در آستانه نمایشگاه

آخرین کتاب غیر درسی که خوندین چی بود و کی؟

درصد رضایتتون رو هم بیزمت اعلام کنین!

۹ لایک
سه تا کتاب رو شروع کردم خوندن ولی همش نصفه مونده :|
یکی آینه دوریان گری
یکی بیشعوری
اون یکی رو هم یادم نیس :||
ولی اگه عاشقانه میخونی کتابای عاشقانه های کلاسیک مثل جین ایر، بلندی های بادگیر، غرور و تعصب و اینا خوبن :)
اگه هم حوصله و وقتشو داری پیشنهاد میکنم کتاب آنشرلی رو هم بخونی خیلی قشنگه ^_^ البته هشت جلده و هر جلد حدود چهار صد صفحه :/

آن شرلی سالی دو جلد میخرم میخونم الان جلد ششم ام!

گفتم جی خوندین، میخوام ببینم مطالعه می کنین اصن یا نه!

ینی سه ساله داری آنشرلی رو میخونی ؟!
اوووف چه تحملی داری
من که تو سه ماه همشو خوندم تا ببینم تهش چی میشه:/
+قبلنا بیشتر کتاب میخوندم ولی الان اکثرا نمیرسم و مجبور میشم کتابو نصفه ول کنم :/

خب من میدونم آخرش چی میشه، ولی دارم ادامه میدم:-" :))

سرخ - کارل یونگ؛ یک هفته پیش، 70٪
افسانه تبای - سوفوکلس (سری نمایشنامه)؛ 4 روز پیش، 90٪
بی‌شعوری2 - خاویر کرمنت - 2 روز پیشِ، به‌مانند جلد یک و کلیه‌ی کتاب‌های بست‌سلر، بدون پایه علمی، مزخرف!

بیشعوری 2؟
پروردگارا این سرزمین را از خشکسالی و دروغ و خاویرکرمنت دور کن:))

غیر درسی...اممممم
گیرنده شناخته نشد که تو اینستا دیدی با همون توضیحات

همون که اسپویلر داره:))
نویسنده «مفید در برابر باد شمالی» خیلی آینده نگر تر بود در زمینه نام کتابش:))

سنجاب ماهی عزیز. کتاب نوجوان خیلی خوبی بود از یک وبلاگ نویس که خنده هایش صورتی ست و فری هایش با دین داری همراه است! :دی
زمانش هم میخواستی؟ گمونم اواخر فروردین تمومش کردم.

عع سنجاب ماهی عزیز ایرانیه؟! من فک کردم خنده های صورتی ترجمه ش کرده فقط! :|
چه خفن! :|

۱۲ ارديبهشت ۱۶:۴۴ آرزو ﴿ッ﴾
در حال خوندن کتاب دوم نامه‌های جلال آل احمد و سیمین دانشورم! هنوز زیاد پیش نرفتم که بتونم نظر بدم! :)

بجه پولدار:))

۱۲ ارديبهشت ۱۶:۵۷ هَشت حَرفی
ایران بین دو انقلاب، یرواند آبراهامیان، نشر نی
شاید دوستش نداشته باشید ولی . یه کتاب خشک ولی خط به خطش پر از نکات تاریخی ، جغرافیایی، اجتماعی و سیاسیه. یکی از مفیدترین کتاب هاییه که برای افزایش سطح آگاهیم از تاریخ معاصر ایران خوندم. هفته ی پیش تموم شدش.

مچکرم مهندس!

آخرین کتاب غیردرسی که کامل خوندم، «همسران پیامبر ، امهات‌المؤمنین» بود.
یکی دو هفته پیش فک کنم
نظرم هم این بود که با هر خطش میخواستم سرمو بزنم تو دیوار

:)) یه عکس از دیوار برامون بفرست:))

الان دارم " چراغ ها را من خاموش می‌کنم" میخونم. از زویا پیرزاد.
ولی دوستش ندارم و خیلی هم حوصله‌ام رو سر برده.
هی این کیک می‌پزه می‌بره برای همسایه، بچه‌ی اون شیر سرد دوست نداره، بچه‌ی این مرغ آبپز دوست نداره و از این صوبتای حوصله سر بر.
خیلی یواشه...من دوستش ندارم ولی کلی جایزه برده.

به‌علاوه هری پاتر :)) که خب اصلا لازم نیست در موردش حرف بزنم. عاااالیه.

باقی دیگه کتاب‌های مربوط به درسیه. تاریخ ادبیات در ایران و سبک شناسی و سیری در احوال ناصر خسرو و از این صوبتا :/

ولی کلا اگر بخوام پیشنهاد بدم با توجه به یه سری چیزا که متوجه شدم دوست نداری...

بادبادک باز، از خالد حسینی. درباره دو تا پسر افغان از طفولیت تا بزگسالی. خیلی کتاب خوبیه و دیدگاهت رو نسبت به افغان ها تغییر میده. هرچند یه جاهایی واقعا دردآوره و جیگر آدم کباب میشه. البته یه سری از خود افغان ها دوستش ندارن به یه سری دلایل که مثلا خیلی اختلاف بین دو طایفه رو پررنگ کرده و میگن الان باید اتحاد رو گسترش داد به جای این چیزا. کتاب هزاران خورشید تابان از همین نویسنده هم درباره زنان افغان، کتاب باحالیه.

رمانِ دزیره رو اگر نخوندی بخون. جذااااب... جذاااااب
کتاب رو آن ماری سلینکو نوشته. در قالب یادداشت هایی از برنادین اوژنی دزیره کلاری و زندگینامه این زن. ( اگه این چیزی که نوشتم رو کامل بخونی کل داستان برات لو میره. پس یا اینا رو نخون، یا حتی اگر خوندی بازم کتاب رو بخون) که قبل از امپراطور شدنِ ناپلئون بناپارت، معشوقه ناپلئون بوده، اما نهایتا ناپلئون به دلیل اقتضا حکومتی با یه دختر دیگه ازدواج میکنه و دزیره با یه ژنرالِ دیگه به نام ژان باتیست ازدواج میکنه. پادشاه سوئد که یه پیرمرد فکستنی و مردنیه و بچه نداره، باتیست رو به عنوان فرزندخونده و ولیعهد خودش میپذیره. البته دزیره میمونه فرانسه و تو دوران جنگ جهانی، دزیره شخصیه که شمشیرِ ناپلئون رو میگیره و میاره و صلح برقرار میشه. و نهایتا دزیره، ملکه سوئد میشه و خیلی خفنه کلا. ترجمه ای که من خوندم وحشتناک و مزخرف بود. اما داستان عاالی پیش میرفت.

دیگه...
حالا بازم اگه یادم اومد میام میگم.

بادبادک باز رو خوندم، دزیره در دستور کاره!
+تو الان داری هری پاتر می خونی؟ ما جم کردیم رفتیم داری کوج می یِی؟ :))

۱۲ ارديبهشت ۱۷:۳۳ اسمم محموده
گوژپشت نتردام - تموم نشده البته
ویکتور هوگو + داستان دپرس کننده = شاهکار
هرچند که بقیه کتابایی که از ایشون خوندم رو بیشتر دوس میداشتم :)

من همیشه ویکتور هوگو و مارک تواین و ویلیام یه چیزی رو قاطی می کنم. میدونستید؟ :|

من همیشه فکر میکردم از هری پاتر ( کتاب و فیلمش) خوشم نیاد.
ولی به هر حال دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن... والا بوخودا.

بله در اون که شکی نی:دی

دوازده داستان سرگردان از مارکز، دیروز.
از معدود داستان‌ کوتاهایی بود که دوستشون داشتم و واسه کتاب خوندن سر کلاس‌های چرت و منحرف کردن ذهن بسیار مناسب :)))

ها اونو خونده م من هم! داستان مورد علاقه م داستان اون دختر قدیسه س!

آخرین آخرینش تصویر دوریان گری بود که هنوز تموم نشده...تا اینجا که دوسش داشتم و یه سری جملاتش بدجور فکرمو مشغول کرده:)

من غلط کردم نسخه انگلیسی اینو خریدم. بدبخ شدم:)) هیچی نمیفهمیدم:))

۱۲ ارديبهشت ۱۸:۱۸ کوالای پیر
دزیره ۱و ۲ از آن ماری سلینکو که من خیلی دوستش داشتم
جری جوان از جین وبستر که زیاد جالب نبود البته فکرکنم به خاطر ترجمه اش بود که من خوشم نیومد:/
این ۳تا رو اواخر اسفند و فروردین خوندم
الانم آس و پاس ها از جرج اورول رو شروع کردم و زیاد نخوندم که نظرمو بگم

چقدر کتابخون.
:عرق شرم

اندازه‌گیری دنیا
یه رمان طنز
خوب بود
کاراکتراش خل‌وضع‌هایی عینهو خودم بودن

عالیه:))))

۱۲ ارديبهشت ۱۸:۵۷ رفیعه رجعتی
بادبادک باز رو دارم میخونم که هنوز تموم نکردم :|

اسپویل که نشدی تو کامنتا؟ :|

هنوزم مقاومت میکنی یا دنیای سوفی رو خوندی بالاخره؟ :دی

تو آخرین سنگر هامم دیگه...:))

۱۲ ارديبهشت ۱۹:۲۲ آرزو ﴿ッ﴾
از کتابخونه امانت گرفتم!:دی

خب. سعی می کنم دلم باهات نرم شه.
:دی

۱۲ ارديبهشت ۱۹:۳۱ فرزانه شین
جستارهایی در باب عشق از آلن دو باتن که مجموعا دوستش داشتم

نه اسم کتاب رو شنیده بودم نه نویسنده رو. درهای جدیدی بر من گشودی!

من پیش ازتو
بعد از تو
متوسط بودن
(من زبان اصلی شونو خوندم، ولی در کل چیز خفنی نیس)

توصیه نمیکنمش. میخام الان دختری در قطار و جز از کل رو بخونم، اگه خوب بود میام توصیه میکنم.
:)

همون که اسم نویسنده ش جوجوعه؟:دی
من چهل صفحه از جزء از کل رو خونده م. هنوز نرسیدم بقیه شو ادامه بدم. :عر

ساندویچ ژامبون از بوکوفسکی خیلی خوبه عاشقشم ینی کلا از بوکوفسکی خوشم میاد
همنوایی شبانه ارکستر چوبها اولاشم

هیچی از بوکوفسکی نخوندم. کلا از روسیه فقط آناکارنیای تولستوی رو خوندم. اونم خدایگان خسته کنندگی بود. هیچی توش رخ نمی داد. در حد دالان بهشت خطی و خسته کننده بود!

خودت که میدونى من داستانم "الان؟ یا الان؟" ـه ولى سرعتى بگم که باشگاه استقامت رو خوندم که ترجمه ش افتضاح و یحتمل نویسنده شم همچین شاهکارى نبود. :دى
لکن اگه بخواى آخرین کتابى که خوندم و خوشم اومده رو بپرسى، جلد سوم صد نفر قابل قبول بود. کلاً همونطور که میدونى همیشه کتاب از سریال بهتره و داستان سریالش اصن تفاوت حیرت انگیزى با کتاب داشت، طورى که من اعصابم خورد شد دیگه ادامه ندادم. :))

جلد های یک و دو رو نخونم مشکلی پیش نمیاد؟:))

چه خفن...انگلیسی:))))

اشتباه محض بود ولی:دی

طاعون، مارک دو پلو!، خاحافظ گاری کوپر!

سه کتاب اخیر! :)

مارک دو پلو چه میگوید آن وسط؟:دی

دختری با گوشواره های مروارید. که فضا و توصیفات جالبی داره.
"بالاخره یک روز قشنگ حرف میزنم" هم کتاب جالبیه بنظرم. احتمالا خوشت میاد.

در مورد یه نفره که لکنت داره؟

مسخ از کافکا
خوب بود.

کافکا هم باید یه روز بخونم:دی

۱۲ ارديبهشت ۲۱:۴۵ بلاگر آرام
گتسبی بزرگ
نخونید ترجمش سنگینه. فیلمشو توصیه می کنم

خوندمش، مال نشر نیلوفرشو!

در مورد یه پسره ست که محل زندگیشو عوض میکنه . لکنتشو یادم نیست. جزییات کتاب اصلا یادم نمیاد :)) خدایا ! آبرو ریزی کردم (اون میمونه که دستاش رو چشماشه)

قشنگ معلومه چه کتاب جذابی بوده:))

میوه خارجی رو خوندم بد نبود
تابستان گند ورنون هم تا نصفه خوندم حوصلم نکشید😑
از عید به این ور اینا بودن

موز خوندی؟

#هار

ملت عشق
بخون
بخون
بخونش
بخونش...
🚶🏽💕

چشم چشم چشم!

تابستون بود
چندتا از کتابای سیدنی شلدونو خوندم:))
ک همشون خوب بودن (پلیسی ان)
صد سال تنهایی هم نیز ک گنگ‌بود ولی بعضی جاها میگفتم عجب جمله ای:دی

دیگه ی کتاب از عزیز نسین خوندم اونم خوب بود کتاب پخمه شو که فک نکنم تو نمایشگاه گیر بیاری :دی

غرور و تعصب جین اوستین برای بار صدم:))

کوری هم بنظرم قشنگ اومد اگه نخوندی بخون

خلاصه همش رمان خوندم :دی

کوری رو خوندم، اون ترجمه قشنگه ش رو!

سیدنی شلدون کیم سن؟!

ببین تنها چیزی که ازش یادمه همینه که جذاب بود! یه چیزی مث ناطور دشت . فقط ناطور دشت غمگینتره.

ناتوردشت اعصاب خرد کن بود! من دلم میخواست با چوب بیفتم دنبال هرکی هولدنو میدید. :|

رویای سربی وحشتناک بیخود و افتضاح بود
آخرین ضربه خنجر بد نبود
صد سال تنهایی ک حرف نداشت

صد سال تنهایی ورژن چند هفته تنهاییش رو خوندی یا هفتاد سال تنهاییش رو؟ از لحاظ میزان سانسور:-" :دی

تو سال جدید اینا رو خوندم:
1Q84 از هاروکی موراکامی. سه جلده، فانتزی و جنایی طور تقریبا. راجع به مذهب و ایمان و کودکی و اینها هم توش صحبت میشه. دختریه که کارش کشتن مرداییه که به هر نحوی زنهاشون رو اذیت میکنن و پسری که میاد یه داستان رو ویرایش میکنه و داستان گل میکنه و راجع به آدم کوچولو هاست و دنیایی عجیب. داستان موازی پیش میره. متاسفانه به خاطر نوع داستانش بخشیش سانسور میشه و به نظرم اومد که ترجمه اش رو دو نفر انجام دادن! پر از اشتباه های تایپی و اینها بود. و اون طور که فروشنده گفت دیگه چاپ نمیشه.
سباستین داستان سفر به کوبا منصور ضابطیان. که اگه با کتابای مارک و پلو و مارک دو پلو و برگ اضافیش آشنا باشی میدونی کلا سبک نوشتنش چه طوریه. من خودم خیلی اهل سفرنامه خوندم و قلم آقای ضابطیان رو هم دوست دارم. و کلا کتابی دوست داشتنی ایه!میخواستم راجع بهش تو وبلاگم بنویسم که هنوز حوصله ام نشده! شاید نوشتم به زودی...
دختری که رهایش کردی جوجو مویز رو هم صرفا خوندم که ببینم اینی که اینقد طرفدار داره چیه؟! کتاب بدی نبود اما من کلا اهل داستان عاشقانه و اینطور چیزا نیستم اصلا. این هم دیدم دخترعمه ام داره، گفتم بده تو این عید دیدنی ها (!) بخونم ببینم چی میگه!!!
کتاب کیوتو(پایتخت قدیم) رو هم به خاطر اینکه ژاپن رو دوست دارم خریدم اما نصفه مونده. خورد تو امتحانای میانترمم! تا اینجا که همش توصیف شکوفه های گیلاس و جاهای تاریخی کیوتو بود.
و رمان شوهر آهو خانوم،اون هم به خاطر اینکه یکی از معروف ترین رمانای فارسیه، حدود 100 صفحه اش رو خوندم. بد نبوده فعلا اما خب نمیدونم هنوز چی به چیه و نمیدونم خوبه برای پیشنهاد یا نه!

میدونستی کیو به راپنی میشه نه؟!

ایچی نی سان یون گو روکو نانا هاچی کیو جیو.
:دی

ولی قیمتش کمرشکنه.:|

سلام
کتابهایی که این اواخر خوندم و چنگی به دل نزدن چندتا از فریبا وفی بود وچندتا ایرانی دیگه ایضا؛
سفرنامه های ضابطیان بد نبود؛
موراکامی هایی که خوندم معمولی بودن؛
رومن گاری:زندگی در پیش رو،خوووب،خداحافظ گری کوپر،خوب؛
اورحان پاموک:استانبول،جالب
صادق کرمیار:نامیرا،خوووب
چندتا کتاب مربوط به رده سنی کودک و نوجوان که توی گروه خودشون خوب بودن
ژوزه مائورو ده واسکونسلوس:درخت زیبای من خوووب+چندتا کتاب بعدیش
اریک امانوئل اشمیت:مهمان ناخوانده+سایر کتابهای ترجمه خوبش
فعلا همینا یادمه

بعد میشه بپرسم این همه رو طی چه بازه زمانی خوندی؟:))

مشخصاً باس جلد یک و دوش رو بخونى. :)) گفتى آخریا، گفتم این. :))

بالاخره یه روزى قشنگ حرف میزنم هم (ببخشید من انقد تو کامنتات سرک میکشما😶) همراه با "مادربزرگت رو از اینجا ببر" و "بیا با جغدها درباره ى دیابت تحقیق کنیم" از دیوید سداریس، اتوبیوگرافیه یه جورایى، ولى نکته ى مهمش طنز واقعاً جالب توجهشه. فکر میکنم تو ازشون خیلى خوشت بیاد. اگه به کسرى بودجه خوردى من هر سه تاشونو میارم واست بخونى!

دیه ننگ روونایی دیه کاریت نمیشه کرد:)) بسیور شعفناکم که مجبور نبودیم تو خونه ریدل حضورتو تحمل کنیم، فک کن یهو کشو جوراباتو باز می کنی یه موجود بنفش میپره بیرون:))))
چه اسمایی:|
کلا به من کتاب قرض بدید. کتاب قرض دادن به جولیک خوب عست و ثواب اخروی دارد.

آها، عنوان کتاب هم (بالاخره به روزى قشنگ حرف میزنم) برمى گرده به موقعى که طرف در تلاش بوده فرانسوى بیاموزه که مشخصه چقدر درخشان عمل کرده دیگه. :))

درود بر وی:))

۱۳ ارديبهشت ۰۸:۱۰ • عالمه •
خیلی از کتابایی که دیگران ازش رضایت دارن اصلن توی نمایشگاه نیست.

من اصلا نمیخواستم برم نمایشگاه، بن کتابمم دادم به رفیقم:دی

میخواستم آمار بگیرم خوانندگانم چقدر کتاب خون ان!

کتاب هایی که خوندم امسال:
#جز از کل استیو تولتز
#مرگ فروشنده آرتور میلر
#تیرهای سقف را بالا بگذارید, نجاران و سیمور :پیشگفتار از سلینجر (هوووووف از عظمت این اسم :دی )
#هویت از میلان کوندرا
##کتاب دنیای سوفی هم تازه شروع کردم
:)

من وقتی میخواستم تیرهای سقف رو بخرم یه مدت تمرین میکردم اسمشو بدون تته پته بگم یه نفس:)) بعد یه روز بی هوا تو کتابفروشی افق دنبال چیز دیگری بودم سرمو آوردم بالا با هم چش تو چش شدیم و اصن نیازی به درخواستش نشد:))

درباره کامنت ها... اگه من پیش از تو رو خوندی، پس از تو رو نخون. اصا کاخ آرزوهای آدم رو بر باد میده :/

نخوندم فقط میدونم فینیک او-دیر هانگر گیمز تو فیلمش هس:))

بابالنگ دراز!!!
مسخره بود... نصفه ولش کردم!! فقط نامه های جودی بود! ماجرا هیچی نداشت!

تهش میدونی چی میشهههه؟؟؟

آخریش ماهی گیر و دریا بود. سطح رضایت 100%!
اینقدر که رفتم گشتم فیلمش رو هم دیدم. :)

پیرمرد و دریای خودمون؟

‎:D
یکم سرعتم بالاس‎:D
کل وفی ها و ضابطیان ها و موراکامی ها ویدونه گاری یه هفته شاید طول کشید(قبل از عید)
چندتا ایرانی حوصله بربعدش خوندم هنوووز از قبل از عید تا الان چند تا دیگه مونده‎):‎
کتابهای کودک ونوجوان عید تا الان
پاموک بعد از عید تا الان
کرمیار تو زمستون
واسکونسلوس و اشمیت هم کتاباشون جذاب و راحت و کمه این وسط هی یه ناخن بهشون برای بار چندم میزنم
‎(:‎

خسته نباشی دلاور، اون دو دقیقه سرانه مطالعه کشور فک کنم یه دقه س ناشی از شماس:))

پیر پرنیان اندیش
میلاد عظیمی و عاطفه طیه در صحبت سایه
من هلاک سایه استم.

گرونه ولی. از کتابخونه بگیر اگه خواستی بخونی.

چه چیزای عجیب و خاصی میخونی:دی

چقدر خوبیم ما
قمر در عقرب یا چگونه تاریخ حال ما را عوض میکند
یکی راجع به انشرلی 8 جلدی برای من توضیح بده لدفن

آن شرلی هشت جلده دیه، آنه بزرگ میشه دانشگاه میره درس میخونه کار می کنه شوهر می کنن بچه دار میشن و...هنوز به بقیه ش نرسیدم:-"

آره! کلا به خاطر اینکه کمی شبیه 1984 بود مشتاق خوندنش بودم. چند جایی از 1984 جرج (!) هم صحبت میشه توش!
قیمت همین کتاب؟ آره واقعا. من خودمم تخفیف داشت که خریدم. همیشه میخواستم بخرم میگفتم 60 تومن نمیتونم واقعا!
ایچی نی سان یون گو روکو نانا هاچی کیو جیو؟ نمنه؟!!!!!
من ژاپن رو دوس دارم اما هنوز سراغ زبانش نرفتم! که خیلی اتفاق عجیبیه برای منی که هی میرم سراغ زبان های مختلف! (اگه داری ژاپنی میگی!)

اعداد ژاپنی از یک تا ده بود اونا:))

Ichi ni saan yon go roku nana hachi kyuu jyuu
سی و دو هم میشه san jyuu ni :دی
شصت و چهار هم میشه roku jyuu yon :دی
همینا رو بلدم فقط!

اها نه sen هم میشه هزار:دی

۱۳ ارديبهشت ۱۳:۱۵ قاسم صفایی نژاد
امروز «بادبادک‌باز» خالد حسینی تموم شد. عالی بود، 5 از 5

گودریدز هم عضو بشید. اونجا همه به همدیگه کتاب معرفی میکنند و نمره میدن و نظر می‌نویسن و ...

گودریدز خوبه ولی من بیشتر میخواستم آمار شما ر درارم:دی

۱۳ ارديبهشت ۱۴:۲۳ سُر. واو. شین
آخریش تنهایی پرهیاهو از بهومیل هرابال بود. همین یکی دو ساعت پیش تموم شد D:

کتاب جالب و پر مفهومی بود ..

اسم نویسنده ش رو چیطو میخونن؟

سلام.
1-پرتقال در جعبه ابزار
2-ابوی فدوی
نویسنده هر دو : احمد ملکوتی خواه
نشر: قاف

جمعا هر دوتاش رو تو حداکثر دوساعت میشه خوند. حجمشون کمه. کتابا طنز هستن و به نظر من بامزه بودن. مخصوصا دومی

وبلاگ نویسنده : sadrolmotovahhemin.blog.ir

پرتقال در جعبه ابزار؟ :)) چه اسمی!

عقاید یک دلقک-هاینریش بل
دشمن عزیز-جین وبستر
جاناتان مرغ دریایی-ریچارد باخ
زمین انسان ها-آنتوان دوسنت اگزوپری(هنوز کامل نخوندمش)
کتاب و ضد و اقلیت-فاضل نظری
مجموعه شعرهای مهدی اخوان ثالث
انسان کامل-دکتر مطهری
بیوتن و ارمیا-رضا امیرخانی
جز از کل (در دست مطالعه)-استیو تولتز
(قسمت هایی از)تذکرة الاولیاء-عطار نیشابوری
+این کتاب هارو اخیرا خوندم و از بینشون جاناتان مرغ دریایی ، عقایدک یک دلقک ، انسان کامل و دشمن عزیز رو پیشنهاد میکنم.
شماهم کتاب های خوبی رو که میشناسید معرفی کنید که از نمایشگاه تهیه کنیم.

به تگ جولیکتاب مراجعه کنید،آپدیت ترین پیشنهاد هام اونجان! :دی

دیوان ایرج میرزا؛ البته جزو کتابای ممنوعه است، خودم از دست‌فروش گیرش آوردم، کتاب نمایشگاهی نیست :|

چرا ممنوعه؟:|

چی بود؟- کی؟- درصد رضایت؟
باشگاه مشت زنی/چاک پالانیک- 2ماه قبل - 100%
داستان ملال انگیز/آنتون چخوف- 1ماه قبل- 100%
مدیر مدرسه، سنگی بر گوری، زن زیادی/جلال آل احمد- 1 ماه قبل-100%
ابن مشغله- نادر ابراهیمی- 1 ماه پیش- 100%
مردی با لباس قهوه ای/آگاتا کریستی- 2 هفته قبل- 20%
جنایت خفته/آگاتا کریستی- 2 هفته قبل- 60%
پس از تشییع جنازه/آگاتا کریستی- 2 هفته قبل- 100%

اوهه این یکی راهنمای عملی داشت ایول:))))

دشواری های گفتگو- همین الان وسطاشم- 70%
خاطرات بچه ی بی عرضه/جف کینی- هر از گاهی دوباره میخونم- 100%

پس از چند صفحه ول کردم:

قصر/کافکا
میهمان/سیمون دوبوار
خانه قانون زده/دیکنز


کامل خوندم ولی غلط کردم:

باباگوریو/بالزاک
رنج های ورتر جوان/ گوته
همنام/لاهیری
قمارباز/داستایوسکی
دختری که پادشاه سوید را نجات داد

همنام چرا این وسط؟ بچه م:(

بدلیل موضوع تکراری
هر کتابی که از لاهیری خوندم قضیه ش همین بود، یه عده میرن یه جایی دچار تناقض میشن.

هیم.

بدین مساله دقت نکرده بودم:))

۱۳ ارديبهشت ۲۱:۴۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
بربادرفته!!
هنوزم تمومش نکردم =))) فعلا که خوبه:)

من تا اولای جلد دو خوندم صاحابش ازم پسش گرفت:دی

چقد سرک کشیدن تو کامنت هات خوبه دورى، من خودمو خفه کردم یادم بیاد این پسره تو من پیش از تو رو قبلاً کجا دیدم. :)) ننگ روونام دیه، چه میشه کرد. :))

:))

هرروز با دفترچه میشینی یادداشت برمیداری؟:دی

من فعلا گیر دادم به میخائیل بولگاکف.
دل سگ و یه سری نمایشنامه ازش خوندم و الان اواسط مرشد و مارگاریتا م.

اولی کم حجمه اگه نخوندیش و دوست داشتی بخون، یکم از نظر کلی شبیه مسخ کافکا عه، ولی بنظر من خیلی جذابتر و ایدئولوژیکتر

مسخ نخونده م:-"

بوکوفسکی محشرههههههه در خوب بودنش همین بس ک برخلاف اسمش آمریکائیه ن روسی:)))))))

مث میر فندرسکی که اونم روسی نیست:-" :دی

حالا یعنی من اسمم ناتاشا بود ولی روسی نبودم شگفت انگیز میشدم؟ :دی

۱۴ ارديبهشت ۰۸:۰۶ زهرا یگانه
سلام.
یعنی واقعا اینقدر جماعت کتابخون خفن داریم؟! جاااااان.

همچه خواننده های بافرهنگی دارم من. یوهاها.

از چى یادداشت برمیدارم؟ پاسخ ها و کامنت ها؟ خیر، مگه تو از ستوناى مدرسه تون یادداشت برداشته بودى که بسى باعث شگفتى صدف شدى با نشونه دادنات؟ :))

صدف وقتی با ستونای آمفی تآتر مواجه شده از یه مدرسه کوچیک تخت به یه مجتتع گنده نرفته بوده احتمالا و سیزده سالشم نبوده که کف کنه:-" :))

کتاب قهوه سرد اقای نویسنده از روزبه معین هم‌ من شنیدم خوبه!!!

مرسی:دی
نخوندیش؟

نه یکی بهم پیشنهاد کرده بود حتما بخونمش میگه خیلی قشنگه گذاشته بودمش برای تابستون:))

حساب نی خب عه:))

تعطیلات عید
همزمان در حال خوندن آتش بدون دود و ادامه دادنِ برادران کارامازوف...
ادامشم وقتی برگشتم خونه میخونم :| با خودم نیوردمشون :|

آتش بدون دود جلد چندی؟! :قلب قلب

همون جلد یکم تازه... خدا خونه رو برسونه، تمومش کنم :)
فک کنم بعد امتحانا برم خونه، که عملاً میشه تابستون :))

خسته نباشی دلاور:))

:))

الان من یادم نی در جواب چی داری می خند :دی

۱۶ ارديبهشت ۱۷:۰۵ سُر. واو. شین
یارو اهل چکسلواکی بوده. اسمش یکم غلط اندازه :))

بدین شکل: Bohumil Hrabal

مچکر:))

من یه مجموعه کتاب رشد و پرورش کودک دارم می خونم :)))))))) به کارت میاد؟

:))

مامان منم میخوند! :))

۳۰ ارديبهشت ۱۴:۳۷ شبگیر سابق
نمیخوام اسم کتاب هایی رو که خوندم بگم با کتاب معرفی کنم. فقط یه چیز جالب که تو جواب شما به "پادمه" دیدم.

تو کتاب "کتاب فروش خیالان ادوراد براون" (که کلا حکایت کتاب نفروشیه!) تو یکی از داستان هاش یه رنی میاد میگه چون از اسم روس ها خوشم میاد میخوام یه کتاب از نویسنده روسی بگیرم. حالا به خاطر اتفاقاتی، فروشنده اون رو به سمت ادبیات آمریکا هدایت می کنه و اون یه کتاب روس پیدا می کنه با جلد زرد.........رگتایم دکتروف!!!!!

پادمه هم توصیه کرده بوکوفسکی بخونین. بعد جواب دادین، از روسیه خیلی نخوندین. بوکوفسکی اصلا روس نیست!!!!

چه خفن بود:))

یادمه یکی اومد گفت اینو که بوکوفسکی روسی نیست و منم گفتم آره مثل میرفندرسکی:دی
خب چرا روسی نیست اه:))

۳۰ ارديبهشت ۱۴:۳۸ شبگیر سابق
این یادم رفت :)))))

چی؟

۳۰ ارديبهشت ۱۸:۳۴ شبگیر سابق
دونقطه دی رو عرض کردم :)
نمیخواستم جسارت تلقی بشه یه وقت.

اها!

نه بابا لحنش اوکی بود، لااقل ده تا ! پشت هم نداشت:))

۳۱ ارديبهشت ۰۰:۱۱ شبگیر سابق
چون معلومه که اهل خوندن کتاب هستید و پیشنهادهای آدم رو (مثل خیلی های دیگه) به فنا نمیدید، دو تا کتاب که تازگی خوندم میگم.
حالا که بحث اسامی شد، کتاب "هیاهوی زمان" که درباره "دیمیتری دیمیتروویچ شوستاکوویچ"، اهنگساز روس در دوره استالین و خروشچفه رو تازه خوندم و خیلی خوشم اومد. البته نویسنده انگلیسیه و رمان مدرنه (2016).
ضمنا همون کتاب "کتاب فروش خیابان ادوارد براون" رو پیشنهاد می کنم. یه ظنز خوب از یه نویسنده ایرانی.
(البته اگه نخونده باشیدشون :))

خیلی وقته کتاب نخریدم. این دو ترم برنامه م فشرده س شدید!

مرسی که ملیت دیمیتری دیمیتروویچ شوستاکوییچ رو هم گفتی:-" :دی
ممنون، یادداشت می کنم! :)

۱۹۸۴، بدن سخن می گوید جو ناوارو، انسان پیروز(زندگی نامه بیتوون قرار بود باشه ولی فقط داشت اثراشو توصیف می کرد.)، هنر قانع کردن یا همچین چیزی از شوپنهاور، زندگی نامه موتزارت هم ول کردم. چون زندگی نامه نبود که، جامعه شناسی بود. اسم موتزارت رو دید خریدم. پشیمون شدم. :/ یکی دیگه هم بود... از موراکامی. اسمش ولی یادم نمیاد. :/ عمومی که زلزله اومده بود و پسره با مامانش خوابیده بود. پی دی افش رو خوندم. برام سنگین بود این حجم از صحنه. داشتم میخوندم جلو چشمامو می گرفتم. :دی

اووووو وه!
:))

اقا اجازه؟ میشه ما هم بعد شونصد سال بیایم اسم کتاب بگیم یا دیگه تاریخ انقضاش گذشته؟
جزء از کل رو توصیه میکنم از استیو تولتز
فراسوی نیک و بد از فریدریش نیچه هم در فصل دو ماندیم اما جالبناکه
هویت های مرگبار هم کتاب بسی هیجان انگیزی است که ان هم تا فصل ۴ خوانده ایم و باقی رها شده است
و برای تایم های بیکاری بین کلاس ها زندگی نامه استیو جابز میخونم و هی میگم چی میشد من هوش اینو داشتم؟
هزار خورشید تابان خالد حسینی بعضا از بادبادک بازش جذابتره هرچند که اون هم اوایلش هستم و این سیستم کتابخوانی اصلا خوب نیست!
اما بادبادک باز خیلی غمگینه خیلی من چندبار هی خوندم هی رهاش کردم نتونستم ادامه اش بدم.
چرا دنیای سوفی نمیخونید؟واقعا چرا؟ من دو بار خوندمش و لذت بردم.
آن شرلی واقعا ۸ جلده؟؟؟؟واقعا؟؟

برای معرفی کتاب تو هر پستی میتونید بیاید کتاب معرفی کنید، با جان و دل پذیرا هستیم!
جز از کل رو خریدم، وقت نکردم از فصل یک جلوتر برم هنوز!
من از یاستین گوردر دو تا کتاب هدیه گرفته م، یکیش قصری در پیرنه بود، سه صفحه اولش رو خوندم حتی نتونستم بفهمم کی با کی داره حرف میزنه:)) وحشت کرده، کتاب رو گذاشتم سر جاش و دیگه هرگز نرفتم سراغ گوردر:دی
بقیه شون رو اصلا نخوندم، مرسی! :دی

+بلی، هشت جلده. البته جلد هشتم در مورد خود آنه نیست. سالها بعد از داستان آنه ست:دی
یه چهار جلدی دیگه هم داره ال ام مونتگومری. ولی در مورد آنه نیست کلا. گرون هم هست، نخوندم:دی
کلا کار هاش تو مایه های قصه های جزیره ست، یه سری آدم رو از بچگی میگیره تا بزرگسالی با زندگی روزمره شون آشنات می کنه. لزوما هیجان انگیز یا آموزنده نیست. بیشتر برا آدم هایی که درگیر نوستالژی میشن و تو جلد شیش مثلا یهو دوباره دیانا رو میبینن و یاد بچگیاشون میفتن و اشک در چشم حلقه و اینا...خوبه. :دی

من همون بچگیا هم کارتون آنه رو دوست نداشتم چون بچه پرورشگاهی بود خیلییی غصه میخوردم واسش خیلی زیاد بعد هم هیچوقت نه کتابشو خوندم نه پیگیر فیلم و کارتونش شدم ولی واسم جالب بود.
من از یوستین گوردر دختر پرتقالیشم نصفه خوندم که اصلا به پای دنیای سوفی نمیرسید اما خب اون هم اونقدر بد نبود که کنارش بذارم دلیل نصفه خوندنش هم تلافیش با یه امتحان جامع بود و بعدش هنوز نرسیدم از سر بگیرمش.
اما من به شدت موافقم اگر نتونی با یه نویسنده ارتباط برقرار کنی خب نمیتونی خود من مارکز و سلینجر رو دوست ندارم حالا هرچیم رفتم خریدم کتاباشونو که تو رودروایسی با کتاب بخونم نخواندم دیگه:)
درازی سخن را پوزش میطلبم

کتابش خوبه غمگین نیست زیاد! البته خب کتاب یک رو میتونید نخونید بار غمش زیاده:دی 

یاستین رو شاید بعدا سر فرصت ورق بزنم باز، نمیدونم. من موراکامی رو دوست نداشتم اصلا، الان از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم جزو کتابای مورد علاقه م عه. نظرم عوض شدنیه کاملا:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک