حوصله م سر رفته، بیاین بگین دیگه چه خبر؟


۱۷ لایک
بارون اومده... ذوقمرگم ^___^
دوماه دیگه قراره از نو بدبخت شم :/

آره بارونو دیدی؟! ما دیروز دوربین برداشتیم بریم بیرون زیر بارون عکاسی، همین که پامونو گذاشتیم بیرون بارون بند اومد که بند اومد. قبلش داشت شرشر می باریدا. ای بخت خفته.

امروز هرکاری کردم نتونستم با cordova اپ اندروید درست بکنم. gradle ارور میده :|

صادقیانه بگم یادم نیست مشکل ممکنه از کجا باشه. :-"

مشکل از ورژن نود جی اس نیست؟

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۱۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
برد بورد رو گذاشته بودم جلوم و داشتم فکر میکردم چجوریه که دو تا مدار سالم رو موازی میکنم هیچ کدوم کار نمیکنه-_- فردا کوییز داریم و من دقیقا نمیدونم از کجا؟!تمرین دارم و ننوشتم!! فردا رییس جمهور میاد و این طرف راه ها کلا بسته ست و من از عصرتاحال با پرسش چگونه خود را به دانشگاه برسانم درگیرم؟!

سیمی که باهاش موازی می کنی قطعی نداره؟ :دی

چه زندگی بدبختی داری :| 

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۱۳ آسـوکـآ آآ
جولیک تا الان یه آدم مشکوک تو کوچمون بود درگیر اون بودیم
طرف اومده تو کوچه بن بست
کنار کوچه دقیقا تو جا پارک، پارک کرده، میگه ماشینم اینجا خراب شده :-|
فعلا تصمیم نگرفتیم صد و ده زنگ بزنیم
این از من :-D
(خبر بو به هر حال :-D)

امداد خودرو سایپا رو خبر کنین صحت و سقم ادعاشو بررسی کنه!

می‌گه:
نساجی ای امید شهر خسته
نفس من به نفست بسته
نمی‌ذاریم هیچ‌جا تو رو تنها
با تو هستیم تا آخر دنیا

اوه، شت. همکار شمالیمون هرروز اینو میخوند. من فکر می کردم خودش سروده:))

حوصلت سر رفته پاشو بیا وبلاگ ما والا
همش ما میایم نظر میذاریم و میریم
شمام تشریف بیار
بیا سله ارحام بجا بیار

اولا که صله ارحام، دوما که اومدم یه سری هکسره به چشمم خورد متواری شدم، شرمنده:))

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۱۸ خورشید ‌‌‌
همین الان به رکورد سومین باخت پیاپی در مین‌روب رسیدم. :/

مین روب چیه؟

امروز انقدر روز خالی‌ای بود که هیچی اصا :/
اینکه رفتم حموم و از صبح آب گیر کرده تو مسیر تنفسیم(دماغ :|) و هر نفسم طعم زهرمار در حلقم ایجاد می‌کنه به عنوان خبر حسابه؟

@خورشید
ب ر ب ب
حالا یه عمر تا رکورد باخت من فاصله داری :/

آقا متوجهین که اون َن آخر اصلا تنوینه، و وقتی مینویسین اصاً یعنی به اص تنوین چسبوندین؟ :|

اون لامِ اصلا وقتی حذف میشه در تلفظ، همون چیزی که میگین بنویسین، که یعنی اصن.

سرت رو برعکس گرفته بودی زیر دوش؟ من هیچ راه دیگری به ذهنم نمیرسه که تو حموم آب بره تو دماغم:))

@
آلاء
صله ارحام درسته یا من اشتباه فکر میکنم ؟؛)


حوصله ات سر رفته ؟:))
بیا یه دست شطرنج آنلاین بزنیم :))
البته اگر بلدی :))
اگر نه کتاب بخون :)


خبر زیاد داریم ولی جون نوشتن نداریم راستشو بخوای :)

صله درسته.

میخواستم حرف بزنم، انقدر کامنتدونی رو رفرش کردم اف پنج کی بوردم شروع کرد به ناسزا گفتن!

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۲۴ چارلی ‎‌‌‌
داشتم برا کنکور آینه ها رو میخوندم :/

میدونستین حداکثر به اندازه دو برابر طول آینه از بدنتون رو میتونید ببینید توی آینه؟ ینی اگه یه آینه به اندازه کف دست داشته باشید و شونصد متر هم عقب برید بازم نمیتونید کل بدنتون رو تو آینه ببینید :))

فکر کردم آینه ها رمانه. :|

آره یه همچین چیزی تو نکات تستی آینه ها داشتیم، مطمئن نیستم داری درست میگی یا نه ولی یه چیزی تو این مایه ها داشتیم خلاصه. :دی

@حورا

اوه اوه. من میخواستم فردا برم دانشگاه . قراره دانشگاه هم بیان ؟

کارت دانشجوییاتونو گردگیری کنین که بعد از شونصد سال حراست ها راه میفتن کارت ببینن:|

پنشنبه کنکور دارم نشستم کنکور سال ۸۹ رو زدم در مقایسه با کنکور ۹۶ مث اول دبستان و امتحان جامع دکتراس
:///////

سوالهای کنکور دهه هشتاد خیلی عجیبه. اون سوال ادبیات رو دیدین که میگه بهرام که کور گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور ... گرفت؟ و گزینه هاش شهرام و مهرام و بهرام و ایناس؟

بسته شبانه گرفتم منتظرم ساعت ۲ بشه انیمه دان کنم:)

به دانلود منیجر اعتقاد داری؟ :دی

نه از اون نیس. گذاشتم فردا با انرژی بیشتر وقت بذارم :)

ها؟

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۳۴ اسمارتیز :)
دیروز کم درس خوندم. قرار بود امروز جبران کنم. امروزم کم درس خوندم. در نتیجه به عنوان جریمه بیدارم و تا الان داشتم الکتروشیمی میخوندم و همش گالوانی و الکترولیتی و اند و کاتدشون و کاهنده و اکسنده و کاهش و اکسایششون رو با هم قاطی میکنم. این فصل لعنتی چرا اینقدر جمع اضداده؟:/ نمیدونم. چرا من الان اینجام؟ اینم نمیدونم :/ و البته میدونم که دارم میرم هندسه مختصاتی بخونم.

من کل الکتروشیمی رو حذف کردم. فقط استوکیومتری زدم، اول هم شیمی رو زدم، بعد رفتم سروقت ریاضی اینا، تا برگردم سرشیمی ببینم بقیه چی میگن وقت تموم شده بود:))

بارون میخواسته از سوز به دل شدن من جلوگیری کنه چون یکی از بزرگترین آرزوهام عکاسی زیر بارونه : دی

امروز که بارون اومد رفتی به آرزوت برسی؟ رفتی؟ رفتی؟

:جیگر

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۳۸ اسمارتیز :)
و بله چارلی داره درست میگه :/ و میدونستین هرچی از اینه محدب دورتر شیم، تصویر کوچیکتر میشه و به کانونم نزدیکتر؟:/
پیشنهاد: ما کنکوریا بریزیم اینجا، نکته بذاریم، کامنتدونی رو منهدم کنیم :| دی:

#دانش از همون وری

:))

صله ارحام و چرا اونطور نوشتم=))
چشمت به چی خورد؟؟؟!!!هکسره!!!!متواری؟!!!

 یه خانمه چادری باید چطور باشه؟

دلنوشت های آلاء


به این میگن هکسره.

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۴۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
@رامین

نه دانشگاه نمیان. ولی این طرف مسیر اتوبوس ها رو می بندند باید کلی راهمو دور کنم:|

دانشگاه ما هروقت اجلاس سران بود فقط کلی پلیس و سرباز دور دانشگاه و ولنجک میذاشتن!

من معمولا سعی می‌کنم کاملش رو بنویسم. از دستم در رفت. ببخشید 😶

دوش رو دستی فرض کنی حل می‌شه. تو دستم بود و خب فشار آب زیاد شد و چرخید یه لحظه.

تکرار نشه -_-

اوه، از این دوش تلفنیا:)) کاپیتان هادوک یه صحنه با اونا داره که تلفن زنگ میزنه، این دوش رو میگیره رو به صورتش میگه الو:))

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۴۳ خورشید ‌‌‌
مین‌روب یک بازی‌ست در تلگرام من قبلا همه رو می‌بردم و الان همه دارند من رو می‌برند.

مردم در تلگرام بازی می کنند. ما در تلگرام سوال شبکه حل می کنیم:دی

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۴۳ פـریـر بانو
منم می‌خواستم یه همچین پستی بذارم پشیمون شدم :/ :))

امممم. من نقش کلمات اون شعر سعدی رو که استاد گفت نوشتم خب؟ یعنی داشتم می‌نوشتم ولی آخرش حوصلم سر رفت دیدم پیچیده‌اس نمی‌تونم بنویسم گذاشتم کنار :/
دلم می‌خواد یه داستان دیگه از نغمه غمگین رو بخونم امشب ولی خستم نمی‌شه.
هوای اینجا سرده نسبتا. اتاق ما گرمه. و من از غروب ۱۰ لیتر آب خوردم و همچنان تشنه‌ام :|
چهارشنبه هم می‌رم شمال
همینا دیگه :دی
تو چه خبر؟ :))

من ارشد و این مسائل:دی بدبختی و دربدری:دی
چیز شور نخوردی تشنه ت شده باشه؟

هوچی!
ففط اینکه فردا آخرین روز از کلاس زبان خودمه که دانش آموزم اونجا و امتحان فاینال دارم و چون از اینور خودم به شغل شریف تیچر بودن در حال پرداختن بودم خیلی خوب نتونستم بخونم :/
بعدش باید بدویم و بیام به کلاس های خودم برسم!
لباس فرم هم برامون سفارش دادن که امروز رسید و قراره از فردا با شمایل لباس عرم بریم سرکار*_*
خیلی قشنگن و شیک و رسمی ولی مشکل همینه که من تو کل زندگیم اسپرت و شلخته و بی نهاااایت غیر رسمی بودم :||| حالا از فردا قراره دیگه نباشم یه حس غریبیه :دی
چهارشنبه هم قراره بریم کافه جشن فارغ التحصیلی بگیریم! یعنی تیچر خودمون دعوتمون کرده! بعدش هم دوباره من باید بدویم بیام سر کلاس های خودم!
پنج شنبه هم که صبح کلاس دارم! از اونور شب مهمون داریم و بعد از کلاس من باید همچنان بدویم بیام ژله درست کنم :|
جمعه فک کنم بتونم دمی بیاسایم :|

جواب اینم پریده. در نظر بگیرید که گوشی من در دست تعمیره و یه گوشی داغون دستمه که تاچش نیمه خرابه، من با همون بدبختی جواب کامنت رو داده م و پریدن! ای فلک!


لباس فرمتون چی شکلیه؟ از این مانتو اپل دار ها؟

اخی، تیچرای ما از این جشنا برامون نگرفتن :(

ژله که دویدن نداره باو بسپر یکی درست کنه :|

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۴۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
نه بابا اونم قطعی نداره:|
دوستان پیشنهاد دادند فردا برگه کوییز رو بگذاریم تو کیفمون و تحویل ندیم:/

پس من دیگه نمیدونم. من همه درسای سخت افزارمو ناپلئونی پاس شدم:دی

منظورم این بود که حوصلم نکشید پیگیر بشم مشکلش چیه. بیخیال شدم گفتم فردا دوباره میگردم ببینم دردش چیه :)

+ من کارت دانشجویی ندارم :))

@حورا

اهان حله . ممنون

آها:دی

+نهایتش زنگ بزنین به حورا فیلم بازی کنین برا حراست:))

نه. این شعار طرفدارای تیم نساجی قائمشهره. خیلی تماشاگراشون خوبن. تیمشونم خیلی خوبه. اگه بازی بعد رو ببرن ممکنه بیان لیگ برتر. :)
نود داشت کلیپش رو پخش می‌کرد.

ای بابا، اونوقت ممکن بود آقای همکار ما شیرینی بده:))

امروز هوا خاک بود رفتم دانشگاه ساعت دو آزمایشگاه شیمی آلی تشکیل شد ولی ساعت ۴ونیم که سلولی داشتم استاد بدون خبر نیومد الکی وقتم رفت چون فردا ساعت دو میکروب شناسی دارم و میخواد کلی درس بپرسه و از خستگی نتونستم هیچی بخونم :((

هوا خاک بود شده یه نوع آب و هوا اونجا؟ :(

۰۴ ارديبهشت ۰۰:۵۵ פـریـر بانو
نه! عصری کوکو سبزی با سس قرمز خوردم. همین. شور هم نبود. بعد می‌دونی چیه؟ من کلا اینجا میام اینطوری می‌شم :| شمال که می‌رم روزی ۲ بار شاید احساس تشنگی کنم. اینجا ولی هی آب می‌خورم و هی تشنه‌ام می‌شه باز :/

شاید به خاطر خشکی هوا باشه. شایدم مکانیزم دفاعی بدنته. :دی

من جای غریب متابولیسم بدنم متوقف میشه، نه چیزی میخورم، نه مینوشم، نه دستشویی، هیچی :دی

تازه اومدی وبم:)
به هرحال دوست داشتی بیا
دوست نداشتی هم نیا:)

یعنی بعدا تضمین میشه که غلط املایی نبینیم؟ :))

:(((((
دوربین خوب دم دستم که نبود که بگیرم ولیی با گدشی چن تایی گرفتم ولی آنچنان خوب نشد :(((

گوشی من تو خیابون از کار افتاد ضمنا :|

با این آرزوهاتون :))

چرا من پستو ندیده بودم ؟ :))
آورین آورین . راضیم :))

بابا اینجا اونقدرا هم پیچیده نیس. یه بار یه مقام امنیتی کشوری اومده دانشگاه. از همه کارت میخواستن . از همه :| به یه مدل جیسون بورن-طوری رفتم تو که کسی ازم کارت نخواست :))
درثانی اینجا چن تا در داره. اگه از یه در نزاشتن میری اون یکی در 90% جواب میده :))

دانشگاه ما شیبش زیاده، خدایی نمیصرفه دو تا در رو امتحان کنی:))

آره کلیپشم پخش شد و چندتا مسئولم گفتن طبیعیه۰بماند میگن تربت کربلاس یا از ظلم مردمِ انگار ماها دیویم مثلا:/
+تازه فهمیدم ه کسره دوس نداری ببخشید :))
خب مثلا یه رو بخوایم بنویسیم جاش چی باید نوشت؟کاش آموزش میدادی حداقل من یاد میگرفتم درست بنویسم:دی

ببخشید چیه بزرگوار خب اگه خودت میدونی غلط نوشتی درستش کن :|


ببین هیچ کلمه ای با کسره تموم نمیشه. همچنین هیچ جمله ای. بنابراین یِ نداریم، یه داریم. و ظلم مردمِ نداریم، ظلم مردمه.

کجاها ه میشه:
اگه به معنیِ است باشه. مثلا این جولیکه. این کامنت بوبکه.
اگه ته کلمه صدای ِ باشه، و اون صدای ِ جزئی از خود کلمه باشه. مثل همین باشه، یه، که، به. ولی اگه مثلا تو همین ظلمِ مردم نگاه کنی، صدای  <  ِ > که تهِ ظلم اومده بخشی از خود کلمه ظلم نیست، پس کسره شده.
اگه به معنیِ اون یارو باشه. مثلا این کتابه رو ببین، اون دختره رو نگاه کن. تو دبیرستان به این میگفتیم ه معرفه اگه یادتون باشه.

کجاها کسره میشه:
اگه دو الی ان تا کلمه با هم یه ترکیب ساختن. مثلا صفت و موصوف، یا مضاف و مضاف الیه. مثلا کامنتِ من. وبلاگِ زیبایم. کامنتِ بوبک برایِ درخواستِ توضیح دادنِ فرقِ بینِ ه و کسره.
همین یه جا. :|

اگه موردی بعدا بود به من بگو برات تشخیص بدم:))

به دانلود منیجر اعتقاد دارم ولی اعتماد ندارم:)) بعضی وقتا دانلود همش متوقف میشه بعد صبح پا میشم میبینم هیچی دانلود نشده.نمیدونم مشکلش چیسته!

+ اتک ان تایتان و توکیو غول رو دیدی؟نظرت درموردشون چیه؟ من اتک مانگاشو خوندم بعد هی حوصلم نکشید انیمشو ببینم الان میخوام بزنم بر بدن.

اوه.

توکیوغول رو ندیدم، اتک آن تایتان اشتباه کردم و فیلم سینماییش رو دیدم. :| حالا فیلم سینماییش بد نبودا، ولی هیچ انسان عاقلی فیلم سینمایی یک مانگا رو تماشا نمی کنه :|
میگن اتک آن تایتان خیلی خفنه، نمیدونم :دی

مگه معلم املایی:)

خیر، رو زبان مادریم حساسم!

این پست قاطی پاتی حرف زنندگیه الان؟هر چی میخواهد دلمان بگوییم؟

بله بله:دی

ببینی چیزی از ارزشات کم نمیکنه:)
شاید یک چیزی بهت اضافه بشه و یا نظرت یک چیزی به ما اضافه کنه
ولی این خیلی بده که بیایو یه هکسره ببینی و کل اون وب و نادیده بگیری:)
به نظرم خیلی چیز با ارزشی نیست و فرقی نداره

خب من از کل وب این دستگیرم شد که تمِ وبلاگ شما با آنچه من دوست دارم مطالعه کنم نزدیک هم نیستن، گفتم حالا که تا اینجا اومدم بهتون در مورد هکسره هم اطلاع بدم:دی

۰۴ ارديبهشت ۰۱:۰۸ פـریـر بانو
احتمالا بخاطر همون خشکی هواست :تفکر

ولی ده لیتر هم زیاده خدایی!

فردا کوئیز ای‌پی دارم و ۴تا امپرسند و استار پشت هم می‌بینم قاطی می‌کنم :|

زیر بارون کلی خیس شدم و وقتی خشک شد رو لباسام توده‌ای از گل مشاهده می‌شد که این یعنی برای فردا باید مانتو و مقنعه دیگری اتو کنم و الان یادم افتاد :/

امروز با هم‌اتاقی‌ها زار زار گریستیم و فکر کردیم چرا هر صبح، امید داریم که یه روز خوب میاد؟

حرصم خوردم که چرا دایتل نخوندم طول ترم و فکر نکردم با این استادی که غایت‌قصوی سواد هستن نمیشه به جایی رسید :/ امروزم سرکلاسش "بی‌باد بی‌پارو" خوندم با کلی کار مفید دیگه :دی

اهان تازه گفت پروژه آخر ترمتونم پیام‌رسان خواهد بود :| ما هیچ، ما نگاه

شما چخبر؟ :دی

آخی ای پی...من شدم 12 :))

غایت قصوی چیه دیگه؟ :|

+پیام رسان آسونه، مال ما هم فیسبوک بود. میتونین. کلی از فیچر هاشو حذف می کنن براتون:دی

ما هم سلامتی، سیمکارت 12 سالم گم شده باید برم اعلام مفقودی کنم...این خبر. :دی

۰۴ ارديبهشت ۰۱:۲۱ علیـ‌ تَرین
امروز (دیروز) به جرات میتونم بگم شدیدترین بارون 2 سال اخیر اصفهان اومد و من حداقل 4 ساعت ممتد با یه پیرهن زیرش بودم و عکس میگرفتم و نهایتا در حالیکه موش آبکشیده بودم و میلرزیدم به خونه برگشتم و الان هم بدن درد دارم ):)

تبریک میگم، سرماخوردی!

+بارون خیلی خوبه. کاش بیشتر بیاد. زمستون هیچی نیومد، امسال خشکسالی کم داریم فقط:(

وای خیلی مرسی :*
من انقدری که همیشه روی نوشتن کتابی تاکید کردم توی گفتاری نوشتن خیلی وقتا شک میکنم الان نسبتا فهمیدم ۰مرسی۰حالا اگرم روزی دیدی اشتباه نوشتم بهم بگو یاد بگیرم من ناراحت نمیشم :)
+مردمه میخواستم بنویسم ولی شک کردم شاید غلط باشه :))

راه میفتی، درمان دارد:دی

تا امروز فکر میکردم چقد صدای گوگوش مضخرفه ولی اتفاقی اهنگ مخلوقشو شنیدم و دفعه صدمه دارم گوش میدم

من هیچی از گوگوش نشنیدم :دی

هرکس غلط املایی داشت حکما بیسواد نیست
و هرکس املاش خوب بود لزوما باسواد نیست:)
خوش باشی.

هرکس غلط املایی داره که اگه متناوب باشه قطعا سوادش می لنگه، ولی آره هرکی املاش خوب بود باسواد نیست.

من کلا سبک مطالعه م در حوزه ای که شما می نویسین نیست، فارغ از اینکه غلط املایی دارین یا نه. شرمنده دیگه، پیش میاد. :)
مرسی و به همچنین!

شعور مهمه دوستم نه سواد:)
من همه نوشته هارو میخونم حتی از کسایی که بدم میاد و دوست دارم نظرات مختلف و بدونم و تک بعدی نباشد
شبت بخیر و این حرفا
نمیام که اگه غلط تایپی و املایی و هکسرهو اینا دیدی کنترلت و از دست ندی:)

چی بگم والا!

با هکسره از قبل آشنا بودم ولی جدیدا با پدیده‌ی وضمه(؟!) هم آشنا شده‌م. :دی
مثلا اینکه توی نوشتار عامیانه «رو» (رای نشانه مفعول) رو به صورت ضمه یا واو جدا از کلمه‌ی قبل ننویسیم (کتابم و بده.) یا واو عطف رو به صورت ضمه ننویسیم. :دی
در واقع فکر می‌کردم اینا بدیهیاته ولی ظاهرا برای خیلیا نیست. :/

اینا به نظر منم بدیهی نمیان :))

۰۴ ارديبهشت ۰۱:۴۶ چارلی ‎‌‌‌

تو جوابی که به اسمارتیز دادین، اگه فوضولی نباشه شیمی رو چند درصد زدین اونطوری؟ :-"

سی و چهار !

۰۴ ارديبهشت ۰۲:۰۶ نیمچه مهندس ...
خبر خوب اینکه امروز بعد از مدت ها بالاخره به نفسم غلبه کردم و صبح زود بیدار شدم. البته عصر مثل خرس جبران کردم:)
فصل گل شده،صبح میرم بیرون گل محمدی ها تازه واشده،یه نمه بارون دیشب زده،نسیم خنک میاد اصلا کیف میکنی.
اند آی تینک تو مای سلف وات ا واندرفول ورد.

منم میخواااااام!

اگ ی مانگا و یک انیمه عالی بم معرفی کنی تچکر میکنم+++» شبیه بابالنگ درازی، آنشرلی ای، زنان کوچکی چیزی کارتون میشناسی؟
ای تو ک چشمات عسله، هرگاه دو بر نابرابر از یک سه‌بر دوبر برابر، با دو بر نابرابر از سه‌بر دوبر برابر دیگر، برابر باشند آنگاه آن دو سه‌بر دوبر برابر با یکدیگر برابرند. آیا ب نظرت دو بر برابر درسته یا دو بربرابر یا دو‌بر‌ برابر، یا دو بر‌برابر، یا دو‌بربرابر و...!!( تفاوت اینها در وجود یا عدم وجود فاصله و میان فاصله است) کدومجوری باید نوشت ای بانوی گرانقدر؟

مانگاهایی که من میخونم قابل عرضه نیس، انیمه black butler و death noteرو از ژانر معمایی فاخر و k-on رو از ژانر دخترونه ناز پیشنهاد میدم!

من ویراستار نیستم، اینا دیگه تخصصیه. من تو حوزه املا ورود میکنم!

یک سوال هم دارم از جناب :|
میگی کتابمو بده غلطه یا کتابم‌و بده؟ یا جفتش؟

دومی قیافه ش غریبه، اولی رو من دیده بودم در کتابها حتی.

کتابمو بده درسته.
کتابم رو بده هم درسته. (در محاوره‌ای نوشتن)
ولی کتابمُ بده یا کتابم‌و بده یا کتابم و بده غلطه!

اولیش چرو غلطه؟

:))))
آره دیدم
خدایی خیلی راحت بوده، حتا ارشد تو سال ۹۳ خیلی خیلی خیلی راحت بوده. ولی سالای بعدش خیلی سخت شده.
ای کاش همون موقع بعد از فارغ التحصیل شدنم ارشد شرکت میکردم.

ای کاش منم اون سال فارغ بودم!

خبر اینکه تا یه هفته دیگه رسما بیکار میشم و خوشحالم :))) حالا چرا خوشحالم؟ چون رئیسی داشتم وسواسی. اگه اون این ه کسره های امروزی رو می دید!! واویلااا
گفتی زبان مادری و کردی کبابم. از همه رایج تر و روی مخ تر این مدل نوشتنه:
چ خوب!
ب نظرت چ کار کنیم؟
ی کاری کن
:|

همین الان که خودم نوشتم تشنج گرفتم.

منم که دو ماه پیش تعدیل نیرو شدم و هنوز جویای کارم :دی

بهم گفتی بریم بمیریم
هیچی دیگه
منم دیشب واقعا مردم...
بارون میومد از آسمون، از چشمای منم...اصلا وصفش نکنم!

>:D<

الان صبح شده دگ:/
دیشب نتم قطع شد
ساعت ۳.۳۰ بزور خوابم برد
چشام قررررمززز
الانم دارم میرم کتابخونه بلکه مث آدم درس بخونم
فعلا:))

میون کلامت، من همیشه این دگ رو میخونم دَگَ. :))

صب شده دَگَ :))

۰۴ ارديبهشت ۰۸:۲۶ مریــــ ـــــم
31 خرداد عروسی زهرست
:|
14 تیر هم فاطمه نوبت زایمان داره
:|
بیا اینم خبر

سپاسگزارم، از شمسی جون و قمرالملوک جون چه خبر؟ خودت چطوری؟ :دی

خبر اینکه بالاخره روز های سرد رو پشت سر گذاشتیم امروز گرم شد یکم :)) شوفاژامون قطع بود احساس رماتیسم میکردم از شدت رطوبت.
فردا یه میانترم خفن حذفی نمره بالای بی درو پیکر دارم.حداقل بالای پنج از هشت باید بشم :|
دلم میخواد برم تو یه ارتفاعی بشینم.بخش خبریش اینه که رشت ارتفاع نداره :دی

روز قشنگت چه خبر؟

جدی؟ من هنوز با سوییشرت می گردم!

روز قشنگم خبر اینکه سیمکارتم مفقود شده و سیستم مرکزی همراه اول پوکیده نمیذاره اعلام مفقودی کنم:)) گفتن برو هفتم بیا!

۰۴ ارديبهشت ۱۱:۰۲ مریــــ ـــــم
منم خوبم
اونام سلام دارن خدمتت
خبر دیگه ای شد حتما میام بهت میگم

خبرنگار صدا و سیما، رررررررم!

میخوایم مجردی بریم مشهد جات خالی
بعد دیروز تالا دنبال هتل نزدیک حرم داریم میگردیم!

من یه هتل آپارتمان میشناختم بالای یه پاساژی بود، اسمش یادم نیست. تهش ت داشت :|

با حرم پیاده یه ربع راه بود، قشنگ از پنجره میدیدی در ورودی رو. سمت در طوسی بود گمونم.

ها هیچی ، من خبر خوبی دریافت کردم :)
شاید هم یک سفر خارج بی بازگشت ، تا خدا چی بخواد :/

به سلامتی :دی

جوابت به کامنت بنفشه :دی
عااالی بود :))))

والا دگ :دی

در راستای اون بحث چه طوری نوشتن را مفعولی این پست سایت خوابگرد جالبه!
http://khabgard.com/1749

آخه آدم واقعا نمیدونه چی رو ملاک قرار بده. ه و کسره همه میدونن، به وضوح مشخصه جاشون کجاست و تو کدوم ترکیب ها استفاده میشه، ولی تبدیل گفتار به نوشتار رو کی تعیین می کنه چطور انجام بشه؟ مثلا من به کسایی که اصن رو می نویسن اصً یا اصاً گیر میدم، چون اصلا اصل + تنوینه، وقتی لامش حذف میشه به نظرم مسخره ست که به اص تنوین بدی. میتونی حالا که داری همون که میگی رو می نویسی، تنوین رو هم نونش رو فقط بیاری. ولی ممکنه یه زبان شناسی بیاد بگه نه، اینی که تو میگی سلیقه س و میشه اصً و اصاً داشت. :|

عمارت؟! ضیافت؟!
بالاخره یه هتل آپارتمان تو خیابون امام رضا گرفتیم، نوشته ٥ دقیقه پیاده تا حرم، ایشالا که ما رو اسب مسابقه فرض نکرده باشه و راست گفته باشه. :-))

نه بابا یه اسم صاف و ساده خودمونی ای داشت. :دی تو مایه های بعثت، خلقت،نکبت، اینا:))

حالا پنج دقیقه ش بشه یک ربع هم خوبه. همین که ماشین نمیخواد ببری خوبه. دور حرم تا شعاع عظیمی طرح بود آخرین بار که ما رفتیم، ماشین نمیشد برد. مجبور بودیم از دوردست ها پیاده بیایم.

چارلی عجب نکته ای از آینه ها فهمیدی .من پس از 6 سال الان فهمیدمش:|

عه من چرا اینو جواب ندادم؟

عرضم به حضورتون که چیجوری امتحانش کردین که فهمیدین؟ من همینجوری به عنوان دانستنی حفظ کردمش:))

خبر که این جا مرگ و میر خیلی زیاد شده خبر های خوب و عروسی واز این جور چیزا هم نیست:(
از شما چه خبر؟

من علاوه بر آنچه به گیلزاد گفتم، دوربین گوشیم هم از کار افتاده بردم دادمش تعمیر گفتن دو هفته دیگه بیا بگیرش. :|

۰۴ ارديبهشت ۱۳:۴۸ مصطفی فتاحی اردکانی
هوای بهاریه، ادم دلش میخواد بخوابه بیشتر تا کار کنه
شب ها هم بارون میاد.
دختر خدیجه خانم هم بالاخره فارغ شد

این بود آخرین اخبار

من بیشتر دلم میخواد بیدار بمونم شب ها، روز رو به خواب تخصیص بدم!

مبارک دختر خدیجه خانم باشه. سلام برسونین بگین از الان بره دنبال تسویه حساب، و گرفتن مدرک موقتش. پدر جدش رو در میارن سر این کارا. :|

سلامتی

خدا بیشترش کنه

آخ، درد دل منو گفتی. بعد جالب اینه که من به دوستان می گم، نمی گن باشه، اشتباه کردیم. بلکه میگن به تو چه یا دلم می خواد.
با این وضع اسم من باید میشد چیرِ!
مشکل قواعد اینه که قوانینش نانوشته ان. نمیشه بگی بنویس "این سفیده" و نه "این سفیدِ". ابهت این "است" نازنین رو کم شکوندیم و به "ه" تبدیلش کردیم، حالا حتی می گن نه، ارزشش در حد صامت نیست، مصوت از سرشم زیاده. :/
پ.ن: یکی دیگه از مشکلات بزرگ بنده، لفظ اینِستا به جای اینْستاست. اینم یه رفع ابهام بکن بی زحمت.
از اسمارتیزم بابت نکات ناب کنکوریش تشکر می کنم. آموزش در همه جا...

نانوشته نیستن بابا سوال کنکور از کسره اضافه و املا میاد:))

انگلیسیش instagram هست که به وضوع نونش ساکنه. تازه اینستگرم میخوننش و «ت»ش رو هم تقریبا ساکن میخونن.
+چارلی هم نکات کنکوری داد از چارلی هم تشکر کنید:دی

۰۴ ارديبهشت ۱۵:۲۵ چارلی ‎‌‌‌
ریش مرلین! oO
چقدر کامنت! خوش به حالتون که این همه آدم میان حرف بزن تا حوصلتون سر نره :)))

@جیک جیکی
قابلی نداشت D: البته نکته معروفیه کلا، من فقط نقلش کردم. ولی خیلی کاربردیه، وقتی یکی داره تلاش مذبوحانه میکنه که تو یه آینه خیلی کوچیک، کل سرش رو ببینه میتونین بهش بگید :)))

واقعا خوش به حالم:)

۰۴ ارديبهشت ۱۵:۲۹ بنت‌الهدا فتحی
خوندن تمام کامنت ها لذت بخش بود، با اینکه خیلی وقتم رو گرفت؛ ولی خوب شخصیت شناسی خوبی بود.
اینجا از صبح اب قطع و من همه کارهام عقب افتاده.

بنده هم صبح رفتم سیم کارتِ دوازده ساله بدبختم که گم شده بسوزونم، گفتن سیستم مرکزی همراه اول قطعه پاشین برین هفته دیگه بیاین. مملکت قطعه:|

هفته ی بعد برای روز معلم جشن داریم توی تالار
و من نمیدونم چی بپوشم :)

در صورتی که معلم هستی مانتو مجلسی، در صورتی که دانشجو و نیروی کار هستی مانتویی که هم قیافه ش خوبه هم اگه میز بگیره بهش پاره بشه دلت نسوزه. #یک_داغدیده

یکی از دوستام امروز سیصد و بیست گیگ فیلم بهم داد:)))) هاردش رو عملا توی لپتاپم خالی کردم.
همه از این فیلم خوبای کلاسیک و فیلم های مفهومی و اینا :)))
مثل یک عدد سنجاب از اینکه تا آخر سال ذخیره دارم بسی خوشحالم:)))

سنجاب :))

من کل فصولِ پونزده گانه سوپرنچرال رو از یک فن گرل با اصالت گرفته م، از بعد زلزله هاردم رو کلا گذاشتم تو کیف زلزله و جراتم نمیکنم درارم نگا کنم:دی

۰۴ ارديبهشت ۱۸:۱۷ نیوشا یعقوبی
خبر اینکه امروز امتحان داشتم کنسل شد بعد کلا استاد نیومد بعد میخواستم برم باغ فردوس دوستم گفت نرو باغ فردوس بیا خونه ما و من الان با یه اسنپی خیلی با شخصیت دارم برمیگردم خونه
اصولا جدیدا اسنپی هایی که باهاشون برخورد دارم یکی از یکی با شخصیت ترن و لازمه درباره شون یه پست بنویسم

اسنپ گای، د گریت با شخصیت!

خبر اینکه من تصمیم کبری گرفتم بعد از سه ماه یه پست بندازم تو اون وبلاگ خاک خورده ام!:دی

بسیور هم عالی:دی

شاید دختر خدیجه خانم فارغ زایمانی شده خب :|||||||

عه...اوه. :|

چه آنلاین :دی

وقتی گفتم حوصله م سر رفته بیاین بگین دیگه چه خبر دقیقا منظورم همین بود که من نشستم پشت کی بورد منتظرم یکی باهام حرف بزنه:دی

بهاره، گلا وا شده
دل ما خاطرخواه شده.
بهاره، هوا خوبه
نگار منم محجوبه :)

من نسخه پاییزش رو بلدم که می فرماد پاییزه، پاییزه، برگ درخت میریزه :دی

اووووه فک کردم برگشته دگه
با حرف برنمیگرده گویا
چاره ای بندیشید

امتحان دارم، باید تکلیف طراحی کنم، تکلیفای بچه هامم تصحیح نکردم، در نتیجه طبق قانون چهارصد و چند دکتر که میگه «هروقت وقت کم داری وقت تلف کن چون زمان رییس تو نیست» اینجام:دی

اینجا تو جنوبی ترین نقطه ی ایران یعنی دقیقا اندش یعنی عسلویه داریم با یه تبچنجر زبون نفهم کلنجار میریم تا عدد درست نشون بده ولی سرعقل نمیاد
دو روزه اومدم اینجا و هوا بس ناجوانمردانه شرجیه :)

جنوبی ترین نقطه؟! بابای من سه ماه اونجا بود و هروقت میگفتن عسلویه من فکر می کردم سمت شیراز ایناس، کویر طورم هس. الان فهمیدم نیست!:| بارالها مرا بخور!

سمت شیراز ؟؟؟
جغرافی چند میشدی؟:)))

پونزده این ورا. :دی

همه چیز املا که نیست به ملت گیر میدی:))
اصلا طوری شده اینجا کامنت دادنی همه چند بار کامنتشونو میخونن و با ترس و لرز و توسل به ائمه اطهار دگمه ی اینتر رو میزنن:)))
زیاد سخت میگیری همینکه منظور رو برسونه کافیه

بابا من نمیزنمتون که، یه کم مسخره تون می کنم که بلد نیستین یه سری بدیهیات رو به زبون مادریتون بنویسین، اونم بسیور دوستانه س. ترس نداره که، بقیه هم وقتی میبینن همینا رو تو دلشون بهتون میگن. آسوده باشید کلا. :دی

همین دو پست پیش من هفده بار ملاحظه رو ملاحضه نوشتم، بچه ها اومدن تو خصوصی بهم خندیدن، خوش گذشت :))

جدی ولی اگه ناراحت میشین بهم مستقیما بگین که ناراحت شدین، من در خوندنِ نشونه ها خیلی ضعیف عمل می کنم، ممکنه اصلا متوجه نشم.

اتفاقا کامنت قبل منم توسل رو توصل نوشتم سریع مثل یه یوز پلنگ پریدم درستش کردم ایراد نگیری:))
شوخی میکنم
شاد باشی

اصن چابکیتون افزایش پیدا می کنه :))

۰۴ ارديبهشت ۲۳:۵۷ نیمچه مهندس ...
یه مدت نقشه ی ایران بزن به دیوار قول میدم سر سه ماه نصف ایران رو بلدی.
من حدود ده ساله یه نقشه رو دیوار دارم،محاله روزی حداقل یک بار بهش سر نزنم.پارسال هم یه نقشه ی جهان اضافه کردم.باهاش فال هم میگیرم حتی:)

بابام با این استدلال دو سال تموم نقشه تهران زده بود به دیوار اتاق و تنها چیزی که من یاد گرفتم اینه که مناطق یک دو سه چهار پنج اون بالان، شیش چسبیده به پایینِ پنج. :))

خبرا که دست شماست.😏😏 *هنوز ذوق‌مرگ است*

شما برا عروسِ نیومده کل نکش حالا:))

۰۵ ارديبهشت ۰۱:۲۴ نیمچه مهندس ...
خب باید استفاده هم کنی جانم.
مثلا من تو کتابم میخونم تمدن عیلام خوزستان و فارس و اطراف فلان رود در عراق رو شامل میشه،فوری میرم نقشه نگاه میکنم.
+فکر کنم کلا جغرافی و جهت مهت دوس نداری.آره؟

نه که دوست ندارم، یه مقدار گارد دارم نسبت به یاد گرفتنش.

جهت مهت هم...دوست که چه عرض کنم، یه امتحان رانندگی رو رد شدم چون افسر هی میگفت چپ من میپیچیدم راست. :| در لحظه هرکس از من بپرسه/بهم بگه فلان جهت کجاست/برو فلان جهت من بلا استثنا برعکس عمل می کنم:))

چنتا رمز ثابت دارم که برا اینکه یادم نره همیشه از همونا استفاده می‌کنم. نه هیچ‌وقت به کسی میدمشون، نه هیچ‌وقت درمورد اینکه چجورین و چه معنی‌ای دارن، با کسی حرف می‌زنم. مثلا پسورد لب‌تاپ و یکی از ایمیل‌هام با اکانت فقید اینستاگرامم باهم یکی بود.
یکیشون ((ترکیب سال، و ماه تولد، و ابجد اسم دو نفر، است! ))
واسه ثبت‌نام بن کارت نمایشگاه واردش کردم.
ارور اوپس و اینا داد که:
این رمز قبلا توسط آی‌پی فلان استفاده شده!!!
چی شده؟ O:
آخه چطور؟ چطوووئعر؟؟
یعنی نام‌‌نبرده می‌تونه به پنل وبلاگم، و ریز نمرات کارشناسیم دست پیدا کنه |:
+ اگر فحشی از طرف من براتون ارسال شد، از همین الان تکذیب می‌کنم |:

من تو رمز هام از کلمات ژاپنی و فرانسوی و تکیه کلام شخصیت های دکترهو استفاده می کنم:))

بعد ببخشید، رمز هم مگه باید یکتا باشه؟ برنامه نویسِ شنگول اون سایت کیه؟ :|

+ من خودم الان نمیتونم به ریزنمرات کارشناسیم دست پیدا کنم. شما جای خود داری :|

معلمم:)
با مانتوی مجلسی موافقم
خودمم داغدیده ام در اون موردی که اشاره کردی بهش:)

خب پس دیگه، روی سن ببینیمت!

۰۵ ارديبهشت ۱۱:۲۴ نیمچه مهندس ...
این حرفایی که با این دوستمون راجع به رمز رد و بدل کردین چه باحاله.منم یک سری رمز دارم که چند جا ازش استفاده می کنم.منتها تو سایت هایی که برام اهمیت نداره که رمزم فاش بشه،چون فقط برای خوندن مطلبه.

من با اعتماد به نفس معتقدم رمز هایی که برگزیدم اونقدر طولانی و پیچیده هستن که نشه پیداشون کرد در نتیجه ممکنه همه چی رو همه جا استفاده کنم:))

۰۵ ارديبهشت ۱۴:۱۵ مهدی صالح پور
سلامتی! :D

سلامت باشین:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
چی بیشتر از همه آزارت میده؟
سکانس ها و بازیگر هایش
یکی رو، یکی زیر
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|