دفعه بعد میرم از هر جفت کفش مهمونا یه لنگه برمیدارم همه شو میریزم تو سطل سر کوچه

فرض کنید یه همسایه دارید که دوشنبه شب ها پارتی میگیره. با صدای زیاد آهنگ میذارن و میخونن باهاش و گیتار میزنن و روش کل می کشن و این بساط تا دوی صب ادامه داره. ساختمونتونم از این صدا رد کن هاست که یکی طبقه اول عطسه کنه طبقه هفتم میشنوه.

مرد های ساختمون یا هیچ کار نمیکنن. یا میرن میگن ببخشید مزاحم شدیم موزیکو کم میکنید؟ اونام میگن باشه و کم نمی کنن.

من پاشده م رفتم به این آدم گفته م صدای موسیقیتون شب سومه که زیاده. کمش کنید.

اومده به بابام اعتراض کرده چرا بچه تون اومد دم در خونه ما. بابامم میگه حق با اونه چون به تو چه، من باید میرفتم.


سوای اینکه شما آقایون اگه طبیب بودید تا الان سر کچل ساکنان رو دوا نموده بودید، شما باشید چه می کنید که شب بتونید بخوابید؟

ایده بدید. وگرنه من زین پس عملیاتی وارد میشم.

۱۰ لایک
۲۳ اسفند ۲۲:۰۹ اسمم محموده
شب 2-3 بخوابید با این وضع :/

اه اه اه مردامونم همینو میگن. میگن برو هال بخواب که اونور خونه س.

یه مریم امیر جلالی میخواد این ساختمون!

۲۳ اسفند ۲۲:۱۵ مرضیه ...
۱۱۰ تماس نگرفتین؟

نمیان. من واسه درگیری فیزیکی هم زنگ زدم دوبار پیگیری کردم تا زحمت کشیدن اومدن.

۲۳ اسفند ۲۲:۲۳ خانومی ...
ما هم یه همسایه اینجوری داشتیم با این تفاوت که اینا تا نصف شب دعوا میکردن و عربده میکشیدن کلا هم کفش هاشون دم در ولو بود ( خونه مون مجاور شون هست ) از در می خواستیم بریم بیرون اول باید کفش اونارو هل میدادیم کنار . خوشبختانه مستاجر بودن و به تازگی رفتن ...

اینا هم مستاجرن. طبقه ما نیستن ولی مشکل کفش رو هم دارن. که خب به ما چه. من از راه پله فقط برای دسترسی به آسانسور استفاده می کنم:))

۲۳ اسفند ۲۲:۲۴ اسمم محموده
ولی جالبه چطور "مردا" رو جدا میکنین، البته جالب که چه عرض کنم یکم زنندس، دقیقا چه انتظاری از مردا دارین? :|

انتظار دارم حالا که میگن تو نرو زشته و مگه خونه مرد نداره و فلان خودشون برن یه غلطی مرتکب شن طبیعتا!

وگرنه که من خودم سه بار رفته م بهشون بگم هر سه بارم همین مرد ها همینطوری واکنش نشون دادن. نمیشه که هم زورت برسه بگی نرو تو در حد این کار نیستی، هم خودت پاتو بندازی رو پا بگی نمیرم بکنم. میشه؟!

همسایه های ما هم همینقدر بی ملاحظه ن.
این همسایه بالاییمون که مدیر ساختمونه و انگار خانوادگی از دماغ فیل افتادن با اینهمه ادعای فضل و ادب و فرهنگش، یه مهمونیایی میگیره، از 6 بعد ظهر شروع میکنن تا 1،2 صب آهنگ ترکی دیشدامدالام و با کفش پاشنه بلند روی سنگ راه میرن... اصن یه بساطی. بعد این داداش من اعصاب نداره، یبار بابام خونه نبود زنگ زد 110، بعد فرداش یارو زنگ زده به بابام که چرا زنگ زدین؟ بابام گفته من در جریان نبودم، یارو گفته فقط شما تو ساختمون بودین. انگار ما ادم نیستیم مثلا.

این همسایه بغلیمونم خیلی جالبه. یه پسر سن بالای مجرده که هرروز دوستاشو دعوت می کنه و مست می کنن و بلللند بلند حرف میزنن و می خندن :/ قشنگ صداشون تا ته خونه که اتاق منه میاد و وقتایی که خونه تنهام وااقعا هراسناکه -_-

+ببین راستش راه حل قطعی براش نیست، حتی اگه به پلیس هم زنگ بزنی میاد یه پولی میگیره و میره.
مثلا اگر مستاجرن و صاحبخونه شون آدم معقولیه، می تونید با اون صحبت کنید که یجوری تهدیدشون کنه. اگر هم مالکن که هیچی. اگر مثل ما زمینتون میلرزه تحمل کنید اگر هم نه که خوشبحالتون. یه هدفون بذارید رو گوشتون و بخوابید -_-

+یادمه یه دوره ای از خونه با کلمه ی مسکن به معنی محل قرار و آرامش و اینحرفا یاد می شد..

خب باید بهشون بگی چرا. زنگ زدیم چون رو اعصابید. بازم زنگ میزنیم اگه بازم تکرار بشه. سر موضعمون هستیم طوری.


همسایه بغلیتونم زنگ بزنید اگه پلیسه میاد خب. من اینجا واسه درگیری فیزیکی زنگ زدم طرف فکر کرده شوخی می کنم. دو بار زنگ زدم بالاخره بعد نیم ساعت مامور گشت اومده با طمانینه زنگ خونه ما رو میزنه میگه جان. خب مرض. زدن کشتن یارو رو مرد مومن!

مستاجرن، مساله اینه که صاحبخونه شونم مثل بقیه سکنه این خونه سست و بی حاله، خودشم که ساکن اینجا نیست. میاد میگه نکنید عزیزانم میگن باشه و تهشم هیچی. دیگه نصفه شب نمیشه تلفن کرد به صابخونه هه و گفت برادر بیا مستاجرت رو جمع کن!

همون عنوانتو عملی کن به نظرم!!!!
چون این متن و این کامنتا نشون میده راهی نیست!!!

تنها باگش اینه که بابام لوم میده.

۲۳ اسفند ۲۳:۰۴ اسمم محموده
اوکی قانعشون کنین یکم رو مغز مرداتون کار کنین میزنن میکشنشون حتما :/
مشکلی که حل نمیشه مرد و زن نداره که، من نمیدونم کجا سکنی گزیدین ولی بعضی جاها کلا همینه، نمیشه انتظار فرهنگ و اینجور چیزا داشت

منم همینو میگم دیگه خب، مرد و زن نداره! ولی حالا که نمیذارن من برم زورمو بزنم که حلش کنم، خودشون ننشینن پا رو پا بندازن که "یه شب تو هفته تو هال میخوابیم، چیه مگه؟"

الان رفتم پایین بهشون گفتم ساکت کنید انگار بهشون برخورده باشه ساکتش کردن. شکر! دفعه های قبل هم که آقایون بودن میرفتن همینطوری میگفتن شاید جواب میداد.

سکنی گزیدن رو هم دیدما...-چشمک-

چقدبده خونواده باهات اوکی و پایه نباشن:|
بعد هرکاری میخوای کنی تهش از طرف خودی میخوره تو پرت.

واقعا.

با چهارتا از دوستای خفنت قرار بذار که یه جوری درو وا کنی براشون اونا بیان کفشا رو ببرن و برن!!!! تو هم که تمام وقت جلو بابات میمونی و اتهام بهت وارد نمیشه!! :)))
#دوست نا باب!!:)))

اینم میشه. برم پگاه و فراری رو خفت کنم!

۲۳ اسفند ۲۳:۴۳ פـریـر ...
ما(من و پسرعمه م) بچه که بودیم یه مهمون میومد خونه ی آقاجون اینا( چون هر وقت مهمون داشتیم هی میگفتن ساکت باشین و شلوغ نکنین و اینا) می رفتیم تو کفش مهمونا نمک می ریختیم زودتر برن :دی

:: ولی همون عنوانو عملی کن...یا حتی تر کل کفشا رو بریز تو سطل تا درس عبرتی بشه براشون :|

البته پلیس بهترین راهه. زنگ بزن گزارش بده اگه خیلی مزاحم میشن :|

یه لنگه کفش بمونه به لحاظ روانی خیلی بدتره، باید یه لنگه ش رو خودشون بندازن دور و میسوزن حسابی.

۲۳ اسفند ۲۳:۴۵ دکتر میم
خب چرا به ۱۱۰ زنگ میزنی میگی پارتی؟؟
یه بار به ۱۱۳ زنگ بزن، بگو مورد مشکوک تروریستی، داعش ،....
نه تنها دیگه سر و صدا نمیشه، همسایه ها هم تا یه مدت نمیبینی
⁦:-)⁩))

بعد همسایه هارو پس بیارن خودمو ببرن چی؟ :))

برید بهشون ملحق بشین، لکن بعدش خسته میشین، راحت می خوابین :|
این راهِ حل رو می تونید در تمامِ زمینه ها گسترش ـش بدید؛

ما اگه اهل پارتی گرفتن بودیم که انقد اذیت نمیشدیم خب باو.

۲۳ اسفند ۲۳:۴۹ میلیونر
من رو سنگ هم باشه می خوابم. فقط جا بدین بگین بخواب. نه صدا واسم مهمه. نه نور. نه راحتی. می خوابم. اصلا هم نخواستم دل بسوزونم. :سوت رو به آسمون:

ابدا وقتی تو کله م افکار انتقام آمیز میچرخه نمیتونم بخوابم!

۲۳ اسفند ۲۳:۵۷ میلیونر
اما خب راه حلی که به ذهنم می رسه، یه سری نمی دونم اسمش چیه تو داروخونه می فروشن که می ذاری تو گوش و صدا نمی شنوی. و راحت می می خوابی. البته ما برای درس خوندن ازش استفاده می کردیم. :|
دومین راه حل هم اینه که همسایه تون رو ساکت کنی ولی هنوز برای ساکت کردنش راه حلی به ذهنم نرسیده.

Ear plug میگن بهش.

من نمیخوام خودمو وفق بدم دادا وگرنه می فتم تو هال میخوابیدم!

فقط کامنت دکتر میم! :))) کاملا موافقم!
زنگ بزن بگو ما مشکوکیم به اینا ! اینا رفت و امدهای مشکوک دارن! :)))

+خدایی من بودم میرفتم تو هال میخوابیدم ولی :| خیلی هم منفعلانه! فوقش صبح فرداش میرفتم جلو درشون. همون شب ولی نمیرفتم :|

همه میرن تو هال می خوابن، اگه همون شب اول میرفتن بهشون میگفتن ساکتش کنن الان مجبور نبودن برن تو هال!

۲۴ اسفند ۰۰:۰۰ میلیونر
یه چیز جالب این خواننده ای که اسمش محموده عکسش دختره. فکر کنم به تاکید و با یه حالت کلافه ای نوشته "اسمم محموده" که با دیدن عکسش دچار سوء تفاهم نشیم. :)) از اینایی که هر کی می دیدتش می گفته دختری؟ اینم گفته نخیر! اسمم محموده! :)))

@آقا محمود مزاح می فرمایم.

چرا شما انقد به اسم و عکس هم دقت می کنین؟ من اصن نگاه نمیکردم!

۲۴ اسفند ۰۵:۴۸ مترسک ‌‌
مردم‌آزارای فلان :|

بهمان و بیسار حتی!

۲۴ اسفند ۰۷:۵۴ نار خاتون
شما که میخواین بخوابید یه بلایی سر برق ساختمون بیار:))

این خیلی هوشمندانه س. برم ببینم فیوز واحدشون کجاس.

بنظر تنها راه داینه که خودتونم برید تو مراسمشون شرکت کنید و شاد باشید

را نداره اصرار نفرمایید!

۲۴ اسفند ۱۱:۴۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
ایده نارخاتون خوبه!
البته می تونی زنگ بزنی به اینا که میان میکننشون تو گونی و میبرند ولی اینم یه نوع مردم آزاریه!!!

خودم شخصا میتونم با سلاح حمله کنم بهشونا.

۲۴ اسفند ۱۲:۰۴ • عالمه •
اونا حق دارن که خوش بگذرونن، شما هم حق دارید که آرامش داشته باشید. اما اونا نباید توی همچین آپارتمانی که توصیف کردی (که البته اکثر آپارتمان‌ها اینطورین) دور همی اونطوری راه بندازن.
ما مشکلات سر و صدایی نداریم. اما تا دلت بخواد چند دستگی و بی‌دستگی و خسیس داریم توی آپارتمان. دریغ از ذره‌ای همکاری.
راه حل خاصی مد نظرم نیست. یا باید گنده‌لات بیارین که ادبشون کنن. یا خودتون هم چند وقتی سر و صدا کنین تا بفهمن کارشون زشته. یا هربار در بزنین طرقه بندازین توی خونه. یا دعوا راه بندازین. یا اون شب بزنین کنتر برق رو از کار بندازین. بزنین شیشه خونه‌شون رو بشکنین. درشون رو خط بندازین. روی کاغذ بنویسین "بر آدم نفهم لعنت" و بچسبونین پشت در. چون با اینجور آدما نمیشه محترمانه برخورد کرد.

من یه اسپیکر گذاشتم تو نورگیر صدای جیغ و داد پخش کنه هیچ تاثیری نذاشت. اصلا نمیشنون! حتی تو نورگیر داد زدم بسه ساعت سه ی صبحه بازم نشنیدن. فکر کن موسیقی رو نهایت درجه ش بلنده، رو همون نهایت درجه دارن با داد با هم حرف میزنن. در این حد!

ایده من اینه که یه مقدار برگ گزنه بخر بذار خشک بشه و بعد پودرش کن و بریز تو کفشاشون. (البته خودت باید دستکش دستت کنی!)
جواب میده

برن خونه اذیت میشن، همون لحظه که ساکت نمیشن که خب.

۲۴ اسفند ۱۴:۴۳ یا فاطمة الزهراء
من باشم باز تکرار کنن زنگ میزنم 110 شوخی ندارم با کسی
اگه یه شب بود خب یه شبه نوش جونش منم پنبه میذارم گوشم ولی غلط میکنه کسی هر شب هر شب این کار رو بکنه

زنگ زدم، نمیاد.

۲۴ اسفند ۱۴:۴۵ یا فاطمة الزهراء
ایده دکتر میم رو ندیده بودم بهتره :))

:))

۲۴ اسفند ۱۶:۲۸ دچــ ــــار
برید بقیه همفکراتون رو توی ساختمون پیدا کنید اعتراض عمومی راه بندازید علیه شون/

همفکر نداریم بابا. همه با هم فامیلن همه هم مدل آقوی همساده!

فقط دوشنبه شب ها؟ :-| چه خیره دوشنبه ها :دی

والا نمی دونم چی بگم، معمولاً میگن با دوستان مروت، با دشمنان مدارا، تذکر هم دادین فرقی نکرده دیگه، چی کار میشه کرد :-|

صاحبخونه اند یا مستاجر؟

احتمالا بقیه شب ها خونه مهموناشونن. دوره دارن مثلا.

مستاجرن!

۲۴ اسفند ۲۱:۰۳ نیمچه مهندس ...
چه خوبه آپارتمان نشین نیستیم!
مخلوطی از تمام کارایی که بچه ها گفتن انجام بده.یه لنگ کفش و با کمک دوستات معدوم کن،تو اون یکی گزنه بریز،بعد برقو قطع کن،بعد شیشه رو بشکن،بعد صدای روح تو راهرو پخش کن،اگه نترسیدن و نرفتن زنگ بزن اطلاعات بگو مورد مشکوک داریم :-)

:)))))

خوب شد، به صاحبخونه شون بگین :-) ما یه همسایه روانی داشتیم، اونقدر به صاحبخونه اعتراض کردیم، اعمال فشار کرد، آدم شدن :-)

صاحبخونه شون کلا متواری شده بابا. زندگی نداریم که.

عقرب بنداز تو کفششون، یواشکی. یه جاهایی هست زالو و عقرب میفروشن :))

من میخوام صداشون قطع شه، اینجوری نیفهمن یعنی از همسایه ها ناراضی عه وگرنه عقرب مینداختم تو خونه شون اصن!

۲۷ اسفند ۱۶:۳۱ • عالمه •
نه نه. منظورم زمانیه که دور همی ندارن. اون موقع شما سر و صدا کنین :دی

ها. حیف خونه روبروییشون فامیل خودمونه وگرنه اینم میشد. اسپیکرمو بردارم برم دم درشون هوی متال پخش کنم!


+عزیزانی که هوی متال رو hoy metal میخوندن لایک کنن همو پیدا کنیم.
#تسمه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک