ببخشید!

ما رو از وقتی خوندن یاد گرفتیم به مطالعه عادت دادن. به خوندنِ هرچی، کتاب یا مجله. اولین مجله ای که شروع به خوندنش کردیم بچه ها گل آقا بود. اولهاش که ما می خریدیمش چیزی حدود صد تومن بود، هفته ای صد تومن خرج کردن برای ما پولی به حساب نمی اومد، و ما اون موقع از قشر بسیار متوسط، ساکن نازی آباد، محصل مدارس دولتی و در صفِ کوپن های مختلف ایستادندگان بودیم. یادمه که وقتی قیمتش رو افزایش دادن به صد و پنجاه تومن، تو سر مقاله ازمون عذرخواهی کردن که داره به جیبمون فشار میاد، چندین بار تو شماره های مختلف ابراز عذاب وجدان کردن از این بابت. بعدا که دیدن دیگه نمیتونن با اون قیمت ادامه بدن یکی در میون صفحه ها رو سیاه سفید/رنگی کردن که قیمتشون ثابت بمونه. هر بار برای ماها به زبون ساده توضیح می دادن که متوجهن داره به ما فشار میاد، مجبورن، خودشونم راضی نیستن، ممنونن که هنوز میخونیمشون و سعی می کنن دیگه قیمتشون بالا نره.

میدونم که مقایسه کردن یه مجله کودکان که هفت هشت ده سالی هست دیگه چاپ نمیشه، با حکومت یه کشور مسخره و عجیبه. ولی هر وقت قراره بلایی سرمون بیاد و میان برامون سخنرانی می کنن که «ملت رشید ایران تحریم براش کاغذ پاره س»، «ملت فهیم ایران از اپلیکیشن خارجی استفاده نمی کند»، «ملت مسلمان ایران از دلار بی نیاز است چون ما خودمون ریال داریم»، «ملت ایثارگر ایران از جنگ نمی ترسد»، فکر می کنم چقدر خوب بود بین این همه رجل سیاسی که جای ما فکر می کنن، احساس می کنن، تصمیم میگیرن و نسبت به نتیجه ش به جای ما اعلام نظر می کنن، یه گلنسا بود که میومد ازمون معذرت میخواست که بلد نیست مملکت داری کنه، که زور نداره جلوی تندروها وایسه، که یکی اون بالا معتقده اقتصاد توطئه آمریکاست برای کنترل جهان، که یه عده فکر می کنن اگه کسی به جنگ ایران بیاد به جنگ با خدا اومده خدا خودش جوابشونو میده. معذرت میخواست که جوابِ همه اینا رو ما باید بدیم، که زندگیای ما تیر و تپر میشه.

شاید اینطوری هنوزم اینجا جای بهتری برای زندگی نبود، ولی لااقل ما معمولی ها، ما که شخصیت های فرعی این قصه بلندیم و دیالوگی هم نداریم، میدونستیم که یکی میدونه ما هستیم. حتی اگه مورچه های کارگری هستیم زیر پای چکمه بی احساسی.

۲۲ لایک
یادمه خیلییییی وقت پیش درمورد رهبری ایران گفتی که اگه جرات داره اسم بیاره نگه فلانی و بهمانی. میخوام بهت بگم اسم بیار نگو یکی بالا، پایین. ( اگه جرات داریشو نگفتم)

اینایی که گفتم نقل قول نبود که گوینده مستقیم داشته باشه. تیتر اخبار چند وقت اخیر رو به صورت چند سخنرانی فرضی دراوردم شخصا. یه سری ها رو فقط تیتری خوندم حتی نمیدونم/یادم نیست کی بوده که گفته. عملا فرقی هم نداره، هزار نفر هرروز میان میگن ملت رشید/مسلمان/باایمان/انقلابی/هم خوشگله هم بوره/موش نخورش الهی/قربون دست و پای بلوریشِ ایران اون کاری که ما میخوایم بکنیم مورد تاییدشونه. دیگه فرقی نداره اونی که گفته حسن قلی خان بوده، محمود احمدی نژاد بوده، احمد نجفی بوده، آیت الله بهجت بوده، مدیر مدرسه ما بوده یا هرکی.

اون پست هم درمورد رهبر نبود عزیزم، افکار عمومی رو متشنج نکن. درمورد هر کسی بود که سخنرانی می کنه. هم از روحانی نقل قول کرده بودم توش هم از رهبر. حالا شما دوست داری وانمود کنی من مستقیما اومدم یه پست نوشتم که فقط به حضرت ماه توهین کردم دیگه به جهان بینی شخصی شما بستگی داره.
منت سر ما گذاشتید جرات داریشو نگفتید بزرگوار.

کامنتای اون پست که خوندم. به رهبر اشاره کرده بودی، فدات شم ( از اون فدات شم خوبا منظورمه)
حالا اصلا مهم نیست. قبول دارم کلیت حرفتو. به هرکی که میگی! ولی خدایی آمریکا رو اقتصاد جهان تاثیر نداره؟!
نمیدونم شاید منظورتو بد فهمیدم، شایدم اصلا منظور خودت نبوده!

هم تو کامنت ها هم تو پست تلاش کردم یکی به اینور کوبیده باشم یکی به اونور. اصلا هدف پست هم این نبوده که «چرا رهبر مستقیم حرفشو نمیزنه»، کلا هدف این بوده که «چرا همه تون مثل آدم نمیرین با همدیگه حرف بزنین، میاین پشت تریبون خطاب به ماها هوایی میزنین صاحبش بیاد حرفو برداره». بنابراین معنی نداره اگه فقط از یه نفر مثال بیارم.

من کی گفتم آمریکا رو اقتصاد جهان تاثیر نداره؟ آمریکا هیچی، ترامپ یه توییت میزنه که حال آمازون رو میگیرم ارزش آمازون یهو با سر میاد زمین. تنها جایی که آمریکا رو اقتصادش تاثیر نداره جنوبگانه. اگه منظور این جمله س که «...که یکی اون بالا معتقده اقتصاد توطئه آمریکاست برای کنترل جهان...» کلا به فشل بودن رویکرد مملکت به اقتصاد اشاره کرده م اونجا. امام جمعه فلان شهر میاد در مورد اقتصاد مملکت و تصمیمهای اقتصادی آینده تز میده. خب پدرجان شما سر پیازی، ته پیازی، اقتصاد خوندی، دیپلم ریاضی داری، چرا فکر کردی صلاحیت داری بیای بگی ملت فهیم ایران از فردا باید چگونه داد و ستد کنه با جهان؟

دختر من اسم از توهین آوردم؟! حالا چرا اینقدر به من و حضرت ما تیکه می‌ندازی؟! دعوا داری مگه؟! :)
بالاخره توهم انسانی گفتم شاید یه وقتی یادت بره آرمانها رو ;)
جمله اخرمو هم بد فهمیدی ولی اشکال نداره چون با نوشتن لحن ادما مشخص نمیشه!

دعوا ندارم، ولی وقتی یکی یه پست از آرشیو پارسال چارسال منو ذخیره کرده با این تگ که «اونجا به آرمان هام فلان حرفو زد یادم باشه بعدا استفاده کنم» حس خوبی به اون شخص پیدا نمی کنم. من حافظه م خوبه، بیشتر چیزایی که میخونم یا می نویسم یادم می مونه، شما این کار رو با هر بلاگر دیگه ای می کردی ممکن بود نیاز پیدا کنه بره آرشیوش رو بخونه ببینه واقعا چی گفته، حوصله ش نگیره این کار رو انجام بده و رد شه، و اونوقت بعد از شما هر کس بیاد کامنت شما رو مطالعه کنه فکر کنه یه پست تو اون وبلاگ هست که اومده به رهبر گفته اگه جرات داری اسم بیار. تریج قبای حضرت ماه هم که نازک، هواداران هم که چینی نازک تنهاییشون بسیور شکننده، خر بیار و باقالی بار کن.

من شرمنده م اگه چیزی رو اشتباه فهمیدم. پیش میاد.

خب میگم مخاطب و مشخص کن شفاف سازی بشه. مثلا اگر گفته بودی فلان امام جمعه یا فلانی اینو گفته واقعا حل بود. واقعا ها.

خب آخه نمیدونم دقیقا کی گفته هر کدوم رو، چون خیلی ها گفته ن و همچنان هم هر اتفاقی بیفته همه شون همینا رو میگن به نظرم واقعا اهمیتی هم نداره گوینده اصل جمله کدومشون بوده. فرقی نداره سمتشون یا جهتگیری سیاسی شون چیه، در همه حال واکنش همه مسئولین(و حتی غیرمسئولینی که توهم مسئولیت دارند!) اینه که «مردمِ <جای خالی را با صفت مقتضی پر کنید> ِ ایران واکنش مورد نظر ما رو انجام خواهد داد» .

آقا من بعد اون پستت دیگه پستات و دنبال نکردم نه بخاطر اون پست، کلا دیگه وبلاگ دنبال نکردم یه جورایی. چند وقتیه باز میخونمت. الان هم تو آخرین اپدیت ها میگشتم وبلاگ تورو دیدم. اولین چیزی که اومد تو ذهنم همین بود. شاید نباید میگفتم ولی گفتم :) داشتم پست قبلی هاتو میخوندم میگفتی بحث فایده نداره. اما من فکر میکنم یکی از زیبایی های دنیا اینه که با دو اعتقاد مخالف بحث کنی بدون پیش زمینه، و به قصد یادگیری، اگر طرفت حرف درستی میزنی،قبول کنی.یا حداقل به نظرش احترام بذاری به عنوان یک عقیده. به شرط،اینکه تو دلت هم نگی گور باباش. من هیچ‌وقت اون نوشته تو ذخیره نکردم که یه روزی بیام بگمش. واقعا میگم. اما صادقانه میگم یه بغض ازت داشتم نه فقط برای اون نوشته البته :)ببخشید
خلاصه که مرسی از وقتی که گذاشتی :)

اینکه میگم بحث فایده نداره منظورم این نیست که با کسایی که عقیده شون مخالف منه حرف نمیزنم. منظورم اینه که اصراری ندارم چیزی که گفته م رو به همه اثبات کنم یا اگه عقیده کسی به نظرم خیلی پرته بیارم اصلاحش کنم دیگه به نظرم پرت نباشه. فکر می کنم عدم تسلطم به اصول بحث کردن یا قانع کردن افراد، بیشتر از اونکه حرف منو به حق نشون بده بهش آسیب میزنه. من بحث کننده خوبی نیستم، این باعث میشه موضعی هم که نسبت به مباحث میگیرم با اشتباه بحث کردنم به خاک و خون کشیده بشه.

بنابراین لزوما اینطور نیست که الان مخالفان من ساکت بشن چون اگه چیزی هم بگن من پوزخند میزنم و رد میشم، صرفا اینطوریه که من از گند زدن به بحث هایی که قبلا کردم خسته شدم :دی

اگه بغضت به خاطر آرمان هات بوده که هیچی. اگه به شخص خودت توهینی کردم عذر میخوام. من خیلی بد عصبانی میشم، از این ویژگیم دفاع نمی کنم.

ولی من واقعا احساس کردم تمام سعیتو میکنی خونسرد باشی و توهین نکنی. و نه یادم نمیاد به من یا حتی آرمانهام توهین کرده باشی. وتوهم به هرحال نظر خودتو داری.
حس میکنم اسیرت کردم نصفی شبی خخخ. ببخش!

آره دارم خیلی با آرامش و فشار خون پایین بحثو دنبال می کنم:دی

۱۹ ارديبهشت ۰۷:۳۸ ابوالفضل ...
خوب خونسردیت رو حفظ کردی جولیک! من اینقدر اعصابم خورده که تحمل ندارم...
یاد سال های اول دهه ی نود می افتم و تحریم ها. اینکه مادر دوست عزیزم که برا منم عزیز بود به خاطر قیمت داروها سرطان پرپرش کرد. ورشکستگی خودم و حتی مریضی خودم که دویست تومن نداشتم برم آزمایش بدم...
دوباره می خواد اونجوری بشه...

یکی از خوشبختی های عجیب من اینه که مادر جان بهارم سال 92 کشف کرد سرطان داره، نه قبلش. پرستارا چیزای وحشتناکی از سالای قبلش تعریف می کردن، داروی تقلبی ریخته بودن تو بازار ملت در کنار سرطانشون به خاطر داروی شیمی درمانی تقلبی کور یا فلج هم می شدن :|

در مورد رفتار ترامپ
حداقل این مورد ایران نشون داد که سر حرفش موند، اما آمریکا نموند. همه دنیا هم بهش اذعان دارند. درسته با حکومت مخالفی. اما انصاف رو رعایت کن. الان ترامپ ایران رو تحریم کرده، همه مردم ما رو تحریم کرده. من و شما رو تحریم کرده. کمی دوز آمریکافیلیت رو کاهش بده!
----
میگی چرا فلان امام جمعه در مورد اقتصاد حرف زده. مگه از اصول اولیه آزادی بیان نیست؟ طرف نظرشو گفته. اما تصمیم رو کی میگیره؟ رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد که هر دو تحصیل کرده امریکا هستن. متاسفانه تمایل به دیکتاتوری و خفه کردن اظهار نظر مردم در همه قشرها وجود داره. حالا یکی قدرت دستش هست. یکی نیست. ظاهرا اونی که نیست بدتره!
----
در مورد اقتصاد هم، ما مردم باید اشتباهات خودمونو بپذیریم. متاسفانه همیشه فرافکنی می کنیم. وقتی میریم به شورای شهر لیستی رای میدیم. ندیده و نشناخته، این میشه که یه مشت آدمی میان که نمی تونن یه شهردار بدرد بخور انتخاب کنن (اینجا که دیگه شورای نگهبان و رد صلاحیت توش نبود). وقتی جوگیر میشیم و میریم به یه نفر رای میدیم (فرق نمی کنه کدوم انتخابات. کلا زیاد جوگیرانه رای میدیم)، نتیجه اش میشه یه دولتی که انگار خانه سالمندانه از بس پیر و کهنسال توش جمع شده. قبل اون هم که جوگیرانه رای داده بودیم. شما شاید سنت به انتخابات 84 نرسه. اما من خوب یادم هست!
----
تو این وضعیت که افکار عمومی و مردم عادی، آماده پذیرش تحریکات هستن، متشنج کردن اوضاع، کمکی به حل موضوع می کنه؟ اتفاقا خواسته بازاریای بی انصاف هست. باید سعی کرد که آرامش حفظ بشه تا فردا پس فردا که رفتی یه جنسی بخری، نبینی قیمتش دوبرابر شده!

شما همونی نیستی که من تو کانالم هرچی میگم می پره میگه هیس الان سوریه میشیم؟:)))


من آمریکا فیل نیستم. اتفاقا خیلی هم برعکس نسبت به کشور و مردمش نژادپرستی منفی(نژادستیزی؟) هم دارم. تو کامنت های پست قبل اشاره کردم حتی. ضمن آنکه ترامپ هنوز هیچکار نکرده، گفته ان روز دیگه میخوام یه کارایی بکنم. خوشش میاد انگولک هاشو اعلام کنه. ما هم هنوز هیچکار نکردیم. فعلا طرفین در حال درگیری لفظی می باشند.
---
شرمنده حاجی من لیستی رای ندادم، این روضه مال قبر دیگریست :دی اون امام جمعه میاد تز میده، کیهان تیترش می کنه، بعد میان میگن چرا انجامش ندادین، مردم غیور همیشه در صحنه میرن اعتراض و الخ. شما تازه اومدی ایران؟ با پدیده ای به نام بسیجی آتش به اختیار آشنایی داری؟ سفارت عربستانو ارتش رفت تسخیر کرد؟ اسید پاشی اصفهانو وطن تشریف داشتی وقتی رخ داد؟ دیگه من چی بگم وقتی شما یه چیز کاملا متفاوت تجربه کردی از جهان اطراف. لااقل یکیمون داره اشتباه می کنه.
---
بازاریا ننشستن واکنش منو ببینن. اگه تو کشوری جنگ بشه، همه مردمش با رضایت برن جنگ، ارزش پولشون نمیاد پایین؟ اقتصادشون ضربه نمی خوره؟ کلا اوضاع امنیت و مالی کشور وابسته به تعداد پست های نارضایتی مردمه اصن؟
من یه پشنهاد دارم. بیاین به جای اینکه سر هر اتفاق بدی دهن مردمو ببندین که عواقب بدی رخ نده، با توجه به اینکه همه چی تقصیر مردمه و شما بی تقصیر، بیاین تلاش کنین اتفاقات خوب بیفته. من قول میدم جوری خوشحالی کنم که دلار بشه هزار تومن. من رو قیمت دلار موثرم آخه گویا.

همین پریشب،سر سفره ی غذا،در حالیکه صدای من بعنوان یکی از این مورچه ها به کسی جز خانواده ام نمیرسه,داشتم میگفتم خیلی مردم رشید ایران! صبر دارن که اینقدر خودشون رو به ندیدن و نشنیدن بزنن که بتونن تحمل کنن یه تعداد خیلی خیلی زیادی آدم به اسم دولت یا قوه ای که بیشتر همون غذاست تا قضا و بقیه از بالا و پایین و چپ و راست دارن اشتباه میکنن،دارن اشتباه میکنن در حالیکه این اشتباه اپسیلونی زندگی خودشونو تحت الشعاع قرار نمیده.
مردم ما اینجا از بی دارویی هم بمیرن،باز هم دخترِ آقای ایکس،عروس آقای ایگرگ در بهترین بیمارستان دنیا بچه شو دنیا میاره.
اگر اینجا مردم ما پول یه دکتر رفتن ساده نداشته باشن که سرماخوردگی بچه شون بعدا بشه رماتیسم قلبی هم مهم نیست،چون پزشکای درباری هستن از همون بلاد کفر و آدمکش و تحریم کن!
ما مورچه ها دیگه خیلی داریم له میشیم جولیک! خیلی!

اینا رو جای دیگه نگیا، سوریه میشیم.

پست خفنی بود خوشمان آمد ولی با این حال اصلا موافقش نیستم :دی
ولی خداییش پست خیلی خوبی بود
درود بر تو

پس وقتی میگن ملت غیور ایران با شمان؟:))

مسئولین بازتاب مردمن.
مردمی که هر دوره انتخابات از دوره های قبل درس نگیرن و یاد نگیرن و اشتباهاتشون گردن جریانهای اینوری و اونوری بندازن، و عذرخواهی نکنن از خودشون بخاطر رای اشتباهی که دادن ، انتظار مسئولین عذرخواه رو نباید داشته باشن.

من اینو قبول ندارم. درواقع چون از زاویه غلطی به قضیه نگاه می کنه. رای درست یا اشتباه، اون کسی که انتخاب شده مسووله. وقتی خطا می کنه باید مسوولیت خطاش رو بپذیره. چه عباس جدیدی باشه چه حسن روحانی. نمیتونی بگی مردم میخواستن خودشون عقلشون برسه به جدیدی رای ندن، حالام که رای دادن هر چی رخ بده حقشونه. یه چیزی باید بر کیفیت کار مسوول نظارت کنه، وقتی نظارتش به این نتیجه رسید که طرف داره خطا می کنه طرف باید پاسخ بده. من مردم بخشی از اون نهاد ناظرم.

رای گیری اینجوری کار نمی کنه، حتی پادشاهی هم! به شدت داری اشتباه میزنی:دی

۱۹ ارديبهشت ۱۱:۱۰ مهدی صالح پور
کامنت ها رو که خوندم دیدم گستره‌ی بعضی چیزها چه گسترده شده! :)) البته که همین قدر هم گسترده هست... و هر چی می‌کشیم از این گستره‌ی وسیع فعالیت‌های دوستانی‌ه که نه رای مردم دارن و نه اعتقادی به پاسخگویی.

جایزه مبهمِ سال به شما تعلق میگیره :دی

بعله که اینطوره
البته ملت غیور همیشه در صحنه نیستم من
ولی مطمئنم شما و من همگی غیرت داریم به قول شما ملت غیور هستیم
ولی شما یه پله بالاتری و جزو ملت غیور همیشه در صحنه :دی
چون اساسا اعتراض در فضای مجازی مثلا انجمن ها یا همین وبلاگ تاثیر نداره.الان برید انجمن کنکور هزاران بیانه نوشتن برای اینکه سهمیه ها تاثیر داده نشه و ...
ولی این کار مثل این میمونه یه نامه بسیار پر معنا بنویسیم ولی آدرس مقصد و مبدا رو یکی بنویسیم! ://
از خودمون به خودمون
من وقتی عرض کردم که اصلا موافقش نیستم اصلا با محتواش کاری نداشتم.بلکه روش انتقاد شما رو اصلا باهاش موافق نیستم :)))

آها. آره اونو منم موافقم:دی

نه من اصلا کانالتو ندارم. ادرسشو بده

منم یه مردم عادی هستم و نه دولتمرد. ممکنه شما لیستی رای نداده باشی، اما میلیون ها نفر دادن و کار به اونجا رسیده که در انتخاباتی که هیچ ردصلاحیت شورای نگهبانی روش نیست، یه گروهی عضو شورا شدن که نمیتونن یه شهردار درست حسابی انتخاب کنن. یه کوچه رو تو این یه سال نتونستن آسفالت کنن. من و شما مقصریم! همونطوری که اون مقام محترم باید اشتباهاتش رو بپذیره، من و شمایی که اشتباه کردیم هم باید کوتاهی خودمونو بپذیریم.

ترامپ کاری نکرده؟ دیشب عمه من بود فرمان تحریم روامضا کرد؟ به کشورها 90 روز تا 180 روز مهلت داد تا ایران رو تحریم کنن؟

---
در مورد سفارت عربستان، من از کارشون دفاع نمی کنم اما اگر الان سفارت عربستانو نگرفته بودن، ترامپ زیر برجام نمیزد؟

یه نگاهی بنداز کسانی که 40 سال پیش سفارت امریکا رو گرفتن الان کجان و تو دامن کی هستن!

---
مشکل فقط پست شما یک نفر نیست. پست امثال شماست! خیلی هم طبیعیه. وقتی آه و ناله زیاد میشه، افراد احساس عدم امنیت می کنن و مثلا هجوم میبرن ارز بخرن. قیمت دلار به صورت کاذب بالا میره و من و شما ضرر میکنیم

کانال از وبلاگ جداست، ترجیحم اینه که کسی صرفا چون من می نویسم اونجا رو نخونه. چون سبک و محتواش اصلا فرق داره، اگه قرار بود مثل همینجا باشه که خب همونا رو اینجا مینوشتم :) غرض اینکه یه خواننده گرامی ای اونجا داریمکه معتقده اتفاقات بد عواقب بد ندارن، واکنش دادن من بهشون موجب عواقب بد میشه.مرزهای منطق رو درنوردیده به واقع.

---
در مورد عمه محترمتون بی اطلاعم. منظورم اینه که الان تحریم نکرده. به معنی دقیق کلمه روی الان دارم تاکید می کنم فقط.

---
بزرگوار چرا میزنی به خاکی. بنده سفارت رو از ذیل چی مثال زدم؟ ذیل اینکه یه نفر که هیچ مسوولیت و صلاحیتی نداره اشارتی می کنه، مردم میرن دنبالش، عواقبش رو مسوول اون قسمت و مردم باید بپردازن. مثال، یه ابلهی میاد میگه با بدحجابان برخورد قهری کنید، یه ابله تری که پیرو اونه راه میفته اسیدپاشی، مردم و پلیس می مونن تو گل. به برجام چه ربطی داشت؟! :| شما گفتی آزادی بیان مجوز صادر می کنه امام جمعه بیاد تز اقتصادی بده، بنده گفتم نتیجه تز دادن امام جمعه در کاری که علم و صلاحیتش رو نداره میشه اون. افرادی که تریبون و پیرو دارن و الگوی عده ای هستن آزادی بیانشون نسبت به ما متفاوته. اینکه من بگم از بدحجابان بدم میاد با اینکه امام جمعه بگه متفاوته.

---

بنده از شما عذر میخوام که دلار داره میره بالا. شرمنده م :دی

۱۹ ارديبهشت ۱۲:۵۰ ابوالفضل ...
کامنتا رو خوندم. می بینی جالبه باید با چند جبهه بحث کنیم. عرزشیا, مجاهدین و سلطنت طلبا که هشتگ تشکر از ترامپ راه انداختن. اصلاح طلبای حکومتی که مدام دم از سوریه ای شدن می زنن و ...
توی زندگیم به یاد ندارم این طور ملت شقه شقه شده باشن...

آتش بدون دود یه تیکه جالب در این مورد داره که پیدا می کنم بعدا نیشان میدم :دی

۱۹ ارديبهشت ۱۴:۲۴ ابوالفضل ...
پس در قالب پست بگذار تا متوجه بشم.

باید بگردم پیداش کنم، جلد رو میدونم شماره صفحه رو نه.

۱۹ ارديبهشت ۱۵:۰۲ مصطفا موسوی
چقد توی کامنتا بحث جدیه :|

بحث سر چیز دیگه ایه که اصن موضوع پست نبود. :))

و من میخام فارغ از همه ی این بحث ها بگم که چقدر دلم برای گل آقا بچه ها تنگ شده و چقدر ناراحت شدم همون موقع که آخرینش اومد بیرون. هیچ وقت کیهان بچه ها نخوندم چون دوست نداشتم ولی سروش کودکان رو همیشه میگرفتم. یادش به خیر!

کیهان بچه ها یه جوری بود، منم ارتباط برقرار نمیکردم باهاش. سروش هم بچه پولداری بود، تمام رنگی و جلد گلاسه و صفحه های زیااااد:دی ما شاید سالی یدونه سروش می گرفتیم!

نه بابا اونقدر گرون نبودا؟ آخه ما هم پولدار نبودیم. نمیدونم یادم نمیاد چطور بوده کلا! خداییش از همه اش باحالتر و بهتر گل آقا بچه ها بود. یادمه فن داشتن که براشون وبلاگ ساخته بودن و اوضاعی بود! اون موقع ها من اصلا نمیدونستم وبلاگ چیه. و فکر میکردم خیلی اون بچه ها خفنن! وقتی هم که فهمیدم بلاگ چیه دیگه اونا نبودن...

وای آره من وبلاگ و جادوگران و کاسیاس رو از تو بچه ها گل آقا شناختم:)))

۱۹ ارديبهشت ۲۰:۲۶ آسـوکـآ آآ
گرفتار شدیم...

فقط اونجایی که از گل آقا گفتی
رفتم ببینم دارم ازش هنوز

ما همه رو ریختیم دور:))

من چه رویا پردازیایی برای وبلاگ خودم و نوشتن باورهام توش داشتم با خوندن پست ها و پست هات. با خوندن کامنتا قشنگ اون جهان رنگین کمونم فرو ریخت. تو وبلاگ لعنتی خودت هم هیچی نمی تونی بگی چیره!
وبلاگ گویا مثل قم شهر هاست؛ مذهبی ترینه لامصب. :دی
عاروقای روشن فکری باید تو همون اینستا و تلگرام خاکبرسری نوشته بشه.

*این بحث نکردن رو منم چند وقت پیش رسیدم (تو واقعیت و رودررو هنوز مشکل دارم باهاش البت.) چون واقعا همون طور که گفتی هیچکی قانع نمیشه. همون فحشمونو بدیم سنگین تریم. :دی
*میشه برا خودت یه آواتار صورت دار بذاری؟ همیشه تو رو به صورت پیکسلای صورتی تصور می کنم. با پیکسل صورتی نمیشه راحت حرف زد. :دی
* کوفت و :دی

 قطعا اگه قلمت شیوا تر از من باشه و بتونی منظورت رو درست تر از من برسونی، کمتر به این مشکل برمیخوری که سوءتفاهم پیش بیاد یا کامنت غیرمرتبط دریافت کنی. به قول نادر ابراهیمی هم، آدمی مرغ خانگی و دار قالی نیست که مخالف نداشته باشه، هر تفکری یه سری موافق داره یه سری موافق حتی اگه به اندازه گرد بودن زمین بدیهی باشه. بنابراین اینکه حرف نزنم چون یه عده باهام مخالفن نمیتونه بهترین انتخاب ممکن باشه. پس غمت نباشه، حرفت رو بزن و فوقش یه سری کامنت مخالف هم بگیر. تا وقتی فیزیکی دستشون بهت نرسه بلایی سرت نمیاد.

#چرا_نریم_میتینگ :))

عکس از خودم خیلی کم دارم. عکس قابل استفاده در انظارِ انقدر عمومی هم که اصلا :)) نیازمند یک عدد یار می باشیم که گوشیش دوربین داشته باشه و ازمون عکس بگیره.

کامنت بی ربط میخوام بدم :دی
من گل آقا رو اولین باره از تو میشنوم۰من هر هفته سروش و دوست میخوندم و گاهی کیهان ولی چون سیاه سفید بود دوسش نداشتم زیاد :دی
کلی کاردستی و قرتی بازی داشتن دوست و سروش :دی
یه بار مامانم میخواست از کیوسک واسم مجله دوست بخره حواسش نبود یهو بی مقدمه بهش گفت سلام دوست داری؟پسره بنده خدا شوک شد گفت چی؟؟ یهو مامانم گفت مجله دوست ۰هنوزم اون صحنه یادم میاد کلی خندم میگیره :)))

:)))) دوست کودک تنها فایده ش برای من این بود که سر و تهش عکس امام داشت تو روزنامه دیواریای مدرسه استفاده میشد!

دوست نوجوانم که مسخره بود خدایی:|

۲۰ ارديبهشت ۰۷:۳۵ مهرداد ارسنجانی
ی قهوه خونه میرفتم که هرشب ساعت 10 صاحبش میزد اخبار شبانگاهی، بعضی ها نگاه می کردن، بعضی ها گوش می دادن و بعضی ها هم اصن دقت نمی کردن. ولی هر شب آخرش اخبارگوئه می گفت ممنون که مارو همراهی کردید! منم تو دلم می گفتم اگر کنترل دست من بود، خاموشت می کردم. ایران تا جایی که من یادم میاد همیشه اون تلویزیون قهوه خونهه بوده که کنترلش دست کسایی هست که هیچ ایده ای نداریم!

درد داره بشینی و ببینی و بفهمی داره چه بلایی سر مملکت و آیندگان این مملکت میاد و هییییییچ و هیچ غلطی نتونی بکنی.

مجله گل آقا رو نخوندم هیچ وقت.

جدا هیچ ایده ای نداریم:|

کسی که فکر میکنه کاری که میکنه درسته، معذرت خواهی نمیکنه که
دلت خوشه ها

کسی که ببینه نتیجه کار درستش نادرست بوده چطور؟ ما بابت کارمون عذرخواهی نمیکنیم بابت نتیجه ش معذرت میخوایم!

کاش فقط مسائل دلار و تحریم و برجام بود مسئله بیکاری داره جوان ها رو نابود می کنه خدا خودش کمک مون کنه.
کیهان بچه ها رو هم دوست نداشتم هیچ وقت قصه هاش برام جذاب نبود عوض اش مجله خانواده سبز و خانواده دوست داشتم

تحریم و برجام رو که یکی دیگه زده زیرش، اونی که زده زیرش ما نبودیم :|

دلار رو ولی دارن گند میزنن شخصا :|
کیهان بچه ها مثل پدربزرگایی بود که تلاش می کنن با کودکان بازی کنن و موفق نمیشن:دی ما از اون مجله های خانه داری که معرفی کردی نمیخریدیم هیچوخ، همشهری و ابرار اقتصادی میخوندن والدینم:|

نادرست بودن کارش، نظر ماست . اون خودش اینجوری فکر نمیکنه

من در مورد نتیجه حرف زدم. نتیجه نامناسب.

من کودک رو فقط میخوندم دبستان بودم دیگه بعدش مجله خانواده سبز میخوندم همپای مامانم از اواسط دبستان :/ :))
مال زمان من عکس امام نداشت :دی

چرا بابا دوست مال بنیاد نشر آثار امامه همیشه پر عکس امام بود:|

آی گفتی
ولی نظر حامدم درسته به نظرم نباید امیدوار باشیم الکی!
یه غضنفر پیدا بشه قفل بزنه در آبدارخونه ی مملکت به نظرم به نفع هممونه!

پاشیم بکشیم زیر میز:))

نمیدونم هیچی از عکس امام یادم نیست توشون :))

من با اون عکسا لااقل پنج تا مسابقه روزنامه دیواری برنده شدم، من یادمه:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
سکانس ها و بازیگر هایش
یکی رو، یکی زیر
من بیرانوندم!
بدون دعوت
سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود
بیل
قانون سوم نیوتن
متشّعرم چه نامم!
از لای ترک ها
وقتی نو بودی
آقای خسته بند
افتر بازنشستگی
سروش یا تلگرام؟
عرض زندگی
تگ ها
بایگانی
تیر ۱۳۹۷ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
قالب: عرفان و جولیک بیان :|