نه به "وایسیم مورد خشونت واقع بشیم" علیه زنان :|

از من دعوت شده به مناسبت روز منع خشونت علیه زنان چیزی بنویسم.

خب من الان می تونم بیام شما ر نسبت به ستم های نامحسوسی که بر شما روا داشته می شه آگاه بنمویم و مثلا به سمع و نظرتون برسونم به عنوان همسر یک مرد مثلا، نات اونلی از وی ارث نمیبرید بات آلسو در صورت فوت ایشون زبونم لال، حضانت بچه موچه هاتون به عهده عمو و پدربزرگ و پدرپدربزرگ و ذکور دیگر فامیل شوهرتونه. و مثلا اگه شوهرتون حتی زنده باشه و رفته باشه ماموریت و بچه تون آسیبی ببینه و بخواید ببرید مثلا جراحی سطحی ای در حد شکستگی دست  براش انجام بشه، بود ونبودتون یکیه چون خانومید. یا مثلا بیام بگم شاهد زن نصف شاهد مرد معتبره. یا مثلا بگم متوسط حقوق زن و مرد برای انجام کار یکسان با مهارت یکسان نسبت یک به دو داره.

ولی خب که چی خدایی؟

ملت میدونن تو مملکت هرروز داره حقوق اولیه شون زیر پا گذاشته میشه دم نمیزنن، من خودم مثلا خدایگان ستم دیدن و سخن نگفتنم:)) الان شما اینا رو بدونید قوانین مملکت عوض میشه؟ خیر. دیدگاه مردا به شما و من مساوی تر میشه؟ نچ. میرید-من که نمیام:)))- اعتراض می کنید؟ حاشا و کلا. اعتراض هم گیرم بکنید، جز دستگیر کردنتون کاری می کنن؟ نع!


بنابراین عوض این نق نق طور نوشتن ها، چارتا تجربه مفید از خشونت های خیابانی و تاکسی ای در اختیارتون میذارم که لااقل جواب خشونت رو با گلوله بدید دلتون خنک شه:|


1- در صورتی که مورد مزاحمت واقع شدید بدونید هیجکس به جز مزاحم مقصر نیست. به علاوه پلیس و شهرداری و حضاری که عین گلابی وایسادن نگاهتون کردن البته. :| مورد مزاحمت واقع شدن به میزان خوشگلی شما، زننده بودن پوششتون، آرایش داشتن و نداشتنتون و کاری که اون لحظه دارید می کنید ربطی نداره.

 خودتون رو سرزنش نکنید و اگر کسی هم سرزنشتون کرد براش تعریف کنید من با کاپشن مشکی و مانتوی بلند، با بادگیر فیروزه ای و مانتوی کوتاه، با سوییشرت بادمجونی و مقنعه تا وسط کمر، با چادر، با کتونی، با کفش کوه، با شلوار گشاد و تنگ، با موی پیدا و ناپیدا، با سبیل و بی سبیل(!) مورد مزاحمت واقع شده م و اصلا ربطی نداره چه قیافه ای دارید، طرف اگر کرم داشته باشه کرمش رو میریزه.


2-پیشگیری بهتر از درمانه ولیا! مکان های خلوت رو تنهایی نرید. هرچقدر هم شیرزن باشید و محله مورد نظر امن باشه، صبح جمعه یا شب تاریک که مغازه ها هم بسته هستن عین میدون مینه براتون. حتی شده دو تا دختر باشید، تنها نباشید. در صورتی که تنهایید نشون ندید می ترسید. عادی رفتار کنید و آتو دست طرف ندید.


3- مهمه که بدونید کی فرار کنید. اصلا به این فکر نکنید که محل ندم طرف رها میکنه. در همه حال بهترین راه اینه که نذارید طرف کرمشو بریزه. متاسفانه کیمیاعلیزاده هم باشید زورتون محدوده و اگه جراحت جدی هم ایجاد کنید دردسر دیگه ای میشه.

 اگه نسبتتون یک به چنده یعنی شما یدونه اید و اونا دو نفر به بالا، اولا درگیری احتمالا به شکست می انجامه و دوما در صورت نیانجامیدن اونا دستشون بازه ادعا کنن شما سرخود بلایی سرشون آوردید. بنابراین وانستید طرف بهتون برسه اصن.

 اگر کسی از روبرو با لبخند مشکوکی بهتون نزدیک میشه مسیرتونو عوض کنید.

 اگر راه پیاده رو بازه و طرف متمایل به سمت شما قدم برمیداره مسیرتونو عوض کنید.

 متاسفانه اگه یه دسته آقا از روبرو دارن میان و پیاده رو بند اومده هم توصیه اکید دارم مسیر رو عوض کنید.

 خودتونو بین دیوار و طرف گیر نندازید. تو پیاده رو از سمت خیابون حرکت کنید تا بتونید به سمت خیابون فرار کنید.

 جفت دست تو جیب و سر تو موبایل راه نرید. حواستون چفت محیط اطراف باشه.


4-با طرف وارد دیالوگ نشید. در صورتی که عوض کردن مسیر کمکی نکرد و طرف پیگیر بود فرار به داخل مغازه ها گزینه خوبیه. توی مغازه های تنگ و ترش مثل بقالی قدیمیا نپیچید. گل فروشی هم من تست کردم بیشتر نگران گل هاشه تا شما. توی مغازه میتونید با اعلام آقا مزاحم نشو و فلان درخواست کمک کنید. نکته کلیدی قضیه اینه که مزاحما نمیخوان کرم بریزن و همه ببیننشون. جلب توجه براشون مثل پیف پاف برای سوسکه. تو یه محیط بسته مثل مغازه احتمال اینکه توجه بقیه بهشون جلب بشه بیشتره تا تو خیابون. بنابراین معمولا رها می کنن.


5-اگر دیگه هیچ کاری ازتون بر نمی اومد حمله کنید. نه همون اول!!

 نکته مهم اینکه اینجا هدف ناک اوت کردن حریف یا حالگیری نیست. میخوایم از شرش خلاص شیم و فرار کنیم. پس نه یه ضربه بزنید و عادی به راهتون ادامه بدید-که من کردم و مسخره ترین کار دنیاست:)))) فک کنید طرف دنبال من راه افتاده من با لگد میزنم تو ساق پاش و به حرکت عادیم ادامه میدم:))))-، نه انقدر بزنید که بمیره :| یه حرکت کاری که طرف چند لحظه از پا بیفته و بعد د فرار!

 اسپری فلفل و چاقو سلاح سرد محسوب میشن و صرف همراه داشتن ولو عدم استفاده شون میتونه به ضررتون باشه. یه اسپری هشت در چهار تلخ بخرید دورش چسب برق بپیچید جهت خطرناک جلوه کردن بیشتر؛-) و همراهتون باشه. به سمت دهن و دماغ اسپری کنید و فرار کنید. به چشم سعی کنید نزنید چون ممکنه باعث کوری بشه و خب طرف مزاحمه، اسید پاش نیست که بدبخ.

 لگد به زانو فقط باعث میشه دردشون بگیره و خب به روشونم نمیارن :|. لگد به پشت زانو باعث به هم خوردن تعادل میشه به شرطی که محکم و سریع باشید. لگد به -عذرمیخوام- لای پا هم کاریه فقط بعدش باید انقدر فرار کنید که دیده نشید چون اگه طرف بلایی سر دستگاه تولید مثلش بیاد دیه هنگفتی گردنتونه:|  در مورد لگد های زانو به بالا دقت کنید طرف یهو پاتون رو تو هوا نگیره. مشت و چک و اینا رو تست نکردم و ایده ای ندارم جواب میده یا نه.

 در صورتی که از پشت گرفتنتون زانو هاتونو جمع کنید تو شکمتون. اینکار باعث میشه سنگینی کنید و طرف نتونه نگهتون داره و رهاتون کنه.


6-در صورتی که تو تاکسی مورد مزاحمت واقع شدید اول به طرف بگید. تجربه نشون داده درصد بزرگی از تمام آدم ها از میزان فضایی که اشغال می کنن بی خبرن و نمیدونن مثلا زانوشون تو شکم شماست. :| در صورت تکرار و عدم توجه میتونید راننده و بقیه مسافرا رو درگیر کنید.

 نکته مهم اینه که به بند یک دقت کنید. شما مورد مزاحمت واقع شدید، شما حق دارید اعتراض کنید و حق دارید بخواید رسیدگی بشه. سکوت نکنید و کوتاه نیاید و گوربابای اینکه بقیه فکر میکنن دخترخوب و ساکتی نیستید. والا به خدا. پس فردا اونا قراره کابوس ببینن زانوی یکی تو حلقشون بوده؟ نع! پس اصلا مهم نیستن!


7-فقط شروع کردن برای گرفتن حقتون کافی نیست. ادامه بدید. اینکه به طرف بگید ببخشید زانوتون تو شکم منه و اون بگه آره کمکی نمیکنه. وقتی شروع کردید به به جایی برسونیدش. استدلال بیارید که زانوت نباید تو شکم من باشه. به راننده بگید. کولی بازی(!) درارید. پیاده شید. هر چی! تهش باید به نتیجه برسه. رها کردنش باعث گستاخی بیشتر مزاحم میشه.

 این در مورد درگیری فیزیکی بند پنج هم صدق می کنه. همونطور که گفتم اینکه لگد بزنید و فکر کنید طرف میگه آخ و ول می کنه، نخیر اینطور نیست. لگد رو می زنید که زمان بخرید و فرار کنید. مثلا یه لگد به پشت زانو و طرف تلوتلو می خوره و شما به سرعت دور میشید. فحش و ناسزا هم بی فایده س. فقط ضربه و فرار. یا فرار خالی.


+نکات بالا برای مزاحمت های مخصوص خانم ها جواب میده و برای کیف قاپی و آدم ربایی و سرقت مسلحانه تجربه ای ندارم به واقع :|

+بر اساس تجربیات واقعی از خودم(به جز اون مورد جمع کردن زانو تو شکم که اصل دفاع شخصیه و هنوز استفاده نکردم:)) ). اگر شما هم تجربه مفیدی دارید بیاید به اطلاع برسونید استفاده کنیم!

۲۵ لایک
۰۴ آذر ۲۱:۰۸ میم آموزگار
من با هر چی شما بگی موافقم :-))))))) مرد نیست اونی که دست به زن داره . اون یه نفره که کودکیش سخت بوده تو دروه حال اومده جبران . بشکنه اون دست !

هوم

۰۴ آذر ۲۱:۱۲ فاطمه .ح
خیلی ممنون از راهکار ها واقعا :))) همون اول بزنیم تو دهنش بهتره ها،
فرار به مغازه ها دیگه چه صیغه ایه؟ :|

تا نصف متن خوندم هنوز.میریم برای ادامه😂

نزاع خیابانی محسوب میشه بهرحال:-/ ریحانه جباری رو به یادآر!

۰۴ آذر ۲۱:۱۸ فاطمه .ح
مورد دیگه ای که من اضافه می کنم :
اگه چییزی با خودتون دارید،مثل چتر یا تو این مایه ها، اگه یارو از پشت یا دقیقا چسبیده بهتون داره دنبال می کنه با همون چیز بزنیدش آقا -_-

بزنیم در بریم یا وایسیم بازم بزنیم؟

۰۴ آذر ۲۱:۲۷ پرتقالِ دیوانه
سوالی که پیش میاد اسپری تلخ رو باید از کجا تهیه کنیم؟
منن یه بار توی کوچه خودمون یه پرایدی هی یواش میرفت میگفت بیا کارت دارم
من یه مرده ای رو جلوتر دیدم
داد زدم بابا بیااا
یارو گرخید رفت
مرده هم اصلا نشنید
یه بار دیگه هم نه شب تو ایستگاه اتوبوس بودم
باز یه پرایدی ولی این دفعه با دو سرنشین هی تیکه های +18 مینداختن
منم گوشیمو در آوردم زنگ زدم 110 رفتم یکم جلو که صدامو بشنوم و گفتم اینجا یه مورد مزاحمت خیابونی داریم
داشتم آدرس رو میدادم که طرف گاز داد رفت
بعد گفتم به پلیسه مچکر در رفتن
خیلی کاربردی بود راهنماییات حتما آویزه گوشم میکنم

حالا پلیس واقعا نمیاد ها:| وایسی هم نمیاد:|


تلخ نوع بوشه! چون خیلی مسخره س با اسپری گل های بهاری نیوه آ حمله کنی:| من باب اثر روانی من ترجیح میدم سلاحم تلخ باشه:))
میری پیگی اسپری تلخ چی دارین یه ارزون بدبو میخری میای:))

۰۴ آذر ۲۱:۳۹ خانم لبخند
به چاقو یا کاتر فکر میکردم که با خودم بردارم اما خب خطرناکن و ممکنه کار دست آدم بده، یا نده هم کلا تهدیده. ولی اسپری تلخ خیلی خوب بود. یادم باشه حتما میخرم.
کلا با پست موافقم.
یاد شبایی افتادم که حتی ساعتای ش هفت از کلاس نیم ساعت پیاده میرفتم و تو بعضی پارک ها که پشت سرم چند قدم میشنیدن چقد قلبم میومد تو حلقم -___-

آره چیزای تیز نداشته باشی بهتره!

من صبح پنجشنبه همین هفته پیش مورد حمله واقع شدم:| صرفا چون خیابون خلوت بود و اون بند "خودتونو بین دیوار و طرف گیر نندازید" رو نمیدونستم اتفاق خیلی ناجالبی برام افتاد:|

۰۴ آذر ۲۱:۴۲ دینا .م
عامو یه سوال‌
من در زمان های خیلی بد( ده به بعد زمستون) در مکان های خیلی بد( کوچه های تاریک خلوت یه طرفه) تنها مدت های زیادی رفت و امد کردم.
حداکثر اتفاقی که افتاده یکی یه حرفی بزنه و بره( نمی گم موضوع مهمی نیست ولی دفاع شخصی لازم نداره دیگه) حالا من مسیرهای خیلی شلوغ و بی خطرتر رو توی ساعات رفت و امد با دوستانی بودم که پوشششون(سه ش درسته، دقت کنید) با من متفاوت بود. و در همون ساعات مورد عنایات فراوانی قرار گرفتیم.
من واقعا اعتقاد دارم پوشش و رفتار شخص در نوع برخوردی که از جامعه میگیره ( خصوصا مزاحمت های خیابانی) خیلی موثره.
به این معنی نیست که چون یه خانوم پوشش مناسب نداره اون آقا محقه که بیاد آزار برسونه، نه منظورم این نیست. در هیچ حالتی هیچ کسی حق تعرض به دیگران رو نداره ولی تاثیر و تاثر پوشش و رفتار دیگران رو نمیشه انکار کرد.

ببین دیه از چادر خفن تر که نداریم، من با چادر هم مورد کرم ریختن واقع شدم:))

باور کن ربطی نداره:-/ یعنی طرف اصن به قصد مزاحمت اومده حالا هر کی آسیب پذیرتر به نظر بیاد رو مورد عنایت قرار میده.
من حداکثر اتفاقی که برام افتاد صرفا حرف شنیدن نبود. جمع صمیمی نیست خوش ندارم بگم چی بود:)) ولی بدون چیزی نبود که بگی بیخیال!

۰۴ آذر ۲۱:۴۶ یا فاطمة الزهراء
یه راه دیگه ام که برای درگیری خوبه و هیچ جور نمیتونن اثبات کنن تو با سلاح زدی شخصو زدن تو شکم پشت دست و امثالهم با نوک کلیده من زدم محکم بزنی میره تو حتی :)) قابل اثباتم نیست :دی

کلیدم خوبه:-؟ امتحان می کنم:))

۰۴ آذر ۲۱:۵۸ فرزانه شین
چقد باحال بود راهکارا
اون اسپری رو حتما می خرم،قبلا تو یه فیلمم دیده بودم.
در مورد زدن والا من اصلا جرئتشو ندارم ولی چون ریزه میزه ام سرعت دویدنم بسیییااار بالاست و دست به فرارم خوبهD:

فیلم آتش بس نبود؟:)))

۰۴ آذر ۲۱:۵۹ خور شید
چقدر مفید بود این پست..

+ راستش من تمام سال قبل ساعت ۹ و نیم شب تنها از مدرسه میرفتم خونه ولی خدا رو شکر تا حالا پیش نیومد که مزاحم بشه کسی.
فقط یه بار خواستم به یه کارگر افغانی کمک کنم خریداشو ببرم، که انقدر تحت تاثیر قرار گرفت، بهم یه بستنی داد و میخواست ازم خواستگاری کنه :|

خیلی هم عالی. بعد من بدبخت ساعت نه صبح باید مورد تعقیب قرار بگیرم:)))

بسننیش سالار بود؟:-"

۰۴ آذر ۲۲:۴۳ فاطمه .ح
خب اگه جای شلوغی باشه در رفتن خیلی موثرواقع نمیشه. یعنی اینقدر باید از بین ادما بگذری که سرعتت خیلی کند می شه. بزنی و در بری اگه جای نه شلوغ و نه خلوتی باشه خیلی خوبه دیگه. هرچند احتمالا چندنفر عین بز نگات می کنن ولی ارزششو داره. ولی با یه چیز بلند تو شکم یا پهلو دو تا بزنی خودش تا درصد زیادی یارو رو دفع می کنه.
کلا بزن درو ها بسته به موقعیت ان

اگه شلوغ باشه داد و فریاد جواب بیشتری میده. عوض کردن مسیر هم خوبه چون طرف سخت تر میتونه دنبالتون بیاد.

مترو تجریش که شلوغه همون راهکار یا فاطمه زهرا با سنجاق قفلی بچه ها تست کردن جواب می داده:دی من خودم تا حالا تنهایی جای شلدغ اذیت نشده م، یه سری با مامانم بودیم که همون راهمونو کج کردیمو

۰۴ آذر ۲۲:۴۵ Miss Avilet
به نظرم با گوشی صحبت کردن هم یکم جوابه. نه مثلا گاهی تو تاکسی ای چیزی هستم و میبینم یکم درسنامه وضعیت، وانمود میکنم دارم با پدر با مادرم حرف میزنم و میگم تو راهم و سوار ماشینم و نزدیکم و اینا، که طرف حساب کار دستش بیاد که اگه غلطی کنه اینجوری میشه که کسی باخبر نشه
همیشه هم به این فکر می‌کنم که با عرض معذرت، با لگد بزنم وسط پای یارو و دردر برم:))
اسپری هم یچیز مفیدیه واقعا. هرچی باشه طرف سکته میکنه.
اسپری رنگ هم یجا خوندم خوبه، رسوا میشه طرف قشنگ:))

گوشی رو تست کردم جواب نداد. حتی وانمود کردن به اینکه هدفون گوشته و نمیشنوی هم پاسخگو نیست:-/

لگد به اونجا که گفتی همونطور که گفتم خطرناکه چون ممکنه طرف به طورغریزی مچ پاتو بگیره و بیفتی زمین!
اسپری رنگ کوچیک نداریم، وگرنه اونم خوب بود:))

۰۴ آذر ۲۲:۴۷ Miss Avilet
ای بابا این کیبوردم پیش‌فرض حدس میزنی کلی لغت اشتباه تو کامنتم بود:)))
نه=من
درسنامه=ترسناکه
اینجوری نمیشه= اینجور نمیشه
در برم هم یه در* داشت:))

اوکیه!

۰۴ آذر ۲۲:۵۳ پوکرفیس خسته ای که حال لاگین ندارد :|
مطمئنی بیگانگان در بدو تولد یه آهنربای جذب مزاحم خیابانی توی پانکراست کار نذاشتن؟:/

خیلی تجربیات خشنی داری! :/

تجربیاتم خشن نیستن مزاحمتهای روزمره ان، واکنشم بهشون خشنه چون میخوام آخرین قربانی طرف باشم و فکر نکنه هر غلطی کرد دخترا گریه کنون میرن خونه:-/

حالا خیلی وقتا جوابم نمیده ولی خب:-/

۰۴ آذر ۲۲:۵۹ خانم لبخند
البته این قسمتی که گفتی به پوشش ربط نداره یکمی جای صحبت هست. من کاملا باهات موافقم که وقتی طرف مرض داشته باشه نگاه نمیکنه تو چادر پوشیدی یا بلوز! خود من همیشه چادر سرمه اما هم تو تاکسی هم بین راه همم تو مغازه های کوچیک مزاحمت به وجود اومده واسم. اما خب به نظرم اینطوری هم نمیشه گفت که پوشش کاااااملا بی تاثیره. خب یکی که با وضع افتضاح میاد بیرون کلا هرکی بهش نگاه کنه و اون همه خودنمایی رو ببینه بیشتر ذهنش میره سمت مزاحمت و چیزایی که نباید. بعضیا در هر صورت مرض دارن، اما عده ای از خانم ها هم زمینه ی مرض ریختنِ بیشترو فراهم میکنن واسشون. اصولا هم تعداد کسایی که در هر حال بیمارن و مزاحم میشن، کمتر از کسانیه که وقتی در زمینه ی بروزِ مرض قرار میگیرن و اذیت میکنن هست! اونی که وضع مناسبی نداره و میاد بیرون، به چشم بعضیا دقیقا واسه تیکه و متلک شنیدن و جمع کردن مزاحمت اینطوری اومده!
نمیدونم منظورم رو میرسونم یا نه، فکر کنم نتونستم برسونم :|
اما پوشش بی تاثیر نیست. حتما حتما تاثیر داره که هم به آقایون میگن نگاهت رو کنترل کن و هم به خانوم ها میگن با پوشش درست بیا بیرون :)

اگه طرف طوری تربیت شده باشه که بدونه حق نداره به یه خانم تعرض کنه نه دنبال دکلته قرمز میفته نه دنبال چادری. مثلا پدر من شما با بدترین پوشش هم وایسی جلوش تهش اینه که نگاهت نمی کنه یا میره. که واقعا هم تست شده:-/

برعکس اگر طرف فکر کنه حق داره مزاحم بشه چه چادر داشته باشی چه ساپورت و تونیک مزاحم میشه. فی الواقع طرف این حق رو واسه خودش قایله که آزار برسونه حالا به هر کی. اونی که به چادری تیکه میندازه با اونی که به ساپورت و تونیک تیکه میندازه یکی ان. اونی که چیز تحریک کننده ای تنشه توسط هموطنان باحیای تحریک شده مورد تیکه اندازی قرار نمیگیره:-/
شاید ببرن بهش تجاوز کننا ولی تیکه نمیندازن. :| 

۰۴ آذر ۲۳:۱۵ یا فاطمة الزهراء
کامنت خورشید :)))))

عالیه:))

۰۴ آذر ۲۳:۲۳ آقاگل ‌‌‌‌
تنها راه ممکن برای حل شدن این مشکلات فقط و فقط قانون کلته.
بعنوان یک مرد و یک پسر واقعا دلم میگیره وقتایی که این حرف ها رو میشنوم و میخونم. فقط و فقط هم به قانون کلت فکر میکنم. گرچه سزاوار بدتر از قانون کلت هستند.
:(

توجه شما ر به ریحانه جباری جلب می کنم.

بند 5 خیلی خوب بود ولی من تا به حال هیچ کدومش رو پیاده نکردم و فقط سکوت کردم و فرار :|

فرار قبل از وقوع جرم رو قبول دارم، بعدش رو نه. یعنی اگه داره واقعا کاری می کنه سکوت باعث میشه با بعدی هم اون کار رو بکنه.

۰۵ آذر ۰۰:۰۷ ♫ شباهنگ
واکنش‌های من:
ترس
وحشت
ترس
دوباره وحشت
تغییر مسیر
فرار
گریه

تا خط شیش دنبالت میان؟:||||

اسپری ببر:|
پاشنه بلندم پات نباشه بتونی در ری!

۰۵ آذر ۰۰:۱۰ خور شید
چرا احساس میکنم "علیه" در عنوان زیادیه؟

عنوان رو از روی " نه به خشونت علیه زنان" نوشتم کلا از لحاظ دستوری غلط داره:))

۰۵ آذر ۰۰:۱۷ خانم لبخند
اومدم اینو بگم دیدم یکی دیگه گفته.
با اجازه منم تاییدِ کامنت بالاسری D:

غلطه کلا جدی نگیرینش زیاد:))

۰۵ آذر ۰۰:۳۰ رضا فتوکیان
یه کم تاریخ رو بخونید میفهمید مظلوم یعنی چی؟؟
زن مظلوم قبول؛ ولی پیچوندن مسائل تو هم و ساندویچ ازادی خواهی دادن به خانم ها جواب نداده و نمیده
علتش هم اینه نه شما تونستی آزادی و امنیت رو برای خانم ها معرفی کنی ؛نه در طول تاریخ خیلی از اونایی که به نام آزادی زنان چه کارها که نکردن.
فمنیسم عجب ریشه سختی پیدا کرده؛پنبه در گوش ها گذاشته و زبان ها رو با کنترل از راه دور زیر نظر داره که برخلاف منافع به ظاهر مفید حرفی زده نشه.
اشتباه شاخ و دم نداره؛فقط شجاعت پذیرش میخواد که خیلی ها ندارن

من فقط اومدم چارتا فن دفاع شخصی یاد ملت دادم گرته برداری شده از تجربیات خودم، الان این کامنت چه رررررربطی به پست داشت؟:)))))))

۰۵ آذر ۰۰:۳۶ سپیده برون
ممنون که نوشتی :*
خیلی خوب بود اکثر تجربه های مشترکمونو نوشتی.

تو ام لگد زدی به طرف بعد به حرکت مستقیم الخطت ادامه دادی؟:))))

خب من تجربه ی بین دیوار و آدم تو پیاده رو رو ندارم، ولی مورد داشتیم من وسط پیاده رو با "مانتوی مدرسه که دوتای خودم قشنگ توش جا می شد و شلوار لی گشاااااااااد" تو صف عابربانک وایساده بودم و فحش های خیلی بدی شنیدم (که نمیدونستم با منه البته) و اتفاقای خیلی ناجوریم افتاده برام!

من یه مقداری دفاع شخصی کار کردم، اند هیرز ثینگز آی نو:
1. مچ دست رو گرفتن رو به سمت شست یارو دستتون رو بپیچونید. افاقه نکرد رو به سمت شونه ی مخالفتون بکشید محکم.
2.اگه دیدید یکی داره با لبخند ملیح به سمتتون میاد و خیلی نزدیک شماست، قبل از اینکه بهتون برسه با پنجه ی پا و بعد کل کف پا از تو شکم هلش بدید عقب و د فرار.
3. اگه کسی از پشت گرفتتون و نتونستید پاتونو جمع کنید محکم با مشت انقدر بکوبید تو رانش که ولتون کنه. (شیوه ی صحیح مشت کردن دست: چهار انگشت رو ببندید بعد شست رو به داخل جمع کنید، وگرنه شستتون خرد میشه!)
4. اگه یکی مزاحمتون شده بود و مقدار کمی از پشت سر باهاتون فاصله داشت، با آرنج بزنید تو شکمش.
5. اگه قصد دارید بزنید به پای طرف، تو ساق پاش نزنید! نقطه ی درست جایی که باید بزنید تقریبا دو انگشت زیر زانوئه. دست بزنید رو پای خودتون پیداش می کنید.
6. نقاط حساس بدن برای ضربه (غیر از اونی که تو متن اشاره شده): زیر زانو، پاشنه ی پا، بالای آرنج، شکم، آبگاه شکم (امکان مرگ)، دنده های آزاد (امکان شکستگی)، فک (امکان شکستگی دندون)، گردن (امکان مرگ)، بین دو ابرو، بالای گوش (امکان مرگ)، زیر بینی (امکان خون ریزی)، چانه (مهم)، کشاله ی ران (مهم)، سیب آدم (احتمال برخورد به چانه)، ترقوه (احتمال شکستگی)، زیر بغل (احتمال از جا در رفتن شانه)، پایه مخچه (غش آنی)، پشت پا، پاشنه ی آشیل، کلیه ها، دنبالچه.
7. اگه میخواید از پشت به پای طرف ضربه بزنید، به پشت زانو بزنید که قشنگ تعادلشو از دست بده.
8. این مطلب و این عکس هم ممکنه به درد بخوره:
http://www.amoozeshnezami.blogfa.com/post/1610/نبرد-تن-به-تن-با-فاصله-متوسط-(اصول-ضربه-زدن)

http://medical.tpub.com/14274/img/14274_195_1.jpg



+جولیک: تو یک عدد ورست (به ضم و) جولزی! "نات اونلی، بات آلسو" تیکه کلام یه بنده خداییه که من خیلی دلم براش تنگه.. و من از خودم رنجوندمش.. و بهانه ای ندارم زنگ بزنم بهش که بتونم از دلش در بیارم.. زنگ هم زدم یه بار البته.. از چار دیقه حرف، سه دیقه ش رو سکوت کردیم فکر کنم... :/

اینا رو زدید بعدش فرار کنیدا، وانستید:))))

کامنت من خودش یه پسته واسه خودش ماشالا! :))

یعس:))

۰۵ آذر ۰۱:۳۳ بوبک یار
وای خدای من جوابت به کامنت پرتقال دیوانه۰گل های بهاری:)))))))یارو تازه احساس شادابی میکنه:)))))

نه البته من اولین باری که اتفاقی کاربرد این اسپری ها رو کشف کردم اسپری با عطر سیب دستم بود، همون کار رو می کنه و باعث اختلال در تنفس میشه:)) فقط اگه بوش تلخ باشه و دورش رو پوشونده باشی که مشخص نباشه چیه، احتمال اینکه طرف فکر کنه گاز اشک آوری چیزی خورده بیشتره و بیشتر میترسه:))

۰۵ آذر ۰۱:۴۸ مهر2خت 69
اگه طرف با دوچرخه و یا موتور خواست یه جا خفتت کنه ضمن حفظ خونسردی (خودم بلد نیستم :دی) باید وقتی نزدیکت شد کاملا ناگهان مسیرت رو تغییر بدی تا تعادلش بهم بخوره و شپلق! من تجربه اش رو داشتم ولی باید اعتراف کنم که احتیاج داره به یک (به قول عادل فردوسی پور) فوق واکنش!!!!
ممنون بابت پیشنهاداتت!
خدا رو شکر من زیاد مورد مزاحمت قرار نگرفتم!
در مورد کامنت آقا گل باید با کمال تاسف بگم که دور از جون شما که آقای با شخصیتی هستید در این صورت (قانون کلت) خیلی ها به فنا میرفتن!:دی

به موتور لگد نمیشه زد؟ :-؟

مزه داده:)))

۰۵ آذر ۰۲:۱۷ خور شید
من کامنت آندرو رو می خونم فشارم میوفته..


+ آب سرد هم خوبه.
در این مورد کمکی نمی کنه..
ولی شبای کار خوابو می پرونه

آب سرد بخوریم یا بریزیم روش؟

۰۵ آذر ۰۸:۲۳ خانم لبخند
قبول دارم حرفت رو، واقعا همینطوره.
کل جوابت به من هم تو جمله ی آخرت خلاصه میشه :|
همون دیگه، حداقل تیکه بندازن بهتر از اونه :|

حالا اگه خودتونم لباستون بد بود تقصیرا رو نندازین گردن خودتون بقیه ش رو یه جوری حل و فصل می کنیم:))

۰۵ آذر ۰۹:۱۶ Brave Merida
عجب پست خوب و کاربردی‌ای.. واقعاً به نظرم اینجور چیزا خیلی بهترن تا اینکه رِ به رِ هی داد بزنیم خشونت علیه زنان، کمپین بزنیم و فلان، چون متأسفانه تو جامعه کم ناحقی- بخصوص به ما- نیست و به ندرت دیدم این چیزا جواب بده و جز دستگیری و دردسر چیزی عاید بانیانش نشده. به نظرم شعاردادن‌ها بیشتر باعث کوچیک‌شدنمون می‌شه. چون دیدم خیلیایی که به اینجور گروه‌ها می‌پیوندن، خودشون در برابر ناحقی کاری نمی‌کنن و با بی‌تفاوتی می‌گذرن یا اگه برای خودشونم پیش بیاد، عاجز می‌مونن. کلاً این چیزا فقط باعث می‌شه آدم بیشتر حرص بخوره، بهترین کار همینه که دنبال راه حل مقابله با آسیب‌ها بود و این پست جداً خیلی کمک می‌کنه.

خلاصه که خیر از جوونی‌ت ببینی. :D

حالا من نمیدونم اینکه شما حق نداری اسپری فلفل و چاقو حمل کنی ناحقیه یا نه چون مردا هم حق ندارن حمل کنن و حمله به دستگاه تولید مثل مردان هم چه حمله کننده مرد باشه چه زن، دیه داره در صورت آسیب منجر به نازایی(!) .
ولی اینکه قانون واسه مزاحمت خیابونی کاری نمی کنه خب این نامردی هست. قانون واسه خیلی چیزای دیگه هم کاری نمی کنه. کلا قانون چیز چرتیه. فقط بی قانونی. #فایت_کلاب :)))

۰۵ آذر ۱۳:۲۳ نت فالش
آقا واکنش من کلا ویبره گرفتنه:/ ینی دارم غش می کنما، اینقدر ریلکس برخورد می کنم فک کنم طرف خوشش میاد:/
ولی این اسپریه خیلییییی خووب بوووود.:))
تشکر می شه.:))
تماس تلفنی هم به شدت کارسازه بهرحال. نه با والدین حالا. کلا. به خودِ آدمَم اعتماد بنفس می ده.:))

تماس تلفنی واسه من جواب نمیده. :| مورد داشتیم طرف در سکوت وایساده تماسم تموم شه بعد ادامه زرزر هاشو گفته :|

آره وانستید! :د
قانون کلت چی بوده باشه؟! من ندانم. :-؟
اسپری گل های بهاری نیوآ :))))

@خورشید:
آب نبات بخورید فشارتون نیفته! :))

در مورد جوابت به @خانم لبخند:
البته مورد بوده که معلم، برادر، عمو، پدر هم... متاسفانه البته. :/ و خشونت خانگی رو کمتر کسی متوجه میشه.. و آسیب های بیشتری میرسونه به فرد مورد خشونت قرار گرفته. -____-

قانون کلت میگه طرف رو با کلت مورد اصابت قرار بده:دی

من واسه خشونت خیابونی تاکسی ای گفتم، واسه بغیر از اینا تجربه و ایده ای ندارم :|

کاش روزی برسه که هیچ کس هیچ جا مورد ظلم و آزار قرار نگیره و همه در آرامش و صلح زندگی کنند :/

بله بله، اون دنیا ایشالا:))

۰۵ آذر ۱۴:۳۵ اسپریچو ツ
بچه تو کجا زندگی میکنی :||||
اصن دهنم باز موند:/

تهران منطقه پنج:|

زن از مرد یک هشتم إرث میبره. بعد یه چی جدید هم یاد گرفتم! طبق قانون ولی بچه فقط پدر و جد پدرش ولاغیر مطلق!
عمو ولی نیست :دی

همین دیگه با سپاس از پست اموزنده شما :دی

عه جدی؟

با سپاس از کامنت تصحیح کننده شما:دی

۰۵ آذر ۱۵:۱۳ فرزانه شین
چرا آفرین آتش بس بود!(:

ایده منم از همونجا خطور کرد:دی

۰۵ آذر ۱۵:۱۷ مهر2خت 69
نه بابا پای خود آدم مستفیض میشه :دی
کجاش دقیقا مزه داد:!:دی

لگد زدن مزه میده:دی

۰۵ آذر ۱۵:۵۵ • عالمه •
دیگه گفتنی ها رو گفتی. موارد مشابه برای همه ی ما پیش اومده. من معمولا با جمله ی "مثل اینکه دلت کتک میخواد" یا "یا میری یا کتک میخوری/دماغتو میشکنم" و این چیزا شروع میکنم که به همراه نگاه های غضب آلود همیشه جواب داده.
جوابت به کامنت خانوم لبخند واقعا خوب بود. دقیقا بابای منم همینطوریه! :دی

چرا واسه من جواب نمیده:(((

۰۵ آذر ۱۶:۵۴ پـامـ ـوک
گریه ام میگیره جایی زندگی می کنم که باید حواسم به تمام این چیزا باشه.
من یه بار منتظر بابام بودم یه ماشینی مدام مزاحم میشد هرچی میرفتم عقب اونم دنده عقب میگرفت. آخر ترسیدم رفتم به یه آقایی گفتم ماشینه مزاحمم شده عین بز نگاه کرد تو صورتم هیچی نگفت هیچیییییی! :|
دوستمم تجربه های خفنی از کتک کاری داره، جیغ و داد میکنه خیلی عصبانی و با کیفش میزنه هااا. بادیگارد من بود. یادش بخیر

چی باید میگفته خب؟ :|
رو ماشینش با کلید خط مینداختی:-"

۰۵ آذر ۱۷:۳۶ گیسو کمند
@کرمهاشو بریزه
تو بگو مارهاشو بریزه اصلاً تمساح, اژدها, دایناسور
کار بعضیها از کرم گذشته واقعاً!
ولی من هیچ وقت حالت برخورد و صحبت و اینا نداشتم در حد نگاه و لبخندِبی ادب.
ولی جداً هیچ جایی در هیچ وقتی چه شلوغی باشه چه خلوت نمیشه وایساد...

فایده نداره که سکوت کنی:))

۰۵ آذر ۱۷:۳۷ گیسو کمند
راستی , هنوزم موزیک کارتون و انیمیشن جمع میکنی؟

آره:))

۰۵ آذر ۱۷:۴۵ سپیده برون
نه من کیف کوبوندم تو صورت طرفو به حرکت خودم ادامه دادم، بعد حس کردم خیلی ضایعس دو قدم بعد برگشتم دادزدم بیشعور خر :))

تو بی نظیری:))))

۰۵ آذر ۱۷:۴۶ gandom baanoo
قبل از "دمت گرم... ایول چه راهکاری ... عه برم اسپری تلخ بخرم " باید بگم متاسفم برای خودم و برای همه زنان دنیا :((

بیشتر زنان دنیا البته کمتر درگیرن با این مساله:دی چون یا حبسن تو خونه شون یا اگر حبس نیستن حق دارن اسپری فلفل بپاچن به طرف و دفاع از خوده این!

۰۵ آذر ۲۰:۲۱ آقاگل ‌‌‌‌
نه دیگه دقت نکردی. قانون کلت دفاع از خود نیست که بعد قتل قلمداد بشه. قانون کلت قانونه. اگه چهارتا اینارو بذارن کنار دیوار و با یک تیر خلاصشون کنن یاد میگیرن خانم هایی که تو خیابون میبینن اول از همه انسانن دوم از همه انسانن سوم از همه انسانن. درست مثل خودشون. و خونواده خودشون. و حق دارند که زندگی کنند با احساس آرامش و امنیت.

اهان

نه البته تحقیقات نشون داده  اعدام تاثیری در کاهش جرایم نداره:دی

۰۵ آذر ۲۲:۴۴ نفس نقره ای
من تو کف کلمه مساوی تر باقی موندم تا آخر پست :))

مساوی تر؟

۰۵ آذر ۲۳:۱۸ هَشت حَرفی
عمق فاجعه!

این عرض فاجعه س، من خیلی کمتر از متوسط اطرافیانم مورد مزاحمت واقع شده م تازه!

۰۵ آذر ۲۳:۵۹ یادگار ...
سلام
اینقدر اوضاع داغون شده؟! :|
چندیدن سال پیش خواهرم با پوشش چادر داشته میومده سمت خونه، ی موتوری از کنارش رد میشه با دست یا پا میزنه به بدن خواهرم
البته هرکی با لبخند داشت میومد سمتتون حتما آدم بدی تصورش نکنید! شاید یاد چیزی افتاده و لبخند بر لبانش نشسته :)

نه لبخند مشکوک رو گفتم! مثلا زل زده بهتون و لبخند میزنه و نزدیک میشه، یا هی سر تا پاتونو با لبخند برانداز می کنه:-/

موتوریه رو چیکار کردین؟

سلام
پستتون عالی بود..
فقط به قول اون دوستمون یه واکنش فوق سریع نیازه در این موارد..
من مشکلی که دارم فریز میشم اینجور مواقع مغزم قفل میشه هیچ کاری نمیتونم بکنم.با این مشکل چه باید کرد؟ 😐
و یه سوال دیگه..اگه از وسیله ای چیزی استفاده کنیم و طرف زورش زیاد باشه (که معمولا هست) و از دستمون بقاپه و به خودمون ضربه بزنه چی؟

شما رو فرار بیشتر کار کن:دی

ببین اینی که میگی آدم رباست دیه:| من در اون حد نمیدونم خدایی:))

ولی در کل باعث تاسف هست!
چرا این خشونت را پایانی نیست!!
واقعا چرا؟؟؟

به تربیت خانواده بستگی داره:/

می دونی بیشتر این چیزا و این اوضاع چیش درد داره!! اینکه توی همچین روزی اخبار یه گزارش از انگلیس و آمار رو به افزایش _ که از کجا و ایناش معلوم نیست روبه افزایش و یا اصلا روبه افزایش گیریم _ مورد تجاوز قرار گرفتن دانشجوها و ورزشکاران دختر توسط استادها و مربی هاشون رو نشون میده که ببینید بلاد کفر که میگن ازین خبراست!! اونوقت یه گزارش از سطح خیابون ها و شهرهای خودمون که بیدااااااد می کنه و ثانیه ای داره آمارش می ره بالا حتی نیست که نیست!! صد تا طرح و حرکت و برنامه واسه گشت ارشاد هست و یه برنامه حتی واسه کنترل همچین مزاحمت ها وبرخورد باهاشون نیست!!
خود درد داشتن اون مزاحمت ها و تاثیرات بعدش و خیلی چیها یه طرف!! این برخورد و سرپوش گذاشتن و گل و بلبل نشون دادن اوضاع هم دردش یه طرف !! -_-

اخبار رو که کلا بیخیال:| پوشش خبری تصادف قطارها رو دیدی؟:|

۰۶ آذر ۱۱:۴۰ قاسم صفایی نژاد
در موارد اول و برای رفع شبهات، پیشنهاد میکنم کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» رو بخونید. از این آدما نیستم تند تند کتاب مطهری معرفی کنند، ولی این یه دونه رو معرفی میکنم چون واقعا خوبه. قبلا هم در وبلاگم معرفی اش رو نوشتم:
http://safaeinejad.ir/1395/06/15

در مورد موارد بعدی متاسفانه حق با شماست و باید اصلاح کرد امور رو.

حقوق زن در اسلام اصلا برام مهم نیست واقعا راستش:دی

بقیه اگه فکر میکنن براشون مفیده استفاده کنند:)

خیلی موافقم و خیلی خوب بود .
از سری تجربیات من :
تحت هیچ شرایطی اگه پارک تو مسیرتون هست در ساعات خلوت ازش عبور نکنید . در باقی ساعات هم تا اونجایی که میشه رد نشید .
تاکسی که همه آقا هستن سوار نشین یهو دیدی بنا بر شانس همه مورد دار بودن و راننده هم ایضا .بهترین نتیجه میشه این که به زمین و زمان متوسل میشین و ۷ شب وسط اتوبان همت پیاده ! یعنی من بودا رو هم لحاظ کردم تو دعاهام :)))
وقتی یکی جلو شماست و هی بر میگرده نگاه مشکوک حال بهم زن یا لبخند چندش. یا هرچی میکنه به هیچ عنوان ازش رد نکنید برید جلوش . مسیرتونو تغییر بدید بپیچید یه جوری اما نرید جلوش:| فکر میکنه خوشتون اومده دیگه داستان میشه.
+ اون اسپری گل های بهاری عالی بود :))
+ ریحانه که اشاره شده بهش کیه؟ حال سرچ ندارم

بودا:)))))

ریحانه جباری کسی که قصد داشت بهش تجاوز کنه با چاقو زد طرف براثر خونریزی زیاد مرد ریحانه رو اعدام کردن.

۰۶ آذر ۱۴:۳۰ پوکرفیس :|
جداً؟ من نمی‌دونستم تیهران اینقدر اوضاعش داغونه :|
من اصن اول که پستت رو خوندم به حالت اون پیرمرده درومده بودم:
" مزاحم؟ شما مزاحم را به من نیشان بده...!" :دی

خدا صبر بده بهتون حتی!:/

کجا می زی اید شما؟ :|

۰۶ آذر ۱۵:۰۶ خانم لبخند
الان دوباره به پست نگاه انداختم، تو کامنت اول گفته بودم کلا با پست موافقم، اما فراموش کردم اون قسمت ابتدای پست رو ازش فاکتور بگیرم. درباره ی حقوقی که گفتی ضایع شده مخالفم اتفاقا. گفتم که گفته باشم:/

قسمت ابتدای پست استیتمنته نه نظر شخصی، شما نمیتونی با این حقیقت که امروز هوا ابریه و دیروز داشته برف میومده مخالف باشی فی الواقع! :|

+به جز اون بخش ارث بردنش که نفیس اومد گفت یک هشتم ارث می بریم.

۰۶ آذر ۱۵:۲۶ نار خاتون
پاشیدن آبمیوه و نوشابه و خوراکی و اینا تو صورت طرفم زمان میخره واسه فرار...:/
البته بهترینش در شرایط حاد خصوصا پل هوایی هایی که به خاطر تبلیغات کلا پوشیده ست همون راهی بود که بابت گفتنش معذرت خواهی کردی...
خود راننده تاکسی رو چه کنیم اونوخ؟!:/

پل هوایی رو شدیدا توصیه می کنم فرار کنید. تعادل نداره آدم اون بالا، خیلی خطرناکه.
کلا در همه حال حمله راه آخره.

راننده تاکسی رو یکی بزنید تو گوشش کرایه نداده پیاده شید. یه ورژنشو قبلا گفته بودم، اینجا: با حجاب کامل اسلامی و دست و رو نشسته حتی!

۰۶ آذر ۱۹:۱۴ داداش مهدی
مهم‌تر اینکه به سایر دوستانتون هم توصیه کنید حتما حتما واکنش نشون بدن تا مزاحم‌ها کمتر احساس امنیت کنن...

بله این خیلی مهم تره. منظور از واکنش هم گریه در خفا نیست عزیزانم!

۰۶ آذر ۱۹:۳۴ خانم لبخند
در واقع «بعضی» از مثال ها رو ظلم نمیدونم. اینا یا مثال های مشابهش که خب زیاد شنیده میشه رو..

اهان، خب این نظر شخصیه:دی

خب منم تجربه ندارم خوشبختانه، ولی اخبار واصله...
بابا و ایضا داداش منم دقیقا همینطورین! :)) بابام مجبور باشه حرف بزنه سی سانت جلوی کفششو نگاه میکنه، ولی داداشم کلا محل نمیذاره میییییییره! :))

داداشت:)))

۰۶ آذر ۲۰:۱۷ رفیعه رجعتی
واسه کسایی که میان از کنارت رد میشن و دسته ملعونشونو میزنن به یه جاییت!!هم کاش راهکار مینوشتی:||||

همینا که گفتم واسه اونا هم هست دیگه.

تازه به قول بچه ها با کلید بزنید تو بدنشون:-/

۰۶ آذر ۲۰:۴۹ بهار نارنج
من چن سال پیش داشتم از باشگاه برمیگشتم یه پسره که به نظر سوم دبیرستانی بود داشت از روبه رو میومد بره باشگاه(یه ساک گنده ی باشگاهی دستش بود) به من رسید یه نگاه کردو دهنشو وا کرد یه چیزی بپرونه...
یه چشم غره مارکبرایی بهش رفتم دهنشو بست رد شد رفت:دییییی
بچه خوبی بود:d

الهی:))

۰۶ آذر ۲۱:۱۷ پوکرفیس :|
مدتی هست که تهران می‌زی‌ام(؟)، ولی بی‌خبر بودم از این دست مسائل به هرحال! :|

پسری خب دختر که نیستی:|

مرسی واسه این پست
بعد، خیلی خوب و منطقی مینویسید همه ی پست هاتون رو. واقعا خیلی خوبید:) میخواستم واسه چندتا پست پایینتر هم کامنت بذارم که دیدم خواستید دیگه کامنت نگیرید. عالی بود. عالی

مچکر!

-به پیرمرد میرمردها هم به بهانه ی پیر میر بودن لبخند الکی نزنید، چون شاید توانایی انجام کاری نداشته باشند، اما می توانند حرفهایی بزنند که آب شوید بروید توی زمین.

-ایضا در مورد پسران نوجوان که به نظرتان خیلی ناز می آیند.

-اگر سر ظهر تابستان کسی پاپی تان شد، بزنید توی آفتاب طرف خودش بی خیال می شود، اگر زمستان بود بروید توی سایه.

- با افرادی که به نظر احمق و عقده ای می آیند دهن به دهن نشوید، چون ممکن است چاقویی، بوکسی، لگدی چیزی بیاید سمتتان.

-کلاس دفاع شخصی بروید.

کلاس دفاع شخصی هم بروید!

۰۷ آذر ۰۰:۳۲ یادگار ...
موتوری زده و رفته، یادم نیست دو نفر بودن یا تکی بوده

:-/

۰۷ آذر ۰۹:۳۳ فاطمه یعقوبی
ظلم واقعی اون وقتی که به داداشت ته دیگه بیشتری میدن چون پسره :|
البته من که داداش ندارم :)) ولی یکی از دوستام خانواده اش خیلی پسر دوست و رو مخن

ما به داداشمون ته دیگ بیشتری نمیدیم، ولی پلوی بیشتری میدیم چون مثل یه چاه پر نشدنیه!

۰۷ آذر ۲۰:۲۷ پریسا ..
به اندازه موهای سرم خاطره دارم تعریف کنم :-| حتی دو سالی کلاس دفاع شخصی هوشمند می رفتم تا حد کمربند مشکی و اینا (هوشمند یعنی به طرف آسیب نمی رسوندی که بره شکایت کنه دیه بگیره)

ولی یک نکته مهم این که من جاهایی بیشتر ضربه خوردم که یا دلم سوخته بود برای یه کسی که مثلا کمک کنم یا حس من خیلی باهوشم و هیچ کس نمی تونه گولم بزنه بهم دست داده بود، بیشترین ضربه ها رو از همین مورد آخر خوردم

و لذا ترجیح میدم در چنین مواردی با پذیرش نهایت خنگی جونم رو نجات بدهم تا این که بخوام به خودم ثابت کنم که خیلی خفنم و بعد مثل خر بمونم تو گل :-|

میشه هی خفنیت هاتو رو نکنی من تا همینجا که میدونم رو بهش برسم و حس خفنیت کنم؟:)))) 

به خودتون رحم نمیکنید به حلقه مریدان رحم کنید خواهرم!:))

۰۷ آذر ۲۲:۴۳ پـامـ ـوک
یه دلداری ای چیزی، یه مزاحم نشید به اون راننده میگفت. فقط نگاه کرد.
خط مینداختم که الان سینه قبرستون بودم!

خط مینداختی در میرفتی:-" ؟

من خودم یکی تو خیابون بهم بگه فلانی مزاحمم شده هنگ می کنم، نمیدونم چیکار کنم:|

۰۸ آذر ۱۳:۳۸ علیـ‌ تَرین :)
دچار یه حس بینابین (beynabeyn) خندیدن و گریستن شدم!

+ اگه یه کم، مردم (خصوصا خود خانمها) واسه گرفتن حق‌ـشون تلاش کنند و به جای اینکه دست روی دست بذارند (حتی گفته شده که 80 درصد رهبران اصلی جریان فمینیسم،مرد هستند) فریاد اعتراض‌ـشون به این وضعیت بلند بشه،کم کم درست میشه! البته منظورم از کم کم چند ده سال نیست! شاید دو-سه قرن! ولی به هر حال،برای مقابله با غریزه‌ی ذهنی موجود -که تاریخ‌ـش به اندازه‌ی عمر بشر روی زمینه- باید تلاش کرد.. صرف پست گذاشتن توی اینستاگرام و... نه تنها کمک نمیکنه،بلکه آسیب‌زا هم هست.

مشتاقم بدونم چه فکری کردی که به این نتیجه رسیدی که ما نمیتونیم بینابین رو بخونیم:)))))
فمنیسم رو خیلی آشنایی ندارم و اینکه منظورت از «حقشون» چیه رو نمیدونم دقیقا:دی
در مورد خودمون، شما حقوق مدنی اولیه ت رو احیا کن بعد میایم در مورد حقوق خانما بحث می کنیم، قربونت:))

۰۹ آذر ۰۰:۳۷ پریسا ..
اینا آیینه عبرت است جولیک جانم، اون دوسال و همه حواشی به هیچ دردم نمی خورد وقتی از خودم دل نازکی بیش از حد نشان می دهم یا حس می کنم آخر باهوش هایم و هیشکی نمیتونه گولم بزنه :-|

خفن و بی رحم باش :|
هشتگ شائولین!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک