درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

نفس کش

پیروی پست قبلی؛
در کتاب شاهزاده و گدا زنی هست که قراره اعدام بشه چون چندین نفر شهادت داده ن که جادوگره. چگونه فهمیدن جادوگره؟ چون با در آوردن جورابش باعث به وجود اومدن طوفان شده. تام کانتی-که در این قسمت کتاب جایگاه قضاوت رو عهده داره- می پرسه که چه کسی اینو شهادت داده؟ میگن همه دیدن آقا. تام قانع نمیشه و به زنه میگه جورابتو در بیار. حضار بر می آشوبند و وحشت می کنند و رخ به ناخن می خراشند ولی تام کوتاه نمیاد. زن جورابش رو در میاره و قصر بر اثر اصابت صاعقه ای از جانب پروردگار نابود میشه.
جاست کیدینگ. هیچ اتفاقی نمیفته و تام زنه رو میفرسته بره و همه از درایت او به وجد می آن و زان پس به افرادی که دربرابر وقایع ماوراطبیعه دلیل و برهان و شاهد و مدرک می طلبن میگن تام کانتی؟ خیر. میگن دنبال قاتل بروسلی نگرد.
باز هم جاست کیدینگ. به این افراد هیچی نمیگن و با توجه به نادر بودن این گونه جانوری هیچ دانشمندی هم مبادرت به نام گذاری ایشان ننموده است.
جاست ترایینگ در راستای بازگذاشتنِ ترشی لیته ی کیدینگ. به این افراد میگن rationalist یا skeptic که میتونیم ترجمه ش کنیم شکاکیون.

بهرحال.

رشنالیست ها همواره با مشکلاتی روبرو بودند و قضیه به راحتی جوراب در آوردن و آزاد کردن افراد نبود. مشکلاتی مثل «این معبد بیماران رو شفا میده و اینکه ما نمونه زنده ای نداریم که نشون بدیم ببینید باورتون بشه ناشی از اینه که ایمان ندارید» و عابدانی که با شبهه سلاح های سرد و گرم دنبالشون می کردن.  یا «چرا من اثبات کنم که جن وجود داره؟ تو اثبات کن جن وجود نداره!» و شوهر عمه ای که زان پس هرجا مینشست تعریف می کرد که شما نتونستید اثبات کنید جن وجود نداره و چه ادعاها. ولی وقتی مشکلات اساسی مثل کلاهبرداری های مالی کلان به اسم معجزه و رفع بلا پاشون وسط باشه, قضیه از چالش شخصی و اعتقاد فردی فراتر میره. بنابراین راه حل هوشمندانه ای توسط جمعی از ایشان اندیشیده شد؛ جایزه میذاریم آقا! اثبات کنید یه توانایی ماوراءالطبیعه دارین یا شاهد یک واقعه فراطبیعی غیرعلمی بودین, و پول هنگفتی دریافت کنید.

یکی از این جایزه ها جایزه یک میلیون دلاری جیمز رندی بود. چارچوب ها و استاندارد های علمی خاصی برای بررسی صحت و سقم ادعاهای ارسالی تعیین شد و قرار شد هر کس تحت این قرارداد بتونه اثبات کنه توانایی ماوراالطبیعه ای داره یک میلیون دلار آمریکا ببره. این جایزه نزدیک به پنجاه سال فعال بود و دو سال پیش منحل شد, در حالی که تعداد قابل توجه صفر نفر موفق به دریافتش شده بودن.

لیستی از دیگر جوایز مشابه اثبات وقایع پارانرمال در این لینک ویکی پدیا قابل مشاهده ست. به تعداد افراد برنده توجه فرمایید, صفر.

بنابراین دفعه بعدی که شاهد "شفای" کسی بر اثر فرادرمانی بودید ضمن وحشت و کشیدن صلیب بر خود و پهن کردن سفره ابوالفضل و قربانی کردن برای کریشنا, به این فکر کنید که چه ثروتی رو از کف دادید. :دی
۹ لایک
۱۰ آذر ۲۳:۲۵ بَلـ ـوط
هنوز خونی نپاچیده؟

نه امن و امانه:دی

۱۰ آذر ۲۳:۴۳ نیمچه مهندس ...
من عاشق پستای این مدلیتم.نه فقط به خاطر متن خود پست ها،که بیشتر به خاطر اسم تگت:)
اااا،دیدی چه ثروت هنگفتی رو از دست دادم؟اگه دو سال پیش این پست رو نوشته بودی من میرفتم توانایی "مشتری به مغازه بردن بعد از ورود من به مغازه" م رو نشون میدادم و الان میلیونر بودم.

خاله منم میتونست توانایی درمان سرطانش رو به رخ بکشه قبل اینکه بفهمن هیچ تاثیری نداشته :))

۱۱ آذر ۰۰:۵۱ نیمچه مهندس ...
تا نرم تو اون مسابقه هه که نمیتونم بفهمم این تواناییم واقعیه یا فقط تصور خودمه که هرجا وارد میشم پنج شیش نفر دیگه هم پشت سرم وارد میشن.این طور نیست؟

آم, به نظرم میتونی قوانینشو بخونی و به صورت آزمایشی بسنجی با اون قوانین ببینی واقعا برقراره یا نه. لکن نمیدونم ذیل توانایی های ماوراءالطبیعه هست یا نیست:دی

۱۱ آذر ۰۰:۵۲ آقاگل ‌‌
همه اینایی که گفتی رو بیا برا ننه من و خاله‌خانباجیایه دور و اطرافشم توضیح بده. نسل جدید که کمتر کسی به این موارد گرایش داره.
:)

بابا آقاگل کامنتای پست قبلیو بخون:دی

۱۱ آذر ۰۱:۰۸ آقاگل ‌‌
یادم افتادچند وقت پیش برنامه نود در مورد جادو و جادوگری بود. طرف می‌گفت من آلمان رو قهرمان جهان کردم. سپاهان رو قهرمان لیگ کردم. پارسال یک کاری کردم ابومسلم به پرسپولیس گل زد اون طرف صبا گل خورد ابومسلم تو لیگ موند : |
یا می‌گفت من می‌تونم از همین الان بگم کدوم تیم قهرمان لیگ انگلیس می‌شه. بعد اگه شد سال بعد شما بیاید با من قرارداد ببندید. گفت خب کی قهرمان می‌شه؟ گفت یا منچسترسیتی یا چلسی یا منچستریونایتد. :| البته اونحا فهمیدم یحتمل منم جادوگرم چون می‌دونم یکی از اینا قهرمان می‌شه. تا اینجا همه چیز شوخی بود تا جایی که رفتن کارشناس مذهبی آوردن در این مورد صحبت کنه. :|

خوشحالم که ****اسپویلر***دامبلدور مرده وگرنه الان جاش بود خودشو از بالای برج ستاره شناسی پرت کنه پایین ***پایان اسپویلر*** 😑

راستش بحث "وجود داشتن یا نداشتن" موجودات ماوراء الطبیعه چیزیه که مردم 100 سال پیش سر خودشونو باهاش گرم میکردن و بچه های 11 ساله ی الان. به نظرم الانا اونقدرا هم مهم و عجیب نیست. ینی خب، جن ه دیگه. می دونی چی میگم، مث اینه که بشینی با یه نفر راجب اثبات وجود خرس حرف بزنی. خب چه فایده ای داره در زندگی دو طرف بحث؟ حالا نمی گم همه چی باید فایده داشته باشه، اما خب یکی میاد میگه به فلان و بهمان دلیل وجود داره، یکی میگه به فلان و بهمان دلیل وجود نداره و تهش هم دعواشون میشه سر یه قضیه ای که واقعا درحد آدمایی که دارن تو این عصر زندگی میکنن نیست. می تونن سر خیلی چیزای دیگه بحث کنن . چیزایی که بهشون ربط داره و ملموسن و میتونن به نتیجه برسن.
الان انقدر تکنولوژی پیشرفت کرده که اگر جن هم وجود نداشته باشه میتونن بسازنش و بگن بیا اینم جن. یا هر موجود دیگه ای. واسه همین صرف وجود داشتن یا نداشتن یه موجود دیگه اونقدرا هم مهم نیست.

نه ببین اصل قضیه این نیست که جن وجود داره یا نداره. اصل قضیه اینه که مثلا خاله من معتقد بود میتونه با فرادرمانی مادرم رو درمان کنه. هیچ گونه هم توجیه نمی پذیرفت که آقا بدن انسان سیب زمینی پخته نیست که همه ی ملات توش یک دست باشه، نمیتونی دست بذاری رو کله بگی ای تومور تجزیه شو برو از بدنش بیرون، بعد اون تومور با چه سرعتی تجزیه شه؟ تجزیه شه کجا بره؟ حواسش باشه از بغل اعصاب حساس مغز رد نشه یا خورد بهشون معذرت بخواد؟ :|

بعد وقتی این آدم داره سرمایه زندگیش رو میده دست کسی که ادعا می کنه این توانایی رو داره، و اون آدم رو به زور میاره تو زندگی دیگران، لازمه که ببریش بذاریش تو آزمایشگاه بگی اثبات کن داری یه غلطی می کنی، یا برو زندان و پاتم از زندگی ما بکش بیرون کلاهبردار جانی. :|

۱۱ آذر ۰۷:۲۲ .: مهتاب :.
خوب واقعا بوده چنین چیزهایی. و هست البته.
این که کسی نرفته اون جایزه رو بگیره اتفاقا اگر شکاک باشی،باعث نمی شه فک کنی کلا غیرممکنه.
ولی نه این که هر روز اتفاق بیفته یا برای هرکسی.
اونیم که چنین توانایی ای داره عمدتا تو فازی نیست که بره دنبال همچین جوایزی...

کسی که معجزه داره، اگه بتونه اون معجزه رو اثبات کنه که واقعا معجزه ست، چرا نره اثباتش کنه وقتی چنین جایزه هنگفتی داره؟ تهش اینه که نیاز مالی نداری، اونم مثلا ما میریم اثبات می کنیم احرام متبرکه شفا میدن، یه میلیون دلار میگیریم، باهاش یه کار خیر می کنیم دین و اعتقادمونم جهانی میشه. :دی

۱۱ آذر ۱۱:۵۶ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
از هم اتاقیت چه خبر؟!

هیچی والا ساکته فعلا بچم :دی

بسیار بسیار متن جالبی بود،بخصوص برای این سرزمین که خیلی خرافه خیز هست

خرافه خیز چه کلمه حماسی ای شد :))

۱۲ آذر ۰۱:۱۳ خمار مستی
عالی بود این پست
من واقعا لذت بردم
و البته اطلاعات خوبی کسب کردم ممنون
اما متاسفانه چیزی که هست توی جامعه ما جهل شبه مدرن داره به شدت گسترش پیدا میکنه
از قضیه ی ولایت پذیری بامجون تا شفای پنجره فولاد، تا انرژی درمانی از توی تلگرام!!!!
شما توی اینستاگرامت صرف سرچ بزن طلسم!!! ببین چه نتایجی میاد و چندین هزار نفر لایکشون کردن. دوستی میگفت بحث طلسمای مهر و محبت حتی تا سطح دانشجوها هم رواج پیدا کرده و من سخت متعجب شدم از این حجم سطحی نگری و خرافه گرایی

سطح دانشجوها؟! بزرگوار ما یه سری دبیرستانی بودیم که خوب تست زدیم-بعضا همون کار رو هم نکردیم، پول ریختیم به حلق دانشگاه آزاد و پیام نور که ما رو بدون کنکور بگیرن- و رفتیم چهار سال دیگه هم درس خوندیم و جزوه نوشتیم و با افتخار تقلب کردیم و از روی هم مشق کپ زدیم و درس پاس کردیم و یه مدرک زدن زیر بغلمون، ما سطح جدا داریم؟! اون زمان که دانشجوها سطح جدا داشتن کسی که میرفت دانشگاه میرفت چون یه هدفی داشت، یه چیزی بارش بود، یه دغدغه ای داشت، اینطوری نبود که بری ارشد بگیری چون الان دیگه همه ارشد دارن. بری کنکور بدی چون ندی باید بری سربازی :| سی چهل سالی هست که دیگه اینطوری نیست، هنوز هم توقع دارین دانشجوها در سطحی متفاوت از یه دیپلمه بیست و پنج ساله قرار داشته باشن؟

۱۲ آذر ۱۶:۴۳ پریسا ..
گفتی فرادرمانی یاد یه مستندی افتادم که درباره عرفان حلقه و محمدعلی طاهری بود:-/ تلویزیون نشان داد یه بار با کلی سر و صدا...

یعنی کل مستنده جن بازی بود :-|


البته صاحب نظر این حوزه جناب رائفی پور هم زیاد درباره جن نظرات داده ...

بنده خاطراتی از  نزدیک دارم با این موجودات :|

http://platelets.blog.ir/post/282

آها :|
یکی از دوستای منم خانوادگی تو این کار بودن، یبار من مچ پام پیچ خورده بود لنگ لنگان رفتم خونشون (امتحان فیزیک داشتیم :((( ) بعد مامانش گفت یه سری موجود الان رفتن توی تو و دردهاشونو ریختن تو بدنت بیا درمانت کنم خروج بدم و فلان. بعد هی اصرار کرد و تو تایم استراحتمون منو خوابوند و یه چیزایی گفت بعد پرسید حالا چی می بینی؟ گفتم هیچی. گف نمی شه که، باید نور ببینی. گفتم هیچی نمی بینم خب :| گف مهم نیست، نوره رو تصور کن -_-

بعد هی می پرسید چی میبینی، منم یه تصاویری میومد تو ذهنم، اما عمدتاً مال فیلما و عکسایی بود که ریسنتلی دیده بودم. اما واسه اینکه دست از سرم برداره همونارو توصیف می کردم، و حتی یه جایی هیجانی شدم و شروع کردم دادوبیداد، طرف زنگ زد به استادش که واهاهااای ما یه خروج سنگین داریم اینجا و کلی ترسیدن. که خب حقشون بود و امیدوارم دیگه ازینکارا تو خونه شون نکرده باشن.

پای مصدوم هم هفته ی بعدش خوب شد، و دختره نمود بسکه گفت ببین! مامان من شفات داد! و چقدر جلوی خودمو گرفتم که نگم پیچ خوردگی درجه 1 و حتی گاهاً 2 بعد از 2 هفته خوب میشه -_-

به من میگفتن اعتقاد نداری داری مقاومت می کنی جلو درمان برا همین هیچی نمی بینی. :|

آقا بچه بودیم چشای یکی رو می بستیم جلو صورتش ضربدری بشکن می زدیم جن ظاهر شه دستشو ببره بالا یادته؟ یاد اون افتادم |:

اره :))) البته بشکن هارو یادم نیس، اما اینکه طرف میگف دستام داره میره بالا! رو خوب یادمه :)) یا اون نعلبکیه که میچرخید و میگفتن روح داره تکونش میده =))

+ببین آخه یه چیزی م هست. یه جمله ای هست تو فیلمای تخیلی که توش موجودات دیگه م هستن زیاد میگن ش : که تو برای اینکه قدرت بیشتری به دست بیاری، دروازه رو باز می کنی (دروازه ی ورود به دنیای اون موجودات مثلا) اما واقعا نمی دونی چی در انتظارته، چون با دنیای اونا آشنایی نداری. و در ادامه هم میبینیم که اون موجودات میان و دنیای ادمارو میپوکونن و هیچکس نمی تونه کنترلشون کنه.

خب اینا فانتزی ه، اما فک کن اگه واقعا موجودات و دنیاهایی هم باشن و ما بدون شناخت کافی هی انگولکشون کنیم، فقط بهشون اجازه ی دسترسی و دخالت میدیم و خب ممکنه اتفاقات بدی بیوفته. تازه این درصورت وجودشه. در صورت عدم وجودش هم که، میشی یه نفر که خودتو با یه سری خرافه سرگرم کردی

چی بگم بابا...منتظر نامه هاگوارترمون بمونیم:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
که همین دوست داشتن زیباست.
من یه دیوونه م که دیوونگیشو دوست داره
قدرتِ تشخیصتون رو از دست ندین
گاهی مقصر خودِ ماییم.
به مرور
تگ ها
بایگانی
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک