درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

سواله واسم واقعا...!

اِن نفر TA از درس و مشق و زندگی و خوابشون زده ن، ما رو دوره کرده ن که تو کوییز تقلب نکنیم.

بعد من میخوام بدونم، سر کوییزی که سوال آسونش میگه

 

در سیستم floating pont با دقت single به استاندارد IEEE745 داریم

11010111001101110010001100101011

+

0110110001101011101001001110100

=

1A1100B10C100D11100E0011F0011H01

-->

عدد ABCDEFHH را چاپ کنید

 

دقیقا کدوم دو تا نابغه ای میتونن از دست هم کپ بزنن!!خنثی

 

-اصغر! صفر یک یک صفر یک یک یک صفر صفر صفر یک یک یک صفر یک یک صفر یک صفر یک صفر یک یک یک صفر یک رو با یک صفر صفر یک یک صفر صفر صفر صفر یک یک یک صفر یک صفر یک یک یک جمع کرده م جواب شده صفر یک یک صفر یک صفر یک صفر صفر صفر یک یک یک صفر یک صفر یک! درسته؟

-نه علی جواب آخر میشه صفر یک یک صفر صفر صفر یک صفر صفر صفر یک یک یک صفر یک صفر یک! یه جا اشتباه کردی!

-آهان!خنثی

 

آره؟!چشم

 

*سیستم خفنی که اون بالا اسم برده یعنی صرفا نمیشه اینو یه عدد معمولی تو مبنای دو دونست. هر بیتش نشونه ی یه چیزیه. یکیش توانه، یکیش علامت عدده، یکیش اعشاره و الخ!

+من چقدر زود عادت کردم به بودنت...

۹ نظر ۰ لایک

آهای دنیای لعنتی!

 

 

 

من می ترسم...

 

 

 

+پرسش: این همه ما زحمت کشیدیم از متن ترانه ها و شعر های مورد علاقه مان گلچین کردیم هدر ساختیم، کسی نگاه می کند ببیند چه نوشته ییم؟

+Broken, pale wings 
you're just a little tired 
of the sky which is too blue 
Instead for someone else 
Just smile for yourself

+ بعضاً با خودم فکر می کنم پیتر پن هم بود تا الان بزرگ شده بود...والا!

۰ لایک

همذات پنداری

 

من و این پسره ، جدا از اینکه جفتمون اخلاق نداریم و جفتمون تو 99% مواقعی که باید یه چیزی بگیم لالمونی میگیریم و جفتمون وقتی سوار موتور میشیم بیشتر از اینکه باهاش طی مسیر کنیم میکوبیمش به در و دیوار، نقطه مشترک مهممون اینه که هیچ وقت آدمایی که دوستمون دارن رو نمی بینیم. ته ته هنرمون اینه که وقتی یکی ازمون می پرسه « بر می گردی؟!» ، به جای اینکه بگیم «اوه! ممنون که وسط این کشت و کشتار که معلوم نیست اصلا تا پنج ثانیه دیگه خودت زنده باشی ، نگران اینی که من بر می گردم یا نه!» مثل ه دو چشم نگاهش کنیم و سر تکون بدیم.

 

+پسره کلود استرایف میباشد از انیمیشن «final fantasy VII: advent children» ( کودکان ظهور گمونم ترجمه میشه، تو ایران به اسم نجات کودکان میشناسیمش).

+اینم دنزل که منتظر می مونه تا کلود برگرده.

۱۰ نظر ۰ لایک

ماگولی، بچه ها!

 

مثلا فکر کنید یک هفته دوستتان را کشاندید سمت ویترین ماگ های مغازه این اقاهه و با انگشت نشانش دادید که «ببین چقدر آبی این تو خوشگله» و هی مثل بچه های پنج شش ساله پشت مغازه اسباب بازی فروشی ذوق کرده باشید و دوستتان هی عاقل اندر سفیه نگاهتان کرده باشد و باز فردایش همین آش و همین کاسه، تا آنجا که دوستتان مچ دستتان را بگیرد و کشان کشان دورتان کند از آنجا، بعد یک نفر مثل سوپرمن از آسمان فرود بیاید وسط زندگیتان و ندانسته همان را که «آبی ش چقدر خوشگله» تقدیمتان کند!

مرسی فسقلیقلب!!

 

+محتوای ماگ شامل کاپوچینوی آماده است و آن صورتک خوشحالی که میبینید انگشت شست بنده با ناخن شکسته شنیشخند

۵ نظر ۰ لایک

موجز بگم که...

من همیشه باید خوشی هام رو با یه نفر تقسیم کنم تا خوشی بشن. باید یکی باشه که براش تعریف کنم دوستم منو برده سینما، یکی باشه که بهش بگم یه ماگ هدیه گرفته م که بالاخره(!) دوستش دارم، یه نفر باشه که بشینم جلوش و قیه بکشم از خوشحالیِ یه چیزی...

 

کسی نیست اما.

۹ نظر ۰ لایک
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
که همین دوست داشتن زیباست.
من یه دیوونه م که دیوونگیشو دوست داره
قدرتِ تشخیصتون رو از دست ندین
گاهی مقصر خودِ ماییم.
به مرور
تگ ها
بایگانی
آبان ۱۳۹۶ ( ۴ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک