درگاه کمک های مردمی برای زلزله زدگان کرمانشاه، جمعیت امام علی

کومولوس

وقتی یه نفر به من لینک سایت شخصیت شناسی یا کارت روانکاو مجرب مورد علاقه ش یا بات "شبیه کدوم اسطوره هستی" رو میده و ابراز می داره که میتونن زیر و بم شخصیت آدمو بکشن بیرون و هر چی میگن درسته، من برای مدتی طولانی ابری و طوفانی میشم.

من علاقه ای ندارم بدونم شبیه هرمسم یا آتنا، نمیخوام مطلقا در جریان باشم که روم برچسب زودجوش می چسبه یا دقیق و مقرراتی، و برامم مهم نیست یه نفر بتونه تشخیص بده من چرا به قایم شدن تو کمددیواری علاقه دارم. تنها چیزی که این وسط میتونه توجه منو جلب کنه اینه که آیا یه جوری میشه از شر چیزی که الان هستم خلاص شد یا نه.

دانشمندان تا کنون سکوت پیشه کرده ن.

۲۱ لایک
مگه توِ الان چشه؟! :)


[گنگ گفتم؟! :دی]

به کسی رفته م که تباه ترین موجود روی زمینه، از نظر اخلاق.

۱۶ مرداد ۰۱:۰۹ گُل نِگار
نگین چرا اینقدر نامرتبط کامنت داد و اینا!:)
ولی طرز نوشتن اتون رو دوست دارم..:))
از مدل نوشته هایی که حتی وقتی طولانی بشن دوست داری بخونی...
.
.
منم سکوت میکنم [ خیلی دانشمندم]
این مرتبط بود با متن..!خدایی جای اعتراض نیس --_--

ممنون:))))

۱۶ مرداد ۰۱:۵۵ ماهی کوچولو
اتفاقا برای تغییر باید خودت رو خوب بشناسی
ببینی از کدوم بخش وجودیت خوشت نمیاد و چرا؟
یه چیز اکتسابیه؟ یا نه مثلا مثل چهره خدادادیه
بعد باید دید میخوای اون قسمت بعد تغییر چطوری بشه؟
بعد باید ببینی اگه یه ویژگی اکتسابیه اونایی که دارن چطوری بهش رسیدن و سعی کنی بهش برسی
سخته خیلی سخته اونم وقتی از نوجوانی رد شدی اما شدنیه

آدما عوض نمیشن خواهرم. 

جدی چیه این باته جدیدا مد شده؟ تو هر کانال و وبلاگی میری نوشتن تیپ شخصیتی من IJYVBKNKLN ه که ما فلانیم و خیلی خفنیم و شهریوری چپ دست مغرور حساسیم و اینحرفا...

+ ابر بارونی و وحشی اینا استراتوس بودا بنظر، کومولوس اون ابرای قلمبه پنبه ای نرم و مهربونه.
اون ابر یواش کشیده هه Cirrus بود یا Sirius؟ :-؟ دومی که فککنم اون یارو هپلی ه پدفوت ه گرچه تلفظشون یکیه بنظرم :-؟

سیریوس هپلی نبود، موهاش حالت داشت:|

ابر سیروس بود، شبیه پر بود. والا ما عمریه به بارونیا میگیم کومولوس، ایشالا که کومولوسه.

منم ب چپیدن علاقه دارم، زیر میز، لای تحت و کمد، لای دوتا تخت و حتی پشت مبلا. مشکلت با چپیدنه؟ چشه چپیدن؟
#انجمن_حمایت_از_چپندگان
ولی مطالعاتم نشون میده میچپم چون روحم احساس میکنه نچپه زیر عظمت هیکل بقیه له میشه. ینی تو محیطی ک هستی با بقیه راحت نیستی. راه حلشم اینه مهربون تر و مودب تر و کم توقع تر باش نسبت به عزیزانت در نتیجه اونام بات لطیف میشن در نتیجه کمتر میرونن ک کمتر چپیده شی. حالا این واسه من جواب داد. واسه گلی مثل شما را نی بدانم. شاید شما کلا لطیف و مهربان بباشید. من چی بدانم.

میگن ممکنه ناشی از تمایلات جامعه ستیزانه یا جامعه گریزانه یا یه چی تو این مایه ها باشه.

نی بدانم؟:)))

{دانشمندان در پی راهی جدید برای قانع کردن جولیک میباشند : دی }

جمله بالا شوخی بود.

اعی.

انجمن حمایت از چپندگان رو دوست داشتم :))

چپندگان؟:)))

۱۶ مرداد ۰۹:۵۲ میرزا ژوزف پولیتـزِر
من میگم وقتی خودمون تو شناخت خودمون موندیم چطور میشه که دیگران بتونن با چند تا سوال ما رو بشناسن... البته بسیاری عقیده دارن که شدنیه و ثابت شده که شدنیه ولی من تجربه ش نکردم. و بدم میاد همچون شما. به نوعی فراره از خود هم هستا :D

جوابی که شما به اون سوال میدی به ارزشیابی خودت از خودت بستگی داره. مثلا اگه کسی از من بپرسه شما پرخاشگر هستید من میگم نه، ولی دایره آدمای اطرافم پر زخمی و زخم خورده ست و از اونا بپرسی قطعا میگن آره بابا وحشیه. ته تهش اون تست میتونه بگه من خودمو چی میبینم. که من اصن هرچی ببینم. شخصیه آقا. دهع.

۱۶ مرداد ۰۹:۵۲ Shahtot 🍇🍇🍇
همه این سایتای روانشناسی و .. الکیه ، مگر این که طرف بیکار باشه ندونه
چکار کنه ، بره این سایتا برای وقت پر کردن

+ اگر در پی عوض کردن خودتون هستید ... زمان میبره و صبر میخواد
همین والبته تلاش :)

خود روان شناسا رو ببین آخه. طرف اطلاعاتش از آدم وابسته به ارزیابی خود آدمه از خودشه و در صورتی که بیمار نتونه بیان کنه چشه آهو در عسل می مونه خیره به آدم.

هشتگ، زخم خورده از روان شناسان متعدد:))

۱۶ مرداد ۱۱:۳۸ زهرا یگانه
جدیداً طی ِ تحقیقات ِ عملی که انجام دادم (روی خودم!:D :| ) من باب چه طور اینی که هستیم نباشیم.. به نتایج بسیــار جالب و عملی ای رسیدم... که.. در این مجال نمیگنجه! (در واقع میخوام زیر پوستی بگم باشه برای وقتی که اومدی آش بخوری! :)) )

آش...ای آش...:)))

آقا دفعه دیگه میام. قول. قول:)))

۱۶ مرداد ۱۷:۵۹ نیمچه مهندس ...
اوهوم،اون سوال آخر از همه مهم تره و جوابش مهمتر از اون
پیدا کردی به منم بگو
اعصابم از خودم خورده و زندگی زهر

باوش

۱۶ مرداد ۱۹:۳۴ حسان علی آبادی
اینکه بدونی چه جور شخصیتی داره بد نیست
ولی این چرت و پرت ها...

بدونم چی بهم اضافه میشه؟ یه کلیتی دستمه، دفترچه راهنمامم که دم دسته.

۱۶ مرداد ۲۳:۲۲ شیمیست خط خطی
من به ACT معتقدم، یه نظریه پست مدرنه که خلاصه اش اینه که سعی نکنی آدمای اطرافت یا وجود اصلی خودتو تغییر بدی بلکه اول بشناسیش بعد بپذیری و بعد با همینی که هست راهی برای رسیدن به ارزش ها و خواسته هات پیدا کنی.
نمیدونم تونستم درست مفهومو بروسونم یا نه!

من از همینی که هستم خوشم نمیاد بزرگوار. چه کنم؟

۱۷ مرداد ۰۹:۰۰ علی آقا:)
ازخودت بدت میادخودتوتغییربده:))
ولی روشش باخودت:)

آدما عوض نمیشن.

ای بابا این کارا چیه خدا که ما رو افریده تو خلقت مامونده بعد بات میخواد مارو ارزیابی کنه؟؟؟

البته خدا صرفا ابراز دمم گرم نموده خیلی هم در نمونده:))

خب منم هنوز گاهی میرم توی کمد و امیدوارم برم نارنیا :دی

شاید دلیل شما هم همین باشه

به هر حال ممکنه یه روز موفق بشیم . نباید ناامید باشیم . همیشه ته کمد بسته نمیمونه

نه دلیل من اینه که تو کمد حس امنیت و آرامش می کنم.

۲۰ مرداد ۰۲:۰۷ مونا نوشته
من تا حدی فکرهایی نزدیک به این حرفت رو داشتم همیشه. مثلا وقتی میروم پیش روانشناس و اونها شروع میکنند ویژگی و کاراکتر من رو برایم گفتن و ثابت کردن اینکه میدونند و میشناسند، لجم میگیره (با عرض شرمندگی). چون همیشه گفتم من خودم خودم رو میشناسم، شما اگر کاری میخواهی کنی راه‌حل پیشنهاد بده. و تقریبا بزرگترین کمک آنها همینه که بگن زیر روح و روان ما چه خبره :)) ولی از سمتی هم میدونم خیلی‌ها هستند که اونقدر لایه‌های درونی خودشون رو کنکاش نکردند و نشناخته‌اند خودشون رو. برای اونها کمکه.

تیپ شخصیت هم بعضی وقتها خوبه، ولی باز هم صفر و یکی نیست. من ممکنه در موقعیتهایی ریسک‌پذیر باشم و در موقعیتهایی خیر. آدمها دیدگاهها و تعبیرشون از خودشون و دنیای اطراف تغییر میکنه، با سن، با تجربه‌ها، با خیلی چیزها. همه چیزی که میگن این جور تیپ‌شناسی‌ها مربوط به همون مقطع خاص از زندگیه. باز هم جدید نیست اگر خودمون رو شناخته باشیم. اگر بهش فکر نکرده باشیم، بله جالبه.

کلا اگر محقق یا روانشناسی راجع به سوژه الف تحقیق کنه، هیچوقت نمیتونه بیشتر و بهتر از خود الف به شناخت و آگاهی رسیده باشه. یعنی اگر این الف یک آدم باشه، بیشر از اون روانشناس ابزار و ماده در درونش داره برای شناخت. روانشناسه همیشه پشت سر الف داره میدوه. اما خب، یک زمانی هست الف دیگه میبره، اونوقت کسی که روش شناخت داشته باشه میتونه جاهایی کمک کنه.

+ اون چیزهایی که توی خودت میخواهی ازشون خلاص شی اول باید دوست بداری و قبول کنی بخشی از تو اند. بعد راهش رو کم کم پیدا میکنی، یا قبول میکنی هست و کنار میایی، یا میبینی فلان کسی که خیلی هم ارادتمندش هستی بدتر از توست از همین جهات. دیدت بازتر بشه انگار خلاص شدی.

++ خیلی بیربط نوشتم؟ اینا تو فکرم آمد با خوندن پستت :)))

همین که میگم، روان شناس دیتایی که از من داره منوط به گفته های منه، گفته های منم برداشت شخصی من از خودمه. لزوما چیزی که نشون میدم نی. اون چیزی که نسبت بهش شناخت پیدا می کنه همون تصورات منه. که خب به درد نمی خوره:|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
امریکن(من برای پستتون عنوان برمیگزینم،لینکشو به لطایف الحیل پیدا میکنم،وبه هرقیمتی شده لینکش میکنم!)
باور ها
که همین دوست داشتن زیباست.
من یه دیوونه م که دیوونگیشو دوست داره
قدرتِ تشخیصتون رو از دست ندین
گاهی مقصر خودِ ماییم.
به مرور
تگ ها
بایگانی
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک