به صداقت چشماش اعتماد کنین

طرف تبلیغ جوراب زنونه داده تلویزیون, بدین صورته که دختره با باباش میرن یه بسته ده تایی جوراب نگین می خرن برا مامانه و آقای فروشنبه ده تا جوراب جعبه پیچ میذاره تو ساک کادو میده دستشون. 

در صحنه بعدی مادر خونه از گرفتن کادو مشعوف میشه و ده تا جعبه جوراب از ساک در میاره.

در صحنه بعدی خانم و بچه ش چیز درازی که احتمالا همون جوراب نگینه از دو طرف گرفته ن و رو به دوربین می کشن و بنا به دلایلی از این کشش خوشحالن.


اما جوراب نگین چیست؟ آیا جوراب پارازینه؟ جوراب شیشه ایه؟ جوراب شلواریه؟ ساق کوتاس یا ساق بلنده؟ چرا ده تا؟ مادر خونه با ده تا جوراب چه می کنه؟ آیا ده رنگ جورابه؟ جوراب شیشه ای در ده رنگ؟ ما بریم مغازه بگیم جوراب نگین میخوایم بدون اینکه بدونیم توش چی هس؟ بریم داروخونه بگیم کرم آردن میخوایم نمیندازنمون بیرون؟ چرا اینچنین می کنین با خودتون؟

یعنی بعد از تبلیغ اون رنگ موئه که رنگ روسری و مانتوی خانوم خونه رو عوض می کرد فکر می کردم هرگز هیچ تبلیغاتچی کشورگشایی نمیتونه مرزهای شگفتی آفرینی در تبلیغات رو جابجا کنه. لکن یک بار دیگه اثبات شد دست بالای دست بسیار است!

۱۸ لایک
تبلیغ قبلی همین جوراب نگین یه سری پنگوئن خوشحال بودن که تو صف خرید جوراب شلواری وایسادن،آخه ابله مگه پنگوئن پا داره تا جوراب شلواری بپوشه؟این چه تبلیغیه ساختی آخه؟:/

واااااقعا؟!؟! یا کوه المپ:|

۲۶ آذر ۲۱:۴۳ آقاگل ‌‌
دیگه از سر اجباره چکار کنن خب؟ :-) اگه برن تو شبکه‌های اونور آبیم تبلیغات کنن که می‌ریزن در شرکت رو گل می‌گیرن.
البته مثلاً می‌تونستن با جوراب شیشه‌ای برن دزدی و بعد تهش بگن جوراب نگین خیلی خوب کش میاد!

همین ایده ای که تهش دادی خوب بود دیگه. چهار تا بلاگر دیگه بیان این زیر طوفان ذهنی راه بندازن یه ایده عملی از توش در میاد.

حالا اصلا نمیخواد روش کلیپ موزیکال برن, بیاد مثل کفش تن تاک جعبه جورابو باز کنه بگه جوراب پارازین نگین در شیش سایز و ده رنگ مختلف. ما می پذیریم تو اون جعبه ها واقعا جورابه لااقل:))

۲۶ آذر ۲۱:۴۷ آقای دیوار نویس
:|| همه این ها به کنار، حالا مثلا خیلی مهمه که جوراب هامون چه برندی باشه؟! من که اعتراف میکنم جوراب ها مو از دست فروش ها میگیرم!

والا منم همینطور:دی ولی جوراب نازکا رو نمیدونم مارکش مهمه یا نه. من فقط یه مارک ازش میشناسم, اون هم به قیافه نه به اسم:))

تلوزیون ایران واقعا ارزش نگاه کردن نداره

فقط فیلم و سریال و کنسرت خارجی و بعضی شبکه های ماهواره

حتی رادیو های اینترنتی خارجکی هم از رادیو های ایران بهترن .

یه بار توی کیش رادیو گرفتم . مال کشور های حاشیه ی خلیج فارس بود . حتی رادیوهای اونا هم از رادیوی ایران بهتره .

یه عالمه آهنگ قشنگ پخش کرد .

کل صدا و سیما خرابه نه فقط تبلیغاتش .

اخبارش دروغه . سریال هاش قدیمی و سانسور شده و به درد نخور .

فیلم هاش هم همینطور . مستند هاش مال زمان قاجاره .

کلا خرابه همه چی

و بریم بمیریم.

۲۶ آذر ۲۱:۴۹ آقاگل ‌‌
این نکته دیوارنویس هم نکته خوبی بود. منم همیشه جورابام رو از نزدیک ترین مکانی که بوده خریدم. چه سوپر مارکتی باشه چه داروخونه چه دستفروش :))

من از دستفروش. سوپرمارکت همونارو دوبرابر قیمت میده چه کاریه خب. جوراب فروشی هم یه بار یه جفت خریدم دوازده تومن!! دیگه نخریدم:))

۲۶ آذر ۲۱:۵۶ بوبک یار
یه تبلیغم بود که مال کشور اسلامی بود خانمه روی شال شامپو میزد و خوشحال بود :)))
شاهکارن اصلا :/

مال مالزی بود.

آقا اون شامپو رو تست کرد خب. این خانواده بزرگوار جورابو گرفته ن رو به دوربین می کشن از توش دوربینو نگاه می کنن و چی؟ مثل اینه که تو تبلیغ شامپو بیای بطریشو تمجید کنی. :|

۲۶ آذر ۲۲:۲۰ شبگیر ‌‌‌
میشه یه انتقادی بکنم؟ درواقع بیشتر پیشنهاد

میشه ولی من تضمینی نمیدم موافقت کنم:دی

۲۶ آذر ۲۲:۳۳ خانومی ...
مگه توی داروخانه کرم آردن نیست ؟ :/
من تبلیغه رو ندیدم . شایدم محتوای داخل جعبه رو جوراب صدا میکنن بین خودشون ولی در واقع جوراب نیست ؟ :||

کرم آردن هست ولی کرم مرطوب کننده میخوای؟ ضد آفتاب میخوای؟ لایه بردار منظورته؟ برا چه پوستی؟ برا مرد یا زن؟

نمیتونی بری تو ماشین فروشی بگی ماشین میخوام. میگن خب آرزو بر جوانان عیب نیس بخواه:))

من بعد از اون تبلیغ مالیزیایی که خانومه با روسری،رو سرش شامپو میزنه،دیگه اون ادم سابق نشدم

اون هم در حال و هوای خودش بود طفلی. حالا من برداشتم این بود که داره از عطرش تعریف می کنه, ولی دو تا سوال برام مطرحه:

نمیشد بریزن کف دستش؟
شما که حجاب براتون آزاده چرا؟:))

۲۶ آذر ۲۳:۵۵ بوبک یار
شاید میخواد بگه خوب کِش میاد و پاره نمیشه چون جورابای من خوب کِش نمیان و پاره میشن :/
:))))

ایده ای ندارم:دی یعنی نمیدونم از مزایای این جوراب شفافا باید این باشه که خوب کش میاد یا نه!

۲۷ آذر ۰۰:۰۳ ملکه بانو
خدا رو شکر هیچ کدوم از این تبلیغایی که گفتید رو ندیدم حرص بخورم ولی خوب الان کلی خندیدم!!

حرص نداره که، روش دختره آواز هم می خونه :))

زندگی شیرینه، چون که تو پات نگینه :))

۲۷ آذر ۰۰:۱۷ بوبک یار
من جوراب اسپرت میپوشم و همیشه سر انگشت شصتم سوراخه یا دوخته شده :/

ناخن شصتت رو کوتاه کن خب :|
منم همیشه شصتم دچار این مشکله البته :دی

۲۷ آذر ۰۰:۳۴ شبگیر ‌‌‌
فضا و رنگ و فونت وبلاگتون به علاوه متن طولانیتون آدم رو سرد می کنه از خوندن. نه اینکه با متن بلند مشکل داشته باشم، نه، هستن وبلاگایی که متن بلندشون را تا ته می خونم، ولی فضای وبلاگ شما به جوریه. ضمن اینکه شاید شروع متناتون هم یکمی عوض شه خوب باشه.
این رو خیلی دوستانه و با توجه به متن های فبلیتون که بیشتر حذبم می کردن گفتم ها. یه موقع ناراحت نشید. به هرحال اینجا مال شماست و هرجوری بخواید می نویسید. :)

خب من تصورم اینه که آدم وقتی میگه مثلا «فضا یه جوریه» توضیح بده چجوریه و چی توی اون جور نامناسبه. من که نمیتونم همه جور های مختلف ممکن رو امتحان کنم و هی سر بزنم که خوب شد یا نه. به قول دکتر هو اگه فقط یدونه یک باشه، there is an infinity of the other :دی مترجمای جمع بیان یه جوری که حق مطلب ادا بشه ترجمه ش کنن:دی و شاید اصلا قبول نداشته باشم اون چیزی که توی اون جور نامناسبه رو تغییر بدم حتی!

در مورد رنگ و فونت هم همینطور. فونت ریزه؟ درشته؟ عجیبه؟ خشکه؟ کمرنگه؟پررنگه؟کنتراستش بالاست؟ کنتراستش پایینه؟
شروع متن ها چیش عوض شه؟ لحنش؟ طنزوجد بودنش؟

الان کلا مشکل چیه؟ :)) من فقط فهمیدم یه مشکلی هست، همونطور که فهمیدم تو اون جعبه ها احتمالا جورابه :))

۲۷ آذر ۰۶:۲۱ مترسک ‌‌
یاد تبلیغ اون شامپوئه افتادم که می‌گفت موهای اعضای خانواده ما مختلفه، یکی صافه یکی فره یکی کم‌پشته یکی پرپشته و الی آخر اما این شامپو به درد همه‌مون می‌خوره! یکی هم نبود بگه شماها مطمئنید از یه DNA ساخته شدید؟ یه تست ژنتیک بدید بد نیستا :))
حتی می‌شه یاد اون فیلمه افتاد که خانوما با روسری رفته بودن آرایشگاه و منتظر خوشگلیزاسیون موهاشون بودن :|

نه اونا یکیشون چرب بود یکیشون خشک بود یکیشون معمولی بود یکیشون...شوره میزد؟ شکننده بود؟ همچه چیزی:دی

۲۷ آذر ۰۸:۵۵ پـــــر ی
از کی تا حالا تو تلویزیون از این چیزا تبلیغ میشه ؟؟؟ جل الخالق

از هفته پیش :|

۲۷ آذر ۱۰:۵۳ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
استعداد ها توی محدودیت ها کشف میشن D:

آره دیگه بیاین، بیاین ای استعداد ها، آقاگل رو در طوفان ذهنی همراهی کنید!

جوراب فقط سه جفت پنج تومنای مترو:))))))))

والا :|

تازه اونم هر کدومشون نه، اونایی که میگن تولید داخله-و شک دارم باشه- خیلی خوبن. بقیه شون پلاستیکش زیاده.

۲۷ آذر ۱۱:۵۱ اجاره آپارتمان مبله در تهران
شما بگو چاره چیه؟:)

جوراب مردونه تبلیغ کنین :| کارتون بسازین :|

این تبلیغ ها بی مکث جریان داره -__-

اون که اصلا منطقش اینجوری بود که «این چمنا رو میبینید چه سبزه؟ از سیم بوکسل های ما بخرین، خوبه». :))

یه عالمه در مورد گودرز صحبت می کرد نهایتا شماره تلفن شقایق رو میداد دستت :)) الان چیکار کنم زندگی جریان داره؟ هود نداشته باشم زندگی متوقف میشه؟

۲۷ آذر ۱۳:۲۱ ــ یاس ــ
و بنا به دلایلی از این کشش خوشحالن
=)))))))))))))وای

:دی

به رنگ قالب انتقاد نکنید . من به خاطر همین رنگ میام اینجا . رنگش آرامش میده .

:)) یه دکمه بذاریم بتونین رنگ مورد علاقه تونو برگزی...اوه. اسکریپت نداریم. :|

۲۷ آذر ۱۵:۱۸ مترسک ‌‌
به هر حال هدف زیر سوال بردن ژنتیکشون بود D:

بله بله :دی

۲۷ آذر ۲۲:۱۲ شبگیر ‌‌‌
من تسلیم!

عجب:|

احتمالا جورابا رو میزنن سر دوش حموم، شایدم کله شون می کنن و میرن دزدی. اینطوری که تو توصیف کردی که خانوادگی خوشحالن، احتمال دوم قویتره
۲۸ آذر ۱۱:۱۷ مهدی صالح پور
سوال اینه که اصلا آدم میخواد جوراب بخره، به برندش توجهی میکنه؟! جورابه دیگه... از دستفروش باید خرید!

من در زمینه جوراب پارازین سررشته ای ندارم ولی میدونم یه مدل خاصی هست که دستفروشا هم دارن، لوله لوله س، از اونا می خرن:دی حالا اینکه مال برند خاصیه یا اینکه همه پارازین ها لوله ای هستن بیل میرم:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
برای سفر کرده.
مشت سرخ آهنین
پولدارها قانون ندارند
تعریف های اثر انگشتی
این چارّراه، آن تلفن خانه، این سفیر
چرا باید مؤدب باشیم
بلاگفاک
سرطان
نباید بدانید؟
نذر طبیعت
پدیده سوءتفاهم
به مناسبت روز دختری که زورکی تبریک میگن!!!
چرا لینک و عنوان پستتون رو برمیدارین؟ تا کی مقاومت؟
بایسیکِل ران
تگ ها
بایگانی
شهریور ۱۳۹۷ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
در دیار نیلگون خواب
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
قالب: عرفان و جولیک بیان :|