اسم سرخپوستی: آب در هاون

طبق سرشماری سال 1395، جمعیت ایران 79926270 نفره. هفتاد و نه میلیون و نهصد و بیست و شش هزار و دویست و هفتاد نفر.


از این جمعیت، 7093004 (هفت میلیون و نود و سه هزار و چهار نفر) 0 الی 4 سال دارن. 6411277 (شش میلیون و چهارصد و یازده هزار و دویست و هفتاد و هفت) نفر هم 5 الی 9 سال. میشه 13504281 (سیزده میلیون و پونصد و چهار هزار و دویست و هشتاد و یک نفر). حاصل جمع این تعداد، با پسرای 10 الی 15 سال، که 3464509 (سه میلیون و چهارصد و شصت و چهار هزار و پونصد و نه) نفر هستن، میشه  16968790 (شونزده میلیون و نهصد و شصت و هشت هزار و هفتصد و نود نفر) که روزه بهشون واجب نیست. 


اگر سن بلوغ دختران رو 12 سالگی فرض کنیم (منبع از اینجا با گرد کردن 11.5 رو به بالا) و سن یائسگی رو بگیریم 47 سالگی (منبع از اینجا) از خانم هایی که در پاراگراف قبل شمرده نشدن، 23433071 (بیست و سه میلیون و چهارصد و سی و سه هزار و هشتاد و یک) نفر، یک هفته از هر ماه پریودن. یعنی هر روز 5858267 (پنج میلیون و هشتصد و پنجاه و هشت هزار و دویست و شصت و هفت) نفر دیگه هم هستن که چون تو عادت ماهانه شون به سر می برن، روزه بر اونها واجب نیست. 


میانگین عمر ایرانی ها 75.5 تخمین زده شده (اینجا). اگر فرض کنیم که افراد در هفتاد و پنج سالگی یهو فرت میفتن می میرن و پیش از اون با بیماری مزمنی چیزی دست و پنجه نرم نمی کنن، بیاین لااقل اینطور فرض کنیم که از 76 به بعد رو به زوال میریم و نیازمند مصرف مداوم دارو خواهیم بود. پس 1779038 (یک میلیون و هفتصد و هفتاد و نه هزار و سی و هشت) سالمند هم داریم که به علت کهولت سن، بیماری، مصرف دارو یا هر چی،  روزه بر اونها واجب نخواهد بود.


بنابراین با فرض اینکه تمام جمعیت ایران رو افراد مسلمانِ معتقد به روزه تشکیل داده، و به جز دسته آخر بقیه همگی در صحت و سلامت کامل به سر می برن، و اونقدر جون دارن که پونزده شونزده ساعت هیچی نخورن، و نرفته ن سفر، و زایمان نکرده ن و حامله نیستن، قطع یقین بیست و چهار میلیون و ششصد و شش هزار و نود و پنج نفر هستن که روزه بر اونها واجب نیست، لکن مجبور به حفظ ظاهر و تظاهر به روزه داری خواهند بود. به عبارتی حدودا یک نفر از هر جمع سه و نیم نفره، بابت روزه گرفتن دو و نیم نفرِ کناریش در رنج و سختیه.

 حالا من کاری ندارم که طرف از اینکه در رنج و سختیه خوشحاله و احساس ثواب بردگی می کنه، یا میخواد سر به تنِ دو و نیم نفرِ کناریش نباشه، یا اصلا نوزاده و حالیش نیست که تو ماه رمضونیم یا کریسمس اومده؛ صرفا خواستم اگه روزه نمیگیرید و فکر می کنید تک افتادید پس باید بزنن تو سرتون، یا اگه روزه میگیرید و فکر می کنید بیشمارید پس میتونید بزنید تو سر اونا که از شما نیستن، چشم و گوشتون رو به جهان اطراف باز شه ببینید چند به چندید. بقیه خوانندگان عزیزم که ذیل دو دسته بالا نیستن، ضمن تشکر از همراهیشون تا اینجای متن، میتونن متفرق شن. :دی


پی نوشت: لازم به ذکره که طبق این صفحه، در سال 95 چیزی حدودِ یک میلیون و پونصد و بیست و هشت هزار نوزاد متولد شده، که اگه دست بالا بگیریم پونصد و بیست و هشت هزار تاشون چند قلوی یک میلیون تای اول بودن(که با توجه به اینکه دوقلو بودن نرخش 3 الی 4% بیشتر نمی تونه باشه و چندقلو بودن از اون هم نادر تره، یک سوم، تخمینی بسیار سخاوتمندانه ست) میشه دقیق یک میلیون نفر مادر باردار یا شیرده. این عدد رو لحاظ نکردم، چون با دسته افرادی که به خاطر پریود بودن از روزه گرفتن منع شدن قاطیه و نمیشه جداشون کرد. به نظرم بیست و چهار از هفتاد و نه اونقدر عدد بزرگی هست که لنگ این یه میلیون نباشه.

پی نوشت: منبع عدد و رقم ها، اینجا، جدول جمعیت به تفکیک سن.

پی نوشت: الان یه عده میان میگن تو خارج به هم Ramadan Mubarak میگن و جلوی مسلمونا غذا نمی خورن و من میخوام زیر برج ایفل سیگار بکشم پس من چی. به-هر-قیمتی-توجیه-کننده عزیز، شما بیا عقایدت رو فرو نکن تو چشم و دماغ و دهنِ من، منو وادار نکن طبق آنچه به عنوان دین و آیین پذیرفتی/چون باهاش به دنیا اومدی پیروش هستی زندگی کنم، من قول میدم بیست و چهار تیر و پنج اسفند و هجده اردیبهشت رو هم بهتون تبریک بگم.

۲۰ لایک
۲۸ ارديبهشت ۱۸:۳۹ • عالمه •
آخ جولیک، من چقدر طنزت رو دوست دارم.

خیلی سعی کردم متن علمی بنویسم و طنز و تیکه و کنایه و تلمیح و استعاره توش نداشته باشم، تهش میای میگی طنزت رو دوست دارم:)) از خودم ناامید شدم به کلی :))

خخخ
اصلا قابل درک نیست که روزه خواری یعنی چی ! یه چیز من در اوردی است آیا ؟
سواله برام ، کسی که اینقدر قدرت تصمیم گیریو کنترل نفسش رو نداره که اگه ببینه یکی داره یه چیزی کوفت میکنه ، سریع وسوسه میشه که بره کوفت کنه ! خوب ایشون اول بره روی نفسش کنترل پیدا کنه بعد بخواد به خدا نزدیک بشه !
البته تو مملکت ما وسوسه طبیعی هست ، باید عامل وسوسه رو حذف کرد ، مثل خوردن تو این ماه ، مثل زن از جامعه و ....

همیشه گفتم زور بده ، و جز تنفر چیزی به جا نمیذاره !

ببین تو اسلام گفته که اگه روزه نیستی چون عذر شرعی داری، نمیتونی ماه رمضون هرکار خواستی بکنی. باید جلوی روزه دارا چیزی نخوری که برادریت به من اثبات شه. بنابراین اگر مسلمانی روزه نگیره ولی بیاد در ملاءعام اقدام به خوردن خوراکی جات بکنه، این میشه روزه خواری.


حالا دو تا مساله هست. یکی اینکه اینو به مسلمانان گفته، تکلیف نامسلمانان چیه پس؟ نمیتونی هرکی در معرض دیدته رو مجبور کنی چیزی نخوره چون پیش فرضت اینه که مسلمونه. مثلا یه کلیمی رو نمیتونی شلاق بزنی به جرم روزه خواری، مثل اینه که تو یه کشور مسیحی یه مسلمون رو شلاق بزنن چون یکشنبه رفته سر کار! حالا اصلا ماها که اعتقاد نداریم بهش هیچی، وقتی ما در مملکتی زندگی می کنیم که طرف دوست دختر داره ولی روزه میگیره، نماز نمیخونه ولی میره احیاء، حجاب مورد پسند اسلام رو رعایت نمی کنه ولی محرم نامحرم رو رعایت می کنه، با نسخه های کاستومایز شده اسلام طرفیم، عملا هر کسی میتونه بگه من مثلا به اون قسمت قرآن که میگه روزه نگرفتی پولشو بده ایمان دارم، به اونجاش که میگه روزه نگرفتی جلو بقیه چیزی نخور ایمان ندارم. نمیدونم روزه خواری برای اونا چه معنی میتونه داشته باشه. :| 

 دومین مساله اینه که اونایی که احساس وظیفه می کنن توضیح بدن هر کدوم از احکام دین واسه چی حکمش فلان بوده، و چه دلایل علمی/منطقی/عقلانی پشتش وجود داشته، میان میگن خدا برای این اینو گفته که اونی که روزه گرفته وسوسه نشه. یا دلش نسوزه. یا سختش نشه. وگرنه که تا جایی که من اطلاع دارم اصل حکمش این نبوده که چون روزه داره دلش میخواد یا وسوسه میشه، بلکه این بوده که قرار نیست روزه نبودنت رو جار بزنی، قراره همه تون وانمود کنین دارین رعایت می کنین و یکدست باشین.*

*یه چیزی شبیه این رو راهنماییِ مذهبیِ ما اجرا میکرد، میگفتن حتی اگه پریود هستین باید تو صف نماز جماعت وایسین و دولاراست شین با همه، چون درسته که نماز نمی خونین ولی قرار نیست جار بزنین که عذرشرعی دارین، باید جامعه یکدست باشه! امیدوارم خدا خودش شخصا یه روز همه شونو به راه راست هدایت کنه. 

۲۸ ارديبهشت ۱۸:۴۷ • عالمه •
در ادامه‌ی کامنت آشنا باید بگم که کلن قوانینشون رو که نگاه کنی بر پایه‌ی تحریک نوشته شده! زن تحریکشون می‌کنه، غذا تحریکشون می‌کنه. تاوانشم ما باید پس بدیم!

در جواب خودت باید بگم که نه ناامید نشو. ما با طنز شما زنده‌ایم اصلن ^-^

به آشنا هم توضیح دادم اینو، اون قسمتش که میگن نباید بخوری چون روزه دار تحریک میشه توجیهیه که توجیه کنندگان برای «نباید بخوری» میارن، وگرنه چیزی که به ما آموختن این بوده که نباید بخوری چون خدا گفته نباید بخوری :|

قربونت عزیزم :| :دی

۲۸ ارديبهشت ۱۸:۴۹ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
استغفرالله خواهر

شما رو با یه سوال تنها میذارم، استغفُرِلله درسته یا استغفِرُلله؟ :دی

کلا همه چیز تو این کشور زوره. اگه میتونستن روزی سه وعده به خونه ی ملت سر میزدن ببینن نماز میخونن یا نه

ما دبستان و راهنمایی دفتر رابط داشتیم مامانمون باید تیک میزد نمازامونو خوندیم یا خیر! :))

۲۸ ارديبهشت ۱۹:۰۲ • عالمه •
اون موقع هنوز به آشنا جواب نداده بودی.
آره، به واسطه‌ی پدر و سایر اقوام مذهبی با این مقوله آشنا هستم. ولی خدا گفته؛ چون یکی دیگه روزه داره و به احترامش نباید چیزی خورد -_- بازم تکرار می‌کنم که هیشکی به منِ میگرنی احترام نمی‌ذاره چرا (ایموجیِ ناله)

والا خدا کلا از دید من خیلی در بند این نبوده که توضیح بده هر چیزی رو چرا گفته، حالا هرچقدرم بیان بگن گوشت خوک حرامه چون سرش به آسمون نمی رسه یا خرچنگ حرامه چون لجن کف دریا رو می خوره، بازم نهایتا دارن نظر شخصی خودشونو اعلام می کنن! خدا اگه میخواست چیزی رو توضیح بده اول توضیح می داد چرا به نظرش برده داشتن مشکلی نداشته و خیلی هم روال بوده، در این حد که تو قرآن، تو احکام، تو حدیث، تو خیابون، تو بیابون، تو صف نون، زیر بارون، هرجا که میتونسته از برده داری اسم برده :))

یک دستی به چه قیمت آیا !
ولی ای کاش اینطور که میگی بود !
یا امیدوارم حداقل اینطور که میگی باشه

حالا چه فرقی می کنه که تو اسلام گفته نخور چون بغل دستیت دلش میخواد یا گفته نخور چون من نمیخوام بخوری. مهم اینه که جفتش الان تحمیل میشه به اونی که معتقد نیست :))

وااای الان می تونم نصف اطرافیانم رو ارجاع بدم به این مطلب :دی
مشکل یکی دوتا نیست که. هر کی به هر چی معتقده حس می کنه این اعتقادش رو باید فرو کنه تو چشم و چال ملت.
حالا برعکسشم تنها هم اتاقی منه که امسال نمی تونه روزه بگیره و هر چی بهش میگیم بابا ما بچه دو ساله که نیستیم، تو پاشو صبحانه بخور مقاومت می کنه! یکی نیست بگه خب بنده خدا تو برای این که بتونی غذا بخوری روزه نمی گیری. این جوری که نه سحری میخوری نه صبحانه نه ناهار، می میری که :|
مشکلات عجیبی داریم الحق :دی

ارجاع بده خب، متین و مودب نوشتم که جلوی اطرافیانشون آبروتونم حفظ شه! :دی

آره، مادربزرگ من اینجوریه. در این حد که حتی وقتی تنهاست هم هیچی نمیخوره به جز قرصاش. بعد یهو میبینی هفته اول ماه رمضون با فشار افتاده و حال خراب باید بکشونیم ببریمش دکتر. بابا عه :|

سلام
قسمت درستشو خودت گفتی که قرار به احترام ماه رمضون نگه داشته بشه، یعنی احترام یه حکم کلی، وگرنه اون کار مدرسه شما مرزهای حماقت رو کیلومترها جابجا کرده
مذهبی ترین مکانهای ایران رو توی ماه رمضون بری میبینی آبخوری و محل استراحتی که توش میشه غذاخورد برای روزه ندار ها در نظر گرفتن و اصراری ندارن همه یکدست زجرکش بشن
علت خوردن هرکس هم به خودش مربوطه
تو اسلام یه حکم کلی هیت که حق جستجو و فضولی ندارین
بر عهده مدیریت جامعه مسلمونه که برای نگهداشتن حرمت ماه رمضون جاهایی طراحی کنه که تو این یه ماه نه کسی بخاطر خوردن اذیت بشه نه کسی پیگیر گرفتن و نگرفتن بشه
وقتی این مورد بدیهی رعایت نمیشه طبیعتا روزه نخواری در ملاعام، به یه علت مسخره به اسم روزه دارها دلشون غذا و آب نخواد تقلیل پیدا میکنه
مثل اینکه کسی تو محرم عروسی نمیگیره بخاطر احترام حتی اگه اعتقاد نداشته باشه، کسی توی خیابون بوی غذا راه نمیندازه و یخ دربهشت سر چهارراه نمیذاره بخاطر احترام. نه به آدمها به ماه.
ولی اینکه جای تعبیه شده وجود نداره مشکل اصلیه

این بود انشای من‎(:‎

سلام سلام

در حماقت مدرسه ما که شکی نیست، عتیقه های جذابی بودن برای خودشون. در عتیقه بودنشون همین بس که آقای دهنوی، مبتکر سی دی های سکس اسلامی رو میاوردن برای ما از مضرات دوست پسر بگه! حالا ما همه ده دوازده ساله، سال هشتاد و چهار اینا، اصلا هنوز چشم و گوشمون باز نشده بود که بدونیم دوست پسر چی هست! :| لکن استدلالی که به اشتباه برای نماز خوندنِ ما میاوردن برای روزه خواری کاربرد داره جدی. قراره یکدست باشین و احترامِ ماه رو حفظ کنین و اینا.

به نظر من جا تعبیه کردن یه قدم مثبت و خوبه، ولی بازم یه کم اذیت کننده ست. مثل پارک بانوانه، حالا خوبه که ما یه جاهای محدودی از شهر میتونیم بریم با تی شرت بگردیم و دوچرخه سوار شیم و کسی چیزی بهمون نگه، ولی ایده آلِ من اینه که به عنوان آدمی که پیرو آیین پوششی خاصی نیست، از در خونه م تا سبزی فروشی سر خیابون بغلی هم با دوچرخه برم و کسی چیزی بهم نگه، یا مثلا چله تابستون مجبور نباشم با لباسِ کاملا پوشیده ای که باید تا سر زانوم برسه و سایه نندازه و تنگ و گشادم نباشه برم بیرون. منظورم اینه که خب اگه من قرار باشه به احترام ماه رمضون پیرو آنچه دینِ اطرافیانم بهشون گفته باشم، یه مسلمون تو یه کشور اکثرا مسیحی هم بعضی وقتا مجبور میشه پیرو آنچه دین مسیحیا بهشون گفته باشه، یه مسیحی تو یه کشور اکثرا بودایی هم به همچنین، و در نتیجه مجبور میشیم دسته دسته شیم بچسبیم به اون اطرافیانی که شبیه خودمون فکر می کنن، تا مجبور نشیم پیرو دین بقیه باشیم. باید یه راهی باشه که ملت بتونن بین هم زندگی کنن بدون اینکه نیاز باشه پناه بگیرن بین همفکرهاشون.

۲۸ ارديبهشت ۱۹:۱۵ • عالمه •
کلن از دید من خدا چیزی نگفته اصلن! :))

بیا وارد جزییات نشیم:-"

۲۸ ارديبهشت ۱۹:۱۸ نیمچه مهندس ...
با تشکر از آمار های شما ولی اون لینکی که برای بلوغ گذاشتی بلوغ جسمی و جنسی و اقتصادی رو توضیح داده.عملا چیزی که برای روزه گرفتن در نظر می گیرن واسه دخترها سن تقریبا 10 سالگی شمسی و واسه پسرها 15 سالگیه.
+حالا چرا آب در هاون؟

سن بلوغ روزه گرفتن نه سال قمریه که میشه هشت سال و ده یازده ماه. دقیقش رو یادم نیست.

من همون بلوغ جنسی مد نظرم بود، به صورت دقیق تر زمانی که انسان مونث شروع می کنه به پریود شدن :دی وگرنه که سن تکلیف رو توی همون شمردنِ افرادِ زیر سن تکلیف لحاظ کردم و دخترای بالای نه سال رو نشمردم توش. برای سن بلوغ جنسی لینک دقیق تری نداشتم، این لینک از سال 89 رو پیدا کردم که خب مال هشت سال پیشه، اینم که مال کیهانه که معلوم نیست واقعا درسته یا صرفا چون میخوان سن ازدواج نیاد بالا دارن زر زر می کنن. 

+آب در هاون، چون اصرار دارم این چیزا رو توضیح بدم در حالی که بعدش باز یه عده میان میگن ولی جامعه اسلامی موظفه فلان و حقمونه که بیسار و ناراحتی پاشو برو تو بغل آمریکا جونت،  منم که حال ندارم بحث کنم نکته رو بهشون بفهمونم:دی

یه سری واقعیت‌ها و چیزهایی هست که ما همه تقریباً(البته که تقریباً) می‌دونیم. و قبولش داریم. هربارم به زبونش میاریم. ولی نمی‌فهمم چرا در عمل چیز دیگه‌ای رو شاهد هستیم. :|
الان به صورت جدا جدا بری توی خیابون از دیگران بپرسی آیا شما با اینکه فلان شخص داره جلوت آب می‌خوره به این دلیل مشکل داری؟ میگه نه. یا بپرسی آیا شما با اینکه خانما برن استادیوم مشکل داری؟ میگه نه. ولی در عمل چیزی که رخ میده چیه؟ مثلاً ورزشگاه‌های ما که هنوز یه صندلی برای نشستن نداره و از سقف سرویس‌بهداشتیاش توی ظهر تابستون آب(!) می‌چکه قراره به دستگاه‌های تعیین جنسیت مجهز بشه که یه موقعی یه خانمی با ریش‌وسبیل نیاد ورزشگاه. خدا قهرش بگیره. هشتگ دارالمجانین.

به نظرم شما خیابونی که بهش سر میزنی رو تغییر بده. :دی 


گلاب به روتون و روم به دیوار، یکی از آقایونِ توییتر گفته بود اون دستگاه تعیین جنسیت که گفته بودن تعبیه می کنن، یک عدد ماموره که با دست چک می کنه که طرف مرده یا زن. :-"

باز از این پستا گذاشتی که سواد کامنت گذاشتن ندارم براش که جواب پستتو بدم :| ولی احساس می‌کنم در مورد مشقت‌های روزه‌خواری اغراق میشه. من پیارسال امتحانات ترمم ماه رمضون بود و خونه بودم. وقتی برگشتم تهران برای امتحان، روزه گرفتن در شرایطی که خوابگاه نداشتم و امتحان داشتم سخت بود. پرس‌وجو کردم و گشتم دنبال مرجعی که بگه منِ دانشجو اگه برم خونه و برگردم تهران و کمتر از 10 روز تهران بمونم مسافر محسوب میشم.
و این 9 روزو رفتم یه جایِ هتل‌طور اما بدون ارائۀ غذا. وابسته به جایی بود که اونجا تحصیل می‌کردم. آیا نمی‌تونستم زنگ بزنم برام چیزی بیارن؟ می‌تونستم. آیا نمی‌تونستم چیزی از قبل بخرم بذارم تو یخچال و هر موقع خواستم بخورم؟ می‌تونستم. حتی بیرون بطری آبم هم در همه حال تو کیفم بود. ولی وقتی می‌خواستم بخورم جاهای پررفت‌وآمد نمی‌خوردم صرفاً جهت احترام.
یه چیز دیگه هم در لفافه میگم نشنیده بگیر: جایی که اونجا مشغول به تحصیل بودم برای استاد چای و بیسکویت هم می‌آوردن در این ایام. ولی هیچ کدوم از اساتید نمی‌خوردن به احترام این ماه. حتی سر جلسه امتحان پارچ آب و لیوان هم بود. و کسی به آب‌خورندگان اعتراض نمی‌کرد و آب‌نخورندگان هم به حضور اون آب اعتراض نمی‌کردن.
در کل من این 9 روز که تهران بودم و روزه نبودم به راحتی روزه‌خواری کردم و هیچ شلاق به دستی یقه‌مو نگرفت.

یه سری عدد رو با هم جمع زدم جمعیت ایران رو تقسیم بر اون عدد کردم به 3.2 رسیدم :| کجاش سواد میخواد؟


شما رو با مفهومی به نام survival bias آشنا می کنم:دی اینکه «من بلایی سرم نیومده پس بلایی وجود نداره» یه جور خطای منطقیِ ذهنه، چون اونایی که بلایی سرشون اومده تریبون نداشتن که اعلام کنن/من دنبالشون نبودم که ببینم چند تان/اطلاعی از جمعیت یا فراوانیشون در دسترس نداریم. مثل اینه که بگم چون گشت ارشاد تا حالا منو نگرفته پس گشت ارشاد وجود نداره. شما برو کامنت های پست حق تا کجا با کیه رو بخون، اون بزرگواری که عکس کارتونی میذاره آواتارش و ته کامنت هاش گل تقدیم می کنه و به نظرش این کار از خشونتِ عریانِ اعتقاداتش کاسته، تفکر حاکم بر زندگی ماست. درسته که در قانون نداریم روزه خواری حکم شلاق داره، ولی بازهم میبینیم که خبرش هرسال در میاد که در فلان شهر بیسار شخص رو به جرم روزه خواری شلاق زدن. سلف دانشگاه غذا ارائه نمیده. آبخوری های دانشگاه (و ادارات) قطعه. نگاه چپ چپ حق به جانبِ برخی مردم به کسی که آدامس می جوه وجود داره، حتی اگه کسی نیاد بشمره چند نفر و چند بار درروز باهاش برخورد داشته ن.

وگرنه که بله منم هرروز صبح تا شب خونه ام، جاتون خالی نباشه نهار هم پیتزا خوردم، اصلا هم بهم سخت نمیگذره روزه نبودن، پس اصلا سخت نیست و شلوغش کرده ن:دی

منظور من جدا کردن محل غذا خوردن نبود
منظور من ادامه دادن فعالیت همون غذاخوری ها و همون اغذیه فروشی هاست به مدت یک ماه مشخص با چینش متفاوت مثلا
یه ماه عوض شدن قاعده ها و حفظ حق همه افراد جامعه با احترام به حرف خدا منافاتی نداره و با همرنگ شدن تمام سبک زندگی و ... با قوانین عرفی و اجتماعی یه کشور فرضا مسیحی خیلی خیلی فرق داره
برای شما و نظراتتون احترام قائلم ولی اگر احساس میکنین هر مدل نظر متفاوت با شما و هر رای متفاوت با رای شما و همکلامی با افراد متفاوت با خودتون آب در هاون کوبیدنه و شاید با مغزهای بسته و غیر منعطف طرفی مشکلی با ادامه ندادن صحبتمون و جواب ندادن کامنتم ندارم
ارادتمندیم‎(:‎

منم که نگفتم تمام سبک زندگی یه نفر که تو یه کشور مسیحی زندگی می کنه باید مشابه اون بشه، اشاره کردم که بعضی وقتا. حتی از یه ماهی که من باید بر پایه عقاید اطرافیانِ مسلمونم سختی بکشم کمتر، فرضا اگه مسیحیا یک بار در سال عشای ربانی دارن و نان و شراب می خورن، فرض کنین مسلمونا رو هم مجبور کنن برن تو عشای ربانی شرکت کنن. همون یه بار فقط. مساله اساسی اینجا اینه که اینکه من روزه باشم یا نباشم حق مسلمونا نیست که بخوام بهش احترام بذارم یا نذارم، من اگه مسلمون باشم باید روزه باشم یا روزه نخورم و این احترام و پیروی از احکام دینمه، اگه مسلمون نباشم هم که دیگه خودم میدونم و خدای خودم که بعدا مجازاتم کنه یا دست در گردنِ هم بندازیم.


نه بابا بزرگوار شما خوبی، به دل نگیر! من منتظر دو سه تا از بلاگرای عزیزمون هستم که میان چوب تمسخر به دست کامنت میذارن که جامعه اسلامی همینه که هست، قانون مقدس اساسی هرگز نباید تغییر کنه، پیروی از قانون عین آزادگیست ولو قانون گفته باشه شب یلدا باید چوب فرو کنین تو سوراخ بینی تون از تو چشم راستتون درارین، ناراحتی برو به دامان لیبرالیسم بپیوند! :)) وگرنه که من هر جای مکالمه حس کنم دیگه دارم میخ به سنگ می کوبم اعلام می کنم و لیو میدم، تعارف که نداریم :دی

۲۸ ارديبهشت ۲۰:۰۸ بیوکده biokade
اون انسان نیم رو چطور تصور کنم :؟

اونو به صورت نخودی بین دو تا گروه سه نفره به اشتراک بذارین!

۲۸ ارديبهشت ۲۰:۵۵ چارلی ‎‌‌‌
درجواب سوال بالا، میتونید به صورت رزونانسی تصور کنید اون نیم رو که بین سه نفر دائم در حال تبادله D: مثل حلقه بنزن :|

برای اینکه تصورمون کامل بشه بیا کامل توصیف کن اون نیم رو چطور تصور کنیم. مثلا یه دست و پای اضافه س؟ یه دست ریه و قلب کم کارکرده؟ مقداری چربی غیراشباعه؟

من با اماری که داشتی میدادی اولاش حساب جمعیت نیازمند به شغل رو داشتم حساب میکردمD:
طرز تفکرا :)))

نمیدونم چه کاری سخته تو دوران ماه رمضون
چرا انقدر نالیدی ..خب من در حالت عادیشم تو خیابون چیز میز نمیخورم
امروزم مغازه رفتم شکلات اینا گرفتم
سفارش غذام که مثه همیشه سفارش بدی برات میارن خوابگاه یا خونه
دیگه چی؟ نمیدونم
اب خوردنم معمولا میرم مغازه بطری میگیرم همونجام یه قلب میخورم بیرون نه اونم اگه خیلی تشنم بشه
نمیدونم چی سخته
فقط سیگار فک کنم برای سیگاریا سخت باشه

من کجا نالیدم :|

به کامنت اول شباهنگ مراجعه شود.

۲۸ ارديبهشت ۲۱:۰۷ چارلی ‎‌‌‌
یه توده گوشت اضافه مثلا!؟ که همزمان متعلق به هر سه نفره ولی برای اینکه توی متون علمی بتونیم ترسیمش کنیم، برای راحتی کار کل توده رو به یه نفر نسبت می‌دیم :)))

من همون روشِ "یه نفر نخودیِ دو تا جمع باشه" رو ترجیح میدم. چندش:|

۲۸ ارديبهشت ۲۱:۱۱ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
حالا من از شما یه سوال میپرسم...
کدومش درسته؟!😂😂😂

نه دیگه الان باید مثل کاپیتان هادوک ذهنت درگیر میشد میرفتی تو افق، یه دستی نزن:|

راستی ادامس مثال درستی نیس خب استادام نمیزارن ادامس بجویی تابلو بیرونت میکنن
احترامه ولی میشه بدون تابلو بازی ادامس جویید مشکی نداره:))

مثال خوب و واضح بزن

مگه مدرسه س؟! گوشیاتونم دم در میگیرن ناخناتونم نگاه می کنن لابد!

"اگه یواشکی از حرف زور تخطی کنم کسی چیزی نمیگه، همینم شکر!" ؟

منظورم سواد مذهبی و اسلامی و اجتماع‌شناسانه و روان‌شناسانه و مباحثه‌ای و اینا بود.
روزه‌خواری تو روستا با روزه‌خواری در تهران و کاشان و قم فرق داره.
البته من نگفتم چون من تجربه نکردم پس همچین چیزی نیست. گفتم اغراق میشه در وجود اون چیز

آها. خب اون سوادا رو منم ندارم. الان با سواد این چیزا بیای من جوابی ندارم بدم. ولی فرضم اینه که هر کس بالاخره نظری داره فارغ از دانش هایی که اشاره کردی، میتونه اونو اعلام کنه. وگرنه کامنتا رو باید می بستم یا حتی خودمم پست نمی ذاشتم، میدونی؟

اون که صد البته. محیط موثره.

اخی طفلک تهرانیا

من شرمنده م که میزنم تو پر شما بزرگوار، ولی به نظرم شما یا در سوتفاهم عمیقی از هر آنچه تو این پست و زیرش تو کامنت ها نوشته شده قرار گرفتی، یا کلا لحن نامناسبی داری. در هر دو صورت لطفی بکن و یا دیگه کامنت نده یا با لحن درست و محترمانه کامنتت رو ثبت کن.

البته تبریز چطوره اونجام روستا گونهبرخورد میشه؟

شرمنده کامنت بعدیتون به جای پاسخ دادن حذف شد! :|

نه بلدنیستم، حوزه کار من نیست:)

در پاسخ به کامنت بالا:
تبریز کسی کاری به کارت نداره و فقط مغازه‌های خوردنی‌فروشی بسته است.
حتی دیروز سر خاک کیک و کلوچه خیرات می‌کردن و ملت همونجا داشتن می‌خوردن این کیک و کلوچه‌ها رو
و همون طور که عرض کردم اغراق و بزرگنمایی تو این بگیر و ببندهاست

کلوچه میدین سر خاک؟ چقدر باحال! من میخواستم وصیت کنم سر خاکم کلوچه گردویی و شکلاتی بدن، وصیت می کنم بیارنم تبریز:دی

آقا حالا اگه اغراق هم شده باشه که به نظر من نشده، نفس وجود بگیر و ببند نامناسبه. اینو می پذیری؟

۲۸ ارديبهشت ۲۲:۳۶ نیمچه مهندس ...
دو سه سال پیش تو شهر کوچیک ما که همه همدیگه رو میشناسن دو نفر رو به خاطر چیز خوردن تو میدون اصلی شهر شلاق زدن.
چند سال پیش رفتم یه شهر دیگه دکتر.ساعت 3 عصر بود،تابستون بود،گرم بود و کلی راه رفته بودم.داشتم هلاک می شدم و آب خوری ها رو قفل و زنجیر کرده بودن.مغازه ها هم بسته بودن.آخرش یه خانومه تو مطب دکتر به دادم رسید و بطری آبشو بهم داد و قرصمو خوردم.خانومه هم سنگ کلیه داشت که بطری آب تو ماشین همراهش داشت.
اون خطای منطقی که به شباهنگ گفتی چقدر باحال بود.منم دیدم افرادی رو که چون تو خیابون بهشون تجاوز نشده معتقدن تجاوز وجود نداره یا به پوشش افراد ربط داره.

دیگه وضعیت طوری شده که من باید هرجا حکم شلاق روزه خواری میبینم ذخیره کنم، ملت که میگن «کو پس چرا ما ندیدیم» رو کنم. :|
اون خطاعه رو اولین بار تو یه کلیپ در مورد اهمیت آموزش عالی دیدم که میگفت مردم فکر می کنن چون بیل گیتس و مارک زاکربرگ مدرک دانشگاهی ندارن پس حکما هر کسی میتونه بدون مدرک موفق بشه، این در حالیه که اون کسایی که بدون مدرک دانشگاهی سعی می کنن کسب و کار خودشونو راه بندازن و می خورن تو دیوار چون تریبون ندارن به چشم ما نمیان و دیده نمیشن، برای همین ما تو نتیجه گیری مون لحاظشون نمی کنیم!

با این بخش که کسی مجبور نیست روزه بگیره چون من معتقدم به روزه گرفتن هیچ مشکلی ندارم. سعی هم میکنم اعتقادم رو برای خودم نگه دارم. اما نمیدونم چرا همه دارن یه جوری پست میذارن که انگار توی ماه رمضون داره به روزه نگیر ها ظلم میشه!
اینکه ما با اون ها کاری ندارم باعث نشده اون ها هم با ما کاری نداشته باشن. میشه در این مورد هم حرف زد که چرا هنوزم هستن کسایی که دارن روزه بگیر ها رو مسخره میکنن و فکر میکنن از کره ی ماه اومدن؟
بعدشم فک نمیکنم چیزی نخوردن در ملاعام در اون چند دقیقه کار شاقی باشه که کسی نتونه انجامش بده! خیلی از این جماعت روزه نگیر، سیگار میکشن تو ملاعام. من یکی درک شون نمیکنم.

خب شاید چون واقعا داره ظلم میشه.

آره، در مورد اون هم میشه حرف زد. خب شما هم در مورد اینکه چرا افرادی هستن که روزه بگیر ها رو مسخره می کنن حرف بزنین. من که به شخصه اعتراضی ندارم.
حالا چون کار شاقی نیست باید ملت رو مجبور کرد اینچنین کنند؟ هر چیزی که کار شاقی نیست اگه اجبار بشه اشکالی نداره؟ اگر امروز سر اینکه حق داریم روزه نگیریم و تظاهر به روزه داشتن هم نکنیم نجنگیم باید فردا سر حاضری زدنِ نمازجمعه بجنگیم؟ :دی

+من کلا کسایی که سیگار می کشن رو درک نمی کنم. :دی

من کلا آدم غیرمعترضی‌ام. قبل عید داشتم می‌رفتم تهران (در واقع داشتم میومدم). قطار، بلیت کوپه خواهران گرفته بودم. بعد دیدم یه آقاهه با دو تا دختر اومده نشسته میگه با دخترخاله‌هامم و برای من بلیت نبود با دخترخاله‌هام اومدم این کوپه. اشکالی نداره که؟
به هر کی میگیم این قصه رو میگه من جات بودم با دمپایی می‌افتادم به جونش می‌زدمش. ولیکن من با ملاطفت گفتم راستش معذبم و فعلا بشینید و اگه موقع خواب برید یه کوپه دیگه ممنون میشم.
همینقدر مسالمت‌آمیز می‌زی‌ام من :))

به نظرم وصیت کن کرج دفنت کنن. البته دور از جونت. ولی اونجا گوجه سبز و هندونه و گیلاس و طالبی و خیار میدن. سر خاک دایی بابا به این کشف نائل اومدم. تازه عکس خانوما رو هم روی سنگ قبر می‌زنن. ولی تبریز چنین رسمی ندارن و گل می‌کشن روی قبر خانوما.

منم بودم میگفتم نه اشکالی نداره:دی کلا چون انسان کار راه اندازی هستم، و امید دارم که ایزد هم روزی در بیابانم دهد باز. لکن ایزد همواره پیچونده مع الاسف.


تهران هم عکس خانوما رو میزنن، ولی چندی پیش یکی بهم گفت بنر زده ن اینجا و اونجا که اگه عکس متوفی خانم روی سنگ قبر هست تعویض کنید وگرنه خودمون مسدودش می کنیم. :|

دُرود بر شما.

چرا هر سری اسمت کوتاه تر میشه؟ آخرش یه مرنج باقی می مونه. :|

دارم خودم رو جمع و جور می کنم :))

:)))) عالی!

۲۹ ارديبهشت ۰۰:۱۰ نیمچه مهندس ...
شاید بعید به نظرت بیاد ولی مامان و بابای منم معتقدن باید منِ روزه نگیرِ در ملا عام روزه خور هم شلاق بخورم،چون قانون ج.ا هست.
+انصافا فکر می کردم مخالفن.پرسیدم و شوکه شدم.

چه...عجیب :|:|:|

۲۹ ارديبهشت ۰۰:۳۳ نیمچه مهندس ...
اطرافیان من اکثرا این شکلین.به جز خواهرم،فقط اون درکم میکنه.

امیدوارم زنده بمونی!! :|

۲۹ ارديبهشت ۰۳:۴۰ صـــا لــحـــه
خیلی مغلطه ماهرانه ای بود.
تبریک میگم. شما یک سیاست‌مدار موفق خواهید شد! :)

:))

۲۹ ارديبهشت ۰۳:۴۹ صـــا لــحـــه
میدونی چرا گفتم مغلطه؟
چون اولا روزه خواری فقط در ملاء عام اشکالِ شرعی داره و ملاء عام هم یعنی خیابان و دانشگاه و محل کار و ...
قسمِ اول صفر تا ۴ سال اکثرا خونه اند و آدم بزرگا اونا رو آدم حساب نمیکنند و حتی تا ۷ سال هم کسی به بچه عیب نمیگیره که تو خیابون داره چیزی میخوره! گرچه همون بچه های ۵_ ۶ ساله خیلی معرفت دارن و ماه رمضون رو دوست دارن
اون دسته از خانم هایی هم که در ایام عادت هستند رو هم قاعدتا باید تقسیم بر سه می کردی (ده روز به ازای هر سی روز ) و قسمی هم که افراد سالخورده‌ای هستند که معمولا در خانه هستند به خاطرِ ناتوانی و یا بیماری و عموما اگر بیمار نباشند، روزه میگیرند.
و همه‌ی این افرادی که گفتم در خانه و توسط خانواده در طول ماه رمضون، برای روزه خواری ساپورت میشن!
پس نگران چیزی نباشید :)

نه راستش اصلا برام مهم نبود چرا گفتی مغلطه. نمیدونم چرا همچین برداشتی کردی.

ببین من نظر خودمو میگم
اینکه طرف جلو روزه دار چیزی نخوره کار سختی نیست خیلی مواقع.( خود من شده خوردم البته). مشکل اون خیلی ببخشید آشغالایین ک میان اونایی ک به هر علت میخورنو بی احترامی یا آزار میدن، در نتیجه جریان بزرگ میشه،لج ولجبازی توش پدید میاد، ملت میگن اصن دلمون میخواد هرجور دوست داریم زندگی کنیم، میشه ب من چ تو چجوری ای من هرجور ک دلم میخواد میمونم، اینکه بقول دکتر هلاکویی مهربانی در مملکت های خاورمیانه نمونده، چرا؟ چون خیلی راحت میگن چرا برای اینکه یکی دلش نخواد من رعایت کنم؟ چرا مردم بی رحم شدن؟ چون رحیم بودن زوری شده. این نظر منه. جدیدا ب شدت علیه مذهب داریم هیت( خخخ) میبینیم و باور کن اگه اون عوضی دختر مردمو اونجوری کتک نزده بود الان ملت به این مذهب ی مقدار نرم تر بود. نمیدونم حرفم ب حرفت ربط داشت یا نه. کلا میگم کار غلطیه کسیو زور کنی ب اعتقاداتی که ندارن.
قبلا گفتم من سعی در رعایت دارم و کسیم رعایت نکنه مشکلی ندارم، از همونام ک باید متفرق شن
غلط زیاد دارم تو نوشته ام؟ معذرت مریضم دارو مارو خوردم سعی کردم درستشون کنم ولی حس میکنم بازم موندن غلط.

نه قابل فهمه کامنتت. فقط یه تیکه اون وسط افکت چوب جویدن سمور آبی گذاشتی.

ببین مساله هم اینه که زوره، هم اینه که مخل زندگی ملته. الان من امروز دارم میرم دانشگاه، روزه هم نیستم، باید قد مصرف هشت ساعتم آب ببرم- یک و نیم لیتر- چون آبخوریا رو از لوله قطع می کنن بوفه هم بسته س. دانشگاه ما هم تو بیابونه سوپر موپر دورش نیست بری آب بخری بیای. چرا اینجوری می کنید با خودتون خب:))

البته احساس میکنم تو خودت جزو اونایی هستی که میخوای ب مردم بفهمونی بقیه را زور نکنین، نه که من را زور نکنین، و بین این دوتا خیلی فرقه، و میشه همون مهربانی ای ک ب نظر من دروغه کاملا مرده:) تلاشت برای این مسئله بسی بسی زیباست.

آره همون اولی.

واااای ریا:)))

آقا من کلا بیخیال مبحث روزه خواری و داری شدم قسمت قیاس های منطقیت منو کشت!
چندبار تا حالا تو نوشته هات و جواب کامنت هات اشتباهات منطقی داشتی(منطق به عنوان یک واحد درسی، مثل اشتباهات ریاضی) که هم برای خودت هم برای احیانا به بیابون بی آب و علف اشتباهات ذهنی نرسیدن مخاطبانت، حتما حتما مطالعات جدی تو این زمینه برای خودت بذار.
بهترین کتاب هم برای شروع منطق سال سوم دبیرستان رشته انسانیه(قبل این جینگولک بازی های متوسطه اول و دوم)
رفع اشکال هم میکنم حتی
ولی انصافا بخون(من این پیشنهاد رو مشفقانه به تنی چند از اقارب کردم و از نتیجه راضی بودن)
کامنتمم با لحن دوستانه دوستانه بخون! ممنان‎(:‎

من قیاس منطقی نکردم اینجا، افرادی که روزه نمی دارند رو با هم جمع زدم، از جمعیت کل کشور کم کردم. نمیدونم چرا انقدر وحشت کردین همه تون. میخواین اصلا سرشماری بذارید، مستقیما ببینین چند درصد جمعیت روزه ان که موجب وحشت بزرگان منطق نشه.

چشم!

امروز رفتم به مسئول محترم خوابگاه با مهربونی هرچه تمام تر میگم میشه لطف کنین فقط یه بار بچه ها رو با صدای اذان از خواب بیدار کنین، اون بخش بیدار شدن با دعای سحر رو از برنامه ی کاملا مسلمان دوستانه تون حذف کنین؟ با نگاه مسلمان اندر کافرش بهم گفت نخیر خانوم به ما گفتن باید پخش بشه... :| و توضیح من درمورد اصول شرعی که بجز اذان حق ندارید چیزی رو با صدای بلند پخش کنید و همون اذان هم والا تو این خوابگاه که از هر ۷نفر هر اتاق دست بالا دونفر روزه میگیرن همچین کار درستی نیست در ایشان اثری نکرد... :/
تازه همون لحظه یه عزیزی با صدای بلند تو سالن داد زد خانوم صداش خیلی کم، بلندترش کن!!!!!
:سکوت
:اوج تاسف

:))) خوابگاه خیلی جای ترسناکیه از این لحاظ برای من، مطمئنم اگه من خوابگاهی بشم قانون میذارن که نماز و ناخن و جوراب بچه ها هم باید چک بشه، انقدر که من بدشانسم:))

۲۹ ارديبهشت ۱۱:۲۶ دامنِ گلدار
من نمی‌دونم چرا این مباحث برایم بحث انگیز نیست و واضحه :/ فکر میکنم ریشه این چنین رفتار زوری (از هر طرف که باشه) تعصب و عدم آگاهی هست. اسمش بخواد قانون باشه یا عرف یا سنت یا دین یا ایین، چرا باید فکر کنیم که احترام یک ماه یا یک قوم بسته به اینه که من نوعی آب بخورم در ملا عام‌ تو ماه رمضون یا نه؟ ارزش زن یا شاخص مادر بودن چرا بسته به اینه که من بلند بخندم یا نخندم یا دوچرخه سواری کنم در خیابون یا نکنم؟ چرا جزییات رو به کلیات تعمیم بدیم؟ چرا آدمهای با خدا و زنهای جامعه رو محدود به نمونه های محدود و کلیشه ای کنیم؟ فقط هم ماه رمضون نیست، شما بری دانشگاه، فلان رشته فلان پروژه، استاد فرزانه اش هم ممکنه نگاهش جنسیت زده باشه و در تو نبینه اون توانایی ای رو که در یک دانشجوی پسر میبینن. بابای من ممکنه بگه اینجا ایرانه قانونش اینه رفتی جای دیگه اونجوری باش، در هر قشر و زمینه ای این تفکر ریشه دوونده، یک رفتاری اونقدر رایجه که اصل شناخته شده یا اونقدر مثل دین مقدسه یا مثل قانون محترمه که نمیشه به خلافش راحت عمل کرد. در صورتیکه زیباتر قبول واگرایی و کثرت انسانهاست. ما از دین و قانون به شکل درستش استفاده نمی‌کنیم و یادمون می‌ره مسئله و هدف تمام اینها انسانیت هست. البته اینها حل نمیشه مگر اینکه الگوی نسل‌های آینده باشیم.

کامنت که نیست موعظه می‌نویسم :/ ببخشید :)

بابا دیگه بالاخره هر آیینی یه سری باید نباید داره دیگه. یه سری مسیحیا هم معتقدن زن و مردی که طلاق گرفتن تا وقتی همسرشون زنده س حق ازدواج مجدد ندارن. هرکی به اون آیین معتقده خب خدای اون آیین به همراهش. مشکل بزرگ وقتیه که آیینت رو می گسترونی تو زندگی بقیه.

۲۹ ارديبهشت ۱۲:۳۳ مهدی صالح پور
من حتی معتقدم آمار (با احتساب سنی‌ها، غیرمسلمون‌ها، در سفرها، مریض‌ها (همزمان 3 درصد جمعیت در هر موقع از سال سرما خوردن! اینو توی یه تحقیق پارسال دیدم!)، جامعه سرطانی و ام‌اس و سالخورده‌ها و...؛ من حتی میگم 50 - 50 یم. یعنی هر جمع 4 نفره، دو تا روزه‌دار و دو تا روزه‌خوار داره. حتی اگه بخوای روی‌گردانان از دین رو هم اضافه کنی، حتی دوستانِ روزه‌دار به اقلیت تبدیل میشن. اما خب... اصلا همینه که هست. مشکلی داری شما؟! زنگ بزنم پلیس فتا؟! :D

حالا دیگه من کار ندارم هر کی نظرش در مورد عقاید جامعه اطراف چیه، اینا سند و مدرک مکتوب و رسمی مملکت بود که میگه با فرض مسلمانِ معتقدِ سالم بودن تمام جمعیت، در هرروز ماه رمضون حداقل این تعداد روزه ندارن.

اقلیت ها خیلی کمن، روی هم یک میلیون هم نمیشه تعداد مردان بالغشون. تو جدول جمعیت بر حسب دین همون صفحه چک کنین. زن ها رو هم که با هم شمردم. سنی ها مگه روزه نمیگیرن؟!

من که مشکلی ندارم، من کار خودمو می کنم:دی هدف پست پاراگراف آخرش بود که هیچکدومتون نخوندین و نمیدونم چرا:دی

عامو! جولینگ! روزه بگیر خودتو خلاص کن!! که اینقد سر اینا حرص نخوری! ^__*

من نمیتونم روزه بگیرم حتی اگه بخوام، مشکل معده دارم، معده م خالی بمونه برون روی میگیرم.

جولیکا! گفتم که اصلا روزه و اینها مساله ام نیست دیگه
تا الانم حرفی در مورد آمار روزه داری باهات نزدم که!
اصلا ساری
اصلا کهگیلویه بویر احمد!

خب میاین زنگ در انسان رو میزنین در میرین، دقیق بیاین اشاره کنین مشکلتون چیه! کدوم قسمت پست یا کامنتا غیرمنطقیه! عین بابام که میاد میگه یاد بگیر خودتو مدیریت کنی و هیچ توضیحی هم نمیده چیو قراره مدیریت کنم:|

دال بدم؟داراب!

ها حالا گرفتم چی میگی.
افکت چوب جویدن چیه :بسی دی

یه سری خ پشت هم!

والا آماری که شما دادی به کنار ولی چیزی که ما الان میبینیم توی واقعیت جامعه اینه که خیلیا دیگه تو فاز روزه داری و روزه گرفتن نیستن و علنن هم هر جا که میرن سیگار میکشن و خوراکی هم میخورن و کسی هم کاری بهشون نداره البته تو شهرهای کوچیکتر با این قضیه یه خورده برخورد میشه ولی جایی مثل تهران از این خبرا نیست
کسی هم جرات نمیکنه اعتقادشو فرو کنه تو چشم و چال بقیه

وی از ساعت یازده ظهر دانشگاه بوده تا همین نیم ساعت پیش و آبخوری ها قطع بوده اند. با وی از مبالغه سخن نگویید!

طرف با مشت زده تو صورت یکی که داشته سگش رو تو پارک میچرخونده سر اینکه سگ نجسه، با این موجوداتی که ما تو ایران داریم شما در مورد موضوعی به این عظمت طرح مسئله میکنی؟ خب معلومه که هیچ امیدی به اصلاح نیست.

ببخشید!

من مبالغه نکردم توی همون دانشگاه هم من مطمئنم شما اگه دقیق نگاه میکردی کنار گوشه ها خیلیا خوراکی و آب میخورن کسی هم کاری نداره شما زیادی سخت میگیری

من کنارگوشه ها رم گشتم. آبخوری فعال پیدا نکردم. همه قطع. دیگه هر کی از خونه لقمه نون پنیر آورده نوش جونش، ما جایی پیدا نکردیم یه چیکه آب بدن بهمون! حالا تصورات شما هم محترمه ولی لزوما درست نیست.

مرسی دختر :))
:(( یادم انداختی ک بخاطر این عمل شنیع و جنایتکارانه یک هفته نمیتونستم روی باسن مبارک بشینم
.... شبی در آسمان هفتم در حال بحث با موسی و محمد بودم ک ناگاه مردی سوار برخرس سفیدی ظاهر گشت و برجمیع نگاهی انداخت و گفت :
ــ ای پیامبران اگر ب حضور خالقتان بار یافتید، سوالش کنید ک دستور و نحوه عبادات ما مردمان قطبی را مشخص نماید .
از او پرسیدم :
ـ مثلن چ احکامی ؟
نگاهی سفیه اندر عاقل بر ما کرد
ــ این ضیافت رمضان مثلن ! در سرزمین ما نیمی از سال ،خورشید نه طلوع میکن و نه غروب !

مگه شلاق رو به کمر نمیزنن؟

بعد قطب مگه سکنه داره؟ اسکیموها مگه در بالاترین نقطات آسیا/اروپا/آمریکای شمالی نمیزیستن؟

۲۹ ارديبهشت ۲۳:۳۷ دامنِ گلدار
آره من هم نمیگم ناهنجاری کنیم و از قانون و اخلاق جامعه تبعیت نکنیم، اما گسترانیدن این قواعد در زندگی بقیه به یک تعبیر یعنی فرض کنی هرکسی که عضو این جامعه است یک شکل داره، و به این ترتیبه که من نوعی حس میکنم حقم داره نادیده گرفته میشه از سمت پیروان گروه مقابل. در حالیکه من هم که 80 درصد شاید شباهت دارم با این گروه، اما نه در اجرای این آیین، حالا شدم جوجه اردک زشت و باهام برخورد میشه. حالا اینکه این قانونه و همه ملزم به رعایتش هستن و اینها رو من رویش بحثی ندارم، دغدغه من انعطاف پذیری و انسانی تعریف شدن قوانینه و مسخره است چیزی که باید کمک کنه آدمها کنار هم زندگی اجتماعی بی‌دردسری داشته باشن، بشه ابزار تفرقه و دلگیری شون از هم.

قانون نیست، چون در آیین مسلمانان اومده که نخورید، خودشونو ملزم میدونن هرکی رعایت نکرد تنبیهش کنن:)) وگرنه هر قاضی ای یه برداشت داره، برخی میگن جرمه برخی میگن جرم نیست.

هیچی دیگه بقیه ش رو راست میگی:دی

میدونی جولیک من احساس میکنم اصلا بحث روزه هم نیست حتی! ما اینجا عادت داریم همدیگرو آزار بدیم.
روزه دار و روزه ندار و دولت و مردم هم نداره.قشنگ عادت داریم...
من با اینکه قانون چیه و چقدر بایپ به این قانونی که از همه لحاظ پاشو گذاشنه رو خرخره مون احترام بذاریم کاری ندارم واقعا.
اینم خوب میدونم که این قانون تا یک روز قبل از ماه رمضون و یک روز بعد ماه رمضون هیچ وقت از من حمایت نکرده حالاچون یه ماه من تو زمره حمایتش قرار میگیرم بیام بگم قانونه و باید عملی بشه و...
ببین من دیروز کتابخونه بودم،کتابخونه دانشگاه هم نیست،خیلیا رو میزشون خوراکی گذاشته بودن تو کمداشون تو راهروها...بعد من داشتم راه میرفتم و کلااا حواسم به اطرافم نبود،یه دفعه این حراسته اومد گفت خانم داری ساندویچ میخوری برو بیرون! با اینکارش توجه من روزه دار رو به ساندویچ خوردن روزه ندار جلب کرد،دختره هم بیچاره خیلی آروم طور میخورد کتابشم جلو صورتش بود اصلا معلوم نبود اون زیر چه خبره خب اینجا اون روزه ندار اذیت شد
بعد یه دختر خانمی کنار من نشسته بود و من باز هم به کل حواسم بهش نبود برگشت گفت روزه اید؟ من حس کردم میخواد چیز بخوره گفتم روزه ام اما بخور راحت.خب الان این احترامه نه من رو کشت و دلمو آب کرد و همینا که میگن نه اونو.
اون ساندویچ خوردنه هم همینطور.
مشکل اینه که ما میخوایم همو اذیت کنیم.
آبسرد کن میبندیم که روزه ندار اذیت شه.ملت هم تو نمازخونه کالباس که خب بوش برای آدم گرسنه اذیت کننده است میخورن که روزه دار اذیت شه!
کلا هممون داریم همو اذیت میکنیم به نظرم!
چه طولانی شد://

حالا شایدم کالباس می خورن چون ساندویچ سرده و رستوران ها غذای سرد سرو می کنن بیشتر :|

از اینکه این همه وقت گذاشتی و با منبع حرف زدی خوشم اومد
ولی اگه میخای درمورد روزه خواری حرف بزنی خوبه یکم هم درمورد اینکه روزه خواری چی هست و اصلا چرا گیر میدن و ریشه اش کجا بوده سرچ میکردی :)

نمیدونم چرا هیچ کدومتون پاراگراف آخر پست رو نمی خونید. عجیبه ها. اون عدد مدد ها حوصله تونو سر می بره میرسین به آخرش اسکیم می کنین؟

شوخی کردم :)

منم گفتم حالا که بحثش شد توضیح بدم:دی

اتفاقا گنگ ترین بخشش همون قسمت آخرش بود :)

گفتم که بدونین نسبت به هم چند به چندین، همین!

خب روزه ندارهاآیا روزه خوار محسوب میشن؟

البته بنظر منم نباید مثلا دم ساندویچیا پرده بزنن :) یعنی که چه!

چه فرقی داره. مهم اینه که روزه ندار یا معتقد نیست یا دین گفته نگیر، پس به مصرف عادی مواد غذایی ادامه میده. متن پست هم جداشون نکردم:

اگه روزه نمیگیرید و فکر می کنید تک افتادید پس باید بزنن تو سرتون، یا اگه روزه میگیرید و فکر می کنید بیشمارید پس میتونید بزنید تو سر اونا که از شما نیستن، چشم و گوشتون رو به جهان اطراف باز شه ببینید چند به چندید.

یک بخش اعتقادیه اگر شما به روزه اعتفاد نداری خوب مطمئنا می توانی از بخش های دیگر دین هم ایراد بگیری به نظر میاد باید تکلیفت را روشن کنی یا دین اسلام را قبول داری یا نداری
حالا اگر قبول نداری و می خواهی راحت باشی و در کشور خودت ازاد باشی حق با شماست کسی حق ندارد حقوق شما را تا زمانی که به حقوق دیگران تعارض نکردی سلب کند متاسفانه در کشور به این مسئله توجهی نمی شود و مسئولین هم مطمئنا به این قضیه واقف هستند و باید این مسئله حل بشود البته کار هایی شده مثل قرار دادن دیوار کاذب جلوی ابخوری به جای قطع کردن اب که همانطور که مشاهده می کنید در طی زمان دین با مردم تطبیق پیدا می کند (متاسفانه)

نباید تطبیق پیدا کند یعنی؟ یعنی الان سربازهای عراقی که به اسیری گرفته بودیم باید به بردگی می بردیم؟ آیا؟

الان مشکل ما این هست که چرا اسلام خودش را با زمان تطبیق نمی دهد؟
به نظر بنده اسلام دارای یک سری مبانی هست مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی.
به هیچ عنوان نمی شود این مبانی را تغییر داد بلکه می توان تعریفی نو از این موارد ارائه داد که در حال حاضر از آن با عنوان پویا سازی فقه یاد می شود.
متاسفانه کاری که ما می خواهیم انجام بدهیم ایجاد تغییرات در مبانی است به منظور کسب منافع که در حال حاضر رفاه هست.
شما خودتان شاهد هستید که به چه میزان نگاه منفعت گرایانه در جامعه گسترش پیدا کرده علاوه بر این که به حوزه ارتباطات کشیده شده وارد دین هم شده و مسائل دینی با سود آنها سنجیده می شوند اگر روزه برای سلامتی خوب باشد پس می گیریم اگر نه ...
اگر ما به مبانی پایبند باشیم در جزییات مشکل پیدا نمی کنیم به طور مثال حضرت رسول اکرم ص گفته است به فرزندان خود تیراندازی، شنا و سوارکاری آموزش دهید آیا باید در حال حاضر سوارکاری آموزش داد یا رانندگی؟

والا مشکل من چیز دیگریه، شما ته پیامتون نوشتین دین با گذر زمان با مردم تطبیق پیدا می کند و اضافه کردین متاسفانه، من از همون تعجب کردم.

اینکه مسایل دینی با سود سنجیده میشن به خاطرِ کسیه که میاد روزه رو با رژیم، آنتالیا رو با کربلا و مراسم اربعین رو با پارتی و چارشنبه سوری مقایسه می کنه. وگرنه اونی که روزه میگرفت میگیره، اونی که به اشتباه اینا رو یکی فرض میگیره از اولش تو مومنین و مسلمین نبوده، به قول شما به خاطر مبانی اسلام نیست که روزه میگیره، که گرفتن و نگرفتنش به کیفیت جامعه شما مومنان و مسلمان لطمه زده باشه. اینکه من چند تا اصطلاح انگلیسی تو روز می پرونم به جمعیت انگلیسی زبانان کره زمین اضافه نمی کنه و منو هم تو آسیب شناسی گفتار جوانان انگلیسی زبان نمیشمرن.

ضمن آنکه اگه اسلام دین خداست و برای هدایت انسان هاست و با فطرت و عقل آدمی هم سازگاره، شما رو نمی دونم ولی دینی که توش دستور خودزنی داره به گواه عقل من آورنده ش در بهترین حالت از بدن انسان هیچی نمیدونسته. اگه روزه برای انسان ضرر داره، پس خدا هم آرره:)

سوارکاری هیچی حالا، شما بگو در حال حاضر تیراندازی با کمان می آموزی یا تپانچه:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
Zero
Dandelion
بخاطر خودتون دو تا
راننده تاکسی
چکار هر چه تو میخواهی ست، بخواه آنچه می خواهی
برتر بودن یا نبودن
یک روز پاییزی از بالای ساختمان شماره 346
برای سفر کرده.
مشت سرخ آهنین
پولدارها قانون ندارند
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
تگ ها
بایگانی
آبان ۱۳۹۷ ( ۵ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|