هشت ترمه تموم نمی کردی، نمی مردی!

پس از اینکه این دو ماه تموم شه، چهارسال خودمو حبس می کنم تو اتاقم، هر کی هم نزدیکم بشه جیغ میزنم.
۳۰ لایک
۱۰ خرداد ۰۱:۲۸ نیمچه مهندس ...
اولین پست با چشم صافکاری بدون رنگت:)
خوبه که خوبی.
بخیه خورده که گیر دادی خوبم و زشت؟

نه بابا، اساسا عملش سر پایی بود و هیچ شباهتی به اطلاعاتی که کسب کردم نداشت:| همینطوری منو نشوندن رو صندلی، سرنگ رو کردن توش و چرخوندن، بعد دیدن در نمیاد، دو تا چوب گذاشتن دو طرفش هی از زوایای گوناگون کشیدنش تا کنده شد :(( نه بی حس کردنش نه ضد عفونی، بعدم از تو جعبه یه دستمال کاغذی دراوردن گذاشتن روش گفتن ده دقیقه بشین تو اتاق انتظار خونش بند بیاد، بعدشم برو خونه تون :|
کامل درش نیاورده، جاش برجسته و قهوه ای مونده:(

جزیره آقا. خود تبعیدی به جزیره بهتره.
هیچی انتن نمیده، هوای مطبوع و همجواری با شرخان و کا و بقیه بروبچز جنگل :دی

+جولیکّا، در چه حالی؟

این هفته تا پاسی از نیمه شب دانشگاه بودم، الان درگیر امتحانا و پروژه به غایت لعنتی کارشناسی هستم و بعدش درگیر معرفی به استاد مهندسی نرم دو و پس از آنننننن میتوانم به راحتی بمیرم :|

۱۰ خرداد ۰۱:۳۶ مهر2خت 69
یه جایی رو هم از توی در دربیار که از توش آب و غذا بدن تو:دی

آب و غذا هم نمیخوام بذارین تو حال خودم باشم:(

۱۰ خرداد ۰۱:۳۷ مرتضی خیری
منم الان همچین حسی دارم. واقعا اگه هشت ترمه تموم نمیشد میمردم؟ بدیش اینجاس کسایی که هشت ترمه تموم نمیکنن فک میکنن خیلی بده.
رسیده و نرسیده، ناراضیه

آره. مگر اینکه یه هدف دیگری نهاده باشی برا خودت که مستقل از چند ترمه تموم شدن بتونی بهش برسی:-/

۱۰ خرداد ۰۱:۵۶ آقاگل ‌‌
از تو کمد دیواری مثلا :)

کمددیواری تنگه وگرنه میرفتم تو کمد و در نمیومدم:))

بسیار هم عالـــی

ما خییییییلی باحالیم!

۱۰ خرداد ۰۹:۱۲ نار خاتون
والا...:/

دیدی؟!!

۱۰ خرداد ۰۹:۳۴ آندرومدا :)
گودلاک =||

آریگاتو:||

۱۰ خرداد ۱۰:۰۷ خانم فـــــ
من هشت ترمه تموم نکردم
هم اون موقع راضی بودم هم الان!

1-بیرون خبر خاصی نیست
2- برای دیگران که زندگی نمیکنیم
3- هر طور راحتی ادامه بده
4- ما مجبور نیستیم الگو های تکراری و اجباری که گذاشتن رو بی چون و چرا قبول کنیم.
5- یه استاد داشتم که میگفت اشتباهه! دانشجو با عمومیاش باید نهایت پونزده واحد داشته باشه
6- ما کارخونه پاس کردن واحد نیستیم


و خیلی اعداد دیگه...

ما رو از ترم دو از این ترسوندن که بیرون چارت درس بهتون نمیدیم و اگه عقب بمونید بهتون واحد های ترم قبلو نمیدیم و لذا ما دوان دوان خودمونو با چارت 18 واحد در هر ترم تطبیق دادیم!

چشمت چیشده مگه من بی خبرم ببخشید

یه چی گوشه ش در اومده بود کندن برام:))

لازمه بگم من در کمال افتخار 7ترمه تموم کردم :)

:دی

۱۰ خرداد ۱۲:۳۴ نیمچه مهندس ...
پروردگارا!
اونجا کدوم قصاب خونه ای بوده که رفتی ؟
ما یه دوستمون یه جوش چرکولناک وسط پیشونیش درآورده بود و تک شاخ شده بود رفت درمونگاه دو تا آمپول زد کنار جوشه بعد تخلیه ش کرد اینا چطور اون کارو کردن؟!!
-جیغ کشان صحنه را ترک می کند-

کلینیک چشم پزشکی نور در خیابان اسفندیار. از خیابونش مشخصه تو کلینیکش چه خبره:))) اسفندیار آخه؟ مث اینه که تو خیابون استیون هاوکینگ دوچرخه بفروشی:))

۱۰ خرداد ۱۲:۵۰ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
:-/
خو هشت ترمه تموم میکردی=)
{الهه خوب شد گفتی وگرنه خودم نمیدونستم در یونان باستان}
😶ناموسا نه بی حسی نه هیچی؟
بابا منم با نیمچه موافقم اون کدوم بیمارستانیه که با چشم تازه با چشم همچی کاری کرده ؟

هیچی هیچی:)))) حتی هماهنگ هم نکرد که دارم میرم با سرنگ تو چشمت، من به هوای بی حسی بودم دیدم خالی خالی اومد تو:)) نمیشه هم جیغ بکشی فرار کنی، سوزن بشکنه تو چشمت بمونه چی؟ :))

۱۰ خرداد ۱۳:۱۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
رو ده ترم تنظیم کنم خوبه؟!!

خوبه بد نی:-؟

۱۰ خرداد ۱۳:۲۰ مهدی صالح پور
اصلِ دوره کارشناسی دوازده ترمه ست
حالا ده ترم هم قبوله
ولی واقعا هشت خیلی کمه :))

به کامنت خانم ف مراجعه شود:دی

چهار سال کم نیست؟=)

نه خوبه!

۱۰ خرداد ۱۵:۳۰ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
حالا الان محض اطمینان خاطرهم که شده برو پیش متخصص و بهش بگو همچی جنایت خوفناکی رو علیه چشمت انجام دادن
یه تست ایدزم بده:/

واقعنی؟ :(

۱۰ خرداد ۱۶:۵۵ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
آره بابا خیال خودت و مارو راحت میکنی من هنوزم برام عجیبه :-/
چشم آخه؟
رفتی یه توک خبر بذاری اینجا :)

کوووو تا وقت پیدا کنم:دی

۱۰ خرداد ۱۸:۲۸ نیمچه مهندس ...
بیمارستان نور؟
اون جارو به عنوان بیمارستان خوب به من معرفی کرده بودن واسه چشمم برم اونجا!خوب شد خدا رحم کرد و کلا تهران اومدن برای من سخته رفتم مشهد:))
به نظر منم بدک نیس بری مطب دکتر بگی این کارو کردن.حداقل واسه اینکه کامل خارج نشده

آره شاید برم:(

من ترم اخر میزون 24 واحد مونده بود واسم!! بعد تو خانواده ی ما اصلا از 8 ترم بیشتر کارشناسی رو طولش دادن رسم نیست و شایسته نیست و خلاصه حساب کسی که 9 ترمه بشه با کرام الکاتبینه دیگه چه برسه به از 9 بیشتر :|
بعد من اینقدر ترم آخر به خودم فوش دادم که اوشگول آخه تو چرا یه دفعه یه حساب کتاب نکردی ببینی اینجوری که پیش میری 8 ترمه تموم میشه یا نه, یعنی خیلی خدایی 24 تا فیکس موند و 24 تاشو برداشتم و تموم شد و دیگه کار به کرام الکاتبین نکشید :|
حقیقتا من اگه 8ترمه تموم نمی کردم میمردم *__*

خانواده ما هم رسم نی:دی ولی خب اگه نه ترمه میشد راه رو برای بعدی ها هموار نموده بودم و بدعت گذاری و اینا:دی
من قرار نبود این ترم 22 واحد داشته باشم، ترم پیش یه چیزی رو حذف کردم، که اگه نمی گرفتمش یکی از اختیاری هامو ترم پیش برداشته بودم و سه واحد جلو بودم:دی

۱۰ خرداد ۲۳:۱۲ شبگیر ‌‌‌
حمایت می کنیم :)

:))

۱۲ خرداد ۱۱:۱۶ قطعه سپید
سلام
بعد اینکه تموم کردین انقد دلتون تنگ میشهههههه :)))
اصن به حبس و اینام نمیرسه کار

خسته ام!

۰۳ مرداد ۲۰:۲۵ الیــــ ــــوت
میگه که:
اون دنیا یه مهندسو میندازن جهنم. میبینه خیلی گرمه و کلا اوضاع داغونیه. میگه یه کاری باید بکنم. میره میبینه برق که خیلی وقته قطع شده میزنه درستش میکنه همه کولرگازیا راه میفته و خنک میشه. میبینه مترو و اینا خرابن درستشون میکنه همه راحت میرن این ور اون ور. تلویزیون و مخابرات و شبکه های اجتماعی راه میندازه و خلاصه اینا!
بعد خدا میگه عه، این که نشد. چرا ملت اینقدر خیلی خوشحالن. میگرده دنبال عاملش و مهندسه رو پیدا میکنه و ازش میپرسه: تو چیکار کردی انداختنت جهنم؟
مهندسه میگه: جهنم؟! O_o من دیدم اینجا همه چی خرابه نشستم درستشون کردم هیچکسم نبود بهم گیر بده. هیچکس هُولم نکرد، دِدلاین نذاشت، ریپورت و گزارش‌کار ازم نخواست، تحویلِ حضوری نخواست، هیشکی نگفت کُپ زدی، TA و اینا هم نداشت. فکر میکردم اینجا بهشته!
[مدیونید پیش خودتون فکر کنید سه چار ماهه میخوام این جوکو یه جایی بگم موقعیتش پیش نمیاد بعد فهمیدم شما مهندسی میخونید رفتم پست های اخیر رو دیدم که بالاخره یه جایی اینو قالب کنم] :)

اصلا معلوم نبود. به هیچ وجه:)))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک