اگر قاتل بودم (4)

اگر قاتل بودم اینهایی که دم در بی آی تی می ایستند، نه می آیند تو، نه میگذارند بروی بیرون، بعد خودت را که به صورت انتحاری و حسین فهمیده طور پرتاب می کنی بینشان شاکی هم می شوند و به کوله پشتی ات فحش می دهند، ...

نمی کشتم.

ولی آن راننده اتوبوسی که، در حالی که یک لنگه پای آدم روی پله اتوبوس، و پای دیگرش روی سطح ایستگاه و در حال جا باز کردن بین جماعتِ سوار نشونده ی کنار نرونده است، گازش را میگیرد میرود، قطعا زیر میگرفتم.


پی نوشت: بعد منِ خانم یک کوچه فرعی باریک را با خاموش کردن بند بیاورم مشمولِ بندِ «کی به تو گواهینامه داده» قرار میگیرم. راننده اتوبوسی که پایه n دارد و با درِ باز اتوبوسِ تا خرخر پُر را راه می اندازد و چک نمی کند کسی در حال پیاده شدن نباشد مشمولِ این بند نمی شود.

حتما باید بمیریم خب؟

۲۰ لایک
۰۱ دی ۰۱:۱۶ مهدی امینی
عالی حقوق بشر است و دیگر هیچ

چی؟

۰۱ دی ۰۱:۲۵ پرتقالِ دیوانه
باید منقرض بشیم منقرض

بابا چرا سریع میرید سراغ نژادکشی اصلاح شید خب:|

من اولی را زیر خواهم گرفت:)
با دومی مشکل نداشتم زیاد تعادلم زیاده تو اینجور مواقع.

واقعا وقتی یه پات رو دارن می برن و یه پات رو سکوعه تعادل داری؟ خود میمونا هم میفتن تو این شرایط:|

کلا راننده و مسافرا جمیعا الهم اشعف

حتی!

۰۱ دی ۱۳:۵۸ رفیعه رجعتی
من دوتاشونو میکشتم :| بعدم لابد میگرفتنم ، منم میمردم :|

خطرناکیا:|

۰۱ دی ۱۸:۱۶ پـامـ ـوک
کم کم داری تبدیل به قاتل زنجیره ای می شی!

همه ما درونمون یه قاتل بالقوه داریم. جولیک (ره)

۰۱ دی ۲۱:۵۱ ** سیلاک **
چرا اینقدر خشن !!!

انیمه های خشن نبینید روتون تاثیر خشن بذارن:دی

نوع مرگش رو اونی بنویس که لایت واسه نامزد ری پنبر نوشت :))))
دیگه نیازی به مخفی کردن جسد هم نیس

من آخرش نفهمیدم دختره چطوری مرد، رفت خودشو سر به نیست کرد؟

۰۱ دی ۲۳:۱۰ پرتقالِ دیوانه
کی گفتم نژاد؟ هممون منقرض بشیم. کلا آدم منقرض بشه قالِشو بکنیم بریم

از رو genocide دکتر هو گفتم، وقتی مثلا همه دالک ها کشته میشن میگه یه genocide رخ داده:))
آدم ها هم نژادن خب:-"

۰۲ دی ۰۳:۱۵ هَشت حَرفی
حداقل اگر خاموش میکنید چهره ی حق به جانب هم نگیرید که انگار ما اومدیم فوت کردیم خاموش شده!

چه چهره ای بگیرن مثلا؟ چهره شرمنده بگیرن؟ ببخشید تو رو خدا خاموش کردم؟ اصن شما برا چی دقیق میشی تو چهره اون بنده خدا که ترس برش داره؟ ملت خیابون یه طرفه رو برعکس میان میزنن به آدم، قیافه شون یه طوریه انگار داشتن تو پارکینگ خونه شون پارک میکردن رفتی تو جا پارکشون پیک نیک برگزار کردی، کسی که خاموش می کنه باید بنر بزنه ببخشید پشت سریا که من خاموش کردم؟ :|

من همین امروز سوار تاکسی ای بودم که تو خیابون یه طرفه ای که برعکس میومد خاموش کرد و راننده ی آقاش کاملا طلبکار بود که چرا بوق میزنین خاموش کردم آدم که نکشتم. :|

خلاصه که صاحبدلان خدا را:)))

۰۲ دی ۱۲:۰۶ مهدیس
جولیک من پایه تم برا هرگونه قتلى^-^

شریک بیشتر شاهد بیشتر خطر لو رفتن بیشتر:-"

۰۲ دی ۲۱:۵۴ فاطمه یعقوبی
من یه بار وقتی بچه بودم پام گیر کرد لای در اتوبوس :| تا دبیرستان میترسیدم سوار اتوبوس شم دیگه دبیرستان بخاطر مسیر مدرسه مجبور شدم :|

عجب

تو انیمه ش که یه راه پله ای ظاهر شد و رف تو آسمون :|
توی فیلمشم که اول دوست دختر لایت رو کشت بعد مخ خودشو پوکوند.
با اینکه فیلمش چرت بود اما استراتژی اونجا بیشتر به مذاقم خوش اومد. با اون ال ش :(
98% جذابیت ال به صداش بود، این کی بود گذاشته بودن جاش -_-

نه بابا تو انیمه ش همینطوری دور شد و رفت تو مه. :|
فیلمش رو هیچوقت رغبت نکردم ببینم:دی

میدونستی صدای ال و صدای اوسوپ یکیه؟ :|:|

:)))))
هر دو نوع رو بکشید بهتر نیست؟

اسراف نکنید!

اوسوپ وان پیس؟
عاقا اون هزاااار قسمته
من نمییییییتونم

یه چن قسمتشو دیدم بعد هی یادم میوفتاد هزار قسمت بودنش رو، و در نهایت هم ولش کردم :/

من مانگاش رو خوندم، و خب معمولا ورق میزنم میرم جلو با سرعت، تکلیف همه جنگ ها معلومه:|
دیالوگ مهمی هم که ندارن:))

۰۶ دی ۱۵:۱۳ gandom baanoo
سوار نشونده کنار نرونده!! :)))))

طرف حالا میخواد ایستگاه آخره پیاده شه‌هااااا چسبیده به در اتوبوس!!!!

یا چسبیده به سکو:))

۱۰ دی ۰۰:۳۹ خودمونی ツツ
آدم هست ولی کم هست ...
پس بکشید ولی اسراف نکنید ...

هشت میلیاردیم داداچ کره زمین داره نابود میشه:|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک