قارچ بخور تیرت عوض شه

در سه واحدی  مهندسی نرم افزار دو با اصطلاحی آشنا میشیم به نام analysis paralysis. بدین معنی که پروژه انقدر توی فاز آنالیز و دیزاین گیر می کنه و انقدر مدیر پروژه دچار ایده آل گراییه که نمیخواد کوچکترین چیزی از قلم بیفته و انقدر همه چیو تحلیل و مساله رو پیچیده میکنن که پروژه هرگز وارد فاز اجرا نمیشه.

بیاید یه کم غر بزنیم. در مورد کیفیت زندگی جنس مونث. چرا من نصف برادرم ارزش شهادت دادن دارم و چرا برای کار و سفر و خروج از کشور اجازه آقا بالاسرم لازمه و چرا من و آقای فلانی یه کار می کنیم ولی حقوق من کمتره و چرا ورود من به ورزشگاه ها ممنوعه و چرا شوهرم حق داره چهل تا زن صیغه کنه و چرا حق ارث من نصف برادرمه و چرا دیه من نصف قاتل مذکرمه و چرا اگه بیام بگم شش صبح تو خیابون پسری سینه منو دستمالی کرده اولین سوالتون اینه که شش صب تو خیابون چه غلطی میکردی و چرا من تا سی سالگی ازدواج نکنم ترشیده میشم ولی برادرم حرفی پشتش نیست و چرا من اگر کارمند هم باشم ازم توقع میره وقتی میرسم خونه عوض استراحت به فکر جلب رضایت شوهرم باشم و به خونه هم برسم ایضا و چرا اونی که باید بشینه خونه و مراقب نوزاد باشه منم و چرا من متاهل کمتر شانس استخدام دارم چون ممکنه بچه دار شم اصلا.
خب گمونم کافیه.

یکی از اینا رو به صورت رندوم انتخاب کنید و تو یه جمعی، مثلا وبلاگتون، مطرح کنید. هر کدومش. سر پس اندازم شرط می بندم این جواب قطعا مطرح میشه: آیا واقعا مشکل زنان ما اینه؟ آیا این اولویته؟ مگه این چقدر مهمه؟ من که تا حالا ندیدم پس حتما چیز مسخره ایه!
افرادی که این جوابو میدن، به جز آخری که بر کوته فکریش درود میفرستیم و خدا بهش بینش بده ایشالا، اونقدر به اینکه این الان مهم ترین مساله نیست پرداختن، و به اینکه ببخشید پس چی مهم ترین مساله س نپرداحته ن، که نتیجه شون شده اینکه  جلوی همه نق ها و غر ها و هشتگ ها و کمپین ها وایمیستن و ابراز بی ارزش بودن میکنن، بدون اینکه پیشنهاد جایگزینی ارایه کنن.

اما عزیزان. آنالایز پارالایز های من. آیا ما داریم میریم جنگ و نقاط استراتژیکی رو قراره با محدودیت موشک نابود کنیم؟ آیا ما در مرحله قبل همه تیرهامونو صرف کشتن غوله کردیم و الان باید دنبال آیتم تیر بگردیم؟ آیا اگه هم سعی کنیم وقتی دختری عصبانیه بهش نگیم تو پریودی و هم تو خیابون دنبال دختر مردم راه نیفتیم و هم بذاریم دوست دخترمون که اونم مث ما دانشجوعه دست تو جیبش کنه و فکر نکنیم مالکشیم یا باید خرجشو بدیم که خفن جلوه کنیم، تیرمون یا جونمون تموم میشه؟ آیا اگه همزمان چند همسری مومنین و محشرین(!) رو تقبیح کنیم و به خاطر زنانی که پشت در استادیوم موندن یه بار از عیشمون بزنیم و نریم استادیوم می میریم؟
نچ.
مهم ترین مشکل زنا احیای حقوقشونه، و حالا که فشار خاصی به جای خاصی نمیاریم و تظاهراتی هم قرار نیست رخ بده و نه ارتشی در کاره نه موشکی نه غولی نه قارچی، نگران نباشید. اگه همزمان به همه آیتم های پکیج حقوق زنا بپردازید، جونتون تموم نمیشه.

+همه پسرا نمیرن سربازی. ولی دیه همه دخترا نصف دیه همه پسراس. و الخ.
+برای بعضی مشکلا حتی ارتشم لازم نیست. مثلا همین که دون دون غیورمردان کشور رو متوجه کنیم پریود بودن کاربرد تو سری زدن نداره.
+یه چیزی که تو شش ماه اخیر زیاد به چشمم میخوره و نمیفهمم، جوابیه  نوشتن بلاگرا برای ژانر و طوفان های توییتره. چون تو تلگرام یه چیزایی خوندیم یا تو وحیدآنلاینی جایی عضویم. لا اله قضیه رو شنیدیم، الا الله ش به دستمون نرسیده.
۲۳ لایک
گل گفتی جولیک...
خیلی خوب بود...

:)

دسته دسته بوسه سمتت روانه میکنم دخترم!!

من چرا اینو ندیدم:|

مرسی:))

۱۸ شهریور ۱۸:۴۲ ماهی کوچولو
من اکثر هشتگ ها جزو مشکلات و نداشته هام نبوده یه سری چیزام هست که عامه مثل ممنوعیت ورود به ورزشگاه که برای من خیلی اولویت نداره مهم نیست برام
ولی میدونی یه چیزایی یکم زور داره مثل اینکه خدایی نکرده بچه ات مریض شه باباش نباشه باید بابابزرگ یا عموش بیان رضایت بدن :/
بعدم هیچ کدوم از حقوق های زن ها چه حقوق اصلی چه حقوق فرعی و مسخره درست نمیشه مگه همه متحد باشن و بخوان ولی یکسری زن ها رو آدم نمیدونه چیکار کنه از مردها بدترن :/

اینکه برات مهم نباشه دال بر مسخره بودنش نیست ولی. برای منم حجاب اجباری مساله نیست ولی نمیام بگم چرا ملت میخوان حق انتخاب پوشش خودشونو داشته باشن مگه الان چشه. چون بهرحال چیزی که زوره، زوره. چه من بخوام از اون حق مورد زور واقع شده م استفاده کنم، چه نخوام.

۱۸ شهریور ۱۸:۵۹ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
#حرف_حق_جواب_نداره

:))

۱۸ شهریور ۱۹:۱۵ مترسک ‌‌
برای همینه که من هر سال روز جهانی زن که می‌شه، جای تبریک گفتن، تسلیت میگم... چون واقعاً چیزی برای تبریک گفتن نمی‌بینم... http://1matarsak.com/post/266

عوض تبریک\ تسلیت گفتن میتونین حرکت بزنین. نادر فتوره چی نباشید.:دی

۱۸ شهریور ۱۹:۱۶ احسان ‌‌
اکثر حرف هایی که گفتید درسته ولی نه همش! تو بعضی موارد نمیشه تساوی قرار داد ولی این به معنای بی عدالتی نیست! مثلا همین نصف بودن ارثیه زن! خوب از اون ور خرج زندگی هم بر عهده مرده! و حتی زن میتونه برای تغذیه به نوزاد هم از شوهر تقاضای پول کنه و بخاطر همین هم ارثیه ای دو برابر زن میگره تا خرج خانوم و زندگی رو بده!
و حتی در مورد دیه که دیه زن نصف مرده!
مردی که مقتوله که دیه رو باهاش نمیذارن تو قبرش! میدن به باز مانده هاش که یا پدر و مادرش اند یا در صورتی که ازدواج کرده زن و بچه هاش! و اگر قتل عمدی باشه فرقی نمی کند که مقتول زن باشد یا مرد! و قاتل زن باشد یا مرد! در هر صورت اگه بازماندگان تقاضای قصاص کنند، قصاص باید بشه!
ولی بازم معتقدم که در حق خانوم ها ظلم های عجیبی شده که نباید میشد! مثل تحمیل کردن نظر و و و
ببخشید طولانی شد :)

این استدلال نخ نما در صورتی درست می بود که موقغ تقسیم ارث یا پرداخت دیه بپرسن آیا دریافت کننده وجه شاغل و سرپرست است یا نیست. الان من و برادرم هیچ کدوم جایی رو نمی گردونیم، من کار می کنم و برادرم توجیبی میگیره، با این حال سهم ارث و دیه برادرم دوتای منه.

و ضمنا خیر. اگه شما منو بکشی و خانواده من بخوان شما قصاص شی باید ما به تفاوت دیه من رو به خانواده شما بپردازن. لابد چون شما نون آور بودی و آخی خانواده قاتل دیگه نون آور نداره!! اما، اگه بعد همسر شما بشه نون آور خونه و کسی ایشون رو بکشه کسی نمیگه خانواده تون دیگه نون آور نداره پس دیه ایشون برابر دیه مرده. و سهم ارث ایشونم برابر برادراشون نمیشه.

۱۸ شهریور ۱۹:۵۰ هَشْتْ حَرفى
به عنوان یه بچه کوچولوی بی سواد جامعه شناس که از علوم سیاسی رسیده به جامعه شناسی، باید بگم که اتحاد بینتون نیست :) میخواید اینجوری نباشه؟ راه حل نق زدن به خودتونه نه هیچ چیز دیگه.
اوایل تابستون که یکم سرم خلوت بود رفتم نشستم با بچه هایی که داشتن دکتراشون رو میزدن به بدن صحبت کردم. میخواستم یه اطلاعی از وضعیت کاسبی بگیرم :)) ولی سه دسته هستن که وقتی کنار هم میشینن فقط ناهار و شام میتونه جداشون کنه. اونایی که جامعه شناسی میخونن، اونایی که فلسفه میخونن و اونایی که علوم سیاسی میخونن. وقتی گیر هم بیفتن، اگر سه تاشون باهم باشن فاجعه رخ میده اصلا. از بحث خارج شدم. اون دستمون که نشستم باهاش صحبت کنم گفت و گفتم تا رسیدیم به خاطره ش از یکی از اتفاقایی که تو دانشکده افتاده بود. یا تهران یا شهیدبهشتی. خلاصه میگم. میگفت یه روز اومدن حراست رو بیشتر کردن، حتی تو جمع ها میچرخیدن و خفت میکردن واسه حجاب. کم کم کنترل رو بیشتر میکردن و حتی تا دستشویی پیش میرفتن. یه روزم دخترا قرار گذاشتن که اعتراض کنن. همه همدیگه رو مجاب کردن که شرکت کنن ولی میدونین کیا بودن که اصلا این اعتراض رو شکل دادن وسازماندهی کردن و به عرصه رسوندنش؟ اکثرا دانشجوهایی که چادری بودن. پسرا رو هم راه ندادن چون یه چیز مسخره ای وجود داره که اگه تو دکتر نیستی در مورد دکترا حرف نزن و اگه وکیل نیستی ازشون انتقاد نکن و اگه زن نیستی از حقوقشون دفاع نکن. چون اساسا به تو مربوط نیست و نمیفهمی. اینجوری شد که با حمایت همه جانبه ی آدمای معتقد به حجاب چادر و آدمای غیر معتقد از اون نیمچه دموکراسی(!)، همه چیز برگشت به همون حالت اول.
کسی به آیتم هاتون نمیرسه تا خودتون نخواید و یقینا عده ی کثیری از شما همچین چیزی رو نمیخوان. تو جمع هاتون این مسائل رو مطرح کنید تا حتی اکه به روزگار شما قد نداد، نسلهای بعد استفاده کنن.

همینا که ایشون گفت. :دی

۱۸ شهریور ۱۹:۵۴ ♫ شباهنگ
یه غر هم به این غرها اضافه کنم
چرا اگه یه دختر از پسری خوشش بیاد عرفاً (نه شرعاً) نمی‌تونه به خانواده‌ش بگه که براش برن خواستگاری؟ چرا می‌ترسه؟ چرا خجالت می‌کشه؟ چرا این حس رو سرکوب می‌کنه؟ و چرا اونه که باید منتظر بشینه بیان سراغش؟ چرا وقتی می‌گه من دوست دارم انتخاب کنم و انتخاب نشم، بهش میگن این تویی که انتخاب می‌کنی. در حالی که این اون نیست که انتخاب می‌کنه.
و چرا دخترا خودشون فکر می‌کنن اگه پیشنهاد ازدواج بدن و "نه" بشنون روحیه‌شون خدشه‌دار میشه؟ و چرا پسرا فکر می‌کنن غرورشون له میشه در این صورت؟
(من یه بار ازدواج حضرت محمد رو مثال زدم و گفتن پسرای این دوره زمونه محمد نیستن و بعداً هر موقع دعواتون شد میگن تو بودی که ازم خواستگاری کردی. جوابم اینه که پس زین پس نگین پیامبر بهترین الگوی ماست. و در ادامه میگن پسرا دوست دارن به دست بیارن. جوابم اینه که اتفاقاً ما هم دوست داریم به دست بیاریم :|)
و چرا پدرها و مادرها دخترهایی که شوهر کردن رو (و لو اینکه هیچ هنر و صنعت و سوادی هم نداشته باشن) خوشبخت‌تر و موفق‌تر از دختر مجرد (و لو تحصیل‌کرده‌شون) می‌بینن؟
والسلام علی من اتبع الهدی

باهات موافقم، ولی تو پرانتز بگم من خواستگارمو رد که کردم یه هفته افسرده بودم:)))) که چرا هر چی آدم نچسبه جذب من میشه:)))) نمیدونم خواستگاری کنم و جواب منفی بگیرم چی میشه:-؟

۱۸ شهریور ۲۰:۰۰ • عالمه •
واااای دختر عاااالی بود! کیف کردم اصن!
اتفاقن چندوقت پیش یه مجموعه توییت نوشتم توی توییتر و خیلیا همین حرفا رو زدن که الان دغدغه ت همیناست؟! خیلیا گفتن دروغ میگی. خیلی از خانوما گفتن لزومی نداره گفتن این حرفا! چندتا از عزیزان محجبه گفتن مشکل روانی داری و از این قبیل حرفای خسته کننده. درنهایت با خودم گفتم این همه آدم با لایک هاشون حرفای منو تایید کردن پس اگه باهام موافقن چرا اوضاع هیچ تغییری نمیکنه؟! ظاهرن ماها خیلی گشادتر از این حرفاییم که قدمی برا تغییر برداریم.

حالا قدم هم بر نمیداریم لااقل نشینیم تز بدیم کدوم قدم درسته. بخزیم یه وری.

بیاید یه کم غر بزنیم. در مورد کیفیت زندگی جنس مونث. چرا من نصف برادرم ارزش شهادت دادن دارم و چرا برای کار و سفر و خروج از کشور اجازه آقا بالاسرم لازمه و چرا من و آقای فلانی یه کار می کنیم ولی حقوق من کمتره و چرا ورود من به ورزشگاه ها ممنوعه و چرا شوهرم حق داره چهل تا زن صیغه کنه و چرا حق ارث من نصف برادرمه و چرا دیه من نصف قاتل مذکرمه و چرا اگه بیام بگم شش صبح تو خیابون پسری سینه منو دستمالی کرده اولین سوالتون اینه که شش صب تو خیابون چه غلطی میکردی و چرا من تا سی سالگی ازدواج نکنم ترشیده میشم ولی برادرم حرفی پشتش نیست و چرا من اگر کارمند هم باشم ازم توقع میره وقتی میرسم خونه عوض استراحت به فکر جلب رضایت شوهرم باشم و به خونه هم برسم ایضا و چرا اونی که باید بشینه خونه و مراقب نوزاد باشه منم و چرا من متاهل کمتر شانس استخدام دارم چون ممکنه بچه دار شم اصلا.
خب گمونم کافیه.


برگرفته از وبلاگ پلاکت







بیشترش حق با شماست اما بعضی از اینها لازمه ( البته خداییش عدم ورود بانوان به ورزشگاه ظلمه و چندین مورد دیگر)
امیدوارم همه این مشکلاتی که عرض فرمودین ( به جز اون دو سه تایی که ظلم نیست ) حل بشه از جمله قضیه عدم ورود بانوان به ورزشگاه ها.

خب بیاید تست کنیم.شما از فردا برای سفر و کار نیاز به اجازه زنت داری.

تا ستون پنجم داریم هیچی به هیچا نمی رسه !
والا بقران ،
وقتی مادر داماد به داماد میگه به دختره رو ندی O_o
انتظار داری آقایون کاملا غریبه بفکر خانوم های کاملا غریبه باشن
اول باید فرهنگ و فکر اصلاح بشه ، نه ببخشید اول باید فکر کردن به ملت یاد داد تا بتونن تجزیه کنن این چیزا رو تحلیلم پیش کش

اول این اول اون نداریم، هر حرکتی در راستای رسیدن به هدف با هر ترتیبی ارزشمنده. شما فکر می کنی این اولویته؟ باشه. چند تا مادر داماد رو به چالش بکش. :دی

من از طرفی با این قضایای هشتگ و فلان و فلان مخالفم چون خیییییلی از کسایی پی شو میگیرن واقعا انقد عمقی به قضیه نگاه نمیکنن...پی یه سری خواسته ها و حقوق سطحی ن که واااقعا در برابر چیزای مهم تر از اون دیده نمیشن...به نظر مقصر خودمونیم که بلد نیستیم چجوری از خودمون و خواسته هامون دفاع کنیم...اینم فقط به دخترای این جامعه ختم نمیشه ها‌‌‌‌...کلا همینیم...یه موجی که میاد ماهم سوارش میشیم یه حرکتی میزنیم موج که رد شد هنوز همونجاییم بدون هیچ تغییری‌‌‌...

وقتی یه هشتگ مطرح میشه هر کسی چیزی که در اون زمینه براش حایز اهمیته بیان می کنه. یکی میگه من میخوام حقوقم با همکار مذکرم یکی باشه، یکی میگه من میخوام شیش تا شوهر کنم. کسی مقام مسوولی شخصی واینستاده ما بگیم و اون برطرف کنه. صرفا هر کسی مطرح کرده چی به نظرش تبعیض آمیزه. این دلیل نمیشه بگیم همه خفه شن برن به مسایل بنیادی مجهولی که واقعا مشکل زنان ما اونه بپردازن.

خب من دقیییقا الان یه پستی رو خوندم که فکر میکنم ربط داشت به این
به نظرم کلا چالش کلیشه برعکس همین که امکان داره یه سری از همین زن ها رو به خودشون بیاره و بهشون نشون بده اقا جان این حرفایی که میزنی این فرق هایی که قائل میشی اسمشون تبعیض جنسیتیه، خوبه
بین خود زن ها نشون بده چه چیزای ریزی میتونه از مصادیق سکسیسم به شمار بیاد
الان تا اسم از حق و حقوق زن به شمار میاد سریع میان میگن سربازی چی؟!
یا شغل های سخت مردونه :/ بله خانما نمیتونن یا نمیدارن یه سری از شغل ها رو انجام بدن اما عوضش پولی هم بابتش نمیگیرن
و الان من تو خود دوستان میبینم تمام کسایی که بخوان توئیتی بنویسن برای حقوق زنان، مسلما از کسایی نیستن که بخوان بشینن شوهرشون پولشونو دراره خودشون خرج کنن موافق برابری کاملن
و ایا دقیقا مشکل سر راه همه حقوق رعایت نشده زنان ما سربازی مردانه؟ 🤔

کلیشه برعکس چالش نبود. طوفانم نبود. یکی یه هشتگ مطرح کرد همه ریختن سر هشتگ مربوطه و حرف دلشونو زدن:))

هردو عمه من شاغل بودن، بچه داری و خونه داری و رسیدگی به شوهرشونم به جا بوده. بازم از نظر قانون نصف شوهرشونن. نمیدونم با چه رویی یه مرد میتونه بیاد بگه من خرج خونه میدم پس حقمه این حقوق اضافه. یعنی تا حالا زن کارمند و سرپرست ندیده ن؟

۱۸ شهریور ۲۰:۵۱ هَشْتْ حَرفى
عجب :))

کجاش عجیبه؟ موافقم دیگه

۱۸ شهریور ۲۱:۱۳ علی آقا:)
من،الان مفهومتوکامل نگرفتم،که حرفت چیه
برام روشنش میکنی؟

کجاش رو نگرفتی برادر من؟ :دی

حرفم اینه که اینکه بشینیم به هیچی اعتراض نکنیم چون هیچ مساله ای مهم ترین چیزی نیست که میشه بهش اعتراض کرد نهایتا به هیچ جا راه نمیبره. و مساله اینه که با توجه به این حقیقت که ما نشستیم فقط در مورد مشکلات حرف میزنیم و قرار نیست بریم تظاهرات و کسی هم اولتیماتوم نداده که فقط سه تا آرزو میتونیم بکنیم، عملا میشه در مورد همه مشکلات با هم حرف زد. فارغ از اینکه کدوم مهم ترینه کدوم پیش پا افتاده ترین.

۱۸ شهریور ۲۱:۲۷ علی آقا:)
آهان،دمت برای توضیحت گرم:)
بله،یه جورایی توروزگاری که مردم فکرمیکنندحقشون
ضایع میشه ومیاندناله میکنن برادم ،بهتره ادم ساکت باشه وباهاشون هم ناله نشه
ولی ادم بایداول دلیل کاری روبدونه ودربارش قضاوت کنه
ومن کلاًباقضاوت درباره چیزی که درموردش اطلاعاتمون ناقصه مخالفم
ومتنفرم.....

ولی به قول خودت برای حل مشکل های واقعی قدم برداریم وخودمون رابامشکلات خرده ریزه سرگرم نکنیم...

البته من اصلا این حرف ها رو نزدم ولی خب نظر شما محترمه:دی

اولا اینکه هنوز زن ندارم خخخخخخخ
:)
ولی اگه روزی ازدواج کنم مسلما برای هر کاری با خانمم مشورت خواهم کرد و از ایشون اجازه خواهم گرفت ( ینی نامردین اگه فک کنین زن ذلیلم ) اینجوری به شخصیتش احترام میذارم

در مورد حقوق هم حق با شماست.گر چه بعضی از کار ها رو بانوان نمیتونن انجام بدن.ولی هم مرد میتونه کارمند بشه هم زن.و در اینکار هردو یکار انجام میدن.ولی بازم حقوق مونث کمتر از مذکره که بنظرم تبعیضه .کلا باید بعضی قانون ها اصلاح بشند.

دقیقا چه کاری رو بانوان نمیتونن انجام بدن؟ میشه بپرسم؟

ما راننده کامیون و تاکسی خطیِ زن داریم-جهت ملاقات با یکیشون میتونید خط میدون ونک به صادقیه کمین کنید منتظر ون سبز ایشون-، پلیس، کماندو، مهندس ساختمون، در حالی که تا ده پونزده سال پیش از هر کسی می پرسیدن میگفت نه بانوان ریحانه اند این کارای سنگین رو نمی تونن بکنن. آیا شما مهلت دادین و دیدین نمیشه؟ 

و اینکه اصلا باشه. گیرم بانوان نمیتونن بکنن. اگه بانوان واقعا نمی تونن اون کار ها رو انجام بدن، پس دلیلی نداره مانع بذاریم که یه وقت بانوان نیان اون کار رو امتحان کنن. اگه اومدن امتحان کنن و موفق شدن، دلیلی نداره بگیم مزدت با مزد همکار مردت برابر نیست.

یک چیزی هم جدیدا بعضی آقایون یاد گرفتن که میگن زنها خودشون باید اقدامی بکنن و تغییری در خودشون و هم جنسانشون ایجاد کنند و ... جواب من به این عده اینه که نقد ما به فرهنگ و جامعه مردسالاره. جامعه شامل هر دو جنس میشه و فرهنگ بازتاب رفتار و تفکر هر دو زن و مرده. پس این که زن ها بیفتن جلو و حقشونو بگیرن معنی نداره و تحقق برابری بدون همکاری هم زنان و هم مردان ممکن نیست.
در ضمن مرسی از سخنان متینتون :)

مثلا اقدامی که به نظر من میرسه جهت اینکه به تنهایی و بدون کمک مردان بتونم ورود بانوان رو آزاد کنم اینه که یه مدت همه بلیت های ورزشگاه آزادی رو بخرم-و ورشکست شم- و نذارم هیچ مردی پاشو بذاره اونجا و وایسم دم در بلیت پخش کنم بین خانما:دی

فکر کنم بهتره از یه ورزشگاه کوچیکتر شروع کنم البته :-/

۱۸ شهریور ۲۳:۰۳ ماهی کوچولو
با زور که خودم بیش از همه مخالفم
نگاه نکن چادریم من :) اولین نفر که موافقه حجاب آزاد شه منم با اینکه اون موقع هم چادری میمونم

من از کجا میدونم شما چادری ای؟ :|

۱۸ شهریور ۲۳:۵۵ محمود بنائی
امروز وقتی با یک افغانی صحبت کردم و دیدگاهشون راجع به مستقل بودن یک زن را دیدم فهمیدم امام جمعه مشهد چقدر روشن فکره :/
از هیچ کاری برای احقاق حقوق انسان ها چه زن و چه مرد کوتاهی نمیکنم.
فقط الان یعنی ساعت 23:50 دقیقه شب با این باندها و دی جی داغون توی خونه همسایه یک معضلی برام پیش اومد. خدایا مرسی عشقمو آفریدی.... اوکی اوکی اوکی؟ :/ بعد میگن چرا داعش فلان، طالبان بیسار!

افغانی غلطه البته، افغان درسته. افغانی واحد پوله. :دی

میگم مثل اینکه دقیق کاممنتمو نخوندید ! شایدم خوندید ولی خیلی عصبانی بودید.
سوء تفاهم نشه ولی کار کارگری رو بانوان نمیتونن انجام بدن.
موفق باشید.

سوتفاهم نشه ولی ما وقتی تو دانشگاه جشنی داریم، پسرامون میشینن ما رو نگاه می کنن و کار های یدی رو ما می کنیم. اعم از چیدن دکور، جابجایی میز و صندلی، عوض کردن لامپ و غیره. ما هم هیچی، در کشور های دیگه کارگر ساختمون زن هم داریم حتی.

اینکه کسی مبادرت نمی ورزه به این کار، دلیل نمیشه «نتونه».

من عصبانی نیستم. عصبانیت منو ندیدین:)))))

۱۹ شهریور ۰۰:۵۸ نیمچه مهندس ...
اشک تو چشام جمع شد!
بیا بغلت کنم عزیزم.بذار بوست کنم:*
تو چقدر خوب مینویسی حرفای دل منو.
من یه فامیلی دارم که ایشون حقوق خونده و چندین ساله تو دادگستری کار میکنه.میگه قانون ایران جمهوری اسلامی نیست،قانون انگلیسه که کمی تغییرش دادن.با این حساب نمیدونم چرا وقتی به قانون نقد وارد میشه قانون گذارا اینقدر داغ میکنن.انگار جدی جدی باورشون شده بهترین قانون دنیا رو داریم.
آقای alireza z.i
تو استان ما به اندازه ای که کارگر مرد هست کارگر زن هم هست.اونم کارگر کشاورزی که از شغل های سخت حساب میشه و از وقتی یادمه کمتر از مردها بهشون حقوق میدادن و همیشه برام سوال بود وقتی یه زن و مرد دارن به یه اندازه کار میکنن(که اینجا معیار من متراژ زمینه در یک نوبت کاری) چرا زن باید کمتر حقوق بگیره؟

الان یادم اومد که تو شالیزار ها هم زن و مرد پا به پای هم کار می کنن. اینو که دیگه عکساشم تو کتاب جغرافی هست. بعله.


+چند وقت پیش یکی از بچه ها، فکر کنم مترسک، گفت کشورای مبدا قوانین رو. یادمم نیستن:دی

۱۹ شهریور ۰۲:۰۰ امین ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
نابرابری جنسیتی بر می‌گرده به همون انسان نخستین؛ مردها برای غذا، امنیت و سایر نیازها، جنگیدن، خون دادن؛ و زن‌ها، موندن در غار رو انتخاب کردن. طبیعی بود مردانی که خون دادن و حالا قانون‌گذار بودن، حق بیشتری برای جنسیت‌شون قائل بشن. پیشینه‌ی قضیه می‌گه ربطی به قاره و کشور و مذهب نداره؛ یک قرارداد نانوشته‌ست انگار. حالا آدمیزاد، خودآگاه می‌شه و زن‌ها قرار هست حقی که ازشون دریغ شده رو پس بگیرن. منتها این وسط یک خطری هست که فمینیست‌های ابتدایی هم هشدار داده بودن راجع بهش. ممکنه زن بودن تبدیل به یک ایدئولوژی بشه؛ یک انسان کامل، بی‌نقص. چیزی که الان می‌بینیم. ایدئولوژی فقط، ایدئولوژی می‌مونه. یک‌چیز مقدس، غیر قابل دست‌یابی. چیزی که به نظرم الان دلیل این حرفی هست که می‌زنی: «کسانی که می‌گن آیا واقعا مشکل زنان ما اینه؟» که طیف وسیعی هم هستن، این هست که زن بودن تبدیل به یک ایدئولوژی شده. تصویر ساخته شده از برابری؛ زن، انسانی‌ـه باهوش، مدیر، و توانمند در تمام زمینه‌ها. مدینه‌ی فاضله‌ی یک جنسیت. و این موردی هست که در «بشر» امکان بروز نداره؛ و همین مانع اون اقدامی هست، که هیچ‌وقت انجام نشده‌ برای رسیدن به برابری؛ پرداختن به همه‌ی پکیجی که می‌گی، این‌طور نشون می‌ده که تلاش برای رسیدن به یک آرمان‌ـه، نه رسیدن به یک واقعیت بدیهی؛ پس اقدامی نمی‌شه.
دوم؛ ایدئولوژیِ برابری، حالا در نقش حصار ظاهر شده. خیانتی که بانوان در هر زمینه‌ای در حق خودشون انجام می‌دن، محدود کردن خودشون به جنسیت‌ـه. وقتی یک مرد حرف می‌زنه، از همه می‌گه، از جهان، از یک کل واحد؛ اما یک زن، معمولا فقط از زنان صحبت می‌کنه، از درد هایشان، «از رنجی که می‌برند.» سینما رو مثال می‌زنم؛ چه ایرانی‌هایی مثل میلانی، درخشنده، بنی‌اعتماد، حنا و سمیرا مخملباف، تا بزرگ زنان فیلم‌ساز در جهان، آکرمان، شپیتکو، آنیس واردا، ریفنشتال، سلین شاما، دی ریس، لوپینو و ده‌ها نفر دیگه که نام‌شون رو یادم نیست؛ همه در یک نقطه مشترکند... زن بودن...
و فیلم‌های این افراد هم معمولا در یک نکته مشترک‌ـه، زن، زنانگی‌ش، مشکلات‌ش، دختر بودن‌ش؛ وقتی زن، خودش به دور خودش حصار بکشه؛ از جامعه نمی‌شه توقع شکستن حصارها رو داشت.

نهایتا هم، بلاگری که برای توئیت‌ها جوابیه می‌نویسه، قاعدتا ابتدا به ساکن باید یک‌سری کلاس‌های عقیدتی، سیاسی براش برگزار بشه، تا تفاوت مدیوم‌ها و کارکردهاشون رو بفهمه. :دی

سخنی ندارم.

یادمه چن سال پیش توی وبلاگ قبلی (همون خیابان وانیلا) یه چندتا از تجربیات راجع به اظهار نظر ملت تو خیابون و تاکسی و اینا و کلا کله کردن تو حریم خصوصی نوشته بودم و چند نفر خیلی صریح اومدن گفتن کرم از خود درخته.
کرم از خودت درخته. میفهمی؟ جنس زن یه درخت پر از کرمه که کمین کرده به محض اینکه یه موجود مذکری ازون حوالی رد شد یکی از کرماشو پرتاب کنه و 100 امتیاز بگیره.

می دونی جالبیش اینجاس که تا حرفی میزنی بهت میگن فمنیست و اینکه تو حاضری بری سربازی؟ جهیزیه نگیری؟ فلان؟
بخدا حاضرم. اگه در ازای سربازی رفتن و هربهونه ی دیگه ای، امنیتم تو جامعه تامین شه، حقوقم با آدمیزادای دیگه برابر باشه و مثه حیوون خونگی (باعرض معذرت) نیاز به صاحاب نداشته باشم حاضرم هزینه شم بدم.
ولی میدونی چیه؟ مشکل اینجاس که خیلی از این مشکلات رو خود زنا ایجاد میکنن. بیشتر اون کسایی که به من گفتن کرم از خود درخته، خانم بودن. اون کسایی که کنار ون گشت ارشاد و تو حراست دانشگاه می ایستن و مارو تحقیر میکنن بیشترشون خانمن. اون کسایی که تو 26 سالگی به من نوعی میگن "ترشیده" و چون دانشگاه و سرکار رفتم بهم میگن "ول" خانمن. اون استادی که سرکلاس میگه "زنا فقططططط وظیفه شون اینه که باید به فکر شیکم و زیر شیکم شوهرشون باشن " یه خانمه. و خیییلی از همین خانمها، که به جای ایستادن در کنار زن های دیگه، در مقابلشون می ایستند، با تمام اون حسرتها و عقده هایی که بر اثر سرکوب کردن و نرسیدن به خواسته هاشون تو وجودشون رشد کرده و حالا میخوان با تحقیر جنس خودشون کمی حس خشمشون و زخمهایی که خوردن رو التیام بدن، و خب این دم دست ترین کاره.
همین خانمها که به جای ایستادن در کنار زن های دیگه در مقابلشون می ایستند، اگه واقعا در کنارشون می ایستادن ما الان خیلی از این بحثارو نداشتیم. وگرنه مردای دین و سیاست چه کار زومبا دارن که دستور جمع کردنشو بدن. شاید مثال بی ربطی باشه، ولی به عمقش نگاه کنی می بینی خیلی چیزا از دایره ی اهمیت مردا خارجه و فقط چشای یه زن می تونه اونو پیدا کنه.
البته منظورم این نیست که آقایون کلا ازین قضیه مبرا ن، اما اگه اون اتحاد بود... اگر بود... شاید چیزایی که میخواستیم خیلی راحتتر از این حرفا به دست میومد
۱۹ شهریور ۰۸:۴۷ محمود بنائی
شاید نظر شما راجع به افغان و افغانی درست باشه اما به زبان عامیانه کمتر کسی از واژه افغان استفاده میکنه!
اما هدفم از اون جواب این بود که بگم همه جای دنیا این تبعیض و یا تفاوت هست! توی کشور بغلی یعنی افغانستان، مردها مهاجرت میکنند در پی کار و زن و بچه ها میمونن تا خرجیشون فرستاده بشه! توی کشورهای یکم اونورتر!
مثل هندوستان و فیلیپین و... زن ها مهاجرت میکنن و مرد میمونه توی خونه کنار بچه ها! اگه بخواهیم به این فکر کنیم که در حق زن ظلم میشه پس اونی که میمونه در حقش ظلم میشه اونم که مهاجرت میکنه در حقش ظلم میشه.
یا در مورد دیه! درسته که میگن ارزش خون یک آدمه، اما اون دیه که به مرده نمیرسه به زنده ها میرسه پس اگه یک مرده کشته بشه زنش منفغت بیشتری میبره تا وقتی که زن کشته بشه و مرد دیه بگیره‌!
خیلی از چیزهای این دنیا به نفع زن ها نیست، خیلی از چیزها هم به نفع مردها، اما اگه یک مرد غر بزنه کجا و یک زن غر بزنه کجا!
شاد باشید.

میدونم، کمتر کسی میدونه افغانی غلطه اصلا. ولی خب بالاخره جا میفته دیگه. :دی
مث اینه که یکی به من بگه ریال :دی

من در مورد اینکه ما خوشبختیم چون زنان افغان از ما بدبخت ترن نظری ندارم. به نظرم استدلال سخیفیه و جوابی هم بهش نمیدم.
ولی در مورد دیه.
وقتی یک نفر کشته میشه، آیا می پرسن زنِ سرپرست خانوار بود یا مردِ معتادِ آویزانِ خانوار؟ آیا می پرسن پسرِ دو ساله تون بود یا دخترِ کارمندِ کمک خرجتون؟ خیر. نگاه می کنن ببینن مقتول سیب آدم دارد؟ اگر دارد، فارغ از اینکه چند سالش بوده، نان آورِ جایی بوده یا نه، اصلا به سنِ نان آوری رسیده یا نه، دیه ش دوبرابر مقتول فاقد سیب آدمه.
بنابراین لطف کنید با تکرار این استدلال که ارزش جون تمام مرد های ایران بیشتر از تمام زن های ایرانه چون مد جامعه به این سوست که مرد نان آور جایی بوده، خودتون رو مسخره نکنید.
مرسی.

۱۹ شهریور ۱۰:۴۷ سید رمضان حسینی
سلام
خیلی خوبه که به ظلم‌هایی که به خاطر عرف، قانون اشتباه و رسم و رسومات می‌شه اعتراض بشه و احقاق حق بشه. خیلی‌هاشون درستن و لازمن. ولی بعضی از این موارد توی لیست رو نمی فهمم واقعا:
این‌که کارفرما ترجیح می‌ده خانومای متاهل رو نگیره دقیقا تقصیر کیه و چطور باید اصلاح شه؟ کارفرماها رو مجبور کنیم از حقشون که داشتن نیروی کاریه که بتونن روی بودن و کارکردنش حساب کنن و به ازای کاری که می‌کنه براشون بهشون پول بدن، بگذرن؟ یا بگیم ازخانوما سفته بگیرن که تو این مدتی که کار می‌کنید حق بچه‌دار شدن ندارید و اگر گرفتید باید فلان‌قدر جریمه بدید و ...؟
این که حقوق کمتری می‌گیرن. از بخش دولتی که بگذریم چون خبری ازش ندارم. تو بخش خصوصی مثل اینه که راننده‌های اسنپ اعتراض کنن که چرا کرایه ما کمتر از آژانسا و... ست. خب قشر عظیمی از خانم‌های شاغل به خاطر همین قیمت کار پایین استخدام شدن و خودشون بودن که پذیرفتن و این فرصت رو از دست مردی که شرایط مشابهشون داشت درآوردن. اعتراض به چیه؟ راهکارش چیه؟
از اون عجیب‌تر برام بحث ارث و چندهمسریه. نتیجه اعتراض بهش قراره چی باشه؟ آیه قرآنش رو تو چاپ های بعدی عوض کنن؟ یا چی؟

ببخشید اولا که کارفرمایان به ازای کاری که زنه می کنه بهش پول نمیدن. لااقل حقوقی که میدن برابر با حقوق همکار مردش نیست. با اینکه از نظر میزان وظایف یه اندازه هستن.
چرا آدم نباید حق بچه دار شدن داشته باشه؟ فوقش اینه که بچه دار میشه و کارش رو ول می کنه میره. مگه مرده ممکن نیست استعفا بده بذاره بره؟ مورد میشناسم شیش ماه یه بار فسخ قرارداد می کنه چون از مکان کارش خوشش نمیاد. :|
مرخصی زایمان شش ماهه. اونم خیلی از کارفرما ها می پیچونن. یعنی منِ دختر اگه بخوام کار کنم، هم باید جلوی شوهرم وایسم، هم جلوی کارفرمایی که نگرانه شوهرم بچه بخواد، هم جلوی شما که معتقدی من دارم حقت رو می خورم؟

آیا سنگ پایی چیزی قورت داده اید بزرگوار؟عملا معتقدی هر جا خانمی استخدام شده به خاطر «قیمت کار پایین» بوده؟ یک درصد هم بیا احتمال بده که طرف تخصص لازم و کافی رو داشته و به کاندید مردی می چربیده. اینکه آدم تن به یه ظلمی داده چون مجبور بوده، دلیل بر این نیست که از اون وضع راضیه. شما منو یاد یکی از کاربرای توییتر میندازی که داشتم بهش میگفتم اینکه بگی از دو هزار سال پیش در ایران حجاب رایج بوده پس الان مسلمون و نامسلمون باید حجاب کنن چرته چون ما به آیین دو هزار سال پیش نیستیم، و ایشون استدلالش این بود که چون تو این کشور به دنیا اومدی باید تابع باشی. دوس نداری برو جای دیگه. یک درصد بیاید احتمال بدید که آدم دلش بخواد اوضاع موجود رو که مجبور به تحملش شده، اصلاح کنه.

توی قرآن برده داری هم داریم. قطع کردن دست دزد هم داریم. شلاق و سنگسار هم داریم. من کجا اشاره کردم این دینِِ رحمت و لطافت قراره قدمی برای اصلاح قضیه برداره؟

این خوبه که هیچ اولی نداریم و باید شروع کرد
تمام حرف من اینه که اول از خودمون باید شروع کنیم ، تا خودمون چیزی رو باور نداشته باشیم ، هیچ تاثیری نمی تونیم داشته باشیم
مادرشوهر یک مثال بود صرفا ، هزار ها مثال دیگه مشابه وجود داره
پس تغییر رو از خودمون شروع میکنیم

-صدای سوت استارت-

جدا ؟
ینی در این حد ؟
شاید باورتون نشه ولی تو خونواده ما ( خونواده طرف مادری) هنگامی که دور هم جمع میشیم زنای متاهل خونواده زشته که کار کنن.معمولا تو خونواده در اینجور مواقع کارهای یدی به پسرای و دخترای مجرد سپرده میشه.که البته نصف نوه ها هم پسرن :)
با برداشتن قانون حجاب و اختیاری بودن اون موافقم.البته بنا به دلایلی.

و باید به اون نیمچه مهندس محترم و عزیز هم بگم که منظور من از کارگر ، کارگر ساختمونی بود.من که تا حالا ندیدم یه زن کار کارگری ساختمون رو انجام بده.شایدم تو مشهد و خراسان نیست.

+ سیمممماااااااننننننن تو سر پسرای دانشگاهتون خخخخخخ (شوخی بودا)

++ موفق باشید جولیک خانم.

اینکه تو خانواده شما چی رسمه و تو دانشگاه ما چی رخ میده اصلا مهم نیست. مهم اینه که شما تصورت اینه که من چون یک کروموزم متفاوت با شما دارم، از انجام برخی کار ها ناتوانم. در پاسخ، عرض کردم که نیستم.

اینکه محیط یه کاری، مردونه ست، و انسان در معرض خطرِ مورد لطف قرار گرفتن از جانب همجنس های شما قرار میگیره، دال بر ناتوانی انسان در کار کردن در این محیط نیست. صرفا نشونه اینه که قانون برای نشوندن جنس مذکر سر جای خودش، در محیط مردانه، دارای تعداد زیادی سوراخه و در صورتی که اتفاقی رخ بده دستِ آدمی به جایی بند نیست. چاره ش هم این نیست که بشینیم زیر باد کولر بگیم خانم ها نمیتونن کار ساختمون بکنن. تصویب قوانین حمایتگرانه ست.
زنِ کارگر ساختمون تو مستند های عمرانی زیاد میبینی.

سلام
همین امروز تو کلاس پزشکی قانونی مبحث دیه های مختلف بود(من حقوق نمیخونم و اطلاعاتم در حد همین دو ساعت کلاسه) ولی اونقدر در همه ی موارد قانونی(!!!) به زنان ظلم میشه که واقعا میخواستم بزنم زیر گریه و وقتی خانه اینقدررررر از پای بست ویران است ما که انقدر دنبال نگاه عدم جنسیتی و برابری و احقاق حقوق زنان هستیم یه جورایی انگار دور خودمون داریم میچرخیم!!!
*در موارد دیه ریش آقایون از موهای خانم ها مهمتره!!!! حالا شما برو تا مسائل کلان!
اما یه چیزایی باید از ریشه درست بشه منم با خیلی از کمپین ها موافق نیستم چون به نظرم دیگه لوس بازی شده بعضیاشون به اصطلاح راهو گم کردن.
ولی پستتون کاملا متین و قابل تفکر!

مگه برای مو و ریش هم دیه میگیرن؟ :|

۱۹ شهریور ۱۹:۲۷ پانزده سال بزرگتر از جولیک :D
نظراتت دقیقا نشون دهنده حال و هوای یه دختر بیست و دو_سه ساله است که هیچ درکی از زندگی خانوادگی نداره...یه کم که مسیولیت های جدی تری تو زندگی رو دوشت باشه و با طبقات اجتماعی مختلف ارتباط بگیری میفهمی چقدر نپخته فکر می کردی...وقتی بچه دار شدی حتما به کامنت امروزم فکر کن و به دیدی که نسبت به خودت داشتی لبخند بزن !

سلام پانزده سال بزرگتر از جولیک. بله من هیچ درکی از زندگی خانوادگی مد نظر شما ندارم. چون مادرم دو ساله که فوت شده و سه ساله که من همزمان درس میخونم/کار می کنم و کارای خونه رو به صورت شریکی با برادرم انجام میدم. نمرده م هم.

من به عنوان ی کاملا فمنیست دارم کم میارم:)

از کی داری کم میاری؟

۱۹ شهریور ۲۲:۳۹ سید رمضان حسینی
این قدر لحنم تهاجمی بود که همچین جوابی می‌طلبید؟ ببخشید خب! منظورم رو اصلا خوب نرسوندم با این اوصاف.
حرف‌های من این‌ها بود (اون بخشی‌ش که حس می‌کنم شاید اشتباهی شده):
۱. همون‌قدر که شما کارفرمایی دیدید که مشکلی نداره با زود زود رفتن کارمنداش بنده کارفرما دیدم که از نیروهاش بدو استخدام چک و سفته و تعهد می‌گیره که نیروش باید تا پایان قراردادش بمونه و بدون دلیل موجه نره و... براش هم زن و مرد قضیه فرقی نداره. و من هم به خیلی‌هاشون این حق رو می‌دم که بخوان رو نیروهاشون حساب کنن. اون‌هایی هم که دیدم ضمانت رسمی نمی‌گیرن هم اگر بدونن نیروشون (غیر از آدمی که پروژه‌ای کار می‌کنه) قراره به هر دلیلی پاشه بره وسط کار از اول زیر همکاری نمی‌رن. حرفم اینه که اگه همین میزان احتمال نبودن برای یه مرد هم پیش بیاد حدسم اینه که عذر اون هم خواسته بشه. مثالش هم متقاضی‌های مردی که هنوز خدمت نرفتن. سوالی که دارم که با دز نظر گرفتن نیازها و حقوق صاحب‌کار راه‌حل مطلوب شما برای این موقعیت فارغ از جنسیت چیه؟

۲.درباره حقوق پایین. بگذریم که کلا طبق قانون توی یک کارگاه کارفرما حق نداره بین زن و مرد توی پرداخت هیچ فرقی بذاره و فرض سوال اصلا غیرقانونیه و بگذریم از این‌که سال‌هاست از کلمه «هر» برای تعمیم دادن استفاده نکردم. ولی چیزی که سعی داشتم بگم این بود که شما توی این قضیه همه‌ش به وضع فعلی نگاه می‌کنید که الان من و همکارم مردم استخدامیم و هر دو یه کاری می‌کنیم و من حقوق کمتر می‌گیرم. می‌گم شاید باید این رو هم در نظر بگیرید که اگه 2 تا رزومه یکسان بره رو میز کارفرمایی و یکی (باز هم فارغ از جنسیت) حقوق کمتری رو حاضر باشه قبول کنه به نظرتون کارفرما چی‌کار می‌کنه؟ یا حقوق کمتر رو می‌ده و یا نهایتا از اون استفاده می‌کنه که بزنه تو سر حقوق بالاتر. حالا با توجه به اینکه حداقل حقوق از نظر قانون برای هر دو جنس یکسانه به نظرتون چه راهی وجود داره جز این که کسی که حقوق پایین‌تری می‌گیره خودش حاضر نشه به اون تن بده؟ مثال از خودم بزنم. من دارم از شرکتی که هستم می‌رم و کارفرمام برای پوشش دادن فعالیت من داره لااقل 2 تا نیروی کار جدید می‌گیره که هر کدومشون ظاهرا قراره دو برابر من حقوق بگیرن. این ماجرا جز من مقصر دیگه‌ای داره؟

۳. این یکی با توضیحی که دادید برام حل شد استثنائا.

هیچ جای حرفم هم بحثی از این نبود که کسی حق من رو خورده یا داره سعی می‌کنه بخوره. اصلا من مطرح نبودم توی اون بحثا.
این همه دعوا داشت واقعا؟

لحن شما تهاجمی نیست، طرز نگاه کردنتون به ماجرا تحقیر آمیز و تبعیض آمیزه.


اگر کارفرمایانی نگران مرخصی زایمان کسی هستن، میتونن ضمانت رسمی بگیرن که شمای آقا یا خانم متاهل یا مجرد موظفی ان سال اینجا کار کنی بدون وقفه.  شاید حالا خانم متاهل مورد بحث نازا بود اصلا. شاید قصد بچه دار شدن نداشت میخواست یکی رو به فرزندی بپذیره. اینا رو می پرسن از آدم؟ به جای اینکه کلا یه سد بچینید که «شما نمیتونید این کار رو بکنید» و «شما از پس این کار بر نمیاید» و «شما میخواید برید بزایید»، مهلتش رو بدین، قوانینشو تعیین کنین، بعد اگه طرف نتونست و زد زیرش ازش خسارت بگیرین. خیلی واضحه به خدا.

اینکه زن ها نرن سر کار و منتظر باشن فقدانشون در محیط کاری حس بشه و بیان بگن عه شما چرا کار نمی کنین جوابه؟ یا اینکه وقتی زن مذکور بره شکایت کنه که من دارم کار یکسانی رو می کنم با حقوق نابرابر، مقام مسئولی باشه که جوابشو بده و بیاد یقه کارفرما رو بگیره بگه چرا؟
من موافق این نیستم که آدم هر کاری رو بکنه چون مجبوره و با هر شرایطی کار کنه چون نیاز داره، ولی اینکه تو مملکتی که همین الانشم علیه ما بنر و پرچم علم می کنن که تو چرا داری کار می کنی و عامل بیکاری جوانان و ازدواج نکردنشون تویی و به فکر شوهرت باش و به فکر بچه هات باش و غیره، توقع دارین زن ها بشینن تو خونه و منتظر باشن شرایط برابر فراهم بشه خیلی رویاییه.

منم نگفتم شخص شما حقت خورده شده. این دیدگاه که مرد بیکار می مونه چون زن حقوق کمتری میگیره مورد شماتت قرار دادم.
بله، حتی بیشتر هم دعوا داشت. لکن من دارم خودم رو کنترل می کنم.

۱۹ شهریور ۲۲:۵۸ پانزده سال بزرگتر از جولیک :D
من از روزهایی که منتظر تموم شدن شیمی درمانی مادرجان بهار بودی میخونمت و میدونم آدم فعال و پر مشغله ای هستی...زندگی خانوادگی مدنظرم وقتیه که نقش همسری و مادری داشته باشی، نه صرفا مشارکت توی کار خونه ...اون وقت میفهمی این تساوی که برات مهمه الان ، چقدر تک بعدی بوده .
اگر تو کامنت قبلیم باعث رنجشت شده ام عذرخواهی میکنم نوشتنم نمیتونه احساسم رو نشون بده.
یه کامپیوتر بهشتی خونده ، حتما یه کامپیوتر بهشتی خونده دیگه رو دوست داره...دیگه اگه کلی شبیه جوونی های خودش باشه که هیییییچییییی !!!

ممنون که همه اینا رو میدونی و بازم منتظری من بعدا فکر کنم آخی من اون تساوی رو نمیخواستم. من اگه بعدا بخوام نقش همسر کسی رو داشته باشم اون کسی قطعا یکی مثل برادرمه که شعورش می رسه باید تو خونه کمک کسی کنه که به اندازه خودش بیرون مشغله داره، نه کسی که منتظر باشه از سر کار که برمیگردم شکمش رو سیر کنم صرفا چون کسر شانش بوده خودش این عمل خطیر رو به انجام برسونه.

۲۰ شهریور ۰۸:۰۹ پانزده سال بزرگتر از جولیک :D
بازهم نتونستم منظورمو برسونم! در هرحال مطمینم بعدا نظرت عوض میشه و دعا میکنم این اتفاق در کنار مردی برات بیفته که همراهت باشه و تو رو مسیول کار خونه ندونه و برای مسیولیت های اجتماعیت ارزش قایل باشه ولی مطمین باش کنار همون ادم هم‌به نتیجه ای که گفتم میرسی 😆

چرا جواب این کامنت ثبت نشده. 

عرض کردم که میزان شناختی که شما مطمئنی از من داری، من خودم مطمئن نیستم که از خودم دارم. 

۲۰ شهریور ۱۳:۰۵ محمود بنائی
یا بد میخونید یا بد جواب میدید! سعی کنید بدون نیش و کنایه صحبت کنید ما وبلاگ شما را میخونیم، یعنی براتون ارزش قائلیم و بهتون احترام میگذاریم. من نگفتم زنان افغان بدبخت ترن یا خوشبخت تر، بحثم روی مهاجرت بود! هرکسی از منظر خودش به ماجرا نگاه میکنه اما دیگه نیازی نمیبینم شرح بدم.
به نظرم توی جواب دادن استفاده از واژه خودتونو مسخره کنید و دی و... زیاد جالب نیست. شما که نه میلی به شنیدن دارید نه تحملی در پاسخ بهتره نظرات را ببندید و صرفا پست خودتون را ابلاغ کنید.

دوست عزیز، شما وبلاگ منو میخونی. ممنون. من طی این کامنت ها برای عده ای از جمله نفر بعدی شما توضیح دادم استدلالی که شما پشتش پنهان میشید تا توجیه کنید چرا جون من نصف جون شما ارزش داره، بی معنیه. تکرار این استدلال، در معیت جمله «ولی یه مرد غر بزنه کجا، زن غر بزنه کجا» دیدی که از شما به من میده، اینه که کسی که این کامنت رو گذاشته، ذره ای به پست من فکر نکرده.
و من از این جور کامنت ها استقبال نمی کنم.

من میل به شنیدن دارم، شما میل به جواب گرفتن دارین؟ ندارین؟ کامنت نذارین.

همینی که حاژ محمود گفت :/

همین که به ایشون عرض کردم.

بعد از سلام و علیک و چقدر دلم برای این وبلاگ تنگ شده بود،باید عرض کنم که خب این مسائل حل شدنش زمانبره و شاید به اندازه چند نسل بعضی هاشون فرصت نیاز داشته باشن!
لذا چیکار کنیم؟پسرهامونو درست تربیت کنیم.به دخترمون پر و بال بدیم. البته اینا رو برای دوستانی که قصد زاد ولد دارن گفتم.
وگرنه ما خودمون که فقط می تونیم محکم باشیم و خسته نشیم و اقلا موقع ازدواج یه سری حق و حقوق رو برای خودمون محفوظ بداریم.

سلام و چه عجب و خوش برگشتی بزرگوار!

من اصلا امروز و دیروز دنبال یه سری کار اداری بودم، به این نتیجه رسیدم که ما خیلی بزرگواری می کنیم با این قوانین تن به ازدواج میدیم خدایی :|

وقتی تو جامعه مثلا روشن فکر وبلاگی این همه نظر پرکامبرینی داده میشه، تو جامعه واقعی که پر از فسیلای سنت گراست چه اتفاقی می افته! اوضاع زن ها وحشتناکه. من پست های انگلیسی رو تو فضای مجازی می خونم. تنها مشکلشون اینه که چرا این که زنا موهای زیربغلشونو نزنن جا نیوفتاده و با رنگ کردن اون موها و اینا قصد اعتراض دارن. اون وقت ما فقط بخاطر جغرافیامون با این همه قاجاری گیر افتادیم که استدلالای بچگونشونو ول نمی کنن. کمپین ها بخوایم انجام بدیم میندازنمون زندان سیاسی به جرم دفاع از حقوقو ضعیفه ها. راه کار چیه؟ من تو زندگیم خواستم یکی عربی زدایی کنم از پارسی و یکی وضع اسفناک بانوان ایرانی رو حداقل یکم برای ارتقا بهشیدنش بکوشم که تو هردو شکست خوردم. جامعه عوض بشو نیست. ما از هزار سال پیش یه جور بودیم. پیشرفت! هه!

پرکامبرین چیه؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک