داغ

ده ساعت بعد از ارسال این پست، من داشتم ماکارونی می پختم.

جاشمعی کریستال مادرجان بهار از بالای هواکش افتاد.

من جاخالی دادم.

جاشمعی خورد زمین و شکست.

اذان پخش میشد.

مامان رفته بود.

هیچکس به من نگفت ولی.

خودم فهمیدم.

وقتی بابا سرظهر اومد خونه.

و صورتش خیس بود.

و من ده ساعت قبل دغدغه م این بوده که،

تو مسابقات هاگوارتز چندم میشیم.

۱۸ نظر ۹ لایک

ژوراسیک


دَدپایان*(که هیچ گونه نسبتی با ددمنش سانان، ددپول(که ترجمه فارسیش میشه مَردِ استخرِ مُرده:| )، و برادران عوامل سریال واکینگ دد ندارن!) به اون دسته از دایناسورها گفته میشه که برای راه رفتن از دو تا پا استفاده می کردن. ددپایان پاهای بلند و قدرتمندی داشتن و جهت اینکه بتونن برن شکار، از مغزی با سی پی یو بالای پنتیوم فایو بهره می بردن! در عوض این دو مزیت، همونطور که میبینید دست هاشون کوچیک و قناس بوده. مثلا یه گونه از ددپایان هست، اسمش سهمگین پنجه* ست. ایشون مبدع استفاده از پنجه بوکس بوده، ولی از اونجا که دست هاشون خانوادگی جون نداره در حد همون پایه گذار پنجه بوکس اسمش تو تاریخ مونده و دیگه نتونسته استفاده خاصی از اختراعش بکنه. 

زندگی با این ریخت و قیافه، سختی های خودش رو هم داره دیگه. مثلا شما تصور کنین ایشون با این آناتومی بخواد ژورانگی-نارنگی عهد ژوراسیک!- بخوره. نه دستش به دهنش میرسه، نه دهنش به دستش.  تا قبل از اختراع نِی، که میشد بزنی تو ژورانگیل-که نارگیل عهد ژوراسیک باشه- و آبشو بکشی بالا، سرانه مصرف میوه و سبزی در ددپایان به حدی کم بود که مجبور بودن جهت تامین ویتامین مورد نیاز بدنشون از دایناسور های گیاهخوار تغذیه کنن حتی! 

معروف ترین ددپایی که میشناسید، مارمولکِ ستمگره* که اشتباها در رسانه ها به اسم تیرانوزوروس رکس معرفی شده. مارمولک ستمگر از زیرشاخه ددپایانِ بیدادگرخزنده* بوده که در مدت سلطنتشون بسیار ستم ها بر دیگر دایناسورها روا داشتن. این دایناسورهای دژخیم و خونخوار اونقدر ددمنشی کردن که جون بقیه دایناسورا، مثل سخت دنبان*، ناجوردندانانتهی پیکر ها*، و باستان مرغ وش ها*، به لبشون اومد و مجبور شدن انقلاب کنن!

بعد از اونا دست قاپ ریختان* روی کار اومدن که اختلاس های میلیاردی و فیش های حقوقی میلیونی در دوره اون ها باب شد و تا به امروز ادامه داره.


+هرگونه شباهت بین این متن و رویداد های حقیقی تصادفی بوده و شدیدا تکذیب می شود.


*وجدانی فکر می کردید حداد عادل تا اینجاها نفوذ کرده باشه؟ 

۲۰ نظر ۶ لایک

خسته

چرا شبانه روز فقط 24 ساعته...

۱۷ نظر ۹ لایک

پیر اشتباه نمیکند و جهان را متوقف می کند. جوان با اشتباهاتش جهان را به پیش می راند

پدرم شدیدا معتقده که آدم حتما باید راه خودشو بره و به حرف دیگران زندگی نکنه. چون به هر حال هرکاری کنی یه عده ازت ناراضی ان و یه عده فک می کنن کار درستی نکردی و به اندازه کافی خوب نبودی.

بعد ما هر راهی انتخاب کنیم، حتی اگه راهی باشه که خودش قبلا پیشنهاد کرده، میاد جلومونو میگیره میگه نه این راه غلطه و اعلام می کنه که ما هیچی نمیفهمیم و هیچی از زندگی درس نگرفتیم و آخرش میفتیم تو دریا جنازه مونو براش میارن.

میگم یعنی یه کم به بچه هاتون فراغ بال بدین، چارتا اشتباه بکنن سه تا تجربه از توش دراد. الان من پس فردا برم وارد جامعه بشم جرات ندارم دست از پا خطا کنم یه وقت نیفتم تو دریا. والا.



عنوان از آتش بدون دود نادر ابراهیمی

دوست عزیزی که سوال داشتن در مورد  رشته و دانشگاه آدرس ایمیل از خودشون به جا بذارن من تلگرام پابلیک ندارم:دی

۲۱ نظر ۹ لایک

گاهی یه جوابایی به سوالات ملت میدم که سرپرستمم نمیفهمه:))

یه عادت عجیبی که تو فامیل ما خیلی رایجه اینه که ملت مستقیم حرف نمیزنن. بعد شما مستقیم هم باهامون حرف بزنی غیر مستقیم برداشت میشه. مثلا شما بشینی بغل دست یکی کیفتو بگیری تو دستت، طرف میگه کیفو بذار کنارت راحت بشین. بعد شما اگه جواب بدی نه جای شما تنگ میشه یا نه نمیخوام اذیت شین، طرف نمیگه نه بابا چه اذیتی راحت باش. میگه نه عزیزم من انقدر ها هم چاق نیستم هارهارهار. یا مثلا باشه فهمیدیم تو لاغری کرکرکر. بعد مثلا هرهر که میخندن نمیدونی واقعا مستقیم دارن هرهر میخندن و شوخی کرده ن یا غیرمستقیم دارن میخندن و تیکه انداخته ن بهت.


یعنی آدم مخ گیجه میگیره یه مدت باهامون معاشرت نزدیک می کنه. بعد مثلا تصور کنین من رو،که با سرعت بالایی حرف میزنم، و خیلی از کلمه ها رو حتی کامل هم تلفظ نمی کنم. اونوقت من خیلی وقتا در حالت عادی هم که حرف میزنم جملاتم فهمیده نمیشه، بعد تصور کنید با جملات کنایی و استعاری و استفهام انکاری ای(!) دارم سعی می کنم یه مفهومی رو منتقل کنم به طرف. :|

مثلا یه سری سر کلاس گسسته برگشتم به 93 ای ها گفتم دبستان که نیست دفتر رابط براتون پر کنن. این بدین معنی بود که به من ربطی نداره که نتتون قطع بوده و نرفتین چک کنین که تکلیف براتون آپلود کردیم و برید یه تمهیدی واسه برنامه ریزی تکالیفتون بیندیشید، بهونه مهونه هم نمیپذیرم، ضمنا یاد و خاطره دفترچه رابط هم گرامی باد و اگه کسی میخواد به حافظه م درود بفرسته یا خاطره ای از دفترچه رابطش بگه میتونه الان این کارو بکنه یخ مجلس آب شه:|


حالا همین من رو، در قالب یک پشتیبان تلفنی نرم افزار تصور کنید که مثلا دارم یخ مکالمه با مسوول انفورماتیک فلان قسمت سازمان رو آب می کنم. یا جواب سوال بدیهی یک مسوول فعال سازی رو میدم که به نظرم خنده داره و میخوام روش جوک بیام.

هیچی دیگه.

:|


+مخترع کفش پاشنه بلند قطعا مرد بوده. اگه یک بار پاشو تو اختراعش میکرد هرگز نمیذاشت به تولید انبوه برسه.

جولیک با زانوی پیچ خورده

۲۳ نظر ۷ لایک

170 ساعت رفته م 150 ساعت مونده :عر

آقا اگه کاراموزی تو تابستون تموم نشه چی میشه؟
۱۲ نظر ۵ لایک

چگونه در تابستان زنده بمانیم- جولیک اِدیشن

هولدن کالفیلد (ره) ملقب به هیولا، اینجانب رو به بازی وبلاگی «با اینا تابستونتونو سر بکنید» دعوت نمودن (پست خودش رو اینجا و پست گرداوریِ شرکت کنندگان رو اینجا میبینید!) و منم لبیک گفتم. :دی


چی بخونم تا زنده بمونم


ابتدا به ساکن باید بگم که من به چالش کتابخونی 95 پیوستم، تا الان هم شیش دوازدهم چالش هاشو انجام داده م، ولی انقد اون وسط از من معرفی کتاب خواسته شد که من هنوز وقت نکردم کتاب هایی که امسال و واسه اون چالش خوندم معرفی کنم:))
در ادامه اپلیکیشن فیدیبو رو بهتون معرفی می کنم که نسخه الکترونیک کتابها رو با قیمتی بسیار کمتر در اختیارتون میذاره و روی اندروید و iOS قابل نصب کردنه. خوبیش اینه که کتاباتون همه جا همراهتونه و اگه مثل من ساعت های زیادی از روز مجبورید بیرون خونه باشید و از بیکاری به حال مرگ میفتید، این یه مزیته.
و در انتها اوصیکم به عضویت در کتابخونه! مخصوصا عضویت ویژه در کتابخونه های شهرداری که اجازه میده از همه کتابخونه های وابسته به شهرداری کتاب بگیرید. و البته به اون سامانه جستجوشون اعتماد نکنید، یه سری کتابا رو میگه موجوده ولی میرین میبینین موجود نیست. :دی

1- پست های درخواستی: معرفی کتاب! در این پست خودم و تمامی خوانندگان کتابخون عزیز تر از جانم (:دی) کتاب های مورد علاقه مون رو معرفی کردیم که یه نگاه بهش میتونه مفید باشه. :)

2-آخرین انارِ دنیا نوشته بختیار علی. برای اونها که از رضا امیرخانی خوششون میاد و به طورِ خاص علاقه ای به تو چش فرو کردن های مذهبی-عقیدتی ش ندارن. 

3-ده سیاهپوستِ کوچولو نوشته آگاتا کریستی. نه توش خانم مارپل داره نه پوآرو، ولی معمایی و جناییه. رودستِ خوبی می خورید تهش. منو به ژانر جنایی علاقه مند کرد اصن. متحول شدم. ای تو روحت آگاتا. :دی 

4- هر آنچه را دوست داری از دست خواهی داد نوشته استفن کینگ. چند تا داستان کوتاه توشه و ته هر داستان هم توضیح یک پاراگرافی خود نگارنده در مورد داستان رو داره. دو سه تا داستان خیلی خوب و چند داستان خوب توش داشت. مثلا داستانی که در مورد اون یارو خلافکار وسترنه بود رو من دوست داشتم. اسمشم یادم نی، امروز پسش دادم کتابخونه:))

5- محض رضای خدا اجازه بدین من کتابای چالشم رو معرفی کنم سر وقتش:))


چی ببینم تا زنده بمونم


1-عادت جدیدی که من پیدا کردم اینه که انیمیشن های خیلی قدیمی والت دیزنی رو دانلود میکنم و میبینم. :دی با توجه به اینکه جدیدا والت دیزنی زده تو خط بازتولید هر آنچه که باهاش خاطره داشتیم ( و تا الان سفید برفی، سیندرلا و زیبای خفته رو متحول کرده :)) به زودی با حضور اما واتسون دیو و دلبر رو هم میده بیرون! )هم تجدید خاطره ست، هم میتونین یه مقایسه اجمالی بر نسخه قرن 21 و نسخه قرن 20 قضیه داشته باشین. :دی

بنابراین پیشنهاد می شود مشاهده کارتون هایی همچون مولان(قسمت اول و قسمت دوم)، شیرشاه(قسمت اول و قسمت یکِ نیم-حتما دوبله دیده شود!-)، اناستازیا(یک قسمت بیشتر نداره:دی) و علاءالدین( قسمت اول با حضور مرحوم مغفور رررررابین وییییلیامزززز!). من اونایی رو لینک دادم که موسیقیشون رو دوست دارم. مثلا آناستازیا و Once Upon A December ش رو همه تون شنیدین قطعا؛ من کل آهنگاشو رو کاست ضبط کرده م دارم. :دی

در همین راستا به صورت زود هنگام لینک می دهم به دانلود موسیقی متن شیرشاه، دانلود موسیقی متن مولان 1، دانلود موسیقی متن مولان 2، دانلود موسیقی متن علاءالدین
از اونجا که مطمئنم عمرا برید همه شو دانلود کنید، منتخب خودم رو هم در قسمت موسیقی بهتون ارائه میدم:دی


2- فیلم اعصاب خورد کن و شدیدا فرساینده Take Shelter که میخواستم یه پست جدا براش بنویسم و هی خر تو خر میشد و فرصتش پیش نمی اومد خلاصه. فیلم دو ساعت و اندی هست و انقدر فضاش سنگین بود برای من که یک هفته وقت برد ببینمش. :)) هر بیست دقیقه ش رو تو یک روز دیدم، نمیشد. :دی 

3-فیلم روان و ملایم و مهربون Mr. Holmes که به داستان شرلوک هولمز سالها پس از دورانِ اوجش می پردازه و اولش ممکنه فکر کنید که خب حالا که چی، ولی اواسطش متوجه میشین که حالا که چی و اصلا خیلی هم فیلم خوبیه و دلتونم میخواسته. :))

4-فیلمِ نسبتا ترسناکِ The Woman In Black با حضور افتخاری هری پاتر که خب از نظر فنی خیلی کلاسیک و با خاموش کردن چراغ ها و نزدیک شدن از پشت و ظاهر شدن از غیب و همین چیزای عادی(!) سعی می کنه بترسونتون، هیچ چیز خاصی نداره که بگم بابت اون ببینیدش. :دی من پایانش رو دوست داشتم و برام متفاوت بود. و البته لازمه اخطار کنم که برعکسِ مثلا The Conjuring که جنازه ها رو یا تر و تازه نشون میداد، یا از گردن به پایین، یا سریع دوربین رو ازشون می چرخوند، اینجا اصلا از این خبرا نیست و کاملا سر حوصله این صحنه ها رو گرفته. :دی

5- نسخه قرن بیست و یک زیبای خفته Maleficent که اولین فیلمیه که از آنجلینا جولی دیدم. :| هنوز موفق نشده م نسخه جدید سیندرلا رو ببینم، ولی اگه به همین خوبی باشه از دیزنی متشکر خواهم بود که دیدگاه جدیدی به قصه های کلاسیکش ارائه کرده و البته که این دیدگاه جدید رو بیشتر دوست دارم. شخصیت های خاکستری بیشتر، دخترهای مستقل تر(که همه ش به فکر ازدواج نیستن و در شوهر کردن و بوسیده شدن توسط عشق واقعیشون خلاصه نمیشن) و آواز های نخراشیده کمتر. (شما هم وقتی پری وسطیه به آوورا صدایی خوش همچون آواز پرنده اعطا کرد، از اینکه دیدین عین جغد آواز می خونه کف کردین؟:)) )

6-انیمیشن روان شناسانه و بسیار خفن Inside Out که از همون اول وقتی میبینین ترجمه ش کرده ن «سرنشینان» متوجه میشین باید زبان اصلی نگاهش کنین. :| صحنه نداره(که یعنی میشه خانوادگی دیدش) آواز نداره(که یعنی احتمالا کمتر مسخره میشید که چرا دارید کارتون میبینید) و البته خیلی بچه فهم نیست، واسه بچه موچه هاتون پخش نکنید لدفن. :دی

7- فیلمِ هزاربار با صدای بهمنِ هاشمی از تلویزیون پخش شده Prisoners که خیلی خشنه. خیلیییییی خشنه. و خیلی هم توش فحش میدن. جنایی معمایی رو اعصاب طوری. :دی من از صداوسیمای خودمون ندیدمش در حقیقت. بنابراین اگه از تلویزیون دیدین، نمیدونم چقدرش رو نشون داده. :دی جیک جیلنهالِ دلبر هم داره. :|


چی گوش کنم تا زنده بمونم


1-از قسمت «چی ببینیم» برگزیده موسیقی انیمیشن های زیرخاکی باقی مونده بود که تقدیم می شود. :دی لطفا بدون دیدن انیمیشنش اقدام به دانلود نکنید. :دی

Circle Of Life-Lion King
He Lives In You-Lion King
I Can't Wait To Be King-Lion King
Bring Honor To Us All- Mulan
Reflection-Mulan
Make A Man Out Of You-Mulan
I Wanna Be Like Other Girls-Mulan II
A Whole New World-Alladin
Prince Ali-Alladin
Once Upon A December-Anastasia
Learn To Do It-Anastasia
At The Beginning-Anastasia


2- یه دوستِ عزیزی در یوتیوب فعالیت میکنه به اسم Sam Tsui که پیانیسته و سه تا فعالیت خوب داره: 1- آهنگ می سازه و می خونه 2- دو تا آهنگ معروف رو با هم ترکیب می کنه ( Mashup) و ترکیبشون رو با پیانو میزنه و روش هم می خونه 3- آهنگ های معروف رو کاور می کنه با پیانو، و بعضا ویولن-با همکاری دوستان:دی- و روش هم چی؟ افرین! میخونه!:))

قبلا یه چیزایی ازش معرفی کرده بودم، دو سه تا آهنگِ دیگه که خوب دراورده هم میذارم بلکه مریدش شید. :دی
Let It Go Let Her Go(Frozen+Passengers Mashup)-Piano
If I Die Young- The Band Perry Piano Cover
Applause-Pano+Vionin


3- شهرِ من بخند از گروه پالت. به طور خاص ترک های 2 3 5 7 و اعداد اولِ بعدی:))

4- ترافیک از گروه ترافیک. البته این یکی مالِ سال 92 عه، نمیدونم چند نفرتون شنیده باشدش! به طور خاص ترک های 3 4 6. اون ترکِ آخر رو هم گوش بدید به تلاش اشکان خطیبی برای سرودن شعر انگلیسی...نمیدونم، بخندید؟ آفرین بگید؟:دی

5-گروهِ آلمانیِ Eklipse متشکل از دو تا ویولن، یک ویولا و یک ویولن سل، آهنگ های معروف و خفنی رو کاور میکنه میده بیرون. به طور خاص میتونم کاور های Run ، Clocks،  Suppermassive Black Hole ، Wonderful Life  و In The End شون رو بهتون توصیه کنم. این صفحه که لینک دادم دیگه همه چی توش هست دیگه، برگزینید خودتون. :دی


چی بخورم تا زنده بمونم


1-مرغ خردل-عسلی. خردل رو با احتیاط بریزید چون تندی عجیبی داره که کمی ته مزه گس میده به غذا. غذا به شدت خوشمزه و مجلسیه و به جز قسمتی که باید وایسین مرغ ها رو بچینید رو توری و بذارید تو فر، جمعا زیر نیم ساعت به حضور شما نیازه. بقیه ش رو میذارید تو فر و واسه خودش می پزه. :دی


2-سیب زمینی تنوری تو فر. دستور پخت این یکی رو تو اینترنت پیدا نکردم. بدین صورته که شما هر تعداد سیب زمینی که میخواین تمییییز میشورین(چون در انتها پوستش خورده میشه!). بعد میگیرین این سیب زمینی ها رو(که ترجیحا متوسط هستن) به شکل خلال های مثلثی شکل در میارید، عین پره های پرتقال! این خلال ها رو میندازین تو مخلوط آب و یخ که لااقل یک ساعت بمونه. بعد یه کیسه پلاستیکی محکم پیدا می کنیم و توش روغن زیتون، فلفل، سیر، آویشن و نمک و کاری میریزیم، هرچقدر که دوست داریم سیب زمینیا مزه بگیرن ادویه، و روغن هم انقدر که به همه شون برسه! ملات رو هم میزنیم و خوب که مخلوط شد سیب زمینیها رو با دستمال مخصوص آشپزخونه خشک نموده (یا فقط میذاریم آبشون بره) میریزیم تو کیسه، درش رو می بندیم(هوا هم توش نمونه ترجیحا) و قلشون میدیم انقدر که همه شون روغنی و فلفلی و سیری و آویشنی و نمکی و کاروی(!) بشن:دی میذاریم یه نیم ساعتی اون تو هم واسه خودشون مزه بگیرن، و در این حال فر رو میذاریم داغ شه.
یه ظرف فر پذیر(!) برمیداریم، کفِ ش فویل می کشیم. فویل رو با روغن سرخ کردنی چرب می کنیم. سیب زمینی ها رو می چینیم روش و در صورت تمایل روش پنیر پارمسان یا پنیر پیتزا میریزیم. میذاریم تو فر تا خوب بپزه، در میاریم و با انگشتامون می خوریم. :دی

3-ترکیب آب سیب، آب هویج و بستنی وانیلی. :دی لطفا مثل بابای من بستنی شکلاتی نریزید توش. خواهش می کنم ازتون. :|

4-ماست نسبتا چرب، کشمش خیس خورده، سبزی خوردن خرد شده، خیار رنده شده! در کنار غذا به جای ماست و خیار کلاسیک. اینو سرِ کار بهمون میدن، خوشمزه س گفتم به شمام بگم:دی



در انتها دعوت می شود از حبه انگور خانوم پریسا، زاغه نشین خانوم میلیونر، سیاهچال خانوم فراری، سرهنگ خانوم پرسپکتیو
به دوستانی که تا اینجای مطلب دووم آوردن خسته نباشید عرض می کنم. :دی

۲۷ نظر ۹ لایک

365


Noble Maiden Fair(Brave OST)-Emma Thompson and Peigie Barker



دریافت
۱ نظر ۵ لایک

از دوری ات. یا هر چی.

حسن یوسف ها بر اثر آفتی که هیچ سم و فلفل و ریکا و آفتابی برش کارگر نبود، تلف شدند.

امروز طی مراسمی غریبانه، اشک ریختم و از خاک درشان آوردم و گلدان های خالی بی جانشان را چیدم گوشه دیوار بالکن. بدن های خشک شده شان را هم پلاستیک پیچ کردم گذاشتم توی زباله ها.

و این، پایان داستان من و گلدان های مادرم. اهوم.


+سگ ها و گربه ها غصه آدم را حس می کنند و می آیند برای آدم میومیو و واق واق همدردی طور سر می دهند، بعد گل و گیاه جماعت قهر می کنند می میرند. ای بابا.

۱۹ نظر ۱۳ لایک

ولخرج

مدیریت پول ندارم من.

سه روز از ماه گذشته هشتاد هزار تومن خرج کرده م:|

رفتم حسابمو خالی کردم پولارو ریختم تو کشو که دیگه نتونم با کارت خرید کنم:| صب به صب میخوام پنج تومن بردارم که کرایه رفتنمه، بدون کارت و پول اضافه.

چه بساطیه خب، عه!

۱۳ نظر ۱۴ لایک
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
چی بیشتر از همه آزارت میده؟
سکانس ها و بازیگر هایش
یکی رو، یکی زیر
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|