رامبید جولیامز


یازده آگوست سه سال پیش، رابین ویلیامز خودش رو حلق آویز کرد. بعد از نزدیک به چهل سال فعالیت کمدی به عنوان بازیگر و استندآپ کمدین، کسی که به عنوان یه کمدین شاد و شادی آفرین شناخته میشد، نقش های عجیب زیادی بازی کرد و کارای دیوانه وارش همه رو متحیر می کرد، به علت افسردگی جون خودش رو گرفت. اگه یه نگاه به فیلموگرافی رابین ویلیامز بندازین، علاوه بر چیزایی مثل علاءالدین و چراغ جادو یا ویل هانتینگ خوب، فیلم های تجاری زیادی میبینین که امتیاز های 6/10 به پایین دریافت کردن. سه بار ازدواج کرد، بار دوم با پرستارِ بچه ی تازه به دنیا اومده ش که ازش حامله بود، و بار سوم تقریبا بلافاصله بعد از طلاق از دومی. نمیدونم تو آمریکا جوِ «مرگ بر رابین» وجود داشته یا نه، ولی میدونم وقتی مرد، ما شوکه شدیم، بهتمون زد، و براش غمگین شدیم چون دوستش داشتیم.


از این طرف ما رامبد جوان رو داریم، کمدین و گستراننده-معادل رسمی «خز کننده» :دی-استندآپ کمدی در ایران، کارگردان و تهیه کننده تنها برنامه تلویزیون که هدفش آشتی دادنِ ملت با خندیدنه. نقش های عجق وجق زیادی تو کارنامه ش داره، کارای دیوانه وارش نظیر سر و ته خوابیدن جلوی دوربین خبرنگارا خیل عظیمی رو منزجر می کنه، عده زیادی معتقدن برنامه ش به شدت مصنوعی و مسخره ست، فیلمای تجاری قابل توجهی بازی کرده و اگه از منظر زندگی شخصی بخوایم بنگریم هم، سه بار ازدواج کرده، بارِ سوم بلافاصله بعد از طلاق از دومی. چنان نفرت عمومی قابل توجهی نسبت به جوان و خندوانه مشاهده میشه، که گویی سی چهل سال پیش زمین های پدربزرگ نیمی از ما رو نصف قیمت خریده، برج ساخته، پولدار شده و بعد شخصا زنگ زده به منزل پدربزرگمون چنان خنده های شیطانی سر داده که وی به رحمت خدا رفته از حرص.


نمیدونم چرا ولی دارم روزی رو میبینم که رامبد جوان به علت افسردگی خودکشی کرده و جماعتی با عذاب وجدان دست به گریبانن که حالا این بنده خدا انقدر هم نیازی نبود موج نفرت به سمتش گسیل شه.


+Patch Adams رو ببینید. اگه از نظر فنی براتون مهمه، امتیازش تو متاکریتیکز 25% هست و در rotten tomatos فکر می کنم 22% گرفته. 

++یعنی جون میدید آدم باهاتون بره بیرون در حالی که مانتوش گیر کرده تو شلوارش. چرا هیچکس به من نمیگه هدرم هنوز بنفشه؟ :|

۱۳ لایک
۲۰ مرداد ۲۱:۴۲ ♫ شباهنگ
من جزو اون دسته‌ای بودم که این شکلی: ":|" می‌نشستم پای خندوانه و نمی‌فهمیدم اینا برای چی می‌خندن و از اون مهم‌تر اینکه نمی‌فهمیدم چرا من نمی‌تونم بخندم در شرایطی که برادرم داره فرشا رو گاز می‌گیره و نفسش بند اومده از شدت خنده و دارن براش آب قند می‌برن که به هوش بیاد. ولیکن هیچ وقت هیچ انتقادی به رامبد جوان نداشتم و کوشش‌هاش رو و کوشش‌های سایر رامبدهای اقصی نقاط دنیا رو مبنی بر خندوندن ملت ارج نهادم همیشه. تنها اثری که این برنامه تونست روی من بذاره و البته قبل از این برنامه هم آثارش تو وجودم بود، این بود که یه شب گفتم من می‌خوام جهیزیه‌ام ایرانی و اسنوا باشه که خب هیچ کس منو حمایت مادی، روحی و معنوی نکرد در این زمینه و همون شب تصمیم گرفتم رویاپردازی نکنم دیگه.

منم خیلی باهاشون نمی خندم، خیلی کم پیش میاد چیزی منو بخندونه به صورت کلی. ولی برنامه شون رو دوست دارم. به نظرم تلاش هاشون قابل تقدیره. و وقتایی که مهمونایی مثل پروفسور کردوانی میارن میخوام برم ماچشون کنم. :دی
+اسنوا ایرانیه؟ به نظرم مث جی ال ایکس مونتاژ ایرانه. نمیدونم چرا همچین حسی بهش دارم.:دی من اگه بخوام ایرانی بخرم پارس خزر می خرم که مطمئنم ساخت وطنه. اونم نمیدونم چرا همچین حسی بهش دارم. :دی جنس خوب هم زیاد دارن، ما یه آب مرکبات گیریش رو داشتیم بنده خدا تقریبا ده سال کار کرد، آخرش هم یه روز پارسال زمستون پارچش رو بد جا زدیم شکست وگرنه موتور و ایناش سالمه هنوز! خیلی هم یوزر فرندلی بود بچه. :دی

۲۰ مرداد ۲۱:۴۶ ♫ شباهنگ
و
بلاگرهایی که علاوه بر متن پست، روی عنوان پست هم فکر می‌کنن کم‌ن. تو یکی از معدود بلاگرایی که سعی می‌کنم هیچ خطی از نوشته‌شونو جا نندازم.

وقتایی که پست بدون عنوان میذارم ناامیدت می کنم؟

۲۰ مرداد ۲۱:۴۸ ماهی کوچولو
منم خیلی خندوانه دوست ندارم ولی خدایی تلاشش جای تقدیر داره و امیدوارم که به سرنوشت ورژن خارجیش دچار نشه

ورژن خارجیش چیه؟!

۲۰ مرداد ۲۲:۱۵ ♫ شباهنگ
منم فکر می‌کنم قطعاتشو میاریم و اینجا سرهم می‌کنیم. جاروبرقی سابق ما هم پارس‌خزر بود و خیلی برامون کار کرد. اندازه‌ی سن من عمر کرده و هنوزم کار می‌کنه. ولی پریروز رفتیم یه خارجی‌شو گرفتیم. پیر شده بود قبلی. منم پیر شدم شاید. برای خونه و به عبارتی برای مامان می‌خریدیم. منم بیرون مغازه وایستاده بودم که مغازه‌دار فکر نکنه برای من می‌خرن. ولی بابا هی نظرمو می‌پرسید و منم آب می‌شدم می‌رفتم توی زمین. چون فکر می‌کردم الان مغازه‌دار فکر می‌کنه دارن برای من می‌خرن و داشتم به این می‌اندیشیدم که چه‌جوری دخترا تو یه همچین موقعیتی ذوق می‌کنن و چرا من کلاً ذوق نمی‌کنم. علی‌ایُ‌حال من هیچ وقت نتونستم آرمان‌ها و تفکراتم رو عملی کنم. یکی از این آرمان‌ها خرید کالای ایرانی بود.

کسی که عناوینش مفهوم داره، عنوان نداشتنش هم مفهوم داره و ناامید نمیشم خلاصه.

برا من خرید کردن کلا ذوق آوره. حتی اگه برا خود آدم نباشه. من به شخصه از خرید پرده نو هم مشعوف میشم:دی

امیدوارم در آینده از سوی شوهرت حمایت شی بتونین دو نفری مقاومت کنین. :دی

ها، خوبه!

۲۰ مرداد ۲۳:۱۷ هَشْتْ حَرفى
ببینید مثلا وقتی جسد یه ماهی گیر رو کنار اسکله پیدا میکنن دو تا فرض دارن. یا یه اتفاق بوده و یا خودکشی کرده(اگر مطمئن باشن قضیه جنایی نیست. اثری از جنایت باشه ، اونم اضافه میشه) بعد واسه اینکه یه محقق بتونه تشخیص بده کدومشه، میره سمت نظریه. میاد این رو بررسی میکنه که این یارو دینش چی بوده و آیا کس و کاری داشته یا نه؟. اگه مثلا فردی بوده مقید به عبادت و نماز و کلیسا و مسجد و روابط خوبی با خانواده داشته باشه احتمال اینکه یه اتفاق بوده بالا میره و اگر نه ، معتقد به فردگرایی و بی دینی بوده و خانواده و نسبیم نداشته ، احتمال خودکشی بالا میره.
در این موردم همینه. این که جفتشون سه تا زن گرفتن، فیلمای تجاری بازی کردن، کمدینن، دیوونه بازی در میارن، نمیتونه چندان تاثیری رو پدیده ی اجتماعی خودکشی بذاره. رامبد جوان تفاوت های اساسی زیادی با یه هنرمند اروپایی داره. هم از لحاظ اعتقادات و هم خانواده و شکل زندگی.

حرف من این بود که رابین ویلیامز رو در شرایط مشابه دوست داشتیم و وقتی مرد وحشت کردیم که چرا همچه آدمی باید خودکشی کنه. از رامبد متنفریم و اگه رامبدم خودکشی کنه و بفهمیم ده ساله افسردگی داره وحشت می کنیم. پس رامبد را دوست بداریم و لااقل ازش متنفر نباشیم.

من مواردی رو نام بردم که بابتشون به رامبد گیر میدن. مثلا چرا سه تا زن گرفتی. چرا فیلمای سخیف بازی کردی. چرا جلو دوربین شکلک در میاری. چرا کلا رامبدی.
اینایی که گفتی متوجه نشدم ارتباطشونو:دی

۲۰ مرداد ۲۳:۳۴ رضا فتوکیان
رامبد دوست داشتنیه
البته همیشه به برنامه های طنز میشه اشکال
اما نفس کارش ارزشمنده

بلی!

۲۱ مرداد ۰۰:۱۶ هَشْتْ حَرفى
تبیین غیرمحتمل بودن اتفاق بود :)

هوم. متوجه نشدم.

۲۱ مرداد ۰۰:۳۰ Shahtot 🍇🍇🍇
من که کلی با برنامه اش میخندم :))
برنامه اش که خوبه ! هرچی باشه از ماه عسل بهتره که آدم بعد یه روز تحمل
سختی و تشنگی حالا میخواد افطار کنه قشنگ به قول بچه ها غذا کوفتش میشه :/ یا مثلا فیلمای تکراری شبکه ۳ مثل ستایش یک و دو ... !
در کل امیدوارم همه کسایی که باعث خنده و شادی مردم میشن همیشه
سلامت و پاینده باشن و روزی روی نیارن به خودکشی !!
+آهان راستی دورهمی هم خوبه :)

دورهمی نصفش توییت های ملته:)) بیشورا:))

۲۱ مرداد ۰۰:۳۰ هَشْتْ حَرفى
لا اله الا الله :))))

جدی متوجه نشدم خب بزرگوار!

۲۱ مرداد ۰۰:۳۱ פـریـر بانو
من اولش به خندوانه یه دید اینطوری :| داشتم!
ولی کم کم بعدش نشستم دیدم فقط هم بخاطر مهموناش :دی
به هرحال کار ارزشمندیه اینکه تلاش می کنن برا خندوندن مردم :)

و امیدواریم سرنوشت رامبد به خودکشی ختم نشه :|

خنده دار نیست به نظر من خیلی وقتها، شاید اکثر اوقات، ولی کار جالبیه. فقط کاش کمتر آهنگای rayman legends و the neverhood رو بذارن روش، همه زجرایی که کشیدم تا برسم به مرحله آخر اینا یادم میاد:))

۲۱ مرداد ۰۱:۱۱ 🔹🔹نیلگون 🔹🔹
عنوان خیلی جالبناک بود :))

میدونی تو خودکشی ویلیامز چی ناراحت کننده بود و باعث شده بود بریم تو بهت و حیرت؟!
دلیل اصلیش برای من و خیلیای دیگه این بود که این بشر،بازیگر نقش اول فیلم ( What Dreams May Come) بود!
فیلمی که در مذمت خودکشی ساخته شده!!
اگر فیلم رو دیده باشی که میدونی چی میگم!

سوْال بزرگی که پیش اومده بود این بود که ویلی!تویی که میدونستی بعد خودکشی چقدر بدبختی پیش روته چرا اینکارو کردی؟!
نمیدونم.شایدم فکر میکرد حداقل یکی از زناش در نهایت میره اون دنیا و از جهنم نجاتش میده :|

البته امیدوارم نیاندیشیده باشید که فیلم، مستند از اون دنیا ساخته شده بوده:-"

من وقتی رابین ویلیامز مرد چند قطره اشک هم ریختم! و دلیلش هم کاراکترش تو یکی از فیلمایی بود که من وقتی حال روحی خیلی بدی داشتم اون کاراکتر یکم حالمو بهتر و امیدوار کرده بود و دقیقا یه مدت بعدش رابین ویلیامز خودکشی کرد غم انگیز و طنز آمیز!. و البته این موضوع به مساله ی مطرح شده در پست خیلی ربط نداره ولی خب : ))

و من اصلا فکر نمی کردم از رامبد خیلیا نفرت داشته باشن! به واقع بیشتر کسایی که من شنیدم از اطرافم دوسش هم دارن حتی.

پس احتمالا جانعه آماری اطراف من یکدست نیست. :دی

۲۱ مرداد ۰۲:۵۱ حاج خانوم
رامبد اول مردمو به خودکشی مینداره...!

ولی تلاشش بابت یه سری فرهنگسازیا جواب داده که خیلی خوبه

چرا خودکشی؟:))))

من قبل از خندوانه از رامبد نفرت داشتم قشنگ. حس می کردم همه کاراش احمقانه و مضحک و صرفا برای جلب توجهه.
الان برنامه شو دوست ندارم، خودشو هم. اما باعث شد براش احترام قائل شم و اون تصویر قبل که ازش داشتم رو از بین ببره. نمیدونم چرا و چطور، اما افتاد این اتفاق. به نظرم برخلاف چیزی که نشون میده آدم بسیار مقرراتی و عصبی و منظمیه که با اون آدم سرخوش غیر واقعی که توی ذهنم بود فاصله داره. کاراکتری که از خودش ساخته منظورمه. یعنی (گاهی خواسته و گاهی کاملا ناخواسته) صورت واقعی خودشو به نمایش می ذاره و ازینش خوشم میاد.
تلاشش هم برای خندوندن ملت قابل تقدیره و برای فرهنگسازی بعضی چیزا، حتی اگه موفق نشه حداقل تلاشش رو داره می کنه. حتی اگه تبلیغاتی باشه یا هرچی. مثه خرید جنس ایرانی یا صرفه جویی در آب و اینحرفا.

همین اقای رابین ویلیامز که بحثش شد می فرماد:
I think the saddest people always try their hardest to make people happy because they know what it’s like to feel absolutely worthless and they don’t want anyone else to feel like that.”

فرید جینگل برد هم برا جلب توجه بود به نظرت؟ :دی من همیشه فکر می کردم فرید جینگل برد تاثیر منفی گذاشته روش:))))

هاع الان یادم افتاد که تو سریال امام رضا یه نقش کاملا جدی داشت (فککنم داداش مامون بود) که تنها نقش خوبش بود به نظرم. کاش بیشتر جدی بازی کنه بیشتر بهش میاد

واقعا؟! یا خدا. فکشو بکن. رامبد جوان. :| تازه اون موقع جغله هم بوده! :|

۲۱ مرداد ۰۸:۰۵ محمود بنائی
رامبد جوان را باید همونجوری که توی قاب تلویزیون و پرده سینماست دوست داشت! رامبد برای من یک هنرمنده نه یک دوست یا فامیل! پس اینکه توی زندگی خصوصیش چیکار میکنه نباید تاثیری روی دید من داشته باشه. من رامبد را به عنوان یک بازیگر که خاطره های خوبی از کاراش دارم، به عنوان یک کارگردان خوب و یک مجری تقریبا خوب که سبک خودشو داره، دوست دارم و براش احترام قایلم.
سلبریتی ها شاید یک جاهایی خودشون و یک جاهایی کنجکاوی مردم و بعضا روزنامه های زرد، باعث میشن تا زندگیشون سر زبون ها بیفته! اما من علاقه ای به این قسمت ماجرا ندارم و متاسفانه این چیزیه که توی همه دنیا هست و باعث آسیب دیدن سلبریتی ها میشه! مثلا همین ازدواج ها! من اکثر کارهای رابی ویلیامز را دیدم و عکس هاشو هم با اون همسر نمیدونم چندم توی مراسم ها دیده بودم ولی برام مهم نبود که اون خانم از کجا اومده، چی شده که ازدواج کردن،همسر چندمشه، شب ها شام چی میخورن، سایز پاش چنده، جوجه کباب را با دوغ میزنن یا نوشابه؟ و...

خب بهرحال من چیزایی که برا ملت ظاهرا حایز اهمیت بود لیست کردم جای شبهه نمونه:-"

فقط منم که جوان رو دوست دارم.
و فقط منم که با خندوانه می‌خندم :/
درهرحال من از همون فصل اول خندوانه رو می‌بینم و به نظرم حرکت پسندیده ایه. خدا حفظشون کنه.

ما هم از فصل اول می دیدیم. :دی

ولی برا شخص من خنده دار نبود. آخرین فیلمی که من باهاش خندیدم...ام...یکی از سمت های بیگ بنگ تعوری بوده. گمونم.

۲۱ مرداد ۱۱:۵۸ مهدی صالح پور
اصولا کمدین ها افسرده ن؛ من با ماجرای رابین ویلیامز، یاد عقاید یک دلقک میفتم.

از نظر علمی آیا کمدین بودن مضر است؟

۲۱ مرداد ۱۴:۱۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
زیاد از زندگی خصوصی هنرمندها و ورزشکارها باخبر نیستم و با و جود اینکه تماشاچی ثابت خندوانه نیستم. ولی قسمت های باحالی داره که دوسشون دارم!

فقط آقای شاه حسینی:دی

من رامبد جوانو شدیدا به خاطرِ خندوانه دوست دارم...
تنها چیزی که اذیتم می‌کنه خنده های مصنوعیشه! :|

یه یه یه یه یه یه یه :|

رامبد جوان به عنوان بازیگر و مجری و کارگردان دوست داشتنیه.

عنوان چه جالب بود!

++نود درصد دوستای من این شکلین!!

اسماشون با هم خوب قاطی میشه وگرنه من از این تخصص ها ندارم که اسم در هم بیامیزم:))

الان یادم افتاد آقای بابک نهرین (کمدین تبریزی) هم افسردگی شدید داره :|
جدی جدی کمدین بودن مضر است!

:| خمسه چی؟

۲۱ مرداد ۲۰:۵۰ نیمچه مهندس ...
عاشق خنده های رامبد جوانم:)
یعنی اون میخنده،من به خنده هاش میخندم.دقیقا یاد یکی از هم کلاسی های دبیرستانم میفتم که به خنده ش میخندیدیم نه صرفا چیزی که می گفت.
من بهش حق میدم تو زندگیش هرکاری میخواد بکنه مادامی که به کسی آسیبی نزنه.
شباهنگ
در راستای خرید اون اجناس ایرانی سرچ کن:ایرانی خریدن هایم.اولین لینک رو باز کنی کلی جنس ایرانی خوب و با کیفیت معرفی کرده.چند سال پیش یادمه تو وبلاگش خونده بودم و الان یادم افتاد.
بعد این که فرقی نمیکنه اسنوا ساخت ایران باشه یا مونتاژ تحت لیسانس یه کشور دیگه.هدف که سر کار موندن کارگر ایرانیه انجام میشه.

خنده هم آقای کوککی:دی

۲۱ مرداد ۲۲:۰۱ نیمچه مهندس ...
آقای کوککی کیه؟
اعتراف میکنم اول عنوان رو دیدم فکر کردم اسم خودت(جولیک) رو با ویلیامز ترکیب کردی که بعد جوابت به یکی دیگه رو دیدم و هدایت شدم:)
ضمن این که تو ترکیب کردن کلمات اتفاقا خوبی.فقط به بیپولوفوبیا فکر کن.واقعا جالب بود.

نیما با لباسای گشاد و فک جلو میشه آقای کوککی:دی

بی پولیو فوبیا واقعا ترکیب نبود، به هم چسبوندن بی پولی و فوبیا بود:))

فرید خیلی کوچولو بود :))) راس میگی اونم خوب بود

+نه تو سریاله خیلی م جغله نبود. این بود
http://mihand.ir/wp-content/uploads/2015/08/%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B9%D8%B4%D9%82-5.jpg

سریال امام رضا مال دوران کودکی منه دیگه آخه. من بیست و سه سالمه، جوان چهل و خرده ای. اگه من بچه بودم بیست الی سی سالش بوده.

رامبدِ عزیز.رامبدِ جوان :(
خدا حفظش کنه حتی اگه فحشش بدن :(

چقدر عجیبه که بلاگرا انقدر خلاف بقیه جوامع آماری مورد بررسی من واکنش نیشان دادن:))

میبینم ک ازین ک بلاگرا همه عقش رامبدن در تعجبی اما میدونی! من ب ی نتیجه ای رسیدم اونم اینه ک وقتی ی شبکه اجتماعی جدید وارد میشه اونایی ک میدوئن میرن نصبش میکنن و همه ی شبکه های اجتماعی قبلی رو یادشون میره یک سری انسانهای دهن بین، تحت تاثیر مد قرار گیر، با قابلیت کنترل شدگی بسیار و در نتیجه بسی بسی بیفکرن(حالا قطعا نه همه اشون، بنظرم اکثرا. خیلیاشون صرفا عشق تکنولوژین یا خیلی دلایل دیگه).
ازونجایی ک ماها( :)))) ) هنوز اینجاییم یعنی جزو اونا نیستیم. یعنی جمیعا درسته همه امون از خنده های مصنوعی و هیستریک رامبد حرصمون میگیره ولی کاملا و با چشم های باز نفس کار و اثرات خوبیم ک گذاشته میبینیم:)
خلاصه ما خیلی خوبیم، خیییلیییی.
در ضمن رامبد برای من قبلا رامبد جوان بود. الان صرفا رامبده، بسکه همه بش میگن رامبد.

همه بدن ما خوبیم با رسم شکل:))

۲۵ مرداد ۱۳:۳۶ تور تایلند
سلام
رامبد جوان جزء مجریان و بازیگران خوبمون هست
و برنامه ی خنداونه هم باعث خنده ببینندگان ما میشه
ممنون از وبلاگ خوبتون
ممنون میشم منو جزء دوستات قرار بدی عزیزم
https://www.tailand.ir/thailand-tour.html

جزو. نه جزء. جزء یعنی بخشی از یک کل بزرگتر. جزو یعنی...شامل. عضو مثلا.

ینی این محاسباتت تن مرحوم پروفسور میرزاخانی رو تو گور لرزوند -_-

انتگرال دوگانه سطح بسته گوسی رامبدو که نگرفتم بزرگوار:)))

حالا مام همچینم خوب نیستیم :دی( مام ی سری انسانهای اولا خودپرست، دوما بدبین و مشکوک سوما دارا توانایی من من کردن چهارما حرکت کنندگان در جهت مخالف باد و آخرا جامعه گریز و پارانویید هستیم. اونا فالوئرن. ماها آنتی فالوئر. رهبرم نمیدونم کیه، لابد بقیه ان )( بازم میگم همه ن یوخت کسی بدش نیاد لطفن.)
همه بدن منتها اونا اونجور ماها اینجور:|
+میدونم تایپم آزار دهنده بید ولی من خودم عادتمه. خیلی آزار دهنده اس بوگوی.

من اینو جواب داده بودم ولی ثبت نشده گویا!

عرض کردم که نه ناراحت کننده نیست:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک