دم خروس

وقتی به من می‌گید تو که نمی‌دونی ایران چه خبره و فقط دنبال‌کننده رسانه های معاندی، تو که پرپکانی غرب نمی‌ذاره حقیقت به دستت برسه... بعد منابعی که خودتون دنبال می‌کنید این رو به عنوان خوشحالی "مردم" نشون می‌ده:

Jjmotor

Jjmotorreal


یا بعد از این‌که بهتون گفته اینایی که موتور ملت رو می‌شکنن و شیشه خانه مردمو میارن پایین پلیس‌نما هستن چون کلاهشون دو خط داره، و بعد اینو نشون من می‌دید که سرباز ملته و محافظ جان و مال و ناموستونه و وطن‌پرست واقعی اینه:


Jjguard

Newsguard


لطفا بپذیرید که عرصه‌ی روایت رو باختید و با هیچ تعداد قسم حضرت عباسی نمی‌شه گذاشتتون تو دسته‌بندی "حقیقت".

۵ نظر ۱۸ لایک

نقطه‌چین اخلاقی

دیدید توی یک سری از فیلم‌های آبکی، آدم‌بده‌ها و مافیایی‌ها کد اخلاقی خودشون رو دارن؟ "به خانواده مواد نمی‌فروشیم"، یا "به زن و بچه طرف دست‌درازی نمی‌کنیم". از این جانی‌هایی که یک دلار از پولشون کم می‌شه تمام واحد حسابداری رو قتل‌عام می‌کنن، ولی حواسشون هست هیچ‌کدوم رو جلوی بچه‌هاش نکشن. از این قاتل‌هایی که بیست تا پلیس رو می‌کشن ولی از پس‌کوچه می‌ندازن که عابرای بی‌گناه تیر نخورن.


خواستم بگم اون خلافکار آبکی شرف داره به کسی که خط‌کش اخلاقی نداره، ملاکش برای این‌که کارم درسته یا غلطه اینه که الان از این کارم فلانی خوشحال شد یا بیساری. فلان دسته رو سوزوندم یا بهمان دسته. آدمی که خط قرمزاش طی روز تکون‌تکون می‌خورن، دروغ می‌گه، تهمت می‌زنه، فحش می‌ده، دزدی می‌کنه، آدم می‌کشه، تجاوزشم می‌کنه؛ تهشم سرشو آسوده می‌ذاره رو بالشش که آخیش، یه غیرمسلمون بهم گفت چه آدم کثیفی هستی، قراره برم بهشت پنج‌تا حوری عقد کنم.

۲ نظر ۱۵ لایک

قوه مخیله

معلم دینی دوم دبیرستانمون یک بار گفت هر کس دوست داره برای دو نمره امتیازی بیاد در مورد یه موضوع دلخواه مرتبط ارائه کلاسی بده. یکی از بچه‌ها (که من هنوز نمی‌دونم مسخره‌مون کرده بود یا واقعا اومده بود برای اون دو نمره) ارائه‌ای داد در مورد موجودات و جهان فیزیکی، و موجودات و جهان متافیزیکی. خلاصه‌ی حرفش برخلاف آنچه ممکنه فکر کنید، این بود که توی آمریکا دارن سعی می‌کنن یه پرتال باز کنن بین دنیای ما و اجنه، و می‌خوان جن‌ها رو وارد این دنیا کنن تا باهاش بتونن کشور‌های خاورمیانه رو تسخیر کنن و حکومت شیطان‌پرستی و فراماسونری خودشون رو بگسترونن. اون وسط داشت از سریال «سوپرنچرال» به چیزی رفرنس می‌داد که گویا قرار بود سایه چشم دجال رو بندازه روی کعبه (؟)، که معلم با رنگ پریده و دست لرزون متوقفش کرد و گفت عزیزم شما ممکنه این‌جا یهو یه چیزی رو دقیقا نقل کنی، مرز بین دو دنیا شکسته شه، موجودی به اشتباه وارد این دنیا بشه و شروع به آسیب‌زنی کنه. لطفا ارائه رو همینجا تموم کن.

بعضی از پست‌ها و توییت‌هایی که می‌بینم دارن سعی می‌کنن تفسیر کنن که چی شد که این‌جوری شد، من رو شدیدا یاد معلم دینی دوم دبیرستانمون میندازن.


پی‌نوشت: یک بار هم گفت ساختمون هرمی شکل نماد شیطان‌پرستیه، و من ازش پرسیدم پس چرا ساختمون مجلس شورای اسلامی هرمیه، و ازم خواست بشینم سر جام. 
پی‌در‌پی‌نوشت: موقع بستن خیریه و NGO که می‌شه همه از صدر تا ذیل به جزییات اسلامی بودن یا نبودن هر چیز کوچکی واقفن و سریعا می‌تونن وارد عمل بشن تا درش رو تخته کنن، ولی یه ساختمون این همه سال داشته آجر به آجر می‌رفته بالا و هیچ‌کس نگاهش نکرده بگه عه این چرا شکل نماد فراماسونریه سد حسن؟
بعد می‌گن چرا ما رو مسخره می‌کنی. خب ببین خودت بهونه دست آدم می‌دی سید.
۰ نظر ۱۶ لایک

خواندنی‌های این روز‌ها (۳)

از کانال تلگرام هذیون

اون اوایل یه نفر یه ویدئو ساخته بود و توش از مردمی که هنوز میترسیدن که «یک قدم» جلو بیان میپرسید خط قرمز شما چیه؟ چون هرکسی یه خط قرمزی داره. یه چیزی وجود داره که خونش رو به جوش بیاره. یه چیزی وجود داره که براش اهمیت زیادی داره. مثلا یک نفر طرفدار حقوق حیواناته. نمیتونه ببینه پیروز منقرض میشه یا یه شکارچی درنای امید رو میزنه یا «سگ‌های بی‌گناه ممنوعه» به گلوله بسته میشن. یک نفر ممکنه خط قرمزش محیط زیست باشه. از دیدن خشک شدن دریاچه‌ی ارومیه اعصابش بهم بریزه. یا از شنیدن خبر سوختن درخت‌های جنگل‌‌های گلستان. بعضی‌ها از حقوق سالمندان دفاع می‌کنن چون اعتقاد دارن بعد از یه عمر زندگی با عزت نباید توی اون سن پشت ماشین‌های اسنپ و تپسی درحال عوض کردن دنده باشن که زندگیشون بچرخه. یک نفر ممکنه دیدن رنج کارگرها خط قرمزش باشه. تحمل نکنه که ریختن معدن باعث مرگشون بشه یا توی هفت تپه دستگیر بشن چون به وضعیتشون اعتراض دارن. گروهی از مردم نگران دانشجوهای کشورن. نمی‌تونن ببینن که قشر جوون یا توی زندانه یا اون طرف مرز توی کشورهای غریب فقط چون دلش می‌خواد یه روزی یه زندگی بهتر داشته باشه. بعضی‌ها به وضعیت اقتصادی یه کشور اهمیت میدن. بعضی‌ها به آثار باستانی و تاریخش. بعضی‌ها حقوق زنان براشون مهمه. تجاوز و دست‌درازی و آزارشون رو نمیتونن ببینن. بعضی‌ها حقوق اقلیت‌های مذهبی براشون اهمیت داره. یه عده نگران وضعیت مهاجرایی هستن که از کشور‌های اطراف میان. یکی ممکنه اشک یه مادر خون بشه جلوی چشمش. یکی ممکنه غم یه پدر رو تحمل نکنه. یکی ممکنه مرگ بی‌‌دلیل یه جوون خط قرمزش باشه. یکی دیگه کودک‌همسری، کودک‌آزاری‌، کودک‌کار، کودک‌کشی… کودک‌کشی… کودک‌کشی، کودک‌کشی…
من نمیدونم هر کدوم از شما، هر کدوم از ما، کدوم دسته از این آدماییم فقط می‌دونم هر کدوم، هرجا که هستیم، هر آرمان و اعتقاد و آرزویی که داریم زیر پای جمهوری کثافت اسلامی له شده. از هر خط قرمزی که تصورش رو بکنیم رد شده. پس لطفا «هرکس، هرکجا که ایستاده٫ برای دریده نشدن بیشتر خط قرمز خودش هم که شده، یک قدم بیاد جلوتر!»

۱ نظر ۱۸ لایک
یه روز موهامو آبی می کنم، سوار نیمبوس دوهزار فکستنیم میشم، پرواز می کنم اون دوردورا و هرگز برنمیگردم.

[کامنت‌ها تا آخر آذر با تاخیر جواب داده می‌شن. عذر تقصیر. :)]
دستچین از بلاگستان
آرشیو دست‌چین
نور خدا
سیاه و سفید
مغازه‌ی خودکشی
عشق، زخمِ عمیقی که هرگز خوب نمی‌شه...
رقص ناامیدی
آب جاری
If Social Media Hosted a Party
کادر درمان
دوستت دارم پس به تو آسیب میزنم
تماشاگر
باز و بسته کردنِ یک در
پینوکیو
People help the people
رنج «سکوت» : اقلیت بودن
تگ ها
بایگانی
پیشنهاد وبلاگ
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
پرسپکتیو
حبه انگور
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
از چشم ها بخوانیم
درامافون
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
برای هیولای زیر تختم
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
بوسیدن پای اژدها
هویج بنفش
حمیدوو برگ بیدوو
اوایل کوچک بود
آراز غلامی
Meet me in Montauk
یادداشت های یک دختر ترشیده
Mahsa's moving castle
تویی پایان ویرانی
قالب: عرفان و جولیک بیان :|