فرامرز

خب قضیه از این قراره که ساختار شرکت محل کار در حال تغییرات اساسیه و با توجه به احتمال شدیدِ  مرتفع شدن نیاز شرکت به ui کار, ممکنه که حاجیتون از ماه دیگه بره سر کار جدیدی. لکن از اونجا که هنوز این تغییرات نه به داره نه به باره, اینجانب دو هفته ست که سر کار بیکارم, لکن باید در محل کار حضور به هم برسونم. چون مطمئن نیستن میخوان بدنم بیرون یا نه و باید ساعت بزنم فعلا که هستم. 
بعد از این دو هفته, دیدن که خب زشته من بیام بشینم چای بیسکوییت بخورم و هیچکار نکنم, لذا گفتن یه کاری هست کسی رو نداریم انجام بده برامون, بیا تو یاد بگیر انجامش بدی. حالا کاره چیه؟ تبدیل یه کد دلفی به کدِ سی. دلفی چیست؟ از زبان های باستانیِ برنامه نویسی. آیا من دلفی بلدم؟ خیر. آیا سی بلدم؟ در حد رفع نیازهای روزمره. آیا می دونم کدِ دلفیِ مذکور چه می کنه؟ نه. آیا کسی میدونه؟ نه. کی کد رو نوشته؟ یه مرحوم برنامه نویسی که هشت ساله ندیدنش. :))
هیچی دیگه از شنبه قراره پا رو از مرز های کامفورت زونم فراتر بذارم و بشینم سر کاری که هیچ اشرافی بهش ندارم, و ترجیحا انقدر کشش بدم که بتونن تصمیم بگیرن میخوان باهام چی کار کنن. :)) فقط امیدوارم تصمیمِ نهاییشون این نباشه که منو برای ترجمه بقیه کد های آن مرحوم نگه دارن :|
۱۴ لایک
۰۶ بهمن ۱۷:۰۳ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
نامِ آن مرحوم فرامرز بوده است؟ :دی

خیر, فرامرز یعنی فرای مرز ها:دی

بچه که بودم مامانبزرگمینا یه همسایه داشتن اسم شوهرش فرامرز بود، زبونش میگرفت میگفت فلاملز. الان یادش افتادم دلم تنگ شد براش. هروقت منو میدید بهم کلوچه کیشمیشی میداد

درود بر ایشون:دی

۰۶ بهمن ۱۷:۱۱ بهروز ...
آیا نرم افزاری برای کامپایل! نمودن موجود نمی باشد؟

کامپایل نمودنِ کدِ دلفی؟ چرا. کامپایل نمودنِ کدِ سی؟ اونم بله. فی الواقع برای همه زبون ها کامپایلر وجود داره, حتی برای ترامپ اسکریپت:دی

۰۶ بهمن ۱۷:۱۴ رامین :)
http://www.netcoole.com/delphi2cs.htm

اصولا این جور برنامه‌ها درست کار نمیکنن ولی گفتم بفرستم :)
البته سی شارپه :|

مرسی, امتحان می کنم:دی

جولیک جان کامپیوتر رشته پرکاری هست. اگر آنقدر که گفتی محیط بی‌نظمه و عمرت داره تلف می‌شه فکر چاره کن :)

طفل تازه از دانشگاه درامده ای هستم با مهارت های محدود, چاره های محدودی به ذهنم میرسه.:دی

اتفاقا شرکت‌ها علاقه‌مند هستن نیروی تازه فارغ‌التحصیل رو خودشون تربیت کنن. اوصیکم به شرکت‌های بهتر و رو اصول‌تر مثل کافه‌بازار.

عه؟ نمیدونستم, مرسی!

آخی دلفی ! من سال ۸۰ در حالیکه ترم ۳ بودم دلفی یاد گرفتم ...احساس خود مادربزرگ پنداری دارم الان

من تا الان فکر می کردم دلفی مال دوران قلقله دون میرزاست و هیچ جا استفاده نمیشه مگه تو سیستم های قدیمی مثل بانکی جایی:))

۰۶ بهمن ۱۹:۳۲ آسـوکـآ آآ
کارو خوب انجام نده :|
این پیشنهادِ منه واسه اینکه کارای فرامرزی رو بپیچونی!
ولی خب این احتمالم وجود داره کارای غیر فرامرزی هم ازت بگیرن :D

حالا شایدم خوشم اومد:دی همین کار قبلیمم به جز سی اس اس یهو شروع کردن ازم آنگولار خواستن, مجبور شدم شیرجه برم توش و خب بدم نگذشت.:دی

از زبان های باستانی فقط با کلیپس ارتباط برقرار کردم

کلیپس چیه؟ :دی

۰۶ بهمن ۲۱:۱۸ سید رمضان حسینی
دلفی این قدر قدیمی محسوب می‌شه؟
اون‌قدرا هم فهمیدنش سخت نیست‌ها: پایه‌ش پاسکاله که حتی بدون دونستن سینتکسش هم قابل خوندنه. یه کم هم ادا و اصول Object Orient طور بهش اضافه کردن که شبیه VC شه. نصف کداش هم که AutoGenerate می‌شه. یادمه اونقدر ساده بود که وقتی بچه بودم فقط با بازی بازی کردن باهاش یاد گرفتمش.
بدترین اتفاقی که می‌تونه براتون بیفته اینه که اون مرحوم خیلی بد کد زده‌باشه که در اون صورت از خدا براتون طلب صبر می‌کنم.
پیشنهادم اینه که به عنوان یه ماجراجویی جدید بهش نگاه کنید. می‌تونه تجربه خوبی باشه اگه سخت نگیرید :-)

(آها! راستی! ظاهرا جدیدا از لازاروس به جای دلفی و محیطش استفاده می‌کنن. نمی‌دونم فایلهاش رو ساپورت می‌کنه یا نه؟ ولی گفتم شاید این نکته کمکتون کنه.)

لازاروس هم بهم دادن ولی به عنوان ide! هنوز بازش نکردم ببینم چیه, داشتم تو نوت پد پلاس پلاس می خوندم کد رو:دی

پاسکال که بلد نیستم به کل! ولی الانه بیشتر از سینتکس, مشکلی که دارم با منطقشه. قراره یه رشته دوازده بیتی رو بگیره, دی کد کنه, با یه روش دیگری انکد کنه و خروجیو بده. نه ورودی خروجیِ مثال دارم نه منطقشو کسی می دونه. بعد خب این روش های رمزنگاریِ قاطی کردنی رو من تو خودِ درس رمزنگاری هم با فهمشون مشکل داشتم:-" :))

+در بد کد زدنش همین بس که به جای n==3 زده n in [3] a ! :))

۰۶ بهمن ۲۳:۱۲ سید رمضان حسینی
خب پس من برم براتون دعا کنم که خدا بهتون صبر بده! :-)

دلفی هم بنده خدا بیشتر نقش IDE رو داشت آخه. همه‌شون زبونشون Ojective Pascal حساب می‌شه.

پ.ن. یه نکته کلیدی تو پاسکال با توجه به این مثالی که زدید بگم شاید کمکی باشه: برای عملیات منطقی مقایسه به‌جای == از = استفاده می‌کنن. و برای assignment هم به جای = از := استفاده می‌کنن.

اساینمنت رو میدونستم...اون یکی رو نه. د آخه چرا؟ تمام جهان هستی برای مساوی شرطی == میذاره! :(((


چطوری دلفی نقش ide داره؟ منظورم از ide محیط برنامه نویسیه ها. مثل اکلیپس و نت بینز.

۰۶ بهمن ۲۳:۵۵ هانیه شالباف
از جایی که بحث‌هاتون خیلی شیک و باکلاسه، فقط برات از صمیم قلب آرزوی موفقیت می‌کنم و رد می‌شم :))

مچکرم:))))

۰۷ بهمن ۰۳:۱۸ نیمچه مهندس ...
از برنامه نویسی فقط اسم زبان ها یادم مونده!
یه چیزای مبهم دیگه ای هم به ذهنم میاد:css,html,c,object
بعد یادمه که یه ترم طراحی کتابخانه الکترونیکی داشتیم که اچ تی ام ال و سی اس اس رو یاد گرفتم و الان محض رضای خدا مرگ هم یادم نمیاد:|
خلاصه که وی هیچ کمکی نمی تواند در راستای این پست نماید.

آبجکت چی میگه اون وسط :))

دور هم گفتم خوش باشیم:دی

۰۷ بهمن ۰۹:۴۱ سید رمضان حسینی
سلام مجدد
خط اول این https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Delphi_(programming_language)&redirect=no رو بخونید متوجه می‌شید. اصولا بورلند دلفی یه IDE بود برای Objective Pascal که از خود زبون معروف‌تر شده‌بود:-) برای همین به Objective Pascal دلفی هم می‌گن.

ها، مرسی :دی

۰۷ بهمن ۰۹:۴۵ پـــــر ی
منم احتمالا این هفته سر کارم بیکارم :(

دم عیدی اسیر شدیم:دی

۰۷ بهمن ۱۰:۳۳ مهدی صالح پور
البته بعدش میتونی بری توی کار باستان شناسی! :))

زبان های باستانی :))

۰۷ بهمن ۱۱:۵۷ مصطفی فتاحی اردکانی
ههههههه دلفی

انگولار بلد باشی کار زیاده

عمیق بلد نیستم، سر در میارم ولی :دی در خدمتم:دی

کاش نرم افزاری بود که این کارو انجام بده:).زبان سی تقریبا راحته یه جزوه ای خوب داشته باشی خوب یاد میگیری

بیشتر مشکلم رو اینه که پشتش چه خبره. پوینتر ها و تایپ کستینگ ها یادم رفته. شرم آوره ها، مثل اینه که آدم موزیسین باشه تئوری موسیقی ندونه :)) ولی خب :دی راه میفتم!

۰۷ بهمن ۲۲:۳۸ .: مهتاب :.
چه کامنتای خفنی:|

:افتادن برق در عینک دودی حضار

۰۸ بهمن ۱۰:۱۲ پـــــر ی
این «اسیر شدیم» آدمو یاد «پرویز» میندازه تو کلیپ های سروش رضایی :)))

آره شبیهشه:دی

فرامرزی خوبه ولی همیشه یه چیز در مورد فرامرز ها من رو اذیت میکرد، واونم این بود که این فرامرزها را دیگران برام مشخص میکردن ولزوما برام مفید یا مثلا آینده دار نبود..لیکن برا اینکه فرامرزها رو خودتون مشخص کنید ، رییس شرکت خودتون باشین...
:)

آره منم تا حالا خودم تصمیم نگرفته م پامو بذارم فرامرز، همیشه یکی هلم داده :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
Zero
Dandelion
بخاطر خودتون دو تا
راننده تاکسی
چکار هر چه تو میخواهی ست، بخواه آنچه می خواهی
برتر بودن یا نبودن
یک روز پاییزی از بالای ساختمان شماره 346
برای سفر کرده.
مشت سرخ آهنین
پولدارها قانون ندارند
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
تگ ها
بایگانی
آبان ۱۳۹۷ ( ۵ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|