرد و ترسیدن هم روش تاثیری نداره.


پی نوشت: عنوان کرم گوش دیروزمه. یه تیکه از Another Brick In The Wallاز پینک فلوید که اصلا نمیدونم کجا شنیدمش:))

پی نوشت: کرم گوش های روزمره یا ماهانه تونو معرفی کنید:دی

۴۷ نظر ۱۲ لایک

ژوراسیک


دَدپایان*(که هیچ گونه نسبتی با ددمنش سانان، ددپول(که ترجمه فارسیش میشه مَردِ استخرِ مُرده:| )، و برادران عوامل سریال واکینگ دد ندارن!) به اون دسته از دایناسورها گفته میشه که برای راه رفتن از دو تا پا استفاده می کردن. ددپایان پاهای بلند و قدرتمندی داشتن و جهت اینکه بتونن برن شکار، از مغزی با سی پی یو بالای پنتیوم فایو بهره می بردن! در عوض این دو مزیت، همونطور که میبینید دست هاشون کوچیک و قناس بوده. مثلا یه گونه از ددپایان هست، اسمش سهمگین پنجه* ست. ایشون مبدع استفاده از پنجه بوکس بوده، ولی از اونجا که دست هاشون خانوادگی جون نداره در حد همون پایه گذار پنجه بوکس اسمش تو تاریخ مونده و دیگه نتونسته استفاده خاصی از اختراعش بکنه. 

زندگی با این ریخت و قیافه، سختی های خودش رو هم داره دیگه. مثلا شما تصور کنین ایشون با این آناتومی بخواد ژورانگی-نارنگی عهد ژوراسیک!- بخوره. نه دستش به دهنش میرسه، نه دهنش به دستش.  تا قبل از اختراع نِی، که میشد بزنی تو ژورانگیل-که نارگیل عهد ژوراسیک باشه- و آبشو بکشی بالا، سرانه مصرف میوه و سبزی در ددپایان به حدی کم بود که مجبور بودن جهت تامین ویتامین مورد نیاز بدنشون از دایناسور های گیاهخوار تغذیه کنن حتی! 

معروف ترین ددپایی که میشناسید، مارمولکِ ستمگره* که اشتباها در رسانه ها به اسم تیرانوزوروس رکس معرفی شده. مارمولک ستمگر از زیرشاخه ددپایانِ بیدادگرخزنده* بوده که در مدت سلطنتشون بسیار ستم ها بر دیگر دایناسورها روا داشتن. این دایناسورهای دژخیم و خونخوار اونقدر ددمنشی کردن که جون بقیه دایناسورا، مثل سخت دنبان*، ناجوردندانانتهی پیکر ها*، و باستان مرغ وش ها*، به لبشون اومد و مجبور شدن انقلاب کنن!

بعد از اونا دست قاپ ریختان* روی کار اومدن که اختلاس های میلیاردی و فیش های حقوقی میلیونی در دوره اون ها باب شد و تا به امروز ادامه داره.


+هرگونه شباهت بین این متن و رویداد های حقیقی تصادفی بوده و شدیدا تکذیب می شود.


*وجدانی فکر می کردید حداد عادل تا اینجاها نفوذ کرده باشه؟ 

۲۰ نظر ۵ لایک
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
که همین دوست داشتن زیباست.
من یه دیوونه م که دیوونگیشو دوست داره
قدرتِ تشخیصتون رو از دست ندین
گاهی مقصر خودِ ماییم.
به مرور
تگ ها
بایگانی
آبان ۱۳۹۶ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک