حالا میخواین با هم صحبت کنین ببینین درخواستاشون چیه, نارضایتیشون از کجاس, شاید تونستین کنار هم مسالمت آمیز زندگی کنین, ها؟

فکر کنم ایران تنها کشوریه که یه عده از ساکنینش معتقدن به جهنم که یه عده دیگه از ساکنینش  نارضایتی هایی دارن یا خواهان تغییراتی هستن, چهل ساله کمین کردن حکومتو ساقط کنن ولی ما جلوشونو می گیریم, زامبی های متصل به اجنبی پست فطرتِ بی غیرت.

۱۷ لایک
صادقانه بگم، نگرفتم چی نوشتین😐

مثلا این وریا میگن ما به حجاب اجباری معترضیم, اونوریا میگن به درک, بی ناموسید همه تون, غرب زده اید, میخواید شوهر مردم به گناه بیفته, ما شهید ندادیم که شماها هر غلطی خواستید بکنید!

اونوریا میگن ما به کشف حجاب معترضیم, اینوریا میگن غلط کردین, رانت چادر, عرب زده ها, همه فلاکتا تقصیر شماست, الخ.

بابا یه کشوره توش دارین زندگی می کنین همه تون, وجدانا انقدر تفکراتتون در تقابل با هم نیست که نشه همه تونو تا یه حدی راضی کرد! عوض اینکه فکر کنین مملکت ارث باباتونه بشینین فکر کنین چرا فکر می کنین خواسته طرف مقابل چرنده:-/

کلا ایران کشوریه که مردمش همدیگه رو دوست ندارن، یعنی اگر طرف مثل خودشون باشه براش دل میسوزوننا، ولی اگه یکم اعتقادات و ایناش فرق داشته باشه به درک که هر بلایی سرش میاد.
آدم یاد دبستان میوفته که کلاس آ و ب و اینا می کردن، و هردوکلاس هم از هم متنفر بودن چون مدیر و ناظم و اینا همیشه اونیکی کلاس رو میکوبوندن تو سرشون. حتی یه سالی یادمه کلاس ما رو نم برداشته بود و واقعا نمیتونستیم بمونیم توش. گفتن برید سر کلاس آ. بعد بچه هاش اجازه ندادن و مصرانه گفتن راشون نمی دیم، و اگر بیان باید رو زمین بشینن -_-

البته تا حدودی بی ربط بود به متنت اما این حرکتا از یه ریشه ن. همون آدمان که بزرگ شدن. اعتقاد دارن هرکی مثل ماست خوبه، هرکی نیست بره بمیره -_-

چه هم مدرسه ای های وحشی ای داشتی:|

نگاه های رادیکال دو طرف ، و عدم اندیشه و تعصب......
ایدولوژی انعطاف ناپذیر،شهوت قدرت و ثروت.
تا اینا هست نمیشه.

حالا توی نوعی میخوای نگاهت رادیکال باشه باشه ولی چرا نگاهتو میکنی تو چش و چال ملت خب, برو تو محدوده خودت رادیکال باش:| 

۰۹ بهمن ۲۲:۵۱ آقاگل ‌‌
بابا جان خودت الان مدتیه داری کار می‌کنی. توی شرکتا معمولاً اینجوریه که همه اعتقاد دارن یا حق با اوناست یا بقیه نمی‌دونن که حق با اوناست. همین قضیه در سطح کلان هم وجود داره. چه اینوری چه اونوری اعتقاد دارن یا حق با اوناست یا اینکه بقیه نمی‌دونن حق با اوناست :|

تو شرکتای کامپیوتری مشتری این نقشو داره, چون دو گونه فضایی هستیم که حرف همو نمیفهمیم, لکن مشتری اون گونه ایه که پول دستشه پس هرچی بگه ناچارا بله قربان نصیبش میشه:))

۰۹ بهمن ۲۳:۲۷ פـریـر بانو
همینو بگو (دست بر پیشانی کوفتن و آه کشیدن)

اصلا هرچقدر بیشتر از طرفین میخونم بیشتر حالم بد میشه.

۱۰ بهمن ۰۰:۰۷ نیمچه مهندس ...
آیکون گریه و بر سر زدن!
تربیت ایرانی تو سه سالگی مونده.همه چیز رو مفت میخوایم،ما بهتر از همه ایم و اگه بقیه این فکر رو نمیکنن برن بمیرن.
تفکر قبیله ای

بابا تو سه سالگی آدم خیلی معصوم تر و مهربون تر از این حرفاس:))

۱۰ بهمن ۰۷:۵۷ مستر صفری
بزار بگم شاید شیرین باشه شایدم تلخ: ما هر کدوممون بخوایم یه کار خوبی به نفع کشورمون انجام بدیم، چند تا ادم بی شعور هستن که بهمون میگن این کارت مفت نمی ارزه.
(گریه کنان 😭😭 از وضع مملکت به سمت کوه میرود.)

اونو همه جا میگن. ربطی نداره.

خب یه تفکر کلی وجود داره اول خودت بعد دیگران تو همه چیز هم این تفکر حاکم

اینی که من گفتم معتقدن فقط ما بقیه به درک!:|

این مسئله در سطح ریز و کلان داره اتفاق میافته از پدر و پسر تاوکیل و وزیر .
همه هم داعیه دار اینن که این مشکل باید حل و بشه بیسان و بیلان اما وقتی وارد جزییات میشی میفتی تو قهقرای حاشیه و انگ خوردن های نا متناهی خلاصه بگم هرکسی در وادی خطرناک اصلاح این مسایل رفته کلی فحش خورده بعد که مرده کلی درود بر روحش و چه آدم بزرگواری بود یه همچین آدمایی تو جامعمون داریم و این فرهنگ سازی ها و اصلاحات داره اتفاق میافته منتهی به صورت ریز و آهسته که اونطور به چشم نمیاد برای مثال رفتار نیروی انتظامی نسبت به قبل خیلی بهتر شده (هنوز کافی نیست البته ) خلاصه این مسئلع که دغدغه بعضی هاس خوبه که در هر موقعیت و مکانی که هستیم خودمون خودمون رو اصلاح کنیم که از جزء به کل برسیم

من به مسوولین کاری ندارم مردمو گفتم. وقتی مردم ندونه حکومت باید در خدمتِ رضایت همه سکنه ش باشه, حکومت هم از خدا خواسته پاشو میندازه رو پاش ملتو میندازه به جون هم.


موضوع چالش برانگیزی هست..
اینو بگم که مشکل اصلی جامعه الان خیلی چیزای مهمتره ..روسری رو رو چوپ گذاشتن و علم کردنش تو میدون هیچ فایده ای نداره، از طرفی اون کسایی هم که فقط از همه ی مشکلات اساسی مردم فقط حجاب تو چشونه و از تریبون هاشون به جای اعتراض به بی عدالتی فقط حجاب قر قره می کنن هم کارشون بی خوده....
حجاب پرچم اندیشه ی یکی از طرفین هستش نبود اون یعنی نبودن اونا

به نظر من حداقل فایده ش اینه که به مسالمت آمیز ترین شکل ممکن به همه نشون دادن با حجاب اجباری مخالفن. حالا نظر شمام محترمه. اگه راه مفید تری سراغ دارین بسم الله.

۱۰ بهمن ۱۲:۱۵ نیمچه مهندس ...
آخرین بچه ی سه ساله ای که دیدی چه موقع بوده؟:)
به صورت کلی منظورم اینه که همون طور که بچه با جیغ و داد به خواسته هاش میرسه ملت و دولت هم تو همون مرحله ان.
یاد پست اینو چی میگی ایسم افتادم.

سه سال پیش دختر خاله م:))

با شما موافقم
یه چیزى در مورد کامنتا...بیزارم از کسایى که در هر برهه اى از زمان هرچى میگى میگن مشکل اصلى جامعه ى ما الان این نیست و اینا فایده اى نداره
مشکل اصلى جامعه ى ما شماها هستید با این طرز تفکرتون!
بریزید دور این جمله رو (مشکل اصلى جامعه ى ما الان این نیست و...) تو رو خدا
لحنم تند بود معذرت میخوام

ما یدونه مشکل اصلی نداریم, مجموعه ای از مشکلات اصلی داریم:)) ولی خب دوستان معتقدن همینکه اسم کشورمون فلانچیزِ اسلامیه خوبه چون به رویای حکومت اسلامی دست پیدا کردیم:))))

چی بگیم به قول معروف سیاسته قاریشمیام:)

ترجمانش چی میشه؟

الناس علی دین ملوکهم
متوجه منظورتون شدم من ریز و کلان رو گفتم

بله

بلد نیستی من فکر کردم ترکی بلدی
یعنی من به سیاست وارد نمی شم یا با سیاست درگیر نمی شم

من فقط یوخ بابا رو بلدم:))

۱۰ بهمن ۱۷:۰۲ مستر صفری
من از اون هاییم که هم به جهنم اعتقاد دارم و هم خیلی خواستار تغییرم ولی به قیمت نابودی مملکت نه، چون ما اینجوری خواسته ایم که دولت بهمون زور بگوید، نخواهیم اصلا زور نمیگه.
من یکی از اون ها درخواستم اینه که، اینقدر به ضرر شرکت ها این دولتی ها کار نکنن و اینقدر بخاطر این که یه شرکت تازه تاسیس بخوابه و صاحبش ورشکست بشه نرن اون محصولو وارد بکنن.


کلا، تو این زمان هر کاری که میخواهیم بکنیم بریم برا خودمون یه پارتی جور کنیم تا کارمون پیش بره، بدون پارتی سرکار هم باشیم از کار بیکارمون میکنن(حرف دل خودمه و ممکنه اصلا به موضوع پست ربط نداشته باشه)

نه ربط نداشت

والا من هم با اجباری بودنش مخالفم
به نظر من باید قائل به رای اکثریت بود اگر اکثریت خواهان حجاب باشن مابقی هم باید تمکین کنن و با العکس. این راه حل منه.
امام علی (ع) هم نخواستنش و خانه نشین شد .
..
niki خانم ولی من از شما بیزار نیستم ،بیزاری بی منطق هم نوعی رادیکالیسمه..

میگم که, همیشه اکثریت بودن یه چیز نشونه عادلانه بودن اون چیز نیست. مثال میزنم. اگه من الان بین خوانندگان رای بگیرم که کیا موافقن خرج یه ماهمونو مهرداد بده و همه بگن باشه به جز شما, این عادلانه نیست که شما خرج ما رو یه ماه تقبل کنی. برای همه چیز نمی پرسن رای اکثریت چیه. الان اگه اکثریت رای بده به بی حجابی اجباری اونم غلطه. کسی که معتقده حجاب باید سرش کنه, معتقده موهاش مردها رو به گناه میندازه. سرش کنه. کسی که معتقد نیست, خب نیست دیگه. معتقدا هرچقدرم زیاد باشن نمیتونن بیاد بگن تو داری مردا رو به گناه میندازی سرت کن! خب به شما چه؟ خوبه تو هیچ کشوردیگه ای به دنیا نیومدین که خدای نکرده همه ش در حال گناه افتادن باشین با دیدن در و همسایه. :|

منظورمو رسوندم؟

۱۰ بهمن ۱۸:۵۹ نیمچه مهندس ...
من با مهرداد مخالفم.
چون حجاب چیزی نیست که لازم باشه اگه اکثریت خواهانش باشن بقیه هم تمکین کنن.چرا باید تمکین کنم؟چیزی نیست که به مردم و کشور ضرر بزنه.ولی ناراضی بودن بخشی از مردم از حکومت چیزیه که بهش ضرر میزنه.

اگه حجاب آزاد بشه هم هفده میلیون حزب اللهی دو آتیشه ناراضی ان. بحث راضی ناراضی هم یه چیز گسترده س برا خودش. 

۱۰ بهمن ۱۹:۲۷ مستر صفری
همینکه حرف دلم رو زدم جای شکر داره:))
بلاگری ها که دارن دربارش میگن، من هم بگم میشه تکراری:(، پس نمیگم.
:)
چون اینقدر درباره این چیزی که پست گذاشتی حرف زدم و فحش خوردم
حد نداشته، وقتی بخواهی به عزیزترین نفر خونوادت بگی مثلا حجابت رو رعایت کن یا این کارو بکن اینو نکن انگار داری بهش میگی حتما بکن، به نفعته و از این چیزا...(این ها مرغشون یه پا داره)
مثال دیگرشم حرف نیمچه مهندس.
و کلا، چون من جاهایی کار کردم که این حرف شما رو زیبا اجرا میکنن و به دنبال سودخودشونن و دلشون برای خلق خدا نسوخته.

من خیلی خوشحالم تو خانواده ما کسی نمیگه اینکارو بکن برات خوبه چون دختریم:)) یعنی به طور مساوی خواهربرادرا مورد نظارت هلیکوپتری والدینن:)) حوصله نداشتم تو خونه هم شرح بدم من یه آدمم به اندازه شما و برادرم حق دارم برا خودم تصمیم بگیرم:))

بحث رفت تو حاشیه

آلت و شیفت رو تاسمانیایی هستم همچنان.


حالا که تو حاشیه رفت
حجاب رو بجای اینکه اعتقادی کنید
مزایا و معایبش رو بیان کنید

مشکل بحث کردن با شما اینه که تصورتون از مسایل غلطه کلا. حجابو هرکی فکر می کنه لازمه براش مزایایی متصوره, بهره ببره. هر کی هم اعتقاد نداره بهش خب نداره و مزیتی براش متصور نیست در نتیجه زورکی سرش کردن میشه زورگویی.

اسفناج نیست که مزیت و عیب براش متصورین.

قیاس شما پلاکت در مقایسه این موضوع درست نبود.
نه، منظورم اینه که اختیاری باشه، واجبار فقط در رعایتش باشه اون هم اگه اکثریت بخوان.
ببینید وقتی اکثریت بخوان ،این اکثریت یعنی یه اکثریت مسلمون شیعه که حجاب از شعاعر مذهبشونه، شیعه بدون حجاب بی معنیه ، همون طور که بی عدالت، اگه این رو بخواین معنیش اینه که طرف از عقیده اش کوتاه بیاد اون وقت دیگه نمیشه گفت یه مسلمون واقعی یه شیعه واقعی.
جمع دو تا چیز متضاده.
اگه این رو بخواین باید دین رو از سیاست جدا کنین.
به نظرم نمیشه هم مسلمون شیعه بود و هم بی‌حجاب.

اگه مثال منو متوجه می شدین شاهد این کامنت نبودیم.

عقیده مسلمون شیعه اینه که منِ مسلمونِ شیعه نوعی باید موهامو بپوشونم چون مردان نگاه هرزه و مگس دور شیرینی و فلان هستن و بنیان خانواده این نگاه های هرزه و مگس و فلان رو دارم می پاشونم. ولی اینکه چون منِ مسلمونِ شیعه معتقدم موهام مایه فساده پس باید هرکی تو تیررسمه موهاشو بپوشونه, از ارکان دین اسلام نیست. صرفا قلدرمآبی اون شیعه مسلمونه.  قرار نیست کسی از اعتقاد خودش دست بکشه اگه حجاب رو زورکی سر همه نکنید بعد نگید اح چرا حجاب بی حرمت شده و فلان؛ قراره اعتقادتونو از تو زندگی ملتِ نامسلمونِ ناشیعه بکشید بیرون.

اجباری در دین نیست، هرکی هم زور میگه اشتباه میکنه، اصلا مسایل عتقادی اجبار پذیر نیستن.
اجباری نیست حتی خدا رو قبول داشته باشی چه برسه به این مسائل.
لیکن این را برای خودم میگم اگه اعتقادی رو پذیرفتم ، با همه باید نباید های معقولش بپذیرم .
به نظرم ادامه ی بحث کار درستی نیست.اختلافاتمون بنیادیه
:)

مساله اینه که من دارم از گودرز حرف میزنم شما از شقایق! من از افرادی که اون اعتقادو نپذیرفتن صحبت می کنم، شما میگی نه اگه پذیرفتی باید فلان. هرکی پذیرفته بر روان پاکش درود، خودش میدونه با پذیرفتنش چیکار می کنه. من به مسلمین و مومنات چیکار دارم :|

بله موافقم. ختم جلسه. :چکش

۱-یه بحث متمدنانه رو ادامه میدیم
۲-منظور بنده این نبود که اگر مزایایی داره و عیبی نداره پس با استعمال بشه بلکه نظر من به صحبت کردن در این زمینه بود.
برای مثال من میدونم نوشابه خوب نیست ولی نوشابه میخورم الزاما خوردن من باعث نمیشه معایبش کمتر بشه

من متوجه نمیشم برای چی داریم بحث رو ادامه میدیم. شروع بحث رو هم متوجه نشده بودم سر چیه. الان ما به این نتیجه برسیم که به فرض حجاب میتونه باعث افزایش ترشح آندروفین در بدن بشه تهش میخوایم به چی برسیم؟

جدا داریم درباره ی این بحث می کنیم که حجاب اجباری خوبه یا بد؟
توقعات بالاتری داشتم.

نه بابا، معلوم نیست داریم در مورد چی بحث می کنیم. یا لااقل من هنوز متوجه نشده م موضوع چیه. :|

i told you
اولا عذر میخوام که یه بحث حاشیه ای رو ادامه دادم در کل من نظر این پست رو میپسندم که هر کسی عقیده ای داره
هدفم از این بحث این بود که در این فضا که همه یک همچین نظر مثبتی دارند یک مثال ایجاد کنیم بازم ببخشید
۱۱ بهمن ۱۳:۴۴ نیمچه مهندس ...
خانوما،آقایون
بذارید من منظوری که از حرفای جولیک فهمیده ام رو بهتون بگم:
این که اسم کشور اسلامیه معناش صرفا این نیست که همه همه چیز رو قبول کردن.الان یه عده ای هستن که حجاب زوری رو قبول ندارن.
بیان بشینن با هم حرف بزنن ببینن چی میخوان،چی نمیخوان.بحث فقط سر اینه که چیزی رو زوری نمیخوان.یه نفر دو نفر هم نیستن.عده شون زیاده که داره حرفشون شنیده میشه.
@جولیک
17 میلیون رو از کجا آوردی ؟

امروز یکی رو پیدا کردم تو توییتر، میگفت چهل ساله همه تون رو {فحش ناموسی}، الانم صداتون دراد با یه پارچ اسید ساکتتون می کنیم، همونطور که سیناتون رو کشتیم شما رو هم میکشیم. خب من کاملا میتونم کنار بیام که اون کسی که حاکمه انقدر احمق باشه که بخواد سیناهایی رو بکشه، یا بگه هر کی صداش دراد می بریم ناقصش می کنیم، ولی نمیتونم کنار بیام یه نفر تصورش از زندگی با دیگران تو یه کشور این باشه که هر کسی با ما مخالفت کرد می بریم بلا ملا سرش میاریم. :|

+تعداد آرای رییسی رو گرد کردم :دی

۱۱ بهمن ۱۴:۳۰ پـــــر ی
خوبی سارا جان؟ :)

قربون شما، شما خوبی خانواده خوبن؟ :دی

۱۱ بهمن ۱۴:۵۷ پـــــر ی
لطف داری :))

سلام برسون! :دی

۱۱ بهمن ۱۵:۲۲ پـــــر ی
سلام دارن خدمتتون :)

زنده باشن:دی

۱۱ بهمن ۱۷:۴۴ علیـ‌ تَرین
حجم نفرت دو طرف اونقدر از هم زیاده که قطعا جواب بعد از علامت سوالِ عنوان "نه" عه :|
چهل سال غیرمسالمت آمیز بر مردم حکومت کردند (هم خود حاکمان هم مریدان حاکمان) حالا هم بهتره غیرمسالمت آمیز این حکومت رو ازشون گرفت و مسالمت‌آمیز داد دست مردم.

کدوم مردم؟ کدو دسته شون یعنی؟

زامبی متصل :))) تعبیر قشنگی بود

زامبی آخه چیه :| خلاقیت در حد پشم بلال:|

۱۱ بهمن ۱۹:۵۵ علیـ‌ تَرین
بله هر دو دسته! با این تفاوت که افراد زیادی از دسته‌ی متصل به حاکمیت خودش بر دسته‌ی منفصل از حاکمیت حکومت میکنه. اونا بحثشون جداست.

چی بگم

من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
برای سفر کرده.
مشت سرخ آهنین
پولدارها قانون ندارند
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
تگ ها
بایگانی
شهریور ۱۳۹۷ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|