مام اون وقتایی که فیلترا رو موقتا برمیدارین حس خوبی داریم

روایت داشتیم یکی بود هر چند دقیقه یه بار با آجر میزد تو سر خودش. بهش میگن چرا همچی می کنی؟ میگه آخه اون وقتایی که نمیزنم خیلی حس خوبی دارم لامصب!

۲۵ لایک
عااالی بود

اسیر شدیم بقرعان:|

۲۴ دی ۱۰:۲۹ آقاگل ‌‌
کلاً حدیث داریماز غیرمعصوم میگه داشتن هرگونه حس خوبی درجمهوری اسلامی حرام است!

نه بابا، اینجوریام نیست دیگه، بیشتر مردم راضی ان، ما آشغالاشونیم!

۲۴ دی ۱۰:۲۹ آقاگل ‌‌
کلاً حدیث داریم از غیرمعصوم میگه داشتن هرگونه حس خوبی درجمهوری اسلامی حرام است!
(اسپیس لپتاپم در اومده :| )

جا زدینش؟ :|

۲۴ دی ۱۰:۳۱ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
لایک :|

بر فروهر پاکت درود :|

۲۴ دی ۱۱:۳۲ گندم بانو
وای!! کامنت آقاگل منو مرد! :))))
+ به امید روزای خوب!

شما رو به پاسخ کامنت آقاگل ارجاع میدم!

۲۴ دی ۱۳:۴۵ هانیه
سلام فکر کنم شما هم رشته تون کامپیوتره یه سوالی داشتم من رشته ام آی تی هست برنامه نویسی سی پلاس پلاس در حد تئوری تو دانشگاه خوندیم چون ریاضی ام خوب بود خوب یاد گرفتم ولی عملی به هیچ عنوان کار نکردیم برم کلاس بیرون عملی و کامل یاد بگیرم؟به دردم میخوره؟

بستگی داره بخواین در آینده چی کاره بشین خب. دنیای کامپیوتر خیلی گسترده ست! من الان طراح و برنامه نویس رابط کاربری ام، فقط html و css و angularjs استفاده می کنم. یا مثلا بخواین با یونیتی کار کنین فقط سی شارپ استفاده میشه یا js. باید ببینین چه مسیری میخواین برین، برا همون مسیر مجهز شین.

در حالت کلی، سی پلاس پلاس زبون پر کاربردیه. و یاد گرفتنش هم میتونه پایه برنامه نویسی آدم رو قوی کنه. ولی همه جا استفاده نمیشه. دونستنش خالی از لطف نیست، مهارته دیگه بهرحال. ولی اگه قصد دارین یاد بگیرینش از دایتل استفاده کنین، مجتمع فنی اینا چیز بیشتری یادتون نمیدن :دی

چه خبره این چند روزی که تلگرام بسته بوده ؟؟ یکی جزوه میخواسته ، یه کشتی غرق شده ، پسر خاله ام از مونیخ پذیرش گرفته و یکی از فامیلا هم ازدواج کرده و یه استاد هم بخشی از کتاب رو برای امتحان حذف کرده بود که من خوندمش .

هنو نفهمیدم اینا چطوری تلگرام داشتن :\

با فیلتر شکن. :| یعنی تو توی این یکی دو هفته اصلا نرفتی تلگرام؟ :|

کشتی مورد نظر هنوز غرق نشده، شعله ور برا خودش وله تو دریا تا چین و ژاپن بیان خاموشش کنن ما هم برا مرحومینش بنر بزنیم شاعرانه پریدید و ادعا کنیم میتونیم لکه نفتی خلیج کوفت و مرگ رو دو ساعته مهار کنیم. با توجه به اینکه نمیدونیم مسئولیت خاموش کردنِ کشتی های وزارت نفت(؟) با کیه، نمیدونیم به کی فحش بدیم، عجالتا نسبت به تمام مسئولین دولتی و حکومتی احساسِ نفرت داریم.

آپدیت: غرق شد گویا.

۲۴ دی ۱۴:۳۰ هانیه
مجتمع فنی که شهر مت هزینه اش 4 میلیون اون جا رو بیخیال شدم منم شاید برم طراحی وب سایت و اینا ولی به قول شما سی پلاس پلاس به نظرم پایه و مهارت مهمیه.این گستردگی کامپیوتر آدم رو سردرگم می کنه:(

همون سی پلاس پلاس بسته به اینکه قراره باهاش چی کار کنی چند شاخه تخصصی میشه. به نظرم اگه الان سال اول هستین، تا وقت دارین به همه چی ناخونک بزنین ببینین از چی خوشتون میاد. :دی

۲۴ دی ۱۴:۳۳ گندم بانو
به پست من ارجاع دادی؟!! :))))

به قول معروف، بعضیا هنوز گشنگی نکشیدن که عاشقی یادشون بره!! :)

نه به کامنتِ اکثریتِ راضیِ زیرش ارجاع دادم :))

+اینکه گشنگی نکشیده باشی یه چیزه، اینکه به خاطر کسی که به بند کفشش نیست گشنگی می کشی یا نه حاضری آدم بکشی یه چیز شگفت انگیز دیگه ست. مع الاسف ما با مورد دوم طرفیم.

وای . من با فیلتر شکن خیلی از سایت ها رو باز میکنم . نمیدونم چرا عقلم نرسید تلگرام رو باز کنم .

یار در کوزه و ما تشنه لبان میگشتیم:/

البته مخاطب خاصی هم ندارم :دی برای همین خیلی برام مهم نبود کلا

خاک بر سر مسئولین کنن . همین

یه فصل اضافه خوندی فقط :))

+همانا.

ما 40 ساله که کشتی هامون غرق شده

ای باد شرطه برخیز!

۲۴ دی ۱۹:۰۲ هانیه
نه خدا رو شکر تازگی فارغ التحصیل شدم و از دست دانشگاه خلاص شدم:)

مبارکه! منم سه هفته پیش بالاخره دیپلمم تایید شد و هنوز منتظرم فارغ شم :))))

خب پس دیگه باید پیدا کنین به چه کاری علاقه دارین دیه.

۲۴ دی ۱۹:۵۷ گندم بانو
کدوم اکثریت؟؟ دو نفر بودن فقط! :))

اصلا از عجایب بود :))

من و تو هم دو نفر بودیم. ولی به نمایندگی از جمع خودمون حرف میزدیم. اونا هم همینطور. ولی فرقمون اینه که من خودمو درگیر اینکه ما بیشتریم و ما چند تاییم نمی کنم؛ حقانیت یه خواسته رو همیشه تعداد خواستارانش تعیین نمی کنن. 

۲۴ دی ۲۱:۲۸ مهرداد
کارشون قابل قبول نبود....
لیک اینها هم از ابزار کنترله دیگه...
یعنی از بیخ و بن نباید کارایی میکردن که الان مجبور به فیلتر و این چیزا بشن....
لیک امید داریم به اصلاح امور ...

بذارین یه چیزی براتون تعریف کنم. ما بچه که بودیم یه بار با برادرمون شمشیر پلاستیکی بازی میکردیم، من در این بازی خشونت بسیاری به خرج دادم و چندین رد شمشیر رو کمر برادرم موند و کبود شد.واکنش مادرمون چی بود؟ شمشیرم رو گرفت رو گازِ آشپزخونه ذوب کرد :)) میتونست به جاش بیاد ریشه یابی کنه من چرا خشونت به خرج دادم - پاسخ: چون احساس خفنیت و پر زوری بهم دست داده و جو مرا گرفته بود :دی- یا منو بشونه برام توضیح بده که نباید خشونت به خرج بدم حتی اگه شمشیرم پلاستیکیه. لکن راه حل اولیه ش این بود که شمشیر منو ذوب کرد.

اما آیا من اصلاح شدم؟ خیر. یه هفته بعد در حال کشتی گرفتن با برادرم با مغز رفتم تو آینه قدی دم در و دندون جلوم شکست. :دی
آیا من دیگه جوگیر نشدم؟زهی خیال باطل. همون سال سر شرط بندی با برادرم و پسرداییم یک عدد سنگ پنج کیلویی رو به زووووور از سر راهِ جویِ آبِ آبیاریِ درختانِ پارک جنگلی چیتگر برداشتم، آبش زد بالا کل بساط پیک نیک خانواده مون رو برد. :))

نتیجه میگیریم که راه حل های اولیه تون رو همیشه بریزید دور و برید سراغ راه حل های ثانویه. :دی

۲۴ دی ۲۱:۳۰ مهرداد
کارشون قابل قبول نبود....
لیک اینها هم از ابزار کنترله دیگه...
یعنی از بیخ و بن نباید کارایی میکردن که الان مجبور به فیلتر و این چیزا بشن....
لیک امید داریم به اصلاح امور ...

الان نتیجه ش چی شد؟ تک تک سامانه های الکترونیکی مملکت به فیلتر شکن مجهز شده. حتی پدربزرگ مادربزرگ هامونم با مفهوم پراکسی و آی پی آشنا شدن. :))

اصلا به قول اون دوستمون، «توییتر رو رفع فیلتر نمی کنن چون به فعالیت های تروریستی داخل کشور کمک کرده/می کنه، انگار اونی که فعالیت تروریستی می کنه لنگ فیلتر شکنه واقعا» :|

۲۴ دی ۲۱:۳۱ مهرداد
ببخشید ، دوبار ارسال شد.تقصیر بیان بود :(

دو بار مستفیض شدیم! :دی

۲۵ دی ۰۳:۳۹ مهرداد
داستان خوفناکی بود ، نشون از بی رحمی و قساوت داشت .
والبته شر و شیطون....
کشتی، آینه ، دندون....شکستن...دیگه حرفی نمیمونه برا گفتن...شعرشد.😂
والو مسلمه که این کارا فقط از سر بی آگاهی و شاید ناتوانی هستش ، مساله رو که حل نمی کنن ، لیکن صورت مساله را پاک میکنن.

من بی رحم نبودم خداییش، فقط فکر نمی کردم شمشیر پلاستیکی جاش رو بدن انسان بمونه. :دی بعدم مبارزه بود دیگه، خاله بازی که نمیکردیم :|

صورت مساله رو هم پاک نمی کنن حتی، مث اینه که شما برا من کامنت توهین آمیز بذاری، من بیام به شما ناسزا بگم، بحث ادامه پیدا کنه و بعد برای خاتمه دادن بهش از گوگل بیان جیمیل منو مسدود کنن. :| خب داری اشتباه میزنی :|

عاره اصلا اکثریت ملاک نیست . مثلا اکثریت به فلان تست سخت فلان درس کنکور جواب غلط میدن و این باعث نمیشه کلید سوال عوض بشه به احترام اکثریت جاهل :دی

اگه قرار باشه هر چیزی اکثرش ملاک باشه باید صبر کنیم اکثریت جامعه از فقر در هم بشکنه بعد فکر کنیم که عه شاید تورم و میزان حقوق ملت با هم جور نیست و داره به ملت فشار میاد. :|

راستی اگه اندروید استفاده میکنی یه نرم افزار هست که اسمش cctools هست که کامپایلر سی و سی پلاس پلاس و فرترن و یکی دو تا زبون دیگه است الیته فکر کنم به درد سرگرمی میخوره و نشه باهاش کار جدی کرد
مثلا تو اتوبوس که بودم اعداد اول زیر هزار رو چاپ کردم . سرگرمیه دیگه . گفتم معرفی کئم

داری گیک میشی کم کم :)))))))

۲۵ دی ۱۴:۰۳ مهرداد
اونبار نشستم فکر کردم دیدم دیگه این دوره زمونه کسی کلمه ی رند رو به کار نمی بره..معادل امروزیش فکر کنم همون خبیث باشه،
آره واقعا اشتباه میزنن، شاید هم درست میزنن وقتی پای منافع خودشون درمیانه.....

معنی زیرک هم میده حالا، یه کم دید مثبت داشته باشین :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
از لای ترک ها
وقتی نو بودی
آقای خسته بند
افتر بازنشستگی
سروش یا تلگرام؟
عرض زندگی
اعتراف مخوف
تگ ها
بایگانی
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
قالب: عرفان و جولیک بیان :|