حالا باید قوی باشی جولیک.

قبلاً یه بار گفته بودم، یه جایی توی کتاب ِ Hunger games یا "عطش مبارزه"، دختره منهدم شده. از لحاظ روانی و ذهنی منهدم شده یعنی. اصولاً شخصیت اولّای مؤنث رو ملّت می‌خوان بزنن، ولی من کتنیس رو خیلی دوست داشتم. حداقل به خاطر این قسمتی که توی یه وضعیت دردناک گیر افتاده بود و خودشو مجبور می‌کرد ادامه بده: «حالا باید شکار کُنی کتنیس. حالا باید آب بخوری کتنیس. حالا وقتشه بخوابی کتنیس.» و اگرچه روبات‌وار، ولی تمام کارهای لازم برای ادامه‌ی حیاتش رو اینطوری انجام می‌داد.


تو زندگی همه‌ی ما یه روزهایی هست که باید به خودمون یادآوری کنیم: «حالا باید نفس بکشی.. حالا باید از خودت محافظت کنی.. حالا باید غذا بخوری..» اگه منتظر بشینیم یکی بیاد و بهمون یادآوری کنه «حالا باید خوشحال باشی..» ، هیچ‌وقت جون ِ سالم به در نمی‌بریم. متأسفانه، اوضاع هرچقدر هم خراب باشه، آخر ِ یه روز ِ افتضاح، اون روزی که احساس کردی وقتشه دنیا به پایان برسه و نمی‌تونه تشخیص بدی چطوری زمین هنوز داره به گردشش ادامه می‌ده، می‌خوابی و دوباره خورشید طلوع می‌کنه. دوباره باید بیدار شی و باید به زندگی‌ت ادامه بدی، حتی وقتی نمی‌دونی چرا هنوز داری زندگی می‌کنی. "روز ِ دوم" ِ معروف که می‌گن، همینه. روز دومی که تازه می‌فهمی نیست. تازه می‌بینی رفته. تازه می‌بینی چه چیزایی خراب شده و از اون بدتر، تو باید ادامه بدی!


فراری فرمود.

۲۵ لایک
۲۱ شهریور ۲۱:۵۴ ملکه بانو
چه خوب بود این پست!
کاملا درکش کردم و میکنم.
گاهی چقدر سخته تنهایی قوی بودن

همیشه سخته، نیس؟


۲۲ شهریور ۰۰:۲۰ ♫ شباهنگ
دیدی باطری گوشیا به درصد بحرانی که می‌رسه هی بوق و هشدار و اخطار میده؟ خب من این مبارزه رو نمی‌فهمم جولیک، این عطش ادامه رو نمی‌فهمم. بس که جنگیدم، با خودم جنگیدم، با زمین و زمان جنگیدم، خسته شدم.
کسی نزدم به برق. منم خاموش شدم...

یه مدت سلاحت رو بذار زمین و بشین یه گوشه استراحت کن :)

حالا باید وبلاگ بخونی تیرانو :| بسه هر چی خوابیدی تیرانو :|

وجدانن آخه؟ :))

۲۳ شهریور ۰۲:۲۹ سمن بانو
چه به موقع بود برای من.
روز دومم نزدیکه.

من خیلی وقته تو روز دومم:))

۲۳ شهریور ۱۳:۴۳ بانوچـ ـه
یه مطلب طولانی نوشته بودم پرید خیییییلی عصبانی بودم... حنا لینک این پست رو بهم داد :دی

کاربرد مدیتیشن دارم من، همچه آدم خفنی هستم :دی

۲۳ شهریور ۱۶:۱۷ مهدی صالح پور
هومم...

اهوممم

۲۴ شهریور ۱۵:۴۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
منم دیروز به خودم گفتم: باید بری حموم حورا:/

درسته که دیره ولی بر خود واجب می دونم بپرسم بالاخره رفتی حموم حورا؟ :|

۲۸ شهریور ۲۳:۵۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
:-)))
آره همون روز رفتم.

تبریک میگم:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک