بی رویا مردن، یعنی تنهای تنها مردن

همین الان، بدون اینکه فکر کنید، یه آرزو کنید! فکر کنید یه غول چراغ دستتونه! یه رویا، یه آرزو، یه خواسته بزرگ از زندگی.

چی می خواید؟!


پ.ن: نظراتتونو تایید نمی کنم تا فردا. که تقلب نکنید از هم!

۱۹ لایک
۲۶ تیر ۲۲:۱۶ مریمی ...
زمان به عقب برگرده و هیچ کدوم از مشکلاتی که داشتم رو دیگه تجربه نکنم..

زندگی مجدد؟

۲۶ تیر ۲۲:۱۹ آرزو ﴿ッ﴾
صلح جهانی

ترجیح میدادم چیزی باشه که بتونید سعی کنید برسید بهش و اینا:-"

۲۶ تیر ۲۲:۳۱ الیــــ ــــوت
قابلیت دیدن و کنترل آینده رو داشته باشم :)
(جان من نگو کارهای امروز، آینده تو رو میسازن و از این چیزا!)

اگه نمی گفتی اصن به ذهنم نمیرسید اینو بگم ولی ممنون از یاداوریت، کارای امروز آینده رو می سازن:))

۲۶ تیر ۲۲:۴۰ خور شید
دلم میخواد معلم بشم سارا. معلم ادبیات روستاهای دور.
:غرق شدن در رویا

منم میام اون کنارا مهد کودک میزنم:دی

۲۶ تیر ۲۲:۴۹ محمود بنائی
آرزو!
خب آرزوم اینه که همیشه وقتی به روزهای گذشته زندگیم نگاه میکنم راضی باشم، وقتی که به پیری رسیدم به زندگیم افتخار کنم و آخر یک نام نیک ازم به یادگار بمونه!
اما آرزو با غول چراغ جادو خیلی جذاب تره و خیلی خودخواهانه آرزو میکردم یک ثروت زیاد با دانش و زمان برای
استفاده از اون را بهم بده!

ثروت داشته باشی که...چه کنی باهاش؟ خودت شخصا ایده ای نداری؟

۲۶ تیر ۲۳:۰۰ ♫ شباهنگ
آرزو کردم و یه جایی نوشتم آرزومو
اگه به این رویا رسیدم، نشونت میدم و اگه نه که هیچی

باشه:دی

۲۶ تیر ۲۳:۰۸ نرگس سبز
خیلی خیلی خوب بنویسم

نویسنده از بعد از این:دی

۲۶ تیر ۲۳:۱۲ دل‌آرام محمودی
اومدم بگم روزا بشن ۱۲۴ ساعت، بعد دیدم باید هی وسطش بخوابیم، effective نیست و یه آرزو فایده نداره! باید از اول جهانو خلق کنه!
بقیه‌ی آرزوهام هم فقط رسیدن به آرزو برام مهم نیست، می‌خوام مسیرش رو تجربه کنم. اصلا غول چراغ با نگاه من به زندگی همخوانی نداره. نوبتمو می‌دم به شما :)

در همین حین انتقاد هم کنم نسبت به این پستی که آدمو بیشتر منفعل می‌کنه تا تشویق به تلاش برای رسیدن به آرزوها!

ولمون کن بابا صد و بیست و چهار ساعت:|

کتاب موفقیت که نمی نویسم، خواستم چک کنم زنده این رنگی این چه خبره کلا:دی

۲۶ تیر ۲۳:۱۸ رامین :)
عاقبت بخیر شم

عاقبت بخیر رو تعریف کن!

۲۶ تیر ۲۳:۳۴ نیمچه مهندس ...
تنها صحبت من با زندگی فعلا اینه:شما جیب ما رو نزن،برآوردن آرزوی بزرگ پیشکش
ولی جدی اگه میداد صد میلیون پول.بقیشو خودم می ساختم.
غیر پول بخوام طی الارض
نصف عمرم تو جاده ها صرف شده به عقیده ی دوستان

:))))) طی الارض:))

من آرزوم رسیدن به آرامشه :دی

برای شما آرزوی آرامش داریم:دی

۲۷ تیر ۰۰:۰۹ نار خاتون
آرزوم یه چراغ جادوئه که همیشه آرزوهامو برآورده کنه...

برای مثال چیو براورده کنه؟

+اونجوری دیگه آرزو کردن لذت نداره. میشه خواستن، طلب کردن!

۲۷ تیر ۰۰:۱۸ محمود دوم
منکه چیزی از زندگی نمیخوام، همینکه صرفا هستم خوشحالم :))

ولی ایکاش میشد هوا روان گردان باشه (ولی مضر نباشه)، عطسه کردنها و نفس عمیق کشیدنهای مردم خیلی باحال میشد.

:||||||

۲۷ تیر ۰۰:۳۴ بوبک یار
اینکه کسی که دوسش دارم حالش خوب شه:(

ایشالا!

۲۷ تیر ۰۰:۵۵ This is Hugo
آرزوم اینه که اینقدر وقت، سرمایه و انرژی داشته باشم که بتونم دور دنیا رو بگردم.

اینم قشنگه! راضیم ازت!

خوشحالی واقعی بهترین رفیقم

بسلامتی:دی

تکلیف زندگیم معلوم شه.............

تهش؟!

عاشقم بشه..همون قدذی ک‌من عاشقشم.

از طرف جامعه مظلوم کراش دارندگان :هیق

۲۷ تیر ۰۸:۰۵ ماهی کوچولو
قدرت این رو داشته باشم خودم هر آرزویی رو برآورده کنم

مثلا جیو براورده کنه خب؟! چرا قسر در میرید؟:))

۲۷ تیر ۱۰:۳۵ مریــــ ـــــم
دستم!

تو دست یاره؟ :|

۲۷ تیر ۱۱:۲۴ פـریـر بانو
یه روزی یه نویسندۀ بزرگ بشم :)

این ته رویاهای من برا خودمه! :))

حی کی-حریر کچل- رولینگ:)))

۲۷ تیر ۱۲:۵۲ گُل نِگار
آرزو میکنم:
همه ی اون چیزهایی که تو ذهنم ساختم به حقیقت تبدیل بشه!
.
.خیلی کلی بود نه؟ دیگه گفتم یجوری بگم چیزی جا نیافتاده:)

خیلی خیلی کلی بود. ما الان نمیدونیم تو ذهنت یه تنگ ماهی داری یا یه اقیانوس:))

۲۷ تیر ۱۳:۰۳ آقاگل ‌‌
آرزو کنم 10تا آرزوی بعدیم برآورده بشه قبوله؟
:d
از دست قول چراغ جادو بر میاد؟

خیر. این یعنی هیچ آرزوی قابل عرضی در لحظه به ذهنت نرسیده.

۲۷ تیر ۱۵:۵۷ توکان سبز
فردا برم و ببینم نوشته رشته ریاضی

چه کوتاه مدت:دی

"او".

^-^

۲۷ تیر ۱۸:۲۹ هانی هستم
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم
شهریار

دست شمام که تو دست یاره:))

۲۷ تیر ۲۱:۰۹ آرزو ﴿ッ﴾
خب پس؛ بتونم یه‌کار بزرگ (به جان خودم الآن نمی‌دونم چکاری :|) واسه شهرم انجام بدم. ترجیحا اونقدر بزرگ که حداقل تا چندسال بعد از مرگم ازم یاد بشه!

کتابخونه بزن :قلب

ارزو میکنم حالم خوب بشه
گیرم نده ک خب چی بشه و چه اتفاقی بیفته ک حالت خوب بشه چون این خودش اصل مشکله و من دقیقا نمیدونم چی حالمو خوب میکنه،فلذا خود غول باس انقد بفمه ک یکاری کنه حالم خوب شه
حالا با موضوع ازاد،اگه پیشنهادش آب شنگولی اینام بود عب نداره :))))))

حالم خوب بشه حسابه، ولی مثلا ده تا آرزوم براورده بشه نیس!

۲۷ تیر ۲۳:۱۴ هَشْتْ حَرفى
پژو پارس :))

تندر نود بگیر بهتره:))

۲۸ تیر ۰۰:۱۰ פـریـر بانو
وای خدا از دست تو! اون حی کی قشنگ منو مُرد =)))

:)) قابل ندارم!

۲۸ تیر ۰۵:۰۷ پـامـ ـوک
آرزو می کردم که با یه سری از آدما تو زندگیم هیچ وقت آشنا نمی شدم

ای بابا اینام تجربه س!

۲۸ تیر ۰۷:۳۶ محمود بنائی
ثروتمند که باشی میتونی به همه کمک کنی، مریض های سرطانی مریض های سخت، سالمندها، زوج های جوون و...
ثروتمند که باشی میتونی عزیزاتو به آرزوهاشون برسونی و دیگه شرمنده شون نشی!
حتی پولدار که باشی دیگه رسیدن به اونی که عاشقشی اینقدر سخت و غیرممکن نیست!
میتونی دنیا را بگردی و از زندگی کردن لذت ببری، خونه خوب، ماشین خوب و...
خلاصه پولدار که باشی میتونی هم دنیا را داشته باشی هم آخرت...

اونی که عاشقشی اگه با پول خر میشه بذار سر کوچه برادر. به عشقتونم توصیه می کنم مردی که با پول میخواد بهش برسه واسه فاطی تمبون نمیشه. دو نقطه تجربه شخصی.

عدد توی شناسنامه ام،و سنی که بقیه از من یادشونه کمتر شه.همه منو هیفده ساله یادشون باشه.

:)) چرا؟!

۲۸ تیر ۱۲:۰۵ سارای زنجیربریده
یه روان‌پزشکِ نویسنده شم. می‌شم به گمونم اگه وسط راه ول نکنم معلم مهدکودک یا آخوند معدن شم.
می‌خوام کلی تجربه داشته باشم تو زندگی‌م! یعنی کلی کار رو ناخونک زده باشم. دو تا ساز بلد باشم بزنم. به صورت کلی اطلاعات عمومی‌م بالا باشه، در جریان تکنولوژی باشم.
آرزو دارم بتونم خودم رو با شرایط نو وفق بدم و از اون مدل آدم‌ها نباشم که سنشون می‌ره بالا و «قدیم صفا داشت» ورد زبونشون باشه.
یه زبون برنامه‌نویسی بلد باشم.
خب الآن یه لحظه رفتم بالا و دیدم نوشتی یه آرزو:| پاک نمی‌کنم ولی ادامه‌م نمی‌دم:))

گمونم باید صد سال بزی ای در این راه:دی

+زبونی که یاد میگیری اگه برا کاربرد های عمومیه سی یا جاوا یاد بگیر. اگه صرفا میخوای یه زبونی بدونی پایتون هم آسونه.

چهار نفر زنده شن، برگردن.
چهار نفر مشخص منظورمه، دیگه اینجا با جزئیات نگم کیا...

خب:)

۲۸ تیر ۲۳:۱۹ حسان علی آبادی
5دقیقه از 10 سال بعد رو ببینم

اوووه تو پنج دقیقا از چی میخوای سر در بیاری؟

۲۹ تیر ۰۲:۴۴ نگین ...
آرزوم اومدن یه آدم ..
که وقتی اون ادم بیاد ، همه چی درسته، ارومه ، هیچی خراب نیست...
این خودش چندتا آرزو رو شامل مییشه ...
خیلی پیچیده ست ، تو دفترم نوشتمش ...اتفاق که افتاد بهت میگم ....

منتظر ظهور آقا؟

۲۹ تیر ۰۸:۵۹ خانم فـــــ
اینکه یه فکری رو ترک کنم!

ترک کن تو میتونی:دی

۲۹ تیر ۱۶:۳۴ gandom baanoo
منم دلم میخواد زمان برگرده عقب!!! تا اول دبیرستان!!! هر چند جون دوباره کنکور دادنو ندارم! ولی کاش میشد اون تیکه رو دوباره زندگی کنم!

واقعا وجدانن انصافن برگردی به عقب کنکور میدی؟:|

۲۹ تیر ۱۶:۵۵ خور شید
بچه ها چقدر ناامیدکننده آرزو می کنن خب :(

همین که آرزو می کنن خوبه. من نتونستم آرزوی خاصی ارایه کنم :))

نقص قوانین: نشد که فکر نکنم! :)

یه فرد، تو مایه های گندالف [کمی جوون تر:|] باشم.
یه جادوگر نقش مثبت! :)

+فکر کردن به رویاها چه لذت بخشه! :)

مینروا مک گونگال چطوره؟ :-"

۲۹ تیر ۱۸:۲۷ محمود بنائی
چرا فکر میکنی پول برای خر کردنه؟ به نظرت همینجوری با عشق(به قول کلاه قرمزی: خالی خالی؟) روزمون شب میشه؟ :/
دیگه گذشت اون زمون که میگفتن خب آقازاده سربازی رفتن؟ میگفتن بله، میگفتن خب بقیه اش هم خدا کریمه! الان شما پول نداشته باشی و اونام قبول کنن باز ب بسمه الله، توی خرید حلقه میمونی :/

چون با افراد غیرقابل تحملی روبرو شده م که معتقدن تنها دلیل تجردشون اینه که پول کلون ندارن! :|

قرار نیست خالی خالی روز کسی شب بشه، ولی قرارم نیست لزوما در حالی که پول پارو می کنه روزش شب بشه. شما میتونی یه درامد معقول داشته باشی و بری پی زندگیت.

۲۹ تیر ۲۰:۳۹ ___ سلوچ
دختری دلبر :/

دلبر بودنش کفایت می کند؟ قرار نیست صدایش را، کتاب های مورد علاقه اش را، تاب مو هایش را، کتانی های قرمزش را عاشق شوید احیانا؟

مثلا من آرزو کنم یک عروسک کِنِ متحرک داشته باشم که صدایش کنم شو شو :|

۳۰ تیر ۱۲:۱۴ gandom baanoo
به شرطی که مخم آمادگی اون زمانو داشته باشه آره! :)))
ولی احتمالا دیگه دانشگاه شهر دیگه‌ای نمیرم! میمونم شیراز هر چی شد میخونم!

من برگردم به عقب نمیرم دانشگاه. :|

اینکه یه کاری پیدا کنم که دوسش داشته باشم و مستقل شم

این خوبه عاقا. خوبه.

۳۰ تیر ۱۹:۳۷ مریمی ...
اوهوم . زندگی مجدد ولی حیف که نمیشه.

بله متاسفانه یا خوشبختانه نمیشه:دی

۳۱ تیر ۱۳:۲۰ مونا نوشته
ارزوم اینه کاش یک کم چیزهایی که دوست داشتم را باور میکردم، نمیترسیدم، احساساتم رو بهتر درک میکردم، و خلاصه بجای خیس کردن پام در دریای این زندگی، شالاپی میزدم به آب!

من هرگز نمیتونم شالاپی بزنم به آب. فک کنم به تیپ شخصیت آدم هم برمیگرده. من آینده دور رو هم می نگرم همیشه و نگرانشم. آماده بلایای مختلف:دی

آرزوی خاصی ندارم ....

منم! :|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک