مثلِ کنه چسبیدن

اولین باری که شروع کردم برای کاری تلاش کنم، پیش دانشگاهی بودم. داشتم تلاش می کردم دین و زندگیم رو برسونم بالای پنجاه درصد. دو هفته میخوندی، تست میزدی، از خودت امتحان می گرفتی، آزمون قلمچیت جوابش می اومد و چهل و هشت درصد زده بودی. می فهمیدی دو هفته اشتباه خوندی. یه روش دیگه در پیش می گرفتی و تلاش می کردی و دو هفته اون مسیر رو می گرفتی میرفتی تا آزمون قلمچی بعد و میرسیدی به چهل و هشت قبلی. گیس هاتو می کشیدی و ناخن هاتو می جویدی و جوش هاتو می کندی و زور می زدی و بالاخره می رسیدی به پنجاه. این بالاخره برای من پنج ماه زمان بود. از بهمنِ 91 تا خرداد 92 من داشتم فقط تست دین و زندگی میزدم و دو هفته یه بار میدیدم کوهی که کندم به شیرین نمیرسه و میرفتم سراغ کوه بعدی.


وسطای ماه سوم یا چهارم فهمیدم اینکه جونش رو داشته باشی یه کار رو تو هفته های متوالی هی انجام بدی ملاک موفقیت نیست. مهم اینه که انقدر بکنی تا برسی به اون قله ای که تو رو به شیرینت می رسونه، و وقتی می فهمی تا الان داشتی مسیر رو اشتباه می رفتی، یا وقتی نمیدونی کوهی که انتخاب کردی همونه که باید یا نه، کلنگت رو پرت نکنی تو دره و ول کنی بری.


اصل کار اون ول نکردنه س، وقتی هیچ نشونی از موفقیت نمی بینی.


+عنوان، اسم کتابیه از مرحوم منوچهر احترامی. با تمام احترامی که برای آقای احترامی قائلم، من هیچوقت نفهمیدم هدفشون از نوشته هاشون چیه. ولی کاریکاتور های زیرش رو دوست داشتم. سلمان طاهری می کشیدشون. خوشگل بودن. :دی

۲۹ نظر ۱۵ لایک

در تکمیل پری پست (*)

❗️اطلاعیه شماره دوازده جمعیت امام علی (ع) در ارتباط با زلزله کرمانشاه


🔹به اطلاع شما هموطنان عزیز می‌رساند با توجه به اتمام فاز اول امدادرسانی به مناطق زلزله زده در استان کرمانشاه توسط جمعیت امام علی که شامل ارسال اقلام اهدایی از سوی شما عزیزان در قالب چندین محموله به این استان بوده است، جمعه ۲۶ آبان آخرین روز کاری ستادهای جمعیت امام علی در سراسر کشور بوده و از روز شنبه مقارن با ۲۷ آبان ماه، کمک‌های غیرنقدی در این ستادها اخذ نمی‌شود. شما عزیزان می‌توانید همچنان از طریق کمک‌های نقدی خود از طریق درگاه‌های معرفی شده، یاریگر مردم آسیب دیده از زلزله در استان کرمانشاه باشید.


🔹همچنین فازهای بعدی فعالیت‌های جمعیت امام علی در این مناطق متعاقبا و در اطلاعیه های بعدی به اطلاع شما خوبان خواهد رسید. شما می توانید برای ارائه‌ی کمک‌های نقدی خود همچنان از طریق درگاه‌های زیر اقدام نمایید.  


📌شماره کارت شانزده رقمی واریز کمک‌ها:

۶۱۰۴۳۳۷۹۰۵۳۲۴۶۰۲

بانک ملت به نام جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)

به حساب شماره ۵۳۲۵۰۴۳۸۷۷

درگاه پرداخت اینترنتی:

https://donate.sosapoverty.org/emdadresani


📞شماره تلفن روابط عمومی جمعیت امام علی

۰۲۱-۸۸۹۳۰۸۱۶



*: پری پست به پستی اطلاق می گردد که این پست نه، قبلیش نه، قبلیش باشد. :دی

۵ نظر ۶ لایک

و باکس های آب معدنی را به سوی هم پرت نکنید.

دیروز بعد از تعطیل شدن از سر کار ( و تعطیل شدن پگاه از آخرین کلاسش ) قرار گذاشتیم یه سری خوراکی و لباس ببریم بدیم جمعیت امام علی تو انقلاب. من از جمهوری و پگاه از جایی که توش گم شده بود (!) راه افتادیم. پگاه با لباسا و من با یه کارتن بیسکوییت، به هم رسیدیم و سوارم کرد و تاختیم تا محل موعود.

خیابونی که میخواستیم بریم بسته بود. دو تا آقا دم ورودیش وایساده بودن که آقا شلوغه نرید تو و مسیر های جایگزین اعلام می کردن. ما گفتیم همون تو کار داریم و شرمنده. :دی چرا بسته بود حالا؟ ساختمون هلال احمر توش بود ( خیابون بسیار باریکی بود و ساختمون از این قدیمی کهن سال ها، اگه اینجا زلزله بشه اونا اولین کسایی هستن که دچار مشکل امداد رسانی میشن :| ) و کامیونشون داشت بارگیری می کرد.


ماشین رو زدیم کنار و بارهامون رو زدیم زیر بغلمون و تحویل دادیم دم درشون به هلال احمری ها. برادر عزیزی با دوربین دستی ( ازینا که فیلمای بچگیتون رو باهاش فیلمبرداری کردن و پونصد تومن تو دیجیکالا میفروشن ) جلومون رو گرفت که از خبرگزاری فارس اومدیم و پیام بدین ملت ترغیب شن. از ایشون گذر کنیم با ذکر این مساله که اگه کسی با دوربین جلوتون رو گرفت اول کارت خبرنگاریش رو بخواین و واینستید باهاش چونه بزنید که آخه من پیام اخلاقیم نمیاد مخصوصا اگر دوربین دستی خانوادگی دستشه :| و به هلال احمر بپردازیم!


دو تا ساختمون روبروی هم یه کامیون بینشون. کامیون پر از گونی های نارنجی که روی هر کدوم یه نوشته بزرگ با ماژیک سیاه خودنمایی می کنه : لباس بچه، اسباب بازی، کفش مردونه، بهداشتی... . در های دو تا ساختمون باز، از این طرف دوان دوان می رن طرف ماشین هایی که پیچیده ن تو کوچه تا چیزی بیارن رو خالی می کنن و تشکر و قدردانی. از اون طرف باکس های آب معدنی رو میندازن بالا تو یه وانت. از این سوی کادر صدای یه عالمه دختر میاد که داد میزنن حوله کجاست؟ کفشا رو گره بزن! دستکش دستتون کنید!

ظهرش داشتم به شباهنگ میگفتم من میخوام برم کرمانشاه عملی کمک. نمیدونم چرا نمیرم ( البته پگاه گفت فقط افراد متخصص باید برن، چون اسکان و تغذیه به نیروی کارِ زیادی خودش بدبختی جدیدی برای افراد حاضر در صحنه ست! ) . اینجا دیدیم موقعیت فراهمه و اسکان و تغذیه هم که نمیخوایم. رفتیم به گروه باکس آب معدنی پیوستیم. الگوریتمشون به هم ریخت و سرعتشون کم شد. :دی گفتیم آقا ما کجا بریم کمکتون؟ اشاره کردن به اون سوی کادر که صدای دخترا میومد. رفتیم ساختمون روبرویی دیدیم تعداد زیادی دختر کاور پوش در حال جدا سازی کمک های مردمی و تفکیکش در گونی های نارنجی هستن. لباس های مردونه و زنونه، کفش ها، اسباب بازی ها، پتوها، وسایل بهداشتی، و غیره. گونی های پر رو گره میزدن و آقایون میومدن بلند می کردن میبردن برای کامیونِ دم در. وایسادیم کمکشون به باز کردن لباس ها. رفتیم تو زنجیرِ دست به دست کردنِ کارتن های تو حیاط به سمت کامیون. جوراب های جغله ی گوگولیِ نوزادی بسته بندی کردیم. جعبه های کلاه رو چسب زدیم. شلوار جین های کوتاه و چاق رو تشخیص جنسیت دادیم. با خانواده باحالی دوست شدیم که دختر ده ساله شون خیلی جدی پا به پای بقیه کار می کرد و پدرشون با کت شلوار ایستاده بود گونی هایی که زیادی پر شده بودن با زور و زحمت گره می زد و هر بار با دخترش چشم تو چشم میشد بلند بهش آفرین می گفت. با دانشجو هایی دوست شدیم که از دانشگاه پیچونده بودن بیان کمک. با خانمی که شالش رو گره زده بود دور گردنش و وقتی شام و آب معدنی آوردن گفت اگه از کمک ها برنداشتینشون می خورم اگه نه که هیچی ( نه، از سوپر خریده بودن، هول نکنید :دی ) . بانوی اهدا کننده ای رو ملاقات نمودیم که لباس عروس آورده بود. بزرگواری رو شناسایی کردیم که مایو فرستاده بود برای کمک. کیسه ناشناسی رو باز کردیم که توش بیست تا کلاهِ بافتنیِ مارکدار بود. کفش های یکی از بانوان داوطلب رو اشتباهی تو گونی کفش ها گره زدیم رفت. :)) و بقیه رو با بلاگری آشنا کردیم که دامن ها رو سر و ته می گرفت و دنبال یقه شون می گشت چون یقین داشت چیزی که دستشه پیرهنه. :| 


تجربیاتی که کسب کردیم:
1-متاسفانه لباس ها رو همینطوری از گیرنده به فرستنده میفرستادن میرفت. یعنی مثلا لباس هایی که ما آوردیم بدون اینکه شسته بشه رفت تو گونی. شاید گونی ها بعدا شسته میشن، نمیدونم. ولی ترجیحا لباس نو بفرستید یا خودتون بشورید خیلی. پتو ها هم همینطور. نمیتونم بگم نو و تو بسته بندی چون اگه بسته بندی مانع از پر شدن گونی میشد بازش می کردن. اگه بسته بندیش پلاستیکی و انعطاف پذیره خوبه.

2-لباس زیر استفاده شده نفرستید، هر چند بار که شستیدش. جدی میگم.

3-کفش رو تو جعبه نفرستید. یه جوری دو تا لنگه ش رو به هم وصل کنید و تو کیسه شفاف بدینش. چون جعبه ها رو در میارن که تو هر گونی بیشتر جا بشه.

4-چند تا لباس رو با هم وکیوم نکنید مگر اینکه روش نوشتید مثلا لباس زنونه ست. اگر وکیوم کردید تفکیک شده باشه. دو سه تا وکیوم رو باز کردیم چون روش ننوشته بود توش چیا هست.

5-پکیج درست نکنید. مثلا به جای اینکه شیش تا باکس شامل روغن و برنج و نون بدید، شیش تا روغن و شیش تا گونی برنج و شیش تا بسته نون بدید. اینا همه میره تفکیک میشه.

6-برید کمکشون. استقبال می کنن. مخصوصا اگه زورتون زیاده. ولی رهبری پذیر باشید. یهو اعلام استقلال نکنید. :دی

7-پیشنهاد جولیکی: یه عالمه کنسرو لوبیا و تن ماهی دیدم. کنسرو خورش ندیدم ولی. کنسرو خورش هم تو سوپر ها هست، حتی قورمه سبزی! کیفیتش خونگی نیست ولی کنسروه و می مونه و خب تنوعم هست. اگه تو هوای کنسرو بودین میتونه گزینه خوبی باشه.

8-اینا کجا عضو میگیرن؟ من از دیشب دوازده تا به جونام افزوده شده!



پی نوشت: بنر پست قبل تو موبایل منفجر میشد، تلاش کردم بهبودش بدم. دارندگان قالب های موبایل فرندلی، بفرمایید. :)

۲۵ نظر ۲۰ لایک

TOGETHER STRONGER

❗️اطلاعیه شماره دو جمعیت امام علی (ع) در ارتباط با زلزله کرمانشاه


🔹به اطلاع شما هموطنان عزیز می‌رسانیم که مراکز زیر به عنوان ستادهای امدادرسانی جمعیت امام علی در شهرهای مختلف کشور آماده‌ی دریافت کمک‌های غیرنقدی شما عزیزان برای هموطنان آسیب دیده از زلزله در استان کرمانشاه می‌باشند.


🔹لطفا به مسایل زیر توجه فرمایید:


۱- لطفا کمک‌های غیرنقدی را تنها در قالب اقلام زیر به ستادهای تعیین شده تحویل دهید:

⚠️ پتو

⚠️ چادر 

⚠️ کیسه خواب

شیر خشک

پوشک بچه

انواع کنسرو

نان

گاز پیک نیکی

بخاری برقی

چراغ نفتی


۲- لطفا از کمک نقدی در ستادهای فوق پرهیز نموده و کمک‌های نقدی خود را تنها از طرق زیر انجام دهید:


شماره کارت شانزده رقمی:

۶۱۰۴۳۳۷۹۰۵۳۲۴۶۰۲

بانک ملت به نام جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع)

به حساب شماره ۵۳۲۵۰۴۳۸۷۷

درگاه پرداخت اینترنتی:

https://donate.sosapoverty.org/emdadresani



🔹لیست ستادهای جمعیت امام علی در نقاط مختلف کشور:


🔴کرمانشاه:


پایگاه شماره یک:

نمایشگاه کتاب، انتهای سمت چپ سالن بیستون، غرفه جمعیت امام علی (ع)

ساعت ۱۲-۹ و ۲۰-۱۵


پایگاه شماره دو:

خانه ایرانی جمعیت امام علی به آدرس:

جعفرآباد، خیابان ابوذر، کوچه آزادی۰


🔴تهران:

میدان انقلاب- خ کارگر جنوبی- کوچه مهدیزاده- پلاک ۲۴، خانه هنر جمعیت امام علی (ع)

 ساعت کاری: ۱۰ صبح الی ۲۲


شماره تماس‌ها:

 ۰۲۱۸۸۹۳۰۸۱۶

۰۹۳۹۷۰۱۰۲۷۸

۰۹۱۲۸۱۵۲۱۹۴

🔴زنجان:

 خیابان سعدی وسط- نرسیده به تقاطع زینبیه شرقی -روبروی بانک مهر اقتصاد -آموزشگاه مدرسان شریف 


ساعات کاری : ۹ صبح الی ۱۲ شب


۰۹۱۰۲۰۳۰۳۱۲ 

 ۰۹۳۷۲۵۳۶۸۶۲

۰۲۴۳۳۳۲۴۸۸۸


🔴گرگان:

 فلکه مازندران- خیابان ایرانمهر- انتهای ابوذر یکم- درب آبی کوچک - پلاک ۱۰ - خانه ایرانی

۰۱۷۳۲۴۲۲۰۴۰۶

۰۹۰۱۰۵۰۷۳۸۰

شنبه تا پنجشنبه، ۱۰ صبح تا ۶ عصر


🔴بوشهر:

خیابان ششم بهمن- نرسیده به میدان ششم بهمن- کوچه انقلاب ۲- فرعی اول سمت راست-پلاک یک

ساعت کاری:

هر روز ساعت ۹ تا ۱۲ و ۱۴ تا ۱۷


۰۹۱۷۸۷۶۹۵۶۲


🔴شیراز:


پایگاه شماره یک:

خانه ایرانی سعدی- خیابان هفت تنان، ابتدای بلوار نیستان، کوچه شهید هاشم پور، سمت راست درب اول، پلاک ۱۰۰

ساعت ۹- ۱۶


پایگاه شماره دو:

مجتمع شهر کاغذی- خیابان قصردشت، حدفاصل ملاصدرا و فلسطین، کوچه ۲۵


شماره تلفن روابط عمومی جمعیت امام علی(ع) در شیراز

۰۹۰۱۳۶۱۴۵۴۲


🔴کرمان:

کرمان، حد فاصل میدان پژوهش(دانشگاه شهید باهنر) و میدان بیرم آباد، کندروی سمت راست بزرگراه، بولوار صنعتی، بعد از آسفالت، 

کوچه ۱۴، درب پنجم سمت راست

خانه ایرانی صنعتی کرمان 


 هر روز ساعت ۱۸-۱۰

۰۹۱۰۳۴۱۰۱۷۳


🔴اصفهان:

حدفاصل فلکه لاله و عاشق اصفهانی، نرسیده به فلکه زینبیه، کوچه شماره ۹۰،

درب آبی رنگ خانه ایرانی

ساعت ۱۱ الی ۱۶

شماره تلفن روابط عمومی جمعیت امام علی (ع)اصفهان:

۰۹۳۹۹۰۸۳۵۱۵


🔴تبریز:

پل ملل متحد، نبش اسلام زاده، پلاک ۳۸۸، ساختمان آبی رنگ

مسئول ستاد:

رضا روزبه

شماره تلفن:

۰۹۳۵۷۴۵۹۸۴۷

۰۹۱۴۲۴۲۰۱۵۸

ساعت کار: ۱۴ الی ۲۳


🔴مازندران:

ساری، بلوار کشاورز، کشاورز ششم، کوچه احسان، جنب پارکینگ درمانگاه انصار، خانه ایرانی ساری

ساعت کاری هم ۱۶ الی ۱۹

روابط عمومی جمعیت امام علی ساری

۰۹۳۰۵۱۳۸۲۶۷



ویرایش جولیک: اگه دوست دارید کدِ بنرِ بالای وبلاگ رو داشته باشید، از اینجا تمام این متن رو کپی کنید، از منوی قالب-> ویرایش ساختار قالب فعلی، بعد از <body> بذاریدش.

<div style=" position: fixed; top: 0; width: 100%; height: 50px; line-height: 45px;  z-index : 99;background: #960000; border-bottom:#770000 2px solid; text-align: center; font-size: 15px;"> <a href="https://donate.sosapoverty.org/emdadresani" target ="_blank" style="color: white;"> درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی</a> </div>
۴ نظر ۸ لایک

در باب هنرِ بس کردن

سخت ترین قسمتِِ نگهداری از  گل و گیاه خونگی این نیست که یادت نره بهشون آب بدی یا حواست باشه موقع گلدون عوض کردن ریشه هاشو آسیب نزنی. بلکه یاد گرفتنِِ این مهمه که کی, چطور و چقدر هرسشون کنی. 

بعضی هاشون شاخه های جانبی در میارن و شروع می کنن به بچه دادن. بعضیا تو فصلی که نباید گل میدن. بعضیا اصلا کارشون این نیست که گل بدن ولی یهو میبینی دلبرونه گلبرگ های رنگیشونو بهت نشون میدن. بعضی هاشون سودای درخت شدن در سر دارن و شروع می کنن به دراز شدن و برگهای پایین ترشون میریزه.
شاید اولش به نظر بامزه بیاد که حسن یوسفت گل داده و شمعدونیت درخت شده و گل نازت شبیه حسنی نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو با گیس های آویزون بهت خوشامد میگه و گل گندمیت ماهی دو تا قلمه میده. ولی زهی خیال باطل که کم کم اوضاع از کنترل خارج میشه. حسن یوسف می پلاسه, شمعدونی دیگه گل نمیده, گل ناز شروع می کنه کچل شدن و گندمی ها بالکن رو پر می کنن اونقدر که مجبوری مثل بالرین ها از لابلاشون روی نوک پا رد شی تا دستت به همه شون برسه و آبشون بدی.

یه روز بالاخره مجبور میشی قیچی برداری و گل حسن یوسفت رو جدا کنی, شمعدونیو کوتاه کنی, گیس گل ناز رو قلمه بزنی و گندمی ها رو عقیم کنی. شاید فکر کنی دردشون میاد, شاید فکر کنی دوست ندارن اونجوری که تو میخوای رشد کنن, شاید حتی بابت جدا کردن شاخه بچه زای گندمیت ازش معذرت بخوای, ولی باید بدونی هر کی یه ظرفیتی داره. بغل هرکی گنجایش تعداد هندونه مشخصی رو داره و تلاش برای برداشتن تعداد بیشتری هندونه, تنها نتیجه ش به زمین افتادن هندونه هاییه که جاشون تو بغلت راحت بود و از پسشون بر می اومدی.

پی نوشت: گندمی ها قدمت چند ده ساله تو خانواده ما دارن. غول پیکر ترینشون ارتفاعش به اندازه یه گوسفند پروار بود که روی شونه آقای برادر سوار شده باشه, و نقل است موقع کوبیدن خونه ای که ایشون توش واقع بود مجبور شدن دیوار پاسیو رو بیارن پایین تا خارجش کنن. همکنون وی در طبقه پایین منزل ما سکنی داره و به معنی واقعی کلمه سر به سقف می سایه.
۲۱ نظر ۱۸ لایک

وقتی دو روز سر نمی زنین و با پنج تا کامنت روبرو میشین که تنبلیتون میاد پاسخ بدین....

دیدین یه وقتی یه چیزی رو میذارین رو میزتون که فقط سر راه نباشه، بعد اونجا می مونه تا ابدیت؟

بعد دیدین چیزِ بعدی رو که میخواین بذارین رو میز اینطوری این که حالا یه چیزی رو میز هست خیلی هم  شلوغ تر نمیشه، اینم بیاد روش؟

بعد دیدین از چیزِ سوم به بعد دیگه نگاه نمی کنین چی رو میزه، تصورتون اینه که بهرحال همین الانشم میز خالی نیست و همه چی رو میریزین روش؟

بعد دیدین بعد یه مدت دیگه میز غیر قابل سکونت میشه و میمون ها روی درخت هایی که از لابلای وسایلتون رشد کردن سکنی می گزینن و هروقت میخواین بهشون نزدیک بشین و میز رو تمیز کنین یا لااقل وسایل روش رو بردارین بذارین رو تخت، بهتون نارگیل پرت می کنن؟ درخت های تنبلوچگی و میمون های سست ارادگی.


همین اتفاق میتونه برای وبلاگتون بیفته.

۱۴ نظر ۲۰ لایک
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
برای سفر کرده.
مشت سرخ آهنین
پولدارها قانون ندارند
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
تگ ها
بایگانی
شهریور ۱۳۹۷ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|