سارا هستم، دبیرستانی بودم، شرمنده ام!

یه چیزی از تو مموری مرحوم غرقه در شیر کشف کردم که میخوام بهتون نشون بدم، جنبه داشته باشید لطفا. :))


seriously?!

هدرِ وبلاگِ سوم دبیرستان (الی سال اول دانشگاه؟) ِمن!


دفاعیه 1: این مال اون برهه ایه که قالبِ مینیمالیستی مد شده بود، کل قالب من یه صفحه سفید بود با این بزرگوار به جای هدر. بسیار هم شیک می نمود اون زمان.

دفاعیه 2: اون قسمت هایی از هدر که انگلیسیه و به نظرتون معنی نمیده، با گوگل ترنسلیت به دست نیومده. ترجمه انگلیسی یه سری تیتراژ انیمه ژاپنیه ( بلیچ، k-on، دث نوت) که نه تنها خارج از ترانه شون ممکنه معنی ندن، بلکه بعضا داخل ترانه شون هم معنی نمی دادن. تنها دلیلی که استفاده شده ن این بوده که من آهنگشون رو دوست داشته م. (خیر، خواننده هام هیچکدوم این انیمه ها رو ندیده بودن و بالطبع نمیدونستن هر تیکه متن باید کدوم ترانه رو به خاطرشون بیاره!)

دفاعیه 3: اون قسمت های ژاپنی رو الان دیگه خودم هم نمیتونم بخونم، اما بهتون قول میدم معنی دارن. میدونم اون گوشه سمت راست بالا، کانجی پایینیه ai خونده میشه به معنی ... عشق (پنهان کردن صورت در میان دستها). حالا آیا در ترکیب با بالاییش معنیش میشه عاشقتم؟ آیا نوشته عاشقم باش؟ آیا نوشته عشق یه آهنگ پر از خاطره س؟ آیا نوشته دل ما سی تو هلاکه آی زلیخا آی زلیخا؟ ما هرگز نخواهیم فهمید.

لطفا دلتون برام بسوزه 1 (شعبه دیگری ندارد): اینو زمانی درست کردم که دانش فوتوشاپم به اندازه یه مرغابی سرخ شده بود. بنابراین جا دادن این همه نوشته به شکل پازل کنار هم، کلی تعمق در متن اونها و پیدا کردن مکان مناسب برای اینتر زدن طلبیده، چون من هیچ ایده ای نداشتم چطور میتونم متن رو تو یه کادر مشخص محبوس کنم!! (الان هم نمیدونم چطوریه البته! ولی دانشم بیشتره!)

۲۰ لایک
۰۶ خرداد ۲۲:۲۰ آسـوکـآ آآ
گفتی انیمه یاد این افتادم که بچه فامیلمون گفت مرداد تهران قرار انیمه ای دارن :-|
گفتم اطلاع رسانی کنم شاید خواستی بری:-D

تولد انیم ورلده؟ به نظرم تولد انیم ورلد وسطای تابستون بود.

واهاهاااای یه چیزی یادم اومد:)))) یه سری هولدن به من گفته بود تو چرا میتینگای انیم ورلد نمیای، من گفتم «نظر خودت چیه؟ من دخترم!» و هولدن پوکرفیس شده بود که «والا اونجا که ما بودیم هم دختر زیاد بود، خب بیا بگو خانواده م نمیذارن چرا از جنسیتت مایه میذاری؟ :|»
دوم دبیرستان بودم، معصومیت در حد عیسی مسیح...!! اخی اخی :))

ترانه رو بده گوش کنیم ماعم خب :))

اسماشونم یادم نیست آخه!

اونایی که یادمه اینان :
plase don't say you are lazy
a single flower ( ichirin no hana) (اینو هنوز دارم تو گوشیم و هنوز گوش میدم و حسِ کاپیتان بودن بهم دست میده:دی ) *
broken wings ( توضیح: تسوباسا به معنی باله، اونجا که میگه تسوباسا به فوتبالیستا اشاره نداره!)
someday a world shining with light
بقیه ژاپنیا رو نمیدونم از کجا آوردم. درمورد اون let's fly یه حدسایی دارم که احتمالا مال ناروتو بوده، ولی ناروتو بیست و شیش تا اوپنینگ و اندینگ عوض کرده، حوصله ندارم همه رو بگردم!

حالا که تا اینجا اومدین این آهنگِ مورد علاقه من در تمام اعصار رو هم داشته باشین:دی متن شعر داره میگه باز منو کاشتی رفتی، قلبمو باز میذارم برگردی، بعد یکی اون وسط داره تکنو میره روش. خدایا شفا:))

+تیتراژ های بلیچ رو که نگاه می کنی انگار درام عاشقانه دبیرستانیه. بابا ما الان هفت هشت ساله وسط زمین و هوا داریم شمشیر بازی همراه با جادو جنبل میبینیم، این چه تیتراژای مسخره ایه میسازین وجدانن؟!

*آقا!! :))))))) کلیپ اصلش رو پیدا کردم، خیلی مسخره س:))))))

۰۶ خرداد ۲۲:۲۹ آسـوکـآ آآ
نمیدونم به خدا، من ندیدم تا حالا
اما عکسی که بچه فامیلمون نشون داد همه دختر بودن :-D شاید چون میخواست خونواده رو راضی کنه فقط عکسی که توش دخترا بودن نشونمون داده :-|
باید به مامانش اطلاع بدم نذاره بره پس:-D ممنون که آگاهم کردی :-D

شایدم میتینگ دخترونه س، ما یه میتینگ دختران داشتیم تو پارک بانوان که من یه روز براتون تعریف می کنم چی شد:دی

۰۶ خرداد ۲۲:۴۸ دکتر سین
انتخاب رندانه‌ی عنوان، لذت هر گونه نمک‌پراکنی رو از آدم سلب می‌کنه! :دی
+ یاد تیتراژ فیلم ماتریکس می‌ندازه آدمو. می‌گن اون ژاپنیا(چینیا؟)ی اولش در واقع دستور پخت سوشیه (سوشی رو «می‌پزن»؟!) که طراح تیتراژ از کتاب آشپزی دوست‌دخترش گیر آورده بوده! :| :دی

یه فیلم مسخره رزمی دیده بودم که دقیقا محتواش همین بود. یه فرمول باستانی رو سالها روی بدن نگهبانانش تیکه تیکه خالکوبی کرده بودن که دست بدخواهان نیفته، بدخواهان با کلی مرارت و کشتن نگهبانان طی سالیان طولانی سرهمش می کنن میبینن تیکه آخرش دستور پخت سوشیه. :|

۰۶ خرداد ۲۲:۵۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ولی جدا هدر شیکی داشتی!

ولی خودم بلاگر شیکی نبودم:)))))

۰۶ خرداد ۲۲:۵۳ بوبک جان
یاد پله پله تا ملاقات خدا افتادم :دی

از همون الهام گرفته م شاید، کتابشو اول دبیرستان برای خواهرم تایپ کردم سر تحقیق مدرسه ش :|

آی زلیخا آی زلیخا!!! :))))

چیز یاد گرفته م، ول کن هم نیستم!:))

۰۶ خرداد ۲۳:۲۱ الکس وات
کاری به کلیت ماجرا ندارم :| بد هم نیست انصافا برای اون زمان و حتی این زمان کار فتوشاپ و چیدنشون کنار هم :|

روی سخنم با اون قسمت "خسته ام از این کویر !" اِ . اونو واقعا جای دیگه ای جز پشت کامیون یا نیسان انتظار دیدنش رو نداشتم :| :))))

اون شعر قیصره، از سن و سالت خجالت بکش!!

به نظر من بسیور قشنگه :)
این جمله ی Let's fly خیلی حس خوبی به آدم میده :)

شاید داره میگه let's fly to hell حالا، ما چه بدونیم؟ :))


بعدا نوشت: منشاء اون let's fly رو هم پیدا کردم (مجبور شدم همه آهنگ های k-on رو گوش بدم و کلی خاطره مسخره به یادم بیاد:|) مال این آهنگه. چیز خوبی میگه. حس خوبی بگیرین. :دی

۰۷ خرداد ۰۰:۵۰ هولدن کالفیلد
اِ این! :|

گذر عمر رو داری!؟

محشر بود. :))
تو هیچوقت خز نبوده‌ای جولیک. در تمام اعصار نسبت به دوران خودت خفن و دلبر بودی. باور کن.

نه دیگه ببین، بپذیر که همه ما در دوران نوجوانی خز بودیم، و من از شانس نامناسبم، و با توجه به اینکه منو بدون سرپرستی رها کرده بودن واسه خودم بزرگ شم، این دوران خز و خیل رو تو وبلاگم و فوروم های مختلف-با رفت و آمد بزرگسالان- ثبت کردم جلو چشم عموم مردم! 

(مورمور شدن سراسر بدن)

پله پله تا اووووج :))
وای اینو که دیدم رفتم ببینم حالا هدر خودم چی بوده، اینو یافتم :))

http://s9.picofile.com/file/8327662676/mange.JPG

مال همون دوران اواخر دبیرستانه فککنم، کل وبلاگ سفید بود این دوست عزیز اون بالا بود و حاشیه هاش رو هم با براش رنگ روغن تپ تپ اونجوری کرده بودم و کلییی هم بابتش حس آرتیست بودن بهم دست داده بود. بعد اون چیزی که گوشه ی پایین سمت چپ گذاشتم هم امضا هنری مه =))
اصن :)))))

بعد اسمم رو به خط هیروگلیف ساخته بودم و گذاشته بودم تو کد قالب، که بیاد زیر هر پست :)))

تازه یه هدر "دلا خو کن به تنهایی" هم داشتم که مال وبلاگ دوران مدرسه م بود، توش ازین مدل پستا می نوشتم که خانوم ناظم دیروز بهم اینطوری گفت یا تو راه مدرسه پسره سرشو بالا گرفت نگام کرد واهاهاهاااای، یا امروز فلانی تغذیه م رو ازم گرفت و خورد و من نتونستم هیچی بهش بگم :| حیف پیداش نمیکنم، فککنم تو اون سیستم قراضه هه م جا مونده.

چرا ما تصمیم میگرفتیم این چیزا رو تو انظار عمومی منتشر کنیم؟:))

شاپسک! میدونی من از سیزده سالگی تا حالا بلاگر بودم، نه تنها هنوز بلد نیستم هدر بسازم، حتی واژه های هدر و بلاگرم تازه دارم میشنوم خخخخ!!
واقعا قشنگ بوده

شاپسک فحشه؟

۰۷ خرداد ۰۹:۱۷ میرزا مهدی
اون فتو شاپ در حد مرغابیه سرخ شده، بدجوری ذهنمو درگیر کرده

اینکه چرا انسان در آستانه 40 سالگی با هکسره مشکل داره هم ذهن ما رو!

۰۷ خرداد ۱۰:۰۱ جادوگر قبیله ی موهاتاک
بابا شما خیلی خفن بودین من سال اول راهنمایی که وبلاگ داشتم
اسم وبلاگم گوگولی مگولی بود :/
به همین برکت قسم :/
تازه هدرشم یه پنگوئن بود :/

عوضش الان جادوگر قبیله موهاتاک شدی!

۰۷ خرداد ۱۰:۳۴ حامد سپهر
تنها متنی که از دوران دبیرستان یادمه " دریای غم ساحل ندارد"
خفن بودن ذاتی از خصوصیات ذاتی شما بوده احتمالا:))

اینو من تازگی یاد گرفتم:))

خفن چیه بابا شما کلیپ هایی که من برا تی رکس ضمیمه کردم ببین:))

۰۷ خرداد ۱۰:۵۹ پـــــر ی
همین الانشم قشنگه

نه وجدانا من هنوز مورمورم!

۰۷ خرداد ۱۱:۳۸ فربانو ...
:)))

نخند سر بچه ت میاد!

۰۷ خرداد ۱۳:۱۶ Nelii 💉📚
تو راهنمایی و دبیرستان چند تا وبلاگ ساختم که اسم همشون تو این مایه ها بود: دلنوشته های من:|
بعد چند ماه رمز عبورمو یادم میرفت،میرفتم سراغ وبلاگ بعدی:/
در این حد داغان بودم.

من اسامی فاخر یا تک کلمه ای هایکویی میذاشتم. یه وبلاگ داشتم اسمش مرا به نامم بخوان بود:)))

۰۷ خرداد ۱۳:۱۹ نیمچه مهندس ...
من نمیفهمم این کجاش خزه.
آیا نوشتن از مدرسه یا این که فلانی تو خیابون نگاهم کرد یا فلانی مدادمو برداشت و پس نداد خز و خیله؟
مثل اینه که بگی دعوای بچه های 4 ساله سر اسباب بازی خزه.اقتضای سنه آقاجان.عادی باش.

نه ولی اینکه بیای اینو رو برادکست کنی تو وبلاگت خزه!

هدرت خیلی خفن بوده. من هنوز دارم رمز گشاییش میکنم 😂چه علاقه ای به زبان ژاپنی داشتی ،البته میدونی که دوره ما جومونگ و یانگوم مغزمون رو شست و شو دادن .من یه دوستی داشتم روبان صورتی مثل یانگوم میبست به کلش وقتی میومد مدرسه باهامون کره ای میحرفید :))!

اوتاکو بودم چون:دی

۰۷ خرداد ۱۴:۲۶ جادوگر قبیله ی موهاتاک
الانم به همون فجاحت (فجاهت فجاعت ؟)
در فکر تغییر نامم :)

فجاعت، از فاجعه میاد؟ سرچ کردمش و نبود چیزی تو دهخدا، نمیدونم:|

۰۷ خرداد ۱۵:۴۰ نیمچه مهندس ...
منم همین منتشر کردن رو میگم خز نیست.قدیما وبلاگ نبوده تو دفتر مینوشتن و کسی نمیدیده.فقط خود نویسنده ی متن بعدا با خودش فکر می کرده چقدر فاجعه بودم:|
حالا همینو ما امکان منتشر کردنشو داشتیم.علاوه بر خودمون یه عده دیگه هم میان میگن چقدر فاجعه بودی و ما هم در کمال تعجب می پذیریم.من فقط دارم میگم خز بودن تو اون سن و همین طور منتشر کردن این خز و خیل بازیا اقتضای سن مون بوده و اصلا خوب کردیم منتشر کردیم:)
همین

خب...باشه. اینو می پذیرم!

۰۷ خرداد ۱۵:۵۵ فربانو ...
عههههه چیکار داری به نی نی من؟ خدا نکنه

سر خودت که نمیتونست بیاد، باید سر یکی میومد:-"

۰۷ خرداد ۱۸:۲۲ مهر2خت 69
مرغابی سرخ شده:))))

از اینا که تو دهنش سیب میذارن تو پاهاش کاغذ فرفری!

۰۷ خرداد ۲۰:۳۱ گندم بانو
دمت گرم که تو اون سن بلد بودی واسه خودت هدر درست کنی! :)
من هنوزم بلد نیستم :)))

شما که هنرمندی انگشت تکون بدی باید دانش فوتوشاپ توت متبلور شه!

۰۷ خرداد ۲۳:۰۶ نیمچه مهندس ...
والا من هرچی فکر میکنم میبینم تو دهن مرغابی نمیشه سیب گذاشت.اون خوک بود دوست جان

نه اینو تو کتاب پی پی جوراب بلند خونده م که خدمتکار مادربزرگه میخواست یه پرنده ای رو بپزه و تو دستورش نوشته بود چنین کنید، مطمئنم:|

خب اگه چنون نکرده بودی، الان بهت مزه نمی‌داد همینی که هستی.
البته خب الان که دقت می‌کنم... وقتی هر اثری از چهارده پونزده سالگیم پیدا می‌شه تا دوروز بعدش سرمو بالا نمیارم.
پس هیچی. به مورمورشدن ادامه بده :دی

مچکرم از مجوز:))

۰۸ خرداد ۰۸:۳۲ سارا خانی
راستش رو بگم، من هنوزم آهنگ the world دث نوت رو دارم و وقتی دارم کار میکنم، به همراه یه عالمه اهنگ تیتراژ دیگه بهش گوش میدم!!
اصن خیلی خوبه : )))

من یکی از آهنگای ost ش که تو انیمه استفاده نشده خیلی گوش میدم که اسمش اگه اشتباه نکنم tokouso kira han بود!

و تم ال:-"

شاپسک؟ نه ب معنی همون Wow خارجولکی! معنی بدی نداره، نشنیده بودی؟

نه به مولا:))

۰۸ خرداد ۱۵:۳۳ مهدی صالح پور
من هیچوقت قالب اختصاصی نداشتم! :(

کاری نداره، چارتا کد ویرایش کردنه و یه paint :))

یه چیز بگم دلت بسوزه حالا که بحث ژاپون شد. یکی از دوستان میگفت که یکی از دوستانش یه دوستی داره چشم بادومی که بس صمیمی بوده با دوست دوستم، براش میره از جای جای ژاپون خرید می کنه و به شکل کلی خرده ریزه ی هیجان انگیز براش پست میکنه ایران! :)

* بلاگت با من مشکل داره ها! اصرار زیادی داره که من روباتم. :/

بلاکت می کنم:| حقته اصن :|

:از حسودی جرقه میزند

۰۹ خرداد ۰۱:۴۸ פـریـر بانو
آی زلیخا؟ :))))

:: هدر و قالب اختصاصی چیز خوبیه. قدیما هرکی هدرش اختصاصی بود یا خودش ساخته بود شاخ محسوب می‌شد :دی

:: سارا شماها چیکار کردین که وقتی میایم وبتون نوارآدرس مرورگر همرنگ تم قالب می‌شه؟ :|
#حسودی :دی

<meta name="theme-color" content="#428f8f">

اینو کپی کن اولِ قالبت قبل از <head/> و به جای اون کدِ رنگی(428f8f) که من گذاشتم کد رنگ دلخواهت رو بنه!
از اینجا میتونی پیدا کنی کد رنگ مورد علاقه ت چیه که تو گوگل بزن hex color و خودش برات یه رنگ-انتخاب-کن میاره.

جولیک من ازون موقع ها که پشت کنکوری بودی و تو بلاگ هولدن کامنت میذاشتی میشناسم بعدشم بلاگ خودتو دنبال میکردم. الان که اسم "مرا به نامم بخوان" رو به فان گفتی یهو یادم افتاد که من چقدرم مصمم میشستم همه اینا رو میخوندم و دنبال میکردم یعنی منم خز بودم؟ به نظرم هر دوره ای یه چیزی میطلبه دیگه!!

راستش روم نمیشد بگم ولی خدایی چرا منو میخوندین اون موقع؟ من خودم الان هیچ بچه دبیرستانی ای رو دنبال نمی کنم مگه اطمینان حاصل کنم عمق مناسبی داره:))

+بزرگوار من از هولدن قدیمی ترم، فی الواقع اون موقع که من پشت کنکوری بودم هولدن هنوز تازه واردی جویای نام بود و درست تر اینه که بگی اون تو وبلاگ من کامنت میذاشت... این چه وضع یاداوری تاریخه:)) (مگر اینکه منو از وبلاگ هولدن پیدا کرده باشی که در این صورت درست یاداوری کردی و من چرا اصن ایراد میگیرم :| )

خب اره من از اونجا پیدات کردم :))
ولی خب اینم در نظر بگیر که من دو سال از خودت کوچیکترم
اون موقع خیلیم مناسب بودی

اووه. چه عجیب:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
چی بیشتر از همه آزارت میده؟
سکانس ها و بازیگر هایش
یکی رو، یکی زیر
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|