از چی بنویسم؟

هوم؟

۱۹ لایک
۰۵ مرداد ۱۳:۳۹ پشمآلِ پشمآلو
از یه بازی خوب .. حوصلم سر رفته

 Lovers in dangerous space and time بازی کن:))

۰۵ مرداد ۱۳:۴۱ سراسر گنگ
چیزی که نمیخوای بقیه بدونن

بیام بگم که بدونن؟ ساچ اِ واو.

از درخت و طبیعت بگو.
از قطع شدن های پی در پی برق بگو.
از آب گل آلود بگو.
از زلزله بگو.
از تحریم بگو
نه نه از خودت و این روزهات بگو.
اما از هر چی گفتی فقط از جنگ نگو.

سلام

سلام،

دیگه هرچی خیره!:|

۰۵ مرداد ۱۴:۱۱ مریــــ ـــــم
میتونی یه پست انگیزشی برای من بنویسی
و بهم بگی مریم عزیزم اصلا مهم نیست که زشت شدی
مهم قلبه توعه
که پر از خوبی و مهربونی و زیباییست
و همه ی آدم ها به همین قلب تو نگاه میکنن و براشون‌مهمه
:|

زشت شدی؟ قبلش کسی نگاهت می کرد که الان دیگه نگاه نمی کنه؟ رها کن بابا:))

از خودت بنویس :-)

خودم هیچ اتفاق خاصی برام نیفتاده که بیام بهتون بگم...الان یادم اومد یه دوربین کامپکت دویست تومنی خریدم که فردا برام میارن که بی دوربین نمونم...حسابه؟:))

از خودت‎(:‎

خودم سوار بر موج رخوت و بی اتفاقیِ زندگیِ یک شخصِ بیکار روزگار میگذرونم!

۰۵ مرداد ۱۴:۴۰ چوگویک ...
از استاد عیسی بهادری :))

کی هس؟

۰۵ مرداد ۱۴:۵۴ فاطمه سادات
سلام امیدوارم دربهترین احوال باشین.
از هرچی که میخواد دل تنگ تون،بنویسین :)
هرچی که حال تون رو از خوب خوب خوب خوب تبدیل به عالی عالی عالی عالی عالی می کنه :)

سلام، مرسی مرسی مرسی:):):)

از خدا بنویس.

خدا که مرده بابا.

۰۵ مرداد ۱۶:۳۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
چه می‌کنی این روزها؟!

فیلم، خواب، سی شارپ، بافتنی!

۰۵ مرداد ۱۶:۵۶ کروکدیل بانو
برامون فیلم ریویو کن کیف عالمو ببریم :)

چیز قابل عرضی ندیدم تازگیا، ایکس من میبینم، اونم ریویو نداره!

۰۵ مرداد ۱۶:۵۹ . عارفه .
ترجمولیک.

من جدی فکر نمی کردم ترجمولیکام انقد استقبال بشه ازشون:دی چشم:دی

آهنگ ها رو به چالش بکش یا همون ترجمولیک:))

باشه:دی

۰۵ مرداد ۱۷:۲۹ شهـــ ـــرزاد
وایییی با ترجمولیک خیلی موافقم :دی

به اونم فکر می کنم، مرسی:دی

۰۵ مرداد ۱۷:۴۲ ♫ شباهنگ
از آخرین تصمیمی که گرفتی ولیکن عملی نکردی

تصمیم داشتم روزی هشت رج ببافم، سه روزه هیچی نبافتم!

۰۵ مرداد ۱۷:۵۸ .. مــَـمــَّـد ..
هر چی عشقت میکشه!!

عشقم به چیز خاصی نمیکشه، اینه که دست یاری به سوی شما درازنمودم:دی

۰۵ مرداد ۱۸:۰۱ آسـوکـآ آآ
از اینکه دلت چی میخواد که نداریش

شغل، که نگشتم دنبالش چون برنامه زندگیم رو هواس، و کلی پنیر.

تو تابستون چیکار کنیم حوصلمون سر نره!

یه کار یاد بگیرین. زبان بخونین.

۰۵ مرداد ۱۹:۴۲ نیمچه مهندس ...
منم بی سوژه ام.ولی با ریویو فیلم خیلی موافقم

ایکیس من میبینم این مدت، ایکس من ریویو کنم؟:دی

ازون بنده های خسته!
توضیح بده قبل یاس این عبارت از چی .... مصرف میشده یا نه؟

وات؟!

جمعه خود را چگونه گذراندید:/

خواب، فیلم، سیمز:|

از رویاهان بنویس

رویای فعلیم اینه که برنامه زندگیم مشخص شه!

۰۵ مرداد ۲۰:۴۸ دامنِ گلدار
از آقای برادر، از دستور غذاهای جدید، یک پستهایی هم داری که توش توصیه و سفارش داری یا نوشتی که برای فلان توصیه خودت چکار کردی، من اونها رو هم خیلی دوست دارم..

دیگه از هرچی خواستی و توی روزت گذشته..

برم آقای برادرو بچلونم سوژه بده بهم:دی

راههایی که می شه باهاشون تو هاگوارتز اپلای کنیم، ترجیحا با فاند

یه مشنگ زاده پیدا کرده، وی رو کشته، نامه هاگوارتزشو می دزدیم و خودمون رو جاش جا میزنیم، سپس به آدرس هاگوارتز نامه نوشته، وضعیت ارز رو شرح داده و طلب وام دانش آموزی و مساعدت مالی می کنیم.

از این بنویس که آیا نبرد باستانى یونان و تروا آنگونه که در ایلیاد هومر آمده، بر سر "هلنِ زیبارو" بود یا چیز دیگر؟:|

والا تا جایی که من میدونم آره، کی نقضش کرده؟:|

۰۵ مرداد ۲۲:۴۲ بنفشه ❤
من با عکس بیشتر حال میکنم
عکس بذار برامون
از هر چی
از در و دیوار اصن
راجبشونم توضیح بده
هر چه از دوست نوشته و عکس خوانیم و ببینیم نکوست

دوربین گوشیم هفته چهارم فروردین از کار افتاد و جز یک بازه کوتاه دو روزه که اون بین به زندگی بازگشت دیگه کار نکرده:))

۰۶ مرداد ۰۱:۳۳ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
بنویس که اسمِ کلاسی که هری تو سالِ پنجم با اسنیپ برداشته بود چی بود؟!اکولامنسی؟!🤔

من فارسی خوندم کتابارو، اسم فارسیش چفت شدگی بود. نمیدونم انگلیسیش چه بوده!

۰۶ مرداد ۰۱:۵۸ هولدن کالفیلد
از من بنویس، از من از من :|
:))

وی در خانواده ای مذهبی و سنتی چشم به جهان گشود :|

۰۶ مرداد ۰۴:۴۸ لرد چیره
توضیح بده اون شال دکترهو رو چیجوری درست کردی. :/

با هفت کلاف کاموا، دو عدد میل شماره 3.5 و صرف نه ماه وقت!

۰۶ مرداد ۱۰:۵۹ مصطفی فتاحی اردکانی
داستان بنویس

لا سوجه لا مکه:|

۰۶ مرداد ۱۲:۳۴ بانوچـ ـه
از خود ِ خود ِ خودت

خودم خبری نیس والا، همون قبلیا!

۰۶ مرداد ۱۴:۳۸ نیمه سیب سقراطی
بیا بنویسیم روی خاک، رو درخت، رو پر پرنده، رو ابرا
بیا بنویسیم روی برگ، روی آب، توی دفتر موج، رو دریا

دگ همینا :))

چی بنویسیم حاجی؟ شما متاعو بیار بنده قلم میارم!

۰۶ مرداد ۱۵:۵۸ 💟عکس کده💟
چی داری که بنویسی

چیزی داشتم که دست به دامن خوانندگانم نمی شدم:))

از هر دری سخنی

از چی؟با از کی؟فرق داره، آیا؟

وقتی نگارنده در مضیقه می باشد خب طبعا بله، فرق داره، چیزی به ذهن خودم نمیرسه گفتم شاید به ذهن شما برسه!

۰۶ مرداد ۲۰:۳۶ حامد سپهر
از همسر آینده بنویس:)

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش:))

از خودت بنویس

خودم خبر خاصی نیس، سی شارپ می خونم، دستم یه ماه و نیمه سوخته هنوز پوست نبسته، اینارم طی یک ماه گذشته هی گفته م:))

تو که دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنسِ دلِ خستۀ ماست
دل دریا رو نوشتی، همه دنیا رو نوشتی
دل ما رو بنویس... دل ما رو بنویس

بنویس هرچه که ما رو به سر اومد
بد قصه ها گذشت‏و بدتر اومد
بگو از ما که به زندگی دچاریم
لحظه ها رو میکشیم، نمیشماریم
بنویس از ما که در حـال فراریم
توی این پاییز بد، فکر بهاریم

دستِ من خسته شد، از بس که نوشتم
پای من آبله زد، بس که دویدم
تو اگر رسیده ای، ما رو خبر کن
چرا اونجا که تویی، من نرسیدم؟!

تو که از شکنجه زار شب، گذشتی
از غبارِ بی سوارِ شب، گذشتی
تو که عشقو با نگاهت تازه دیدی
بادبان به سینۀ دریا کشیدی

بنویس از ما که عشق‏و نشناختیم
حرف خالی زدیم‏و قافیه بافتیم
بگو از ما که تو خونه مون غریبیم
لحظه لحظه در فرار و در فریبیم
بگو از ما که به زندگی دچاریم
لحظه ها رو میکشیم، نمیشماریم

_ خدایی درصد امید به زندگی آدم بعد از گوش دادن به این آهنگ چقدر بالا میره؟

مال من که شش درصد کاهش یافت:-/

۰۷ مرداد ۰۹:۰۸ محمد علیزاده
دنبال شدید دنبال کنید

امر دیگه؟ چایی، شیرینی!؟

۰۸ مرداد ۰۶:۵۸ دامنِ گلدار
حالا که ننوشتی و عاشق فانتزی هم هستی، بیا اگر دوست داشتی در تمرین اخیر سخن‌سرا شرکت کن (دوتا پست آخر):

http://sokhansara.blog.ir

من خسته هستم خسته هستم خسته هستم!

۰۸ مرداد ۰۹:۰۱ محمد علیزاده
تبریک شما جزء برترین های بیان شدید

چهار ماهه اخوی، ور هَو یو بین آل ذیس تایم؟ :))

از هر چی که حالت را می گیرد بنویس
بنویس تا آرام بشی

فی الحال چیزی حالم را نمی گیرد، شخصا و مستقلا به کمبود حال -و وقت- دچارم!

۰۸ مرداد ۲۳:۲۸ رفیعه ...
از ننوشتن بنویس :|

اونو که همین الان نوشتم!

۰۹ مرداد ۱۱:۰۱ اجاره آپارتمان مبله در تهران
از دلار

دوازده هزاره. این کیس.

ازاینکه ماها نساختیم ساختن برامون :/

چیو؟

۱۱ مرداد ۱۴:۱۷ بنفشه ❤
با این اوصاع نبودنت همین که بیای بگی من زندم و حالم خوبه کافیه برامون :دی

قناعت شما مایه تحسینه فرزندم:))

۱۱ مرداد ۱۴:۲۷ چوگویک ...
یک استاد بزرگ در زمینه نقشه فرق و قالی و مینیاتور
استاد فرشچیان و خیلی از هنرمندان بزرگ دیگه بوده

هوم.

۱۱ مرداد ۱۴:۵۷ چوگویک ...
خلاصه آدم جالبیه چون دارم زندگی نامه اش رو تایپ میکنم باهاش آشنا شدم :) خودم بخوام ازش بنویسم خراب میشه :)) زیادی آدم بزرگیه :) حیفه یه خل و چل ازش بنویسه :))

هوم!

۱۲ مرداد ۰۰:۰۶ فال حافظ
از چیزی که تا حالا ننوشتید

والا من تا جایی که حافظه م یاری می کنه، از شیر مرغ تا جون آدمیزاد، از انتخاب واحد هاگوارتز تا شرایط پذیرفته شدن به عنوان کامپنین دکترهو، از انتخابات آمریکا تا شجره نامه خاندان بوربون در فرانسه، از دین و جن و خرافات تا علم و دانش و فناوری، چیزی نمونده که در موردش اظهار فضل نکرده باشم!:))

۱۲ مرداد ۲۲:۱۶ امین بتنی
از فوتبال و تاثیرش تو زندگی :)

هیچ تاثیری نداره!

۱۲ مرداد ۲۲:۱۷ دامنِ گلدار
خسته نباشی، خدا قوت!
خسته‌ی جسمی یا روحی؟ خب پس یک کمری راست کن، سوژه‌ی نوشتن میخواهی چکار؟ :)

زنگ انشا: اولین پنج کلمه‌ای که به ذهنت میرسه رو بنویس (فکر نکرده و بداهه)، یک شعر هایکو مانند باهاش بنویس، یک تگ مبتکرانه هم به این پستها بیفزا و منتشر کن.

+ حالا یا تو می‌نویسی یا ما میاییم برایت اینجا مینویسیم، مشغولیم خلاصه!

وبلاگم خاک می خوره خب، من در برابر وبلاگی که اهلی کردم مسوولم!

۱۳ مرداد ۱۰:۵۸ نار خاتون
من باید بگم چجوری بنویسم؟!:)
از پگاه بگو:)

با کی بورد. #هار

پگاهم خوبه، سلام داره، خونه س از تعطیلات لذت می بره!

اجنه اتاقت چیزهای خوبی بودند دیگه هیچ کاری نکردند؟

نه دیگه خبری نشد، رفتن سراغ اتاق بابام!

۱۳ مرداد ۱۵:۰۳ حامد سپهر
چی درد داره؟؟
هنوز که چیزی ننوشتین

تگ.

۱۳ مرداد ۱۷:۴۵ حامد سپهر
وات؟؟؟

سالگرد مادرمه.

۱۳ مرداد ۲۰:۱۹ حامد سپهر
خدا روحشون رو قرین رحمت بکنه تسلیت میگم

ممنون

خدا رحمتشان کند

ممنون

۱۵ مرداد ۰۳:۰۹ جهان بایگان
خخخ
جالب بود
از چی بنویسیم :)))

شما که احتمالا از بایگانی ها می نویسی :|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
چی بیشتر از همه آزارت میده؟
سکانس ها و بازیگر هایش
یکی رو، یکی زیر
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|