فکت!

تجربه نشون داده شما به هر میزان از زندگی خصوصیت رو در فضای مجازی افشا کنی، به همون میزان فضای مجازی به خودش اجازه میده اون میزان زندگی خصوصی رو دستکاری کنه، در موردش تز بده، بر پایه ش قضاوتت کنه، و پیرامونت قصه بسازه.

حالا اون میزانی که افشا می کنی میتونه در حد حلقه دست نکردن لیلا حاتمی باشه که ملت بیان در مورد ازدواجش تز بدن، میتونه در حد لخت شدن صدف طاهریان باشه که تاریخ نگار مملکت براش نامه سر گشاده بره(!) ، میتونه رو کردن این واقعیت ساده باشه که مثلا، مادرت مرده که...خب.


پی نوشت: البته که دور از جونتون.

پی نوشت: مهشاد اون آهنگای من کوووووووش؟

۱۴ لایک
۲۵ آبان ۰۲:۲۲ سِناتور تِد
اینو قرار بود زودتر بذاری ک بشوره ببره قبلیو :)))
+موافقم با فکت!

امتحان دارم فردا، الان دارم درس می خونم به واقع! اصلا موقع پست گذاشتن نبود، فقط حس کردم یه کم دیگه اون پست بمونه بالا، جنگ میشه. همه که مث شما رافت اسلامی ندارن حاجی:دی

۲۵ آبان ۰۲:۲۸ سِناتور تِد
موفقیات حاج خانم ؛))
من :|
حاجی :|
افق :|
وجدانا حاجی عاخه؟
:))
رأفت اسلامی؟؟
:))

این حاجی رو فراری(وبلاگ سیاهچال) انداخته تو دهن من:)) به همه میگم :|

۲۵ آبان ۰۶:۴۷ یا فاطمة الزهراء
دقیقا همین طوره

:دی

کاش سرمون به زندگی خودمون باشه !
میدونی تو اینستا چی دیدم؟ کمپین جمع کردن امضا برای اشتی کردن بهنوش طباطبایی و مهدی پاکدل ! د آخه لامصب وات د فاز؟ سرتو بکن تو گریبان خودت زندگیتو کن به تو چه-ـ-

آره دیدمش:))

۲۵ آبان ۱۳:۴۱ پریسا ..
انگار آدم یک حلقه از حریمش رو برمیداره، ملت با سر شیرجه میرن تا آخرین نقطه حریم :-|

داداچ من فقط یک حلقه را گفتم، دیگه پررو نشو دیگه :-/

آره، تو مثلا میای تعریف می کنی فلان چیز اتفاق افتاده، بعد از اون به بعد دیگه اون چیز مال تو نیست، میشه جزیی از دانش عمومی ملت نسبت به تو. انگار اصالتشو از دست میده.

۲۵ آبان ۱۴:۱۱ رفیعه رجعتی
کلی آدم مختلف این ور و اون ور هست که کلا اول تز بودن بعد خلق شدن -__-
درود بر اون عزیزی که سرش توو خونه ی خودشه و لاغیر:|

اول تز بودن یعنی خلق شده ن قبلا ها:))

۲۵ آبان ۱۸:۴۹ نار خاتون
کار نداشتن تو به بقیه هیچ ربطی به اینکه کاریت نداشته باشن نداره:/

یعس!

به هزار و یک دلیل ( موجه برای خودم ) فکر می کنم بهتره زیادی از خصوصی های زندگیمون رو تو فضای مجازی به تصویر نکشیم . چون دیگه خیلی چیزا دست ِ ما نیست .

منم همینو گفتم حاجی:دی

کلا ملت ایران تز دادن و خوب بلدن

:)

۲۶ آبان ۱۱:۵۶ gandom baanoo
به نظرم اون سمت ماجرا رو سخت بشه درست کرد.... باید از همین سمت خودمون هر چی رو ک فک میکنیم نمیخوایم کسی درموردش تز بده ؛ نگیم!!!!

دکمه علامت تعجبت مستهلک میشه گندم، یه دون بزن بسه:))

البته و صد البته اون آقا تاریخ نگار نیستن، حتی تاریخگو هم نیستن، اصلا یه موجود عجیب غریبیه

حالا به هر حال تاریخ-هرچی که باشه سمتش اصلا به نامه نگاری برای مدلی که در ایران هم نمی زیه، نمیخوره:))

حتی مدلی که در ایران میزیه:))

۲۶ آبان ۱۹:۱۵ ** سیلاک **
در این زمینه من واقعا آدم محافظه کاری ام

امیدوارم امتحانت رو به راحتی پشت سر بگذاری :)

بد نبود:دی

آره ...
منم خواستم تاکید کنم ((((:.

:)))

۲۷ آبان ۱۰:۲۳ gandom baanoo
:)))

:دی

صد البته، اصن من نمیدونم چرا واشش نامه داده.
به هر حال من به عنوان یه تاریخ خونده ناچار بودم با دیدن اسم معتضد از جامعه تاریخی دفاع کنم:)))

درودبر شما، ما قول میدیم هرگز ایشونو قاطی شما حساب نیاریم! ^-^

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک