درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

خسته ی درون

رویکرد آدم ها نسبت به تخت خوابشون دو گونه ست.

دسته اول صبح از خواب پا میشن, تخت رو مرتب می کنن, بالش ها رو پف میدن و دسته گل می کنن, بعضا رو تختی هم میندازن و بعد میرن دنبال زندگی.

دسته دوم از تخت میان بیرون و میرن پی زندگی.


استدلال دسته دوم معمولا اینه که وقتی قراره شب دوباره برگردی تو تخت چه کاریه مرتبش کنی هی هرروز؟ شب میای خونه می خزی زیر پتو دردسر برداشتن رو تختی و دراوردن پتو از زیر تشک هم نداری. به واقع بنده هم باهاشون موافقم. و حتی در بسیاری موارد دیگه. مثلا وقتی قراره هر هفته میزتو دستمال کنی و باز فرداش ببینی خاک گرفته خب اصلا چه کاریه گردگیری کنی؟ وقتی امروز جارو کنی فردا کف اتاق پر مو شده چه لزومی داره جارو زدن؟ وقتی موهاتو شونه کنی باز میره زیر مقنعه می چسبه به هم چه فایده داره شونه؟

۲۲ لایک
۱۷ دی ۱۰:۱۲ آسـوکـآ آآ
اینارو یاد نده تورو خدا :D
خواهر من همینجوریه دقیقا
لطفا وقتی هم اتاقی دارین رعایت کنین حداقل :D

اتفاقا خواهر منم مشکل تو رو داشت، بین دو قسمتِ اتاق پرده کشیده بودیم :))

۱۷ دی ۱۰:۱۵ ماهی کوچولو
منم موافقم :)) و همه ی این کارها رو سایرین برام انجام میدن :))

سایرین منو قرنطینه کرده ن تو اتاق :|

۱۷ دی ۱۰:۱۸ مریــــ ـــــم
بنظرمنم زندگی کوتاه تر ازاونیه که بخوام اتاقمو تمیز کنم
:|

واقعا :|

۱۷ دی ۱۰:۵۱ ــ یاس ــ
یا مثلا چرا کفشو بذاریم تو جا کفشی وقتی فردا باید باز درشون بیاریم. اصن چرا عاقل کند کاری کلا:دی

اصن فلسفه جاکفشی بر من پوشیده ست. جاکفشی بیرونِ خونه س، امنیت که نداره. کفشا رو بذاری دم در چه اتفاقی میفته؟

نه خب یه تفاوت اساسی هست بین مرتب نکردن تخت خواب و سایر مثال‌هات! :|
اونم این که اگر به طور متناوب هی گردگیری نکنیم یا جارو نزنیم، میزان کثیفی و گرد و خاک هی بیشتر و بیشتر میشه. ولی خب میزان شلختگی رخت خواب، تا ده سال هم اگر مرتب نشه، ثابت می‌مونه. :|

واسه همین میشه تا آخر عمر رخت خواب رو مرتب نکرد ولی نمیشه از گردگیری و جارو زدن و اینا برای مدت زیادی طفره رفت! :/

#محض_خالی_نبودن_عریضه :دی

ولی از شونه کردنِ مو میشه طفره رفت خدایی، کافیست موهای کوتاه خوش حالتی داشته باشید. :فخر فروشی :دی

۱۷ دی ۱۱:۰۶ Frozen Fire
کاش یه جلسه‌ی توجیهی برای اولیا بذاری جولیک!

::و حتی شلوار بیرونی که کمتر از از 12 ساعت دیگه باید دوباره بپوشی،چه‌کاریه عوضش کنی اصلا!
والا!

:|
یاد دوران دبیرستان افتادم، تو خونه با شلوار مدرسه می چرخیدم. چه شلوارای مسخره ای داشتیم، شبیه پیژامه بابام بود فقط رنگش مشکی بود :|

یا حتی مانتویی که دوباره قراره فردا بپوشی چرا باید بره تو کمد اخه؟! رو صندلی دم دس ترم هس تازه^__^

چون رو صندلی از قبل دو تا کاپشن و یه سوییشرت آویزونه :-"

۱۷ دی ۱۱:۲۵ گندم بانو
جا داره به نمایندگی از همه شیرازیا جلوت لُنگ بندازم! :)))))

:لنگ را می پذیرد

۱۷ دی ۱۱:۵۶ yasna sadat
منطق گروه اول چیه واقعا!

البته میگن تحقیقات اثبات کرده تمیز کردن تخت باعث میشه در طول روز شاداب تر باشید :|

گروه دوم رو عمیقا درک مى کنم :دى

به جمع ما خوش اومدی، دسته گل محمدی :))

۱۷ دی ۱۲:۳۹ آقاگل ‌‌
حتی من هیچ وقت نفهمیدم چرا جایی که هیشکی نمی‌بینه رو باید جارو کرد. :)
مثلاً زیر قالی و زیر مبل رو چرا باید جارو کرد آخه؟

چون پخش میشه خاکشون به جاهایی که جارو کردی :دی

۱۷ دی ۱۳:۰۷ پـــــر ی
اصن متن و کامنت ها منو منهدم کرد.
یه کم تمیز باشین خب

اونایی که از دسته اول سوال داشتن این فرصت رو مغتنم شمرده و بیان از ایشون سوالاشونو بپرسن :))

من میخواستم با پول خودم یه آب سرد کن برای کنار مبل بگیرم که خانواده مخالفت کردن .

حالا همش باید بری تا آشپزخونه به خاطر یه لیوان آب

زندگی نداریم که

یه آب سرد کن با پول خودت می خری، میاری میذاری کنار مبل. کسی دیگه زورش نمیرسه بگه پسش بده. :دی

یکی از دوستان بود با همین منطق بچه گربه آورد تو خونه :دی

۱۷ دی ۱۴:۰۲ آقاگل ‌‌
شما زیر قالیاتون خاک داره یعنی؟ در بدترین حالت موزاییک و سیمانه. خاک کجا بود آخه؟ بعد اگه اومد اونجا که جارو کردی خب باز جمعه که شد جاروش می‌کنی تمیز میشه.
.
لازم به ذکره یاد امیرحسین افتادم. نامبرده 5 سالشه و با مادرش همیشه درگیره که چرا من باید هی برم دستشویی آخه؟

زیر قالی رو نمیدونم ولی پشت تخت و زیر مبل رو میدونم لازمه به این دلیل :دی
من هم در کودکی این مشکل رو با حموم و صبحونه خوردن داشتم. یعنی چی که هی هرروز صبحونه می خوریم؟ چه وضعشه؟ :|

۱۷ دی ۱۴:۰۵ پـــــر ی
:))))
با کمال میل پاسخگو هستم.

:میکروفون را تنظیم می کند

اینهمه ایم ما؟؟
پس چرا مامان من باهام مث یه موجود فضایی با وضعیت اسف بار برخورد میکنه پس؟

ما بی شماریم، جهت جلوگیری از تکثیرمون باهامون مقابله میشه :دی

۱۷ دی ۱۴:۱۶ بوبک یار
وای منم اینجورم :)))
چرا اخیرا انقد شبیه هم شدیم :)))

من بیست و سه چهار ساله که اینچنینم :دی

۱۷ دی ۱۴:۳۵ نیمچه مهندس ...
پلشت ها:|
من فقط سالی چند مرتبه خسته ی درونم راه میفته و مامانم با استدلال «غذا هم نخور پس،یه ساعت دیگه باید بری دستشویی» قانعم میکنه که به زندگی برگردم.

من با مامانت موافقم، اصن کل زندگی چرخه بیهوده ایست، هی هرروز باید غذا درست کنی، غذا بخوری، بری دستشویی، بخوابی، باز بیدار شی، اسیر شدیم آقا :|

پری میکروفون رو با نیمچه تقسیم کن :دی

۱۷ دی ۱۴:۵۸ پشمآلِ پشمآلو
من جزو دسته اولم!
اگه همو هفته ای یبارم تمیز نکنی و شونه نکنی که دیگه میز و مویی نمیمونه که بخوای ب اپشناش فک کنی اصن

والا درمورد مو من تضمین میدم که شونه نشدنش موجب هیچ اتفاق بدی نمیشه :دی به خوبی یادمه تا سوم دبستان هرگز موهامو شونه نکرده بودم و اصن برس نداشتم، البته تا شیش سالگی به این دلیل بود که موهام در حد کیوی بود :)) سه سال بعدش به این دلیل بود که موهام شدیدا مجعد بود، شونه که می کردم وز می شد. :دی

تازه سوم دبستان هم موهام وز می شد ها، ولی چون بلند شده بود رسیده بود به سر شونه م میتونستم دم اسبی کنم دیگه دیده نشه وز بودنش!

۱۷ دی ۱۵:۱۱ هوپ ...
من فکر می کردم جزو دسته دومم ولی الان که همه کارهام با خودمه، می بینم که نه، جزو دسته اولم با کمال شرمندگی! باید اطرافم همه چیز یه نظم نسبی داشته باشن، نسبی میگم چون مثلا در قیاس با خیلیا من شلخته محسوب میشم ولی در مقایسه با تو وسواسیم :-)))

من صادقانه باید بگم بهت حسودیم میشه:دی

۱۷ دی ۱۵:۲۰ سنجاب کوچولو
در بعضی از موارد موافقم ولی در بعضی از موارد مثل میز آرایش اگه تمیز نباشه واقعا رو مخمه!

خب من میز آرایش ندارم، یه قفسه سه طبقه دارم بالاش عطر هامن ...ام...و سه تا مرطوب کننده:دی

هشتگ، نچرال بیوتی!

۱۷ دی ۱۵:۵۹ زِدْ عِِـچْ آرْ …
درستشم همینه
در این باب سخنی داریم که وقت طلاست!

دانستنی: در زبان انگلیسی میگن وقت پوله :دی

۱۷ دی ۱۶:۴۴ نیمچه مهندس ...
البته مامانم اون جمله رو در مذمت تنبلی کردن میگه.
ممکنه گاهی لباسام رو بریزم رو زمین یا گردگیری و اینا نکنم ولی در کل مرتب حساب میشم.مثل تو قرنطینه نشدم تا حالا:دی

من برداشت دلبخواهم رو ازش می کنم:))

۱۷ دی ۱۶:۴۹ آسـوکـآ آآ
پرده عالیههههههههههههه :D

بزن خب, هم خودت آسوده میشی هم خواهرت:))

۱۷ دی ۱۷:۳۵ کوالای پیر
من جزو دسته دومم اما نه به این شدت :/ یعنی هرچند روزی یهو دیوونه میشم همه رو بشدت مرتب میکنم جوری که همه انگشت حیرت به دهان میبرند بعد دوباره میذارم گند برداره همه جای اتاقو:))

+ شما پتوهاتونو میذارید زیر تشک؟؟!!!!! (به فکر فرو میرود)

من نه ولی خواهرم آره. فرو می کنه لای درز تخت. :-/

۱۷ دی ۱۷:۴۲ خور شید
مشکل صبحونه رو من هنوزم دارم و با سایر وعده‌ها هم همین‌طور.
اصولا اگه این‌قدر به خورد و خوراک گیر نمی‎دادیم، روال زندگی بهتر طی می‎شد. هروقت گشنه‌ش شد یه چیز می‌خوره دیگه.. :دی

من اگه میتونستم مراتب عرفان رو طی می کردم سالی یه بار گشنم شه. لکن چه کنم شکموئم و همیشه گشنه:))

۱۷ دی ۱۷:۴۳ مهدی صالح پور
برای دوره مجردی با این اتفاق موافقم اما وقتی متاهل باشی، و احتمال حضور مهمون سرزده باشه، مجبوری اول مرتب کنی بعد بری بیرون. چون وقتی دو نفره میری بیرون، لزوما دو نفره برنمیگردی. دوستی، رفیقی، کسی بالاخره پیدا میشه یهو هوس کنه بیاد خونتون.

من فکر می کنم کسیو سرزده راه ندم خونه. :دی

۱۷ دی ۱۸:۱۹ فاطمه .ح
منم مثل کوالای پیرم.
یه هفته عین شما زندگی می‌کنم، یهو آخر هفته همه‌چیو تمیز می‌کنم. حتی با جارو برقی به جون اتاق می‌افتم و بعدش درست می‌شه می‌ره
هرچند دو روز بعدش همون آشه و همون کاسه
قبلاً در این حد هم نبودم
به همین روش ادامه می‌دادم زندگی‌مو و وقتی از حد می‌گذشت مامانم تمیز می‌کرد. اما الان پیشرفت کردم. می‌دونم گروه اول تو جامعه‌مون دست‌کم گرفته می‌شن اما وااااقعا بهشون غبطه می‌خورما!

من اگررررر سر حال باشم شاید دو هفته این روندو ادامه بدم:دی

۱۷ دی ۱۸:۴۹ نت فالش
نترسین، نترسین؛ ما همه با هم هستیم :))

مرتبا ببخشین, دیگه باید بلن شین:))

۱۷ دی ۲۰:۳۹ مهرداد
نظم نسبی لازمه،
به نظرم برا دخترا بیشتر لازمه.اصلا از نشانه های لازم دختر بودن رعایت این چیزاس...
😀😯

جولیک هستم یک مرد جوان دم بخت:))

۱۷ دی ۲۱:۲۸ لادن ...
گویا بخش زیادی از شیرازیا تو بیان ساکن هستن :دی



مورد بوده رفتم خونه دوستم و نتونستم نامرتبی خونه اش رو تحمل کنم با کمک یه دوست دیگه ام ساعتی درگیر مرتب کردن بودیم :||| بلکه بشه ساعتی تحمل کرد اونجا رو

وای وای وای لابد اونم موند تو رودروایسی باهاتون تمیز کرد؟  چقد ستمگر...میدونین بعدش لااقل تا دو ماه همه وسایلی که مرتب کردین عملا گم شده محسوب می شدن؟

۱۷ دی ۲۱:۳۶ نیمچه مهندس ...
@مهرداد
چرا ؟
یعنی الان که جولیک مرتب نیست دختر حساب نمیشه؟

نه دیگه, اصن باید زنم بدین بلکه اون آدمم کنه

:ننه قزی درون

۱۷ دی ۲۱:۴۱ دُختَرِ هَیولا
بابا رو تختى که سهله!
من رمز گوشیمو بخاطر این موضو برداشتم اصن

بزرگوار عالبرت انیشتین در این باره میفرماد که شما بند کفشاتم نبند، اون تایمو یکار مفید بکن برا زندگیت
بعد من هرررسرى یه رمز شیش حرفى تایپ کنم؟ آخه این درسته؟

{در حال فکر کردن به چگونگى شکافتن هسته اتم در تایمى که از طریق رمز نزدن به چنگ آورده است، از کادر خارج میشود}

هلا شگفتی و حیرت:|

آقا من دسته ی دوم رو رد کردم و جزو دسته ی سومی م که اگه دوروبرشون منظم و خلوت باشه تمرکزشون از بین میره و نمیتونن هیچ کاری انجام بدن :||
قدیما باز بهتر بودم، چند هفته یبار یه دستی _هرچند جزئی_ به سروروی اتاق میکشیدم اما الان حالا جدای اینکه وقتشو ندارم، لزومش رو هم حس نمی کنم :د مخصوصا آویزون کردن مانتو و شلوار اینا که در طول هفته پوشیده میشن و اینا -_- طفلکی والدین هی میان این صحنه هارو میبینن از درون میگریَن.

ینی کلا با بیشتر چرخه های تکرار شونده (درسته به کار بردن این دوتا کلمه پشت هم؟ :-؟) مشکل دارم، تنها چرخه ای که باهاش اوکی ام غذا خوردنه _که خب چون میتونه متنوع باشه و لذتبخشه خود عملش هم_ و به دلیل نامعلومی حموم رفتن.
ینی در دوران طفولیت، خانواده در جواب من که میگفتم اتاقمو تمیز کنم فردا باز کثیف میشه میفرمودن حموم هم نرو پس، و به نظرم قیاس مع الفارق بود

منم با چرخه های تکرار شونده مشکل دارم دقیقا. با همه شون. فقط خواب رو دوس دارم اونم بیداریشو دوس ندارم. اینرسیم بالاس:)))

کامنت لادن رو دیدم یاد بیگ بنگ افتادم، اونجا که شلدن رفته بود خونه هوارد مهمونی، و افتاد به جون انباری نا مرتبش و تا آخر مهمونی اون تو درگیر بود :)))
فککنم از قصد اونجارو نشونش دادن که زیاد حرف نزنه مهمونی رو کوفتشون کنه :-؟

هنوز اونجاشو ندیدم:دی

۱۷ دی ۲۳:۲۷ آرزو ﴿ッ﴾
در راستای کامنت لادن:
من بعد از اون یه باری که دوستام افتادن به جون اتاقم، به مدت چند سال دیگه نتونستم با اصطلاحِ "بابا اونا خودی محسوب میشن که" اهل منزل رو قانع کنم و اتاقم رو مرتب نکنم :|
و البته خدا رو شکر برگشتیم به روال سابق :)) و دوستان هم حسابِ کار دستشون اومده و دیگه از این کارای خیرخواهانه نمی‌کنن :))

نکنید اینچنین....نکنید

۱۷ دی ۲۳:۳۷ جولیک
یه نگاه به جواب کامنتات بنداز سر جدت! همه ش من, من, من, رنده کردی ملتو با من!

پستمم در مورد منه میخوای به اونم گیر بدی؟

۱۸ دی ۰۱:۰۹ روشنا :)
در حالی که فردا امتحون ریاضی ۱ دارم مثل احمقا نشسته‌م تک تک کامنتای پستت‌و می‌خونم و حالا که به ته رسیدم اصلاً نمی‌فهمم چرا. انتگرال ایکس در سینوس ایکس روی منفی ایکس در کسینوس ایکس به علاوه سینوس ایکس رو زمین مونده بعد شماها دارید به صورت دقیق بررسی می‌کنید کی چه‌قدر شلخته ست. ---_____---
نتیجه گیری : من یه بدبختم، ۱۹ساله.

آهههه من ریاضی یکو افتادم:)))) آخیییی:)))))

دقیقا مبحثایی رو خونده بودم که حذف کرده بود:)))) استادشم بعدش متواری شد هرگز ندیدیمش که بخوایم اعتراض بزنیم:))) زنیکه نامسلمون:))

۱۸ دی ۰۷:۰۷ مهرداد
ها نمیچه مهندس
دیگه از جرگه ی دخترا به در شده
همم دختر یعنی نظم ، مرتب بودن و تمیز بودن....
والا به این صبح دل انگیز قسم، قبلنا میگفتن طرف رو زنش بدن از شلختگی دراد خو حساب کن خانم خودش شلخته باشه دیگه زندگی نمیشه 😀😀😎😎😁😐😐😯

خداروشکر دختر به معنی موی بلند ناخن بلند لاک قشنگ رژ ملنگ نیست وگرنه منو خیلی وقت پیش زن داده بودن:))


البته قبلا هدف این بوده که یکی باشه زیر مرد رو جمع کنه, الان توقع میره مرد به همون اندازه عرضه داشته باشه زیر خودشو جمع کنه, وگرنه بره خونه مادر طفلکش که کلفتیشو بکنن و ایشالا سر در جهنم میبینیم همو.

۱۸ دی ۰۸:۴۰ لادن ...
دوستم اتفاقا در نهایت آرامش داشت آدامسش رو میجوید و فیلم میدید :|||

@آرزو
جالبه که از اون به بعد دوستم هر وقت خونه اش باز نامرتب میشه به طور وسوسه برانگیزی پیشنهاد کار میده!!! ما هیچ ما نگاه -____-

دوست شما از ما نیست, ما در جمع کردن بیهودگی میبینیم, ایشون از تنبلوچگانه.

۱۸ دی ۰۹:۳۷ مهرداد
البته نشانه ی دیگه هم دارن اینهه که بد دهن نباشن.....
صد البته که نظم و نظافت جنسیت نمیشناسه دیگه تو این زمونه کلفت و این حرف ها بی معنیه، جوکه😃
الغرض منحرف نشم از موضوع تاپیک...دسته ی اول بودن یه حس خوب القا میکنه به آدم هر چند دسته ی دوم هم بودن ،بد بودن رو نمیرسونه...
😊😊

هیچی دیگه منو زنم بدین پس:|


+زن نباید بددهن باشد، فقط مرد حق دارد بددهن باشد.

۱۸ دی ۱۱:۳۱ لیمو جیم
گروه اول وجود داره؟!من فکر میکردم تو فیلماست فقط :-D

دو نفر پیدا کردیم تو این جمعیت :دی

اتفاقا میگن مرتب کردن رختخواب باعث میشه باکتری ها با خیال راحت رشد کنن
خودمون خوبیم اصلا :))))

ما الماسیم :دی

۱۸ دی ۱۲:۵۹ مهرداد
وای وای وای مویه کنان داد زنان :خدای من خدای من مشخصه که نه هیچ کدام نباید اینگونه باشن، خو این اظهر من الشمس هستش، لیکن درجه ی مثبت بودن و رعایت کردن رو می گم ....
پوکر فیس :| پوکر فیس:|😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
نامبرده دارد در افق محو می‌شود....

جدی اظهر من الشمس بود؟ من اینطور برداشت نکردم :-"

۱۸ دی ۱۳:۱۴ مهرداد
آره این خو دیگه جمع کردن پتو ملحفه نیست، یه مورد اخلاقیه و آقا خانووم نداره.... بد دهنی بده و زن و مرد نداره. همچنین کارای خوب اونام
زن و مرد نداره 😊
از تنها موارد مثبت سربازی برا آقایون هم بگم، یاد گرفتن آنکارد کردن تختاشونه... و مرتب کردن محل خوابه....
در کل خوبه رختاتون رو جمع کنید حس خوبی داره و انرژی به آدم میده
شیرازی نباشین اینقدر😁😁😁

شیرازیِ جمع اومد از ما اعلام برائت کرد آقا. فراتر از تصور ظاهر شدیم :))

۱۸ دی ۱۳:۵۶ Tamana .....
چه معنی داره اینکارای بی معنی و انجام بدیم اصن

کارپه دی یم اصن!

۱۸ دی ۱۴:۳۶ فاطمه
که اینطور :|

:|

۱۸ دی ۱۶:۰۴ سید محمد حسینی
نگاه خوبیه

این احتمالا اسپم بی ربطیه؟

۱۹ دی ۱۲:۱۴ شکیبا ...
هیچ کس ما خسته هارو درک نمی کنه:(((

چقدر آواتارت با این جمله جوره :))))))))

۱۹ دی ۱۴:۰۲ شکیبا ...
D:

¯\_(ツ)_/¯

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
شوهر مناسب در زمان مناسب
آقای زلزله
گرم باشید و نرم
سین بدون جیم
چرا تحریم؟
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
تگ ها
بایگانی
دی ۱۳۹۶ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک