درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

از همون اولاش ها, تو سی سالگی نه!

به فرزندان خود یاد بدید زمین بخورن. یاد بدید زمین بخورن و بعدش بلند شن. یاد بدید تا خونه سینه خیز نیان, تا آخر عمرشون قل نخورن, همونجا که زمین خوردن سکنی نگزینن تا زیرشون چمن دراد. پاشن, وایسن, ادامه بدن, ول نکنن.


+وی اولین زمین خوردن زندگیش به هجده سالگیش برمیگشت که رتبه کنکورش شد 1525. زان پس صداش می کنن نشسته در چمنزار.

۱۷ لایک
۲۶ دی ۱۴:۵۴ کوالای پیر
الان این زمین خوردنت بود؟ :///
این سوسول بازیا چیه پاشو جمع کن خودتو دوست عزیز :))

بله زمین خوردنم بود. خب توقعم بالا بود. دهع. :دی

زمین خوردنای منو بدونی به خودت امیدوار میشی
رتبه ت که خوب بوده

زمین خوردنِ هرکی با هرکی فرق داره. شاگرد اول دانشگاه که میخواد بدون کنکور بره ارشد اگه یه درس رو زیر هجده بگیره زمین خورده، من اگه رتبه م بالای هزار شه، یکی دیگه اگه مشروط شه.

۲۶ دی ۱۵:۰۸ المی ...
😒😒😒😒اون اسمش زمین خوردن نبود هااا:-/

بستگی داره تعریفتون از زمین چی باشه. :دی

ما نوزده سالگی پوکیدیم و هووچ ازمان نماند! و تا دو سال بعدش طول کشید تادوباره خودمان را با چسب و تف و خلاصه هرچه بود چسباندیم به هم! و نشد که دیگر هیچ وقت آدم سابق بشویم ولی خب درس هایی که یاد گرفتیم بعدها از پوکیدن های مجدد جلوگیری نمود!
آیکون هعییی

ما هنوز می پوکیم. اصن می پوکیم پس هستیم. :))

اسمش زمین خوردن نیست. بعضیا نسبت به رشته و دانشگاه حس تنوع طلبی دارن

یکی از فامیلامون نرم افزار شریف بود . نتونست دو رشته ای کنه وقتی درسش تموم شد دوباره کنکور کارشناسی داد رفت علوم کامپیوتر دانشگاه تهران چون معتقد بود حقیقت در طراحی الگوریتم و رمز نگاری نهفته شده و میگفت از شریف خسته شدم و الانم داره تو آمریکا دکترا مخابرات میخونه .

خب من درواقع این پست رو برا این نوشتم که از سال آخر دبیرستان تصمیم گرفته بودم برم ژاپن، برا کارشناسی نرفتم، برا ارشد اگه میخواستم برم باید هیچ نمره ایم زیر 12 نمیبود، همون ترم یک زارت ریاضی یک رو افتادم :)) و بعدش دیگه همه چی رو وا دادم. امروز دوستم که با هم میخواستیم بریم ژاپن برام نامه زد که تونسته قبول شه. و من بیشتر از اینکه براش خوشحال باشم، ناراحت بودم که خب چرا تو نرفتی دنبال اون چیزی که میخواستی؟ چرا همون اولش ول کردی؟


همین. خیلی بد نوشتمش که هیشکی نفهمید گویا. :دی

۲۶ دی ۱۵:۵۴ گندم بانو
۱۵۲۵ منطقه یک زمین خوردنه؟!!!!!!! :/
من که ۷۴۶۴ شدم به اعماق زمین فرو رفتم پس! :))))))))))

نابودم کردی اصن :))

بابا میگم که، به هدفگذاریتون و توقعتون بستگی داره. منو بعد کنکورم نشوندن روبروشون گریه کردن که ما برات چی کم گذاشتیم رتبه ت شده این!

به این رتبه میگید زمین خوردن؟!!! :|
من رتبه کنکور ارشدم بیشتر از این شد :|

بستگی به هدفگذاری و توقع انسان داره. من رفته بودم برای حداکثر 1200. امیرکبیر بیارم تهش.

ممکنه اگه یکی رفته بود سفید بزنه، براش موفقیت محسوب میشد.

۲۶ دی ۱۶:۴۰ فاطمه
من کلاس اول بودم، مقنعه ام از این مدلای بزرگونه بود، از اینا که اول کله تو می کنی توش بعد برش می گردونی. از همین مقنعه های معمول الانمون خلاصه، چون بچه ها از اونا سرشون نمی کنن واسه همین دارم توضیح میدم.
مامانم برام از اونا درست کرده بود،البته سفید بود. زنگ آخر ورزش داشتیم منم درش آوردم. بعد که زنگ خورد دیدم نمی تونم سرم کنم، ساعت آخر بود و باید می رفتم خونه. رفتم پیش این و اون که یکی اینو سرم کنه ولی همه داشتن وسایلشون رو جمع می کردن، معلما و دانش آموزا همه رفتن. پاییز بود. باد سرد میومد، به خاطر موهای هفت ساله ی قارچیم نه، ولی به خاطر سرما می خواستم بپوشمش، آخرش یه جور کج و کوله ای سرم کردم و راه افتادم تو خیابون.
خونه مون دور بود، مقنعه ام کج بود و آب بینی و اشکامم می ریخت پایین، اینقدر بد پوشیده بودمش که رو سرم واینستاد.
درش آوردم و بینی مو باهاش پاک کردم و اشک ریزان و یخ زنان رفتم خونه و هر چند لحظه یک بار آب بینی مو گرفتم.

منم از اونا داشتم! منتها کلاس چهارم! سفیدِ خیلی خیلی برفی بود، خیلی قشنگ بود. مامانم برای خواهرم دوخته بود، کلاس چهارم که رفتم خواهرم رفت راهنمایی و اونو دادن به من!

تهش مقنعه هه رو دوباره دلت اومد سرت کنی؟ :))

۲۶ دی ۱۷:۴۳ .: مهتاب :.
اینم قابلیت داره کمپین بشه....دارم فک می کنم نکنه کلا خودمون کلهم کمپینیم خبر نداریم؟!
مثلا فرشته ها به خدا بگن #ما_انسان_هستیم
انسانی که عجیب در رنج آفریده شده...
من البته امیدوارم به هپی اند شدن ماجرا......خییییییییلی امیدوار:-)

جان؟

۲۶ دی ۱۸:۰۲ .: مهتاب :.
ر.ک من جولیوسیوس هستم.
و این که این چیزی که این جا نوشتی رو‌ هم به همون اندازه تجربه و حس کردم.
بقیشم که دیگه معلومه

آم...آهان. تقریبا ...نفهمیدم هنوز :|

۲۶ دی ۱۸:۴۴ فاطمه
اتفاقا مال منم قشنگ و البته مال خواهرم بود، تهشم پر پر داشت.
آره شستیمش :)

به سلامتی. دیگه هروقت مقنعه سفید ببینم یادت میفتم :))

۲۶ دی ۱۸:۴۶ مترسک ‌‌
من رتبه‌ام 432862 شد، همین که مجاز شده بودم برام پیروزی شگرفی بود، بعد تو به 1500 میگی زمین خوردن؟ :|
برو از خدا بترس :))

1500 برا من زمین خوردن بوده خب، ای بابا :))

۲۶ دی ۱۹:۱۴ .: مهتاب :.
بیخیال:-) به هر حال که کاملا فهمیدم چی نوشتی:-) با این تفاوت که منو بقیه صدا نمی کنن، خودم خودمو صدا می کنم:-) و این که خوب رتبم به خوبی تو هم نبود:-)

رتبه من خوب نبود خداییش، دیوونه خونه قبول شدم :|

۲۶ دی ۱۹:۴۶ yasna sadat
عاشق کامنتا شدم و جواباش:))


اره یه روزی حتما اینو به بچم یاد خواهم داد!!

والا خب چرا سطح توقعاتمونو با هم مقایسه کنیم :دی

۲۶ دی ۲۰:۴۹ توکان سبز
بهت حق میدم که این رتبه برات زمین خوردن باشه =))

مچکرم! فاینالی! یس! هورا!

۲۶ دی ۲۱:۱۰ آقاگل ‌‌
چه همه گیر دادن به رتبه کنکور :)
من اولین زمین خوردنم کلاس سوم ابتدایی بود. انتظار داشتم توی مسابقه دو کلاس اول بشم. یکی مونده به آخر شدم. نفر آخر غایب بود. :|
از اونجا فهمیدم توی دو هیییچ استعدادی ندارم.

من در تمام دوران تحصیلم هر آنچه میخواستم بودم. هیچوقتم نمیفهمیدم چرا همه ازم بدشون میاد که همه جا نفر اولم. الان که هر کی یکی از چیزایی که میخوام داره غم بر من مستولی میشه که خب من چرا بهش نمی رسم درکشون می کنم :))


+در پاسخ به کامنت jud که نمیشه بهش جواب داد: من تو اون دانشگاه دو نفر هم اسم خودم میشناسم، تازه من یه نفرم و شیش تا عمومی بیشتر پاس نکردم با بقیه ملت، خیلی مطمئن نباش که با من همکلاسی بوده ای :دی

۲۶ دی ۲۱:۲۲ دست نویس
من کلاً رتبمو شطرنجی کردن، چون بدآموزی داشت :)
موافقم باید اجازه داده بشه که جوان تجربه کسب کنه، اما نه هر تجربه ای
موفق باشید

مادامی که نره زیر ریل قطار و چرخ کامیون، باس بتونه کسب کنه. ویش.

۲۶ دی ۲۱:۴۰ ماهی کوچولو
من زیاد زمین خوردم :)) الان دیگه سریع پامیشم :دی
فکر کنم باید با سر زمین بخورم که نتونم بلند شم :))

با گیجگاه، تضمینی :دی

۲۶ دی ۲۱:۴۱ خورشید خورشیدی
حالا زمینو که بالاخره خودش میخوره میفهمه اما این جمع کردن خودش از 18 جهتی که گسسته شده را واقعا باید بهش اموزش داد:/ به من اموزش ندادن الان از اون 18 جهت ،19 تیکه جمع اوری کردم:/

یه فنر زیاد آوردی ؟:)) مدل اینا که دل و روده رادیو رو میریزن بیرون دوباره سرهمش می کنن یه سری سیم و مقاومت زیاد میاد :))

۲۶ دی ۲۱:۴۳ ــ یاس ــ
هنوز نشستی؟فک نکنم

چرا دیگه، ایمان آوردم که دیگه هیچی نمیشم :))

۲۶ دی ۲۲:۲۸ آسـوکـآ آآ
نامبرده
پس اونایی که رتبه 100000 میارن چی بگن
والا بخدا
پاشو بنظرم
رو چمن نشستن شما سوسول بازیه:-D

یه چیز جالب بگم؟

من ترتیب کامنت ها رو چیده م از بالا به پایین، که اینجوری باشه که متن رو که میخونین کامنت ها رو هم به ترتیب زیرش بخونین تا برسین به قسمتِ ارسال کامنت جدید. :دی

برای بار هزارم، وقتی هدفگذاریت هزاره، هزار و پونصد بده. وقتی رفتی سفید دادی شدی صد هزار خب اساسا هدفگذاری نداشتی که، چیزی هم داری بگی ؟:))

باز نشسته که خوبه! من نه تنها نشستم که حتی هی دارم فرو هم می‌رم. فقط هم از یه افتادن مدار شروع شد. بعد یه جور که انگار خب اونو که افتادم پس کارم تمومه دیگه، نابووودددد شدم رفت!!
باید پاشم ولی نمی‌دونم چه طور! :((((((

ترم بعدش مشروط شدی یعنی؟:))

پاشو آقا. از نیفتادن درسای بعدی شروع کن. تو میتونی :))

ژاپن خوب نیستا . یعنی سطحش بالاست ولی رنکش نسبت به سطحش خوب نیست . مثل شریف که سطحش بالاست و رنک جهانی اش خوب نیست . توی اروپا کلا لیسانس سه ساله و خیلی دانشجوهای لیسانسشون با سواد نیستن ولی رنک دانشگاه هاشون خوبه. توی ایران بچه از کودکی تبدیل فوریه در مختصات کروی رو یاد میگیره و دانشگاه پدرش رو در میاره آخر هم مدرک جایی رو بهش میدن که جزو ۴۰۰ تای اول دنیا نیست ولی سطحش جزو ۲۰ تای اول دنیاست . ژاپن و روسیه و چین هم همین بلا رو سر جوون ها میارن .
برو اروپا یا کانادا یا آمریکا. ژاپن بهترین انتخاب نیست .
بعدشم بهتر که شریف نخوندی . اعتماد به نفست رو له میکردن یعنی سر بلند وارد میشدی و سرشکسته خارج میشدی در حالی که اعتماد به نفس حتی شاید از سواد مهمتر باشه

ژاپن نمیخواستیم بریم درس بخونیم که. میخواستیم بریم در فرهنگشون غرق شیم، شکوفه گیلاس تماشا کنیم، اوتاکو بازی دراریم، هعی آقا.

آمریکا چیه یه مشت خل و چل جمع شده ن دور هم معلوم نیست امام زمان ما رو نگه داشته یا اونا رو :))

۲۶ دی ۲۲:۵۰ ماهی کوچولو
ولی جولیک اینکه خودت رو باختی میگی ایمان آوردم هیچی نمیشم اصلا خوب نیست حتی نیازمند اینه که یکی بزنه لهت کنه :)) پاشو بچه پاشو نپاشی میام دستت رو میگیرم به زور بلندت میکنم دستت درد میگیره اون وقت خودت پاشو و آروم آروم برو جلو
میفهمم نرسیدن به هدف چیه میفهمم اینکه فکر میکنی چون یه بار به هدفت نرسیدی و دقیقا پشتش هم به هدف بعدی نرسیدی (اولی در مورد رتبه دومی در مورد ریاضی یک) و حالا احتمال داره با این فرمون سومی و چهارمی و nامی هم بوده که ننوشتی تا دیدت به خودت عوض نشه و حرکت نکنی مطمئن باش همه چی بدتر و بدتر میشه تو از کسی چیزی کم نداری میدونی فرق اونی که موفق شده چیه؟ با اولین لغزش ناامید نشده برای خودش فاجعه نساخته فقط تلاشش رو بیشتر کرده جای نشستن رو چمن زیادم رو چمن بشینی یهو دیدی یکی از این کرم های انگلی موجود در کود چمن ها از پوستت رفت تو تنت زد داغونت کردا از من گفتن بود :))

به قول یه دوستی اینکه به یکی که افسرده س بگی جم کن خودتو مثل اینه که به یکی که آسم داره بگی نفس کشیدن کاری نداره که!

:))

دیگه الان فایده نداره، فارغ التحصیل شدم و هی نمره های زیر 12 گرفتم و دیگه خودمو بکشم هم ژآپن راهم نمیدن :دی

چیزی که بهش رسیدم اینه که اصلا نباید تجربه های درسی رو با بقیه به اشتراک گذاشت و مطمئن بودم توی نظرات این پست هم اینو خواهم دید
لزوما رتبه دانشگاهی، نمره یا هرچیز این مدلی برای بقیه یه معنی نمیده
وقتی میگین این رتبه برای من شکسته، جوابش اووووه این رتبه که خیلی عالیه نیست
منم رتبه ام از شما بدتر بود و به چشم بقیه عاااالی
هیچوقت تاپ مدرسه و کلا درسی نبودم و مهم نبود برام
ولی بقیه متوجه نمیشن اون چیزی که برای تو خوبه برای من شکست یعنی چی
تجربه و توقعات متفاوتن و سعی کنیم از دید اونها مسائلشون رو درک کنیم
...

دقیقا، مرسی:دی

ولی بدبخت تر از همه فرانسوی ها هستن که به رم میگن قم . یه بار بیان قم دیگه تلفظ ر رو یاد میگیرن

:))

۲۶ دی ۲۳:۴۷ آسـوکـآ آآ
هدفم فقط این بود برای بار هزارم جواب بدی :D
والا بخدا واسه وقتی هدف گذاریت 100 باشه 1000 بده
نه 1000 باشه 1500 بد باشه :|
همه ش هم تقصیر شماس که استرسا رو میریزی تو رتبه ا :|

هدفگذاری من 1000 نبود چون رنده، چون میخواستم ته تهش امیرکبیر قبول شم :))

۲۷ دی ۰۰:۰۲ פـریـر بانو
زیاد خوردم زمین، ولی خب پاشدم. همینش جای امیدواری داره :/
به بچه‌ام هم یاد میدم اینو. قول :دی

آورین!

۲۷ دی ۰۰:۰۴ نیمچه مهندس ...
به نظر من این طوری رسید که هدفه مال خودت نبوده،واسه شاد و راضی کردن بقیه میخواستی رتبه ت بشه زیر هزار.
ولی این که چرا این رتبه واست موفقیت محسوب نمیشه رو درک میکنم.
من از وقتی رفتم دانشگاه و فهمیدم رشته ای که عاشقشم در توان من نیست نشستم و هنوز بلند نشدم.

نه میخواستم یا تهران قبول شم، یا شریف، یا امیرکبیر. بقیه دانشگاه ها از دید من آدم نبودن. سقف رتبه ای که تضمیناً یکی از این سه دانشگاه قبول میشه، هزاره.

۲۷ دی ۰۰:۱۹ کوالای پیر
درست میگی حق باتوعه وقتی آدم یه هدفی داره بهش نمیرسه خیلی سخته براش ولی پاشو دیگه بسه دیگه تو با این همه توانایی و هوش و استعدادی که داری خیلی کارا میتونی بکنی دوباره برای خودت هدف گذاری کن و پاشو
+اصلا هندونه نبودا جدی گفتم

هوش و استعدادم مدتیه زیر سوال رفته :دی


jud: بابا یه جوری کامنت بذار بشه جوابتو داد :)) چرا خودم بودم :)) لعنتی :))

۲۷ دی ۰۰:۵۲ Rick Sanchez
هر ایرانی یک " تو به x میگی زمین خوردن؟ من که y شدم چی بگم پس!"
ولی خب زمین خوردن مهم نیس. حتی بعضا بلند شدن هم مهم نیست!! مهم اینه وقتی پاشی یه چیزی رو از رو زمین برداشته باشی!

حالا شما دیگه سختش نکن، بذا اول یاد بگیره بلند شه، همون خودش یه چیزی برداشتنه.

خوب زمین خوردن اخیر من چیه؟
ترک تحصیل! با وضعیتی فوق العاده خطرناک
من انقد تو زندگی زمین خوردم ک یاد گرفتم پاشم.
الان دارم تو فکرم طراحی وب رو یاد میگیرم ک پول درآرم پیام نور همین رشته ارو بخونم، بعد کنکور ارشد بدم تو همین رشته قبول شم. و داغانم هعیییی
قرض ازین همه آه و ناله اینه بگم ی دو سه بار دیگ ک زمین بخوری، یاد میگیری چجوری بخوری زمین هوا بری ک نمیدونی تا کجا بری. اسطوره امیدواری فقط من

اگه میخوای طراحی وب رو یاد بگیری که پول دراری نمیخواد پیام نور همین رشته رو بخونی بعد کنکور ارشد بدی. وقتتو تلف نکن! فقط طراحی وب رو بخون و پول در بیار. از نظر فنی این امکان وجود داره که بری کلاس یا خوداموز بخونی و تواناییت در حد استخدام باشه بدون مدرک دانشگاهی.


اسطوره امیدواری فقط تو:))

۲۷ دی ۰۳:۴۸ گلاویژ ...
ما انقدر بلند شدیم و بعدش باز با کله خوردیم زمین که دیگه خیلی وقته به خودمون زحمت پاشدن نمیدیم

قل می خورید؟ :دی

هعیییی جولییییک
16 تیر یه جوری با مخ زمین خوردم که هنوزم هیچ علائم حیاتی ای نشون نمیدم!


کمکی از ما بر میاد؟

۲۷ دی ۰۸:۴۴ مصطفی فتاحی اردکانی
ملت چه گیری دادن به رتبه........
یه خواهش برادرانه اگه قراره هنوز بشینی سرت جات رو چمن ها. خواهشا هر چند وقت یه بار پاشو جات رو عوض کن که در افزایش فضای سبز جامعه سهیم باشی.
اگه هم نمیخوای پاشی به همان صورت نقل مکان کن.
دی:

:)))) چند وقت یه بار قل می خورم، چشم :))

۲۷ دی ۱۱:۲۷ آرزو ﴿ッ﴾
یه چیز بی‌ربط به پست بگم؟ تو کامنت‌ها ذکر خیر دانشگاهت بود یادم اومد.
من اگه آرشیو اینجا و وبلاگ قبلی رو نمی‌خوندم، توی برگه‌ی انتخاب رشته‌م بهشتی رو یه‌دونه بالاتر از فردوسی می‌زدم و طبق کارنامه‌ی سبز ظاهرا اون‌جا قبول می‌شدم. بعد الآن هروقت دوباره آرشیو رو می‌خونم و می‌بینم از دانشگاهت حرف زدی و شیبش، خوشحال میشم که اینجا رو می‌خوندم اون‌موقع‌ها! :))

امروز من اومده م دانشگاه. رفته م آموزش کل، از اونور دانشکده، از اونور پژوهشکده فضای مجازی، دوباره دانشکده. فاصله هر ساختمون با دیگری تقریبا هفت هشت دقیقه پیاده با شیب سی درجه. برف میاد، و من کلا یه ساعت وقت داشتم. دلیل اومدنم چی بوده؟ بیست و چهار مهرماه درخواست مدرک موقت داده م، سه آذر فهمیدن دیپلمم تاییدیه ش نرسیده و نمیتونم مدرکمو بگیرم، بیست و سه آذر پیشخوان دولت تاییدیه رو از اول فرستاده، چهار دی تازه مسئولش رفته سیستمش رو چک کرده تیک زده که رسید، تا چهارده دی که من هرروز زنگ بزنم چرا منو فارغ نمی کنین گواهیمو صادر نکرده. بعد تازه تو سیستم خورده گواهی پست شد، ولی دو هفته س که نیومده. امروز رفته م دانشگاه، میگن باشه باشه الان پست می کنیم!!!!

الان نشسته م تو کتابخونه نفسم بالا بیاد.

۲۷ دی ۱۱:۳۳ آرزو ﴿ッ﴾
من هرچی فکر کردم یادم نیومد تا الآن زمین خوردم که پا شده‌باشم یا نه! شاید چون قابلیت اینو دارم که از زمین خوردن و نشستن تا ابد روی همون چمن لذت ببرم :| فقط یه چیز دلخوش‌کننده پیدا کنم از اون چمنه، کافیه برام :|

:)))) شما یه کم رو انگیزشت کار کن به نظرم، ها؟!

۲۷ دی ۱۳:۰۷ آرزو ﴿ッ﴾
کلش یه‌طرف این‌که نوشته پست شده ولی پست نکردن یه طرف دیگه! :|
خداقوت :)

:))) خودم که فکر می‌کنم انگیزه‌م خوبه :دی ولی باشه :)

من مدرکمو که بگیرم با یه مسلسل حمله می کنم آموزش کل. این خط این نشونی.

حالا باز با 1500 خوبه من با 150 فکر کن جز آخرین قبولی های رشتم توی بهشتی بودم ! مشکل اینجا بود گفتم بهشتی رو که قبول نمیشم بذار اول بزنم بعد تهران رو بزنم . دیدم عه شدم که . :|
من برم از الان که ترم 3 هستم واسه این چیزا اقدام کنم . :|

بله تا وقت دارین برین بایگانی آموزش کل و بپرسین پرونده تون کامله یا نه، تاییدیه دیپلم و ایناتون اومده یا نه!

۲۷ دی ۲۱:۳۶ هانیه
به نظم به هدف گذاری هم مربوط نمی شه مهم آخرش هست که شاید از کسی که رتبه ای 1 آورده تو موفقیت تر بشی

خب من هدفم آخرش نبود :))

واقعا؟؟
مرسی خوشحال گردیدم:)))))))

آره بابا الان تو شرکتِ ما رییس واحد ما اصلا مهندس کامپیوتر نیست :))

۲۸ دی ۰۳:۴۲ مهرداد
از تجربیات برنامه نویسی بگو
فرنی و بچه و اینا نه.....
آره خو خیلی مهمه آدما بعد از زمین خوردن بلد باشن بلند شن.
هر خانواده ای اینارو یاد بچه هاشون نمی دن.
یکی از مخاطبین غرض رو قرض نوشته ...بد آموزی نشه یه وقت 😂

من که بچه ندارم فرنی داشته باشه :)) وبلاگو عوضی اومدی، زنگ بغل :))

۲۹ دی ۰۴:۳۶ مهرداد
نهههه
بحث زمین خوردن و بلند شدن بود، گفتم خیلی از دانشجوا به خاطر نداشتن مهارت زمین میخورن، شما خوب در این زمینه کاری تون استاد شدین ، ارشاد کنید ، ای پتروس فداکار.
تاثیر داره باور کنید .
وبلاگ هم درست اومدم :)
زنگ بغل یا کلاس بغل
باشد که رستگار شوید😊😊😊

خب فرنی و بچه چی بود پس؟

۳۰ دی ۰۳:۰۵ مهرداد
هییی
بابا یادتون نیست، من تعریف کردم از برنامه نویسی ، ساخت ربات ، هک ،...
بعد زدین تو ذوقمون 😶😑😶😑مثلا بچه و فرنی رو بیان فرمودین در پست مربوط دیگر بر نمی گردد جوانی ...☺😂😀

باور می کنین هیچی یادم نیست؟ :| عجیبه ها :|

۰۵ بهمن ۲۳:۰۸ پریسا ..
می دونستی یه کتابی هست به اسم خوش بینی آموخته شده یا همان Learned Optimism نوشته مارتین سلیگمان؟

این کتاب را بخون و بعد برو برای ژاپن اپلای کن، آفرین :)

در ضمن یه کتاب دیگه هم هست به اسم تیوری انتخاب (نمی دونم همزه کجای صفحه کلید مک است، بعد دو سال هنوز نفهمیدم :دی) نوشته ویلیام گلاسر که میگه ما حاصل انتخاب های الانمان هستیم و اصلا بچگی هامون مهم نیست :)

چرا این نظریه دومی رو دوست دارم، چون به من این امکان رو میده که اگه امروز تصمیم دارم افسردگی کنم (نظرش این هست که شما افسرده نمیشی، تصمیم میگیری افسردگی کنی چون راه ساده تری هست از ایستادن، جنگیدن و مبارزه کردن) جلوی خودم را بگیرم و انتخاب بهتری داشته باشم :) :*‌

آفرین دختر خوب :* برو برای ژاپن

مرسی....ولی ژاپن راهم نمیدن:دی از شرایط بورسیه ش این بود که نمره زیر 12 نداشته باشی, من یه 8 دارم ریاضی یک, یه ده فلسفه, یه ده و هفت دهم آمارمهندسی:-/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
این وبلاگ را دنبال کنید
پیشنهاد روزانه
شوهر مناسب در زمان مناسب
آقای زلزله
گرم باشید و نرم
سین بدون جیم
چرا تحریم؟
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
تگ ها
بایگانی
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک