درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

از تو می پرسند!

پیرو این پست، دیروز یک اتفاقی برای من افتاد که باعث شد موجی از سرزنش از طرف اطرافیانم به سوی من گسیل شه که چرا اعتراض می کنی و چرا نمیری یه واگن دیگه سوار شی و کلا چته. بنابراین من از شما راهنمایی میخوام.

قضیه از این قراره که بنده دیشب خیلی دیر از شرکت راه افتادم. با این حال، توی ایستگاه شادمان که معمولا آقایون وارد واگن بانوان میشن، خبری نبود و کسی سعی نکرد وارد واگن شه. در ایستگاه بعدی، یک نفر شروع کرد به صورت کاملا حق به جانب و عادی و «مگه چیه کار هرروزمه» طور وارد واگن بانوان شه، و من با ندای «آی آقا کجا میای!؟» هلش دادم از همون دم در. ایشون نتونست بیاد تو، بنابراین وایساد به من خیره شد. منم بهش خیره شدم و در بسته شد.

دو ایستگاه بعد خبری نبود و نگهبانی هم داشتن و اوضاع به نظر عادی بود. آخر خط وقتی پیاده شدم، ایشون-که ظاهرا پرفکتلی فاین در واگن آقایون جا شده بوده و فقط کرم داشته بیاد تو واگن بانوان چون خلوته! -خودشو به من رسوند و گفت «بچه جون مراقب خودت باش، میزنم میفتیا!» طبیعتا من هم برگشتم جواب دادم «برو ب ب»، چون یارو تقریبا هم قد من بود و از لاغری داشت می مرد و عینک هم داشت، بنابراین حتی نمیشد ازش ترسید :| و به مسیر خودم ادامه دادم، که در نتیجه ش ایشون برگشت به من خیره شد، منم دماغمو چین دادم و گفتم «گلابی!» و همچنان به مسیر خودم ادامه دادم، و ایشون گفت «چیه؟» ( :| آیا تو خونه صدات میزنن گلابی؟ آیا اسم مستعارت گلابیه؟ چرا وقتی یکی بهت میگه گلابی باید برگردی بگی چیه؟ ) و اندکی وایساد بعد رفت.

رفت سوار قطار کرج شد و حتی واینستاد ببینه چیه.


حالا من این رو برای دوستان و آشنایان تعریف کردم و به نظرم بامزه بوده، بعد بسیاری به من معترض بودن که دنبال دعوا می گردی، اگه چاقو داشت چی، چرا نمیری یه واگن دیگه سوار شی، چرا درگیر میشی از همون اول نمیگی سوار نشین - وجدانی من هرروز میگم، کسی رو هل نمیدم، ولی در ده درصد موارد فقط موثره! وقتی یکی داره عین بازیکنای فوتبال آمریکایی که توپ رو گرفته ن میزنن به دل دشمن خودشو میندازه تو واگن من وایسم ارشادش کنم؟ :| - و با اینکه عده ایشون معتقد بودن که من حق دارم اعتراض کنم، لکن عمدتا بر این عقیده اند که «حالا بیا و از این حقت استفاده نکن» .


سوال من اینه که آیا پس من باید چی کار کنم که غیورمردان سرزمینم متوجه شن هر جا سوراخی بازه نباس چپید توش؟ پس فردا طرف بیاد به من دست بماله من لگد بزنم به نواحی حساسش هم میگین دنبال دردسر می گردی :| وایسم فخش بدم؟ رد شم سرم تو کار خودم باشه؟ برم خونه به بابام بگم؟

۲۳ لایک
من بهت افتخار میکنم جولیک!:)))

:ارسال بوسه هوایی رو به جمعیت

۰۵ دی ۱۴:۴۱ 🍃 nasim 🐦
خیلی هم خوب کاری کردی . انقدر دهنمونو بستیم و هیچی نگفتیم و خجالت کشیدیم و گفتن بخاطر حفظ آبرو دهنتونو ببندید کار کشیده به این جاها . یه پیج بود زنان علیه زنان . نمیدونم چه بلایی سرش آوردن ولی عجب چیزی بود . داشتن کم کم فرهنگ سازی میکردن که در مقابل چنین اتفاقاتی سکوت نکنید ! اگه راننده تاکسی میگه کیفتو بردار لاپاتو ببینم ، اگه تو مکان شلوغ کسی به بدنتون دست میزنه ، ساکت نشینید . با صدای بلند اعتراض کنید و این در هشتاد درصد موارد جواب میده .
خوب کردی خلاصه

جدی راننده تاکسی ممکنه همچین چیزی بگه؟ :|

من همون کیفو میزنم تو سرش خب...ام...نه اینطوری میریم تو دیوار. در رو باز می کنم موتور بزنه بهش :دی

۰۵ دی ۱۴:۴۳ علی آقا:)
سلام:)
من با این رفتار شما با این شخص کاملاً موافقم و شما حق دارین آزادانه در واگن خانم ها باشین و کنار خانم ها باشین و اینکه شما را با چاقو بزنن و امثال این ها
فقط یه دلسوزیه همین
و یه ماجرایی من سر این حرف شما داشتم یه سال پیش که نگم بهتره:)

خب من اگر بنشینم چه کسی برخیزد پس؟

۰۵ دی ۱۴:۵۸ خانومی ...
اول اینکه بهت افتخار میکنم و کار خیلی خوبی کردی :))
دوم اینکه من نظرم اینه که آدم اگه به وقتش کاری رو کرد که هیچی اگه نکرد کم کاری کرده . وقتی یه نفر داره به حقوق آدم تجاوز میکنه همونا باید عکس العمل نشون بدیم اینکه بیایم خونه به بقیه بگیم اینجوری شده و من کاری نکردم چه دردی از ما دوا میکنه ؟

به نظرم بامزه بود که طرف اومد گفت چیه بعد کلا رفت سوار قطار شد حتی پیگیری نکرد که من ترسیدم یا نه، داشتم برا همه تعریف میکردم که بخندن:دی

هلش دادی؟؟ _من هم اکنون با چشای گشاد دارم مانیتورو نگاه میکنم_ هلش دادییییییییی؟؟؟

ببین حالا اعتراض اینا بکن، ولی به صورت فیزیکی درگیر نشو خواهشا :/

با دست نه که، تنه زدم بهش و خب چون تقریبا هم قد بودیم حریفش شدم. در حالت عادی راهشونو سد می کنم فقط، خودشون منصرف میشن :|

۰۵ دی ۱۵:۱۳ یک آشنا
اولا مشکل از جای دیگریست که موجب پرورش این گونه قارج ها می شوند.
به شدت آدم مقرراتی ای هستم ، شاید توی این ممکلت زیاد مناسب نباشه و کسی قانون رو پشیزی حساب کنه و این اخلاقم اذیتم کنه بیشتر تا این که رفاه رو برام به ارمغان بیاره
همیشه اعتراض نمی کنم ولی وقتی اعتراض میکنم به شدید ترین وجه ممکن اعتراض میکنم تا این حد که ممکنه اهرم اضطراری واگن رو بکشم اگر وجود داشته باشه البته :|
و کار شما درست بوده شاید اگر منم بودم همین کار رو میکردم
+ یک آقایی رو مشناختم فامیلش گلابی بود ، هر وقت میخواستم صداش کنم قبلش خودم رو کنترل میکردم نخندم :|

اهرم اضطراری که نداره، من بعضی وقتا جلوی در رو میگیرم که بسته نشه، ولی معمولا اون ساعت نگهبانی مترو نیست که بیاد کاری کنه :دی تو ایستگاه بعدیش نگهبانه بود، و یه آقایی هم ته واگن ما بود، بهش گفت راحتی؟ حس غریبی نمی کنی؟ و رفت :| خب مرسی، الان تحقیر شد، دیگه سوار نمیشه :| خسته نباشی برادرم :|

۰۵ دی ۱۵:۲۱ ♫ شباهنگ
ببین من تو این قضیه یه کم زیادی آرمان‌گرایانه فکر می‌کنم. تو جامعه‌ی آرمانی من واگن‌ها جدا نیست و کسی هم خودشو به دیگری نمی‌ماله. با این طرز تفکر که از واقعیت‌ها نشئت نمی‌گیره اجازه میدم بیان تو.
یه بار انقدر خلوت بود واگن خانوما که آقاهه اومد نشست. یادمه کنارش هیچ خانومی نمی‌نشست و یادمه یه خانوم سر پا بود و یه جای خالی کنار آقاهه بود. من رفتم کنار ایشون نشستم که خانومه جای من بشینه. اتفاق بدی نیفتاد برام. می‌دونم زیادی انسانی به قضیه نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم. ده سانتی‌مترم فاصله داشتم باهاش.
ولیکن انتظار دارم خانوم بعدی که سوار شد، ایشون جاشو بده به خانومه. یا اگه واگن شلوغ شد پیاده بشه.

حالا اگه جای تو باشم (ینی اگه مثل تو فکر کنم) همون کاری رو می‌کنم که کردی. اعتراض می‌کنم و واکنش نشون میدم. زورم برسه برخورد فیزیکی می‌کنم و اگه نه که از بقیه‌ی بانوان حاضر کمک می‌گیرم

من نمیگم لزوما اتفاق بدی برای آدم میفته و طرف حتما میخواد سوار شه که کسی رو دستمالی کنه، ولی وقتی میدونم این ایستگاه که این سوار شه ایستگاه بعدی هزار نفر آقا میان تو و بعد من هر جا بخوام پیاده شم باید از بین دویست تا غولتشن مذکر راهمو باز کنم، از همون نفر اول جلوشونو میگیرم که نیان.

حالا مساله ای که هست نوع برخورد منه. من معمولا دم در وایمیستم، وقتی میخوان بیان تو نمیرم کنار، میگم واگن بانوانه و شرمنده. گاهی، در معدودی دفعات، نمیان تو. در موارد دیگه نفر کناری منو هل میدن میان تو. و نفر کناری من میره عقب، چون اون سوار واگن بانوان نشده که مبارزه اجتماعی( :)) ) کنه، سوار شده که نخواد بین یه عالمه غولتشن وایسه و یا مجبور باشه از هل دادنشون جاخالی بده.
وقتی من دم در یه نفرم و اونم یه نفره، نمیتونم بگم نیا، اون میاد تو و میگه حالا مگه چی میشه و کسی هم اعتراضی نمی کنه و ایستگاه بعدی دهن ما سرویس میشه. بنابراین من مجبورم فیزیکی جلوی یارو رو بگیرم. حالا یا دم در وایمیستم یا هلش میدم یا هر چی.

۰۵ دی ۱۵:۲۵ علی آقا:)
هیچکس، شما الگوی ما جوونای بلاگ هستین:))

ای وای چرا خودم
خودمو به بی خیالی
زدم من هم خیلی
از حقم دفاع میکردم
ولی الان نه:(

==» الان تو مینی بوس های شهرم (فولادشهر) تا اصفهان (مسافت ۱۵کیلومتر) ، پسر ها گاهی وقت ها
پیش دخترا میشینن و دختر ها هم همینطور ولی من اصلااً خوشم نمیاد دختر
کنارم تو مینی بوس بشینه احساس بدی بهم دست میده، احساس معذب شدن
میکنم:(

مینی بوس که تفکیک نشده س خدایی!

۰۵ دی ۱۵:۲۸ Tamana .....
بسیار بسیار کارت مورد قبول واقع شد عزیزجان
یعنی چی این بی فرهنگیا
اینهمه سکوت کردیم به جایی نرسیدیم برعکسشو امتحان کنیم حالا

امتحان می کنین خدایی؟ زین پس با قوت قلب بیشتری ادامه بدم!؟

۰۵ دی ۱۵:۲۹ ♫ شباهنگ
البته چوب این آرمانگرایی و انسان‌دوستی‌م رو هم خوردم گاهی.
چند سال پیش یه پست در مورد مواجهه‌م با مردان متعرض و مزاحم نوشته بودم. واکنشم در مقابل تعرضشون و آزارشون سکوت و ترسه متأسفانه.

http://nebula.blog.ir/post/163/163-کاش-روانشناسی-بلد-بودم-و-می-تونستم-عکس-العملای-خودمو-در-مواجهه-با-مردان-تحلیل-کنم

من بودم گوشی نفر آخر رو می قاپیدم به یارو می گفتم خاک تو سرت با این پسر تربیت کردنت بعد گوشیو پرت می کردم تو صورت پسره :|

۰۵ دی ۱۵:۴۵ علی آقا:)
اره و بعضی پسر ها اونجا هم از سربه سر گذاشتن دختر ها دست بر نمیدارن
و راننده مینی بوس بهشون
تذکر میده ولی از رو نمیرن تا اخرش بی خیال میشن:)
ولی بعضی دختر ها اجازه نشستن مرد کنارشون رو نمیدن که از قاطعیتشون خوشم میاد :)

میگم این کار جایی معنی میده که تفکیک شده باشه، مثلا وقتی تاکسی بانوان سوار باشم میتونم به یه آقا بگم برا چی سوار میشی، ولی تو تاکسی معمولی که نمیتونم بگم برا چی بغل دست من نشستی :| حالا طرف ممکنه کرم بریزه و من اعتراض کنم، ولی کلا نمیتونم به نفس نشستنش اعتراض کنم.


#ترجمه

۰۵ دی ۱۵:۵۴ علی آقا:)
بله:))
خداروشکر دولت واگن هایی
و بی ار تی هایی جدا برای خانم ها در نظر گرفته است
که دیگر کمتر حرف های خاله زنکیشون رو بشنوم:)

شما به شکل نفرت انگیزی سکسیست هستینا، میدونستین؟

ولی در کل باید فرهنگ درست بشه .

از یه طرف میگیم باید ورود خانوم ها به استادیوم آزاد باشه و از یه طرف مترو ها و استخر ها و باشگاه های ورزشمون جداست .

باید این دیوار کشی ها تموم بشه و مثل زمان شاه همه مثل آدم در کنار هم زندگی کنن . یا مثل این همه کشور دیگه

آقا من سرچ کردم، در ژاپن و انگلستان و آلمان هم داریم ( و بدیهتا کشورهای دیگه مثل هند و اندونزی، که چون ما هیچوقت خودمونو باهاشون مقایسه نمی کنیم ذکرشون اینجا محلی از اعراب نداره :دی ) . ازشون دفاع نمی کنم، خودمونم محکوم نمی کنم، ولی در کل من الان این حق رو دارم که تو یه واگن سوار شم و آقایون حق نداشته باشن بیان توش، از این حقم هم استقبال می کنم. بنابراین :دی

۰۵ دی ۱۶:۰۶ علی آقا:)
بله چی شد بهت بر خورد:(
همون هشتک ترجمه همین مقدار به من برخورد.
بنده هیچ حرفی رو الکی نمیزنم که اینجوری فحش مارموز بودن بخورم:(

مامورز چیه داداش، فحش رو درست بخور. بنده گفتم سکسیست، نگفتم مارموز.

#ترجمه حتی دوباره!

۰۵ دی ۱۶:۱۰ Rick Sanchez
خیلی عجیبه من از وقتی اون پست مذکور رو خوندم خیلی به واگن خانوما نگاه میکنم که ببینم آقایی داخلش هست یا نه:)). تا حالا ندیدم ولی شما چطوری هر روز با اینا سروکار دارین؟! به نظرم اعتراض به پایمال شدن حق به خصوص واسه خانوما که خیلی از حقوقشون نادیده گرفته میشه در کل درسته و باید فرهنگش جا بیوفته و مورد شماتت قرار نگیره. سوالم اینه به نظر شما این که خانوما برن تو واگنهای غیر مخصوص برا خانوما(!). اینم حقی رو پایمال میکنه؟

ساعت شلوغی چک کنین، صبح زود یا عصر بعد از ساعت پنج. به طور خاص، خط دو به سمت صادقیه رو میتونم تضمین بدم تو تک تک قطار هاش واگن آخر بانوان پر مرده.


متاسفانه، واگن غیرمخصوص خانما واگن مخصوص آقایون نیست. یعنی باینری نیست که برعکس 1، 0 بشه.  there is an infinity of the other به قول دکتر :دی در نتیجه واگن غیرمخصوص خانما واگن مختلطه. بنابراین نمیتونم بگم حقی رو پایمال می کنه :دی
مثل ...اوم...رستورانه؟ اینکه یه جا لژ خانواده داره دلیل نمیشه که خانواده ها نتونن برن جاهای دیگه ش بشینن. اون تیکه رو گذاشته ن که مثلا امنیت و رفاه بیشتری داشته باشه.
+من از شیش هفت سالگیم تا حالا نرفته م لژ خانواده و بنابراین تصورم از لژ خانواده اینه. امیدوارم مثالم خیلی چرت نبوده باشه :))

۰۵ دی ۱۶:۳۸ آقاگل ‌‌
تذکر دادن در ذات خودش خوبه. لازم هم هست. ولی تا وقتی که خطر جانی و مالی نداشته باشه.
اصل قضیه که شکی نیست کار ایشون با قوانین و شرایط حاکم بر مملکت ما که هیچوقت در یک آرمان شهر نبودیم و از همون مهدکودک زنونه مردونه داشتیم خب اشتباه بوده. اینکه از این. اما دوتا موضوع مطرحه این وسط. یکی اینکه چرا همون اول طرف رو هل دادی؟ خب قدم اول بهتر نبود یه تذکر باشه؟ شاید با یه تذکر مشکل حل می‌شد. خیلی انسان‌دوستانه‌تر و مودبانه‌تر. و با تأثیر بیشتر. به قول خودت هدفت مبارزه اجتماعیه. ولی حقیقت اینه که میدون میدون نبرد نیست. اون مرد عینکی هم دشمن نبوده. شاید یه آدم جاهل بوده. یه وقتایی واقعاً با یه تذکر بهتر کار پیش میره.
موضوع دوم هم اینکه چه زمانی حق داریم به کاری اعتراض کنیم؟ و نوع اغتراضمون باید چه شکلی باشه؟ مترو و واگن بانوان فقط یه مثال از 100 مثالیه که توی اجتماع میشه برا این موارد آورد. که خب خیلی وقتام این حق آقایونه که ضایع میشه و نه خانم‌ها.

رجوع شود به کامنت اول شباهنگ.

من اگه مترو شلوغ باشه، راه نمیدم بیان تو، میان بهم میگن ببخشید میری تو ما بیایم وایسیم جلوت؟ منم میگم نه. در ده درصد موارد میرن، در نود درصد موارد بغل دستیم رو امتحان می کنن و اوشون میره تو. چون می ترسه؟ حال نداره مقاومت کنه؟ مشکلی نداره؟ نمیدونم. ولی من اگه کسی ازم بپرسه که بیام تو، میگم نه. اگرم بدون حرف بیان تو می فشارمشون به سمت بیرون و با صدای بلند اعتراض می کنم، لکن فشار من بر اونها تاثیری نداره و همچنان میان تو.
وقتی دو طرفم خالیه و هر جای درگاه وایسم یارو از بغلم رد میشه، و وقتی اگه کسی سوار شه دیگه پیاده نمیشه ( تو کامنت آیبک توضیح دادم که یه نفر از قبل تو واگن بود و نگهبان اومد بهش گفت بدنگذره و رفت :| نه نگهبان تلاشی کرد بیرونش کنه نه خودش تکونی خورد ) و وقتی اگه یه دونه نفر سوار شه هزار نفر پشتش میان، من راه حل اولم اینه که جابجا شم دقیقا بیفتم جایی که یارو داره میاد تو و سد راهش شم. همین کار رو هم کردم. از کنار میله ی کنارِ در اومدم وایسادم وسط درگاه. ایشون همچنان اومد سمت در ( و من) ، منم هلش دادم و اعتراض کردم. این از پاسخِ تکمیلیِ «چرا هل دادی» . اصل پاسخ تو کامنت اول شباهنگ هست.

اما در مورد موضوع دوم. سوال منم همینه که آیا من بالاخره حق دارم اعتراض کنم یا نه؟ و اگه حق دارم، و اگه قراره وایسم فقط داد بزنم نیاین نیاین - بی تاثیر ترین حرکت ممکن- چه راه حل جایگزینی دارین؟

۰۵ دی ۱۶:۵۰ علی آقا:)
منظورت دقیقاً درباره سکسیست چیه؟

به نظرم تو گوگل سرچ کنین. الف-ظاهرا ما به دو فارسی متفاوت صحبت می کنیم و احتمالا گوگل پاسخ هایی به زبون فارسی شما در اختیارتون قرار میده. ب-احتمال داره به سایت های تخصصی و جامع تری برسین که توضیح دقیق تر و شفاف تری از اونچه من تعریف می کنم ارائه بده.

۰۵ دی ۱۷:۰۶ fflanyy fy
اگر هم میگفتی اعتراض نکردی باز هم اطرافیان میگویند چرا از حقت دفاع نکردی و چرا گذاشتی بیاید توی واگن بانوان!

نه بابا اطرافیان میگن اگه بهت تجاوز هم کردن فقط زنده برگرد خونه :|

۰۵ دی ۱۷:۰۷ علی آقا:)
سلام:))
من از اینکه اینطور شخصیت زن ها و هر کس را خورد کنم متنفرم
و خوشم هم نمیاد از این تبعیض ها که برای زن ها میگذارن و اونها رو خرد میکنن متنفرم و اون حرف رو فقط بابت یه شوخی و یه پاسخ به اون هشتکه دادم
و اصلاً نمیخواستم خانم ها رو بخاطر این رفتارشون
مسخره کنم
و ازشون عذر میخوام:)
۰۵ دی ۱۷:۱۹ مترسک ‌‌
اعتراف می‌کنم ده دقیقه جلوی آینه داشتم با دماغ چین خورده «گلابی» می‌گفتم تا تصوری از قیافه‌ات توی اون لحظه بهم دست بده! :))

به نتیجه خاصی هم دست یافتی؟:))

۰۵ دی ۱۷:۳۶ هَشْتْ حَرْفى
بخوام جامعه شناسلنه نظر بدم :)))) باید بگم رفتارتون رو خشن تر هم بکنید نه تنها ایرادی نداره که خیلی مفیدتر واقع میشه. چاقو کشام به هرکسی چاقو نمیزنن. تهشم بزنن، میبرن بیمارستان بخیه میزنن خوب میشه دیگه!

مرسی جامعه شناس جمع:))

۰۵ دی ۱۷:۵۵ نیمچه مهندس ...
همین فرمون جلو برو.کارت درسته
من به شجاعی تو نیستم ولی دارم تمرین ذهنی میکنم باشم.
راستی،نمیدونی پیج زنان علیه زنان چی شد ؟
منم اگه تو یه جامعه ی آرمانی بودیم کار شباهنگ رو میکردم.ولی وقتایی که یه آدم مراقب و با ملاحظه رو میبینم تو دلم کیف میکنم.

من اصلا نمیدونستم پیج علیه زنان داریم:))

جولییییک ولی من با همون 'بسیاری' موافقم:|
تو این مملکتِ بی درو پیکر یه کاری دست خودت میدیا
کوتا بیا یکم دختر جان

زان پس روز مرگمو به عنوان روز ملی امنیت مترو تعیین می کنن و بودجه بهش اختصاص میدن و همایش های آبکی برگزار می کنن برام:))

۰۵ دی ۱۸:۳۵ آقاگل ‌‌
خب اگه قرار باشه مملکت به سبک من اداره بشه که می‌گم بهترین راهکار قانون کلته :) اگه همون نفر اولی که همچین فکری به ذهنش رسیده بود رو با کلت می‌زدن می‌خوابید روی زمین دیگه کار به اینجاها نمی‌رسید.
ولی از اونجایی که من کاره‌ای نیستم پس خبری از قانون کلت هم نخواهد بود. فلذا به نظرم بهترین راه تو این مورد همراه کردن خانماست. یعنی شما اگه بتونین کاری کنین که خانما نسبت به این موضوع موضع بهتری و مناسبت‌تری بگیرن در دراز مدت می‌تونه تأثیر بهتری داشته باشه. لااقل همراه‌های بیشتری خواهی داشت. کارم که میگم منظورم این نیست که شب نامه چاپ کنی بین مردم پخش کنی. همین پست‌های وبلاگی یا کانال می‌تونه به میزان کافی آگاهنده باشه. ولی در کوتاه مدت راهکاری بهتر از همین کار خودت به ذهنم نمیاد. و به نظرم درست‌ترین کاره. ولی خب باید کمی هم احتیاط کرد. :)

بیا بعد ملت نگرانن آقاهه چاقو داشته باشه:))

۰۵ دی ۱۹:۳۲ Rick Sanchez
آهان خط صادقیه تو اون تایم از روز من نزدیکشم نمیشم :))
حرفتون در رابطه با واگن مختلط رو هم قبول دارم. منم سال هاست لژ خانوادگی نرفتم ولی منطورتونو فهمیدم:))

مچکرم:))

۰۵ دی ۱۹:۳۶ المی ...
مردان غیور سرزمینمون فقط به پُخ پُخ کردنو حرف گندن به عمل که میرسه از موشم ترسو ترن
اصن خوب کردی
بهت افتخار میکنم*_*:)))
لوم دم در ایستادن و اجازه ورود ندادنم خوب فکری بود:))

همراهی کنید عزیزان, هر کامنت گذار یک سفیر مترو اصن!

۰۵ دی ۲۳:۱۹ دُختَرِ هَیولا
این موضو که میگن منطقیه ولی به نظرم کار بدی نکردی. از یه جا باید شروع بشه ایستادن و دفاع کردن از چیزی که حق مسلم ه آدماست. بیشتر آدما جرعت آسیب زدنو ندارن. اون عده کمی که کرم دارن هم؛ خب چه میشه کرد دیگه =)) بلخره باید از یه جایی شروع شه به محو شدن این حق به جانبی ها و مهمتر از اون، این از ترس جون و اینا (قضیه جنایی شد!:دی) حرفی نزدن.

خلاصه که زین پس من چشم امیدم به شماهاست ها.

۰۵ دی ۲۳:۴۷ شهـــ ـــرزاد
سلام. اعتراف میکنم منم مثل مترسک یه بار اون میمیک رو امتحان کردم تا بتونم بی نقص تصورت کنم :دی

تونستید حالا؟:))

۰۶ دی ۰۰:۲۸ یه مسافر
به نظرم کاری بود برای دفاع از حق تون؛ اینکه ممکنه اون آقا مسلح باشه :) یا نباشه دلیل نمیشه آمد از حقوق خودش کوتاه بیاد
ولی به چیز دیگه ای هم باید اضافه کنم که از اون طرف هم خانم هایی هستم که مثلا با شوهرشو میان تو واگن آقایون و این هم درست نیس مخصوصا که مترو اکثرا شلوغه...
و به شخصه دیدن که حتی خانم ها به خاطر عجله ای که دارن راحت میان تو واگن آقایون که البته شلوغ هم بوده... به نظرم اگه همین طوری پیش بله کم کم عادی میشه و مشکل ساز / کلا میگم هر دو طرف باید رعایت کنن

اون واگن آقایون نیست خب واگن مختلطه. 

۰۶ دی ۰۶:۰۰ مترسک ‌‌
البته که من با ریش و سبیل این حرکت رو انجام دادم و طبیعتاً شما ریش و سبیل نداری اما تونستم تصوراتی از اون لحظه‌ات به دست بیارم :))

تبریک میگم:))

خوب کاری میکنی
اگر همه بخوان همینجوری دست رو دست بگذارن و هیچ کار نکن که گوه همه جا رو میگیره
که البته مملکت ما رو گرفته

شما هم دس رو دس نذارین...ام...مودبم باشین قربون دستتون:دی

«مردان غیور سرزمینمون فقط به پُخ پُخ کردنو حرف گندن به عمل که میرسه از موشم ترسو ترن»
#خشونت_علیه_مردان :|

فکر کن الان مشابه این حرف رو یه مرد در مورد زنا میگفت بازتابش چی میشد :|

من اصن نفهمیدم این تیکه کامنت چی میگه رد شدم ازش:)) چه زندگی سختی دارم:))

۰۶ دی ۱۱:۳۰ ماهی کوچولو
کار خوبی کردی
جا داشت همچین هولش بدی تا کرج پرتاب شه :))

تو مود کتک کاری نیستم هیچوقت, باید سوییچشو روشن کنم:))

۰۶ دی ۱۱:۵۹ ماهی کوچولو
من بترسم عصبانی شم و شخصی که منو ترسونده یا عصبانیم کرده آشنا نباشه فقط میتونم بگم یقرا فاتحه مع صلوات :))

خب  من بچگیام اینطوری بودم خیلی، بعد یه بار برادرم رو با شمشیر پلاستیکی کتک زدم و جاش رو کمرش موند و بلایی به سرم آوردن که زان پس سوییچِ «خب باید فیزیکی درگیر شیم» ذهنم رو برای همیشه خاموش کردم :))

۰۶ دی ۱۲:۵۳ کوالای پیر
کار خیلی خوبی کردی آفرین:) شجاعتت فوق‌العاده‌اس دختر
تو خط ما که خیلی کم پیش میاد آقایون بیان تو واگن خانما چون خلوته تقریبا خداروشکر
اما یه بار به فروشنده ها اعتراض کردم گفتم تو شلوغی دیگه جای خریدوفروش نیست طرف داشت منو میخورد انقدر حرف زد مردمم همه شروع کردن به دفاع ازش ://

آقا خب مگه رای گیریه که مردم شروع می کنن دفاع ازش، اونجا نمیتونی بیای، همه هم موافق باشن نباید بیای :|

شده مثل اینا که تقلب می کنن. لوشون میدی، میگن به تو چه ما مشکلی نداریم از رومون تقلب کنن. خب مگه اینکه شماها مشکلی دارین یا ندارین مهمه؟ مثل اینه که تو مسابقات المپیک همه بگن ما مشکلی نداریم حریفمون دوپینگ کنه. خب خوشا به مناعت طبعتون، ولی بهرحال نباید دوپینگ کنین هیچکدومتون :|

۰۶ دی ۱۳:۱۲ ماهی کوچولو
من بچه بودم رضا پسر خاله ام رو میزدم می‌خندید وحشی بازی موند روم :))

اهمیت کودکی در شکل گرفتن شخصیت آدمی، باب اول :دی

یه سوال ، به نظرت استفاده کردن از نسخه های کرک شده ی نرم افزار ها از نظر اخلاقی بده ؟ با توجه به شرایط ایران و این که اصلا نمیتونیم پول خیلی ها ش رو از ایران پرداخت کنیم .

مثلا ویندوز و آنتی ویروس و این چیزا رو اصل خریدم ولی بعضی نرم افزار ها که چند هزار دلار پولشه رو باید چی کار کنیم ؟

تو یه سایت خارجی این سوال رو پرسیدم همه بهم گفتن این کار دزدیه و این چیزا .

چون تو مهندس کامپیوتری ازت میپرسم. اگه من ۱۰ سال بعد بیام پیشت بگم قبلا که فقیر بودم از نسخه ی کرک شده ی نرم افزاری که تو ساختی استفاده کردم و الان میخوام جبران کنم طرف رو میبخشی ؟

کلا چاره چیست ؟ من هر بار که یه نرم افزار کرک شده نصب میکنم کلی با خودم کلنجار میرم . دیروز مجبور شدم یکی دیگه هم نصب کنم .

لینوکس هم امتحان کردم که نرم افزار هاش رایگانه ولی خیلی از نرم افزار هایی که استفاده میکنم مشابه اش توی لینوکس نیست یا من پیدا نکردم و کلی هم برای من که مهندس نیستم کار با لینوکس سخته

والا من یه مدت اصلا آهنگ دانلود شده هم گوش نمی کردم، طبق همین باور. :دی

بعد به این نتیجه رسیدم که اگه یه روز رفتم خارج، یا ویزاکارت داشتم، همه آهنگایی که گوش دادم و پولشو ندادم بخرم :دی چون الان بهرحال گوش بدم یا ندم پول یا ضرری نصیب طرف نمیشه.

همین برنامه رو هم برای نرم افزار هام دارم. از نظر اخلاقی که قطعا بده البته. :|
ولی مثلا برای آفیس اکانت دانشجویی دارم، یا یونیتی، و با اون کار می کنم. :|

+بابت معرفی مچکرم :دی

۰۶ دی ۱۸:۳۳ کروکدیل بانو
اینگونه که به ترتیب صبحا از پنج و دو و یک و سه میرم زین الدین، عصرا از سه و چهار و دو و پنج برمیگردم خونه :)))
مدرکمو باید دوبل بدن انصافا :دی

من از همین تریبون ابراز همدردی می کنم!

۰۶ دی ۲۰:۱۸ آقای دیوار نویس
به نظر من که خیلی هم خوبه، به هر حال باد تذکر داد ولی خب البته تا جایی که نزنن ناکار کنن :|

خب از کجا بدونیم از کجا به بعد میزنن ناکار می کنن؟

خب قطعا کار درست همین بود که کردی ولی خب یه دست صدا نداره و اکثر خانوم ها جرئت بروز عکس العمل ندارن :/

حالا کم کم باید یه تمهیدی هم بیاندیشم بقیه رو همراه کنم:|

۰۷ دی ۰۰:۱۱ شهـــ ـــرزاد
تا حدودی :دی

تبریک:دی

۰۷ دی ۰۸:۰۱ مصطفی فتاحی اردکانی
در مورد عکس العملت که همون نظری که برای پست قبلی دادم.

در مورد چاقو کشی، معمولا ادم چاقو کش که جوری میزنه فقط خط بیفته. ادم نمیکشن.

اینم برای بقیه دوستان بگم. اینکه یه مردی بیاد تو واگن مخصوص بانوان حتما به قصد اعمال پلید نمیاد ولی با همه این اوصاف داره حق بانوان رو ضایع می کنه. حتی اگر خانمی که جلو در هست راضی باشه و راه بده.

به کارتون ادامه بدید. اگر می تونید چالش درست کنید تو اینستا و .....

تنها تریبونی که در دست دارم همینجاست متاسفانه. اینستاگرامم خیلی تریبون حساب نمیشه:))

۰۷ دی ۲۲:۰۳ خور شید
خب به نظر من که حق داری کاملا.. و از این بابت که می‌گی تک و تنها مقاومت فایده نداره، به نظرم باید سر اون خانم بغل دستی هم که می‌ذاره آقاهه بیاد تو داد و بیداد کنی. :/

:)) پرتم می کنن بیرون اونوخ:))

۰۸ دی ۱۸:۴۵ سلما ...
آخرین جمله از پاراگراف یکی مونده به آخر، دقیقا حرفیه که همیشه به زنها میزنند تو این جامعه: حق توئه ، ولی کوتاه بیا و بذار یکی دیگه ببردش.
و ای کاش و ای کاش اون یکی دیگه مضطر بود. غالبا پررو تشریف دارند و نه مضطر.

بعله دیگه کما اینکه اون آقا هم خیلی راحت تو واگن آقایون جا رفته بود:دی

خیلی جامع تر و با حال تر از فیلم gods of Egypt تصوی سازی کردی :))

ندیدمش ولی اینا مال یوناننا:دی

مال پست بالایی بود :|

بعله:))

۱۱ دی ۲۱:۳۹ پریسا ..
شجاعتت قابل تحسینه دختر😚😉

ヽ(´∀`)ノ

۲۴ دی ۲۳:۲۶ هانیه
خدا رو شکر تو تبریز قسمت آقایون و خانم ها تو اتوبوس ها جدا است و همیشه هم رعایت می کنندمگر در مواقع اضطراری

اینجا هم جداست بقرعان :|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
شوهر مناسب در زمان مناسب
آقای زلزله
گرم باشید و نرم
سین بدون جیم
چرا تحریم؟
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
تگ ها
بایگانی
دی ۱۳۹۶ ( ۱۷ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک