درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

خبریه؟

احساس می کنم مث اینا که یکیشون فوت میشه بهشون میگن چیزیش نیست بردیمش بیمارستان, وبلاگم  یه چیزیش شده به من نمیگین.

۲۱ لایک
۱۶ آذر ۲۰:۲۸ ماهی کوچولو
منم چنین حسی دارم چند روزه :/

چند روزه؟

۱۶ آذر ۲۰:۳۰ واران ...
بهم بگین من تحمل شنیدن شو دارم:|:))

منم این حس رو دارم میگم مباد یه ویروس وارد بیان شده :|
که خودمون خبر نداریم:|:(

بیان که اصن روی بلاگفا رو سفید کرده. این هفته چهار روز حداقل یک ساعت از دسترس خارج بود! بلیت های منم جواب نگرفته! شنبه زنگ میزنم مسوولشونو فرا می خوانم 😑

آم... یعنی که چه‌اش شده مثلاً؟

ماهی و واران هم حسش کردن... الان احساس شخصی رو دارم که قوه‌ی بویاییش رو از دست داده و از این موضوع بی‌خبره و همه بوی سوختگی رو استشمام کردن و در رفتن و اونو جا گذاشتن وسط یه خونه‌ی در حالِ سوختن.

میانگین بازدیدم در مقایسه با یک ماهی که نبودم شدیدا کمتره. دارم می اندیشم که آیا منو ساکت دوس دارین یا چی:دی

۱۶ آذر ۲۱:۱۸ آقاگل ‌‌
می‌گن یبار گربه یکی افتاد مرد. طرف بهش زنگ زد گفت فلانی گربه‌ات مرد. رفیقش که اونجا بود گفت ببین خبر بد رو که یباره نمی‌دن. اول مثلاً باید بهش می‌گفتی فلانی گربه‌ات میو میو نمی‌کنه. بعد می‌گفتی گربه‌ات راه نمی‌ره. بعد می‌گفتی نفس نمی‌کشه. دیگه خودش می‌فهمید گربه‌اش مرده. وحشتم نمی‌کرد.
خلاصه وبلاگا چند وقته میو میو نمی‌کنن.

هف هش ده سالی هس, از زمان موج شدن فیس بوک من یادمه محسن باقرلو هم هی میومد میگفت فیس بوک خوبه من اصن دیگه میرم فیس بوک الانم که کانال زدن 🙄

۱۶ آذر ۲۲:۱۱ مترسک ‌‌
باو همه وبلاگستان همینه :|

نمودار بازدید هاتونه ر به اشتراک بنهید ببینیم تا باورمان شِد 🤔

۱۶ آذر ۲۲:۲۳ گمـــــــشده :)
کامنت آقاگل حرف نداشت
اینستا چون کار کردن باهاش با گوشی از کامپیوتر راحت تره گزینه بهتری شده برای به اشتراک گذاشتن ذهن نوشته ها اونم با عکس

باو اینو از وقتی فیس بوک اومده دارن میگن:)) مشکل من اینه که بازدید وبلاگم اومده رو سیصد تا, در حالی که اون یه ماهی که نبودم میانگین بازدیدم رو چهارصد و پنجاه بوده:)) آیا نوشتنم مشکل پیدا کرده یا چی:دی

۱۶ آذر ۲۲:۳۲ گمـــــــشده :)
آها..خخخخ
نه به نظرم وبلاگ خونی کم شده😁

وبلاگ خونی از اولشم کم بود, اولش چون اینترنت مد نبود, بعدش جون فیس بوک اومد, بعد چون اینستا بود, بعد چون تلگرام بود, بعدا چون اینترنت نیس, کلا ما همیشه کم بودیم:)) من قد نمک پاش بودم میگفتن فیس بوک اومده وبلاگا کم رونق شده:دی

حالا شاید من قانعم خیلی, ولی مثلا روزی هشتصد تا بازدید برا وبلاگی در اندازه مال من که به روز هم نشده رو کم رونق نمی دونم :دی
البته این صحبت مال قبل از یه ماه غیبت صغرامه:-"

۱۶ آذر ۲۲:۵۰ گمـــــــشده :)
من قانع شدم 😁

مچکرم:دی

۱۶ آذر ۲۳:۲۰ نیمچه مهندس ...
"میانگین بازدیدم در مقایسه با یک ماهی که نبودم شدیدا کمتره"
خب وقتی هستی که هستی ولی وقتی نیستی میگن چرا نمی نویسه هی میان سر میزنن.
میانگین بازدیدت 300؟یا خدااا.من با این بازدید هاتون باید وبلاگم رو از اول هم نمی نوشتم از بس که کم بازدیده.والا قانع منم.
بعد این که الان میان ترم و پروژه تحویل میدن دانشجوها،شاید دانشجوهای وبلاگت زیادن.

آخه تصورم اینه که لااقل سیصد و هفتاد نفر هستن که میدونن من کی آپ می کنم چون دنبالم می کنن:دی بنابراین نباید بگردن دنبالم که کوشم چرا نیستم! چهارصد نفر غریبه ای که هی میومدن می گشتن دنبالم کجان؟ :دی


اون هم محتمله :-؟ البته اینکه بیان یک ساعت در میون از دسترس خارج میشه هم محتمله :|

۱۶ آذر ۲۳:۲۲ یک بلاگر
من چیزی متوجه نشدم .
من اصلا توجهی به آمار خودم نمی کنم
بیشتر دوست دارم دوست های خوب داشته باشم تا آمار بازدید :)
این خیلی خوبه

من عملکرد خودمو مورد بررسی آماری قرار میدم و نقد و بررسی می کنم:دی

۱۶ آذر ۲۳:۲۷ یک بلاگر
مگه آمار بازدید به رفتار ارتباط داره؟

بخشی از دلیل من برای نوشتن وبلاگ علاقه شخصی به نوشتن و به اشتراک گذاشتن اون نوشته هاست. بخش دیگرش اینه که محتوایی تولید کنم که برای مخاطبم جذابه، و به نوعی براش لازمه الگوی علایق مخاطبینم رو هم داشته باشم. پس اینکه چه پست هایی خیلی دیده شده، چه پست هایی زیاد کامنت خورده، چه نوع پست هایی بازخورد مثبت داشته، مهمه. برای مثال، اگه پست معرفی فیلم بذارم و نقد های تخصصی اون فیلم رو معرفی کنم و ببینم اون پست خیلی دیده میشه و کامنت مثبت میگیره، پس بیشتر فیلم معرفی میکنم با اون سبک و سیاق. اگه پست معرفیم خیلی دیده نشه، زان پس میام در مورد فیلمهای بعدی نق میزنم یا تخلیه هیجان می کنم اگه لازمم بود، ولی بررسی تخصصی نمیرم دیگه. :دی

یا مثلا پست هایی که محتواشون انگلیسیه نمیذارم، چون متوجه شدم بچه ها نمی خوننشون :دی

بنابراین آمار بازدیدم روی رفتار من تاثیر داره. یا لااقل روی محتوای وبلاگم. :دی

۱۶ آذر ۲۳:۴۱ یک بلاگر
خیلی خیلی خوبه . آفرین
من در گذشته از این کارها می کردم . چون اونطور که باید جواب نمی داد الان ولش کردم :)

:)))))) مرسی

۱۶ آذر ۲۳:۴۴ راحیل ریاحی
نع .. سالمه که o_O

:)) مچکرم :))

۱۶ آذر ۲۳:۴۶ ماهی کوچولو
از همون روزی که بیان شروع کرد خل شدن :/

پاشیم بریم وردپرس :|

۱۶ آذر ۲۳:۵۱ ماهی کوچولو
من الان کامنتا رو خوندم فهمیدم منظور پستت رو
شاید واسه میانترم و پروژه و این مصائبه :/ بعلاوه همین خر شدن بیان

بیان رسما تو یک ساعت گذشته منو یازده بار با صفحه 503 خطای سرور روبرو کرد! :|

۱۷ آذر ۰۰:۰۳ خور شید
باقرلو کانال داره؟ آدرسش رو می‌دی؟

https://t.me/ololon


برای من هم یه هفته ای میشه که گاهی ارور 504 میده. البته منکه زیاد نمیام، اما وقتی م میام اینجوری

کلا دارن یه کاری می کنن بریم از اینجا:))

۱۷ آذر ۰۸:۲۴ آقاگل ‌‌
منظورم مرگش نبود به طور کامل. ولی خب آمار بازدیدا نصف شده. کامنتا کم کیفیت. پستای خوب هم قدیما زیاد بود و الان در طول هفته به تعداد انگشتای یک دست هم نمی‌رسه. :|
البته شاید ملت امتحان دارن. حوصله شون نمیشه بیان اینجا :)

عه وااا...میدونین نیس من امتحان ندارم دیگه, اصن متوجه نشده بودم...😇

۱۷ آذر ۰۸:۴۷ مترسک ‌‌
نمودار نزولیِ 30 روز گذشته‌ام:
http://bayanbox.ir/view/9005788733687271381/72A56E85-1CEB-47FF-BEE3-73FAD3A51C2C.png

مرسی:))

۱۷ آذر ۰۸:۴۸ توکان سبز
بیاین حمله کنیم کانال نویسی :/

تجربه ش رو دارم و توصیه نمی کنم. مهم ترین مشکلش اینه که کامنت و پیوند روزانه نداری!

شاید مثلاً تو اون مدت که نبودی چندنفر یهو وبلاگتو پیدا کردن و قصد کردن بشینن کلِ 100 و خورده‌ای صفحه آرشیوتو بخونن مثلا :))

کانال‌نویسی، این کامنت نداشتنش خیلی مزخرفه. پیام ناشناس هم خیلی مغولیه. هردفعه:همینو می‌خوای بگی دیگه؟ بفرستم؟ مطمئنی؟ ببین... یه بار دیگه چکش کن حالا. فرستادم. حالا می‌خوای تا وقتی پیامتو ببینه، حوصله‌ات سر نره؟ بیا برو این کاناله خیلی باصفاست. رفتی؟ عه پیامتو دید. بیا بزن ببینش. راستی تو اون کاناله که فرستادم عضو شدی؟

:سر به سنگ کوبیدن

:)))) بات دردودل رو ندیدی تازه...اونو ببینی با همون سنگ خودتو دار میزنی:))

۱۷ آذر ۱۲:۰۱ آرزو ﴿ッ﴾
می‌گما این چند وقتی که بیان قاطی کرده روی این مورد هم اثر داشته. من یه بار بعد از انتشار پستم که رفتم خوندمش اومدم آمار که ببینم اگه کسی دیگه هنوز نیومده یه جایی رو ویرایش کنم دیدم خودم رو هم ثبت نکرده! هی ریفرش نمودم و هی اون عدده صفر بود، دیگه بی‌خیال شدم. و فقط اون یه بار نبود.

واقعا اعتماد به نفسشون در بسته نگه داشتن امکان استفاده از آمارگیر جانبی شایان تقدیره.

vlog هم چیز جالبیه ها . توی ایران البته خیلی با استقبال رو به رو نشد .

وی لاگ رو مگه نبستن؟


ویرایش: شک کردم به این مساله، رفتم چک کردم، اونی که بستن vine بوده :))

۱۷ آذر ۱۸:۲۶ بوبک یار
من فکر کنم پیش از این وقتی کسی کامنت میداد هی میومد چک کنه ببینه آیا نویسنده پاسخش رو داده یا نه ولی از وقتی پاسخ رو میشه در پنل مدیریت متوجه شد بازدیدها اومده پایین نسبت به قبل :دی

نه قبل اینکه من غیبت صغری داشته باشم هم میشد کامنت ها رو دید تو پنل، مال اون نیست به نظرم.

۱۷ آذر ۱۹:۲۴ • عالمه •
چند روز اخیر مدام ارور 504 رو دارم. با این وضع که وبلاگا باز نمیشه آمار هم میاد پایین.

این همه بیان بیان کردن آخرشم این بود بیان.

میهن بلاگ و رز بلاگ مونده فقط برا پناه بردن :))

۱۷ آذر ۱۹:۳۶ • عالمه •
حالا باز یه پست میذارن برا عذرخواهی. چند روز بعدش دوباره همین وضعه.
ما وبلاگنویسای ایرانی خیلی طفلی هستیم که نمیتونیم نوشته هامونو یه جا داشته باشیم و هی باید کوچ کنیم.

پست هم میذارن برا عذرخواهی؟ کجا میذارن؟ من چرا ندیدم؟

من که زنگ زده بودم بهشون کلا منکر شدن :))

۱۷ آذر ۱۹:۳۶ بوبک یار
خب من زمان غیبت صغری رو نمیدونستم کی بوده :)))

آبان :دی

۱۷ آذر ۱۹:۵۷ • عالمه •
توی میز کار مدیریت میاد خبر پستشون.

من ندیده م تاحالا :دی

من که جز تازه وارد های بیانم ابنو حس کردم

جونتو بردار برو بلاگ اسکای داداش, برو تا پابند نشدی!

به نظرم که نوشته هات تغییر ی
نکردن ومثل همیشه خوبن
منم همیشه میخونمت ولی بیشتر خاموش

لطف شماس :دی

۱۸ آذر ۱۲:۲۸ ــ یاس ــ
بالاخره باید همه چیمون به همه چیمون بیاد :) سرویس وبلاگ نویسی حتی:))

الان ناهماهنگ مده :(

۱۸ آذر ۱۹:۴۱ مهدی صالح پور
به خاطر نبودنِ من بود. من سفر بودم؛ درست میشه امشب!

درست نشد که مهندس. چرا وعده الکی میدی؟

۱۹ آذر ۱۰:۰۱ ام شهرآشوب
نه تو رو خداااااااااااا
نگین!
پس بریم مطالبمونو از رو وبلاگ برداریم در جایی ذخیره کنیم!!

والا، من بک آپ گرفتم از بیان، بک آپش به شکل xml بود. یعنی باید بشینی یه مفسر براش بنویسی که قابل خوندن شه. مرحوم پرشین بلاگ حتی قالب رو هم حفظ می کرد. قشنگ صفحه به صفحه وبلاگت رو میداد با همون قالب، فقط لینک هاش دیگه کار نمی کردن!

اگه حال دارین دستی کپی کنین :|

۲۰ آذر ۰۰:۲۶ یه مسافر
فک کنم پترس ات یخ زده....
یا شاید هم پلاکت ات لخته شده...
بنظرت دلیل دیگه ای هم میشه آورد؟:)

پلاکت ها لخته نمیشن، خون رو لخته می کنن و می میرن:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
که همین دوست داشتن زیباست.
من یه دیوونه م که دیوونگیشو دوست داره
قدرتِ تشخیصتون رو از دست ندین
گاهی مقصر خودِ ماییم.
به مرور
تگ ها
بایگانی
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک