خیر پیش!

و سر انجام از شرِ وجودِ منحوسِ 96 هم تقریبا رهایی پیدا کردیم! سال 97 رو به بازماندگان 96 تبریک عرض می کنم. با این روند که پیش میریم( آنچه گذشت 1، آنچه تر گذشت 2 و به تیتر ها توجه شود)، احتمالا سال دیگه با 97 وارد درگیری لفظی و فیزیکی خواهیم شد. 

امیدوارم در سال جدید ددلاینِ پروژه هاتون تا ابد به دور، استاد هاتون راه بیا، دانشجوهای آویزون از مقاله هاتون به دور، فرصت های شغلی چونان کاه دور و برتون ریخته، رییس هاتون آدمیزاد، همکارهاتون ساکت، امورمالیتون به موقع حقوق بده، ساندیس هاتون انبه پرتقالی، نون هاتون خامه ای، افسرهای گواهینامه تون دارای سلامت روانی، سریال های مورد علاقه تون ادامه دار، شخصیت های مورد علاقه تون زنده، زلزله از سرزمینتون به دور، مسئولینِ جمهوری اسلامی از هر قشر و دیوانی از زندگیتون به کنار، کتاب هایی که دنبال می کنید با کیفیت، سفرهاتون خفن، همسفر هاتون خفن تر، گوشی هاتون سالم، سوپریتون پر پنیرهای مختلف، گردنِ دیجی کالا شکسته، سی بوک پاینده، فانتازیو خجسته، آسمون زمستونتون ابری، آسمون پاییزتون بارونی، برنج هاتون کم نمک، آرایشگرهاتون با تجربه، چتری هاتون به هر شکلی به جز چتری های بهروز وثوقی در سوته دلان، موهاتون خوشرنگ، ابروهاتون خوشگل، اجنه اتاقتون در همزیستی مسالمت آمیز، بافتنی هاتون پیچیده تر از سال های قبل، هدف هاتون به سرانجام رسیدنده، گلدون هاتون سالم، مریم خانم هاتون زیر گیوتین، زهرا هاتون توی چرخ گوشت، و مادر هاتون سالم، مادر هاتون سالم، مادر هاتون سالم باشن.

***

مهم ترین دستاورد امسال بدون شک فارغ التحصیل شدن از دیوونه خونه ی بهشتی بود. بعد از اون گواهینامه گرفتم. و مدرک زبانم رو. کار پیدا کردم و کار از دست دادم. دو تا معدل الف دیگه کسب کردم. ارشد شرکت کردم و خوردم تو دیوار. از هدف های سال قبل، فقط شروع کردنِ زبانِ دوم برام موند، اونم چون نمیدونستم چه زبانی، اصلا نرفتم سمتش. ( کمال گرای درون، از-امتحان-کردن-فراریِ درون، و خسیسِ درون به شما سلام می کنن). بهترین اتفاق امسال تولدی بود که بچه ها برام گرفتن. ضمن آنکه قرار وبلاگی دخترونه داشتیم. شیخنا شباهنگ رو دیدم (وحشت نکنید، شماره 72 و 73 منم :دی). به تولدِ فراری رفتم، و با نارخاتون و پگول سفر مجردی رو تجربه نمودم. به طور کلی سال قبل رو میشه «با وبلاگیا خوش میگذره» نامید. همچنین، مدالِ شگفتیِ سال گذشته رو به کته پیتزای آقای برادر اهدا می کنم. 

در ادامه، صاحب چهار عدد ماگِ جدید و یک بچه فیل گوگولی به اسم پپن کوتوله شدم، برای بچه ی شیخنا شالگردن و کلاهِ جغدی بافتم (بارپروردگارا مرادِ این شیخِ ما رو برسون که سیسمونیشم جوره :)) ) و حالگیریِ سال،  دو تا از دوستای قدیمیِ دوران دبیرستانم رو به علت ترک وطن از کف دادم. 

در سال پیش رو امید دارم بتونم برم یه ورزش رزمی رو شروع کنم، اون زبان دومه رو بالاخره مث آدم برم دنبالش، اشارپ کله غازیه رو پس از چهار سال به اتمام برسونم، و درس که نمیخونم ولی ارشد قبول شم :دی


به رسم سالهای قبل، میریم که داشته باشیم جمع بندی جولیکیِ امسال رو:


کتاب بخونید: کتاب بخونید. هر چی خواستید بخونید. نمایشنامه های وودی آلن رو نخونید فقط!

چیز مهمی نخوندم امسال. شاید این دو تا که یکیشم تکراریه تازه: فرار از اردوگاه 14 | مادربزرگت رو از اینجا ببر

سفر برید: اولسبلنگاه. اولا چون حاجیتون رفته ( 1، 2 و 3 ) دوما حاجیتون رفته چون قبلا سفرنامه رضاساکی رو به اونجا خونده بود. :دی تجربه قشنگیه، جای نسبتا جدیدی از شماله، و طبیعت منطقه طوریه که میتونید پگاهِ درونتونو ول کنید تو دشت و دمن برا خودش صفا کنه. :دی

بازی کنید: Rayman Legends. از این بازی های هفت نفر آفتابه به دسته. ( ترجمولیکِ فارسی co-op به معنی ژانری از بازی که در آن بازیکنان علیه هم بازی نمی کنند بلکه به صورت تیمی عمل می کنند ) حتی من که از پس باب اسفنجی هم برنمیام تونستم با موفقیت (و البته با کمک آقای برادر!!) تمومش کنم. سه چهارم آهنگاشم تو خندوانه و کتاب باز شنیدین از بس شاد و فانتزیه. :| 

رو گوشی بازی کنید: Lines | Orbita AI

فیلم ببینید: Scent of a Woman | Source Code | NightCrawler| The Circle | Perks of Being a Wallflower | Zodiac

خیلی فیلم دیدم امسال. :-" هر چی کتاب نخوندم فیلم دیدم!

کارتون ببینید: Leap!

خوراکی بخورید: کراکس شیرین عسل با طعم پنیر. سبزیجاتش مزه قرمه سبزیِ تند میده، ولی پنیریش خیلی خوبه. بسته ای 800 تومنه.

خوراکی درست کنید: رو سیب زمینی سرخ شده داغ، پنیر دیپ چدار بریزید. چون به عرش رسیدید گر دامنتان از کف نرفت برا ما هم دعا کنید.

آهنگ گوش بدید: Hold My Heart

ضمن آنکه من دقت کردم دیدم آهنگایی که بهتون میدم برا عید، تو همون دو سه ماهه آخر سال باهاشون آشنا شده م. با توجه به اینکه کرم گوش هامو اینجا نمیذارم، اگه کلا دوست دارید بدونید من چی گوش میدم، منو تو last.fm دنبال کنید.

۱۳ لایک
۲۸ اسفند ۰۳:۵۹ ♫ شباهنگ
فقط این آبمیوه‌مون انبه پرتقالی نباشه و پرتقالی خالی باشه
سریال‌های منم ادامه‌دار نباشه لطفا
تموم شه سریع
صاحب شش عدد فیل به نام‌های طرشت و شریف و صادقیه و توحید و شادمان و وردآورد هم شدی :))))
و علاوه‌ بر دعاهای اول پستت، خواب خوش بدون کابوس هم برای عزیزان آرزومندم. به شخصه داشتم خواب اساتیدمو می‌دیدم که یهو پریدم و به اینجا پناه آوردم

بله بله فیل های ششگانه رو جا انداختم:))

من خیلی وقته خواب درست حسابی ندیدم. چه خوب چه بد:-/

۲۸ اسفند ۰۸:۳۹ هانی هستم
به‌به به تمام پست! عالی بود ؛ گزارشا ، پیشنهادا و آرزوهات!
نویسا باشی توی سال نو نیز!

سپاسگزارم مهندس، به همچنین:دی

۲۸ اسفند ۱۰:۱۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ورزش هم بکنید!
سال خوبی داشته باشی:-)

ورزش هم بکنید. من که نهایت تحرکم در رفتن به آشپزخونه از اتاق و بازگشت به تخت خلاصه س ولی شما منو آینه عبرت قرار بدید:))

با سپاس:دی

بهترین دعات آخرش بود: مادرهاتون سالم، مادرهاتون سالم، مادرهاتون سالم

سال خوبی داشته باشی عزیزم

مرسی دکتر شمام همینطور!

۲۸ اسفند ۱۵:۳۵ ♫ شباهنگ
من از مهر امسال که همه‌ی خواب‌هامو یادداشت کردم، با تقریب خوبی هر شب خواب‌های شفاف و واضح و قابل بیانی رو دیدم و نوشتم. ولی از اواسط بهمن یا خواب ندیم، یا دیدم و یادم نموند، یا چیزهای در هم و بر هم و نامفهومی دیدم
فرضیه‌م اینه که روزانه‌نویسی روی خواب‌هامون یا حداقل خواب‌های من اثر داشته و از وقتی تصمیم گرفتم به دلایلی آنچه در ذهنمه رو بیان نکنم، ذهنم اون حالت سابقش رو از دست داده

من فقط یادمه که صبح زود یه چیزایی میبینم که وقتی ساعتم زنگ میزنه، خاموشش می کنم که <اه بذار بقیه شو ببینم:-">

اون کراکس که گذاشتی من اصلش رو خوردم اینجا . اصلش با نام TAC هست .نمک دریاییش بد نبود . فلفلش مزخرف بود و پنیریش هم دوست نداشتم :)
کارای لینزی هم خیلی خوبن

والا ما اصلش رو به اسم تردنمکی میشناختیم ولی نظر شمام محترمه:-" آیکنِ اینا که فیلم رو بر کتاب و انیمه رو بر مانگا و کپی رو بر اصل ارجح می دونن:دی

من یه سوال مهم دارم، ما نمک غیردریایی هم داریم؟ از وقتی چیپس نمک دریایی مد شد برام سوال بوده:-/

حتما با نمک معدنی فرق داره .
باید در موردش مطالعه کنم . اطلاعاتی ندارم

نمک معدنی از کجا میاد؟ معدن نمک داریم یعنی؟

حتما با نمک معدنی فرق داره .
باید در موردش مطالعه کنم . اطلاعاتی ندارم

من فکر می کردم همه نمک دنیا از دریا میاد. به جز اون نمک رنگیا:-/

نمک معدنی هم داریم . اطلاعات من دقیق نیست.
باید در موردش مطالعه کنم .

خب حالا انقدر جدی هم نیخواستم بدونم، همین که الان میدونم نمک معدنی داریم خودم میرم پی اش:دی با سپاس:دی

:)) خانوم ـ البته حرفت مبنی بر اینکه نمک از دریاست درست هست . با این فرق ک معدنهای نمک میلیونها سال پیش دریا بوده اند .
نمک خوراکی(سدیم کلرید) انواع مختلف دارد .
نمک معدنی و نمک دریایی هم باهم فرق دارند .
نمک دریایی بخاطر داشتن ـ سرب و آرسنیک و جیوه خوب نیست .
از نمک برای تولیدهای صنعتی هم استقاده می شود .
معمولن نام نمک را بر حسب اجزای تشکیل دهنده آن می گذارند . جزء کاتیونی ک غالبن نام یون فلز است بدنبال نام اجزای آنیونی می آید . بنابراین ابتدا نام آنیون و سپس نام کاتیون می آید . معمولاً آنیون ها را بر اساس اسید اشتقاق شده از آن نام گذاری می کنند :
استات ها ، نمک های اسید استیک هستند .
کربنات ها ، نمک های اسید کربنیک هستند .
کلریدها ، نمک های اسید هیدروکلرید هستند .
سیانیدها ، نمک های اسید هیدروسیانیک می باشند .
نیترات ها ، نمک های اسید نیتریک می باشند .
نیتریت ها ، نمک های اسید نیترو می باشند .
فسفات ها ، نمک های اسید فسفریک هستند .
سولفات ها ، نمک های اسید سولفوریک هستند .
سیترات ها ، نمک های اسید سیتریک می باشند .

بابا کلا میدونم نمک چیه و معدنی هم هست، سدیم کلرید خوراکی رو میخواستم بدونم از معدن به دست میاد یا نه:دی

یادم رفت بگم [آیکن گل و تشکر] مرسی برای آرزوهای خوبت
برات خلاصه نویسی کردم ک دنبالش نگردی

مچکرم:دی

۲۸ اسفند ۲۲:۲۸ نیمچه مهندس ...
آقا من پست های قبلی که لینک دادی رو هم دوباره یه نگاه کردم و پست اسم سرخپوستی سابیده با رنده رو که دیدم یه چیزی یادم اومد گفتم بگم.
اونم اینکه اگه هنوزم میخوای موهاتو آبی کنی و از بوی دکلره خوشت نمیاد که طرفش نرفتی کرم دکلره هم هست که ظاهرا عوارضش کمتر از پودرشه.
همین دیگه،رندگیت فیروزه ای و موهات آبی.(به جز پشت گوشت البته)

حتی تارهای سفید موم هم آبی نشد مهندس، حالیانکه حنا میذاشتم خرمالویی میشدن:(

ممنون^_^

خیلی سال دردناکی بود برای من ۹۶ (چه زندگی شخصی، چه کاری، چه سلامتی...)

شاید همه بخش های خوبش لیلی وار بود فقط :)‌ آن هم نه جاهایی که نگرانش بودم، اسکرین شات از لحظه هایی که برایم خندید، با نگاهش تعقیبم کرد که کجا میروم، شیر خورد و در آغوشم آرام گرفت

پس plant nannyت کو؟ بهترین پیشنهاد اپ ۹۶ برای من همان plant nanny بود :*

سال 97 بهتر بشه برات:)

Plant nanny رو تو وبلاگ تو معرفی کردم خب. گفتم اینجا دیتای جدید ارائه بدم به ملت:دی

۲۹ اسفند ۲۲:۲۵ نیمچه مهندس ...
اون شامپو رنگ بود که نشد.دکلره فرق داره.
حالا میخوای تست کن یه تیکه ی کوچیک رو

باشه :ناامیدی

سلام خانوم مهندس سال نو رو بهتون تبریک میگم پرانرژی و شاد و پیروز باشید

مچکرم بزرگوار، سال نوی شمام فرخنده بوَد:دی

نوروزت خجسته باد خانوم مهندس
امیدوارم سالی نیکوتر از سال گذشته برات باشه
سلامتی و شادی و برکت و موفقیت برات آرزومندم

ممنونم، منم بسیار امیدوارم سالی نیکوتر از گذشته باشه، هرچند که این امیدها واهی هستن و خدا خبیثانه نقشه کشیده دهنمونو سرویس کنه، as usual .

سلام عیدت مبارک به بهشتی دیوونه خونه نگو دانشگاه کوچولو و غیر انتفاعی ما رو میدیدی چی می گفتی؟

عیزم چون ایران و کره شمالی وجود دارن این بدین معنیه که مردم چچن نباید به کشورشون بگن دیکتاتوری؟ یا چون تو چین سوسک زنده و مورچه پلو می خورن نباید به کسی که مغز میمون زنده میخوره بگیم ایش؟ یا چون مازراتی با روکش طلا گرونه نباید از قیمت بستنی با روکش طلا کف کرد؟

Whatabouter درونتونو خاموش کنین، هر مزخرفی مستقل از بقیه مزخرفات جهان حق داره مزخرف بودگیشو به رسمیت بشناسیم.

باشه قبول عصبانی نشو اصلا دانشگاه شما بوده هر چی دوست داری بگو:(

مشخصا عصبانیت منو ندیدی :)) عصبانی نبودم:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
عرض زندگی
اعتراف مخوف
یاس و امید
مردانه دوزی ابراهیم
بهترین بابای دنیا
خر رو رنگ کن به جای قناری بفروش!
شوهر مناسب در زمان مناسب
تگ ها
بایگانی
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
قالب: عرفان و جولیک بیان :|