و ماستی که ترش است از تغارش پیداست

من جدا معتقد نیستم سالی که نکوست از بهارش پیداست، ولی با توجه به اینکه از ابتدای سال کلا پنج روز سالم بودم و پس از یک دور آنفولانزا و سرماخوردگی پشت به پشت، هنوز از دامِ سرفه های آخری رهانیده نشده دچار مسمومیت غذایی شدم، به نظرم کم کم شروع کنم دور خونه خندق حفر کنم و سنگر بچینم بد نباشه.


+توی کباب بشقابی کیوی رنده نکنید. اساسا کیوی رو با گوشت تنها نذارید. یا اگه کردید و گذاشتید، به خواهرتون خبر بدید تا به هوای اینکه مایه کبابتون شله بهش تخم مرغ و آرد نیفزایه. آخ!

۱۶ لایک
به کیوی احیانا آلرژی داری ؟

سلام
عیدت مبارک

نه ولی فکر نکنم کیوی با گوشت و تخم مرغ ترکیب قابل خوردنی باشه!

سلام، بیست و پنج فروردین شمام مبارک، تو کجا بودی تا حالا؟:))

یعنی کلا قاطی شد؟، تخم مرغ زدید؟

بله متاسفانه:-/ کبابه قشنگ پخش شد کف ماهیتابه، عین خمیر بازی!

وایییییییییییی
نگو این مریضی های لعنتی رو که همه رو درگیر کرده
اه
سرفه پشت سرفه
از اواخر اسفند تا حالا

الان یه حالی ام که میگم کاش سرفه بود، کاش سینوزیت بود:))

۲۵ فروردين ۱۷:۰۳ هانیه شالباف
کیوی آخه؟ کیوی با گوشت؟ :| اونم با تخم‌مرغ!

ایشالا که همیشه در صحت و سلامت باشید :)

آقا از کته پیتزا بهتره، دارن پیشرفت می کنن:-/

منظورم عید مبعث بود روله :دی
نه عید نوروز :))
تو خونمون بودم :دی :))


بله بله ترکیب خوبی نیست :|
ولی من خودم کلا با کیوی که گوشت  رو نرم میکنه برای کباب ،  مشکل دارم :|:)
آلرژی دارم دیگه نیاز به ترکیب کیوی و گوشت و تخم مرغ نیست :|:)))

ای بابا دیگه عید مبعثو هم تبریک میگن؟ من آخرین باری که از مبعث تو جمله استفاده کردم سال اول دبستان و درس ث بود :))

اصلا میگن گوشت رو با کیوی تنها نذارین، بافت گوشت رو حل می کنه این بزرگوار. نهایتا نیم ساعت گوشت رو میخوابونن توش و درش میارن، با گوشت  چرخ نمیکننش که. :))
بعد من دیدم گوشتا داره کف تابه وا میره گفتم خب ملاتش شله لابد، تخم مرغ و آرد زدم:))

آها پس خودت بودی ؟:دی

اصلاح شده ی پست :))
:
جولیک را با کیوی و گوشت و تخم مرغ و آرد تنها نگذارید که دست گل به آب خواهد داد:دی

و کلا باید گفت :
جولیک را در آشپزخانه تنها نگذارید :)))))



+

من تبریک میگم :)
چون عید شیرین و لذت بخشی است :)
من آخرین بار فکر کنم به تو بود که تبریک گفتم :)))

نه بابا!! منو صدا کردن که بیا کباب بشقابیامون وا رفته نمیدونیم چه کنیم، منم دو تا چنگ زدم به مواد دیدم شله گفتم خب تخم مرغ وآرد اضافه می کنم درست میشه. مواد جدید رو امتحان کردم باز وارفت کف تابه. بعد که دیدیم با تخم مرغ و آرد همچنان شله، لو دادن که توش کیوی رنده کردن!


+کجاش شیرین و لذت بخش است؟ عیدی میدن؟

۲۵ فروردين ۲۰:۵۵ פـریـر بانو
ای وای!
الان چطوری؟ بهتری سارا؟

نه:)))))

۲۵ فروردين ۲۱:۱۴ פـریـر بانو
با خنده؟ :|||
خب اگه خوب نیستی پاشو برو بیمارستانی جایی (و نی نی چشمانش از نگرانی می‌لرزد)

قربان نی نی چشمانت، من عادت دارم به این وضعیتا. یه هفته کته ماست و شوید و هویج پلو بخورم رو به راه میشم:)

شیرینیش برنمیگرده به عیدی دادنش بلکه برمیگرده به سالها قبل :) و خاطرات خوب گذشته :)
در ضمن اصلا اسم پیامبر میاد حال من عوض میشه :)
یه حال خوب و خوش بهم دست پیدا میکنه :)




+
برای مسمومیت اگر خوب نشدی همون کته و ماست خوبه :)
البته کمپوت سیب هم عالیه :)

خب اولش میپرسیدی عزیز که این شکلی نشه :)
حالا عیب نداره تجربه شد :)
و درس عبرتی برای دیگران :)))
ایشالا حالت رو به راه بشه وصحیح و سلامت باشی :)

حال خوبتان پایدار!

من به خانواده م اعتماد کردم، این همه میگن رفیق بی کلک آقای برادر چی شد پس؟:))

چه مشکلی داری؟ اسهال؟ :)) خب موز که خوبه. انار خوبه. قرصش هم تو داروخونه هست. :دی

قرص انار؟:)))

هرگز علائم رو درمان نکن. عامل علائم رو درمان کن.

۲۵ فروردين ۲۱:۵۶ مونا نِوِشته
ای آقا! انشالا که بهتر باشی. کیوی مگر مسمومیت هم میاره؟
مایعات زیاد بخور آب بدنت کم نشه :))

+من اولین باره میشنوم کباب بشقابی. همون کباب دیگی هست؟

والا کیوی ای که با گوشت و تخم مرغ پختنش هر کاری از دستش بر میاد!


بله کباب بشقابی همون کباب تابه ای و کباب دیگیِ شماست. من نمیدونم ما چرا بهش میگیم بشقابی. :))

۲۵ فروردين ۲۳:۲۹ פـریـر بانو
هوم! یه سرم می‌زنی خوب می‌شی‌ها (سعی در اغفال جولیک دارد :دی)

یه دو سه ساعتی گذشته از اون کامنت. پس:
بهتری؟

آره، خاله م مشغول گیاه درمانیمه:)

۲۶ فروردين ۰۰:۰۳ • عالمه •
من هنوز دارم تاوان مریضی‌های سال 96 رو پس می‌دم!

من سالم بودم خب :(:(

۲۶ فروردين ۰۰:۱۴ جـاودان ـم
تو لیست خفنای نودوشیش یه "ویرگول" هست. می‌خواستم برم بکوبم رو پنل ـش، که اِی مقلد. ما خودمون خانوم ویرگول داریم. بعد یادم اومد الان پلاکتی. :|
نمی‌دونم چرا انتظار دارم هر ویرگولی تو باشی. :|
اصلاً بقیه که ویرگول میشن برام عجیبه. :|

یه سایت معروفی هم در اومده اسمش ویرگوله:-/

تصمیم دارم در تناسخ بعدیم لووردراپه باشم:))

۲۶ فروردين ۱۰:۴۴ حامد سپهر
خدا تا آخر سال رو بخیر بگذرونه ایشالا

کیوی رو معمولا به گوشتی میزنن که میخوان باهاش برگ درست کنن نه به گوشتی که باید چرخ بشه، کلا ترکیبش با تخم مرغ و آرد فکر کنم جزو سلاحهای کشتار جمعی بشه:)))

از جمع یاران فقط من که معده حساسی دارم ناکار شدم، البته اینکه عادت دارم مایه خام کباب رو هم بخورم قطعا بی تاثیر نبوده!

من صرفا به چیزی که اتفاق میفته معتقدم :/

خب پس الان به دل پیچه و تهوع معتقد باشین تا ببینیم چی میشه:))

سلام ایشا الله بهتر میشید ولی اگر خیلی سختی کشیدید برید دکتر چون خودم ام چند روزه مسموم شدم اونم به خاطر کباب:((

همه میگن برو دکتر، لکن من با جدیت دارم منزل درمانی می کنم!

اصلا نمی‌دونستم میشه کیوی رو با کباب خورد o_O

چون نمیشه:|||

خب پس چی شد تصمیم گرفتی همچین کار وحشتناکی بکنی؟ :))))

اشاره کردم که من این کارو نکردم، بچه ها تو مایه کباب کیوی رنده کردن، به من نگفتن. منو صدا زدن که بیا مایه ش شل شده نمیگیره. منم به هوای اینکه پیازش زیاده تخم مرغ و آرد زدم سفت شه، بعد که دیدیم جواب نداد لو دادن که توش کیوی داره. و من عادت دارم مایه خام کوکو و کباب رو میخورم، و قبل اینکه بهم بگن توش کیوی هست خام خام خورده بودم ازش، بعدشم چون فکر نمی کردیم خطرناک باشه پخته ش رو هم خوردیم. ولی ظاهرا فقط من از پا افتادم:-/

سلام بهتری؟

نوپ:))

۲۷ فروردين ۰۰:۵۲ مونا نِوِشته
میگم یک مسئله‌ای، خام خوردن مایه گوشت و کلا گوشت نمیتونه دلیل مسمومیت باشه؟ بالاخره خوب نیست چون میکروبها تا یک دمایی زنده‌اند هنوز، ها؟ گیرم همیشه خام خوردی و طوری نشده، شاید این یک سری گوشت آلوده باشه؟ اگر بهتر نمیشی یک دکترِ خوب برو دختر جان :)

والا من همه چیو خام می خورم، تا حالا اتفاقی برام نیفتاده. از ماهی و میگو و جگر تا مرغ و گوشت. بعد خب آخه ما هم لزوما گوشت رو تو زودپز نمیریزیم جزش بدیم که، یه تفتی دورهمی خورده. باید بقیه هم بلا ملا سرشون میومد:(

دکتر خوب نداریم آقا، من همین دو هفته پیش براتون تعریف کردم خواهرمو چهار نفر دیدن چهار تا چیز مختلف گفتن:)) تازه اون استخون بود، عکس میگیرن توش معلومه. دل و روده رو میخوان آزمایش بگیرن حدس بزنن:))

۲۷ فروردين ۰۱:۲۷ مونا نِوِشته
آره در جریانم، برای همین گفتم دکترِ خوب :))
آخه این استدلال که تا حالا چیزی نشده کامل نیست. مثلا روی یک سری پاکتهای بخش قصابی فروشگاه‌ها یک دماسنج کشیده، دمایی که هر نوع گوشت برای پختنش کافیه روش نوشته، مثل دمای پخت ماهی، مرغ، گوسفند، خوک، بعد اینکه سلبقه‌ت این باشه نیمه‌خام یا خام بخوری بعد از اون مرحله است. مثلا این رو ببین:
https://www.canada.ca/en/health-canada/services/general-food-safety-tips/safe-internal-cooking-temperatures-chart.html

البته من زیادی میپزم غذا رو، دلیل بدبینی‌ام این میتونه باشه :)

من نصف نوجوانیمو این دکتر به اون دکتر کردم، پشت در کلی از این دکتر خوبا و معروفا پیر شدم، تهش گفتن افسرده ای برا همین معده و روده ت درست کار نمی کنه!  شخصا میخوام سر به تن هیچ کدوم نباشه، به جز دکتر ایمان زاده که اوشونم اعصاب نداره وگرنه انسان خوبی بود.


شایدم مال خام بودنش بوده، نمی دونم. عجالتا شما همچنان کیوی و گوشت رو مخلوط نکنید:))

۲۷ فروردين ۰۲:۵۶ مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
ینی سارا روحتم خبر نداره با این پستت چه ایدهٔ خوبی در مورد صنعت فود به ذهنم رسیده. شاید حتی سال دیگه به عنوان پروژه روش کار کردم :))
خلاصه که حال بدت بعد خوردن این غذاهه میتونه بی‌ثمر نباشه اگه این ایدهٔ من عملی شه د:

اگه دستت داره میره سمت جا میوه ای خیلی آروم اون کیوی رو بنداز زمین و دستاتو بگیر بالا.

۲۷ فروردين ۰۳:۵۶ مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
:))))))))))

:))

۲۷ فروردين ۱۶:۴۳ مهدی صالح پور
امروز همه ی وبلاگ ها رو خوندم. هر چی ستاره بود خاموش کردم. وبلاگت جا موند. یادم باشه فردا صبح بیام پست های 40 روزی که نبودم رو بخونم و شخم بزنم! :)) حلال کن در هر صورت :D

فردا صب بیدارت می کنم:))

۲۷ فروردين ۲۳:۳۹ گندم بانو
چه کارا میکنی تو!!!
یعنی قشنگ قابلیت اینو داری که یه کمدی چهل قسمتی از روت بسازنا!! :)))

اسهال و تهوع رو خییییلی جدی بگیر. کم شدن آب بدن بسیار بسیار خطرناکه در حد مرگ دور از جونت.
مایعات زیاد بخور. یه پودری هم هست به اسم پودر ors اینو توی آب حل کن و بخور هر روز. این خیلی واجبه. یه کم بد مزه‌س ولی آب و الکترود (اگه درست یادم مونده باشه الکترودو!!) بدنتو تامین میکنه.
حواست به خودت باشه دختر

کته پیتزاعه رو یادته گندم؟! این شاهکار همون تیمِ دونفره س:))


بله بله ..الکترولیت. دارم. روش نوشته. :دی الکترود اون سیخای سر سیم بود که میزدن به هم جرقه میزد. :دی حواسم هست، خیلی آب می خورم، منتها متاسفانه به نظر نمیرسه چیزیش جذب بشه. :|

۲۷ فروردين ۲۳:۵۸ نیمچه مهندس ...
سوال بچه هارو به گونه ی دیگه ای تکرار میکنم:کباب بشقابی همون کتلت که نیس احیانا؟
بیشتر تو کباب میپزی که بلد نبودن یا همیشه خلاقیت به خرج میدن؟
+اگر به طب سنتی اعتقاد داری من یه دکتر معرفی کنم بهت.البته میتونی تو سایت علوم پزشکی تهران بگردی دکتر سنتی هایی که مجوز دارن رو پیدا کنی.

نه کباب بشقابی کباب کوبیده ایه که کف ماهیتابه می پزنش. :دی

بیشتر من می پزم، کلا غذا نونی ها رو بیشتر من طرفدارشونم، بقیه دست به خورشتشون خوبه :دی

+بنده تا اطلاع ثانوی به هیچگونه طبی اعتقاد ندارم :| تا وقتی پای خواهرمو دراریم ببینیم سالمه یا نه!

۲۸ فروردين ۰۱:۳۷ هویدا سیاوشی
کمی تا حدود خیلی زیادی صبرتان لبریز است

دوتا مریضی را نشسته خورده اید آن وقت میاید و میگوید بهار بد بود

نه اقا جان اتفاقا برای من خیلی خوب بود با اینکه مریضیم را سرپار خوردم ولی خیلی حال داد...

اگه اینطور بخوایم حساب کنیم من هر سه تا رو خوابیده خوردم، تمام وقت افتاده م تو تخت نالان:))

۲۸ فروردين ۰۹:۳۵ گندم بانو
با این حال مایعات بخور.
وگرنه آب خود بدنت دفع میشه
و اینکه فک کنم ویروسی باشه. آبجی کوچیکه هم همینطوری شد. بردیمش دکتر زودی خوب شد. گفت ویروسیه

دکتر چیزی هم بهش داد؟

۲۸ فروردين ۱۵:۲۰ گندم بانو
اوهوم
یه قرص داد که هر هشت ساعت باید بخوره واسه عفونت نمیدونم کجا!
یه قرص داد که قبل غذا بخوره و یه آمپول که اینا ضد تهوع بودن.
فک کنم یه قرصم واسه دل‌دردش داد.
زودی خوب شد

اوه. خب من فعلا همینجوری منزل درمانی می کنم ایشالا نَمیرم :|

۲۹ فروردين ۱۴:۴۱ گندم بانو
ایشالا زود خوب بشی :)

مچکرم:)

۲۹ فروردين ۲۱:۴۵ مونا نِوِشته
سلام، مسمویتت به نظر خوب نشده هنوز که :( پاشو کاری کن :)

تهش تهش مگه قراره چی بشه؟ می میرم، بیخیال:)))

۲۹ فروردين ۲۲:۰۹ مونا نِوِشته
دل ما رو ریش نکن نویسنده محترم :/
مزمن میشه برایت خوب نیست. مریضی مزاحم کار و درس و نوشتن و سفر و هرکاری که دوست داری بکنی میشه. با معده‌ت دوست باش :))

+ کل اگر طبیب بودی..

مزمن ibs دارم:دی

وای خدای من :-| چی در اومده آخر کار،‌ خیلی خیلی بد شده، در زمان طفولیت ما شنیده بودیم که کیوی گوشت رو نرم می کنه ولی نمی دونستیم چقدر و چطور و ...

یادمه شب سیزده به در یک سالی پدر ما یک کیلو کیوی را رنده کرد روی نمی دونم چقدر کباب راسته گوساله و گذاشتیم یخچال. فردا صبح گوشت ها گندیده بود،‌ توی یخچال :-|

آره دیگه اصن کیوی حل می کنه گوشت رو به نوعی :|

مساله جذاب قضیه اینه که بعد از اینکه من رو از دست دادیم برادرم سنگر رو حفظ نموده و همه گوشت رو خورد، و هیچیشم نشد :|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
سکانس ها و بازیگر هایش
یکی رو، یکی زیر
من بیرانوندم!
بدون دعوت
سمت تو آمده ام حال دلم خوب شود
بیل
قانون سوم نیوتن
متشّعرم چه نامم!
از لای ترک ها
وقتی نو بودی
آقای خسته بند
افتر بازنشستگی
سروش یا تلگرام؟
عرض زندگی
تگ ها
بایگانی
تیر ۱۳۹۷ ( ۹ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
قالب: عرفان و جولیک بیان :|