لات و هبل و اون سومی

چند وقت پیش، وقتی خبرش در اومد که امبرهرد از جانی دپ شکایت کرده برای خشونت خانگی، رسانه ها و ملت ( ملتی که براشون مهمه طبیعتا، نه ما که اخبار خودمونم دنبال نمی کنیم:)) ) شروع کردن به ابراز تاسف و برائت از جانی دپ. داد سخن ها در موردِ خشونک خانگی و آزار فیزیکی سر داده شد و دفاعیه ها برای امبر نوشتند و به قاضی ها رفتند.

مدتی بعد، به عبارتی همین سال جاری، اعلام کردن در فیلم بعدی «جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها»، جانی دپ نقش جوونی های گلرت گریندلوالد رو بازی خواهد کرد. برای بچه های توی خونه و بزرگسالانِ پشت کیبورد عارضم که گلرت گریندلوالد یکی از شخصیت های اصلیِ این فیلمه و بقیه ش رو هم نمیگم چون که اسپویل میشه. با وجودی که اعتراض هایی به این انتخاب وارد شد، از جمله اینکه هری پاتر و هر چی پیرامون دنیاشه یه فانتزیِ نوجوانانه و واقعا بین اون همه بازیگر در جهان هستی یه نفر با کارنامه پاک تر ( و موهای ترجیحا طلایی، اینکه دیگه چشمای دنیل رادکلیف نیست که بگین به لنز سبز حساسیت داشت عجالتا فرض کنین هری چشاش آبیه!) نبود نقش به این مهمی رو بدی دستش؟ رولینگ پشتِ این انتخاب در اومد، و در اینجا ملت دو دسته شدن. دسته ای که نمی پذیرفت جانی دپ نقش یکی از شخصیت های اصلی فیلمی به مهمیِ دنباله هری پاتر رو بازی کنه (بله، دنباله هری پاتر متاسفانه به اندازه خود هری پاتر مهمه. و بله، متاسفانه فیلمای هری پاتر هم مهمن.) و دسته ای که نمیخواست پشتِ رولینگ رو خالی کنه و استدلال کرد حالا جانی که محکوم نشده! چرا گناه مردم رو می شورین! دسته اول اعتراض کرد که آقا پس اون n میلیون دلار خسارت رو داره بابتِ شکستنِ گلدونِ جاهازِ امبر میده بهش؟ دسته دوم جواب داد بهرحال هر چی بوده بین خودشونه مهم اینه که محکوم نشد! دسته اول اذعان داشت چطو رولینگ هی ترامپ رو مسخره می کنه و اینکه متهم به آزار جنسیه رو می کنه تو چشم، بعد حالا اینجور؟ دسته دوم گفت برو بابا جمهوریخواهِ خنگ، دسته اول حمله ور شد که خنگ خودتی فیک نیوز، و بدینسان جماعت به جان هم افتادندی.

این اتفاقیه که وقتی از یه نفر برا خودتون بت می سازین میفته. اون یه نفر بالاخره یه جا یه موضع نامعقول میگیره، یه چیزی میگه که با منطق شما جور نیست، یه کاری می کنه که نباید، و اونجا باید انتخاب کنین که براتون مهمه بعدا بتونین سرتونو بالا بگیرین که تحت هر شرایطی پشت یه نفر وایسادین، یا اینکه افتخار کنین تحت هر شرایطی هوای هر احمقی رو نداشتین.


+چندی پیش کشف کردم به جای استاندارد دوگانه عبارتِ یک بام و دوهوا رو در زبان فارسی داشتیم از قبل، لکن هیچکس مورد استفاده قرارش نمیداده و همه میرفتن استاندارد دوگانه رو از معادلِ انگلیسیش به دست میاوردن. فکر می کنم در مقایسه با فارسی ای که تاجیک ها حرف میزنن، یا افغان ها، ما اصلا فارسی محسوب نمیشیم دیگه.

++ یادی کنیم از این جوک: ابراهیم پس از شکستن بت ها گفت چرا کسی که سخن نمیگوید را می پرستید؟ شخصی پرسید آیا خدای تو سخن می گوید؟ ابراهیم گفت اینجا فقط من سوال می پرسم!!

۱۹ لایک
آقا اون نقش بود؟؟ خداوکیلی اون نقش بود؟
یه ثانیه سرشو اورد بالا فیلم تموم شد، و من تا نیم ساعت بعدش با حالت پوکر به مانیتور خیره بودم که ینی چی اخه، البته جانی دپ کلا ازین کارا می کنه، تو فیلم into th woods هم یه تیکه اومد جای گرگ بد بوگندو (یا همچین چیزی) آواز خوند رفت.
البته خب اون مقدمه ای برای حضورش در قسمت دوم فیلم بوده و فلان، ولی همه که نمیدونن. تو فقط 13 ثانیه جانی دپ رو میبینی که یه لبخند کثیف میزنه و فکر میکنی که ینی فقط جانی دپ می تونست این لبخند کثیف رو بزنه؟ -_-

حالا این هیچی، من فقط منتظرم جود لاو رو در نقش دامبلدور ببینم. انگاری گی هم هست :/

آره تو اون فیلمه هم کلا پنج دقیقه نقش داشت. Big bad wolf بود. اون فیلم کلا عجیب بود, مثلا اون خانمه مادر جک اصن در حد اون نقش نبود, نمیفهممشون:))


باو خب مشخصا مقدمه حضوره دیگه... لازم نیست هری پاتر خونده باشی که بفهمیش:)) ولی من اصلا درک نمی کنم چرا باید جانی دپ نقششو بازی کنه. همون خوشگل مو بوره تو یادگاران مرگ چش بود؟ 

+نمایشنامه فرزند نفرین شده رو دیدی هرمیونش سیاهپوسته؟:))

البته من داستانشو نخوندم، بخونم به نظرت؟
چون فیلمشو خیلی دوست نداشتم، و صرفا بخاطر المانها و بعضی شخصیتای آشنای توش و اینکه یکی از خواننده های مورد علاقه م توش بازی می کرد (فاین فرنزی) دیدمش، و خب به نظرم اومد که این مثل نسبت هابیته به ارباب حلقه ها. نمیدونم چرا فیلمایی که ادامه ی یه سری دیگه ن به چشمم خوب نمیان

جانوران شگفت انگیز داستان نداره. کتابِ درسیش هست, مثل قصه های بیدل نقال نازکه اونم, نسخه ای که هری اینا خوندن نیست.:دی رولینگ داره همینطوری رو هوا نمایشنامه ش رو می نویسه.

هرمیون سیاهپوست =))))) نهههههه :)))

آخ آخ اون پسره جیمی کمبل نمیدونم چی چی که تو یادگاران مرگه تو سوینی تاد هم بود دلم میخواست کتکش بزنم بسکه یخ و لوس بود :||| فقط به درد همون توآیلایت اینا میخوره.

نه میدونی کی باید نقش گلرت رو بازی میکرد؟ Nikolaj Coster-Waldau بازیگر نقش جیمی لنیستر (گات رو ببین دیگه! :||) حس میکنم خییییلی میومد بهش.

into the woods کلا غیر قابل درک بود. داستانش، نقشاش، همه چیش :/ حتی من که برادوی دوست دارم هم دوستش نداشتم حتی آوازاشو. حتی مریل استریپشم رو مخ بود. میفهمی؟؟؟ خیییلیه که کاری کنی و نقشی بنویسی که مریل استریپ رو مخ به نظر بیاداا! حالا از جیمز کوردن و اینا انتظاری نمیره.

تو سویینی تاد اون آوازِ جوانا رو می خونه؟

اونجا نقشش لوسه دیگه خب. چی کار کنه بچه:دی قیافه ش ولی با توصیفِ کتاب از گریندلوالد جوره. این خوبه!

این بابایی که اسم بردی کجاییه؟ ولزی؟ چرا انقد اسمش کج و گوله س:-/

۱۲ بهمن ۰۵:۵۰ مترسک ‌‌
یاد ورژن ایرانی عمو دپ (!) افتادم :|
ابراهیم عالی بود =))

کی؟:|

۱۲ بهمن ۱۱:۰۸ مصطفی فتاحی اردکانی
اون سومی اسمش "عزی" به وزن "کبری" است

ها!! تو ذهنم بود که اون آهنگ علیرضا عصار میگفت لات و هبل و عظمی, که عظمی معنی نمی داد:)) مرسی! 

۱۲ بهمن ۱۱:۴۳ آقاگل ‌‌
من فعلاً در این حد فهمیدم که اون نمایشنامه فرزند نفرین شده رو ندیدم. پس میرم که پیداش کنم و ببینمش :d
اون جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها رو چند وقت پیش دیدم و اصلاً بهم نچسبید :|

تو برادوی اجرا میشه این شب ها. گود لاک:)) البته اگه بخواین بخونینش نشر تندیس به قیمت بیست و چند تومن و نشر پرتقال به قیمت هفت تومن دارنش:دی

+من هنوز ندیدمش, ولی میتونم بگم ادی ردمین رو دوست دارم, گوگولیه:دی ضمنا زنده باد هافل! 

۱۲ بهمن ۱۶:۰۳ مترسک ‌‌
ثعید خاکستری :|

اوه:|

۱۲ بهمن ۱۶:۰۸ آقاگل ‌‌
کتاب رو همون موقعی که منتشر شد خوندمش :))
فکر کردم نسخه تصویریش هم منتشر شده. الان برادوی چطوری برم؟ جاروی پرنده که نداریم که. :دی

باید آپارات کنی:))

اسمش نیکلای کاستر-والدو ه. دانمارکیه. اینم ریختش :د
https://img.thedailybeast.com/image/upload/v1491847216/articles/2017/03/24/nikolaj-coster-waldau-on-game-of-thrones-that-cersei-look-and-his-darkest-role-yet/170323-stern-nikolaj-coster-waldau-tease_uqigvt.jpg

وقتی م اینشکلی بود همه ازش متنفر بودن، می تونه با همین قیافه برگرده و کار ناتمومشو تموم کنه :)) خععلی م میک سنس ه.
http://storage03dgf.rcs-rds.ro/storage/2017/12/04/852038_852038_nikolak_coster_waldau_film.jpg

دانمارک؟! ووآه:|

من از وقتی فهمیدم اون پارسا پیروزفره تو شوالیه تاریکی آمریکایی نیست و چهل سالشه تا الان انقد جا نخورده بودم:|||

۱۲ بهمن ۲۳:۴۹ کوالای پیر
میگم یه وقت زشت نباشه من هری پاتر ندیدم و نخوندم؟؟!!!

خیلی زشته. خیلی.

:))
فانتزی خون نیستی؟

من هرری پاتر رو رمان اش دانلود کردم بخونم ولی زیاد به دلم ننشست و نخوندم
فیلم اش رو هم ندیدم این جور فیلم ها رو دوست ندارم:)

فیلمش رو که نبین اصن یه چیز دیگه ست اون!  ولی در مورد کتابش خب باید فانتزی خون باشی و یه کمم حال و هوای نوجوانانه داشته باشی. مثل کارای دیوید گمل یا فیلیپ پولمن نیست که حماسی باشه.


در مورد سوالت هم که خب من خودم اگه باشم میرم دنبال چیزی که علاقه دارم. من رشته م رو دوست داشتم که واردش شدم, و الانم از برنامه نویس بودن بدم نمیاد, و بازم گاهی میخوام کی بورد رو توی سر خودم خورد کنم:)) چون کامپیوتر مثل ترجمه کردن یا چوب تراش دادن نیست که بگی خب رسیدم به یه سطحی از مهارت و دیگه زین پس عادت می کنم به تکرار روزمره ها. فی الواقع سقفی برای میزان مهارتت نیست و هرچقدرم حرفه ای باشی هرروز ممکنه یه باگ تازه یا یه مشکل جدید ببینی و مجبور شی بری بازم دانش کسب کنی, اونم حالا آیا کار کنه آیا کار نکنه.

فکر نکن تنبل ام نه اتفاقا کاری رو بخوام انجام میدم ولی کامپیوتر یه حوصله ای زیادی می خواد مثلا تمام استادهای ما خیلی با حوصله و آروم بودند ولی من زیاد این طوری نیستم ولی یه چیزی که برام مفید بوده اکثرا زمانی که با کامپیوتر کار کردم خیلی آدم صبوری شدم:)

میدونی بیشتر منظورم اینه که من اگه مثلا قرار بود تلفن جواب بدم, بعد از یه ماه عادت می کردم که کارم اینه. ولی با کامپیوتر هیجچوقت عادت نمی کنی چون هیچوقت یکنواخت نمیشه و همیشه ممکنه یه چیز جدیدی پیش بیاد. حالا اگه خودتو وادار کرده باشی که عادت کنی, وقتی یه چیز جدید پیش میاد ممکنه خیلی بهت فشار بیاد.

آره به نظر تو گزینه ی بهتری نبود؟ تا اینکه جانی دپ رو وردارن نقاشی کنن؟ :-؟

+پارسا پیروزفره کیه؟ کیلین مورفی رو میگی ینی، که نقش دکتر کرین رو بازی میکرد؟
اتفاقا اون نقش اصلی سریال مورد علاقه ی منو بازی میکنه. تامی شلبی تو سریال پیکی بلایندرز :د
ولی اره 35 اینا بیشتر بهش نمیخوره.

آره همونو میگم:))

می پذیرم که جانی دپ گریم پذیری بالایی داره, ولی خب این اصلا دلیل نمیشه یکی با قیافه سرخپوستی رو بیاری یه بلوند بریتانیایی رو بازی کنه:| اصلا نمیفهمم چطوری رولینگ رو توصیفات خودش از کاراکترا حساس نیست!

من به جز اینکه رولینگ (و حتی رولینگ هم!) روی جانی دپ کراش داشته دلیل دیگه ای به ذهنم نمی رسه :))

سر چشمای لی لی و عینکِ جیمز و موهای ریموس و دماغ عقابی دامبلدور و موهای وزوزی هرمیون و چشمای ولدمورت و موهای پرپشت و زیبای بلاتریکس و موهای بور نارسیسا  و موهای نامرتب هری و ردای آبی هرمیون و اینکه جادوگرا بلد نیستن مث مشنگا لباس بپوشن ولی فیلم سه به بعد همه با تی شرت شلوارک می گردن هم گذاشت تحریف کنن:-/

۱۳ بهمن ۲۰:۳۲ کوالای پیر
زیاد نه :)) ولی هری پاترو دوست دارم بخونم فقط نمیدونم اول فیلمشو ببینم بعد بخونم یا برعکس؟و اینکه چند جلده؟
کلا هیچی نمیدونم درباره‌اش:دی

فیلمشو اصلا نباید ببینی!

کتابش در انگلیسی هفت جلده. در فارسی 1+1+1+2+3+2+2 جلده. چون ویدا اسلامیه ترجمه رو طولش می داده, هی از وسط کارشو میگرفتن چاپ می کردن که ما سرمون گرمِ خوندنِ اون نصفه بشه و وقت بخرن براش:))

۱۳ بهمن ۲۱:۱۳ کوالای پیر
مرسی :) یه سوال دیگه هم بپرسم🙈
هری پاترو محفل ققنوس یا زندانی آزکابان یا جام آتش یا حفره اسرار آمیز و.‌. اینا چیه اسمای دیگه هرجلده؟؟؟

+الان تو سایت کتابخونه سرچ کردم اینارو داشت :))

آره. به ترتیب اینان

هری پاتر و سنگ جادو یا سنگ کیمیا
هری پاتر و حفره یا تالار اسرار
هری پاتر و زندانی آزکابان
هری پاتر و جام آتش
هری پاتر و محفل ققنوس
هری پاتر و شاهزاده دو رگه
هری پاتر و یادگاران مرگ

خب مثل اینکه زیاد رو کاراکتراش حساس نیس :-"

کلا هلنا بونم کارتر معرف موی پرپشته دیگه. حتی اگه واقعی هم نباشه اینطور القا میکنه :د
هه راستی بازیگر نارسیسا هم تو پیکی بلایندز بود :-؟ کلا فیلما و سریالای بریتانیایی رو میبینی همه آشنان :)) یاد این افتادم
http://s.fanyitong.cn/contents/3207/original_1466480287599_m8jdrpjsjor.jpeg

آخریش :))

به قول مارتین فریمن وقتی هری پاتر رو میساختن این یکی از هفت بازیگر انگلیسی بود که هیچ نقشی تو فیلم ها نداشت:))))

ببین توام مث ترجمه‌ی ویدا اسلامیه انقدر طولش می‌دی جلد (آپ) بعدی‌تو که آدمی سرانجام دست از سرک کشید تو کامنتا، پیوندای روزانه، آرشیو وبلاگ و هزاران جایزه‌ی نقدی و غیر نقدی دیگر می‌کشه و خودشو جمع می‌کنه که بیاد بگه اصلاً تو عمرش اصطلاح استاندارد دوگانه به گوشش نخورده بود، نمی‌دونست چیه و پیوسته از همون یک بام و دو هوا بهره می‌جسته. :فردوسی

شخصاً یاد اون بنده خدایی افتادم که تو سفارت تاجیکستان پرسید کی نوبتم می‌شه، بهش گفتن آن دو تن که برون آمدند، شما به درون روید. :))

حالا استاندارد دوگانه چیست، ای اجنبی؟!
(کلاً یه‌دونه چیست تو جمله‌ی بالا فارسیه. :اون استیکره که سرشو تکیه داده به دستش. )

دوگانه هم فارسیه ادیب:))

استاندارد دوگانه یعنی در برابر یک مساله بسته به اینکه نفعت چیه دو موضع مختلف بگیری. یا در برابر افراد مختلف که مرتکب اعمال یکسان شدن صرفا به خاطر تفاوت شخص دو حکم کاملا متفاوت صادر کنی. اگه ترامپ پرونده تجاور علیهش باز باشه ولی هرگز محکوم نشده باشه معتقد باشی باید بایکوتش کرد, ولی اگه دپ دقیقا تو همون شرایط باشه بگی خب حالا که محکوم نشده و به کار کردن باهاش ادامه بدی.

۱۴ بهمن ۱۲:۱۲ الکس وات
جالب بود :)) ولی چه اتفاق تکراری ای اِ :| هر سری در مورد یک نفر چه در سیاسیت چه در ورزش چه در هنر و .... این اتفاقات میوفته و مردم همیشه در صحنه حضور دارن :|

فکر کنم قبلا یه چیزی مشابه همین در مورد زئوس نوشته بودم:)) که یونانی ها چهارهزار سال پیش فهمیدن مقدساتشون هم باید نقطه ضعف داشته باشه:))

۱۴ بهمن ۱۵:۴۸ مهدی صالح پور
البته ما میگیم ملاک حال فعلی افراد است! هر کی هر جا مخالف نظرمون حرف زد، ملاک، حالِ فعلیش میشه دیگه ازش حمایت نمی کنیم! :))

من چرا اینو جواب نداده بودم :|

عوض تو کامپیوتر و آی تی جا برای پیشرفت بازتره من اگه مثلا منشی بشم فقط منشی می مونم ولی تو کامپیوتر میتونم مباحث جدید تر رو یاد بگیرم و پیشرفت کنم
ببخشید کامنت هام زیاد شد:(

آره، اینم هست. ولی خب لزوما اون چیزی که بهش علاقه داری و میری دنبالش منشی گری نیست که. مثلا ممکنه یه نقاش خفن شی، یا بری طراح صنعتی بشی حتی :دی

بستگی به خودت داره دیگه، اگه این توانایی رو داری که تو چیزایی که باهاشون حال نمی کنی خوشبختی های کوچک پیدا کنی، آره کامپیوتر برات خوبه. من این توانایی رو ندارم. یا از کاری خوشم میاد، یا مثل نفس کشیدن هست که هست، یا بدم میاد:دی

سلام ممنون از سایت خوبتون
من تا حالا این داستان رو نخوندم
اما واقعا داستان خوببی بودشُخوشم اومدش

کتاب نداره, فقط فیلمش هست.

کامنتا رو خوندم، نوشتی کامپیوتر چیز بزرگی ازش در نمیاد؟ من کلی فکر دارم راجبش، ک کامپیوتر یاد بگیرم دنیا رو عوض میکنم همه ی جهان رو مرتب و منظم و داده های همه چیز رو جوری جمع میکنم ک مشکلات مملکت حل شه،😂😄😯ازین خبرا نیس؟؟

خیر من اینو نگفتم.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
از لای ترک ها
وقتی نو بودی
آقای خسته بند
افتر بازنشستگی
سروش یا تلگرام؟
عرض زندگی
اعتراف مخوف
تگ ها
بایگانی
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
قالب: عرفان و جولیک بیان :|