20/3

The things I hold in my hands are droplets of time
Softly I grasp them, forgotten memories, lost words

 

I remember them one by one
And though I felt like I understood all them
The words faded as soon as they got near me

 

An evening without an apparent answer
Flakes of warmth
Longing for something faraway
I live repeating these over and over

 

The things I hold in my hands are droplets of time
Softly I grasp them, forgotten memories, lost words

 

I want to grasp all of your thoughts before they cool
As "people", we still can't share that feeling

The meaning your words give
The feelings with no comparison
Emotions with no answer
If only we could communicate by meeting eye to eye

 

The things I hold in my hands are droplets of time
Softly I grasp them, forgotten memories, lost words

 

I'll keep these feelings in my heart

 

"I've lost them..."

 

لینک!

پی نوشت 1: اسم این آهنگ Nakushita Kotoba یا Lost Words هست که نمیدونم چرا اینجا معنیش کرده NO REGRET LIFE! حالا نکته اینجاست که من این لینک رو امتحان نکردم ، بنابراین اگه کار نکرد خودتون می گردین لینکشو گیر میارین!نیشخند

پی نوشت 2: تیتراژش موجود نمی باشد! من سه تا عکسشو گذاشتم که همینطوری برین تو حس فضانیشخند معرفی می شود که موصورتیه «ساکورا هارونو» هست، و مو مشکیه که پشتش به شماست عشق ساحل «ساسکه اوچیها» تشریف دارد! عرضم به حضورتون که این ساسکه گذاشته رفته یک جای نامعلوم و ناروتو(نفر وسط) دربه در به دنبال اوست، این ساکورا خانم هم از طرفی دل نگران ساسکه عزیز دلشون هستن از طرفی دلواپس اینکه «عجب غلطی کردم ناروتو رو فرستادم دنبالش»نیشخند و لذا غم در چهره شون به خوبی هویداست!

الان رفتین تو حس؟نیشخندخنثی

پی نوشت 3: گاهی آدم(خودمو میگم طبعانیشخند) میگه «من دیگه نمیرم تو وبلاگم» و به خودش میاد زمانی که یک هفته هر روز ده ساعت تو پرشین بلاگ بودهنیشخند...بعد با خودش میگه « خب میرم تو وبلاگم، ولی خیلی کم» و بعد یهو چش وا می کنه میبینه یه ماه اصلا به فکر وبلاگشم نیفتاده بوده نیشخند ....یا میگه« من دیگه لیریک آهنگ نمیذارم» و میبینه که همه ش داره تیتراژ انیمه معرفی می کنه....نیشخند

به من ربطی نداره! من میخوام پست بزنم ولی نمیتونم گریه اینا هم که میبینین لیریک نیستن، یه پیغام رمزی ان با مضمون « من زنده ام»!نیشخند

پی نوشت: باری، یک نفر که میتواند سر بزند انیم ورلد، ببیند پیام من به حسین دو ساما رسید یا نه!نیشخند مراتب تشکر!

۷ نظر ۰ لایک
یه روز موهامو آبی می کنم، سوار نیمبوس دوهزار فکستنیم میشم، پرواز می کنم اون دوردورا و هرگز برنمیگردم.
دستچین از بلاگستان
سیستم عامل آزاد و متن باز برای فردای فروپاشی
چون «ما را نگاهی از تو تمام است گر کنی».
یک دخترِ تا ابد تنها
شاگرد آخر کلاس
پنج شش و هفت؛ اگر رامین اینجا بود
پست های طبق معمول بی عنوانِ تانزانیا
گرد گرد یه گردو
قلبِ آبی
The Bot
یاسر، عاشقی با علاقه های دروغین
الدنیا دار بالبلاء محفوفه
در حالی که دلش تنگ شده
آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن..
برزخ من
تگ ها
بایگانی
بهمن ۱۳۹۸ ( ۱ )
دی ۱۳۹۸ ( ۳ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۱۱ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۵ )
دی ۱۳۹۷ ( ۶ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۵ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
پیشنهاد وبلاگ
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
کاشیها را خیال من آبی می کند
حبه انگور
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
از چشم ها بخوانیم
درامافون
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
برای هیولای زیر تختم
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
بوسیدن پای اژدها
هویج بنفش
حمیدوو برگ بیدوو
اوایل کوچک بود
آراز غلامی
Meet me in Montauk
یادداشت های یک دختر ترشیده
Mahsa's moving castle
تویی پایان ویرانی
قالب: عرفان و جولیک بیان :|