واسه مریض میخوام

حدیث یا روایت موثق از معصومین بیارید در شرح شهادت حضرت فاطمه و چگونگی رخ دادنش، با منبع.

منابع معتبر پذیرفته شونده: شش کتاب اهل سنت و چهار کتاب اهل شیعه.


سپاس!

۷ لایک
۱۳ اسفند ۱۴:۵۰ • عالمه •
حیف که با بابام قهرم -___-

بابات منابع موثق در اختیار داره؟امم... نمیتونی کش بری مثلا؟

یه کتاب بود ولی الان حال ندارم برم اسمشو بگردم پیدا کنم برات !

یکی از کتابای موثق شیعس که کل زندگی حضرت فاطمه رو بعد از مرگ پیامر روایت می کنه !
مال قرن اول و دوم ئه !

زندگی نامه نمیخوام، حدیث میخوام که یه امام مستقیما اشاره نموده باشه بدین مساله.

مرسی!

۱۳ اسفند ۱۶:۱۲ اسمم محموده
کلا درمورد زندگی ایشون منابع زیادی نیست، حتی من با اخوندی بحث میکردم درمورد مطلبی و منبعش، میگفت خیلی از داستانهای مربوط به ایشون سینه به سینه منتقل شده

نمیشه که، باید معصومین یه چی گفته باشن بالاخره...

من یه نقل از پیامبر دارم که کتابش جزو اینا که گفتم نیست. بنابراین به کارم نمیاد.

۱۳ اسفند ۱۶:۱۵ ♫ شباهنگ
تا شب می‌فرستم برات :)

سپاس یا شیخ!

۱۳ اسفند ۱۶:۳۰ حسان علی آبادی
کتاب شهادت مادرم افسانه نیست بر اساس کتب سنی ها
بسیار زیبا هست

بر اساس کدوم کتب سنی ها؟نیازمند اطلاعات بیشتر!

۱۳ اسفند ۱۷:۳۱ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
قسمت اول:
http://masaf.ir/View/Contents/22642/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%AC%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%AD%DB%8C--%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-shia%20muslim
قسمت دوم:
http://masaf.ir/View/Contents/22645/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%AC%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%AD%DB%8C--%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-shia%20muslim
قسمت سوم:
http://masaf.ir/View/Contents/22651/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%AC%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%AD%DB%8C--%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-shia%20muslim
قسمت چهارم:
http://masaf.ir/View/Contents/22659/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%AC%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%AD%DB%8C--%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-shia%20muslim
قسمت پنجم:
http://masaf.ir/View/Contents/22667/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%AC%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%AD%DB%8C--%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-shia%20muslim


خودت نگاه کن هرجاشو صلاح دیدی استفاده کن!!

اووه مرسی!

الان رفتم خوندم، بازم از اون ده کتاب نبود ولی ممنون.

۱۳ اسفند ۲۳:۰۳ نیمچه مهندس ...
من دوتا کتاب خوندم در موردشون و شاید توش حدیثی هم باشه.اگه مریضت اورژانسی نیست تا آخرهفته بهت میگم.کتابا خونه ان و الان در دسترسم نیستن.اگر نه که از بقیه ی شیوخ استفاده کن!

نه اورژانسی نیست مرسی!

۱۳ اسفند ۲۳:۵۹ ✿دخترے از تبارِ غرور✿
سلام به این سایت سر بزنید:
Askdin.com

سلام، نیافتم چیزی!

۱۴ اسفند ۰۹:۲۷ ♫ شباهنگ
آقا من اینو از یه متخصص پرسیدم و فعلا داره تحقیق می‌کنه

اوه اوه اوه...دمت!

۱۴ اسفند ۱۲:۳۶ ر. باران
سلام
یه سری از کتابای اهل سنته که به موضوع شهادت حضرت زهرا اشاره کرده

ابو بکر عبداللَّه بن محمد بن ابى شیبه ، شیخ و استاد بخارى ، و یکی از بزرگان اهل سنت در کتاب المصنف ، مى‏گوید : « آنگاه که بعد از رسول‏خدا ( ص ) براى ابوبکر بیعت مى‏گرفتند . على ( ع ) و زبیر براى مشورت در این امر نزد فاطمه ( س ) دختر پیامبر ( ص ) رفت و شد مى‏کردند . عمر بن خطاب با خبر گردید و بنزد فاطمه ( س ) آمد وگفت : اى دختر رسول خدا ( ص ) ! به خدا در نزد ما کسى از پدرت محبوبتر نیست و پس از او محبوبترین تویى ! ! وبه خدا قسم این امر مرا مانع نمى‏شود که اگر آنان نزد تو جمع شوند ، دستور دهم که خانه را با آنها به آتش کشند . اسلم گفت : چون عمر از نزد فاطمه ( س ) بیرون شد ، على ( ع ) و ...به خانه بر گشتند . پس فاطمه ( س ) گفت : مى‏دانید که عمر نزد من آمد ، و به خدا قسم یاد کرده اگر شما ( بدون اینکه با ابوبکر بیعت کنید ) به خانه برگردید خانه را با شما آتش مى‏زند ؟ وبه خدا قسم که او به سوگندش عمل خواهد کرد » (کتاب المصنف ، ج 7 ، ص 432 ، حدیث 37045 ، کتاب الفتن ). ‏
2) : همین مضمون را سیوطى در مسند فاطمه ، آورده است . (سیوطى ، مسند فاطمه ، ص 36).
3) : ابن عبدالبر ، در الاستیعاب ، نیز این داستان را نقل کرده است . (ابن عبدالبر ، الاستیعاب ، ج 3 ، ص 975). و ...
4) : بلاذری در انساب الاشراف می نویسد: ... و سپس با مشعلى بر در خانه فاطمه آمد و در جواب فاطمه که فرمود : آیا من نظاره‏گر باشم و تو خانه مرا آتش بزنى ؟ گفت : بلى . چنانکه بلاذرى مى‏گوید : « ابوبکر به على ( ع ) پیام فرستاد تا با وى بیعت کند امّا على نپذیرفت . پس عمر با مشعلى آمد ، فاطمه ( س ) ناگاه عمر را با مشعل در خانه‏اش یافت ، پس فرمود : یابن الخطّاب ! آیا من نظاره گر باشم وحال آنکه تو در خانه‏ام را بر من به آتش مى‏کشى ؟ ! عمر گفت : بلى، و آنچنان به این عمل مُصرّ هستم چنانکه پدرت بر دینی که آورده بود محکم بود ». ( بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 586 ). ‏
5) : ابوالفداء نیز مى‏گوید : « سپس ابوبکر، عمر بن خطاب را به سوى على و آنانکه با او بودند فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه ( س ) بیرون کند، وگفت : اگر از دستور تو سر باز زدند با آنان بجنگ . پس عمر مقدارى آتش آورد تا خانه را آتش زند . پس فاطمه ( س ) بر سر راهش آمد وفرمود : کجا ؟ اى پسر خطاب ! آمده‏اى تا کاشانه ما را به آتش کشى ؟ ! گفت : بلى. (ابوالفداء ، تاریخ ابى الفداء ج 1 ص 156 . دار المعرفة ، بیروت ).
6) : احمد شهرستانی در الملل و النحل به نقل از نظام می نویسد: از جمله عقائد نظام آن بود که می گفت: عمر به خانه فاطمه حمله ور شده و فریاد می زد: خانه را با اهلش به آتش بکشید، در حالی که در خانه نبود مگر علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام. او در ادامه می نویسد: همانا عمر چنان ضربه ای به شکم فاطمه در روز بیعت زد که فاطمه جنین خود (محسن) را از شکم انداخت.( الملل و النحل، ج 1، ص 57، چاپ دارالمعرفه بیروت. قابل توجه اینکه نظام معتزلی از رؤسای اهل سنتِ مذهبِ معتزله در زمان خود بود که در سال 231 از دنیا رفت).
7) : یکی از علمای بزرگ سنى شافعی به نام جوینی از همه صریحتر به این مطلب اشاره کرده و می نویسد: از پیامبر اکرم ( ص ) نقل شده که فرمود : « چون به دخترم فاطمه مى‏نگرم بیاد مى‏آورم آنچه را که بعد از من بر سر او خواهد آمد و حال آنکه در خانه‏اش ذلّت وارد گردیده ، از وى هتک حرمت شده ، حقش غضب ، و ارثش منع شده ، پهلویش شکسته و جنینش سقط گردیده و او فریاد برمى‏آورد « یا محمداه » ...پس او اولین کسى از اهل‏بیتم مى‏باشد که به من ملحق مى‏گردد ، پس بر من وارد مى‏شود ، محزون ، مکروب ، مغموم ، مقتول . . . » . ( فرائد السمطین ، ج 2 ، ص‏34 ، 35 طبع بیروت). ‏
8) : ذهبی از دیگر بزرگان اهل سنت ،در شرح زندگانی ابن ابی دارم از قول ابن حماد کوفی می نویسد: هنگامى با مشعل آتش براى تسلیت دختر پیامبر اکرم ( ص ) آمدند که وى « به محسن » باردار بود و تهاجم به خانه و ... موجب قتل محسن طفلى که هنوز پا به دنیا ننهاده بود گردید . چنانکه ابن ابى دارم در ادامه می گوید: عمر لگدى بر حضرت زهرا ( س ) زد تا محسن سقط گردید.(سیر اعلام النبلاء ، ج 15 ، ص 578). ‏
9) : ابن عبد ربّه می نویسد: پس عمر با شعله ای از آتش روانه خانه فاطمه شده تا آنجا را به آتش بکشد در این هنگام عمر با فاطمه برخورد کرده، فاطمه به وی گفت: ای پسر خطاب آیا برای آتش کشیدن خانه ما آمده ای، عمر گفت: آری، مگر آنکه با ابوبکر بیعت کنید...( العقد الفرید، ج 5، ص 13 و 14، چاپ بیروت 1404)
10) : ابن قتیبه دینورى آورده است: ابوبکر عمر را به سوى کسانى که بیعت نکردند و در خانه على تحصّن کردند، فرستاد. عمر به خانه على آمد و صدا زد ولى کسى بیرون نیامد. عمر هیزم خواست و گفت: قسم به آنکه جان عمر در دست اوست، یا باید بیرون بیایید و بیعت کنید و یا خانه را بر سر آنانکه در آن هستند آتش مى‏زنم. به او گفتند: فاطمه در آن است. عمر گفت: و لو فاطمه در آن باشد. ...وقتى فاطمه صداى آنها را شنید، با صداى بلند فریاد کرد: «یا ابتاه» یا «رسول الله» پس از تو از پسر خطاب و پسر ابى قحافه چه‏ها که نکشیدیم. وقتى که گروه مهاجم گریه فاطمه را شنیدند. در حالى که گریه مى‏کردند برگشتند و دلشان به حال فاطمه سوخت ولى عمر و عده‏اى ماندند. على را بیرون آوردند و گفتند بیعت کن. على گفت: اگر بیعت نکنم چه مى‏کنید؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را مى‏زنیم(الامامة و السیاسة، ج 1، ص 30، تحقیق استاد على شیرى، منشورات رضى).

سلام، ممنون که زحمت کشیدی عزیز.

متاسفانه اما من دنبال حدیثی هستم از خود امامان در این شرح. بازم ممنون از زحمتت.

۱۴ اسفند ۱۳:۳۸ قاسم صفایی نژاد
کتاب «اسرار آل محمد» به نگارش سلیم بن قیس هلالی
حوادث بعد از رحلت پیامبر رو شرح می‌کنه که بخشی‌اش هم همین چیزی هست که شما نیاز دارید.
این کتاب به تأیید امام صادق علیه السلام هم رسیده. به نظرم یه نگاهی بهش بکنید.

این لینک دانلود کتاب:
http://download.ghaemiyeh.com/downloads/pdf/15000/9692-fa-asrar%20ale%20mohammad%20alayhem%20assalam.pdf
از صفحات 262 تا 282 تقریبا در این رابطه است.

ممنونم.

۱۴ اسفند ۱۷:۴۲ نار خاتون
نمیدانیم...صرفا جهت اعلام حضور:/

انگشت بزنید از درب خارج شید مثلا.

یه :)) کم داره ها.

یافتی یه ما هم بده :|

هنوز نیافتم!

من دیدم ولی نیدونم کجا
کتاب سنی ها رو میپرسم برات

حدیث از معصومین باشه ها. مرسی:)

۱۶ اسفند ۰۱:۰۶ ر. باران
احادیث امامان که تو کتب اهل سنت نیست اما در مورد احادیث در کتب شیعه:



1)قال موسی بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّیقة شهیده.

اصول کافی ج 1، ص 381
2)«سلیم بن قیس» به نقل از «سلمان فارسى» آورده است:

فقالت فاطمة علیها السلام: یا عمر، ما لنا ولک؟ فقال: افتحی الباب وإلا أحرقنا علیکم بیتکم. فقالت: (یا عمر، أما تتقی الله تدخل على بیتی)؟ فأبى أن ینصرف. ودعا عمر بالنار فأضرمها فی الباب ثم دفعه فدخل. (کتاب سلیم بن قیس، تحقیق اسماعیل انصارى، ص ۱۵۰٫)

3)سلیم بن قیس می گوید: عمر بن خطاب نصف اموال همه عمالش را از آنان گرفت مگر, قنفذ عدوی او نیز یکی از کارکنان او بود که چیزی از او نگرفت و آنچه از او گرفته بود بیست هزار درهم می باشد به او باز گرداند, ابان گفت سلیم گفت با علی(ع) ملاقات کردم و از این کار عمر از او پرسیدم فرمود آیا می دانی چرا از قنقذ دست برداشت و چیزی از وی غرامت نگرفت ؟ گفتم نه فرمود: زیرا او بود که وقتی فاطمه آمد تا بین من و آنان قرار گیرد با تازیانه اش او را زد, چنان که وقتی فاطمه از دنیا رفت جای تازیانه همچون بازو بند روی بازویش مانده بود.

برای آگاهی بیشتر ر.ک : کتاب سلیم بن قیس , ج 2, ص 674, تحقیق محمدباقر انصری , انتشارات الهادی قم .

اما این نکته رو هم بگم که وقتی اینقدر در خود منابع اهل سنت به این ماجرا اعتراف شده چه نیازی که تو منابع شیعی دنبالش باشید
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران!
و یک نکته دیگه هم اینکه زمان خلافت خلفا خیلی خفقان بوده و جو طوری نبوده که بتونن راحت صحبت کنن

نکته اول پاسخش اینه که وقتی در مسایل دیگه منابع اهل سنت رو قبول نداری-یم-ند، پس چرا هر جا به تفعمونه یهو مقبول میشن؟

منابع شیعی نه، امامان که قاعدتا باید برای شیعیان معتبر تر باشن سکوت اختیار کرده ن. عجیب نیست؟

این همه از عاشورا روایت هست که تازه خفقان بیشتری بوده به قول شما، اصلا زمان خلافت حضرت علی که خفقان هم نبود نه فرزندان نه خود حضرت علی چیزی نگفته؟ بهونه خوبی نبود.

سلیم بن قیس و سلمان فارسی هم که از معصومین نیستن. البته میدونم که سلمان رو در حدیث روایت کردن قبول داریم، ولی در منزل معصومین هم حاضر بودن، چرا از خودشون چیزی روایت نشده هیچ کجا؟

ممنون که سرچ کردین ولی.

اخه اهل سنت اصن معصوم ندارن یعنی حرف امام صادق براشون در این باب حجت نیست، تو شیعه مگه باشه

خواستم تسامح کرده باشم که دست باز تر باشه برای پیدا کردن حدیث، تو شیعه هم تا الان پیدا نکردیم. دو تا منبع البته بهم معرفی شده، هنوز نرفته م بخونم ببینم داره یا نه.

۱۶ اسفند ۲۱:۱۱ ر. باران
سلام دوست من
شیعه تو تاریخ خیلی جاها مجبور بوده خودشو از منابع اهل سنت اثبات کنه
در ثانی یک حدیث از امام کاظم آوردم اونم تو اصول کافی
نگاه کن عمر برای اهل سنت مقدسه! وقتی خودشون اعتراف کردن که این شخص مقدس!( برید بخونید در موردش چی میگن تو صحیح بخاری نوشته اگر وحی قرار نبود بر پیامبر نازل شود قطعا بر عمر نازل می شد!) این کار رو کرده یعنی با دست خودشون تیشه برداشتن! چطور جای شک می مونه؟!

سلام، من در شرح واقعه حدیث میخواستم خب، اینکه فاطمه صدیقه و شهیده است در شرحِ واقعه نیست خب. شرح واقعه یعنی چیزی شبیه دو روایت بعدی که شما آوردی.
شما سعی کن هرگز کسی رو قانع نکنی، اینطوری که با چوب دنبال طرف بیفتی که «تو که هنوز قانع نشدی!!!» اصلا روش خوبی نیست :))
توی همون روایاتی که آوردید و منم رفتم دنبالش و خوندم، حضرت علی در خانه بوده. کنیزشون هم بوده. زید نامی هم بوده. ای بسا فرزندان هم بوده باشن. اگر لازم بوده نقل روایت بمونه و بین مردم بچرخه پس قطعا حضار به خصوص خود حضرت باید چیزی گفته باشن. دارم می گردم ببینم گفته ن یا خیر. اگر خیر، چرا خب.
حالا هر کس هر چیز نقل کرده، خب باشه. دیتایی که من میخوام نیست.
بازم متشکرم که گشتی.

۱۷ اسفند ۱۹:۵۳ ♫ شباهنگ
علاوه بر اون پی‌دی‌افه، کتاب سقیفه نوشته علامه عسگری هم هست

مرسی، میذارم تو لیست!

۱۷ اسفند ۲۰:۲۰ حاج مهدی
سلام. معیار پذیرفته شدن این منابع محدود چی هستن؟ همین 4 تا و 6 منابع معتبر شیعه و سنی، از کتاب‌ها و منابع دیگه هم نقل حدیث دارن. حالا چطور محصور کردید به اینا؟ معیار اعتبار احادیث، راوی‌های اونا هستن. راوی‌هایی که به شکلای مختلف تایید یا رد شدن. مثلا گفته شده این راوی اهل سنت،مشهور به صداقت بوده. یا این راوی شیعه،معروف به امانتداری بوده و یا برعکس.

اجالتا، بحارالانوار علامه‌مجلسی(چاپ بیروت) از پیامبر اکرم نقل کرده: حضرت زهرا زده می‌شود در حالى که باردار است. در اثر این ضربت، فرزندى که همراه دارد سقط می‌شود، و خود او در اثر همان ضربت از دنیا می‌رود...
احمدبن محمد راوی ثقه‌ی اهل سنت توی کتاب میزان الاعتدال میگه: عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد!

چندسال پیش که دنبال این ماجرا بودم،یادمه هم توی کتب شیعه هم اهل سنت، احادیثی که مستقیم ماجرای شهادت رو نقل کرده بودن زیاد بودن.(از امام صادق هم بود که الان نتونستم پیداش کنم) ولی در نظر داشته باشین توی هرچاپی و هر نسخه‌ای نمی‌تونید پیدا کنید. چون هم اهل سنت هم شیعه، بخاطر مصالح خودشون اینا رو تغییر دادن یا حذف کردن. همون روایت علامه مجلسی هم توی بحار‌الانوار ورژن خودمون پیدا نمیشه.

سلام،
حدیث پیامبر که بدیهتا مال قبل از واقعه هجوم به خانه حضرت هست؛ حدیث حضرت صادق رو هم بچه ها چند کامنت قبل پیدا کردن، فقط میگه همانا فاطمه صدیقه شهیده است. توضیحی نمیده که چرا و چگونه شهیده است.

و اما معیار: با توجه به اینکه در مملکتی می زی ایم که پاورقی کتاب دانش خانواده حدیث معروف «ازدواج نصف دین است» رو تبدیل می کنه به «دو سوم دین است» چون سیاست مملکت ایجاب می کنه ملت برن بیشتر ازدواج کنن، من از کجا بدونم کتاب دیگری که شما معرفی می کنید هم طبق همین تز نرفته چیزی رو تغییر بده؟ تهش ما رفتیم کتاب اصلی رو که حدیث ازش ذکر شده بود پیدا کردیم و دیدیم نخیر همونطور که در کتاب دبیرستان و راهنمایی بود «ازدواج نیمی از دین» درسته. پس چه کاریه، از همون منبع اصلی که نمیشه عوضش کرد مدرک داشته باشیم بهتره.
اصلا از نهج البلاغه بیارید، نهج البلاغه کامل رو هم دارم، از یکی از معصومین شاهد بیارین براش. حدیث از افراد غیر زیاده. بعضا هیچ شباهتی هم ندارن. یکی میگه در باز شد میخ فرو رفت به قلب حضرت. یکی میگه عمر سه چهار بار با غلاف شمشیر حضرت رو زد تا شوهر حضرت بالاخره یادش اومد بلند شه بره از زنش، دختر پیامبر، دفاع کنه!-پوکرفیس می شود- یکی میگه با تازیانه زد و جاش مث دستبند موند. و حتی یکیشون بود میگفت زید شمشیر کشید رفت جلوی در خونه، پاش لغزید شمشیر افتاد. مردِ جنگاورِ جنگ دیده در راه رفتن غیرجنگی پاش به پاش پیچیده شمشیرش افتاده زمین. چی بگه آدم خب.

۱۷ اسفند ۲۳:۰۲ پـامـ ـوک
اصلا جالب نیست که تو این مورد دیتا بیسم خالیه.

بر باور های خود سرچ نمایید و بر سرچ قانع نباشید و مطالعه کنید و تازه اونم اعتباری بش نی، متاسفم.

-ماسک جراحی خود را زده به اتاق عمل بازمیگردد-

۱۸ اسفند ۲۲:۴۶ ر. باران
سلام من سعی در قانع کردن ندارم ولی منطقا هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه! ولی اینا گفتن! پس واقعا ترشه! اما از رفقا و دوستان پرسیدم براتون یه فایل پی دی اف می فرستم که شاید مفید واقع بشه ، بازم اگر تند صحبت کردم عذر می خوام
http://bayanbox.ir/info/2389821002174510956/%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1

خیلی خوبه که قصد قانع کردن نداری. جدی ها. من یه مدت هرکی هرچی ازم میپرسید قصد قانع کردن داشتم. بعد دیدم باو خب شاید در تخصص من نی، شاید من نباید جواب بدم، شاید طرف مدلش به مدل من جور نیست و بدتر در مورد موضوع احساس بدی پیدا می کنه با توضیح من! بنابراین تبریک بابت این سطح از درک و آگاهی:)

مرسی بابت پی دی اف و حتما میخونم.

نتیجه این پست چی شد؟؟؟

ای کسانی که ایمان آوردید، در مورد اعتقادات خود تحقیق کنید و با حالت طلبکارانه نیاید بگید چرا واسه واضحات ما مدرک میخوای. نتیجه ش این شد!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک