پرونده قتل اوکی، یا چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و فارسی را دوست بدارم!

من یه ویر عجیبی دارم که موقع سخن گفتن کلمات فاخر(!) به کار می برم. مثلا به جای "وسایلمو دیگه پخش کرده م حال ندارم بلند شم" میگم "دیگه سکنی گزیدم حال ندارم بلند شم"، یا بجای بذار میگم بنه، یا به جای "یه سوالی" میگم "پرسش!" و نگاه کنم رو عموما با "بنگرم" جایگزین می کنم.

به شکل بامزه ای حرف زدن من و دایره لغاتم برای اطرافیانم خیلی جالبه و بعضا مورد تقلید واقع میشه. در نتیجه این جایگزین ها به اکیپ های دوستیم یا اعضای خانواده م هم منتقل شده و الان تو گروهمون مثلا، بنگرم به جای نگاه کنم و بگردم کاملا جا افتاده. "-سوال سه رو کی بلده؟ +بذاربنگرم ببینم من حلش کردم با نه." مثلا.


بعد امروز، راننده تاکسی مسیر برگشتم داشت سی دی آموزش زبان انگلیسی گوش می داد، طرف میگفت:

"حالا بپرسید، قهوه اوکی عع؟ جواب: is coffee ok? "

و من هنوز دارم فکر می کنم "اوکی بودن" کی وارد حرف زدن ما شد وقتی کلمه کوتاه تر "خوب" به جاش هست. خوب مناسب درست هر چی! به هم میرسیم میگیم لپ تاپت اوکی شد؟ من دیر بیام اوکیه؟ نور صفحه براتون اوکیه؟ صورت پروژه رو خوندید اوکی بود؟

چه کاریه خب آخه.

زین پس قصد دارم اوکی رو با خوبه و مناسبه جایگزین کنم و مورد تقلید اطرافیانم قرار گیرم و کم کم اوکی رو از دایره لغاتمون حذف کنم و بره در تنهایی خودش نابود شه برگرده شهرشون اصلا.

۲۴ لایک
۱۸ اسفند ۲۲:۴۸ ♫ شباهنگ
محمدمهدی باقری، مدرس دوره‌های «ویراسـتاران»، نوشت:
پیشنهاد رفاقتمندانه‌ام این است
که به‌جای واژهٔ بی‌ریختِ «اُکی»
از این‌همه امکان جاری در زبان مادری‌مان استفاده کنیم:
باشه
خوبه
چشم
به‌چشم
به‌روی چشم
رو تخم چشمام
حلٌه (ازنظر من اکی.ه)
حلّه آقا
ردیفه (همه‌چیز اکی شده.)
تأیید (شما اکی می‌کنی؟)‌
قبوله (همهٔ شرط‌هات اکیه.)
یا علی (پس اکی. من رفتم.)
آهان، هان (اکی، اکی)
موافقم (من اکیم.)
پابه‌رکابم
تشکر
فهمیدم
جا افتاد
روشنه؟ (اکی؟)
هماهنگه (طرف اکی هست.)
مشکلی نیست؟ (اکی؟)
مشکلی ندارم.
آقا، من هستم.
من یکی پایه‌ام.
پیشنهادهای شما چیست؟

«به‌تناسب موقعیت»، یک یا چند تای این‌ها در کلام خوش می‌نشیند.
نمونه: اگه اکی هستید...
به‌جایش: اگه موافقید...
یا اگه پایه‌اید...
یا اگه مشکلی ندارید...
یا اگه هم‌نظرید...
یا اگه پابه‌رکابید...

همان‌طورکه آمدن این مهمان ناخواندهٔ بیگانه به خانهٔ زبان ما
خزنده و خردخرد بوده است،
بیرون‌کردن محترمانه‌اش هم زمان می‌برد
و نیازمند این است که ذهنمان به آن «حساس» شود.

کامنت برگزیده ادوار اخیر رو مشاهده می فرمایید همونطور که از مهندس شباهنگ توقع میرفت:))

۱۸ اسفند ۲۲:۵۹ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
فقط کامنت شباهنگ :))))))

یه روز یه وبلاگ میزنم به موازات اینجا اسمشم میذارم شیخنا فرمود... و به جای پست های خودم کامنتای شباهنگو میذارم!

رژیم اسمایلیم هم شکست حتی!

۱۸ اسفند ۲۳:۱۷ یا فاطمة الزهراء
Ok
:))
اون وبی که گفتی بزن :))
چه دوستات خوبن!!!
منم اینجوری بکدم، البته نه در حد تو... یه بار یه کلمه استتار استفاده کردم تا سالها مسخره‌م میکردن!!!! دیگه از زبونم افتاد!! :)))

وا استتار که خوبه. چرا؟

تازه کلمه هایی که از کتابا یاد گرفتم و تلفظشون رو بلد نیستم رو باید میبودی و میدیدی. یه بار جلوی معلم جغرافی منوط رو بر وزن مونث گفتم در حالی که بر وزن ملوسه. یا تسمه رو بر وزن تخمه میخوندم تا وقتی مامانم یه روز شنید و...اهم.

خدایی من اکی رو خیلی دوست دارم. نمیدونم چرا ولی بنظرم خیلی اکیه و اصلا بی ریخت نیست.

کلا یه سری کلمات انگلیسی أعم از پوزیشن ، اگرسیو ، بای دیفالت ، پرفکت و از این دست مهملات رو دوست دارم زیاد هم استعمال میکنم! دلیلش هم کاملا نا مشخصه :/

من حتی اکی رو هم نمیتونم تحمل کنم، ته تهش اوکی!

مث این طلبه هایی شدی که از اول تا آخر رو هم میگن من البدو الی الختم. ما به شما خرده نمیگیریم دکتر، حق داری مادر!

پا به رکابم

ای وااااای =)))))


خداحفظت کنه یا شیخ

منم سر همین پا به رکابم در افق بودم...عالیه اصن

۱۹ اسفند ۰۰:۵۸ ♫ شباهنگ
داشتم جزوه‌ی سه شنبه رو تایپ می‌کردم
دیدم خودِ دکتر، جواب دکتر رو داد :)))
فلذا به الانور حق میدم این کلمه‌ها رو دوست داشته باشه و ترجیح بده
جزوه‌ی مذکور، همین الان یهویی:

http://s4.picofile.com/file/8288919842/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8_%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1.png

بله من با مدیا پلیر آهنگ گوش می‌دم و همزمان با کی ام جزوه تایپ می‌کنم
استادمونم اینجوریه که هی وسط حرفاش شعر میگه
وایبرم هم حذف نکردم

خود کدوم دکتر جواب کدوم دکتر رو داد؟!

این فکر کنم بر میگرده به آوا و این موارد، مثلاً شما آوای "اوکی ـه" رو ببینید، موزونِ انصافاً، بعد مقایسه کنید با "خب"، این خیلی سرده!
یا مثلاً "تایم" و "زمان"، چرخش و آوای "تایم" راحت تر و زیبا تره، دستِ خودِ شخص هم نیست؛
بعد حالا آوا و این حرفا هم که به کنار، مثلاً کلمه ی "کانفیگ"، خب الان واقعاً معادلِ فارسی این چی میشه؟ "بهینه سازی" ؟ "تنظیمات" ؟ نمیشه دیگه، مترادفِ فارسی با بارِ معنایی کامل نداره، درحالی که نیاز به استفاده ازش واردِ زبان شده!
اما کارتون پسندیده ـس، احسنت :دی.

به نظرم مساله اینه که اون اوکی که من ازش خوشم نیومد کاربرد های گسترده ای داره، مثل دم. دم در، دمت گرم، هر دم از این باغ بری میرسد، دم دمای صبح و غیره. بنابراین هرجا میگیم اوکی لزوما نمیگیم خب.

مثلا قهوه اوکی عه-> با قهوه چطوری؟ قهوه خوبه؟ قهوه بیارم میدوست؟
زمانش اوکیه-> زمانش خوبه برا من. با زمانش مشکل ندارم.
لپ تاپت اوکی شد؟ -> لپ تاپت درست شد؟ -من حتی مشکل لپ تاپت مرتفع شد هم در جملاتم هست ولی به شما توصیه نمی کنم خب-
در مورد تایم هم خب ما معمولا جاش میگیم وقت. زمان رو فقط تو جمله "زمان بگیر چقدر طول میکشه" داریم. خیلی ادبیه اصن بابا! با توجه به اینکه هم زمان عربیه هم وقت پس فرقی نداره کلا.

کلمه هایی که فارسی ندارن هم که خب کاری بهشون نداریم. تو رشته ما هم که از این کلمات زیاده.  ولی خب استاد داشتیم رجیستر رو هم ترجمه میکرد ثبات یا مالتی ترد رو میگفت چند نخی. رویه من استفاده از کلمه اصلیشه در این موارد.
ولی اوکی خب کلی معادل داره.

۱۹ اسفند ۰۱:۴۱ ♫ شباهنگ
سارا خوابیده و احساس مسئولیت بر من مستولی شده مبنی بر اینکه به کامنتا پاسخ بدم :))))
آقایون، خانوما! بر اساس اصول و ضوابط، قرار نیست برای همه چی معادل انتخاب یا ساخته بشه. اصن کار درستی هم نیست مثلاً بیایم برای تلفن و اتوبوس و... معادل درست کنیم.
اینو همین الان استاد تو وُیس! گفت.
گفت گردن‌آویز زینتی رو هم به خدا ما درست نکردیم

مچکرم مهندس، درود بر وجدان کاریت!

دو ور پف رو چی؟ برا کسی می پرسم...:دی

۱۹ اسفند ۰۲:۴۵ نیمچه مهندس ...
آفرین فرزندم،ازت راضیم:-)
منم همین گونه ام.یه سری کلمات مثل بنگرم رو اونقدر استفاده میکنم که دیگه کاااملا واسه فامیل هامون عادی شده.
الان دارم روی سپاس گزارم(املاش درسته؟آخرش هم یاد نگرفتم :-() کار میکنم که جای ممنون به کار ببرم.تازه من ممنون رو برای آدمهایی که واسم مهمن به کار میبرم.اگه طرف زیاد واسم مهم نباشه از مرسی استفاده می کنم!کلمه ی سردتریه به نظرم.اوکی که از اونم خنک تر
@شباهنگ،تشکر خودش عربی نیست؟؟!

کلمه فارسی برای تشکر کردن همون سپاس رو داریم که میگزاریمش-هر چیزی که واقعا بگذاری جایی میگذاری و چیزی که انتزاعا میگزاری میگزاری. مثلا تخم گذار، نماز گزار.


من سپاس رو هیچ جوره نمیتونم تو کتم بپذیرم، ته تهش سیپاس رو در بحث های شوخی. خیلی قلمبه س، تو مایه های بر فروهر پاکتان درود عه!

۱۹ اسفند ۰۹:۲۵ ♫ شباهنگ
@ نیمچه مهندس
آره عزیزم عربیه
ولی چرا در مقابلش واکنش جدی نشون نمی‌دیم؟
تو جزوه‌م نوشتم:
ورودِ واژگان خارجی به هر زبان امری اجتناب‌ناپذیر است؛ اما ورود بی‌حساب این الفاظ به آن زبان آسیب می‌زند. همه‌ی زبان‌های دنیا، با سایر زبان‌ها داد و ستد دارند و زبانی وجود ندارد که هیچ واژه‌ی دخیلی وارد آن نشده باشد؛ مگر اینکه آن زبان، زبانی منزوی در مکانی دورافتاده با تعداد اندکی گویشور باشد. لذا، مراد (:دی) از واژه‌گزینی، خالص‌سازی زبان به این معنی نیست. می‌توان این موضوع را با تشبیه زبان به جامعه‌ی انسانی و تشبیه واژه‌ها به افراد آن جامعه، روشن‌تر بیان کرد. اگر داد و ستد و ورود واژه‌ها را به رفت و آمد و مهاجرت مردم یک کشور به سایر کشورها تشبیه کنیم، بدیهی است که این نقل و انتقال باید حساب و کتاب داشته باشد. نمی‌توان دروازه‌های کشور را باز کرد و ورود سیلِ جمعیت مهاجران به داخل کشور را بی‌هیچ محدودیتی پذیرفت.

لازمه‌ی رسیدن به پاسخ این سوال که چرا فرهنگستان سوم در امر واژه‌گزینی به گزینش واژه‌های فارسی در برابر کلمات عربی اقدام نمی‌کند و فقط در پی جای‌گزینی واژه‌های فارسی با واژه‌های فرنگی مخصوصاً انگلیسی است، آشنایی با تاریخ زبان فارسی، ارتباط آن با زبان عربی، اسلام و قرآن است. مردم ایران، بر خلاف مصری‌ها، سوری‌ها و بسیاری از کشورهای دیگر، بعد از پذیرش اسلام، زبان عربی را با زبان خود جای‌گزین نکرده و زبان فارسی را در کنار دین اسلام حفظ کردند. این در حالی بود که زبان عربی، قدرت و قوّت و پشتوانه‌ی محکم‌تری نسبت به زبان فارسی داشته و زبان جهانی در حوزه‌ی علم محسوب می‌شد. به همین دلیل، زبان فارسی با وام‌گیری از زبان عربی به غنای واژگانی خود افزود و آثار فاخری چون کلیله و دمنه پدید آمد. شیرینی و استواری چنین آثاری مرهون بهره‌مندی زبان فارسی از زبان عربی و بلوغ و ظرافت‌های زبانی ناشی از وام‌گیری از عربی است که حد تعادل آن در زمان سعدی و حافظ بوده است.

متأسفانه به مرور زمان بعد از حمله‌ی مغول‌ها این نثر معتدل فارسی به افراط و انحراف کشیده شد. البته شعرِ فارسی به اندازه‌ی نثر فارسی دچار این تکلّف و تصنّع نشد، اما استعمال بیش از حدّ لغات عربی در زبان فارسی، نوعی فضل و برتری به حساب می‌آمد. این انحراف زبانی تا دوران قاجار ادامه یافت و آرام آرام با گسترش ابزار ارتباطی و نشریات و روزنامه‌ها، نثر فارسی هموارتر، روان‌تر، مردمی‌تر، عامه‌فهم‌تر و عامه‌پسندتر شد که نمونه‌ی این سادگی را می‌توان در منشآت قائم مقام مشاهده کرد.

مسأله‌ی امروز زبان فارسی، تهدید این زبان از ناحیه‌ی زبان عربی نیست؛ بلکه سرعت تولید علم، گسترش ارتباطات و هجوم سیل‌آسای واژه‌های فرنگی است که موجب نگرانی شده است. شایان ذکر است که منظور ما از زبان فارسی، فارسی سره نیست. مراد ما از زبان فارسی، زبان سعدی و حافظ و زبانی است که به آن صحبت می‌کنیم. زبانی که ترکیبی از واژه‌های فارسی و عربی است و باید بپذیریم که کلمات دخیل عربی، اکنون جزوی از زبان فارسی شده‌اند و آن را قوت بخشیده‌اند. به همین دلیل است که فرهنگستان سوم در امر واژه‌گزینی به گزینش واژه‌های فارسی در برابر کلمات عربی اقدام نمی‌کند و فقط در پی جای‌گزینی واژه‌های فارسی با واژه‌های فرنگی مخصوصاً انگلیسی است.

آقا دو تا مساله؛

اول اینکه من جایی خونده بودم پس از ورود اعراب و اسلام پذیرفتن ایرانیان کلا فارسی رو کنار نهادن و رفتن تو کار عربی-کتاب جامعه شناسی خودمانی- و فردوسی به خاطر همین شاهنامه رو نوشت که کلا فارسی فراموش نشه. نکته بعدی اینکه کلیله و دمنه فارسی نبود و به فارسی ترجمه شده، مگه تو دبیرستان اینطور نبود؟ ابن مقفع به عربی برش گردوند و نصرالله منشی عربی به فارسی ترجمه ش کرد.اصلش هندی بود.

اصلا یکی از نقدهای کتاب جامعه شناسی خودمانی همین بود که مردم چقدر در برابر هر چیز بیرونی و خارجی تازه سست بوده ن و تا اعراب حمله کردن فارسی رو کنار نهاده رفتن سراغ عربی و تا مغولها حمله کردن مغولی مد شد و کلا ما را چه می شود.

پس از حل این دو مساله، کلمات عربی هم جایگزین بشن چه اشکال داره اگه کار ما راحت تر بشه؟ -سوت زنان رو به افق-

۱۹ اسفند ۱۱:۰۷ حسان علی آبادی
اوکی

بعله...

دو تا پست هم زیرِ پست نگاشته شد یعنی :))))

خیلی خوب بود... تشکر.

پست قبلی هر کامنتش یه پست مستقل بود طفلک!
به ما بپیوند حنا...به ما بپیوند -هشتگ شیطانی-

۱۹ اسفند ۱۱:۴۹ ♫ شباهنگ
جواب سوال اول:
دکتر حداد
دکتر الانور
در راستای کامنت الانور

سوال بعدی:
دو ور پف هم کار اینا نیست :))))
اینا فقط کارگروه تخصصی دارن
گروه عمومی‌شونم انقدر خز نیست

سوال آخری:
آره خب چون اسلام جهانی شده بود، زبان علم هم عربی بود و کسی به فارسی اثر نمی‌نوشت. چون مخاطب نداشت. فارسی، زبان کوچه بازاری بود فقط. منظورم این بود که اون کلیله فارسی (همون ترجمه‌ی فارسی) خیلی خوب و متعادل ترجمه شده. افراط توش نبود.
کلمات عربی رو هزار ساله که داریم استفاده می‌کنیم. هرگز نباید چیزی که ملت بهش عادت کردن رو یهو جایگزین کرد. حتی اگه فرنگی باشه.
کسی نمیگه به جای تلفن و تلویزیون چیز دیگه بگین. چون عادت کردیم. نکته اینجاست که عربی دیگه خطری نداره و هر کاری می‌خواست بکنه کرده.
پریروز یه نکته‌ی جدید هم یاد گرفتم و اونم این بود که کلاً نتایج واژه‌گزینی برای این نسل نیست، برای آیندگانه.

پاسخ به پاسخ سوال اول: اوه، آها!
پاسخ به پاسخ سوال بعدی: گروه عمومی چی ها رو جایگزین می کنه؟ کلمات روزمره رو؟ مث نوتلا بار؟
البته نوتلا بار می تونه زیر شاخه گروه خوراکی ها قرار بگیره حتی.

پاسخ به پاسخ سوال آخری: آقا خب ما به نوتلابار هم عادت کرده بودیم، یا به اس ام اس، یا متابولیسم و سلول و آنتی بادی و بقیه کلمات کتاب زیست که از زیست سوم راهنمایی به بعد بین ما و تجربی ها مشترک نبوده ولی تجربی ها قطعا عادت کرده بودن بهشون و تو کتاب های رفرنسشونم بعدا که برن دانشگاه همونا رو میبینن نه ترکیزه و پادتن و بقیه کلمه سخت های جایگزینی که فرهنگستان به صورت گازانبری افزود به کتابا. نه؟
آهان. این تیکه رو بیشتر فهمیدم. عربی دیگه هر کار میخواسته بکنه کرده و دیگه خطری نداره. ولی مثلا انگلیسی و فرانسه رو هنوز میشه جلوشون رو گرفت. اینم حرفیه.
و در انتها بسیار خوشحالم که به جز کنکور هیچ کلمه المانی دیگه ای وارد زبانمون نشده که استفاده روزمره داشته باشه. فکرشم دهشتناکه.

الان یعنی ما میتونیم بگیم نوتلا بار، دهه هشتادیا بگن نون داغ شکلات داغ؟ :دی

۱۹ اسفند ۱۲:۱۵ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خودم هم کم از اکی استفاده نکردم
ولی خب چه کاریه؟! این همه لغت داریم.

ولی عجب تاثیرگذاری روی اطرافیانت داری:)

فقط در همین یه زمینه، چون مطالعاتم وسیعه دایره لغاتم واسه اطرافیانم جالبه، و اطرافیانم خودشونم اهل دلن و دوست دارن دایره لغاتشون رو گسترش بدن.
وگرنه من خودم رو کشتم به خانواده حالی کنم مصرف گرایی خوب نیست و همه چی رو عوض تعمیر نریزید دور یه نو بخرید، هیچکس مرا به بند کفش خود نیز حواله نمی دهد. هعی روزگار. هعی بشریت.

۱۹ اسفند ۱۲:۳۳ ♫ شباهنگ
نه بابا نوتلا برنده و اونا رو مطرح نمی‌کنن اصلا.
اون روزم که نوتلا مطرح شد در حد پیشنهاد بود
حتی اگه مصوبه هم باشه سه سال باید تو جامعه بچرخه ببینن مقبولیت داره و بعداً چاپش کنن تو مصوبات

واژه‌های عمومی ینی غیرتخصصی
ینی مثلاً بازاربزرگ یا مرکز خرید به جای مال

ببین در مورد زیست، خودم رو مثال می‌زنم
من از زیست راهنمایی و اول دبیرستان هییییییییییییچی یادم نیست
چرا؟
چون مفهومش نرفت تو وجودم
ولی چرا تاریخ یا جغرافیا تا حدودی تو ذهنمه؟
اگه با معادل‌های فارسی یاد می‌گرفتم قطعاً الان یادم می‌موند

کلی واژه‌ی آلمانی زمان رضاخان و فرانسوی زمان محمدرضا داشتیم
ولی خداروشکر منهدم شدن :)))

مهم‌ترین گرفتاری و بزرگترین مانع واژه‌گزینی، موانع فرهنگی است. برای اینکه واژه‌گزینی به نتیجه‌ی مطلوب برسد، باید نگاه فرهنگی و فضا و حال و هوای فرهنگی داشته باشیم. اگر ملتی هویت خود را از دست داده و با هویت خود بیگانه باشد، از خودش بدش بیاید، خجالت بکشد، از هویتش فرار کند و شیفته‌ی فرهنگ دیگری باشد، نسبت به زبان و حتی لباس‌هایش نیز چنین حسی خواهد داشت. برخی افراد نه زبان خارجی می‌دانند و نه معنیِ آنچه را که به کار می‌برند؛ اما همین که این لفظ، فارسی نیست، برایشان کافی است. واژه‌گزینی محتاج و مستلزم درجه‌ای از غیرت و تعصب ملی است. کسانی که تمایل دارند لفظ خارجی به کار ببرند، مانند کسانی هستند که نسبت به تولیدات داخلی هم بی‌رغبت‌اند و کالای خارجی می‌خرند.

حکومت‌ها و روش‌های سیاسی می‌توانند در تضعیف یا تقویت زبان نقش داشته باشند. زبان به عنوان امری اجتماعی، ارتباط تنگاتنگی با سیاست داشته و در حکومت‌های ناسیونالیستی و مستقل، شأن و منزلت بالاتری نسبت به حکومت‌های وابسته و کشورهای تحت استعمار دارد. اولین دستاویز جریان‌های تجزیه‌طلب نیز تفاوت‌های زبانی یک کشور است. مقبولیت حکومت نیز نقش مهمی در پذیرش فعالیت‌های صورت گرفته توسط حکومت دارد. مردمی که تحت سیطره‌ی حاکم مستبد (مانند رضاخان) باشند، در برابر واژه‌های تصویب شده توسط حکومت نیز مقاومت خواهند کرد. همان طور که در برابر معادل‌های فرهنگستان اول واکنش نشان می‌دادند. (چون فکر می‌کردن کشف حجاب که به نوعی اسلام‌ستیزیه، معادل‌های فارسی هم به نوعی عربی‌ستیزیه)

ترک عادت موجب مرض است. مردم وقتی به واژه‌ای عادت می‌کنند، به سختی می‌توانند آن را کنار گذاشته و واژه‌ی دیگری را جایگزین آن کنند. معلم‌هایی که عادت کرده‌اند بیست سال، کتاب درسی را با لغات خارجی آموزش دهند، برایشان دشوار خواهد بود که معادل‌های فارسی‌شان را به کار ببرند.
برای همین گفتم محصولات واژه‌گزینی برای ماها نیست، برای آیندگانه.

چه پیشنهادی بود که اینقدر سریع عملی شد آخه؟

خب من از زیست راهنمایی و اول دبیرستان تقریبا همه چیزش یادمه. درحدِ مکان کلمات در صفحه حتی. یا اون بیماری اسکوروی که دوستم عکسش رو سیاه کرده بود که میبینه حالش بد نشه.
ولی جای بندر امام و بندر چابهار و بندر انزلی رو هنوز نمی دونم. یا هنوز معنی دبی و استپ و جلگه رو نمیدونم (مثلا فرق جلگه و فلات و دلتا چی بود؟)
به نظرم بیشتر از ریشه کلمات، مدل خوندن آدم و علاقه ش به درس مهمه. من از جغرافی متنفر بودم، ولی زیست رو راضی بودم تقریبا (در اینجا یک عدد اوکی حذف شده است!!) الان هم که بیشتر کلمات درسامون انگلیسیه، خب جوری می خونم که کلمات انگلیسی تو ذهنم ثبت بشه دیگه، قطعا با فارسی خوندن فرق داره.

آخه حتی اگر برای معلم ها ساده باشد که معادل فارسی سلول را نام ببرند، چرا باید کلمات تخصصی یه رشته رو ترجمه کنن که معلم ها معادل فارسیش رو به کار برند یا نبرند؟ من متوجه نمیشم اینکه سلول معادل فارسی داشته باشه چرا به غنای زبان فارسی کمک می کنه. یا باکتری. یا متابولیسم. یا رجیستر. یا سی پی یو. یا مالتی ترد.
فکر کن سی پی یو رو میذارن واحد پردازش مرکزی. خب الان از روی این فعل و صفت میخوای اسکی بری مگه؟ یا از روی «چند نخی» چی میشه ساخت که ترجمه ش می کنی خب؟
یا مثلا وب رو می کنن تارنما، وبلاگ میشه تارنویس، بلاگینگ میشه تارنوشتن؟

۱۹ اسفند ۱۳:۰۸ نیمچه مهندس ...
اووووه!شباهنگ عجب جواب پر و پیمونی دادی.دستت درد نکنه:)
اینم من اضافه کنم که ما مردم همون صدسال و پونصد سال پیش هستیم.یعنی تو یه چیزایی ذات ایرانی عوض نشده.هنوز به مد روز توجه میکنه حتی اگه درک نکنه برای چی!
مثلا تو کتاب منِ او که یه رمانه تو اوایل سال 1300 یه خانواده ی ایرانی رو داریم که چون اون زمان زبان فرانسه مد بوده بچه شون هم داره زبان فرانسه یاد میگیره.قدیم ترا زبان عربی مد بوده و حالا انگلیسی.
راستی،این اون کلیپی که گفتم:
http://www.aparat.com/v/RLfPl/Ylvis_-_The_Fox_(What_Does_The_Fox_Say%3F)

دیگه این کاره ی جمع هستن شیخ!

در مورد زبان دوم قضیه فرق داره آما. ابتدا به ساکن باید خاطر نشان کنم که منِ او حالا خیلی هم معیار نیست، رضا امیرخانی اولا اصلا واقعی نمینویسه خیلی چیز ها رو، گاها چت هم میزنه اون وسط. دوما اینکه یه خانواده ای در 1300 داره فرانسه می آموزه دلیل داره.
فرانسه تا اواسط قرن بیستم موقعیتی رو داشت که الان انگلیسی داره، یعنی برای روابط بین الخارجیون(!) و به عنوان زبان دوم، مهم ترین و پر کاربرد ترین زبان دنیا بود. بعد از جنگ جهانی دوم که آمریکا قدرت گرفت، کم کم انگلیسی فرانسه رو کنار زد و جاش رو گرفت. بنابراین طبیعی هست که در سال 1300 هنوز فرانسه به عنوان زبان دوم در ایران کاربرد داشته باشه و در مدارس آموزش داده بشه.
مثلا الان بابای من معتقده زبان دوم جهان در پنجاه سال آتی چینیه، پاشو برو چینی بخون. این به مد بودن ربطی نداره، زبانیه که دنیا رو میگیره و برای ارتباط برقرار کردن با بقیه دنیا وقتی میتونی حداکثر یکی دو زبون رو مسلط بشی، بهتره اونی رو مسلط بشی که بیشتر کاربرد داره و افراد بیشتری می فهمنش. الان اگه چینی یاد بگیری، با یه میلیارد نفر که همه شون تو یه کشور زندگی می کنن میتونی حرف بزنی، ولی اگه انگلیسی یاد بگیری، با سه میلیارد نفر که انگلیسی رو به عنوان زبان اصلی یا زبان دوم بلدن-من جمله همون چینی ها-میتونی ارتباط برقرار کنی. این عدد قبل از جنگ جهانی برای فرانسوی بسیار قابل توجه بوده. الان نیست.

ممنون برای کلیپ

۱۹ اسفند ۱۳:۲۱ ♫ شباهنگ
نه نیمچه مهندس جان
مردم پنجاه سال پیش به پرونده دوسیه می‌گفتن و به کلانتری کمیسری و راه‌آهن، آسانسیه
قال استاد:

http://s5.picofile.com/file/8288957500/95_12_17.wav.html

حتماً گوش بدین (برای من آنلاین هم پخش میشه و نیازی به دانلود نیست)

داشتم اتفاقا فکر می کردم آژانس و آژان هم احتمالا از فرانسه میاد. چون agency  و agent تلفظشون جور دیگه ایه.
ما که هنوز به آژانس میگیم آژانس، ولی به آژان میگیم پلیس که ... نه، اونم انگلیسه، خیلی پیشرفتی نکردیم بهرحال!

مرسی مهندس، ما تو رو نداشتیم چه می کردیم؟

۱۹ اسفند ۱۳:۵۱ مترسک ‌‌
منم خیلی وقتا سعی می‌کنم نگم اما گاهی یا از دستم در میره یا واقعاً چیزی نمی‌تونه حق مطلب رو ادا کنه :/

تا حالا سعی نکرده م، زین پس میخوام سعی کنم!

یعنی می خواستم بگم برای اوکی تو جواب، "باشه" هم میشه گفت، کامنت شباهنگ را دیدم، سر در جَیب مراقبت فرو بردم :))))))))

خیلی کامنت خوبی بود :)

سر در جیب مراقبت رو بسیار خوب اومدی مامان لیلی :دی

۱۹ اسفند ۱۶:۲۱ دچــ ــــار
یه مدت توی دانشگاه بین جمع دوستان یه فضایی افتاده بود هر کی هرچی میگفت می گفتیم درسته !

+ یه روز رفتم خونه یکی از دوستام باباش گفت خدانعلتت کنه این چه حرفی بود انداختی روی زبون بچه ی ما!! هر چی بهش میگیم میگه درسته :))

از اون به بعد تصمیم گرفتم مثه آدم صحبت کنم :/

مگه درسته، چشه؟

مگه دکتر حداد چی پرسیده بوده؟ :/

دکتر آهنگر پاسخ داده بوده!

۱۹ اسفند ۲۳:۲۶ الکس وات
من کلا اومدم تا این پایین به جناب شباهنگ خسته نباشید بگم و با لبخند ملیحی به نظاره بنشینم ادامه ماجرا رو :)) :|

شیخنا با شما هستن!

من که شخصا یه تنه تهدیدی برای زبان فارسی به حساب میام :|
البته باز خیلی تلاش می کنم این قضیه تو زبان نوشتارم زیاد نمود پیدا نکنه، و وقتی یه کلمه ی خارجکی می نویسم برمیگردم و ویرایشش میکنم. مثلا همین ویرایش رو الان نوشتم ادیت -_-
اما موقع حرف زدن به یه چیزایی عادت کردم واقعا. مثلا می خوام بگم عالیه میگم پرفِتتو، یا به کاسه میگم چوتوله یا گاهی جای سلام میگم aloha که حتی نمیدونم کجاییه. اما باحاله.
خانواده و دوستان عادت کردن، اما از غریبه تر ها خیلی م تیکه میخورم که بابا فهمیدیم خارجی ای -___- سعی میکنم جلوی اونا یا حرف نزنم یا هی مراقب کلماتم باشم. بعدشم راجبم میگن فلانی لال بود یا خودشو می گرفت و فلان.
اما واقعا کیف میده استفاده از کلماتی که آوای قشنگ یا بانمکی دارن. حالا مال هر زبونی که می خواد باشه.
اما عادت کردن بهشون خوب نیست. مخصوصا اینکه بخوای تحصیلات عالیه بگیری و سخنرانی کنی یه جا، زشته اینطوری

البته میدونی که راجب غلطه و راجع به درسته دیگه؟
-سوت رو به افق-

مثلا تنبیه م اینه که از هرکدوم از نظرات شباهنگ سه بار بنویسم.
باشد که به راه راست هدایت بشم

یا از بیانات استاد کزازی!

۲۰ اسفند ۰۰:۰۵ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
باید معرفیت کنم به استاد میرجلال الدین کزازی گرانقدر :)

نه در اون حد!

۲۰ اسفند ۱۰:۰۴ آندرومدا :)
منم همیشه اینجوریم برای حرف زدن از سخت ترین کلمات استفاده میکنم :-\

بیا دسته رو بگیر خودت پست بزن آندرو، هر چی نوشتیم موافق بودی تا کنون:))

۲۰ اسفند ۱۲:۰۲ ♫ شباهنگ
@ الانور

دکتر حداد که چیزی نپرسیده بود
دکتر الانور فرموه بودن یه سری کلمات انگلیسی أعم از پوزیشن، اگرسیو ، بای دیفالت، پرفکت و از این دست مهملات رو دوست دارم

که دکتر حداد در پاسخ به دکتر الانور فرمودن حق میدیم یه عده این کلمه‌ها رو دوست داشته باشن و ترجیح بدن

مرسی که حق میدن، بی زحمت سریع اسم این کوییک مسخره رو هم درست کنن، لااقل اسمش رو بذارن فست اند فیوری :|
کوییک چیه آخه!

@شباهنگ
چرا حق میدن؟ :/

خوبه بهت بگن عوض دیفالت بگی نون داغ پیشفرض داغ؟ یه بارم بهت حق دادن اعتراض داری دکتر؟ :دی

۲۰ اسفند ۱۷:۳۳ پـامـ ـوک
الان با کامنت های شباهنگ به بار معلوماتم اضافه شد بسی چند. منم تجربه مسخره شدن داشتم از طرف دوستام.
ولی اگه دقت کنی بعضی واژه های عربی خیلی حرف زدن رو رسمی می کنه. از این جهت گاهی دوست دارم.
اوکی رو حذف کردی جان من بیا و اینا رو از دایره واژگان آشپزی حذف کن:
شف، رسپی، کوکی.
اصلا نمی تونم تحملشون کنم و همه هم دارن استفاده می کنن.

شف و رسپی دیگه خدایی مسخره بازیه. کوکی یه جور شیرینیه خب، بگیم کلوچه سوخاری؟ :))

۲۰ اسفند ۱۹:۲۳ پـامـ ـوک
ولی به شکل وسیعی داره استفاده میشه.
این کوکی‌ای که اینا میگن و مقصودشونه واژه عامه نه خاص. منظورشون شیرینیه. :|
شیرینی کلمه به این قشنگی.

کیک و کلوچه خیلی خوشمزه ترن، من با کوکی یاد کنترل اف پنج میفتم!

آره ولی اونطوری می شه راجع به من :|
خداییش دووشواریه دیگه

آدم میشناسم اینا رو با رعایت نیم فاصله هاش مینویسه.

-سوت به افق-

برا من،با وجود این که دایره لغت فارسیم نسبتا خوبه،یه خرده سخته اینکار!چون رشته م ادبیات انگلیسیه :))
یعنی حرف زدن من و همکلاسیام رو اگه بشنوی با سوت محو میشی در افق :)
به عنوان مثال،گزیده ای از صحبتا اینه:
-به نظر تو لایف یه ایکوعیشنه؟
-مرتیکه پریدیکتبل!
-آدم سر کلاس فلانی خیلی بورد میشه
من خودمم اولاش فکر می کردم مسخره بازیه اینجوری حرف زدن،ولی فعلا که منم قاطی کردم :)
شباهنگ جان نسخه ای نداره برا من؟

اکیپ ما (بقیه بچه ها رو نمی دونم) تا ترم پیش این مشکل رو داشت. رفتیم کاراموزی و با آدمایی مواجه شدیم که حرفای روزمره مون به خاطر خیلی تخصصی حرف زدن براشون غیرقابل فهمه، مجبور شدیم کلمات فارسی روزمره به کار ببریم!
لذا پیشنهادم اینه که یه دوستِ ادبیات فارسی ای جور کنید برا خودتون.

۲۱ اسفند ۰۱:۴۲ ♫ شباهنگ
@ الانور
حق با شماست چون اولاً باید معادل انتخاب شده خوش‌آهنگ باشه
ثانیاً اصن واژگان خیلی تخصصی توی دستورکارشون نیست
ینی اولویت با واژه‌های عمومیِ پزشکیه نه مثلاً واژه‌های فوق تخصص جراحی مغز و اعصاب
واژه‌ی عمومی ینی مثلاً درد.
به نظرم باید با تریلی از روی پزشکی که به جای درد میگه پین رد شد.
خب وقتی واژه‌ش هست، لج‌بازیه که نمیگن

به جای مسکن هم میگن پین کیلر تازه مهندس.
بابا خب وقتی به جای پیاز سوخاری میگن فراید آنیون چه توقعی از پین کیلر داریم ما.

۲۱ اسفند ۱۰:۲۳ نرگس سبز
چ فرقی میکنه

خعلی باو، خعلی!

ردیفه :-))
من یکی پایه‌م :-)))

+یه استادی داریم که اونم اصرار زیادی به استفاده از کلمات فاخر داره :-) استاد بسیار دوست‌داشتنی‌ای هم هس

سلام برسون!

تُسمه!!!! :))))))

چمیدونم! مسخره‌م میکردن دیگه!!! کلا بیانمو عوض کردن! :/

واع. چه بد.

خداییش ما پین کیلر نمیگیم!:////

پین هم نمیگیم اکثرا حتی!
ولی خب مثلا اگه به کنسر بگیم سرطان خیلی غضب میشه بهمون. دلیل عمده اش هم اینه که نباید بالای سر مریض که داری حرف میزنی یه حوری حرف بزنی که مریض بفهمه چون باعث میشه سوتفاهم بشه مثلا تو داری فرضیاتت رو میگی بعد اون یه تیکه رو میفهمه هزار فکر با خودش میکنه...

شما نه. کلا میگم دیده م بگن پین کیلر.

خب بالاسر مریض حرف نزنین:))

۲۲ اسفند ۰۶:۰۹ مهر2خت 69
آقا بحث خیلی تخصصی شد من سکوت میکنم:دی
اما بنده از همین تریبون از طرف ابوالقاسم جان -همون فردوسی- تلاش های تو و شباهنگ رو در راستای توسعه و مانایی زبان و ادبیات پارسی ارج مینهم:دی
ارج ارج ارج ارج ارج ارج ارج

اوه اوه چقدر ارج نهاده شده!پسر اینا رو ببر بذار و انبار ارج های نهاده شده! :دی

۲۳ اسفند ۱۶:۵۱ دچــ ــــار
در راستای این پست شما یکی از دوستان پیشنهاد داد از این به بعد به جای توالت فرنگی بگیم توالت شیرازی!

توالت نود درجه حتی. :|

من تو یه دوره یسر ین موضوع خیلی خو فرسودم.الآن می تونم یه طومار بنویسم در این مورد ولی این گوشیه با من لج داره. من با فان و تایم بسی مشکل دارم. "تایم گرفتی؟" "فانه. خوبه." تنها چیزی که جلومو میگیره که این آدما رو نزنم اینه که می ترسم خودم کتک بخورم. :دی ولی واژه های عربی بنظرم خیلی خیلی خیلی دارن واژگان پارسی رو محو می کنن. من یه مدتی می رفتم رو تخته هر روز برای بچه ها یه واژه ی عربی و هم سنگ پارسیشو می نوشتم تا ازین به بعد اونو
بگن. ولی آخرش فهمیدم واقعا یه دست صدا نداره. حتی سی تا دستم صدا نداره. باید فرهنگ سازی بشه و همه آگاه شن.

فان دیگه چرا؟ وقتی کلمه سخیف باحال رو داریم! :دی

راستی تو یکی از کامنتا گفتی گاها. از تو دیگه انتظار نداشتم!

منم انسانی مثل بقیه. گاها اشتباه می کنم دیگه.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک