حاج آقا، مسالهٌ!

اگر در یک جمعی، بدونیم یک پسری هست که مزاحم دخترهای جمع میشه، و این کار رو به صورت خصوصی و در خفا انجام میده به طوری که فقط افراد مورد مزاحمت واقع شده خبر دارن ازش، آیا لازمه به تمام دخترهای جمع اطلاع بدیم مراقب فلانی باشید؟ آیا باید تو جمع فلانی رو رسوا کرد؟ آیا باید فلانی رو تحویل حراست سیار دانشگاه داد؟ آیا چی؟

۲۰ لایک
باید ازین ها بیشتر هم سرش آورد حتی :| :))))))))) کاملا ادب میشه :دی

خب قابل اثبات نیست که. الان ممکنه شیش تا پسر تو بیان بخوان علیه من توطئه کنن بگن این برای ما مزاحمت ایجاد می کرده. بیان میگه کو ببینم. بعد مثلا میبینن من برا این شیش تا ابراز علاقه فرستادم. میزنن پس کله هر شیش تاشون میگن برین خونه هاتون. ابراز علاقه که جرم نیست. :|

به تمام دختر‌های جمع به صورت خصوصی اطلاع بدیم تلویحا.((:
رساله‌ام هم زیر چاپه به زودی با استیکر و امضای خودم پست میکنم واستون:دی

دختر های جمع زیادن خب، بعدم سخن چینیه به نظرم.

به ادمین گروه میگیم که طرف رو ریموو کنه!

جمع ادمین ندارد:))

بیان سرجمع شیش تا پسر نداره من الان نهایتا اسم چهارتا پسر بیانی رو بتونم بگم:|
بهرحال حاج آقااااااااااس حکمش رسوا کنندگیش حکمه مام باس قبول کنیم:|

دکتر میم، دکتر سین، وایسیورسا، رامین، آقاگل، آقای سه نقطه، احسانینگ، این آقای ابوالفضل که جدید به جمع ما اضافه شده، ایضا آقای حامد سپهر به همون منوال، یادگار، این همه پسر تازه من اولین چیزایی که به ذهنم رسید گفتم:))


+این همه آقا؟ این همه مذکر؟ :|

۲۳ فروردين ۰۱:۳۷ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
جوری 4 تا استخونو توی دهنش خورد کنید که صدا هاپو بده :|

چطوری خب؟ قرار بذاریم زنگ آخر در پشتی؟

هیچ کاری نمیشه کرد متاسفانه چون بعدا متهم میشن که مشکل از خودشون بوده و چرا سراغ بقیه نرفته :/

والا تا جایی که من سراغ دارم سراغ همه رفته:)) بسیور خوش اشتها:))

۲۳ فروردين ۰۲:۴۰ פـریـر بانو
امان امان! دخترا باید جمع شن برن بزننش B-))

زنگ آخر در پشتی پس:))

۲۳ فروردين ۰۳:۰۲ نیمچه مهندس ...
من بودم اطلاع می دادم.خصوصی بهشون بگو.دوستانی که مورد آزار قرار گرفتن باید موردشون رو تعریف کنن واسه بقیه.نمیشه که در برابر آزار یا خشونت سکوت کرد.
طرف جری میشه و آزار گسترده تر

به دون دونشون برم بگم خیلی وقتگیره. چون من که همه دخترا رو ندارم و ایضا حرفم برای همه برو نداره.

۲۳ فروردين ۰۳:۳۲ ابوالفضل ...
تک تک اخطار بدین درباره ش به بقیه. که حواسشون جمع باشه...

شاید شدنی نباشه!

خب ابراز علاقه کرده بالاخره یکی هم بهش جواب مثبت میده دیگه تا کی مجرد بمونن ملت
ولی بهتره دخترا در جریان باشن و با دونستن ابراز علاقش به همه بعدا یکی خواست جواب مثبت بهش بده

اگه واقعا دنبال تشکیل خانوادس کمکش کنین کیس مناسبی پیدا کنن حتی اگه خودتون نخاستینش دیگه:)

نه بابا ویتامین ب 34 ش کمه باعث میشه دچار بی قراری جنسی بشه:)) آخه آدم با brute force شریک زندگی پیدا می کنه؟

۲۳ فروردين ۰۴:۰۷ پشمآلِ پشمآلو
من باشم اگه پیامی چیزی علیهش داشته باشم نشون میدم
اگه نه هم ب بقیه میرسونم که حواستون باشه فلانی ادم درستی نی
در کل این مسائلو تو سکوت رد کردن ب نظرم درست نی

خب مساله اینه که تمام دخترای جمع حرف من براشون سند نیست نهایتا من سخن چین به نظر میام!

۲۳ فروردين ۰۴:۵۲ مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
تجربه نشون داده که نه! چون توی اون جمع دخترایی هستن که از خداشونه اون پسره (هرکی که هس، با هر تیپ و قیافه‌ای)، بیاد باهاشون بحرفه و حتی مزاحمشون شه! و فقط میشینن پشت سرت با پسره به ریشِ نداشته‌ت می‌خندن :|
#واقعی

بله تجربه ش رو تو جادوگران داشتم :|

سوال سختیه و بستگی به چندش بودن پسره داره. اگه زیادی رو مخ و بی‌شعور نباشه و مزاحمتش در حد معمول و علاقه‌مندی! باشه، من به صورت انفرادی و نامحسوس به دختران دیگر تذکر میدم که زیاد به اون پسره نزدیک نشن. در همین حد.
ولی اگه پسره خیلی بی‌شعور بود، منم با تمام قوا دوستان دیگرم رو هشیار می‌کنم

پس من فعلا دوستامو هشیار کنم و بگم این خبر رو دست به دست پخش کنین؟

بنظرم همه کسایی که مورد مزاحمت از طرف یه نفر رو دارین باید هماهنگ کنین و یه حرکتی بزنین. اینجوری بقیه هم موضوع رو جدی تر میگیرن. همیشه زور چندنفر محکم تره تا یه نفر.دوستا و بقیه رو هم مطلع کن.

من نهایتا چیزی که به عقلم میرسه اینه که طرف رو بذاریم تو لیست سیاهمون:| لکن اینو رو تد و رفقاش امتحان کردم و جواب نداد، ایکبیریا دوبار داس اتک زدن به پست هام جهاد سایبری انجام دادن:))

۲۳ فروردين ۱۰:۱۴ گندم بانو
من با مکرّر موافقم!!!!
راس میگه!

میدونم بابا تجربه دردناکی دارم از اون بابت. ولی میتونم با قاطعیت بگم کیا رو قطعا میدونم لذت نخواهند برد!

۲۳ فروردين ۱۰:۲۸ حامد سپهر
یه نقشه ی دسته جمعی براش بکشین وسط کلاس بین جمع ضایع بشه

پیشنهاد های جزیی تر؟

۲۳ فروردين ۱۲:۳۹ پـــــر ی
منم چند وقتیه با همچین سوالی مواجه ام. ولی هنوز نمی دونم باید چه کنم.

ای بابا شما هم همینطور؟ :-"

۲۳ فروردين ۱۲:۵۳ آسـوکـآ آآ
بدید حراست بره آقا :|
والا به خدا :|

حراست میگیره ول می کنه:-/

۲۳ فروردين ۱۳:۳۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
اگه مزاحم یه دختر نه و چندتا دختر میشه، اینکه خودش رسوا هست دیگه!! مسئله خصوصی نمیشه که:|

خب هنوز سنگرهایی هست که سقوط نکرده ن:-"

بهتره به مدیر جمع گفت در کل تو خودت بهتر میدونی با این موردها چیکار کرد چون عاقلی

من اگر عاقل بودم الان اینجا نبودم:-/

۲۳ فروردين ۱۴:۴۰ :: فروردین ::
:/

حس می کنم شمام در جریانی:-"

ایضا کامنت نسرین

منم با کامنت نسرین بیشتر موافق بودم!

سلام ببخشید سوال بی ربط با پست میپرسم ...(نه ک بعضی وقتا ی ذره بی اعصابی الان قلبم داره تالاپ تلوپ میکنه :))
چطوری از پیامای تلگرام بکاپ بگیرم لطفا اگه لینک برنامشو داری بزار...
خواننده ی خاموشم ...همیشه دوست داشتمکامنت بزارما ولی کامنت نوشتنم نمیومد الان مجبورم:))

من خیلی وقت پیش بک آپ گرفتم گمونم تو پرایوسی اند سکیوریتی گزینه بک آپ داشت، الان نمی دونم چطوره. به قول یکی از اساتیدمون google it!

۲۳ فروردين ۱۶:۵۴ هانیه شالباف
سلاح سرد گزینه خوبیه برای حمله :))

بنده کی بورد رو پیشنهاد میدم:))

بلی حلال است، البته اگر تذکر لسانی کارساز نبود:)
من خودم باشم البته ی بلایی سرش میارم سمت دختر نره ی مدت ولی اگه در توانت نیست و نمیخوای، راحت باش و کاری ک ازت بر میادو انجام بده:)

اگه میخوای مقطوع النسلش کنی آدرس بدم :|

۲۳ فروردين ۱۸:۰۷ حاجیه خانوم
حالا مساله چقدر بغرنجه ننه؟:)

میخای همه بریم خفتش کنیم :)

فک کنم پست تو رو خوند متنبه شد دیگه ننه ولش کن

از یک تا ده؟ یازده.

من به نظرم نه :دی

کدومش نه؟

۲۳ فروردين ۲۱:۳۲ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
بیخیال شو خاب :|

نه آقا مساله رو اعصابمه:-/

۲۳ فروردين ۲۱:۵۵ پـــــر ی
بلی بلی
ما هم همینطور

تسلیت :|||

۲۳ فروردين ۲۲:۰۵ پـــــر ی
بقای عمر «همینطور» های شما باشه :)

بقای عمر خودمون :))

همش!

ها:-؟

۲۳ فروردين ۲۲:۲۷ هانیه شالباف
بنده هم تایید می‌کنم :))
موفق باشی!

پایدار باشید :))

۲۳ فروردين ۲۲:۲۸ مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
ولی میگم اگه ما هم ممکنه از طریق گول خوردنه یه وقتی در جریان قرار بگیریم، بیا یه پستی بذار غیرمستقیم بهمون هشدار بده :/
:تشویش

:چشمک کج

۲۳ فروردين ۲۲:۳۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
من جای اون سنگرهایی باشم که هنوز سقوط نکردند، ترجیح میدم از حمله احتمالی آگاه بشم:-)

باشه :-؟

۲۳ فروردين ۲۲:۴۰ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
عکس بده جنازه تحویل بگیر؟

:))

۲۳ فروردين ۲۲:۴۸ :: فروردین ::
من اگر باشم به دوستام هشدار میدم که نزدیک چنین آدم بیماری نشن!

باید یه لیست تهیه کنم دون دون خبر کنم:))

۲۳ فروردين ۲۳:۵۷ مونا نِوِشته
والا من تجربه موازی‌ای توی بدگویی و روابط فامیلی داشتم، از اون موارد که تا با طرف قاطی نشی نمیتونی بفهمی آسیب میرسونه. بعد فهموندنش خیلی سخته به دیگران، چون طرف مورد نظر حواسش هست و فلان کسی که دوست مشترک ماست رو همیشه اینقدر تحویل گرفته که عمرا اگر قبول کنه من بهش بگم به این آدم نزدیک نشو.

بهترین راه حل اینه که اون بچه‌هایی که در خطر هستن با موضوع بالغ برخورد کنن، یعنی خودشون به جایی رسیده باشن که آسیب نبینن. مثل اینکه از چاقو استفاده کنی ولی دستت رو نبری یا کسی باهاش تهدیدت نکنه.

دوم، اگر نگرانی و روی اعصابت هست، ترجیح میدی بگی و اونها گوش نکنند و خبرچین بشی یا نگی و اتفاقی براشون بیفته؟ گاهی آدم هزینه خبرچینی رو به جون میخره به این دلیل که میدونه حقیقت بعدا معلوم میشه و چیزی رو از دست نمیده.

باز هم به نظر میاد سرنخ رو به دست دوستای نزدیک دادن که اونها هم به دوستای خودشون بگن راه بهتریه. شاید سرعتش کم باشه ولی چون زنجیره‌ای از معتمدین هست اثرش بالاتره.

ترجیحم بستگی به آدما و واکنششون داره. یعنی خب قطعا اگه کسی که برای من آدم خاصی نیست از این آدم آسیب ببینه و من بدونم میتونستم بهش بگم و نگفتنم باعث این شده عذاب وجدان میگیرم، ولی اگه قرار باشه از اون آدم غیرخاص آسیب ببینم یا حرفی پشت سرم دراد که حالا شاید یارو مزاحم اینم بشه شاید نه، شاید ترجیح بدم سرم تو کار خودم باشه. برای همین در قبال آدم های غیرنزدیک، نمیدونم باید چی کار کنم.

۲۴ فروردين ۰۰:۲۶ مونا نِوِشته
آها، درسته اصلا شاید برای خودت هم بد بشه. عجب راهنمایی‌ای کردم! :شرمنده

خودت رو اذیت نکن پس به نظرم. به همون آدمهای نزدیک کمک میکنی بسیار هم خوبه. یک نفر که نمیتونه جلوی همه‌چیز بایسته و بعلاوه اون کسانی هم که آسیب میبینند خودشون یک قدمهای اشتباهی برداشتن بهرحال، نمیشه همه چیز رو یکطرفه دید.

آره، حق با توئه.

۲۴ فروردين ۰۱:۴۸ نیمچه مهندس ...
با این حساب دو تا راه داری:
1.زنگ آخر جلوی در دسته جمعی با دوستات خفتش کنی.
2.به دوستان خود بگویید تا به دوستان شان بگویند.
نه که شبکه ای داری کار می کنی و آدم به شبکه ش معمولا اعتماد داره،جواب میده.

فکر کنم راه دوم رو در پیش بگیرم! :)

۲۴ فروردين ۰۲:۰۸ حاجیه خانوم
خیلی خوبه این اخطار غیر مستقیم همه یه جورایی حواسشونو بیشتر جمع میکنن
(گل)

به قول یک شعر قدیمی، جوجه ها، جوجه ها، زودتر برین تو لونه، گربه هه در کمینه فکر شکارتونه.

:))

سلام
فعلا در حال حاضر به دخترا بگو و خبردارشون کن‌
بعد اون به حراست نگو بلکه به بالاتر از حراست بگو اگر دیدی خیلی وضعیت خرابه حتی امضاء و استشهاد نامه بگیر از دوستانتون و همگی این درخواست رو از حراست ؟ و یا حتی بالاتر اعلام کنید.
بنظر معاونت و حتی ریاست میتونه خوب جوابگوی این داستان باشه.

آخه تو بیای به حراست بگی یه نفر هست میاد به همه ابراز عشق می کنه چه فایده داره؟ عاشق شدن که خلاف قانون نیس:))

۲۴ فروردين ۱۲:۲۹ علیـ‌ تَرین
یه جا خفتش کنید بزنیدش که متوجه اشتباهش بشه و توبه کنه.

بنده به عنوان کسی که کتک زیاد خورده اعلام می کنم کتک تاثیری در اصلاح آدمی ندارد:))

همون گزینه به دوستان خود بگویید آنها به دوستان خودشان نیز میگویند اوکیه...

همون رویه رو در پیش گرفتیم :دی

همم بنظر من اگه واقعا آسیب جدی ای به کسی نمی رسونه لازم نیست بگی مگر به کسانی که باهات نزدیکن که اذیت نشن. یعنی اگه من بودم یحتمل اینکارو می کردم. آخه واقعا چکار دیگه ای میشه کرد؟ خودتو درگیر کنی الکی پیچیده میشه.اینکه باورت کنن، نکنن، اینکه مرز های تعریف مزاحمتشون با تو یکی باشه اصلا یا نباشه و ... اون کسی هم که بخواد باهاش وارد رابطه بشه باید بنظرم خودش اونقدر حواسش باشه که حداقل یه شناخت در این حد پیدا کنه از طرف.

آره دقیقا نگران همین چیزا هستم. اون کسی که بخواد باهاش وارد رابطه بشه شاید نوجوون بود، خام و بی تجربه :| بالاخره :|

آره آبجی شماره شناسنامه بده گواهی فوت تحویل بیگیر:))

:)))) 

۲۵ فروردين ۲۱:۲۱ آرزوهای نجیب (:
سلام.

به‌نظرم اگر طرف توی فضای مجازی هست، یه پست درباره‌اش بنویسید. بالاخره که شما نمی‌دونید با کیا ممکنه در ارتباط باشه یا شما که نمی‌تونید برید به تک‌تکشون بگید.
گفتید ممکنه حرف شما برای خیلی‌ها سند نباشه؛ ولی شما یک وظیفه‌ای داشتید که انجامش دادید، بقیه‌اش با خودشون هست.

آدم دربرابر بعضی مسائل نباید سکوت کنه؛ اونم مسئلهٔ به این مهمی.

به اینم فکر نکنید که بهتون بگن خبرچین. چون به این نوع روشنگری هیچ‌وقت نمی‌گن خبرچینی.
به دخترهایی فکر کنید که ممکنه توی این مسئله خیلی آسیب ببیند.


اگر هم مورد توی دنیای واقعی باشه، بازم باید به روش‌های دیگری بیان کنید.

و علیک!


خب من یه بار این کار رو تو جادوگران امتحان کردم و متهم شدم به حرف دراوردن. چون همه جهان که نمیدونن شما چی از طرف دیدی و باور نمی کنن یارو چی نشونت داده. ممکنه حسود باشی، زخم خورده باشی، سرباز سایبری امام زمان باشی، و خب درستشم همینه که هر حرفی رو از هر کسی باور نکنیم، من کسی رو بابت باور نکردن حرف بی سند و مدرکِ دیگری سرزنش نمی کنم. حالامن همینطوریش در دریایی از سوءبرداشت ها و سوءتفاهم ها غرقم، و اونقدر هم علی اکبر نیستم که بگم جان و مال و آبروم فدای اینکه حالا سه نفر باور کنن یکی داره ایجاد مزاحمت می کنه و ده نفر باور نکنن، بنابراین فعلا قصد ندارم آتیش بزنم به وجهه و اسم و رسمم.
فعلا به دوستای نزدیکمون خبر میدیم تا ببینیم چه می شود.

من یه بار تو بیان نظرهای یه پسربیشعوری و اسکرین شات گرفتم اسمش و خط زدم
توضیح خاصی ندادم
اون برام مطلب نوشت آدرس وبلاگمو گذاشت
کلی تهمت بهم زد که بهش نظر خصوصی میدادم و چراغ قرمز نشون دادم و این چرندیات:/

خب ما چند به یکیم:))

رهاش کن بره رئیس

چشم

از همین قوه طنز و کنایه استفاده کن و موضوع را غیرمستقیم مطرح کن :)‌حتی وقتی آقای محترم خودش هست :)

میگه چوب رو که برداری گربه دزده فرار می کنه :)

والا من شخصا گربه هه رو در مجلس خصوصی با چوب زدم، توفیری نداشت:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
برای سفر کرده.
مشت سرخ آهنین
پولدارها قانون ندارند
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
تگ ها
بایگانی
شهریور ۱۳۹۷ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|