درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

مطالعه این پست به دانشجویان و دانش آموزان توصیه نمی گردد >:)

انیمه ببینید: Your name

آهنگ گوش کنید : Run Boy Run

سریال ببینید: Suits

کتاب بخونید: جهانِ صفحه-شش جلد اولش فقط موجوده. لکن مستقل از هم میشه خوندشون.

فعالیت انجام بدید: برا بچه آینده دوستتون شال گردن ببافید.

پنیر تست کنید: پنیر کممبر. یه چیزی بین پنیر روزانه و پنیر پیتزاس. آب میشه تو فر.

خوش بگذرونید: در آستانه پایان تعطیلات پست بنویسید توش روش های گذروندن اوقات فراغت پیشنهاد بدید!


+سرم شلوغه، و یه گوشی دستمه که برخلاف روالِ تا کنون، نمیتونم باهاش کامنت جواب بدم. به زودی کامنتای قبلی رو پاسخ میدم.

++یکی به دستِ مسئولانِ بیان برسونه، روشِ خاموش کردنِ نوتیفیکیشنِ جواب هایی که کامنت هامون دریافت کرده اصلا کاربرپسند نیست. من باید یه دور از تو پنلم برم همه وبلاگا رو بگردم، در حالی که بعضا جواب کامنتم رو در حالی که داشتم از وبلاگِ یکی رد می شده م یا رفته بودم کامنتِ دومی بذارم، دیده م. سه روزه هی میام میبینم اون بالا نوشته شیش، میرم تو میبینم شیش تا پاسخ جدیده نه شیش تا کامنت تازه. معلومم نیست کدومان، چرا خاموش نمیشن. :|

۳۳ نظر ۱۹ لایک

حالا باید قوی باشی جولیک.

قبلاً یه بار گفته بودم، یه جایی توی کتاب ِ Hunger games یا "عطش مبارزه"، دختره منهدم شده. از لحاظ روانی و ذهنی منهدم شده یعنی. اصولاً شخصیت اولّای مؤنث رو ملّت می‌خوان بزنن، ولی من کتنیس رو خیلی دوست داشتم. حداقل به خاطر این قسمتی که توی یه وضعیت دردناک گیر افتاده بود و خودشو مجبور می‌کرد ادامه بده: «حالا باید شکار کُنی کتنیس. حالا باید آب بخوری کتنیس. حالا وقتشه بخوابی کتنیس.» و اگرچه روبات‌وار، ولی تمام کارهای لازم برای ادامه‌ی حیاتش رو اینطوری انجام می‌داد.


تو زندگی همه‌ی ما یه روزهایی هست که باید به خودمون یادآوری کنیم: «حالا باید نفس بکشی.. حالا باید از خودت محافظت کنی.. حالا باید غذا بخوری..» اگه منتظر بشینیم یکی بیاد و بهمون یادآوری کنه «حالا باید خوشحال باشی..» ، هیچ‌وقت جون ِ سالم به در نمی‌بریم. متأسفانه، اوضاع هرچقدر هم خراب باشه، آخر ِ یه روز ِ افتضاح، اون روزی که احساس کردی وقتشه دنیا به پایان برسه و نمی‌تونه تشخیص بدی چطوری زمین هنوز داره به گردشش ادامه می‌ده، می‌خوابی و دوباره خورشید طلوع می‌کنه. دوباره باید بیدار شی و باید به زندگی‌ت ادامه بدی، حتی وقتی نمی‌دونی چرا هنوز داری زندگی می‌کنی. "روز ِ دوم" ِ معروف که می‌گن، همینه. روز دومی که تازه می‌فهمی نیست. تازه می‌بینی رفته. تازه می‌بینی چه چیزایی خراب شده و از اون بدتر، تو باید ادامه بدی!


فراری فرمود.

۸ نظر ۲۸ لایک

Cry Me a River


قارچ بخور تیرت عوض شه

در سه واحدی  مهندسی نرم افزار دو با اصطلاحی آشنا میشیم به نام analysis paralysis. بدین معنی که پروژه انقدر توی فاز آنالیز و دیزاین گیر می کنه و انقدر مدیر پروژه دچار ایده آل گراییه که نمیخواد کوچکترین چیزی از قلم بیفته و انقدر همه چیو تحلیل و مساله رو پیچیده میکنن که پروژه هرگز وارد فاز اجرا نمیشه.

بیاید یه کم غر بزنیم. در مورد کیفیت زندگی جنس مونث. چرا من نصف برادرم ارزش شهادت دادن دارم و چرا برای کار و سفر و خروج از کشور اجازه آقا بالاسرم لازمه و چرا من و آقای فلانی یه کار می کنیم ولی حقوق من کمتره و چرا ورود من به ورزشگاه ها ممنوعه و چرا شوهرم حق داره چهل تا زن صیغه کنه و چرا حق ارث من نصف برادرمه و چرا دیه من نصف قاتل مذکرمه و چرا اگه بیام بگم شش صبح تو خیابون پسری سینه منو دستمالی کرده اولین سوالتون اینه که شش صب تو خیابون چه غلطی میکردی و چرا من تا سی سالگی ازدواج نکنم ترشیده میشم ولی برادرم حرفی پشتش نیست و چرا من اگر کارمند هم باشم ازم توقع میره وقتی میرسم خونه عوض استراحت به فکر جلب رضایت شوهرم باشم و به خونه هم برسم ایضا و چرا اونی که باید بشینه خونه و مراقب نوزاد باشه منم و چرا من متاهل کمتر شانس استخدام دارم چون ممکنه بچه دار شم اصلا.
خب گمونم کافیه.

یکی از اینا رو به صورت رندوم انتخاب کنید و تو یه جمعی، مثلا وبلاگتون، مطرح کنید. هر کدومش. سر پس اندازم شرط می بندم این جواب قطعا مطرح میشه: آیا واقعا مشکل زنان ما اینه؟ آیا این اولویته؟ مگه این چقدر مهمه؟ من که تا حالا ندیدم پس حتما چیز مسخره ایه!
افرادی که این جوابو میدن، به جز آخری که بر کوته فکریش درود میفرستیم و خدا بهش بینش بده ایشالا، اونقدر به اینکه این الان مهم ترین مساله نیست پرداختن، و به اینکه ببخشید پس چی مهم ترین مساله س نپرداحته ن، که نتیجه شون شده اینکه  جلوی همه نق ها و غر ها و هشتگ ها و کمپین ها وایمیستن و ابراز بی ارزش بودن میکنن، بدون اینکه پیشنهاد جایگزینی ارایه کنن.

اما عزیزان. آنالایز پارالایز های من. آیا ما داریم میریم جنگ و نقاط استراتژیکی رو قراره با محدودیت موشک نابود کنیم؟ آیا ما در مرحله قبل همه تیرهامونو صرف کشتن غوله کردیم و الان باید دنبال آیتم تیر بگردیم؟ آیا اگه هم سعی کنیم وقتی دختری عصبانیه بهش نگیم تو پریودی و هم تو خیابون دنبال دختر مردم راه نیفتیم و هم بذاریم دوست دخترمون که اونم مث ما دانشجوعه دست تو جیبش کنه و فکر نکنیم مالکشیم یا باید خرجشو بدیم که خفن جلوه کنیم، تیرمون یا جونمون تموم میشه؟ آیا اگه همزمان چند همسری مومنین و محشرین(!) رو تقبیح کنیم و به خاطر زنانی که پشت در استادیوم موندن یه بار از عیشمون بزنیم و نریم استادیوم می میریم؟
نچ.
مهم ترین مشکل زنا احیای حقوقشونه، و حالا که فشار خاصی به جای خاصی نمیاریم و تظاهراتی هم قرار نیست رخ بده و نه ارتشی در کاره نه موشکی نه غولی نه قارچی، نگران نباشید. اگه همزمان به همه آیتم های پکیج حقوق زنا بپردازید، جونتون تموم نمیشه.

+همه پسرا نمیرن سربازی. ولی دیه همه دخترا نصف دیه همه پسراس. و الخ.
+برای بعضی مشکلا حتی ارتشم لازم نیست. مثلا همین که دون دون غیورمردان کشور رو متوجه کنیم پریود بودن کاربرد تو سری زدن نداره.
+یه چیزی که تو شش ماه اخیر زیاد به چشمم میخوره و نمیفهمم، جوابیه  نوشتن بلاگرا برای ژانر و طوفان های توییتره. چون تو تلگرام یه چیزایی خوندیم یا تو وحیدآنلاینی جایی عضویم. لا اله قضیه رو شنیدیم، الا الله ش به دستمون نرسیده.
۳۸ نظر ۲۳ لایک

دم گاو

من هیچوقت تا ته مسیر با دوست هام نبودم. صمیمی ترین همکلاسی هام ازدواج کردن و به من نگفتن، چند تا از نزدیک ترین هاشون مهاجرت کردن و من از اینستاگرامشون فهمیدم، رفتن سر کار و من نبودم، دانشگاه قبول شدن و من خبر نداشتم.
چون یه جا ازشون بریده م و فکر کرده م دیگه بسه. رو اعصابمن. ازم سواستفاده میکنن. خط قرمز هاشونو رد می کنن.
حالا این طبیعیه که وقتی با یکی قطع رابطه ای بهت خبر نده عروس یا داماد شده یا رفته اتریش یا کار پیدا کرده یا ارشد شریف آورده. غیرطبیعیش اینجاست که تو بعد یه مدت که شوتشون کردی از زندگیت بیرون، نگرانشون بشی و بدویی بری ازشون خبر بگیری که در چه حالن و سالمن یا نه.

+هفته پیش یه خواستگار نچسب داشتم که ازم پرسید بدترین ویژگی اخلاقیت چیه و من گفتم اینکه زود عصبی میشم. گفت بعد با این اخلاقتون با چند نفر دوستین چند نفر باهاتون قطع رابطه ان؟
بچه خوبی بود. یادش گرامی.
+ مادر جان بهار می گفت گاو رو پوست می کنی، به دمش که میرسی ولش میکنی.
+من ماهی یه بار چک می کنم بچه های فیلم هری پاتر به سرنوشت اسدالله یکتا دچار نشده باشن. و صدف طاهریان و چکامه چمن ماه بدبخت نشده باشن و کار دستشون باشه. و مکالی مک کین دوران نقاهتش رو به خوبی بگذرونه.
وسواس ذهنیه؟ یا دلرحمی؟
۱۳ نظر ۱۸ لایک
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
که همین دوست داشتن زیباست.
من یه دیوونه م که دیوونگیشو دوست داره
قدرتِ تشخیصتون رو از دست ندین
گاهی مقصر خودِ ماییم.
به مرور
تگ ها
بایگانی
آبان ۱۳۹۶ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک