توقعتون رو از استعداد های درخشان مملکت بیارید پایین خب

1- یکی برداشته پست گذاشته «من به رییسی رای میدم ولی ایشالا روحانی رای بیاره، میترسم از ادمایی که با این تفکر پای صندوق میرن که برنده اند. از ادمایی که مخالفینشون رو نمیبینن. جمعیت دیروز اصفهان رو با روز قبلش مقایسه نمیکنند و هیچ منطقی سرشون نمیشه.»

حالا شاید من اشتباه می کنم، ولی مگه هرکی رییس جمهور شه رایش بیشتر نبوده؟ اگه روحانی رییس جمهور شه یعنی روحانیتی ها بیشتر بودن دیگه نه؟ یعنی شما در توهمِ «ما بیشماریم» بودی دیگه بزرگوار نه؟ الان یعنی اینو هم باید توضیح داد که اگه روحانی رای بیاره یعنی ماهواره در گوش کسی نمیخونده «شما بیشترین» و واقعا  در اون صورت طرفدارای روحانی بیشتر بودن؟ خودت فهمیدی چی گفتی اصلا؟! شایدم من چون کانال تلگرامی که شما عضوی رو عضو نیستم فکر می کنم اینطوریه ها، شاید مثلا رییسی طرفداراش بیشتر باشن، ولی یهو به طریقی حالا روحانی رییس جمهور بشه. یا مثلا طرفدارای روحانی بیشتر باشن، بعد یهو رییسی رییس جمهور شه. پیش میاد بهرحال، نه؟

الان شما منطق سرت میشه؟ جواد خیابانی بیشتر منطق سرش میشه.


2-دوست عزیزی که مدیونید فکر کنید همون نابغه پست قبله، گفته «یایید به یاد بیاریم ٤ سال قبل رو که روحانی با ٥١٪ أرا رئیس جمهور شد و احدی از تقلب حرف نزد. چرا؟ چون مخالفین روحانی هر اشغالی هم که باشند به قول فاطمه اهل شانتاژ نیستند!! اهل هوچی گری و به هم ریختن دنیا نیستند.»

کار نداریم که مجری انتخابات 92 دولت احمدی نژاد بوده و اعتراض به تقلب گل به خودی محسوب میشه اصلا. در مورد ملت! شاید پستِ من که خرداد 92 نوشتم فرهاد جعفری بهم ایمیل زده-و برای لااقل هزار نفر دیگه cc فرستاده- که به انتصاب حسن فریدون اعتراض کنیم و هر شب ساعت 11 دزدگیر های خود را به صدا در آوریم، یادتون نیست. از آرشیو هم پاکش کردم. باشه. شما رو با موجودی به نام گوگل آشنا می کنم، که ببینیم نخیر، اصولگرایان هم وقتی نتیجه باب میلشون نباشه شروع می کنن:

حسین شریعتمداری: چرا روحانی رای آورد؟ نوموخوام!

کیهان: چرا رییسی رای نیاورد؟ ما اعتراض داریم! (شانتاژ هم عمه من داره می کنه ها، سال 88 همینا رو نگفتن دولت تکذیب کرد. مطلقا کار کار عمه من هست.)
حداد عادل: من چطوری سی و یکم شدم؟! (تیتر بی بی سی فقط...)


امسال-وقتی مجری انتخابات، دولتیه که گرایش سیاسیش باب میل فارس نیست:
اگر رییسی رایش کمتره به خاطر اینه که جاهایی که شانس داشت تعرفه ندادین!

تخلفاتی داشتیم که از انقلاب به اینور رخ نداده، مثال: چرا انقدر به خارج از کشور صندوق فرستادید!

دولت داره رای ما رو می خوره!

صف بود! تقصیر دولته!

و قس علی هذا.


حرف آخر- من نمیخوام بگم روحانی گله،  اصلاح طلبا گلن، ما گلیم، من گلم، شما گِلید.

فقط میخوام بگم، بزرگ شید! هر دو طرف دستشون تا یه جا تو لجنه، بفهمید!! همونقدر که کسی که فکر می کنه اصلاح طلبا ناجی دنیان و فرشته ان خره، شما هم که فکر می کنی اصلاح طلبا یه مشت هوچی خود بیشمار پندارن و قطعا طرفدارای خودتون بیشترن، خری!!

اینم بگم لال از دنیا نرم:  اون مخالفان روحانی که هر آشغالی باشد حرف از تقلب نمی زنن، ستاد روحانی در میدون ولیعصر رو به هم ریختن. ما که اون موقع یه چهار راه پایین تر بودیم، به وسیله یگان ویژه پلیس محترمانه(؟) متفرق شدیم. بله خب، منم بتونم با موتور و چوب دنبال طرفدارای مخالفم بکنم حرف از تقلب نمی زنم، میرم مستقیما وارد عمل میشم.


پی نوشت: البته که اینا حقایق محض نیستنا، تصورات منن. شما به همون کانال تلگرامی که عضوی و ما عضو نیستیم بچسب.

پی در پی نوشت: تا باهاش شروع به حرف زدن میکنی، حتی اگه لینک سند 2030 رو از خود یونسکو بهش بدی، میگه «چرا فکر می کنی هر کس کانالایی که تو عضوی رو عضو نیست نمی فهمه فقط تو می فهمی؟» بنابراین از چنین موجودی اصلا نباید توقع داشت حافظه ش، و هوشش، به این چیزا قد بده. در منطق این بزرگواران، دنیا خلاصه می شود در پست های امروزِ کانالِ فلانکس و اگه ذره ای انگشت خود را تکان دهیم تا خودمان تحقیق کنیم، گناه کبیره مرتکب شدیم.

پی در پی در پی نوشت: قبل از اومدن تلگرام، چطوری می زیستید؟ همینطوری برام سوال شد بدونم!

۳۲ لایک
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک