نظرسنجی یک بلاگر علاقه مند به نظرسنجی(!) از قضات محترم خود!

اگر الان اتفاقی بفهمید یک نفر تو یه رابطه یواشکیه و دوست نداره کسی بدونه، آیا شروع می کنید به فکر و خیال کردن در مورد رابطه ش، خودش و طرفی که باهاش تو رابطه ست؟

آیا نظرتون در موردش عوض میشه؟

آیا نصیحتش می کنید که از رابطه بکش بیرون؟

آیا اگر به هم بزنه بهش میگید «من که گفته بودم»؟

۱۶ لایک
فکر و خیال شاید...مثلا وقتی ببینمشون شروع به تفسیر کنه مغزم. این الان اون کارو کرد چون دوستش داره و اینا :) البته سعی میکنم جلوشو بگیرم :/

نظرم در موردش نه.

نصیحت، یه چند باری کردم...چند باری که واقعا حس میکردم خیلی احمقانه است همه چیز! خیلی واضح طرفش اینو خر گیر آورده بود و داشت سواری میگرفتت. البته تو اکثر موارد کلا نظری نمیدم...چون تاثیر نداره حقیقتا.

نه :) دلم نمیاد یه دلِ شکسته رو بشکنم :(

مطمئنی؟:))

۱۲ آذر ۱۷:۰۳ pary daryay
کلی تایپ کردم اشتباهی صحفه رو بستم
درسته حس کنجکاوی درونم فعال میشه ولی خب وقتی خودم دوست ندارم کسی چیزی درموردم بدونه سعی میکنم خیلی درموردشون فکر نکنم
نه خب چرا عوض بشه حتما دلیلی داره واسه ی رابطش
نه خب به من ربطی نداره که چرا نصیحت کنم
وقتی نگفتم /-:

:))

۱۲ آذر ۱۷:۰۷ خانومی ...
خیال پردازی شاید انجام بدم اونم در این حد که " چرا رابطه یواشکی و این حرف ها " ، نه فراتر .
ولی اصلا به روی خودم نمیارم ، نصیحت هم نمیکنم .اصل " به من چه" رو پیش میگیرم ...
۱۲ آذر ۱۷:۱۲ فاطمه .ح
فکر و خیال خودش میاد؛ مثلا با یه جمله ی ساده ی "الان کاری دارم" شاید ذهنم بره به این سمت که داره مثلا با همون یاروحرف میزنه یااز این دست چیزها. ولی اگه منظورت اینِ که بشینم فقط درباره شون فکر کنم خب بستگی داره. اگه مثلا هردو نفرشون رو خوب یا نسبتا خوب بشناسم برام جالب میشه که این دو تا چیشد با هم ارتباط برقرار کردن و این افکار.

نه خب. اگه رفتارهاش عوض بشه شاید. ولی صرفا فهمیدن اون رابطه ش نه.

نمیدونم، بستگی داره. اگه زیاد درباره ی رابطه ش باهام حرف بزنه، طوری که خودش از رابطه ش بناله، آره. ولی اگه از من نظرمو نپرسه مریض نیستم برم نصیحتش کنم که :/

نه.

یه کسی اتفاقا از رابطه ش با یه اقایی به من گفت، اون موقع نظرم درباره ش عوض شد، چون یه چیزی خلاف رفتارهای گذشته ش دیدم. چون یک سری دروغ هایی برای من توحرفهاش نمایان شد؛ بعد کم کم احساس کردم چقدر این آدم پر از تناقصه. تو حرف زدن با مادرش، با خواهرش، با بقیه...
و وقتی جوابِ خودمو درباره ی سوالِ دومت گفتم، احساس کردم نیازه این چند خط آخر رو هم بگم. یعنی نمیدونم الان اون جوابم بااین حرفام یکی شد یانه. خلاصه دیگه ...

خب پس نظرت در موردش عوض میشه:دی

۱۲ آذر ۱۷:۱۶ خور شید
بستگی به اهمیت طرف داره

رنج های گوناگون اهمیت:دی

۱۲ آذر ۱۷:۲۱ خانم فـــــ
بعد از یه سنی دیگه این چیزا خیلی عادی میشه و خارج از اهمیت
من الان حتی برام مهم نیست که خودم در رابطه یواشکی با کسی هستم یا نه چه برسه به دیگری!
خود داند!

چند سالته مگه؟:|

وقتی رابطه‌اشو پنهان داره می‌کنه من فقط شاید کمی مثلا فضولی و اینام گل کنه و کمی کنجکاو بشم که طرف کیه :دی در همین حد و دیگه هییییییچ اکشنی حتی در حد بروز کنجکاویم و سوال پرسیدنم ازم سرنخواهد زد که زد!! چون حتما دلیلی داشته که رابطه‌اشو خواسته یواشکی نگه داره!!
و نصیحت کردن رو اینا رو وقتی تو فازش میرم که طرف از چند و چون رابطه‌اش واسم بگه و واقعا واقعا زاررررر بزنه از ظاهر رابطهه که اونیکه من میشناسمش مطمئنا بهش آسیب میرسه!! وگرنه اگه رابطه‌ی معقولی باشه که دیگه من غلط بکنم حرف بزنم :))

هیچوقت یک زارزننده رو نصیحت نکن.
من خودم زخم خورده م:|

۱۲ آذر ۱۷:۳۳ اسپریچو ツ
من خودم کلی باهاشون خیال پردازی میکنم و نمایشنامه و فیلم نامه مینویسم و حرکاتشون رو تفسیر میکنم ولی فقط پیش خودم
نه چیزی به بقیه میگم نه خود طرف
:|

چقدر از سی پی یو ت رو صرف می کنی:))

۱۲ آذر ۱۷:۳۶ آقاگل ‌‌‌‌
من پیش اومده و دخالتی نکردم! البته نام برده سنش بیشتر از 24سال بوده.

گروه سنی هم حائز اهمیت است؟

۱۲ آذر ۱۷:۴۷ آرزوهای نجیب (:
خب بستگی داره، طرف چه نسبتی با آدم داره، چند سالشه، و کلی از این مدل بستگی ها(:

بستگی های گوناگونش رو شرح بدید:دی

۱۲ آذر ۱۷:۵۳ هیده ...
"من که گفته بودم "رو تو هیچ شرایطی دوست ندارم بگم . حتی اگه قبلا گفته باشم و هشدار هم داده باشم . یعنی واقعا سعی ام اینه که نگم .

قضاوت که نه ...ولی خوب برام جای سوال می شه . اگه امکانش باشه علتش رو جویا می شم و در حد ِ فهم و علم و تجربه ام سعی می کنم یه سری چیزا رو بهش یاد آوری کنم اما خب این روش همیشه عملی نیست . چون خیلی وقتا نمی شه حرفی زد و از طرفی خیلی وقتا گوش ِ کسی بدهکار نیست و فایده نداره .

نظرم هم نمی دونم شاید عوض شه ؛ ولی خوب دلیلش شاید قانع کننده باشه و نظرم عوض هم نشه .

یعنی حتما باید دلیل داشته باشه که قانع بشی؟:دی

۱۲ آذر ۱۸:۰۴ گمـــــــشده :)
چیزی بهش نمی گم
هیچ قضاوتی هم نمی کنم
فقط اگه بخواد باهام حرف بزنه بی منت و آزار به حرف هاش گوش می دم
راهکار هم نمی دم بهش
تو همچین روابطی فقط خود فد می تونه تصمیم بگیره

مرسی از شما:دی

۱۲ آذر ۱۸:۰۹ سمن بانو
فکر و خیال آره :دی
عوض شدن نظر؟ احتمالا نه
نصیحت؟ احتمالا آره. اگه نزدیک باشه خیلی طرف
"من که گفته بودم" که فحشه رسما :|

چرا فکر میکنید باید نصیحت کنید آخه؟

خب من متاسفانه از اون دست آدمای دهن قرص و منطقی ام که همه میان سفره ی دلشونو پیشش وا میکنن و از رابطه های یواشکی شون و عشق و عاشقی های دوطرفه و یک طرف شون براش میگن.. و خب تو این موقعیت، وقتی خود طرف داره برام تعریف میکنه و ازم کمک و هم فکری میخواد، به خودم اجازه میدم افکارم رو بیان کنم یا نصیحتش کنم و اگه رابطه ی مخربی باشه به نظرم برای اون، بهش ممکنه بگم بکش بیرون، ولی نظرم در موردش عوض نمیشه.. مگه این که قبلش خیلی ادعای خدا پیغمبرش بشه، که در اون صورت سعی می کنم رفت و آمدم رو باهاش کم کنم چون از آدمای دورو و ریاکاری و ظاهرسازی خوشم نمیاد...
در غیر این صورت معتقدم زندگی هرکسی به خودش مربوطه و قبل از این که به خودم اجازه بدم سوالی راجع به زندگی کسی برام ایجاد بشه، از خودم یه "به من چه؟" می پرسم و اگه تونستم بهش جواب بدم (مثلا دوست خییبیلی صمیمیم باشه، یا از اعضای خانواده م باشه مثلا)، اون وقت دخالت می کنم، وگرنه این اجازه به خودم نمیدم، حتی اگه از فضولی در حال مرگ باشم!
و البته در هیچ حالتی بهش نمیگم "من که گفته بودم!" چون میدونم اون به اندازه ی کافی خودش درد داره تو اون لحظه، نیازی به نیشتر من نداره دیگه.
فکر و خیالم به اندازه ی کافی تو زندگی خودم دارم که نیازی به فکر و خیال راجع به روابط دیگران نداشته باشم!

بابا چرا عین آدمای دویست ساله هی به خودت نق میزنی، جوونیتو بکن:))

۱۲ آذر ۱۸:۳۴ بانوی عاشق
سلام
خب اول از همه بستگی داره به این که اون اشخاص کی باشن
مثلا اگه یکی از اون ها دوست یا فامیل باشه برام مهمه که طرف مقابلش چجوریه
اگه طرف مقابل آدم درستی باشه تا جایی که بتونم کمک میکنم که باهم باشن و به هم برسن
وگرنه تمام تلاشمو میکنم که دوستم یا فامیلم چشمشو باز کنه و از اون رابطه بیاد بیرون

نظرم درموردش عوض نمیشه

اما اگه غریبه باشن هردو طرف خب یجورایی معذب میشم و سعی میکنم زیاد جو چشمم نباشن
تو محل کارم هردومورد رو داشتم متاسفانه

:|
چقدر حضور موثر تو زندگی اطرافیان دارین:دی

اگه رابطه یی که توش هست به نفعشه چرا باید بگم بکش بیرون؟
هرکاری ممکنه بکنم اما نمیگم من که گفته بودم! واقعن له میشه طرف
انقدر اتفاقا و شرایط عجیب ممکنه پیش بیاد برای آدما که واقعن ترجیح میدم نظرم در موردش عوض نشه، شاید منم اگه توی اون شرایط بودم ده برابر کار بدتری میکردم

اهوم:)

۱۲ آذر ۱۸:۴۱ کاکتوس
سلام :)
دیدم نظرسنجیه گفتم منم بازی :دی
من یه بار درباره یکی از همکلاسیهام فهمیدم این موضوعو و نه به روی خودم اوردم نه به روی هم کلاسیم و هم نه به روی دوستشون و فکر و خیالی هم نکردم ولی راستش یه کم نظرم درباره اش عوض شد و همچنان نظرم همون عوض شده هه مونده!
دست اخر هم ازدواج کردن...
به نظرم کاری با یواشکی بقیه نداشته باشیم بهتره، اگه به نتیجه برسن علنیش میکنن :)

یکی از کاربرد های نظرسنجی روشن کردن خاموش هاست!
نظرت چطوری عوض شد؟ به چه ورژنی عوض شد یعنی؟

۱۲ آذر ۱۹:۱۲ ساکن طبقه 40
اینقد اینجور چیزا رو دیدم که فهمیدم نباید زیاد با زندگی شخصی کسی کاری داشته باشم
اعتقادم هم اینه که کلا هیچوقت نباید نظرم رو نسبت به کسی عوض کنم ، باید نظرم رو نسبت به کارهاش عوض کنم. مثلا اگه کسی تو یک رابطه است که اون رابطه بده (چه عرفا ، چه شرعا چه هرچا ) اون شخص رو زیر سوال نمی برم. کارش رو زیر سوال میبرم.
نصیحت کردنم که فقط یک روش نداره که مستقیم بری بزنی تو کلش که آره و اینا نکن و اینا ، میشه غیر مستقیم نصیحت کرد . (البته اگه شرایطش باشه) و من اگه شرایطش باشه این کارو میکنم . چقدر حرف زدم !!!

من هنوز نفهمیدم چرا فکر می کنید باید نصیحت کنیدا:دی

اصلا برام مهم نیست، چون به من ربطی نداره. هیچ گونه اظهارنظری هم نمی کنم.

چه خفن:دی

۱۲ آذر ۲۰:۳۹ سپیده برون
الف) نه
ب) نه
ج) نه
د) نه

چه بی اعصاب:|

۱۲ آذر ۲۰:۴۸ ** سیلاک **
زیاد در این جور موارد کنجکاو نیستم ، البته بستگی به اهمیت و نزدیکی طرف بهم هم داره ، افراد نزدیک خانواده باشند شاید یه ذره دلم بخواد بدونم ولی بازم تا زمانی که خودش صحبت نکنه من زیاد کنجکاوی نمیکنم .. وقتی یواشکیه بزار یواشکی بمونه :)))

جه بستگی دار:دی

نه به همه ش.
بر حسب تجربه. :))

چه مجرب:دی

۱۲ آذر ۲۲:۰۲ هَشت حَرفی
کاری به رابطه های دیگران ندارم، مگه اینکه رابطه ای عقیدتی و خصوصا سیاسی باشه که بدونم تهش مشکل آفرین میشه.

چه خطرناک!!!

به راحتی تمام، کلا بهش فکر نمیکنم.

چه خلاصه :دی

۱۳ آذر ۰۰:۰۷ پوکرفیس :|
بستگی به طرف و اون رابطه داره خب. به نظرم معمولاً بهتره دخالتی نکنیم، مگر این که واقعاً مطمئن باشیم که طرف داره با یه رابطه ی احمقانه ندونسته زندگیش رو به گند می کشه :|

پیش اومده برام، دخالت هم کردم چون جوری بود که نمی تونستم کاری نکنم، طرف هم بعد از یه مدت قبول کرد حتی، و نظرم به هیچ وجه راجع بهش عوض نشد.

هوم...

۱۳ آذر ۰۱:۲۴ زهرا رضایی
من فقط درمورد دختر خواهرم به صورت کامل دخالت خواهم کرد ! راجع به بقیه کمی کنجکاو میشم فقط اونم معمولا چون حوصله ام نمیکشه در حد چند دقیقه است پایداریش!
معمولا هم پیشنهاد میکنم تا کل کل کل قضیه رو ترجیحا از زبون هر دوطرف نشتیدیم هیچ توصیه ای به هیچ یک از طرفین نکنیم ! چون ممکنه بیخودی مسیر درست زندگیشونو با یه جمله قصار خراب کنیم !

در مورد علی چی؟:دی

۱۳ آذر ۰۷:۳۳ ساده خان
نه , بله ,نه,نه

کاملا نظرسنجی طور:))

۱۳ آذر ۰۸:۵۵ گیسو کمند
سوالاتت خیلی کلّی هستند.
کلاً من توی کارهای یواشکی کسی سرک نمیکشم و خیال پردازی هم نمیکنم مخصوصاً اگه از خانواده نباشه.
ولی در جواب سه تا سوال دیگه باید بگم بستگی به اون شخص داره که کی باشه و با چه کسی توی چه شرایطی رابطه ی یواشکی داره. درسته که خیلی از کارهای یواشکی عاقبت خوبی ندارن چون اگه خوب بود یواشکی شکل نمیگرفت ولی استثناهایی هم هست که البته الگو نمیشه ولی هست و به انجام رسیده. تا که این رابطه رو چه جوری تعریف کنیم خیلی بستگی داره. یعنی توی چه سنی به خاطر چی طبق چه معیارهایی آخه؟
نصیحت هامو هم برای هر کسی خرج نمیکنم اول باید بفهمم که در این مورد احتماد پذیرفتن نصیحت من هست یا نه؟
والا الان خیلی ها بعد چند ماه رابطه ی شرعی و علنی هم به هم میزنن بعضی ها هم بعد از دو سه سال زندگی! به هم زدن ملاک نیست که بخوام به خاطرش ملامت کنم.

جواب های کلی میخواستم:دی

۱۳ آذر ۰۹:۰۰ گیسو کمند
:))))) این وسط یه کلمه ی جدید پدید اومده. احتماد!!! ترکیبی از احتمال و اعتماد و معنیش میشه احتمالِ اعتماد کردن!!!!

یه چیزی گفتم تا ضایع نشم که مثلا غلط املایی داشتم ً:B

بله بله:))

بستگی داره. آیا رابطش به من مربوطه؟ مثلن اگر با پارتنر من رابطه داشته باشه عصبانی میشم. اگر کلن هم با پارتنر هر کی دیگه هم رابطه داشته باشه بازم ازش بدم میاد.
در غیر اینصورت اصلن مسائل خصوصی کسی به من ربطی نداره. به خودشون مربوطه

شما کمتر سریال ترکی ببین:))

۱۳ آذر ۱۶:۳۹ دختر به شدت معمولی
فکرو خیال یکم آره اما اونجوریم نه که تمام فکرو ذهنم بشه اون و رابطه اش ولی دلیلی نداره نظرم درباره اش عوض بشه

اگه طرفم برام عزیز باشه و بدونم اون رابطه سرانجامش خوب نیست و احمقانه است و لازم باشه یه تلنگری بهش بزنم تا یکم بیشتر فکر کنه حتما اینکارو میکنم حتی اگه ازم ناراحت بشه چون نمیتونم بیخیال بیشینم ببینم یکی داره زندگیشو داغون میکنه (البته به سن و سال اون فردم بستگی داره دیگه)

نه دلم نمیاد بگم بهش

فکر می کنی انقدر صلاحیت و تجربه و دانش داری که بگی یه رابطه خطرناک یا احمقانه س؟

اگر اون شخص خیلی بم نزدیک باشه دلم می خواد بهم بگه، چون روابط کاااملا مخفی یکم خطرناکه. بعضی اوقات بیشتر از یکم حتی. مخصوصا وقتی که معلوم نیست طرف کی هست و رفت و امد و اینا دارن، نگرانش می شم خب.
اما اگه اونقدر نزدیک و صمیمی نباشیم تا وقتی که خودش نیاد چیزی بگه کنجکاوی نمی کنم. اگرم گفت تا جایی ک دستم بربیاد کمک و راهنمایی می کنم و تمام تلاشمو میکنم پام از گلیمم فراتر نره.

و اینکه خب وقتی یه کسی شکست بخوره خودش می دونه چه اتفاقی افتاده، لازم نیست به روش اورد با جملاتی ازون دست..

مرسی:)

فکر رو نمیشه کنترل کرد. یعنی من نمیتونم کنترلش کنم... برای همین اگه بفهمم از نزدیکانم کسی تو رابطه ایه خب بالاخره راجع بهش فکر میکنم... شاید حسودیم بشه... :)))
ولی خب کلا راجع بهش حرف نمیزنم باهاش اگه خودش بحثش رو وسط نکشه و چون تجربه ای از رابطه داشتن ندارم :)))) ، نمیتونم نصیحتش کنم یا توصیه ای بهش کنم... من ترجیح میدم بیشتر گوش بدم اینجور مواقع تا اینکه بخوام حرف بزنم!!!
نظرم هم درباره ش عوض نمیشه... مگر اینکه با شخصی رابطه داشته باشه که من دوستش داشته باشم و اون هم میدونسته که من اون شخص رو دوست دارم و با این حال باز هم رفته باهاش وارد رابط شده...
ولی خب تاحالا همچین چیزی برام پیش نیومده...

حسودی:))
مثلا رو یکی کراش داشته باشی بعد با دوستت عروسی کنه:))

۱۴ آذر ۱۵:۴۰ gandom baanoo
به نظر من یکی وقتی وارد یه رابطه میشه اگه طرف مقابلش مزخرف‌ترین آدم دنیا هم باشه باز نمیشه بهش گفت بکش بیرون!! چون تو چشم خودش بهترین آدم دنیاست و با همه فرق داره و... .
فقط میشه چند تا نصیحت بکنی و خودتو واسه دلداری دادنش در آینده آماده کنی!!!

حالا شایدم منجر به ازدواج شد و خیر و خوشی تموم شد، میرزاده خاتون و دکتر دنتیست رو مثلا شما میخواستی آماده بشی که دلداری بدی؟ نی نی شون به دنیا اومد:))
+از همینجا برای نی نی شون دست تکون میدیم و امیدواریم اسمش نیکی باشه:)) :-*

۱۵ آذر ۰۹:۳۸ داداش مهدی
بهش میگم دیوونه منو ول کردی رفتی سراغ اون؟؟ خاااک!

اعتماد به هوا فضا :|
حالا شاید دوستتون پسر بود :| یه کم فکر کنید پیش از پیشنهاد دادن خودتون به ملت:))

۱۶ آذر ۱۳:۰۱ • عالمه •
من واقعا متوجه سوال نشدم؟!

نه درست پاسخ دادی!

نه!
نه
نه به من چه.
نه

عجب:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک