کنایه میزنید چرا، رک و راست نظرتونو بگید:|

آقا من یه چیزی برام سوال شد.

چرا میگیم بعضی ها دم از آشتی ملی میزنند و مردم با اینها آشتی نخواهند کرد؟ چرا نمیگیم آقای خاتمی غلط میکنی دم از آشتی ملی میزنی مردم به حرفش گوش نکنید؟

چرا میگیم دلواپس؟ چرا مثل آدم نمیگیم خیانتکار/ وطن فروش/ کاسب تحریم؟


کلا قضیه یه جوری شده که مثلا طرف داره سخنرانی می کنه میگه "بعضی ها فلان کردند اما بیسار شده است" مجبوری بری تحقیق کنی بعضی ها کی بوده، فلان چی بوده، بیسار کنایه از چیه،...شده حکایت همشهری جوان که یه جوری هر شماره تلمیح میزد به من و تو و صدای آمریکا و کر کر هم میخندیدن، که ما رفتیم ماهواره خریدیم بلکم بفهمیم چی میگن اینا و دست آخر جفتشونو انداختیم دور. :|

۱۳ لایک
۰۳ اسفند ۲۲:۱۰ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ما ایرانیا هیچوقت روراست نبودیم. نه با خودمون نه با دیگران. برا همینم هست که وضعمون اینه

از 2500 سال پیش تاکنون؟:دی

۰۳ اسفند ۲۲:۱۵ اسمم محموده
اگر همه اینها اینطوری که شما میگین بیان میشد که اینجا میشد سویس :))
در جریانید که : تنها کشوری که رسانه هاش آزادی کمتری دارن از ما کره شمالیه :))
اینجا ایرانه، بیان عقیده روراست اینجا خطرناکه !
تا وقتی امثال من و شما تو خونمون نشستیم و بلاگمون رو آپدیت میکنیم و تکونی بخودمون نمیدیم هم ایران میمونه :)

بابا آخه اینو مطبوعات نمی نویسن که، فرمانده کل قوای مملکت هم میگه برخی ها:| رییس جمهور مملکت هم میگه دلواپسان:|

از طرفین نقل قول کردم که یعنی نه اینوریه رک حرفشو میزنه نه اونوریه:|

خوششون میاد یه حرقی بزنن که بقیه ازش خبر ندارن
حس شاخی بهشون دست میده :)/

همه هم خبر دارن خب، خبرم نداشته باشن google it :دی

۰۳ اسفند ۲۲:۳۲ پـامـ ـوک
آخه اینجوری یاد گرفتیم رک حرف زدن تو ایران پاسخگو نیست. تا بوده یا مدح بی خودی بوده یا اگه کسی خواسته معترض بشه با ایما و اشاره گفته حرفش رو. تاریخ ایران پر از عبید زاکانی و امثالهم هست که مجبور بودن در لفافه حرف بزنن. داشتیم که رک هم حرف بزنن منتها حصر خانگی شدن. (منم با اشاره حرف زدم!)

فرمانده کل قوا حصر خانگی میشه؟:| نمیشه:|

۰۳ اسفند ۲۲:۳۳ یا فاطمة الزهراء
واقعا دلیل این به اصطلاح مصلحت ها و مصلحت اندیشان رو نمیدونم :)) شاید میخوان آمار تحقیق و مطالعه ما بره بالا :))

سرچ گوگل کنتور میندازه مثلن:))

اینا میخوان حس کنجکاوی و میل به تحقیقاتمونو زیاد کنن!! :))

عژب:|

۰۳ اسفند ۲۲:۳۹ هَشت حَرفی
سیاست یعنى با سیاست حرف زدن :) ما تو درسامون ، واسه مناظره میخونیم که موقع مناظره ى سیاسى بیشتر سعى کنید رو اعصاب طرف برید نه اینکه عصبانیش کنید تا بتونید جریان رو تو مشت بگیرید. حالا این رو اعصاب رفتن یک راهش نام نبردن و استفاده از واژه هاى دیگه ست. از طرفى بعضى سخنران ها اینجورى حرف میزنن که عده اى کنجکاو بشن و تحقیق بیشترى راجع به اون مسئله بکنن. از طرف دیگه اصولا از امام تا آقا تلاش میکنن هیچوقت مستقیما از کسى نام برده نشه تو محافل عمومى ، محمد رضا پهلوى البته استثنا بود قبل از انقلاب. با کنایه حرف زدن تو سیاست یه سنت قدیمیه که نسل به نسل ادامه پیدا میکنه :) نمیشه کسى بگه فلانى غلط کرد:) همونطور که ترامپ مستقیما از اوباما حرف نمیزنه اما زیرپوستى بهش فحش میده و کنایه هاى تندى نصیبش میکنه. از طرفى اهلاق به ما میگه ممکنه طرف اشتباهى کرده باشه و نهیب و کنایه باعث بشه اشتباهش رو درست کنه :) سیاست اونقدر پیچیده ست و گاهى و فقط گاهى که به سیاست بازى تبدیل میشه، کثیف میشه که هیچوقت بدون اینکه تاریخ رو خوب بدونید و اصول ریز و درشتش رو بشناسید توان ورود تو عرصه ش رو ندارید :)

وقتی میگی شیطان اکبر و همه میفهمن منظورتو خب این خیلی رذالته که پوست کنده نمیگی رفسنجانی قهرم بات:| که بعدا بتونی فرار کنی از زیرش:|

تو مجلس قبلی مستقیم میومدن فوش می دادن دیگه، آقای ظریف به آغوش اوباما افتاده است و لااقل به اندازه یک جوجه خروس غیرت داشته باشید رو سرچ کن!
بعدا هم یه ساعتی که نیمه شب نباشه یادم بنداز از توییتر ترامپ برات اسکرین شات اوبامایی بگیرم، این یه فقره رو مثال نزن:))

۰۳ اسفند ۲۳:۲۳ هَشت حَرفی
خب مثال رو از جایى نزنید که رشته ى منه و شبانه روزمو پر میکنه :) سیاست مدار با هوچى گر فرق میکنه... اینا سیاستمدار نیستن. قدرت طلبن. :) در مورد ترامپ ، باید گفت که وقتى حرفاش رو از توییترش بگیرید میفهمید سیاستمدار نیست اما وقتى سخنرانى هاش رو با مشاوراش در میون میذاره و بعد به اجراش میذاره هیچوقت مستقیما حرفى رو نمیذارن بزنه مگه اینکه باز بزنه به سرش :)

خط اول رو نفهمیدم، مثالی که آوردم واسه این بود که الف نشون بدم حسم نسبت به این رفتار چیه، ب بگم کدوم قسمتش باعث و بانی حس منه!

منم برا همین گفتم ترامپو مثال نزن، اینا خانوادگی ازصلاحیت مثال زده شدن فارغن:دی

آقا حالا که هویت خودتو برملا کردی یک سوال مهم!! اینایی که علوم سیاسی میخونن بعد لیسانس چه شغلی براشون هست؟ چی کاره میشن؟

۰۴ اسفند ۰۱:۰۶ یا فاطمة الزهراء
فرمانده کل قوا رو الانم میگن دیکتاتوره
اگه رک بگه دیگه واویلا میشه از این نظر ایشون مجبور به رعایته

فکر نکنم واویلا بشه:|

از نظر من لااقل اونطوری یه شهامتی هم به خرج داده، نه اینطوری زیرزیرکی:|

۰۴ اسفند ۱۰:۳۹ دختر نقره ای
یعنی شما فکر میکنید موقع سخنرانی در ملا عام اسم بردن نشان از شهامته؟! اگر اینطور فکر میکنید پس فرمانده ی کل قوا بی شهامته! یک فاکتور هایی هست که قطعا عامه ی مردم بهش توجه نمیکنن.چیزی هم وجود دارد به اسم اتحاد و جلوگیری از تفرقه افکنی! در کل فاکتور های زیادی هست.نمیدونم چرا احساس میکنم وقتی کسی میخواد از اقای خامنه ای هم اسم ببره همین کار و میکنه! مثلا نمیگه اقای خامنه ی یا حتی نام منهای آقا رو! مثلا با کنایه میگن معظم له، اقاشون! فرمانده! و غیره و ذلک! فکر میکنم آدم باید خیلی سطح پایین باشه وقتی داره در جمع کثیری سخن رانی میکنه و اعتراض شو نسبت به مقامات عالی رتبه میخواد اعلام کنه اسمشونو بگه. حالا میخواد اون آدم ترامپ باشه یا اقای خامنه ای!

بله من فکر می کنم نشونه شهامته.

بله من فکر می کنم ایشون بی شهامته. سر قضیه رفسنجانی هم به وضوح اینو نشون داد. از شیطان اکبر رسیدیم به یار غار رهبری همونطور که مشاهده فرمودید.
الان مثلا «مردم با شما قهرند آشتی هم نمی کنند» از تفرقه جلوگیری کرد؟ :|
دوست عزیز، این مثالی که شما زدی مثل اینه که بگی «کسی به ملکه الیزابت نمی گه لیزی، همه میگن your royal highness یا her majesty the queen!» معظم له کنایه نیست، لقب(کنیه؟) فرمانده کل قواست. کما اینکه شما هرکجا بگی امام، میفهمن امام خمینی منظورته و مثلا امام موسی صدر نیست، ولی هرجای دنیا بگی «بعضی ها» میگن «کی ها؟». وقتی من میدونم، شما هم میدونی، کسبه کیهان هم میدونن منظور از دلواپس خودشونن، اینکه میپیچونن که بعدا بشه از زیرش در رفت ، و از عکس شطرنجیِ آیت الله رفسنجانی در کلیپ های صدا و سیما برسیم به تصویر ماچ و بوسه حجت الاسلام هاشمی، بله از دید من نشونه ترسو بودنه.

حالا نظر شمام محترمه ولی لزوما از دید من درست نیست!

۰۴ اسفند ۱۱:۲۰ بلاگر آرام
شما یه جوری کنایه هارو گفتی فقط به نفع یه حذب شد - اون شکلک فشردن دندان ها روی هم با چشم بسته -
همه این روزا با کنایه حرف میزنن و گمونم میخوان روشون به هم وا نشه! بابام هروقت دعوایی میشه میخواد حلش کنه به دو طرف میگه بفهمید چی میگید که اگه روتون به هم باز شه دعوا بالا میگیره..
البته من خودم قبول ندارم این طور کنایه هارو برای سیاست. همه چیز تو ابهامه شفاف سازی نمیشه اصلا

به نفع کدوم شد؟ خامنه ای اینا یا روحانی اینا؟

۰۴ اسفند ۱۱:۳۳ یا فاطمة الزهراء
عمه من کلا مخالف نظامه ولی اونم صراحت خمینی رو از سیاست و سعی در برقراری آرامش خامنه ای بیشتر میپسنده و همیشه میگه حقا که خمینی از نوادگان امام حسینه و خامنه ای از نوادگان امام حسن
این رو گفتم که بگم تو 12 امام مون هم بودن کسایی که مجبور بودن با صراحت حرف نزنن بنا به مصلحت پس شاید واقعا مصلحتی هست هر چند که من دقیقا نمیدونم مصلحتش چیه :)) چون درسته با کنایه میگن ولی کلا معلومه کی به کی تیکه میندازه :))

قراره کی نفهمه واقعا:|

۰۴ اسفند ۱۱:۳۹ دختر نقره ای
اشکال نداره من فکر میکنم اینکه نظرات همدیگر و بشنویم و بحث مسالمت آمیز کنیم ولو اینکه قبول نداشته باشیم چیز خوبیه. اما خب اول بگم که از داستان های بعد از فوت اقای رفسنجانی و این حرف ها چیزی نمیدونم. اما قبل از مرگشون یادم هست که سر بعضی مسائل. ایشون بدون نام بردن از اقای رفسنجانی چند تذکری دادند که خب همه میدونستن منظورشون اقای رفسنجانیه و خب من فکر میکنم اصلا قشنگ و متمدنانه نبود بگن اقای رفسنجانی چرا شما فلان حرف و زدید و یا فلان کار. و کردید. شما یه مثال دارید برای این موضوع تعمیمش میدید به تمام موقعیت ها و وضعیت ها. جز چند نفر از سخن رانان سیاسی که هیچ مقامی هم در دولت و کشور ندارد حتی یک مورد هم ندیدم چه این طرف و چه اون طرف از طرف مقابل اسم ببرند.
و خب من همیشه در آخر بحث ها به این فکر میکنم آیا این موضوعی که ما بهش فکر میکنم و نقدش میکنیم فایده ای در روند بهبود جامعه داره؟! مثلا شما میتونی بگی چه فرقی میکنه اسم ببرند یا نبرند؟! یا مثلا فرقی میکنه از نظر شما ایشون با شهامت باشند یا خیر؟! و اینکه از نظر شما حرفای بیهوده ای میزنند؟! منظورم از حرف تمامی سخنان شون هست. در تمامی مسائل!

ببین اصلا اولا آقای مقام معظم فرماندهی کل قوا! اگه قراره تذکر بدی بگی فلانی، برو مستقیم به فلانی بگو. جلبش کن بیارن محضرت به سمع و نظرش برسون نظرت به کدوم ور نزدیک تره و درخواست کن حرف نزنن. رو تریبون داری خطاب به ما چی غرغر میکنی. اگر خطابت ماییم، انقد به اونا تیکه ننداز اگه نمیخوای اسم ببری. یا اسم ببر بگو از فلانیا بر حذر باشید.

اینکه غیررسمی و بدون اسم بردن لیچار بار هم میکنن تنها معنیش اینه که مملکت قانون نداره، یا قانون مملکت موافق من نیست، مجبورم حرفمو اینجوری بزنم که هم قانون نتونه چیزی بگه هم دست برو بچ باز باشه به قوانین ننوشته عمل کنن!
حالا چون ایشون ها به هیچ کجاشون نیست که از نظر من چطورن من آیا باید ساکت بشینم اظهار نظر نکنم؟:|
حتما باید در روند جامعه بهبود داشته باشه؟ پست پایینی مال بهبود جامعه بود، این یکی صرفا حرص خوردن یک جوان بی اعصاب است!

۰۴ اسفند ۱۱:۴۰ یا فاطمة الزهراء
تو کامنت بالا منظور ریشه سیدی خمینی و خامنه ای نبود حسنی و حسینی گفتن ها منظور الگوهای زندگی شون بود :)

در پاره ای موارد حتی سیرت امام زمان رو در پیش گرفتن دوستان، در سکوت نگاه می کنن:))

۰۴ اسفند ۱۲:۴۴ نیمچه مهندس ...
@دختر نقره ای
منم با جولیک موافقم.وقتی میبینم دارن حرفای مهم کشور رو که همه هم میدونن و لازمه ازش باخبر باشن در لفافه و با کنایه میزنن حس میکنم چند نفر دور هم جمع شدن و ضمن پاک کردن سبزی با کنایه زدن و تیکه انداختن به هم روزشونو سپری میکنن و خب این به نظرم اصلا قشنگ نیست.چون من ترجیح میدهم بیام بگم از فلان کارت متنفرم فلانی تا این که بهش با کنایه بگم.
و به نظرم در بهبود جامعه هم فایده داره:آدمای دورو پرورش نمیدیم.از نظر شهامت هم معلومه که مهمه.ما تو دوران راهنمایی اگه اشتباه نکنم در مورد ویژگی های رهبر میخونیم که باید شجاع و باتدبیر باشه.به نظر من که این تدبیر نیست که در "تمام" مسائل بخوای در لفافه حرف بزنی.به کلمه ی تمام در گیومه دقت کنین لطفا.یه سری هاش عادیه و شاید برای کشور خوب باشه ولی بیش از اون نه.

من دارم فکر می کنم که آقا اصلا ما تو خونه مون تلگرام و اینترنت و همه چی در دسترسه می دونیم آشتی ملی جریانش چیه، دلواپس کیه، الان در شهرهای دور و روستاهای کوچک مردم میشینن پای حرفای بزرگان سرزمین چیزی هم میفهمن؟:|

یکی بره سران رو توجیه کنه اون چیزایی که نقل قول می کنیدو دسترسی ندارن همه:|

۰۴ اسفند ۱۴:۳۴ دختر نقره ای
با تمام احترامی که برای نظر هردوتون قائلم ولی اصلا برام منطقی نیست و فکر میکنم شما دارید همه چیز و باهم خلط میکنید! اول اینکه شجاعت رو من در اسم آوردن یا نیاوردن معنا نمیکنم. مثلا اقای خامنه ای اگر از اقای میر حسین موسوی اسم نمیبره یعنی ازش میترسه؟! خب اینو بگید برای چندتا از رجال سیاسی قطعا به ما می خندند. و درمورد تمام هم باید بگم شما وقتی "تمام" سخن رانی های ایشون رو گوش کردید اونوقت میتوانید با قاطعیت بگید تمام!
دو رویی رو من فکر میکنم شما جور دیگری معنا میکنید! چون دو رو به نظرم افرادی اند که زمان امام یک طرف بودند و زمان حال طرف دیگری! یا مثلا همون هایی که انتخابات سال 90 یک طرف بودند و نود و چهار طرف دیگر. نمیدونم یا تعاریف ما باهم فرق داره یا یک جای کار و اشتباه میریم

آدم ها تغییر می کنن، دیدشون به جهان تغییر می کنه، دیتاهایی که به دست میارن گسترده میشه و اینکه یه نفر عقیده ش بعد از مدتی در مورد یک مساله در حال تغییر عوض بشه دلیل نمیشه تو سر اون شخص زده بشه. ضمن اینکه الان دیگه تا جایی که من خبر دارم اونقدر از زمان امام فاصله گرفتیم و تغییر کردیم که اصلا موضع فعلی افراد مستقلا بتونه تعیین بشه.


از مردم میترسه شاید.
رجال سیاسی الان خودشون مشارالیه هستند، مهم نیست بخندن، داریم زیر سوال میبریمشون!

۰۴ اسفند ۱۴:۳۸ هَشت حَرفی
عاشقان علوم سیاسى براى شغل وارد دانشگاه نمیشن. اما اگر خوب بنویسن، زبانشون خوب باشه و خیلى مطالعه ى بالایى داشته باشن نهایتا میتونن یک دیپلمات نویسنده ى بى نظیر بشن . اما باید عمرشون رو بذارن پاى این کار :) شغل خوبى نداره و رشته ى ساده و خوبیم نیست. تو سلفم بین بچه ها دعوا و مشاجره ست همیشه. مثلا مثال هایى که شما واسم زدید یا همین دغدغه اى که تو پست دارید روزانه صدبار تکرار میشن و صدبار جواب میگیرن و صدبار قانع نمیشن و دوباره مطرح میشن. ما که وارد علم سیاست شدیم علاقه اى به شرکت توى سخنرانى ها و میتینگ هاى سیاسیون نداریم ولى از دور جورى رصدشون میکنیم که هیچکس هیچوقت نمیتونه. به دلیل سختى رشته و آینده ى کم درآمدش خیلیا خیلی زود جا میزنن و میرن :) نهایت تا لیسانس میخونن نه بیشتر.

خب پس چرا یکی باید علوم سیاسی بخونه؟ :-؟

من به عنوان کسی که بی‌طرفم و اعصاب این چیزا رو ندارم ولی حرفای دختر نقره ای برام منطقی تره ‌:)
بنا‌براین همونا ‌:)

ولی خب خلاصه با این اوضاع ماه مونو دادن به شب های تار ...و دردی دوا نمیشه با این حرفا.یه تغییر اساسی هم نمیتونیم بکنیم.چیه اخه...مام بریم انقلاب کنیم خب! الان که بهتر از اون موقع نیس که...بازم انقلاب کنن خب.
الان خواستم کنایه طور حرف بزنم ‌:)

تنها باگ انقلاب کردن اینه که یهو یه کشوری میریزه مث افغانستان انقلاب و مملکت رو شتک می کنه تو اون بگیر بگیر:|

تنها چاره ش دث نوته آقا:))

وقتی که بدبختی های اون زمان الانم به نوعی تک تک شون و یا حتی خیلی اضافه تر از اون موقع هستن فقط یه زرورق دور بدبختیه پیچیدن و روش نوشتن امام حسین تا دهن همرو به اسم دین ببندن و بعضیا سریع جو میگیرتشون و میگن یاااااا لثاراة الحسین و بعضیا هم مجبورن خفه شن و هیچی نگن و اگه کسی هم حرفی زد یا اشاره ای کرد هوووو میکنن و میگن این از دین خارج شده و کافره و باید بمیره و اینا دیگ چی میشه گفت؟

شما با نقطه قبلی یه نفری یا فرق دارین؟ :-؟

۰۴ اسفند ۱۷:۰۳ 𝓂𝑜𝒽𝓈𝑒𝓃 𝒻𝒶𝓇𝒶𝒿 シ
چون هر کی فکر منفعت خودش هست. کمتر کسی پیدا میشه که برای وطنش از جان و دل توی کابینه و یا هر جای دیگه حتی از جونش برای رضایت مردم بگذره...
یکی از روحانیون سیاستمدار(البته خیلی شوخ طبع هستند %) ) همه چیز رو از اون زمان گفت. میگفت اگه تو کشور خیانتکار نباشه هیچکس نمیتونه حتی به ما چپ نگاه کنه!
و البته جواب شوال شما هم این هست که فعلا آقا گفتن همدلی و اتحاد بهتره بعدا به حسابشون میرسیم :) آوردن سیاست به رسانه ها کار خطرناکی هست...

الان مثلا ما خیلی متحدیم با هم؟:| لیترالی جمعیتو نصف میکنی به "ما" و "اونا" و معتقدی به عده به خاطر عقاید مخالف باید حسابشون رسیده بشه خب من گل بگیرم اون اتحاد و همدلیت رو.

اینجا اگه خاک توعه خاک بقیه ایرانیام هست چه تو و آقات رو به آقایی قبول دارن چه ندارن، بفهم اینو. حق نداری حساب هموطنت رو برسی چون باهاش حال نمی کنی. بفهم اینو.
ببخشیدا البته. خیلی احمقانه بود رویکردت. جور دیگه نمیشد توضیح داد.

از کی پست سیاسی بذار شدی؟؟ :))

از وقتی ایرانسل اومده:|

رفته بودم دفتربسیج دانشکده کتابمو از یکی پس بگیرم، چشمم خورد به پوستراشون حرصی شدم:|

۰۴ اسفند ۱۸:۰۲ نیمچه مهندس ...
@دختر نقره ای
اینجور شجاعتی که شما داری میگی بیشتر به درد نترسیدن از گرگ و پلنگ میخوره.منظور من اینه که وقتی ازشون اسم نمیبرند یعنی از عواقبش میترسن.
چیزی که شما از تعریف دورویی ارائه دادی به نظرم بیشتر تغییر نظر ادمه.نمیگم بادی به هرجهت باشیم.دورویی به نظرم اینه که چیزی رو که همه میدونن کنایه وار بیان کنی.
و البته مطمئنا نظرامون باهم فرق میکنه.

نه دورویی یعنی جلو یکی قربونش بری پشت سرش حرف بزنی:))

به اینی که شما منظورتونه یه چیز دیگه میگن که نمیدونم چی.

۰۴ اسفند ۲۰:۳۷ هَشت حَرفی
بستگی به جهان بینی داره :) یک جور عشقه نه یک جور تجارت. تو وبلاگم اون قسمت که تو منو، اون بالا، "بخوانید درباره ام" هست تا حدودی توضیح دادم:)

بله:-؟

۰۴ اسفند ۲۲:۲۹ مهدی صالح پور
با همشهری جوان چیکار داشتی این وسط! :D

یه سری بهشون نامه زدم انقدر تلمیح میزنید به چیزای ناشناخته دیگه نمیشه مجله تونو فهمید، زنگ زدن که دقیقا بگو کجاها:| :)) منم جایی بودم گفتم یادم نیست، کلا ولی مراقب باشید:))))

۰۵ اسفند ۰۰:۱۵ راضیه. ع
یادمه چن سال پیش تی وی داشت سخنرانی آقای خامنه‌ای رو نشون میداد داشت میگفت که من عادت ندارم اسم کسیو بیارم برا قضیه کاندیداتوری احمدی نژادم اسمی ازش نبرد، والا من نمیدونم ولی حتما دلیلی داره، شاید بخشی از سیاست باشه... شاید تو مجله م
نمیتونستن اسم بیارن ممیزی داشته :))))

مجله قطعا نمیتونه اسم بیاره، ولی وقتی چیزی که داره بهش اشاره میکنه اولا در دسترس همه نیست دوما اصلا غیرقانونیه در جریانش بودن، چرا یه جوری رفتار می کنن انگار ما بدیهتا همه تو خونه من وتو داریم؟ :|

الان مثلا طنز های روزنامه بی قانون رو بخون چقدر تلمیح داره به استیج:|

۰۵ اسفند ۰۱:۳۲ هَشت حَرفی
قابل درک نیست؟ :)

والا من کلا افرادی که دنبال کار نیستن رو درک نمی کنم:دی

۰۵ اسفند ۱۲:۱۶ قاسم صفایی نژاد
چون نمی‌خوایم هزینه مواضعمون رو بدیم یا مصلحت نیست
چون بعضی جاها میخوایم راه در رو برای خودمون بذاریم
چون بعضی جاها میترسیم دوستی‌ها از بین بره
هم مثبت میشه فکر کرد هم منفی

اینم بخونید، کمی مرتبط:
حرمت نان و نمک در فرهنگ ایرانی
http://safaeinejad.ir/1386/04/19

مرسی

روزت مبارک مهندس ^__^

سیپاس!

چون وقتی کنایه می زنند، می تونه به افراد زیادی ربط پیدا کنه، اگه قضیه بالا گرفت، حاشا می کنند، میگن با شما نبودیم که کجا اسم شما را آوردیم؟ اگه قضیه بالا نگرفت، ادامه می دهند...

خب همین دیگه :| ویجدان نداریم؟

۰۸ اسفند ۲۱:۱۵ 𝓂𝑜𝒽𝓈𝑒𝓃 𝒻𝒶𝓇𝒶𝒿 シ
آقا غلط کردم XD نظر رو حذف کن D:

حذف نمی کنم به این جهت که مراقب حرفاتون باشید. در دنیای واقعی هم حرفی که میزنی شیفت دیلیت نداره وانمود کنی همچه حرفی نزدی متاسفانه.

۰۸ اسفند ۲۱:۲۳ 𝓂𝑜𝒽𝓈𝑒𝓃 𝒻𝒶𝓇𝒶𝒿 シ
ولی باز هر چی بگیم و بگید هیچ تغییری در مملکت نمیشه
فقط یک فتنه ی جدید به وجود میاد و بلاگ بیان هم عاقبتش مثل بلاگفا میشه
من فقط از این نگرونم وگرنه نه سیاسی هستم و نه کار به کار بیانی ها دارم...
بازم اشتباهی از ما بود ببخشید

چه ربطی به بیان و بلاگفا داشت آخه؟ :|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک