تجربی خونده هاش بیان وسط

چرا اگه مچ دست آدم قطع بشه، جاش پوست می بنده، در حالی که اصلا قرار نبوده پوست اونجا رشد کنه، ولی استخون و گوشت و عصب در نمیاد جاش که یه دست کامل تشکیل بده؟

چرا مثلا اگه خودمونو بسوزونیم، پوستمون دوباره رشد می کنه، ولی یه تیکه از خودمونو بکنیم، جاش پر نمیشه و تا ابد سوراخ میمونه؟


آیا خدا وسط نوشتن کد حوصله ش سر رفته، بقیه توابع رو ننوشته؟

آیا در نسخه های بعدی برطرف خواهد شد؟

آیا ما چی مون از ستاره دریایی کمتره؟

آیا چی؟


+اصلا هم معلوم نیست درگیر چاله گوشه چشمم هستم:دی

۲۰ لایک
خدا بقیه رو گذاشته با ماشین لرنینگ، خودمون اضافه کنیم!

:))

۱۶ خرداد ۲۳:۲۵ نار خاتون
سلول عصب و عضله تکثیر نمیشه فرزندم

خب میدونم، میگم چرا همچینه!

۱۶ خرداد ۲۳:۲۶ سپیده ___
حتما یه حکمتی توشه :دی

چه حکمتی؟

اهم اهم :)
من با این که تجربی خوندم رشته م کاملا نامرتبطه؛ولی پاسخ سوالت اینه که بعضی بافت ها بعد از دوران کودکی که رشدشون تموم شد،دیگه رشد نخواهند نمود و در صورت آسیب بازسازی نخواهند شد.هرگز.مثل بافت عصبی و ماهیچه ای.ولی پوست دائما داره خودشو بازسازی می کنه.چربی هم که همیشه تولید میشه! :/
بابت چاله ت هم (:دی) ،من چیزی که از طب سنتی خوانده ها شنیدم،اینه که روغن زیتون زدن مداوم تا حدودی به رفع و رجوعش کمک می کنه.ولی خب مراقب باش یهو روغن زیتون نزنی تو چشمت! :)

خب چرا نباید گوش و استخون بتونن خودشونو بازسازی کنن؟ بعد تازه مثلا گوشت و استخون اگه بریده بشن یا بشکنن جوش می خورن دوباره، پس کاملا رشدشون متوقف نمیشه میشه؟
مرسی از تذکر بابت چاله م:دی

۱۶ خرداد ۲۳:۲۷ نار خاتون
در سری بعد مثل دیجیمون قابلیت تبدیل هم پیدا میکنیم

:))
نارخاتون تردیل میشه به نارگیل خاتون مثلا:))
اسمتم شبیه آنگمون ایناس:دی نارخاتون، آنگمون:دی

۱۶ خرداد ۲۳:۳۰ اسمم محموده
:)) خیلی بده؟ (چشم رو میگم)
خدا که فکرنکنم زیاد درگیر بوده باشه تو این بحث، مسیر فرگشتمون طوری بوده که این قابلیت هارو پیدا نکردیم، فکرکنم میگفتن تمام ژنهایی که تو مارمولک مسئول دوباره دم درآوردنش هست تو انسان هم وجود داره ولی به قول شما چرا دستمون کنده میشه دست در نمیاریم ...
اون مارمولک بدبخت دم براش عضو خیلی حیاتی ای بوده و تو مسیر فرگشتش طوری تکامل پیدا کرده که بتونه دوباره دم درآره، شاید اگر ژن های ماهم مشغول تکامل مغزمون نبودن میشد دست و پامون دوباره دربیاد .
کاملا دیمی و براساس مشاهدات قلیل خودم و نظر شخصی خودم فرضیه علمی بیان نمودم الان :))

نه خیلی، یه حالتی پیدا کرده انگار چشمم رو از داخل یکی کشیده. مث اینا که ادای چینی ها رو در میارن، از اونور!
داروین در قبر می لرزد:))

علت پایداری آسیب های وارد به نورون و ماهیچه اینه که این سلول ها در مرحله g0چرخه سلولی شون متوقف شدن. در نتیجه نمیتونن این چرخه رو کامل طی کنن و به مرحله تقسیم برسن. اگر اشتباه نکنم برای رشد دوباره لازم هست تا ژن های خاموش دوباره روشن بشن.
آیا در نسخه های بعدی برطرف می شه؟ نمیدونم...شاید نرم افزار بدن اوپن سورس هست و خداوند apiرو در طبیعت گذاشته تا ما خودمون (هرچند به سختی) اون رو devalopeکنیم :-?

در مرحله ی هن؟!
خودمون دولپ کنیم از تومون سایبرمن دراد ^_^

۱۶ خرداد ۲۳:۳۲ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
اصلا معلوم نبود!!
اما اینکه چیمون از ستاره دریایی کمتره؟! واقعا تفکربرانگیزه!!

یا حتی از این هشت پا ها که مرکب تف می کنن:دی

۱۶ خرداد ۲۳:۵۲ حسان علی آبادی
بزرگ تر از من و شما حکمت کار خدا رو نفهمیدن جسارتا شما که هیچی نیستی اگر هم چیزی پیدا کردی احتمال اینکه علت تامه اش باشه مثل اینه که تو عددی که الآن تو ذهن من هست رو حدس بزنی.

چه ربطی داره؟! :|

۱۶ خرداد ۲۳:۵۵ شایستـ .ه
شاید میخواسته بهمون بفهمونه یه وقتایی از دست دادن یه چیزایی جبران پذیر نیست...

خودمون میفمیم وقتی یکی می میره..

۱۶ خرداد ۲۳:۵۸ دکتر میم
اون واسه ورژن پولیشه
ما همه کرک شده ایم

:))) اینم حرفیه!!

۱۷ خرداد ۰۰:۲۰ ماهی کوچولو
اون مرحله g0 یکی از مراحل تقسیم سلول های یوکاریوته :دی یعنی همه سلولها منهای باکتری ها و سیانوباکترها
باکتری ها تقسیم شون خیلی خوبه راحت دو تا میشن ولی آمان آمان از سایر سلول ها

اوع چه خفن:| یوکاریو ترکیه یا ژاپنی؟

بعد از چه زماتی به بعد اینجوریه؟ ینی مثلا جنین جاییش قطع شه دوباره در میاد؟

به قول خودت تو ورژن بعدی باگش برطرف میشه :دی

یه چیزی درباره چاله :-) من معجزات عجیبی درباره آلوئه ورا شنیدم :) یه دوستی داشتم که پدرش سرطانی در ناحیه صورت داشت که تقریبا کل لپش رو تخلیه کرده بودن، می گفت یه مدتی ما اون ژل آلوئه ورا رو هی در ناحیه خالی گذاشتیم، پر شد :-)

اگه تو چشم و چالت نمی کنی، فکر کنم ضرر نداشته باشه، چون برای پوست خیلی خوبه :-)

خود آلووعه ورا رو می نهادن یا کرمشو؟

۱۷ خرداد ۰۰:۳۲ میلیونر
آخی عزیزم. ببین اشکال نداره تو الان مدل خاص خودت شدی. گمت نمی کنیم دیگه. تازه شاید زود زود خوب شی. خوب نشدی هم حداقل خاص شدی.

:))))) هلاک دید مثبتتم هملت!

۱۷ خرداد ۰۰:۳۶ کروکدیل بانو
الان جدا بیام بگم و پُز شصت و هشت درصد زدن بافتمو بدم یا زشته هنوز؟:))

من بالای چشمم یه زخم دارم مال دوم دبیرستانمه...اون سال ها که تمام اهدافم برای ادامه ی زندگی خوشگل شدن بود از روغن زیتون و آلوئه ورا و پماد آلفا و بتا و غیره واسش فروگذار نکردم،بی تربیت از جاش تکون نخورد ولی...الان چند سالیه کنار اومدیم باهم.حتی در راستای باز کردن سر صحبت ازش استفاده ی ابزاری میکنم و یهو میگم راستی من داستان این زخمه رو تعریف کرده بودم برات؟ :دی

هری پاتر طور:))

خب من به چشمان شهلایم بسیار می نازیدم، الان حس می کنم نارسیسی هستم که روی دماغش کورک زده:))

بچه جواب دادن دگ.عصب خراب شه درس بسو نیس.اینم از عیبای ورژنمونه دگ خدا خواسته این مدلی باشیم:|

و جا داره بگم دقیقا سر کلاس من همین سوال تو رو از معلم پرسیدم
چن وق بعد بخش گیاهی رو درس داد
گیاها مریستم دارن
میمیره درس میشه میمیره درس میشه و الی اخر تا ما قطعش نکنیم موجوده
گیاهم نشدیم!

مریستم چیه؟

من خودم با همین ذهن کج و معوج دیوانگیم کلی چیز به ذهنم میرسه که این بدن فوق هوشمند خنگ به ذهنش نمیرسه انجام بده...
خیلی وحشتناک میشدیم البته ها فکر کن وسط میوه پوست گرفتن دستت میبرید بعد جاش عصب و رگ و پی همینطور رشد میکرد میومد بالا عین این فیلم ترسناکا میشدیم خب...:/
مشکل اصلی اینه که بدن انسان یکم تو تشخیص نوع مشکل ایجاد شده نفهمه همه رو یکطور میخواد حل کنه!
از افاضات یک تجربی خوانده ی دیوانه:)))

مگه سوختگی همون لحظه جوش می خوره؟:)) حالا طی سال آتی دراد!

۱۷ خرداد ۰۹:۴۶ مریــــ ـــــم
واه
به چه چیزایی فکرمیکنی

زخمی و آسیب دیده ام!

۱۷ خرداد ۱۰:۲۷ هانی هستم
[به فکر فرو می رود]

همچنان فرو است؟

۱۷ خرداد ۱۰:۵۵ مهر2خت 69
همچین گفتی بیاین وسط من گفتم چه آهنگی گذاشته و حالا من چی بپوشم؟! :دی

:))

۱۷ خرداد ۱۱:۱۳ گلبول سفید
بافت عصبی رشد میکنه. برای مثال دست قطع شده رو اگر فوراً پیوند بزنن اعصاب دست از محل قطع به آهستگی رشد میکنن و ظرف چندسال حس به دست برمی گرده.

اما ماهیچه و اعصاب به این علت تقسیم و تکثیر پیدا نمی کنن که بیش از حد تخصصی شدن. اما سلولهای ستاره ی دریایی و اسفنج اونقدر تخصص یافتگی ندارن و سلولهای ابتدایی ای هستن، فلذا براشون راحته که مراحل تقسیم شدن رو دوباره از سر بگیرن.

مثل این می مونه که سلولهای ستاره ی دریایی فوق دیپلم دارن و سلولهای ما فوق دکترا. برای اونا تغییر رشته راحت تره!

پس چطوری سوختگی درجه سه ترمیم میشه اگه ماهیچه تقسیم و تکثیرش متوقف شده؟ من الان ساعدم سوخته ولی میدونم که ترمیم میشه!

۱۷ خرداد ۱۲:۵۲ میرزا .....
این چیزی که میگم شاید (قطعا) علمی نیست... رشد میکنه اما نه اونطور که باب میل ما باشه یا ما بتونیم حسش کنیم... اگر شکل گیری بدن انسان در رحم مادر رو نادیده بگیریم، و اگر عکسهای خاطره انگیزی که از دوران کودکی تا به امروز داریم هم بذاریم کنار، »توجه میشیم که چقدر سخت میشه رشد انداممونو به یاد بیاریم و حسش کنیم... خاطراتمونو که مرور میکنیم میبینیم که عه یه موقعی دستمون به طاقچه نمیرسید مثلا یا بالای یخچال یا ....
من فکر میکنم اگه صبر کنیم ، البته این بار با ریتم کُند تر ، چون از یه جایی ریتم رشد انسان بسیار نامحسوس میشه، به نتیجه میرسیم... نشونه ش همون جوش خوردن استخوان که خودت گفتی.... یا رشد دندانها ی نیش ، اگر خذاهای جویدنی و گاز زدنی نخوریم(شنیدی درموردش؟ مثل دندان نیش موش و حیوانات)
درمورد چاله :))) همه گفتن منم بگم... در بندش نباش... تا وقتی تو این مملکتی هیچ چاله ای پُر بشو نیست... چه با داروی سنتی یا بوتتاکس و از این لوده بازیا... اینطوری بگم که جولیک با چالش قشنگه

جولیک با چالش قشنگه:))

۱۷ خرداد ۱۳:۴۳ محمود بنائی
اونوقت نقاط مشترکمون با مارمولک یکی میشد، میگن مارمولک هم دمش کنده میشه، دوباره در میاد. :) نگران نباشید، خوب میشه انشاله.

آره مث ستاره دریایی!

۱۷ خرداد ۱۶:۰۸ مهدی صالح پور
از اون فکراس که فقط وسط درس خوندن سراغ آدم میاد

چرا پنگوعنا زانو ندارن؟ 

۱۷ خرداد ۱۷:۵۷ نیمچه مهندس ...
مرده ی جواب گلبول سفید شدم:))
کلا خدا خواسته با این کارش نشون بده رئیس کیه!
برای چاله ت چیزایی که به نظرم میرسه:لیزر کردن،کرم ویتامین سی زدن،خوردن پروتئین( غذا منظورمه)،مراجعه به پزشک پوست و سوال از ایشون!
+اون قسمت اسپایدرمن رو یادته یارو ژن مارمولک به خودش تزریق کرد دست آورد و شبیه مارمولک دوستش فلسی شد؟دوس داشتی مثلا دست در می آوردیم بعد پوست مون اون طوری چندش بود؟
کلا گفته همین وسایل رو دارین مواظب ش باشین خراب نشه.یاد اینایی افتادم که اول زندگی میرن وسیله خونه بخرن :|

اینی که میگی حس می کنم مال هالکه!

۱۷ خرداد ۱۸:۱۷ شایستـ .ه
چند تا تذکر بهتره ...

؟

۱۷ خرداد ۱۸:۳۸ سپیده ___
عه عه قرار نشد سوالای سخت بپرسیا:|طبق نقشه قرار بود قانع شی با اون جمله:دی
ولی حالا دورازشوخی بخاطر نوع سلولشونه دیگ که تکثیر پذیر نیستن ولی خب پوست هست

:))

۱۷ خرداد ۱۹:۵۵ گلبول سفید
سلولهای ماهیچه تکثیر نمیشن، ولى میتونن تا حدی خودشون رو ترمیم کنن. مثلاً به هم جوش میخورن، طولشون زیاد میشه یا افزایش حجم پیدا می کنن.

ولی چون تعدادشون تا آخر عمر ثابته اگر بمیرن، دیگه اون وقت جایگزینی وجود نداره.

سلولهای درااااز عصبی هم اگر به بخش اصلیشون (موسوم به «جسم سلولی») که اکثرا توی مغز و نخاع هست آسیب نرسیده باشه، دوباره میتونن قد بکشن و ترمیم شن.

بیش از این دیگه اطلاعات ندارم! :دی

اینو خیلی بد گفتی هیچی نفهمیدم:دی

خود آلوئه ورا

از عطاری یه دونه تپلش رو بگیر (میذارن دم در)، بعد یک سانت ببر، اون یک سانت رو از وسط باز کن و با چاقو یه کمی برش برش بزن که ژلش دربیاد

اون وقت بذار رو کل پوست صورتت، ماسک خوبیه

طریقه نگهداریش هم اینطوره که یه روزنامه بذار سرش، بعد تو پلاستیک و بعد بذار تو یخچال که بقیه اش خراب نشه

حالا این رفیق ما کل ژل را در میاورد،می ریخت تو میکسر و بعد میذاشتن رو لپ باباش :-)


برای سوختگی ساعدت هم پماد آلفا بگیر از داروخانه، کاملا جایش میره و هیچی جایش نمی مونه، اصلا برایرسوختگی با اسید هم آلفا میذارن،در این حد!

اگه زخمش خیلی قدیمی شده، رژودرم بگیر،اون زخمای قدیمی هم خوب میکنه، جایش میره

مرسی:)

۱۷ خرداد ۲۰:۰۳ گلبول سفید
این مثال رو هم بزنم؛
سلولهای مثلاً ماهیچه ی بازوی من، مثل یه مجموعه فنر دراز هستن که از بالای بازوم تا نزدیک آرنجم کشیده شدن. حالا اگر یه چاقو به بازوی من بخوره، بعضی از این فنرها دو تیکه میشن!
اما با وجود دوتیکه شدن، هنوز هر تیکه شون به طور مستقل و مجزا زنده ست و برای خودش فنر محسوب میشه. :|

بنابرین کل مجموعه ی فنر هنوز کار میکنه و بعد از خوب شدن زخم و جوش خوردنشون، دوباره میتونن به همون شکل قبل به فعالیت کشسانی خودشون ادامه بدن!

اما اگر بر اثر آسیب خاصی از تعداد فنرهای این مجموعه کم بشه، مثلاً از هزارتا به هفتصدتا برسه، دیگه چاره ای نیست و خوب نمیشه!

خوب شد الان یا بدتو توضیح دادم؟ :|

نه نسبتا متوجه شدم:دی مرسی!

چرا کسی که میمیره یه دکمه نداره که بزنیم دوباره زنده شه؟

اون میره تو حوزه روح من اون حوزه رو بیل میرم:دی

۱۹ خرداد ۱۶:۴۳ شایستـ .ه
میگم خدا میتونه با چند تا اتفاق به ما چیزیو یاد بده که اینطوری واسمون بهتره...

آهان! در راستای هم بود کامنت ها:))

۱۹ خرداد ۱۷:۵۵ میرزا .....
بابت این مطلبتون یکی دو روز بعد تو ماه عسل حرف زده شد به نوعی.... همون بچه ای که بازوش قطع شد و پیوند زدن. دیدینش؟

نه، ماه عسل نمیبینیم ما:دی

اصن قرار نیست بافتای بدن ب رشدشون ادامه بدن یا تکثیر شن چون اگه اینکارو بکنن یعنی بیماری سرطان. پوست و لایه مخاطی توی مجاری گوارش استثنان چون لایه خارجی و محافظن و باید وقتی کنده میشن جاشون پر شه ک بازم حفاظت کنن. تازه اونام بصورت دل بخواهی رشد نمیکنن روند خاص خودشو داره. اون مارمولکم ک میگی دمش در میاد اصن دمش برای کنده شدن آفریده شده. عصب ما ک برای کنده شدن آفریده نگردیده ک

باشه :دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک