حق تا کجا با کیه؟

موقعیت: فرض کنید که من، به آیینی گرویدم که در اون دیدنِ رنگِ آبی حرامه، وگرنه ما رو به آتشِ دوزخ میفکنند. یا شنیدنِ صدای کودکان نه الی هجده ساله. دیدن و شنیدن، دو تا چیزی که نمیتونیم متوقفشون کنیم، مگر اینکه اندام مسئولشون رو از کار و زندگی بندازیم. اگه نخوایم رنگ آبی ببینیم، نمیتونیم تضمین کنیم هرگز کسی با یه لیوان آب بلوبری بهمون نزدیک نمیشه. و اگه نخوایم صدای کودکان نه الی هجده ساله رو بشنویم، نمیتونیم مطمئن باشیم صبح تا شب هیچ بچه ای از بغلمون رد نمیشه. لاجرم باید چشمامونو ببندیم و گوش هامون رو با موسیقی ای چیزی کر کنیم.

پرسش: من چقدر حق دارم درخواست کنم در هر محیطی که من قدم میذارم، آدم هایی که آبی تنشونه یه چیزی روش بپوشن و بچه های نه الی هجده سال رو بندازن بیرون؟


موقعیت 2: فرض کنید من تنها کسی نیستم که به این آیین گرویده. بلکه نیمی از تمام جمعیتی که شما ممکنه باهاشون برخورد داشته باشید، پیرو همین آیین هستن.

پرسش: ما چقدر حق داریم توقع داشته باشیم محیط برای آسایش ما تغییر کنه تا بتونیم آیینمون رو دنبال کنیم؟


موقعیت 3: فرض کنید اکثر افرادی که با شما در یک محیط زندگی می کنن تصمیم گرفتن به ما بپیوندن. ما هیچ آماری نگرفتیم که بدونیم در اکثریتیم، ولی به نوعی متوجه شدیم انقدر زیاد هستیم که بتونیم این فرض رو داشته باشیم که ما بیشتریم.

پرسش: آیا در این محیط رنگ آبی و حرف زدن کودکان نه الی هجده ساله ممنوع میشه؟ آیا این کار نقض کردن حقوق شماست؟


موقعیت 4: فرض کنید ما اونقدر به بر حق بودن آیینمون ایمان داریم، و به نوعی در قدرت هم هستیم، که میتونیم شما رو مجبور کنیم آبی نپوشید و بچه های نه تا هجده ساله تون رو در حالتِ سایلنت بفرستید بیرون، وگرنه جریمه و مجازات در انتظارتونه.

یه نفر از بین شما (که به طایفه مرگ بر آبی و بچه نپیوستید) تصمیم میگیره به آیینی بگروه (عجب فعلی!) که اونو ملزم می کنه سه شنبه ها هشت صبح تا چهار بعد از ظهر لباس آبی بپوشه و دور شهر بدوه. یا همینطوری اصلا یه بچه ای از بین شما میخواد هرروز که از مدرسه برمیگرده بتونه تو خیابون با دوستاش حرف بزنه.

پرسش: آیا ما داریم حقوق اون رو نقض می کنیم؟ آیا اون داره حقوق ما رو نقض می کنه؟



در این یک ماه که به ماه رمضون مونده، همین ها رو با «من به آیینی ایمان آوردم که در اون کسی ماه رمضون چیزی نمیخوره، پس هیچکس نباید در ماه رمضون جلوی من چیزی بخوره» از خودتون بپرسید.

۲۴ لایک
این موضوعات دغدغه ی منم هست۰
چرا یاد نمیگیریم به حقوق دیگران با تفاوت های عقیده ،اعتقادی ،تفکر و بینش و ۰۰۰احترام بذاریم؟من به شخصه حجابی که دارم تا هرحدی که هست بهش ایمان دارم و باهاش راحتم ولی اونایی که بهش اعتقاد ندارن و به زور تحملش میکنن واقعا نمیدونم اگر جای اونا بودم چیکار میکردم که خیلی سخته ۰توی خیلی چیزا از جمله همین روزه خواری و ۰۰۰از بچگی یه سری اصول کردن تو ذهنمون که اگه حتی خلافشون حتی فکر کنیم هم خودمون خودمونو بد میدونیم ببین تا کجا نفوذ کردن در ما :/
افسوس فقط

خب من واقعا نمیدونم اینجا حق با اونیه که نباید ببینه وگرنه به گناه میفته، یا حق با اونیه که به اعتقاد اولی معتقد نیست بنابراین میتونه و دلشم میخواد هرطور دوست داره باشه. نمیدونم کدوم دارن به اون یکی ستم می کنن، برای همین جواب هیچ کدوم پرسشها رو ننوشتم و گذاشتم به عهده خودتون.

اجازه حرف زدن بهمون بدن... غذا خوردن پیشکش.
ولی خداوکیلی چه قدر بدبختیم... هعی :(

چی بگم!

۲۸ فروردين ۰۴:۳۷ شیکپوش (^_^)
کامنت جهت دنبال کردن موضوع ;-)

برید در خلوت خودتون دنبالش کنید بابا، از خودتون باید بپرسید اینا رو:))

۲۸ فروردين ۰۶:۱۱ حامد سپهر
خدا در قرآن میفرماید: لا اکراه فی الدین
یعنی هیچ اجباری در دین نیست
در حالیکه این موضوع به غغلط تعبیر شده و طبق قانون اسلام کسی که از دین برگشته مرتد محسوب میشه و مستحق سنگسار و مرگه در حالیکه پذیرش دین یک چیز درونی و قلبیه و اصولا هیچ اجباری نمیتونه روش باشه
با این حساب تعبیری در صورت خارج شدن از دین ، شما مرتد محسوب شده و مستحق مرگ میشین و به مرحله های بعد نمیرسین و تقریبا گیم اور میشین:)))

آخرش نوشته بودم با توجه به اینکه اسلام دین رحمت و رحمانیته، بیاید این فرض غلط رو در نظر بگیرید که ارتداد از اسلام مجازاتش مرگ نیست و فارغ از اون به مساله نگاه کنید. یه چیزی میدونم :|

پاکش کردم ولی، گفتم جبهه گیری نشه. حالا کلا میگم.

احتمالاً خداوندگار اون آیین کذایی استفاده از رنگ آبی رو هم حرام کرده و به کودکان اون سن و سال گفته حرف نزنید. و در کنارش به توی بیننده و شنونده چنین و چنان گفته.
بحثِ اکثریت و اقلیت نیست بحث حاکم بودنه (مثلاً یه کشوری میگه دانشجوی محجبه به دانشگاهم راه نمیدم و محجبه‌ها مجبورن از حاکمیت تبعیت کنن). ینی یه تفکری بنابه دلایلی حاکم میشه و باید اون تعیین کنه که در محیط بیرون کی چجوری باشه. و البته که به محیط درون خانه‌ها کاری ندارن و کودکان، تو خونه‌شون پیرهن آبی می‌تونن بپوشن و سخنرانی کنن و بقیه هم بشنون.

+ در کل راجع به حجاب و اسلام و روزه و حکومت اسلامی و اینا نظری ندارم. دارما؛ ولی مباحثه بلد نیستم و بلد نیستم بیان کنم نظرمو و که اگه این چیزا رو بلد بودم از مصاحبۀ حوزه شریف رد نمی‌شدم پارسال :| ولی خیلی جدی بهت پیشنهاد میدم اینا رو با متخصص‌ها مطرح کنی نه خوانندگان وبلاگت و امثال من که دو خط هم راجع به این مفاهیم سواد نداریم.

خب من گفتم خودتون بهش فکر کنید، چون حکومت می تونه قوانین بذاره یا نذاره. ملتن که میان به آدم گیر میدن. وگرنه وجب به وجب نمیان از طرف حاکمیت گشت روزه بذارن که.


و نگفتم جواب بدین، گفتم از خودتون بپرسین. میخوام برا خودتون سوال شه، چون برای منم سواله. مثلا این شرایط که تو مطرح کردی، که اگه حاکم شد یه سری چیزای عادی رو چون مای حاکم بهشون معتقدیم باید طبق اونچه ما اعتقاد داریم عمل کنین وگرنه برین تو خونه هاتون، من موافقش نیستم. ولی نمی دونم اگه یکی این وسط مثلا معتقده نگاه کردن به آدم محجبه گناهه باید چی کار کنه.

۲۸ فروردين ۰۸:۰۴ • عالمه •
من هرطوری به آیین ها نگاه میکنم، دیکتاتوری میبینم. بارها راجع به این قضیه با پدرم صحبت کردم و جوابی که دریافت کردم این بود که «به احترام روزه داران نباید بیرون چیزی خورد» و اگه بیشتر ادامه میدادم با «حدود خداست، باید رعایت شه» مواجه شدم. اینجا همه چیز زوره.

همین روزه داران وسط ژاپن باشن ژاپن در قبالشون موظفه غذا نخوره؟

من سال هاست اینا واسم سواله و شاید باورت نشه که هنوزم شک دارم دقیقا حق با کیه و تهش نکنه بفهمم حق با گروه دیگه(هر کدام از گروه ها) بوده و من اشتباه کردم و عمرم تباه شه :/

منم همینطور :| مسالله اینه که تا پارسال من فکر می کردم همه حق رو میدن به مردم عادی، به جز خشکه مقدس ها. بعد دیدم که خیر.

۲۸ فروردين ۰۹:۳۵ مصطفی فتاحی اردکانی
تا دیدن رو چی معرفی کنیم.... نگاه کردن به رنگ آبی ممنوعه یعنی منی که به این آیین گرویدم نباید خودم به یه چیز که آبیه نگاه کنم. ولی اینکه یه چیزی که آبیه رو اتفاقی ببینم نباید مشکلی داشته باشه.(یه نظر حلاله)

برای ماه رمضون هم روزه شدن اجباری نیست. حتی خدا بعضی ها رو به خاطر روزه شدنشون قراره عذاب کنه. چون حتی روزه شدن در ماه رمضون برای بعضی ها حرومه...... اما بحث روزه خواری در ملاعام فرق می کنه.... چه اسراریه که وقتی جامعه مسلمون روزه هستند بیاند جلو کسی که از خوردن وآشامیدن منع شده چیزی بخوریم... مثل این میمونه که جلو کسی که از آبی پوشیدن منع شده و به آبی علاقه داره ، آبی بپوشیم. یه جوری دهن کجی میشه بهش

@حامد
1-به پیر به پیغمبر حکم مرتد اعدام نیست....و هر کی هم از دین برگشت مرتد نیست. فقط تو به حالت مرتد محکوم به اعدام میشه که شرایطش خیلی سخته

2- لا اکراه فی الدین برای قبول کردنه دینه ولی وقتی دین رو قبول کردی باید بهش پایبند باشی

خب پس چرا حجاب حق الناسه اگه یه نظر حلاله و خودمون نباید نگاه کنیم؟

 اینکه آدم رعایت کسی رو بکنه که تصمیم گرفته در گرمای چهل درجه آب نخوره خیلی مهربون و مردم دار و باملاحضه ست، ولی در کل من فکر می کنم مردم وظیفه ای در قبال اینکه طرف میخواد به خودش سختی بده ندارن. مثلا شما اگه تصمیم بگیری هرروز ماراتن بدوی مردم در مسیرت نباید ماشین سوار شن؟ باید مسیرشونو عوض کنن شما انگیزه ت کم نشه؟
این اسمش دهن کجی نیست، اسمش هر کی سرش تو کار خودش باشه س.

1-تازه حدیث داریم حکم سه بار روزه خوردن در ملاء عام هم اعدامه.
کسی که از دین برگرده و اعلام کنه که برگشته اعدامه دیگه. همون حرف شباهنگ، از حقوقتون پشت درهای بسته منزل استفاده کنید.
2-مسلمان زاده که دین رو قبول نکرده. مسلمون زادنش. دیگه راه خروج نداره پس؟ یعنی شما مسلمون بشی هشتاد نسلِ بعدی باید به چیزی که شما پذیرفتی پایبند باشن؟

موافق جناب فتاحاردکانی هستم

قرار نیست انقدر سریع به جواب برسین، من یک ساله هنوز به جواب ثابتی نرسیدم :)))

موافق جناب فتاحاردکانی هستم

خب پس جواب کامنت ایشونو بخونید دیگه من چی بگم.

۲۸ فروردين ۱۰:۰۶ گندم بانو
به قول شباهنگ، حاکم تعیین میکنه که قانون چیه.
و خب طرق تجربه، اونایی که نظر حاکمو قبول دارن معمولا خودشونو مامور قانون میدونن و سعی میکنن به حاکم تو اجرای قوانین کمک کنن ://////
حاکمم از خدا خواسته میگه آخ جون! :)))

جدا از همه اینا... من فک میکنم بحث ماه رمضون یه کم پیچیده‌س. حالا من موافق این نیستم که روزه خوار رو شلاق بزننا... هر چند بعضیا انگار واسه لجبازی روزه خواری میکنن... ولی مثلا فرض کن دوستت قند خون داره و نمیتونه شیرینی بخوره، آیا تو میری میشینی جلوش کیک خامه‌ای بخوری؟
روزه خود به خود سخت و طاقت فرساس. منم جرات ندارم نگیرم :دی
ولی انصافا وقتی تو اوج گشنگی یکی یه چیزی میخوره معده من یه ادا و اطوارایی از خودش در میاره که اصن مناسب سنش نیست :))))
ولی با این حال میگم، هیچ وقت نشد به کسی بگم جلو من چیزی نخور. یا حتی شده تو جمعی قرار گرفتم که هیچ کدوم روزه نبودن و تو گرمای تابستون شربت خنک تعارف کردن. منم برداشتم گذاشتم جلوم ولی نخوردم که بقیه با دونستن اینکه من روزه‌ام شربته زهرشون نشه!

میدونی... یه سری چیزا مقدس و قابل احترامه. ولی بعضیا یه جوری گندشو درآوردن که دیگه کسی حس احترام نمیکنه.
و اینکه واقعا درک میکنم که ممکنه کسی سنگ کلیه داشته باشه و مجبور باشه زود به زود آب بخوره. یا کسی معده‌درد داشته باشه و مجبور باشه زود به زود خوراکی بخوره. اگه روز اول اینا رو پیشبینی کرده بودن و درست برخورد کرده بودن، اون حس احترام تو دل مردم از بین نمیرفت. همونطور که مثلا جلوی عزیزان قند خونی‌شون شیرینی نمیخورن.

طولانی شد! :)))

ببین یه آقای اردکانی هم گفتم. تو میتونی برگزینی وقتی کسی روزه س جلوش چیزی نخوری و درود بر تو و این صرفا مهر و ملاحظه تو رو میرسونه. کسی که روزه میگیره خودش انتخاب کرده چیزی نخوره، شب میتونه هر چی که در طول روز جلوش خوردن حسرتشو برطرف کنه. این چیزی که تو میگی زمانی درسته که بشینی جلوی یه بچه فال فروش مثلا، و ذرت بخوری.

سوال من اینه که اون کسی که براش مقدسه که آبی نمی پوشه و وقتی بچه س حرف نمیزنه. اونی که براش مقدس نیست تکلیفش چیه. یعنی عقاید ما تا کجا حق داره رو عقاید بقیه پا بذاره. چون اینکه من اعتقاد ندارم آبی دیدن حرامه هم یه جور اعتقاده.

۲۸ فروردين ۱۱:۲۶ آقاگل ‌‌
منِ نوعی نهایت بتونم تکلیف خودم رو با دین خودم مشخص کنم. و به همین دلیل ترجیح دادم کمتر وارد بحث‌هایی بشم که اطلاعات جامعی نسبت بهش ندارم. درست مثل وقتی که بحث در مورد مباحث فیزیک کوانتوم می‌شه. و من تنها چیزی که از کوانتوم می‌دونم اینه که به کمترین مقدار ممکن از یک کمیت فیزیکی می‌گن کوانتوم. (تازه اگه درست گفته باشم.) خب وقتی تنها میزان درکم از فیزیک کوانتوم همینه چرا باید وارد بحث در مورد فیزیک کوانتوم بشم؟

خب این بحث نبود، گفتم این سوالا رو از خودتون بپرسین:دی من خودمم جواب ثابتی براشون ندارم، الان هر چی بگین میتونم مخالفت کنم:))


تکلیف شما با دینتون مع الاسف شامل نحوه برخورد شما با دیگر همکیشان و هم وطنانتونم میشه.

تا حالا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم. باید بشینم بهش فکر کنم. افق های گسترده تری رو به روم گشودی:/

تهش به پوچی میرسی:|

سلام حالا چرا رنگ آبی رو مثال زدی؟
اصلا دین رو ول کنیم از نظر انسانی هم جلوی کسی که گرسنه و تشنه هست زشته غذا بخوریم اونم دل اش می خواد میتونه کسی که روزه نیست بره تو خلوت خودش تنهایی غذا بخوره

میزی که داشتم اینو روش می نوشتم آبی بود و اولین رنگی بود که به ذهنم رسید :))

از نظر انسانی درسته که وقتی یه نفر تو جمع روزه س بقیه به خاطرش سختی بکشن؟ چرا اون نره تو کمد قایم شه تا ما غذا بخوریم؟
خودش انتخاب کرده نخوره. مجبورش که نکردن.

حقیقتش اینه که من الان حقو میدم به کسایی که به هر دلیلی به اون آیین نگرویدن ! شما انتخاب کردی آبی نبینی نمیتونی بگی دیگران چی کار کنن که . اما صادقانه بگم نمیدونم اگه اون ور داستان بودم یعنی خودم پیرو اون آیین بودم بازم حقو میدادم به دیگران؟ یا میگفتم نه من درست میگم و آبی هاتو بسوزونید؟

تو پیرو آیین برعکسش هستی، یعنی به خودت حق میدی آبی بپوشی. حالا تو انتخاب کردی آبی بپوشی گناه اونا چیه که تو آبی به تن هی بیای تو دیدشون؟

۲۸ فروردين ۱۵:۴۹ نیمچه مهندس ...
من خیلی به این چیزا فکر میکنم و در موردش با آدما حرف میزنم ولی بعضیا نمیخوان بپذیرن همون قدر که اونا حق دارن منم حق دارم.
و الان تنها چیزی که راجع به این قضایا معتقدم اینه که عیسی به دین خود موسی به دین خود و اگه چیزی دین باشه،قانون باشه،هرچی باشه و برابری من رو از بین ببره میخوام صد سال نباشه و بهش احترامی نمیذارم.
به اصطلاح حرمت امام زاده رو باید متولیش نگه داره و از نظر من مجبور کردن کسی که به آبی پوشی اعتقاد نداره برای آبی پوشیدن،مصداق نگه نداشتن حرمت خودت و دینته.

خب عیسی به دین خود موسی به دین خود زمانی جواب میده که دین عیسی و موسی همه چیزو فردی تعریف کرده باشه. مثلا یکی معتقده موسیقی حرامه، سوار ماشینی بشه که بقیه معتقد نیستن و میخوان تو راه هایده گوش بدن، خب اون نفر اول نمیتونه گوشاشو مسدود کنه که.

حالا اینچیزی که گفتم  شاید در مورد روزه جواب نده و روزه خیلی هم فردی باشه، ولی کلی عرض می کنم.

۲۸ فروردين ۱۶:۱۴ ابوالفضل ...
جواب پرسش موقعیت 1: هیچ حقی نداری!
جواب پ موقعیت 2: در حدی که مخل زندگی, عقاید نیمه ی دوم و بالطبع براشون آزاردهنده نباشه.
ج پ موقعیت 3: اگه جامعه ی آزادی باشه نباید ممنوع بشه. ولی خب حکومت ایدئولوژیک راه حیاتش در دیکتاتوری و تحمیل قوانینش به همه ست.
ج پ م 4: هر گروهی که عقاید خودش بر دیگری تحمیل کنه حقوق اون طرف رو پایمال کرده. وگرنه تا وقتی عقاید شخصیه مشکلی نیست.

خب بعد از جواب دادن به سوالات باید بگم من خودم نیمچه مذهبیم با تفکرات روشنفکرانه. به حجاب اعتقاد دارم و غیر پارسال که به خاطر شرایط کاریم نتونستم روزه بگیرم همه ش رو توی زندگیم همیشه ماه رمضون ها روزه گرفتم و دوست داشتم این کار رو. چون یک حالت آیینی لذت بخش برام داشته. و کاملا هم فردی بوده لذتش.
اما خب به هیچ عنوان موافق حجاب و روزه داری اجباری نیستم. چون به عینه دیدم یشترین ضربه رو به خود عقایدم این اجبارها زدند. و از درون تهیش کردند و تبدیلش کردن به یک پوسته ی زمخت و زشت بدون معنا.
امید به روزی که دیگه حکومت ایدئولوژیکی نباشه که دامنه ی قوانینش به عقاید مردم کشیده بشه...

چرا موقعیت دوم در حدی که مخل آزادی بقیه نباشه حق داره، موقعیت سوم هیچ حقی نداره؟ موقعیت سوم هم میخواد شرایط براش تغییر کنه.

مردا چطوری به حجاب اعتقاد دارن؟ یعنی دوس دارن دور و برشون حجاب رعایت بشه؟ جدی می پرسما، برام سواله.

۲۸ فروردين ۱۸:۰۹ ابوالفضل ...
اول بگو منظورت چیه موقعیت سوم هیچ حقی نداره؟! یا من متنت رو متوجه نشدم یا تو جواب من رو! موقعیت سوم هم در حد موقعیت دوم حق داره. ولی معمولا زیاد بودن باعث زورگویی می شه! من منظورم اینه وقتی زیادتر باشن افراد یک گروه و عقیده می تونن دورهم به مناسکشون بپردازن و محیط های اختصاصی برای خودشون درست کنند. تا اینجاش مشکلی نیست. ولی هرجایی باعث شد دیگران رو مجبور به اطاعت از مرامشون کنند اونجاست که اشتباه صورت گرفته. ربطی هم به نظرم به اکثریت و اقلیت نداره. که در واقع دیکتاتوری و تاثیر عقاید در قوانین کلی با قدرت اون گروه رابطه ی مسقیم داره.

بقیه رو نمی دونم. ولی منظورم این بود اگه زن بودم احتمالا حجاب داشتم. البته در هر موقعیتی متناسب با اونجا!

آهان، الان فهمیدم، مرسی!

کسی که انقدر فضوله که نگاه میکنه ببینه کی روزه ست یا نیست و یا یک انسانی الان داره یه لقمه نون و یه چیکه اب میخوره و انقدر موذیه که بره به بقیه بگه ، هم ابروی یک فرد رو برده (فرض میگیریم که همه قبول دارن تو ماه رمضون نباید در ملا عام غذا خورد )وهمچنین غیبت هم کرده (حکم غیبت که مشخصه) و همچنین به عنوان یک خبرچین شناخته میشه و بقیه موارد چه اجتماعی یا دینی و اخلاقی که سطح یک جامعه رو پایین میکشه)
پس من با استدلال های نصفه نیمه ام به این نتیجه میرسم که اول باید کسی رو مجازات کرد که اونقدر موذیه که نشسته از بقیه آتو بگیره آبرو بری غیبت و...رو مرتکب شده و بعد از اون میشه در مورد بقیه شرایط صحبت کرد

خب من فرضم این نبود که همه اعتقاد دارن نباید در ملاء عام غذا خورد. اتفاقا فرضم این بود که هرکس اعتقاد نداره روزه بگیره میخواد بتونه در ملاء عام غذا بخوره -کاری ندارم در واقعیت میخواد یا نه- مثلا من میخوام بتونم تو خیابون آب  بخورم یا تو شرکت غذا گرم کنم ببرم غذاخوری.

۲۸ فروردين ۱۸:۲۹ ابوالفضل ...
راستی یه نکته اضافی که در جواب بعضی دوستان هم هست. من توی زندگیم دوره های مختلفی داشتم و با آدم های متنوعی سر کردم. غیر از سال پیش که نتونستم, بقیه رو روزه گرفتم. اما دورانی که با خانواده و اطرافیان مذهبیم روزه می گرفتم چون تا حدود زیادی رنگ اجبار و حالت ظاهری داشت از اینکه کسی جلوم چیزی بخوره ناراحت می شدم. اما دورانی بود که اطرافیانم به راحتی می خوردن و حتی کار من رو مسخره می کردن. اما هیچ حس بدی نداشتم به اینکه کسی جلوم چیزی بخوره چون خودم این طریق رو انتخاب کرده بودم. دوره ی دیگه ای هم با دوستانی بودم که روزه نمی گرفتن ولی به دلایل شخصی خودشون که شاید احترام به من بود جلوم چیزی نمی خوردن و واقعا ازین کارشون ناراحت می شدم. چون حس می کردم باعث اذیت شدنشون شدم.
نتیجه گیریم این بود که اگه روزه گرفتن شخصی و به اختیار و انتخاب باشه اصلا نباس مهم باشه کسی جلوت چیزی می خوره و نباید محدودش کنی. ولی اگه به اجبار و از روی ظاهر باشه که...

نمی دونم. من بیشتر فکر می کنم حق به جانب بودنه که باعث میشه افراد فکر کنن به اسم امر به معروف باید همه رو بیارن تو حلقه اعتقاداتشون. یعنی اونقدر معتقدی باور هات تنها درستِ موجود در جهانه که هرکس بر دین تو نیست به نوعی باید مخاطب قرار بدی و بگی هوشت، الان داری فلان مناسک عقاید منو رعایت نمی کنی!

لااقل برخورد من با مذهبیون اینجوری بوده.

چرا ما به‌خاطر انتخاب یکی دیگه ( منظورم انتخاب کردن اون آیین از طرف یه ایکس هست ) باید به خودمون سختی بدیم و آبی نپوشیم؟این مشکل اونه که آیینی رو انتخاب کرده که یه همچین دستوراتی رو داره،خب!به ما چه ربطی داره؟اگه آیین اونه،چرا داره جلوی راحتی ما رو می‌گیره؟
یه انتخابی کرده،باید پای دستوراتشم وایسه. اون انتخاب کرده!ما چرا خودمونو "باید" محدود کنیم به‌خاطر انتخاب یکی دیگه؟
بعد من فکر می‌کنم اینکه کسی که روزه نیست، جلوی یکی دیگه که روزه‌س نمیاد شربت آبلیمو بزنه، دلیلش این باشه که دوست نداره طرف سختی بکشه و اون شربتو ببینه یاد تشنگی‌ش بیوفته. وگرنه دلایل دیگه غیرمنطقی‌ن به نظرم.مثل ماه محرم که تا آخر شب صدای طبل و فلان و بیسار میاد، درصورتیکه مثلا من می‌خوام بخوابم یا امتحان دارم و این صدا اذیتم می‌کنه یا یکی دیگه مریضه حتی.عین همون موقعیته.این‌جا حق اعتراض دارم و داریم.کاش اعتراضم می‌کردیم فقط.
+قرار بود دوخط باشه این کامنتم مثلا:دی

حالا شاید حکمتی پشت این دستورات اون آیین پنهانه که اون طرف پذیرفته و بهشون معتقد شده. مثلا فهمیدن رنگ آبی نماد شیطانه :| پس پیشنهادت اینه که طرف چشماشو ببنده زین پس؟

درک این مسئله حتی برای آدمایی که توی خونه همگی هم اعتقادن هم زیاد ممکن نیست . این که نزدیک ترین کسانت با خودت هم عقیده باشن قابلیت " به جهنم که بقیه چی کار می کنن " ت رو افزایش می ده . فاجعه اصلی مال وقتیه که حتی با نزدیکانتم هم رای نیستی . با خودت می گی خب با غریبه ها می شه جنگید و اهمیت نداد ، اینا رو چه کنم ؟

به نظرم سخت ترین تیکه ش نه شلاقه نه دعوا . سخت ترین تیکه ش حس عدم تعلقه .

میفهمم چی میگی.

اول از همه، طرف باید قبل از اینکه اون آیین رو انتخاب می‌کرد به این فکر می‌کرد و می‌دید که منطقی داره حرف می‌زنه یا نه؟ دلیلی داره؟ راهکاری برای این قضیه داره؟ اگه نمی‌تونست تحمل کنه اصلا چرا گروید؟ اصلا چطوری به آیینی که خودش تو کار خودش مونده و نمی‌دونه چه راهکاری بده، اعتماد کرده؟
بعدم وقتی می‌بینه اون دین، داره به بقیه ضرر می‌رسونه ببینه اصلا منطقیه ادامه‌ش بده؟به نظرم صرفا به خاطر اینکه عقیده‌ش اینه، نباید دیگرانو اذیت کنه. یعنی حق این رو نداره که دیگرانو اذیت کنه. حق نداره آزادی دیگرانو بگیره و بگه تو آبی نپوش بچه های این رنج سنی هم ببر بندازشون انباری که "من"صداشونو نشنوم. نمیشه که:| :دی
راهکاری ندارم، فکر کنم بهتر باشه اینایی که به این آیین گرویده‌ن برن تو یه محدوده برای خودشون زندگی کنن و انقدر بقیه رو به زحمت نندازن. ولی این فقط به درد همین موقعیت می‌خوره درضمن امکان اومدن یکی که راهشو گم کرده هم هست تازه:دی[آیکون تفکر]

خب راهکارش اینه که کسی جلوی من اون عمل حرام رو انجام نده. با توجه به اینکه داره بقیه رو به دردسر میندازه نه من رو، من اصلا هم حس نمی کنم کسی داره آسیب میبینه. 

معتقدین رو حبس کنیم در مناطق یک تا پنج تهران و خودمون بریم جای دیگه:)) پس کنار هم نمیشه زیست، نه؟

حلقه گم شده این وسط اخلاقه. اگه دیگران رو مجبور به رعایت آیین خودمون نکنیم نظام اخلاقی خود جامعه حد مناسب رعایت عقاید همدیگه رو پیدا می‌کنه و یه همزیستی مسالمت‌آمیز ایجاد میشه که توش احتمالا خیلی‌ها به احترام کسانی که روزه هستند سعی می‌کنند خیلی جلوشون چیزی نخورند و روزه‌دارها هم از غیرمعتقدا همین احترام غیر اجباری رو مغتنم می‌شمرند و ارث پدرشون رو از کسی طلبکار نخواهند بود

شایدم همزیستی غیر مسالمت آمیز و خشونت بار ایجاد شد. ما چه بدونیم؟

۲۸ فروردين ۲۰:۰۸ • عالمه •
اصن چرا ژاپن. صرفن چون یکی از قرمه‌سبزی بدش میاد دیگران هم نباید در حضورش قرمه‌سبزی بخورن؟ یا مثلن آدمای عادی نباید گوشت بخورن در حضور گیاهخوارا؟ بنده میگرن دارم و گشنگی باعث میشه سردرد بگیرم. چرا روزه‌دازا به سلامتی من احترام نمی‌ذارن؟؟

دور از ذهن ترین محدوده ممکن برای یک مسلمان که حدود خدا رو میخواد رعایت کنه و جهان هستی هم رعایتش کنن از دید من ژاپن بود. چون حتی مسیحی هم نیستن که بدونن روزه چی چیِس:دی

خب روزه دارا میگن شما برو تو پستو بخور.

من خودم، روزه میگیرم. وقتی روزه نیستم میرم قایم میشم چون مهربونم و دلم برای روزه دارا میسوزه، وقتیم روزه ام میرم قایم میشم غذاشونو راحت بخورن چون مسئول اعتقاد من ب مذهبم اونا نیستن. اینکه بقیه چکار میکنن هم برام مهم نیست.
همینطور درباره حجاب، خودم رعایت میکنم تا حدی ک بشه گفت محجبه ام، ولی اگ کسی بیاد دختریو مجبور کنه میزنم تو دهنش چون اون کس اگه خودش دختره خودش رعایت کنه اگه پسره هم خیلی خودش اعتقاد داره بره عمامه بذاره سرش و هیچکس حق نداره تعیین کنه بقیه چکار کنن.
اینا منم ب عنوان مردم عادی، اما حکومت ب نظرم فرق داره. اگر حکومت خواست مجازاتیو برای هر چیزی( کاملا هر چیزی) در نظر بگیره، اگه از ده تا ارگان رد شد و اعتراضای مردمم اونقد نبود ک جمعش کنن، خوب کارشو بکنه. همه جای دنیا بر اساس اعتقادات عمده مردم( ن صرفا مذهبی) ی سری قوانین هست که حکومت همون مردم تعیین کرده.

چقدر مهربان و باملاحظه:)

اینکه هر چی قانونه پس جای اعتراض بهش نیست قبول ندارم. انگلستان تا قرن نوزدهم حق رای برای زنان قائل نبود. آمریکا برده داری داشت. تازه جاهایی که خیر سرشون با رای ملت دولت تعیین می کنن. جهان به جلو میره و قوانین عوض میشن.
همچنین، ما صراحتا قانونی نداریم که روزه خواری جرمه. همین پارسال یکنفر رو در رشت؟ به جرم روزه خواری گرفتن،  قاضی آزادش کرد و گفت خلاف قانون نیست. انسان عادی هم بود، به جای خاصی هم وصل نبود.

فرق می کنه مثلا من روزه دار برم تو کمد یا جای دیگه قایم بشم یا فرد غیر روزه دار بره جای دیگه ؟مهم نیست فقط جلوی روزه دار غذا نخوریم تو منزل یا مهمونی راحت میشه ولی تو خیابون سخت میشه

آره خب مشخصه که فرق می کنه، در مورد اول شما داری به خاطر اعتقادت ملاحضه بقیه رو می کنی، در مورد دوم بقیه دارن ملاحضه اعتقاد شما رو می کنن.

خب پس اگه کلا مهم نیست و هر کی هر چی بگه قبوله، جلوی منم لطفا آبی نپوشید. مرسی اه:))

۲۸ فروردين ۲۲:۵۳ مونا نِوِشته
ببخشید من همه کامنتها رو نرسیدم بخونم، ولی یک نظری داشتم.
همیشه سوالم اینه اگر روزه تمرین صبر و بردباری هست چرا اینقدر باید در جامعه شرایط محیطی رو کنترل‌شده کنیم؟ و همچنان همچنان این سوال باقی میمونه که هدف روزه گرفتن چیه؟ و خب، وقتی که شریعت میاد جایگرین طریقت میشه، یعنی عمل کردن به قواعد دین بالاتر از راه و روش انسانی زیستن قرار میگیره، این مسائل هم مطرح میشه.

بارها شده تو مترو خواستم چیزی بخورم، همون موقع بچه کوچکی سوار شده ملاحظه کردم، یا بچه‌ی نیازمندی بوده خب عقل همه میرسه که مثلا بوی ساندویچ یا پیتزا راه نیندازی جلوش. منظور اینکه روزه یک آزمایش برای درک چنین موقعیتهایی هست، دیگه اینکه بیایی گیر بدی اینجا بخور اونجا نخور، سرد بخور، برو زیرزمین، سماور رو جمع کن، آبسرد کن رو قطع کن، که چی؟ محیط رو ساده کنی که روزه‌دار روزه‌اش رو با موفقیت بگیره فقط؟ نمیدونم. نخیر به نظر من حق روزه‌گیر اینه که اگر امروز میخواد روزه باشه بقیه احترامش رو نگه دارن و اصرار نکنن حالا بخور و فلان، یا بخاطر عقیده‌اش قضاوت نشه. اونی هم که روزه نداره مثل همیشه زندگیش رو بکنه، نه غلیظ‌تر نه رقیق‌تر. همیشه ملاحظه کسی که نداره رو بکنه، ملاحظه بچه‌ها که صبرشون کمتره رو بکنه، ملاحظه‌ی خسته بودن همکار روزه‌دارش رو بکنه. والا.

مودِ بازی رو گذاشتیم رو easy که کسی نبازه :دی

خب، حرفت درسته. هم در مورد کسی که روزه میخواره هم اونکه روزه میداره. 

۲۹ فروردين ۰۰:۱۰ نیمچه مهندس ...
همیشه سوالم اینه اگر روزه تمرین صبر و بردباری هست چرا اینقدر باید در جامعه شرایط محیطی رو کنترل‌شده کنیم؟
این چیزی که مونا گفت چیزیه که تو ذهن منم هست و در مورد حجاب هم همین فکر رو دارم.مگه نمیگن پیروان هر دین برای کاری که دین شون گفته انجام بدن پاداشی دریافت میکنن در دنیای دیگه،چرا کسی که به اون دین اعتقاد نداره باید برای منفعت یکی دیگه مراعات اون یکی رو بکنه؟اونم زوری.
یعنی انسان با این قدرت اراده نمیتونه جلوی خودش رو بگیره تا مخالف دستورات دینش عمل نکنه و حتما ابر و باد و مه و خورشید باید در کار باشن تا اوشون به پاداش در جهان برتر برسه؟خب اینجوری پاداش گرفتن که ارزشی نداره.

اینی که میگم چیزی نیست که خودم باور دارم، صرفا استدلالیه که برای این سوال برام مطرح شده: حکومتِ اسلامی هدفش پیاده کردنِ احکام اسلامی در سطح جامعه ست و این یعنی شرایط رو برای انجام مناسک اسلامی فراهم کنه و قوانینِ اسلام رو پیاده. مثلا اگر اسلام مطرح کرده که مرد میتونه چهاربار ازدواج کنه، این امکان رو فراهم بیاره. یا اگر گفته زن خودش رو بپوشونه، برای نپوشوندنِ زن مجازات بذاره ( جریمه ی اسلامی هم بخشی از پیاده کردن قوانین اسلامه دیگه) . حالا در صورتی که شخص غیرمسلمانی در مملکتِ تحت حکومت اسلامی زندگی می کنه، باید پایبند این قوانین باشه، وگرنه میتونه مهاجرت کنه و بره به سرزمینی که تحت حکومت حاکم اسلام نباشه. 

---
در زمان قدیم از افراد غیرمسلمانِ ساکن سرزمین های مسلمان نشین جزیه می گرفتن، این هم نوعی جزیه روانیه :))

۲۹ فروردين ۰۰:۴۶ نیمچه مهندس ...
تو نمیتونی کسی رو از سرزمینش بیرون کنی به خاطر این که شبیه تو نیست.اونجا وطنشه دوست داره اونجا زندگی کنه یا اصلا شرایط مهاجرت رو نداره.
این مجازات ها برای افرادیه که مسلمونن.غیر مسلمون ها لازم نیست رعایتش کنن.بعد طنز قضیه اینجاست که اگه اعلام کنی مسلمون نیستی به جرم ارتداد اعدامت میکنن.(مثلا بی روسری بیرون رفتن یه جور اعلام کردنه).مسلمون که به دنیا بیای راه پیش و پس نداری.(بقیه ی دین ها رو نمیدونم.)
طنزترش اینه که میگن لا اکراه فی الدین،بعد اگه بخوای تغییر مسیر بدی طبق این جمله باید بتونی ولی عملا نمیتونی.
+میدونی چیه؟شاید اگه دین ها به صورت عادلانه و برابر به زن و مرد اهمیت میدادن و برای هردو مجازات و پاداش برابر میذاشتن این همه تناقض یا حس اجحاف و شک به وجود نمیومد.دیشب با یه دوستی چت می کردم که آقا هم بود.می گفت وقتی قانون رو خود ما مردا نوشتیم چه انتظاری از عدالت داریم؟بعضی وقتا حالم از مرد بودن خودم به هم میخوره.

خب منم اینطور فکر نمی کنم، با این حال این جوابیه که بهم داده شده دیگه. حالا به همون فرد اگه بگی یه مسلمون رو از فرانسه بیرون کردن چون میخواست با روسری بره مدرسه و گفتن خلاف قانونه، چه یقه ها می دره :دی

۲۹ فروردين ۰۲:۰۴ پـــــر ی
دمت گرم
عالیییی بود

شما هم اینجا نشین مهندس برو اندیشه کن:))

هدف از ادامه دادن مجاب کردن و مجبور کردن نیست صرفا ابراز عقایده و بهتره که خودتون تحقیق کنید.
قبل تر ها حدود ۶ سال پیش کلیپی دیدم که مجری از مفتی سنی میپرسه بچه مسلمان بودن اجباری یا انتخابی اون فرد میگه اختیاری و بعد میپرسه حکم برگشتن از دین اسلام چیه اون هم میگه اعدام بعد از اون میگه که اگر بچه یک مسلمان از دین برگرده حکمش چیه اون هم میگه اعدام خب این خیلی برای من بی منطقی بود که یه بچه رو بخاطر انتخاب یه دین دیگه اعدام بکنن خلاصه رفتم و هرجا که میرسیدم این بحث رو انجام میدادم تا به یک نتیجه ای برسم و متوجه شدم که داستان زمین تا آسمون فرق میکنه
حالا داستان شما اینه که میگید فلان و بیسان والا من تو ماه رمضون میبینم همه رستورانا و بستنی فروشا بازن با یه تفاوت کوچیک اونم یه پرده انداختن جلوی در و پنجره ؛ یا محیط زندگی من خیلی فرق میکنه یا با من و امثال من برخورد نشده خلاصه اینکه چند تا از اشکالاتی که میگیرید زیاده رویه در اون بحث و چند تای دیگه هم ممکنه از اشکالات جمهوری اسلامی باشه ولی در نهایت پیشنهاد من اینه که مطالعه کنید

خب ابتدا به ساکن که رستورانا و بستنی فروشا و کافه ها تا دم اذان تعطیلن -حق ندارن باز باشن- و مجوز میگیرن افطار تا سحر باز باشن تا از اون طرف جبران شه. سوپرمارکتا و نونوایی ها و شیرینی فروشا کار می کنن ولی، حالا سوپر مارکتا که ویترینشون خوراکیه می پوشوننش؛ مرامی یا اجبارا، نمی دونم. حتی ریحون هم طرح ویژه میذاره برای افراد روزه نگیر که تعداد محدودی رستوران در اون بازه سرویس میدن. شما احتمالا خارج می زی اید :دی


بچه رو قبل بلوغ اعدام نمی کنن. لکن بعدش اگه مذکر باشه حکمش ارتداده، اگه مونث باشه میگیرن می برنش به صراط مستقیم هدایتش می کنن- که هیچ ایده ای ندارم اون نابغه ای که این استدلالو کرده چی فکر کرده با خودش و قراره چطوری دختره رو هدایت کنن که پسره رو نمی تونن- لینکش رو به آقای اردکانی دادم. 

من هم اصلا نگفتم فلان و بیسار اتفاق میفته و ما چقدر مظلومیم و ننگ ما ننگ ما هموطن مسلمان -فلان و بیسار رو با کلمات مناسب پر کنید-. گفتم اینا رو از خودتون بپرسین و خودتونو به چالش بکشین. پرسیدین و به چالش کشیدین و دیدین حق با خودتون بوده؟

۲۹ فروردين ۰۸:۰۳ مصطفی فتاحی اردکانی
نمیخوام بحث کنم ولی برای روشن تر شدن نظرم میگم
1- به بحث اجتماعی احکام توجه کنید.... وقتی تو یه شهری رسم باشه آخرین جمعه هر ماه همه تاکید می کنم همه میرن ماراتون بعد من با ماشین برم وسطشون یه بار چیزی نمی گن بار دوم تذکر می دن بار سوم دیگه میزنن دهنم رو سرویس می کنن.
این همه ای که گفتم یعنی جامعه که قطعا استثنا هم داره.

2- قوانین وقتی مخالف هنجار های یه آیین باشه مخالف آزادی میشه و به هیچ دردی نمیخوره. وقتی یه عده مجبورن پیرهن آبی بپوشن بی خود قانون میزان که پوشیدن لباس آبی ممنوع.

3- هر از دین برگشتنی ارتداد نیست و فقط مردی مرتد فطری باشه و حبس کشیده باشه و ارشاد شده باشه و به هیچ صراتی مستقیم نباشه اعدامش می کنن.

4- من که مسلمون هستم بدون هیچ مشکلی متونم دینم رو عوض کنم. که الان هم می کنن. هر کی دین عوض بکنه مرتد نمیشه.

من همین قدر میتونم بگم... اگر کسی سوالی داشته باشه باید بره از کسی که تو این زمینه وارده بپرسه
+ هر کی رو سرش عمامه هست عالم دینی نیست

1-خب اگه جامعه بزنه تو دهنتون، حق داره؟ من دارم میگم از خودتون بپرسین کارایی که می کنیم داره حق کسی رو پایمال می کنه یا نه، نه اینکه توضیح بدین و مثال بیارین که نه همین که الان دارم انجام میدم حتما حتما درسته. دارم میگم بازنگری کنید خودتونو.

یه موقعی محرم همه مشکی می پوشیدن هر کی نمی پوشید چشم غره و تذکر دریافت می کرد. بعد ملت فهمیدن مشکی پوشیدن و نپوشیدن بقیه ربطی به همه نداره و جهان به صلح رسید. حالا اینکه شما فکر می کنی اگه تنها کسی باشی که ماراتن نمی دوی ملت حق دارن سرویست کنن دیگه به جامعه ربطی نداره، شما برای خودت حق همرنگ جماعت نبودن قائل نیستی. من جامعه شناس نیستم ولی به نظرم هیچ جامعه ای در جهان فعلی همه آدماش پیرو چیزهای ثابت و مشترک به نظر نمیرسن. حتی ژاپن که دوهزارساله یک سلسله واحد با یک دین رسمی واحد بهش حکومت می کنه هم لاییک داره، هم شینتو، هم مسلمون، هم احتمالا مسیحی و کلیمی که من ندیدم. مگر...قبایل بومی کوچیک دور از تمدن که کلا پنج شش خانوارن. 

2-امکان انجام مناسک دین برای پیروان اون دین آزادی محسوب میشه فقط. اجبارشون، موجب تداخل علایق و آزادی ها میشه. الان مثلا اینکه قانون داریم حجاب اجباریه مخالف آزادی من نوعی نامسلمون محسوب میشه. یا اینکه فرانسه حمل هرگونه علامت دینی رو منع می کنه مخالف آزادی تقریبا همه ادیانه. 
حالا برگردیم به موقعیت خودمون. اصلا یه عده "مجبور" نیستن آبی بپوشن، صرفا به قانونِ  آبی ندیدنِ شما معتقد نیستن. اونوقت چی؟ نمیشه به همه گفت "حالا که مجبور نیستی پس نپوش مگه چی میشه؟" چیزی نمیشه، صرفا من دلیلی نمیبینم خودمو از یه حق بی ضرر ساده محروم کنم.

3- شرمنده تونم.
https://hawzah.net/fa/Question/View/10015
مرتد ملی رو بخونید شما. 
اصلا یعنی چی به هیچ صراطی مستقیم نباشه. طرف یه صراط دیگه پیدا کرده به اون مستقیم شده، شما سه روز بهش مهلت میدین که ایمان بیاره صراط قبلی بر حق بود وگرنه می کشینش؟ توقعم دارین اگه دوباره ایمانش برگشت از فروپاشی جامعه "اسلامی" جلوگیری شده باشه. خب اگه کسی بخواد اصلا تو جامعه اسلامی نشمریدش چی کار کنه؟ :))

4- روحتون شاد و یادتون گرامی دیگه، نمی تونین گویا.
https://hawzah.net/fa/Question/View/11707/فلسفه-تفاوت-احکام-در-مرتد-ملی-و-فطری
بعد چیز قشنگی که من الان فهمیدم و ممنون که بحث مرتد فطری و ملی رو باز کردید، اینه که من نمیتونم از اسلام برگردم چون دستگیرم می کنن و مقدمات "بازگشتم به دین" فراهم میاد. گویا زن و مرد در ایمانشون هم نزد پروردگار رحمانیت و رحمت  برابر نیستن. عجب.
-----

ممنونم از وقتی که گذاشتید و لطف شما رو به من میرسونه که تلاش کردید منظورتونو دوباره برام شرح بدین. ولی دقت کنید که من اگه میخواستم از کارشناس دینی کمک بگیرم که نشون بدم روزه دار حق داره روزه خوار رو مجازات کنه یا روزه خوار حق داره جلوی روزه دار بستنی سالار بخوره، کارشناس دینی میاوردم در حد توان و شناخت خودم. ولی نیاوردم. چون من نمیخوام بهتون نشون بدم که دین و حافظ و کانت و رهبر حکمشون در مورد روزه دار و روزه خوار چیه. اینا رو همه میدونیم، همه هر سال میگن. میخوام خودتون از خودتون بپرسین در قبال همدیگه دارین چی کار می کنین و آیا دارین همدیگه رو اذیت می کنین یا نه. جدای اینکه دین و آیین و باورهاتون گفته/توصیه کرده/ مجوز داده همدیگه رو اذیت کنین یا نه.

۲۹ فروردين ۰۸:۱۰ مصطفی فتاحی اردکانی
@hosseiniyamin

hosseiniyamin88@gmail.com

https://iGap.net/andishehdini

این هم یه کارشناس علوم دینی

مچکرم.

اوه اوه پیام رسان ملی:دی دیدین چند تاشونو بررسی کردن بسته ها رو بدون رمزنگاری میفرستاد اینور اونور؟ یعنی کاملا قابل هک و دزدی. مراقب باشیدا. رمز کارت و این چیزا جابجا نکنید باهاشون.

۲۹ فروردين ۱۱:۲۱ بانوچـ ـه
واقعا قابل تأمله...
قدیما خیلی سریع در چنین مواردی میگفتم بهرحال قانون یه کشوره و مردم اون کشور باید بهش احترام بذارن و عمل کنن ولی خب الان نمیتونم به اون سرعت و صراحت چنین چیزی رو بگم و بنظرم نیاز به تفکر بیشتر داره

قانون هیچوقت کامل و بی نقص نیست، هیچ کجای جهان. حتی در ژاپن (گیری دادم:)) )

فکر نمیکنم اصلا نیاز به بحث باشه ، اینقدر واضح و *پیش پا افتاده* هست که فقط میشه نسبت به نظراتی که سعی میکنن از طریق راه های مختلف مخالفت کنن غمگین بود :|

با چی مخالفت کنن؟:|

۲۹ فروردين ۱۲:۴۴ مصطفی فتاحی اردکانی
اگه فردی ملاکه
من ماه رمضون اگه بتونم روزه میگیرم و اگر کسی جلوی من روزه خواری بکنه کاری باهاش ندارم. کما اینکه سرکارم فقط من روزه میشم.

حالا اونی که روزه نیست ببینه که منی که روزه هستم رو اذیت میکنه با روزه خواری جلوی من یا نه

- در مورد ارتداد هم همون لینکی که دادید قسمت نحقق ارتداد رو مجدد مطالعه کنید.

+چقدر کامنت دادم برای این پست از من بعید بود

خب، ممنون. :)


-خوندم دیگه، همونطور که توی کامنت اولتون اشاره کردم از ما خواسته شده در صورت برگشتن از اسلام، به کسی نگیم و لو ندیم. پشت در های بسته از زندگی جدیدمون لذت ببریم:دی بحث التفات و بالغ بودن رو که شاملش هستم شکر خدا:دی

+لذت بردیم از مکالمه با شما سرکار!:)

مخالفت با منظور پستی که نوشتی دیگه :|

منظور پست من اینه که طرفین برن در خود تعمق کنند. من تلاشمو کردم نه طرف پیروان آیین من دراوردیمو بگیرم نه طرف افراد عادیِ جامعه فرضیمو. گویا موفق نبودم :))

میدونم ، منم میگم چه این طرف چه اونطرف ، در هر حالتی بخوان نسبت به آزادی های بی آزار فردی هم محدودیتی اعمال کنن جالب نیست . هرچقدر که اونا به اینا بگن ماه رمضون حق ندارید چیزی بخورید و همه رستوران هارو ببندن ، همونقدر هم اگه اینا اگه بخوان اونارو در چیزی که مربوط به اعتقاداتشون هست محدود کنن خوب نیست و جفتش جالب نیست . هرچند جامعه ما واقعا در این زمینه استثنایی هست و ما خودمون همه با هویتمون مشکل داریم .

آها، خب، بله، همینا به جز خط آخر، چون من جامعه شناس نیستم پس در مورد همه جامعه نمیدونم چی میشه این جریان:دی

منم جامعه شناس نیستم از طرف قشر جوان صحبت می کنم :))) خیلی از ما قشر جوان انقدر نسبت به محدودیت هایی که بواسطه دین برامون ایجاد شده زده شدیم که اخلاقیاتی که همراه اون یا حتی نامربوط به اون اما در قالب اون قرار بوده در ما بوجود بیاد رو هم پس زدیم . اکثر ما نه دین داریم نه بی دین .

چی بگم.

جولیک یه سوال بپرسم؟مدرک آی سی دی ال رو بگیریم یا نه؟رفتم پرس و جو کردم هزینه اش 500 هزار تومن هست تو یک موسسه معتبر یک جلسه رفتیم تدریس شون زیاد خوب نبود موندیم هنوز:(
اون هفت مهارت رو در حد معمولی بلدیم ولی می خواستم کلاس تا مدرک اش رو داشته باشم

بستگی داره برای چه کاری مورد نیازتونه. فکر می کنم امتحانش رو مجتمع فنی خالی خالی برگزار می کرد بدون گذروندن کلاس، چون من بدون اینکه کلاس برم وقتی آخر راهنمایی بودم سطح یکش رو تو مدرسه ازمون امتحان گرفتن و قبول شدم. نمی دونم الان چطوریه.

تو رشته من کسی تاحالا ازم نخواسته مدرک نشون بدم برای icdl. و نمیدونم کجاها ممکنه ازتون بخوان. اگه فرصت های شغلی بهتری براتون باز می کنه و  اینو به عینه دیدین که تو رشته تون خواسته شده سطح چند آی سی دی ال باشین، خب برید پی اش. وگرنه در حالت کلی، بر فضیلت های همه اشخاص نمی افزایه و روزمره هم کاربرد خفنی نداره که الان از پسش بر نیاید :دی

۲۹ فروردين ۱۴:۴۱ گندم بانو
خب من همون اول گفتم. موافق اجبار نیستم. خودمم حتی جایی اعلام نکردم که روزه‌ام، که حتی کسی رو ملزم به ملاحظه هم نکنم.
باهاتم موافقم که همه باید توی عقایدشون آزاد باشن.
حرف من اینه که اون اجباری که گذاشتن مخصوصا توی روزه‌خواری، اون باعث شده که مردم حتی دلشون نخواد مراعات و ملاحظه و لطف کنن.
آره مثلا من دوس داشتم همکارم وقتی میدونست من روزه‌ام بره بیرون از اتاق آب بخوره... ولی حتی وقتی جلو روم هم میخورد باز تو ذهنم نمیگذشت که چه آدم بدیه.
من کاملا طرفدار آزادی‌ام :)

فهمیدم:)
آزادی ها بعضی وقتا با هم تداخل پیدا می کنن البته:دی اونجا کار سخت میشه.

به فکر فرو رفتم به واقع ! هر وقت به چیزی رسیدم میام درمیون میذارم با جمع

ممنون!

نه، میشه کنار هم زندگی کرد. اون منطقه بندی فقط تو این موقعیت و مثالی که گفتی جواب میده:دی
+امروز، دقیقا این موقعیت پیش اومد. سه نفر از بچه‌ها روزه بودن. بهمون هم گفتن که روزه‌ن. ولی گفتن الکی خودمونو معذب نکنیم و هرچیزی که می‌خوایم رو بخوریم. اوناام هرچی خواستن بعد از افطار می‌خورن. منم اگر روزه بودم احتمالا همین کارو می‌کردم. واقعا نمیشه به‌خاطر اینکه ما روزه هستیم به دیگران سختی بدیم[آیکون تفکر]ولی اینکه جلوی کسی که روزه‌س، چیزی نخوریم نهایت احتراممون به طرف رو می‌رسونه و دم کسی که چیزی نمی‌خوره هم گرم تازه!ولی وظیفه ای نداره.

هوم. موافقم. 

من نمیخوام بحث کنم چون میدونم عقایدت چطوریه و شما هم میدونی عقاید من چیاست :دی
اما اول از همه به شما پیشنهاد میدم صرفاً با یک آیه ی لااکراه فی الدین، و حکم اعدامِ مرتد، احساس نکنی که همه ی دین رو بلدی.
من به شما پیشنهاد میدم حقوق خداوند و مخلوقاتش نسبت به همدیگه رو مطالعه بکنی. این برای خودت خوب خواهد بود، نهایتش نمی پذیری و کلا دینت رو عوض میکنی دیگه. البته اگر تا الان این کار رو نکردی.
حالا من یه مختصری میگم که لا اکراه فی الدین به معنای این نیست که شما می تونی با اینکه مسلمان هستی، هرکار میخوای بکنی!
عدم اکراه، در مسلمان شدنه. یعنی شما حق داری مسلمان بشوی یا نشوی. همین. خب اگر مسلمان شدی، دیگه حق نداری بگی حجابشو قبول ندارم، اما نماز میخونم! نه! مسلمان باید به همه ش پایبند باشه که می فرماید افتومنون ببعض الکتاب و یکفرون ببعض؟ یعنی به بخشی از کتاب ایمان میارید به بخش دیگه کافر میشید؟ این چه مدل دین داریه؟ (سوال دوم تو آیه نبود :دی)
نکته ی بعدی حکم ارتداده. اعدامِ مرتد به معنای این نیست که هرکس از اسلام برگشت دارش بزنن! نه! کسی رو اعدام می کنن که در جهتِ وهنِ دین گام برداره و تلاش کنه که بقیه رو هم از دین برگردونه. حکم ارتداد سلمان رشدی بر این مبناست که تلاش بر وهنِ دین و توهین به رسول اکرم داشت. وگرنه روزانه خیلیها از اسلام به مسیحیت می گروند و کسی هم کارشون نداره. این همه آدم تو اینستا حجاب از سر بر میدارن و میگن به اسلام اعتقاد نداریم، هیچکسم دنبالشون نمیره.
و این عادلانه ست. کسی حق نداره آیینِ شخص دیگری رو به توهین بگیره یا در صدد این بربیاد که بقیه ی افراد رو از اون دین برگردونه. ما و شما حق نداریم که مسیحیت رو به توهین و تمسخر بگیریم. هرچند که به نظرِ ما امروزه مسیحیت دینِ حق نباشه و تحریف شده باشه. بازم آیا حق داریم مسخره شون کنیم و بهشون توهین کنیم؟!
حالا فکر کن بریم واتیکان و اصرار داشته باشیم که بگیم دینِ شما تحریف شده و مزخرفه! و ما هم چون مسلمانیم به هیچکدوم از قوانینِ مسیحیِ اینجا پایبند نخواهیم بود!! این دیگه واقعا نور علی نوره!!
اسلام هم همینه. کسی حق نداره که اسلام رو به توهین بگیره و اگر این توهین از جانب کسی باشه که خودش مسلمان بوده، حکمش اعدام است.
پس اینها رو نباید با هم قاطی کرد.
نکته ی آخر هم اینکه مشکل اینه که مثلا آمریکاییها میان ایران برای والیبال و به حرمت روزه داریِ ایرانیها آب نمیخورن کنار زمین، اما ما ایرانی ها در جستجویِ حق هتک حرمتیم. :)
نمیدونم چرا مشکل داریم با اینکه به بقیه و عقاید بقیه ای که عقایدشون ناشی از عقاید حاکمیته احترام بذاریم. مثلا من باید به فلانی که اعتقاد داره بی حجاب و روسری گشتن تو خیابون مشکلی ایجاد نمیکنه احترام بذارم، اما او نباید به عقاید من که اعتقاد دارم مشکل ایجاد میکنه احترام بذاره!
کلا ما همیشه اونقدر خودمحور عمل میکنیم که نمیتونیم بر سرِ چیزی به اسم قانون به اجماع برسیم! چرا؟! در حالی که این چنین اجماعی فقط وفقط مختص ابناء بشره و علت اصلی متفاوت بودن ما با جنگل نشینان!
شما از ما روزه دارها انتظار داری، روزه نبودنِ دیگری رو محترم بشماریم (که ما در روزه های خارج از رمضانمون چنین میکنیم و غالبا نمیگیم که روزه هستیم) اما از روزه ندارها انتظار نداری که به اعتقاد اکثریتِ این جامعه احترام بذارن و روزهایی که میدونن روزه بر اونها واجبه خویشتنداری کنن! چرا واقعا چرا؟!
این مملکت با رأی 98.2 درصد از همین ملت به حکومت اسلامی رسیده. پس در نهایت دموکراسی و حق اکثریتِ قااااااطع تعیین شده که حکومت این مملکت اسلامی باشه و قوانین اسلام در اون لازم الاجرا باشه. لذا اینکه روزه خواری در ملاء عام ممنوع باشه، جزو قوانینشه و قوانین هرجایی لازم الاجراست.
وقتی که ماه رمضان باشه و روزه گرفتن در اون ماه الزامی باشه به نصِ صریحِ قانونی که 98.2 درصد از ملت قبولش داشتن، پس روزه خواری در ملاء عامه ی مردم که روزه دار هستند ممنوع می شود. چون نوعی از هتکِ حرمت و عمل خلافِ قانونه.
قانون این نیست که همه روزه باشند، قانون اینه که در اون ماه بخصوص حرمت روزه رو حفظ کنند. اینقدر سخته واقعا؟!
ما مسئول این نیستیم که هر شخصی، کِی، چه تصمیمی میگیره و مثلا کِی میخواد روزه بگیره یا نگیره، ما موظف به اجرای قانون هستیم. چه مسلمان باشیم چه نباشیم، همین! واقعا متوجه نمیشم اجرای قانون چرا اینقدر سخته؟!

حق تصمیم گیری در مورد قانون یک جامعه تا همه جا با قانون گذاریه که حکومت اون جامعه رو داره. چه برسه به اینکه اون حکومت تنها و تنها حکومت جهان باشه که نوعش با رأی اکثریت قاطع مردم مشخص شده.
تا وقتی قانون تغییر نکرده، حق با قانون گذار است در هرجایی، تا هرجایی. و اگر قانونی عقلانی نیست، یا قابل اجرا نیست، یا رأی اکثریت نیست، باید قانون رو تغییر بدیم، نه اینکه برای مخالفت با قانون، یا انجامِ اعمال خلاف قانون جواز صادر کنیم. احترام به قانونِ یک مملکت و اجرای اون، حداقل آزاد اندیشیِ آدمهاست.

من کسی رو دعوت به بحث و مباهله نکردم والا، گفتم برید خودتون در خودتون تعمق کنید. توی متنم هم طرف هیچ کدوم از دو گروه رو سعی کردم نگیرم. گویا موفق نبودم.

جواب بیشتر حرف هاتون تو کامنت های قبلی هست، ولی ممنونم که وقت گذاشتین و کامنت نوشتین :)

نص صریح قانون یعنی دقیقا ماده قانونی باشه که بگه روزه خوردن حرام است. اگر نص صریح بود، کسانی که به اتهام روزه خواری می گرفتن حکم های یکسانی دریافت می کردن. ولی نمی کنن. در نص صریح قانون نیومده پس، اینکه هیچ.

در مورد باقیش، من چون میدونم شما معتقد به خون و خون ریزی هستید و بر این باورید که قوانین به ضرب کشتار مخالفین عوض میشن چون سنگر اسلامن  و اعتراض با کشتار ممکنه چون معترض متجاوز به سنگر اسلامه، اصلا تعجب نمی کنم که تلاش کنید ارتداد و اعدام رو توجیه کنید. حتی اعدامِ کسی که سه بار روزه خورده رو هم. هر کی هم از دین برگشت اعدام می کنیم خب اصلا مگه مهمه، یارو که دیگه از ما نیست. من نسبت به پشتوانه نود و هشت درصدِ چهل سال پیشتون، سکوت می کنم. باشد که رستگار شیم.

۲۹ فروردين ۱۸:۵۹ آسـوکـآ آآ
هر کس به دین و مسلکِ خودشه
باید مردم یاد بگیرن که بعضیا نمی تونن رعایتش کنن!
هیچکس نمیتونه تعیین کنه چنین چیزی رو
اگه هم رعایت کنه به نظرم میتونه توجیه احساسی داشته باشه فقط
و اصلا ربطی به دین نداره(البته ربطش دادن به دین و براش جریمه گذاشتن! فکر کن؟!)

آم...چی؟!

از روزی که هم اتاقیم دم دمای عصر ماه رمضون کلی آلوچه و آلبالو و آلو رو دقیقا وسط اتاق ملچ ملوچ خورد و ما سه چهار نفر دیگه داشت دلمون قیلی ویلی میرفت براش دیگه من خودم شخصا آدم قبلی نشدم!

کلا باید دو طرفه باشه دیگه نه شخص روزه دار دیگه خیلی حساسیت به خرج بده که حتی جلوش اب هم نشه خورد نه فردی که روزه نیست زیاده روی کنه!مثل مورد بالا

آقا من مسموم شده م با من از ترشیجات سخن نگید :((((

فرمایش شما هم متینست.

۲۹ فروردين ۲۰:۰۰ نیوشا یعقوبی
یکم قیاس هات بی ربط بودها! البته به شدت معتقدم اونی که روزه میگیره میگه چون من روزه ام کسی نخوره ننوشه و یه آدم عصبی میشه و بعدم حس میکنه خیلی خوبه بهتره روزه نگیره :/
ولی خب در کل یه چیز دو طرفه است هر دو باید تمام تلاش شون رو بکنن تا حق اون یکی رو ضایع نکنن

بله بله

۲۹ فروردين ۲۰:۳۷ آسـوکـآ آآ
رابطه بین روزه دار و روزه ندار!
نمیشه تعیین کرد برخوردها رو
به نظرم کسی که روزه نگه میداره
قبل از هر چیزی، تمرین می کنه که جلو نفسش رو بگیره
و ساده ترینش همین تمرینِ غذا نخوردنه!
و واقعا حق این رو نداره که اعتراض کنه به اینکه بقیه چرا رعایت نمی کنن
و اصلا اگه قراره اعتراض کنه بهتره روزه نگیره! چون یکی از دست آوردهای روزه، صبره!
و اینکه خیلی ها خودشون رعایت می کنن و جلو روزه دار چیزی نمی خورن
یه قضیه کاملا احساسیه
ما تو دوران راهنمایی کلی همکلاسی داشتیم که ارمنی بودن
تو ماه رمضون ساندویچ نمی آوردن می گفتن چون عطر غذا میپیچه ممکنه بقیه دلشون بخواد

و یک مسئله ی دیگه اینه که من خودم دیدم
که پلیـ*سها به اونایی که بیرون آب می خورن تو ماه رمضون تذکر می دن و پیش اومده که جریمه هم کردن!
در صورتی که این قضیه خیلی شخصیه! خیلی!

به نظرم باید تلاش کنیم حقوق هم رو رعایت کنیم!
چون اصلا تو جایگاهی نیستیم که دخالت کنیم، تذکر بدیم و . . .!

خب مساله اینه که برخی افراد میگن وقتی جامعه اسلامیه پس باید قوانینشم کامل رعایت شه  پس باید روزه نخواری هم رعایت شه. یعنی مساله "من دلم میخواد و گشنم میشه" نیست، مساله "قانون دینمه پس رعایتش کن" ه.

خب من رسماً حرفی که در خط اول نوشتم رو پس میگیرم چون فهمیدم اصلا نمیدونی عقاید من چی ها هست و خودم هم نمیدونستم که توهین به دین و مسلک و آیینها در عقاید شما مجاز  است!
خون و خونریزی؟؟! من کِی به خون و خونریزی معتقد بودم و گفتم کسی اعتراض کنه باید بکشنش؟؟؟!
اینجا که شب تاریکه وگرنه میگفتم تهمت تو روز روشن؟!! :|

بسیار بسیار متاسف شدم و دیگه کامنت نمیذارم.

ولی چون ادعای اطلاع میکنی از چیزی که ازش بی خبری، میخوام با خبرت کنم. و عرض کنم که اگر واقعا به قانون معتقد هستی و با آوردن قانون از کتاب قانون بهش احترام میذاری و پایبند هستی و در یک کلام آزاد اندیش هستی، بهتره به ماده ی 638 قانون مجازات اسلامیِ این مملکت که اسمش ایران است، مراجعه کنی عزیز جان و اینقدر راحت و بی اطلاع نگی که فلان چیز درقانون هست یا نیست! :)
این قانون شامل همه ی احکام اسلامی است که در ملاء عامِ جامعه زیر پاگذاشته شوند می شود و لازم نیست یکی یکی همه ی احکام اسلامی در قانون مجازات اسلامی مطرح بشود.
ماده ی 638: "هرکس علنا در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به‌ عمل حرامی نماید علاوه برکیفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه یاتا (74) ضربه شلاق محکوم می‌گردد و در صورتی که مرتکب عملی‌شود که نفس آن عمل دارای کیفر نمی‌باشد ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا (74) ضربه ‌شلاق محکوم خواهد شد."

خب پس مشکل حل شد آیا؟
اصلا تمکین از قانون یک مملکت جزو ارزشهای شما هست؟
کاش همه مون یه کم بیشتر از این چیزی که بهش عادت کردیم فکر کنیم و آزادانه بیندیشیدیم که اگر دین نداریم لااقل آزاده باشیم.
و من الله التوفیق

تو وبلاگ گندم. ما قبلا در این مورد مفصلا صحبت کردیم و شما گفتید اگه با مملکت مشکل دارید با ما بجنگید و کشته بدید تا حقتونو بهتون بدیم. لینک بدم بهتون بزرگوار؟ :)

http://www.vekalatonline.ir/articles/20189/تظاهر-به-روزه-خواری-جرم-نیست/

بنده برای انقلاب کردن عرض کردم.
گفتم اگر با حکومت اسلامی مخالف هستید باید انقلاب کنید که نوع حکومت تغییر کنه وگرنه قوانین اسلامی، جزو قوانینِ لازم الاجرای این نوع از حکومته. و حمایت نیروهای مسلح هر نظامی از اون نظام کاملا منطقیه و همه جا هم هست. همه ی نیروهای مسلح در همه ی کشورها در راستای حمایت از بقای اون نظام تلاش میکنند نه اینکه چهار نفر بگن ما این حکومت رو نمیخوایم نیروهای مسلح براشون فرش قرمز پهن کنن. اصلا فلسفه ی وجود نیروی مسلح چیزی به جز حمایت از بقای یک نظامه؟؟!!
مهم اینه که معترضین اونقدر به ارزش داشتنِ عقایدشون باور داشته باشند که حتی فدا کردن جان خودشون در انحلال یک نظام رو منطقی تلقی کنند. فقط دراین صورته که یک انقلاب به نتیجه میرسه.
همون اتفاقی که در سال 57 افتاده و معترضین فدا کردن جانشون در راهِ رسیدن به هدفشون رو می پذیرفتند و اعتراض رو ادامه میدادند این شد که انقلاب به ثمر رسید.
من نگفتم کشتن کار خوبیه و مجازه، گفتم نیروی مسلح فلسفه ش حمایت از بقای یک نظامه و اینکه به معترضین واکنش نشون بدن منطقیه.هرچند که این واکنش نباید از حدِ اخلاقی خارج بشه در نتیجه بازداشت کردنِ معترضین و بازگردوندن آرامش به جامعه ای که تازه همه شون هم معترض نیستند و ملت هم از این اعتراضها شاکی اند و میخوان که معترضین بازداشت بشن کاملا به جاست.
یه حکومتی رو به من نشون بدید که وقتی چند نفر آدم اعتراض میکنن و به اموال عمومی آسیب می زنند و آشوب به پا می کنند بگه باشه هرچی شما بگین، ما معذرت میخوایم!!

من نمیدونم شما از چه نوع منطقی پیروی میکنید که این حرفها براتون منطقی نیست!

مشکل شما اینه که خودتون هم میدونید چیزهایی که بر خلاف قانونِ حکومت طلب میکنیدحتی ارزشِ سیلی خوردن هم ندارند چه برسه به اینکه آدم بخواد جونش رو هم فدا کنه! اما اونهایی که با نظام شاهنشاهی جنگیدند به فدا کردن جونشون هم راضی بودند تا به ارزشهاشون برسن.
اینو در مثل و مقایسه اعتراضات در به ثمر نشستن انقلاب اسلامی عرض کرده بودم نه در اینکه هرکس عقیده ی مخالف با جمهوری اسلامی داره حق دارن تیربارانش کنن!
پس اگر برداشت شما از حرفهای من به این صورته، با همین نحوه ی استدلال شما، شما هم خسارت زدن به اموال عمومی و قتل آدمهای دیگه و ایجاد آشوب و بلوا به بهانه ی اعتراض رو موجه شمردید!!
آیا واقعا برای شما موجهه؟؟!
من منظور شما از مخالفت رو فهمیدم و به حواشی دامن نزدم امیدوار بودم شما هم منظور من از دفاعِ نیروی مسلح از بقای یک نظام و حمایتش از نظام و دستگیری معترضان رو بفهمید که الان دوباره متاسف شدم!

لینکی که برای روزه خواری دادید هم کاملا تصدیق حرف منه! :))
میگه اگر در انظار عمومی روزه خواری صورت نگیره جرم نیست! خب ما هم همینو میگیم که :))
هرکس در خفا یا غیر ملاء عام روزه خواری کند یا کوچه ی خلوت نمیگیرنش. بعد خواسته روزه خواری رو کلا از همه جور جرم بودن مبرا کنه و بعد از هوارتا استدلال خود لینک این جمله رو هم گفته ها:
"به هر حال هر چند ممکن است چنین استدلالاتی قطعی و حتمی نباشد، اما همین که چنین تفاسیری از متن قانون با استدلالاتی قابلیت طرح دارد قطعاً باید در مقام قضا به نفع متهم حکم کرد"
خب من که به شخصه ندیدم ملت روزه خوار رو بگیرن ببرن و تا به حال هم ندیدم که بی حجابان رو دستگیر کنند ببرند، و هرکس ماشالله هرکاری دلش میخواد داره میکنه و با هر تیپی هم داره میاد بیرون، اینطور که من می بینم به اندازه ی بیش از حدِ نرمال به نفع مجرمان و قانون گریزان اقدام می کنند و تساهل و تسامح دارند.
همین که خودِ نویسنده اقرار میکنه که شاید این استدلال قطعی و حتمی نباشه کافیه و من به شما پیشنهاد میدم باقی موضوعات رو به خود قانون گذاران بسپاریم و در چیزی که تخصص نداریم بیش از این با هم بحث نکنیم که فایده ای هم نداره :)
اگر مشکل شما فقط روزه خواریه که برای جرم نبودنش دلیل می تراشید، آیا واقعا خود شما به رعایت و تمکین قانون حجاب پایبند هستید؟ حجاب که دیگه جزو همین قانون قرار میگیره به وضوح!
نمیخواستم بحث کنم. هنوزم نمیخوام. اینا رو گفتم که توضیحی داده باشم برای برداشتِ غیر منصفانه از حرفهای من، و اینکه بگم اطاعت از قانون یک مملکت برای همه ی ساکنان اون مملکت واجبه و این عین آزاد اندیشی و انسانی رفتار کردنه.
حرف بیشتری ندارم که بگم. اگر کسی بخواد متوجه بشه شده. و السلام. :)
خوش باشی و آزاد اندیش. :)

بازم مرسی که انقدر وقت میذارید و کامنت می نویسید. من جدی جدی شرمسارم. شرمنده از این بابت که من به عادت همیشگی جواب های طولانی نمیدم، سه هفته س مریضم و بی حال. وگرنه جا داشت که همچنان توضیح بدم و جا برای بحث بسیار بود.

من میگم این مکالمه رو دیگه ادامه ندیم، چطوره؟

نه جا برای بحث اصلا بسیار نیست که اتفاقا هیچ جایی وجود نداره. حرف من مشخصه و من به تمکین از قانون اعتقاد دارم و براش ارزش قائلم، قانون هرجایی که باشه، حتی اگر در ایالات متحده ای زندگی کنم که برای دولتش مرگ آرزو میکنم، باز هم برای قانونش ارزش قائلم و خودمو ملزم به رعایتش میدونم چون اینو عین انسانیت میدونم. اما شما و هم فکرانتون قانون رو بر اساسِ "هرکس حق دارد هرچه دلش خواست بکند" تعریف میکنید و حتی بر خلاف ادعاهاتون به دموکراسی هم اعتقادی ندارید.
در نتیجه جای بحث اصلا وجود نداره.

خط یکی مونده به آخرم در کامنت قبل.
و در آخر، خط آخرم.


+ان شالله که زود خوب بشی :)

سپاس:)

۲۹ فروردين ۲۳:۲۰ پـــــر ی
من اینقدر اندیشه کردم قله های اندیشه رو درنوردیدم

درود بر تو!

اگر مایل به فهم ادله‌ی مسلمین برای اعمال زور در رعایت برخی احکام اجتماعی هستید مسیر تفحص بازه و همینطور مسیر به فهم متقابل رسیدن
برای شروع هم نگاهی به آزادی معنوی شهید مطهری بندازید ۳۰ صفحه مقاله‌ی مختصره که شاید به دردتون بخوره و اگه نیاز به مطالعه بیشتر بود حق و تکلیف آیت الله جوادی رو مطالعه کنید
ولی اگر به دنبال کار ژوزنالیستی و اینطور تمثیل های کم ارزش و قابل نقدی هستین تا حرف خودتون رو به کرسی بنشونید حرفی نیست دیگه:)

+ضمنا اگر مایل بودید، بنده مایل به گفتگو هستم، شاید شما ادله ای داشته باشید ولی در این متن مجال بیانشون نبوده و اون ادله بتونه کمک کننده باشه!

قربون شما، من خواستم ذهن طرفین رو نسبت به هم باز کنم تا به شرایط طرف مقابل فکر کنن، هدف به بحث نشستن و نقد و بررسی تفکرات متفکران اسلامی و غیراسلامی و اثبات حقانیت یکی از دو گروه نبود.


+به بانو لوسی می هم عرض کردم، مریضم و متاسفانه انرژی بحث های طولانی رو ندارم. شرمنده:)

انقدر قضیه رو خنثی مطرح کردی که آدم مجبوره حرف نزنه و فکر کنه((:
ولی فقط یه چیزی به ذهنم رسید که گفتی ژاپن؛ به نظرم مثلا اونجا یجوریه که جو ماه رمضون مثل بقیه ماه‌ها میمونه یعنی اصلا اتمسفر خاصی ایجاد نمیشه که حالا رفتار متقابل یا فرهنگ، یا انتظار خاصی توش مطرح بشه. شاید بیشترشون بالکل از اصل قضیه پرت باشن. ولی اینجا به هر دلیلی قضیه فرق می‌کنه. بخصوص اینکه به نظرم ژاپنی‌ها خودشون همینطوری خودبه‌خود معذب هستن، حالا چه برسه به اینکه مثلا تو رسانه‌های ملیشون بگن:” در این روزها کسانی هستند که به خاطر آیینشون در طول روز چیزی نمیخورند.“ بعد به نظرت مردمشون از اون به بعد رفتارشون تو جای عمومی تغییر نمیکنه تو‌اون مدت؟ با اون سابقه‌ی نزاکت و انسانیت آیا؟ حالا اینکه یه مثال کاملا خبیثانه بود که احساسات در برابر ژاپن به غلیان بیاد((: ، ولی درکل مقایسش با یه کشور دیگه، مثل این میمونه که کسی تو ایران تو ماه مثلا ربیع‌الاول روزه بگیره بره بیرون. بازم واسه دیگران در برابرش مسئولیت شرعی تعریف شده؟!

ژاپن مسلمون داره -ایرانیا حسینیه دارن حتی- احتمالا همین بساطی که میگی هست.

نه، فکر نکنم. آخه روزه خواری در ماه رمضون نکوهش شده اصلا، نه خوردن جلوی روزه دار. اونم چون قراره همه وانمود کنن روزه ان، نه چون یکی گشنه ش میشه. اینکه میگن جلوی روزه دار نخورید و اینا برای اینه که اونایی که نکوهش شده بودن روزه خواری بند کفششونه، عذاب وجدان بگیرن و به خاطر روزه داره چیزی نخورن. 

خو اگر قوانینی در این باب نیس ک خوب چ بهتر:))))
آره واسه همین میگم اگه اعتراضای مردم زیاد نبود، چون اگ اعتراضا زیاد باشه میشه همین ک خودت گفتی تغییر میکنه بالاخره، و چرا باید از قانونی دفاع کنیم ک بشریت در طول زمان متوجه میشه چیز بیخودیه. ولی اگ ملت صداشون در نمیومد واسه قانونی خو هیچ، البته قوانینم حکم اجراشون دست من آدم مملکت نیس دست مامورین حکومتیه.
الان ک دارم فک میکنم ب نظرم ی عده ب اسم امر ب معروف و نهی از منکر و جلوگیری از انتشار فحشا انقد ب بقیه گیر میدن. مثلا امر ب معروف طرف اینه:(( خودت ک روزه نمیگیری حداقل مراعات بقیه ارو بکن.)) آیا این امر به معروف و ن ه ا م است؟ نظرت؟؟
از ی طرفم داریم ک اگه بابت گناهی ک یکی میکنه سرکوفتش بزنی خودتم بش گرفتار میشی، نمیدونم مرز بین این و نهی از منکر کجاست؟ اینم نظرت؟؟

والا من از وکیل شخصا پرسیدم گفتن نص صریح قانون نداره. سرچ هم کردم گفتن نیست. لکن وقتی دزدی که خودشو معرفی کرده و شاکی خصوصی ش هم رضایت داده، یا زورگیری که هفتاد تومن کلا تیغ زده، اعدام میشن، بعد قاتل به 200 تومن جزای نقدی محکوم میشه همونم نمیده راست راست میره سفر خارجه میگن گمش کردیم، شما دلخوش به این مقدار نباشید:دی

 من اصلا با کانسپت امر به معروف حال نکردم هیچوقت. نمیدونم مرزش با فضولی کجاس حتی. نظری ندارم پس.

فکر کردم در مورد حجاب است :) در مورد اون هم صدق می کنه :)

لایک به چگونگی طرح ایده :)

از دید موافقان روزه با هیچی صدق نمی کرد که:دی

مرسی:)

منم دیگه نرفتم کلاس آی سی دی ال چون زیاد علاقه ندارم و هنوز برام نیاز نیست می خوام برم دنبال علاقه ام زبان:)
ببخشید که از تو راهنمایی خواستم خیلی خوبه من یک مهندس کامپیوتر مثل تو پیدا کردم:)

چه بهتر:)

خواهش میشه:دی

به نظر من تمام قواعد یک آیین مختص خودشه...یعنی اگر مثلا آیینی گفته در ماه رمضون اگر به هر دلیلی نمیتونی روزه بری جلوی روزه دار غذا نخور فقط برای پیروان اون آیینه و نمیشه بخاطر یه عده همه خودشونو موظف کنن به انجام قوانین اون آیین‌‌‌.‌‌‌.‌
خب مسئله بعدی اینه که قضیه اون لباس آبی بیشتر شبیه قانون حجاب بود اینکه مثلا یه خانم چادری نگرانه که اگر شوهرش یه خانم بی حجاب رو بینه پایه های خانواده اش سست میشه و اون خانم هم معتقد نیست به حجاب،حالا حق با کیه...اینه که خیلی وقتا ذهن منو مشغول میکنه که واقعا هر دو در سمت فکری خودشون دارن حرف درستی میزنن...
البته در مورد مسائل اجتماعی میشه به علم پناه برد به علم جامعه شناسی و آمار و نتایجش،یعنی علم بشینه بعنوان یه شخص بی طرف نسبت به آیین ها و تفکرات اعتقادی نظر بده که آیا لباس آبی پوشیدن برای یک جامعه(کل جامعه) مفیدتره یا نپوشیدن...اینکه بچه های ۹تا ۱۸ ساله حرف بزنن آمار نشون داده نتیجه ی بهتری میده یا حرف نزنن و قوانین جامعه و حکومتی رو براساس اون بنویست که همه با هر اعتقاد و آیینی جلوی علم سر خم کنیم...

علم هم هی خودشو نقض می کنه خب، این همه سال ما مسواک زدیم یهو پارسال اومدن گفتن مسواک بر سلامت دندون ها تاثیری ندارد :|

زندگی اجتماعی بسیور سخته :|

یک: اگر روزه نگیرم در ملا عام روزه خواری نمیکنم. اگر روزه بگیرم مشکلی ندارم کسی جلوی من آب بنوشه یا غذا بخوره. (نظر شخصی)

دو: متن شما بیطرفانه بود اما جواب کامنتهاتون اصلا.

سه: این بحث خیلی جامع تره، میرسیم به حکومت و قانون و شرع و عرف. و خب من توضیحاتی دارم که شما گفتید مریضید و حوصله بحث ندارید.

چهار: در فرانسه سیگار کشیدن در ملا عام جرم محسوب میشه. چرا؟

پنج: اظهار نظرتون درباره اون سارق مسلح خیلی غیرمنطقی بود.

یک: خب.

دو: منم جایی نگفتم کامنتا قراره بی طرف باشه. به فراخور گوینده و آنچه گفته منم نظرمو در مورد حرفش گفتم.
سه: نه، من ازتون خواستم وجدانتونو قاضی کنین، نه اینکه پشت حکومت و عرف و دین و خواهرزاده همسایه تون که به آدمای روزه خور نظر داره یا خانواده رجب زاده که روزه میگرفتن ولی مال مردم می خوردن پس روزه اصن بده و دیگر دلایل احتمالا منطقی، احتمالا غیرمنطقی، تخیلی، غیرتخیلی و هر چیز دیگه ای قایم شین. فارغ از اینکه مسلمونین و اسلام در این مورد براتون تصمیم گرفته یا نه، فارغ از اینکه پیرو آیین شینتو اید و نمی دونید روزه چیه اصلا.
چهار: در فرانسه حجاب سر کردن در اماکن دولتی هم جرم حساب میشه. آیا فرانسه یوتوپیای ماست؟ بیاین پشت درست و غلط کشور های دیگه هم پنهان نشیم. آفرین.
پنج: اون اظهار نظر نبود. تیتر اخبار بود. خبر نمیخونین؟ 

یک: دعوا نداریم
دو: وجدانِ من شماره یکِ کامنتِ قبلی من بود
سه: سه ی شما جواب سه ی من نبود. بهرحال من راجع به هر چیزی بخوام اظهار نظر کنم بحث به یه سری چیزای دیگه کشیده میشه. همون طور که بحث روزه رسید به اعدام سارق
چهار: فرانسه اتوپیای من نیست. داریم راجع به قانون صحبت می کنیم. من دوست دارم برم زیر برج ایفل سیگار بکشم

یک: منم دعوا ندارم والا.


دو: خب منم گفتم خب. اومدم بگم درود، یا آفرین، گفتم الان یکی میاد میگه تیکه انداختی :|

سه: بچه ها گفتن چرا باید از قانون دفاع کنیم، منم گفتم که ابتدا به ساکن این در قانون نیست، در ثانی ما از قانون پیروی نمی کنه خیلی از کارهامون، بنابراین عملا داریم از قانون دفاع نمی کنیم ( یا درواقع، اون دوستی که این کامنت خطاب بهشون بود، دارن از قانون دفاع نمی کنن). 
پستی که من نوشتم، توش اشاره کردم که از خودتون بپرسین، نگفتم بیاین بگین بهرحال قانون جامعه اسلامی ما از نص صریح قرآن برگرفته شده و همونطور که قرآن به صراحت گفته فلان، پس هر کی نمیخواد میتونه بره به لیبرال های نمیدونم کجا بپیونده. بنابراین نمیتونم، و نمیخوام، وقتی ازتون خواسته م که «از خودتون بپرسین» نه از نماینده شهرتون(قانون)، نماینده ولی فقیه شهرتون(دین/حکومت)، ریش سفید محلتون(عرف)، باهاتون بحث کنم که «ولی قانونِ مقدسِ ما که هرگز تغییر نخواهد کرد چون برگرفته از نص صریح قرآن است گفته فلان، پس حتما باید فلان». اگه حرفم این باشه که اسلام چه دین تحمیل گری است چون فلان، قانون چه قانون مسخره ای است چون بیسار، عرف چه چیز بی ثباتیست به این شواهد، میام همینا رو می نویسم، بعد شما بیاید از قانون و دین و عرف دفاع کنید، منم از حرفم دفاع می کنم. این بسیار مهمه که متوجه باشید نگارنده همکنون قصد داره راجع به چی موضع بگیره. مثلا همکنون نگارنده تلاش بیهوده ای داشته که موضع نگیره و ببینه خواننده هاش نظر شخصیشون چیه.

چهار: اولا که میتونید بکشید.
Smoking and vaping are banned in all indoor public places (government buildings, offices, public transport, universities, museums, restaurants, cafés, nightclubs, etc.). Cafés and shops selling tobacco-related products are submitted to the same regulations. No exceptions exist for special smoking rooms fulfilling strict conditions. Additionally, some outdoor public places also ban smoking and vaping (railway stations).
دوم. میدونید مشکل اینکه وقتی یه مشکلی مطرح میشه، گریز میزنن به اینکه «پس چرا آمریکا فلانه» «پس چرا فرانسه بیساره» «پس آلمان رو چی میگی» چیه؟ whataboutery. من با whatabouter ها بحث نمی کنم. تا ابد میشه وقتی یه مشکلی مطرح میشه، جاخالی داد و گفت «ولی در فلان نقطه کره زمین، اینجوریه! قدردان باشید!/پس ما حق داریم!» بعد من یا باید وایسم توضیح بدم که چرا اون جا/اون چیز قبله آمال من نیست و اون هم ایرادات خودش رو داره، یا اساسا به حرف من مربوط نیست، که اونوقت یعنی باید به تمام مشکلات جهان مسلط باشم، یا باید تلاش کنم whatabouter گرامی که شما باشید رو متوجه این کنم که مشکلات، با مثال آوردن از یکی از صد و نود و چهار کشورِ دیگرِ جهان، با تشبیه کردن روزه خواری به سیگار کشیدن، نه کمرنگ میشن، نه ما بیخیالشون میشیم، نه فکر می کنیم که عه پس این اصلا مشکل نیست، چون تو فرانسه نمیتونن تو محیط بسته سیگار بکشن. نهایتش فکر کنیم که پس اونا هم مشکلاتی دارن، آخی آخی. 
حوصله مورد اول-بحث کردن در مورد تمام what about های دیگری که میخواید مطرح کنید- رو ندارم چون عمرم رو از سر راه نیاوردم، و اساسا قانع کردنِ whatabouter جماعت در اولویت های زندگیم نیست، پس مورد دوم رو هم بیخیال میشیم و فرض می کنیم حق با شماست و ما خوبیم فرانسه و بقیه کشور های تو آستینتون بدن. روال؟

۰۱ ارديبهشت ۱۲:۳۸ علیـ‌ تَرین
سرم درد گرفت!
و چون حس میکنم سر شما هم موقع جواب دادن کامنت‌ها درد گرفته کامنتی که جواب‌لازم باشه نمیدم :دی

با تشکر از شما :دی

۰۱ ارديبهشت ۱۲:۳۹ علیـ‌ تَرین
ولی واقعا در مورد روزه‌داری-خواری و حجاب و همه اینها، بحث احترام گذاشتن به اعتقاد بخش بزرگی از جامعه (که یه امر شخصیه) با احترام گذاشتن تحت اجبار قانونی خیلی متفاوته و گزینه‌ی دوم عملا یعنی قانون هم به اعتقاد منِ نوعی احترام نذاشته.

+آخرش هم کامنت دادم!

یه مثالی هست در زمینه عدالت و رای اکثریت و اینا که من چند جا خوندم. میگه اگه تو یه جمعیتی اکثریت رای بدن به اینکه اقلیت کشته بشن، یا اونا رو به بردگی بگیرن، این دموکراسی نیست، عدالتم نیست، حماقته. چیزی که به رای گذاشته میشه نمیتونه حقوق افرادو نقض کنه، هر چقدرم که اکثریت بهش رای بده.

متاسفانه قدرت تعیین کنندست! و منظورم از قدرت، قدرت در معنای عام و شامل قدرت فیزیکی و ذهنی و غیره است. در واقع حق هم اگه براش منبع الهی یا ماورایی در نظر گرفته نشه، تابع همین قدرته‌.

خودمون فارغ از اینکه قدرت دست کیه میتونیم خودمونو قاضی کنیم ببینیم حقو به کی میدیم ولی :)

مشکل همین جاست. ملاکی برای حق وجود نداره دوست خوبم.

ملاک ثابت نداره، نظر که میتونیم روش بدیم که وجدانمون چی حس می کنه. اون اماره و لوامه و اینا به درد یه جا باید بخوره.

بله حتما می‌تونیم نظر بدیم. در اون صورت من طرفدار گروهی که برای افراد خارج از گروه تعیین‌تکلیف کنه نیستم ( و در همین حین که این جمله رو می‌نویسم از اشتباه بودن حرفم مطمئنم، چون همین الان هم عضو گروهی هستم که طرفدار قانون عبور نکردن از چراغ قرمزن و طرفدار جرم بودن قتل دیگران و در هر دو مورد گروه ما برای دیگران تعیین‌تکلیف می‌کنه). این که حق چنین کاری رو دارم یا نه رو نمی‌دونم، یا بهتره بگم تعریف قابل بیان و نوشتنی از حق و حقوق ندارم و این که پنجاه سال دیگه با فرض زنده بودن چه نظری دارم رو نمی دونم، چون پنجاه سال قبل نظر مردم در مورد حقوقشون نسبت به الان خیلی متفاوت بوده و پنجاه سال دیگه هم احتمالا تغییر می‌کنه.

صد در صد، برای همینه که مقدس دونستن قانون احمقانه س!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
چی بیشتر از همه آزارت میده؟
سکانس ها و بازیگر هایش
یکی رو، یکی زیر
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|