استکهلم زدگی

در سال 1973 یه بانک تو استکهلم سوئد مورد حمله مسلحانه قرار گرفت و به مدت چند روز، بانک و کارمندان و حضار به صورت گروگان گرفتارِِ سارقین بودن. بعد از پنج شش روز که پلیس بالاخره موفق شد به لطایف الحیلی بانک رو نجات بده و ملت رو بکشه بیرون و گروگان ها رو صورت رو به دیوار و دست روی سر دستگیر کنه، متوجه نکته عجیبی شدن؛ گروگان ها به گروگانگیر هاشون علاقه مند شده بودن، دلشون برای دزد ها تنگ شد، یه سری شون حاضر نشدن علیه اونا شهادت بدن، و حتی مورد داشتیم یکی شون رفت بعدا با یکی از گروگان گیر ها مزدوج شد! 


روان شناس ها که بسیار شگفت زده شده بودند و کف دست ها به جای نارنج ها بریده و انگشت های تحیر به دندان های شگفتی گزیده، تصمیم گرفتن این پدیده رو مثل اخترک ب612 اسم گذاری کنن جهت رفرنس های آتی، و اسمش رو گذاشتن Norrmalmstorgssyndromet که نگارنده صادقانه اعتراف می کنه حتی یک بار هم حوصله ش نگرفته تا آخرش رو بخونه و تا وسطاش رفته و بیخیال شده.

سالها تو امتحانای شفاهی و کتبی دانشجوهای روان شناسی با این اسم درگیر بودن و به کاشفین این پدیده و مخترعین این اسم و گروگانگیر ها و گروگان ها و استکهلم و کارل ششم پادشاه سوئد فحش می دادن، تا اینکه servant of lion king of god smith the fair که همون حداد عادلِ خارجیاست پیشنهاد کرد اسمش رو بذارن سندروم استکهلم و جماعتی رو از فحش خوردن، و جماعت دیگری رو از فحش دادن رهانید و خوشبخت شد و رفت تو مجمع تشخیص مصلحت سوئد و اینا. اما این پایانِ قضیه نبود! در فیلمِ جان سختِ یک که مال قرن ها پیشه که آقامون آلن ریکمن هنوز زنده بودن و دوست عزیزمون بروس ویلیس هنوز مو داشتن، یه کارشناس میارن تو یه برنامه ای که بیاد در مورد شرایط گروگان ها توضیح بده و ایشون شروع می کنه در مورد سندروم هلسینکی صحبت کردن. قضیه این بود که عوامل فیلم میخواستن به ریشِ فراستی ها و جواد خیابانی های تلویزیون خندیده باشن و در مورد سوتی ها و دانشِ بی برکت کارشناسان تلویزیونی مزه ریخته باشن. ولی اون موقع هنوز توییتر نبود که ملت بریزن توییت کنن «سندروم هلسینکی چه کوفتیه؟» و ترند جهانی بشه، و کسی هم نمیرفت همچین چیزی رو گوگل کنه چون گوگل ده سال بعد اختراع شد. به همین سادگی دانشِ عمومیِ میلیون ها نفر تف تفی شد و یه عده هنوزم فکر می کنن سندروم هلسینکی داریم چون یه بابایی تو سال 1988 خواسته با جواد استریتز (!)  شوخی کرده باشه و دانشجوهای روان شناسی هنوزم فحش میدن و عوامل جان سخت هنوزم فحش می خورن.


بعدها همونطور که بدبختی صاحبش رو پیدا می کنه و دونه کاج نر دونه کاج ماده رو، سندروم استکهلم هم مبتلایانِ باحالِ خودش رو پیدا کرد. یه ورژن خانم پتی هرست بچه پولدار بود که یه عده دزدیدنش، زنگ زد خونه شون و گفت «مامان من با این گروگان گیرا خیلی حال می کنم، زین پس میخوام باهاشون کار کنم اسم رمزمم تانیاس. بوس بوس خدافس» و رفت تو کار بانک زدن و سرقت مسلحانه و تهشم گرفتنش به سی و پنج سال زندان محکومش کردن که خب دو سال بیشتر حبس نکشید. روایت است که ربایندگان وی که توقع داشتن دختره رو بدزدن و از خانواده ش پول بگیرن، پس از دیدنِ اینکه عوض پول یه نون خور بهشون اضافه شد و دختره ابراز علاقه کرد بمونه پیششون، جملگی جامه دریده سر به بیابون نهادن و خب خبری از پول ها هم نشد بهرحال.

نمونه های شگفت انگیز تری هم پیدا شد، مثل یکی که چهار سال حبسش کرده بودن تو یه تابوت و انقدر وفادار شده بود حتی یه روز ربایندگان بردنش خونه خودش که خانواده ش رو ببینه و برگشت تا سه سال و نیم دیگه توی تابوت حبس باشه، یا یه پسربچه که دزدیدنش و چهار پنج سال بعد در حالی پیدا کردنش که انقدر با گروگانگیرش صمیمی شده بود که میتونست بره بیرون خرید و تفریح و حتی دوست دخترم پیدا کرده بود، یا اون روزنامه نگارِ عزیزی که طالبان افغانستان دزدیدش و ده روز بعد که ولش کردن رفت مسلمون افراطی شد و هرچقدرم گفتن بیا درمانت کنیم تو سندروم استکهلم داری گفت نه من راهِ حقیقت رو پیدا کردم و باید نشون بدم زندگی آزادگی چیجوریه و حبل المتین توده های آرزومند است و اینا.


خلاصه که مراقب خودتون باشید دیگه.


گوش بدیم: David Garrett : Smooth Criminal Violin Cover

پی نوشت: به من نخندید، من این هفته مایکل جکسون رو کشف کردم. در مطلب بعدی به این آهنگِ رو اعصاب خواهم پرداخت!

پی نوشت: چالشِ خود ساخته ی «بدون شکلک و اسمایلی حرفت رو بزن» راه انداخته م با شرکتِ خودم، چون چه معنی داره اینقدر نگارشِ آدمی وابسته به اَشکالی باشه که نیازمندِ شناختِ قبلیِ خواننده با کد هاشونه و ضمنا در نگارش های رسمی هم کاربرد ندارن، مثلا برای استاد نمیشه نوشت «سپاس:) »! ببینم زنده می مونم یا نه.

۱۳ لایک
وای خدا خیلی خوب بود :)))))) _تو شاید زنده بمونی ولی من بی استیکر هرگز_

حالا اگه مارو بدزدن، میشیم ازینایی که بهمون تجاوز می کنن، بعدش تا آخر عمر شب ها با جیغ از خواب بلند میشیم و بعد هم افسردگی حاد می گیریم و تهشم دیوونه میشیم و کارمون به قرص اعصاب می کشه و عشقمونم ولمون می کنه و میره یه زن سالم از لحاظ روان می گیره و بعد مامان بابامونم از غصه ی ما پیر مشن و تهشم تو گوشه یه آسایشگاه روانی می میریم :|
یعنی آدم نیستیم که دچار سندرم استکهلم بشیم، اینهمه خوار نشیم :|

سه مورد آخر که اسم بردم اولی مورد تجاوز هم واقع میشد. خیلی درگیر سندروم شده بود کلا.

قربونت!

۱۰ اسفند ۰۰:۳۵ اسمم محموده
سندروم استکهلم، هلسینکی، هرچی، یکی بیاد مارو بدزده از دست خودمون راحت شیم :|

شکنجه و تجاوز و تابوت و ایناشم باشه؟ با خیارشور اضافه مثلا.

در اینجا تصور کنید نگارنده یک دو نقطه و تعداد متعددی پرانتز نهاده.

خدایی این اطلاعات رو از کجا آوردی؟ :)) عالی بود یعنی، حال کردم
من انقد پوست کلفتم واسه استادامم :) میذارم :))هیشکی هم تا حالا هیچی نگفته

مطالعه زیاد!

اصل اصلِ عبارت رو از همشهری جوان خوندم سالها پیش، بعدا رفتم خودم سرچ کردم ته و توش رو دراوردم.
برا استادا میشه شکلک گذاشت ولی خب رسمی نیست! بعد همه شون هم نمی فهمن مثلا :دی چیه، یا :)) چیه. اینه که باید تمرین کنم مث آدم بنویسم در مکالمات واقعی.

حداد عادلم داشتن سوئدیا و ما نمیدونستیم:)

sarvant of lion king of god دارن.

اه اسمایلی نهادم!

۱۰ اسفند ۰۱:۳۴ نفس نقره ای
Norrmalmstorgssyndromet :|
پیشنهاد اینو کی داده بوده یعنی؟ :|

گویا نیلز نمی دونم چی چی، روان شناسی که پلیس رو در جریان گروگان گیری همراهی می کرده.

۱۰ اسفند ۰۱:۵۵ یا فاطمة الزهراء
من واقعا این سندروم برام جالبه و این سوتی ای که گفتی نمیدونستم :)) چقدر فحش خوردن خدایی :))
ولی خدایی منم شاید دچار این سندروم شم :)) از بس با همه هم دردی میکنم :| :))
بی شکلک معنا نداره :)) استادم بی جا کرده ما ‌‌شکلک میذاریم

منو ناامید نکنین بذارین چالشمو تموم کنم عه...

۱۰ اسفند ۰۱:۵۸ یا فاطمة الزهراء
کامنت توکا :))))))

خود توکا حتی :...عحححح من نمیتونم شکلک بذارم که.

۱۰ اسفند ۰۶:۱۰ مهر2خت 69
خیر ببینی جولیک سر صبحی هم کلی به معلوماتمون اضافه شد هم کلی خندیدیم:))))))
خطاب به اسمایلی: بی تو هرگز ، با تو بابام نمیذازه :دی

با تو بابام نمیذاره چقدر جالب بود!

از خنده دارم کف زمین غلت میزنم!

servant of lion king? :))
سیمبا و اهل و عیال ینی؟

اقا این دیوید گرت خیلی خوبه. حق نداره انقدر خوب باشه واقعا.
اون کاور زمستون ویوالدی یا وی ویل راک یو ش به طور جد معرکه س

Lion اش رو خط زدم دیگه.

من smells like teen spirit اش رو دوست دارم. سه تا کاور و اصل آهنگ رو گوش دادم بازم همین بهم میچسبه فقط!

۱۰ اسفند ۰۹:۳۱ بلاگر آرام
خیلی جالب بود -لبخند-
حتما میرم درباره این سندرم تحقیق جزئی میکنم چون یه جایی به دردم میخوره .مرسی
بخاطر چالش شما اسمایلی نذاشتما - لبخند پت و پهن -

نه من خودم فقط در چالش به سر می برم، بقیه آزادباش!

۱۰ اسفند ۱۱:۱۰ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
یعنی واقعا چه اتفاقاتی در دنیا میفته هاااا
پس چرا برای ما یه اتفاق ساده هم نمی افته که دلمون بهش خوش باشه، ای بابا

مایکل جکسون عشق دوران نوجوانی من بود خیلی دوست میدارمش :)

بابا چراآرزو میکنید بدزدنتون مورد تجاوز واقع بشین آخه؟ کورالاین ندیدین؟ take care what you wish for خب عه.

واقعا جا داره بهت تقدیر نامه اهدا بشه حتی! :)
متن به این طولانی‌ای بدون استیکر در حد معجزه‌س!!!!! ؛))

من معجزه آسام!

۱۰ اسفند ۱۳:۲۷ نیمچه مهندس ...
قبلا در موردش خونده بودم.ولی تو باحال تر نوشته بودی.باید از آدمهای باذوق طنز مثل تو استفاده کنن این سایتهایی که این مطالب رو می‌نویسن که آدم دلش بخواد بخونه.

پولشم بدن من پایه ام!

۱۰ اسفند ۱۳:۴۸ الکس وات
حالا شکلک خودش در راستای انتقال مفاهیم حسی همونجوری اِ کارش که ما "مینویسیم" برای انتقال مفاهیم کلامی و فکری :| بودنش قطعا بهتر از نبودنش هست هرچند اگه مثل من به صورت دیفالت فقط از" :| " استفاده کنی :| یا برای اینکه حال یک رو بگیری از" :) " استفاده کنی که نباید اصولا شکلک حال گیرنده ای باشه .
ولی خب اینطوری نیست که بگی باعث سوء برداشت میشه . چون مگه نوشتن خودش نمیشه باعث سوء برداشت ؟ یا !!! که میذاری خودش مگه یه نوعی از شکلک نیست ! :|
به نظر من که باید سفت بچسبیمش . این اواخر کمتر بوده چیزایی که حس و حال آدمارو بشه باش به این سرعت و آسونی منتقل کرد . حالا که همه دارن یاد میگیرن ما باز همون نسلی نباشیم که به گور میفرسته این چیز رو :|

در مورد سندروم استکهلم نظری ندارم :| البته اسم اولیش واقعا جالب بود با اینکه نخوندم چیه :|

نه دیگه شما مثلا وقتی داری درخواست حذف واحد می نویسی یا نامه میدی آموزش کل یا حتی مثلا به پدرت که :دی رو نمیتونه تبدیل کنه به نیشخند اس ام اس میدی، عملا دستت از شکلک کوتاهه، بعد نمیتونی مفهوم رو منتقل کنی.

وگرنه من که نگفتم سوءبرداشت میشه، گفتم بده که توانایی توصیفی قلم رو بذاری کنار و متوسل به اشکالی بشی که خیلی جاها دستت ازشون کوتاهه.

۱۰ اسفند ۱۹:۰۸ مهر2خت 69
به خاطر با تو بابام نمیذاره داری غلت میزنی ؟ ؟!

باحال بود خب!

۱۰ اسفند ۱۹:۳۵ سمن بانو
درگیره این آدمی‌زاد با خودش :|

والا!

عالی !

الان دارم به خودم افتخار می کنم!

خدایی چطوری تونستم همچین مطلب طولانی و علمی و بدون استیکری رو بخونم؟؟

کجاش علمی بود این همه نشاط آور و فان نوشته بودم دکتر!

۱۰ اسفند ۲۲:۰۴ فراکنده **
حس میکنم فیلم سندرم دار زیاد دیدم با این حساب. جالب بود

معرفی کن مام ببینیم!

۱۰ اسفند ۲۳:۳۹ اسمم محموده
زشتی و قشنگی تو نگاه شماست ... برا کسی که حس و حال نداره دیگه چه بسا تجاوز قشنگم باشه :))
بعدشم الان دقیقا هدف چیه؟ ترک اموجی گذاشتن میکنید که شاید کسی نفهمه و حرفمون رو مثل آدم بزنیم و اینا .... بعد توضیح میدین بجاش اموجی مدنظر رو :|
یه نفر از اهالی دنیای واقعی میاد بحساب شما خیال میکنه اهل مجازی همه آب روغن قاطی کردن !

الان اولای راهم، تا بتونم کاملا بدون شکلک منظورمو برسونم طول می کشه خب. متن جوابم بدون شکلک خیلی پرخاشگرانه بود. باشد که مرا در زمینه عدم استفاده از شکلک یاری کنید. همانا!

۱۰ اسفند ۲۳:۵۷ اسمم محموده
خیر یاری نمیکنم :|
بنده بشخصه با اموجی مشکلی ندارم، فقط شما این " :دی " رو جون هرکی دوست دارین حذف کنید یا مثلا "خخخخخخ" اینا واقعا فضای ادبی مارو آلاییده .

بنده خودم خخخ گذارندگان رو از ضالین و مغضوب علیهم میدونم!

:دی رو چرا؟

۱۰ اسفند ۲۳:۵۷ میلیونر
من یه مدت سعی کردم با خوندن مطالب ویکی پدیا اطلاعاتم زیاد شه اما همش چیزایی که می خوندم یادم می رفت.

از یک تا ده به کورولاین چند میدی؟ کتاب خوبی بود و با نکته ی مثبت تموم شد؟ البته من انیمیشنش رو یه زمانی دیدم ولی نمی دونم چرا نگاهش نکردم تا آخر! بعد کتاب" هم نام" رو هم خوندم.
خطر لوث شدن

اون اولاش که مامانه حرف می زد حساش رو دوست داشتم ولی متاسفانه نویسنده کتاب رو هندی تموم کرد.

پایان خطر

این " هم نام" رو اینجا گفتم چون با معرفی تو رفتم دنبالش. البته پارسال خوندمش. الان یهو به ذهنم رسید.

کورالاین اممم....هشت و دو دهم! :دی سوختم نباید اسمایلی میداشت!

همنام هر فصلش یکی راویه، دوست داشتی حالا؟

۱۱ اسفند ۰۰:۳۳ میلیونر
خطر لوث شدن

خب همون. من متن رو دوست داشتم. اما داستان رو دوست نداشتم. خوب تموم نکرد. خیلی هندی و غیرواقعی تمومش کرد. حتما لازم نبود اونطوری ایده آل تموم شه. اما نوشته ها و حرف ها خوب بود. قلمش رو دوست داشتم و لذت بردم از خوندنش.

خطر لوث شدن بیشتر


کجاش خوب و هندی بود بابا بنده خدا زندگی نداره در آستانه چهل سالگی، خونه شونم که دادن رفت!
من خیلی نازکم؟

۱۱ اسفند ۰۶:۴۱ میلیونر
خطر لوث شدن :))

نه من از اون لحاظ گفتم که به راه راست هدایت شد و به حرف باباش ایمان آورد. اونم تو یه لحظه. اصلا امکان نداره. به نظر من بیشتر نوستالژی و دلتنگی بود تا پی بردن به احساس واقعی باباش. [ مثلا یه ایرانی به عکس نوزادیش نکاه کنه از شدت دلتنگی واس بچگیش حتی آب دماغش هم آویزون بوده باشه می گه آخی چه دوران فراغ بالی داشتم!!] این پسره کل عمرش رو با این و اون خوش گذرونده. مگه کلید اصراره که یهو برگرده و بگه عع نه گوگول خوب بود و وای بابام چه حس باحالی داشت!

یادم نمیاد گفته باشه عه بابام چه حس باحالی داشت، اون صحنه که از ایستگاه آوردش خونه بیشتر به نظرم همچه حسی داشت.


پی نوشت: تو همه کامنتات شکلک گذاشتم. دور شو از مننننن!

۱۱ اسفند ۰۷:۰۶ میلیونر
مجددا خطر

یه مورد دیگه. ببین هدایت شدن یه فقیر با پولدار خیلی فرق می کنه. این پسره چون توی تنگنا و فقره و چون دیگه دختری توی آستین نداره مجبور شده به گذشته ش چنگ بزنه. اما اگه هنوز پولدار بود و یه دختر کنارش بود فوق اتفاقی که بادیدن کادوی باباش می افتاد این بود که یه روز می رفت سر قبرش و عکسش رو می ذاشت کنار تختش. و احتمالا وقتی با اون دختره به هم می زد عکسه می موند خونه ی دختره و دیگه نمی رفت برش داره.

فقیر هم شد؟ نشدا...شد؟؟

 من برم یه دور دیگه بخونم بابا یه چیز دیگه خوندی تو!

۱۱ اسفند ۱۱:۰۷ مهر2خت 69
گوشت بشه به تنت :دی

مرسی!

کاور teen spirit رو میخوای فقط همون کهrockin' 1000 توی استادیوم اجرا کرده :|
چه حاااالی کردن حاضرین

مال این یارو رو اونقدری دوس نداشتم. ولی خب سبکش خیلی خوبه. به پای آپوکالیپتیکا نمیرسه ولی خب خوبه.

+چرا واقعا من نمیتونم وارد اکانتم بشم :-؟

من اول همینو شنیدم دیگه اصل آهنگم نمیتونم بپذیرم حتی!

۱۳ اسفند ۰۱:۰۴ پـامـ ـوک
خارجی ها حتی گروگانگیراشون هم از گروگانگیرای ما با کیفیت تره! خوندمت یاد همشهری جوان افتادم بعد دیدم تو کامنتا گفتی. چهار ساله که به خاطر افت دیگه نمیخرم. الان چطوره وضعش؟
چه جوری میخوای بدون پوکر فیس زندگی کنی؟ :|

همشهری جوان نخونده م مدت هاست! 

به سختی و مشقت...نمیدونی چقدر سخته خواهر...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک