اگه اعتقادات شماست، چرا تو دست و پای زندگی ماست؟

یادم نیست دقیقا، ترم پیش بود یا دو ترم پیش؛ از اول ترم میانترم ست کرده بودیم که فلان تاریخ، فلان هفته، فلان ساعت، از فلان مباحث. همه بدونن و آگاه باشن که برنامه ریزی کنن و با میانترمای دیگه تداخل نداشته باشه و چه و چه.

یه هفته مونده به تاریخ امتحان دو سه نفر اومدن، گفتن ما میخوایم بریم اعتکاف. امتحان رو بندازید عقب.

لازم به ذکره که اعتکاف رفتن به عمل محبوس نمودن خود، به مدت سه روز در مسجد،به علاوه روزه گرفتن، عبادت و این دست کارها گفته میشه. واجب نیست، انجام ندادنش موجب مرگ نمیشه، به جهنم نخواهید رفت، و اکچولی بر خلاف دنباله دار هالی که هفتاد سال یک بار از کنار زمین رد میشه، هر سال موسم اعتکاف داریم و هر سال شما میتونید هر چند روزی که خواستید برید اعتکاف و زادتوشه آخرت جمع کنید.

لکن به این دلیل که مخالفت با اعتکاف رفتن ملت مخالفت با دین مبین اسلام بوده و عناد با نظام و رهبری محسوب میشه، تاریخ امتحان تغییر کرد و جملگی به بدبختی افتادیم. چون یه عده دارن میرن زادتوشه آخرت جمع کنن از تو مسجد دانشگاه. حتما هم امسال باید جمع کنن.


حالا این ترم، از اول مهر میانترم ست کردیم، مباحث مشخصه، تا ساعت امتحان هم معین شده. هفته پیش یکی از عزیزان پاشده ن رفته ن پیش استاد، که «من دارم میرم کربلا، امتحان رو بندازید عقب».

حالا سوای اینکه شما دو ماهه میدونی اون موقع امتحان داری و بلیت خریدنت چی بوده این وسط! من تا جایی که میدونم هیچگونه حدیثی نداریم که شما اربعین کربلا باشی، فرقی بکنه با اینکه اربعین لاس وگاس باشی، مسکو باشی، پیونگ یانگ باشی، قطب شمال باشی یا تو جنگل های آمازون. اصلا شما تو هر روز دیگه ای هم کربلا باشی هیچ توفیری نمیکنه با اینکه جای دیگه باشی. مگر اینکه بخوای بری زیارت و در اون صورت هم فرقی نمی کنه اربعین بری، عاشورا بری، عید نوروز بری، شب یلدا بری، کریسمس بری اصلا. یعنی به لحاظ عملی طرف رفته گفته یه کارناوالی داره برگزار میشه، من ثبت نام کردم برم توش شرکت کنم، اینم بلیتم، امتحانو بنداز عقب که منم به کارناوالم برسم! وگرنه اگر هدفت عزاداریه که همین تهرانم عزاداری برگزار میشه و اگر هدفت زیارته که بشین سر جات بعدا برو که امتحان نداری.

همونقدر حرفش محلی از اعراب داره که من بگم دارم میرم جشن انار ساوه، اینم بلیت هواپیمام، امتحانو بندازین عقب. منتهی مخالفت با سفر من عناد با اسلام و کشور محسوب نمیشه، ولی کربلا رفتن دوستمون که نه مستحبه نه واجبه نه اصلا در مضیقه زمانی بوده واسه رفتنش، چون مصداق بارز فرایض دینیه باید تاریخ امتحان براش عوض بشه.


و اصلا لازم نیست بگم که بله تاریخ امتحان به خاطر ایشون تغییر کرد.


بعد توجیهشون هم اینه که «امسال طلبیده شدم باید برم». به ولله شما اگر نمی رفتی اعتکاف ثبت نام کنی یا بلیت کربلا بخری، عمرا امام حسین و پروردگار برات فرم ثبت نام و بلیت هواپیما نمیفرستادن دم در خونه ت که پاشو بیا طلبیدیمت. آخه طلبیده شدم یعنی چی؟! مگه دارین میرین دیدن متخصص گوارش که باید بطلبه و وقت بده!؟ اگر باور داری که این شخص امامه، که اون ساختمون خونه خداست، قاعدتا باید در حرم و خونه ش رو به همه باز باشه. چه منی که میخوام تک تک اینایی که پاشدن رفتن کربلا و کار یه عده به خاطرشون خورده به پیچ و خم رو ببندم به تیربار، چه اون عزیزانی که حس طلبیده شدن برشون داشته رفته ن کربلا و کار یه عده رو پیچوندن به گیر و گور. من تقریبا هر سال دارم میرم مشهد، هیچ صنمی هم با امام رضا ندارم. به واقع امام رضا هم هیچ صنمی با من نداره. یعنی الان تو قرن بیست و یک من بر نمی تابم که یه عده تصور می کنن اگه الان برن مثلا بلیت مشهد بخرن و امام رضا نطلبیده باشه، بلیته کنسل میشه، خودشون کشته میشن، آمریکا حمله می کنه، طالبان حرم رو منفجر می کنه، آرماگدون راه میفته که اینا پاشونو نذارن تو صحن گوهرشاد. حالا اصلا اگر هم این اتفاقا بخواد بیفته، آیا امامان شما انقدر عقده ای هستن یعنی؟ بابا طرف رو پیامبر آشغال میریخت پیامبر میرفت عیادتش، شماها چیکار می کنین تو زندگیتون که فکر می کنین از اون بنده خدا فجاعت بار ترین که پیامبر هم نه، امامش راهتون نده به حرمش؟!


چه تصورات سوررئال دارن یه عده از دینشون.

بله، عصبانی ام!


بعد از مدت ها نوشت: ببینید ملت، من احترام زیادی برای افرادی که پست های آرشیو رو می خونن قایلم. بخصوص اونایی که کامنتا رو  هم می خونن و کامنت هم میدن. به نظرم خواننده های شگفت انگیز و باحوصله ای هستن و دمشونم گرم. لکن وقتی نود هزار سال از تاریخ یه پستی گذشته، آیا چرا کامنت میدید که اصلا با شما نباید حرف زد؟ نباید واسه شما کامنت گذاشت؟ خب برادر من/خواهر من شما به سمع و نظر من نمیرسوندی نمیخوای واسه این پست کامنت بدی دیفتیری نمیگرفتیا، الان کامنتو دادی که. چی فکر می کنید در مورد آدم خب؟ شما زندگی ندارید، من که دارم، من تا نود هزار سال آینده باید بیام برا کامنتایی که میگن من نمیخوام کامنت بذارم توضیح بدم که خب کامنت نذار؟

کامنت های این پست بسته میشه. جنبه استفاده از امکانات پیش روتون رو داشته باشید. ایضا جنبه استفاده نکردن ازشون رو.

۱۴ لایک
۲۳ آبان ۲۰:۳۶ دختری در مه
چه اعصبانی یه نفس بکش
یه امتحان عقب افتادم اینقد حرص خوردن نداره جولیک جان(((-:

من خودم موافق بودم که امتحان جابجا بشه ولی نه چون طرف با علم به داشتن امتحان پاشده بره کربلا:|

۲۳ آبان ۲۰:۳۸ نار خاتون
چندتا نفس عمیق بکش تا حرف بزنیم بعدش:|

باشه:|

حرف حق جواب داره ؟ نه نداره ! ولی باز یه عده میان و جواب واسش میتراشن ! :/

:|

۲۳ آبان ۲۰:۴۷ پوکرفیس :|
مشکل بیشتر از این که از طرف اون عزیزی باشه که داره میره کربلا، از اون عزیزیه که میگه باشه برو، ما امتحان رو عقب میندازیم!:|

یعنی چی که موافقت شد آخه؟!:| جا داره عصبانی بشی خب!:/

مخالفت هم بکنه ممکنه از طرف دانشگاه باهاش برخورد بشه لابد :|
در مقابلش یکی از بچه های ما که میخواست بره اعتکاف رفت مسجد دانشگاه ثبت نام کرد، واسه امتحانش که افتاده بود روز دوم اعتکاف از مسجد خارج شد جلدی اومد امتحانو داد و رفت! این خیلی پسندیده تر بود به نظر من!

۲۳ آبان ۲۰:۵۱ نار خاتون
سر امتحان بهداشت جامعه محرم پارسال کلی خوندم خسته شدم...گفتم بخوابم صبح زودتر پاشم و تمومش کنم...هیئت کوچه پشتی تا ۲ بیدار نگهم داشت...مادر میگفت امام حسین کمکت میکنه عب نداره...گفتم اگه الان هیئت بذاره بخوابم که صبح پاشم درسمو بخونم خوب میدم امتحانو...
.
همچنان نفس عمیق...:))

شب کنکور خواهر منم فرهنگسرای خیابون پایینی جشنِ بعثت یا میلاد یا یه همچین چیزایی داشت:)) بردیمش تا منتهی الیه اون سر خونه خوابوندیمش، افاقه نکرد، تا دو سه صب بیدار بود:|

از انتهای ریه....:))

۲۳ آبان ۲۱:۰۱ نار خاتون
از کف پا:))

:)))))

۲۳ آبان ۲۱:۰۲ سِناتور تِد
محتوا رو قبول دارم، ولی طرزه بیان و لحن رو اصلا!
خیلی تند و بعضأ غیرمنطقی بود : )
نظر شخصیم بود البته!

اگه محتوا منطقی باشه که لحن نمی تونه غیر منطقی باشه :|
لحن اصلا منطقی و غیر منطقی نداره فی الواقع! لحن مناسب و لحن نامناسب داریم ولی!

الان محتوا غیرمنطقیه یا لحن نامناسبه؟

۲۳ آبان ۲۱:۰۹ خانومی ...
اینجوری که تو گفتی منم عصبانی شدم :|

:))
توانایی خاصی در به تصویر کشیدن خشم دارم کلا :|
میتونم تو زندگی بعدیم زئوسی، آگاممنونی، پوسایدونی، چیزی باشم:))

۲۳ آبان ۲۱:۲۵ مه‍ شید
در سرتاسر زندگیمان خدمات رسانی شدیم توسط دینداران

حالا نه فقط دینداران کلا هر کس که زورش میرسه چیزی رو تحمیل کنه!
مثلا ما دم بین التعطیلین ها همین بساط رو با خوابگاهیا داریم که میخوان برن خونه شون و نمیان بعد گاهی به ما هم خبر نمی دن بعد ما میریم دانشگاه کلاس تشکیل نمیشه:دی

۲۳ آبان ۲۱:۳۰ اسپریچو ツ
بیا گل گاوزبون بزن :|

بابونه دم کرده هم مفیده :|

هر آدمی رو که نگاه کنید یه سری اعتقادات داره که شاید به نظر ما عقلانی نباشه، همه آدما همینجورین
اینکه امتحان یه عده به خاطر کربلا رفتن یه نفر عقب بیوفته خوب نیست ولی نمیشه از کربلا رفتن هم گذشت اونم تو اربعین که یه حال و هوای دیگه داره.
نمیشد استادتون از همه امتحان بگیره از ایشون بعدا؟

من این مبحث حال و هوا رو متوجه نشده م هیچوقت:دی
یعنی مثلا جمکران نیمه شعبان با مشهد روز میلاد هیچ حس خاصی در من بر نمی انگیزه. جفتشم رفته م خیلی تلاش کردم بیانگیزه ولی نمی انگیزه.

نه، اونطوری نمیشه مطمئن شد مساوات رعایت شده!

۲۳ آبان ۲۱:۵۹ سِناتور تِد
لحنِ منطقی یعنی همین محتوای درست رو میشد با لحنِ آروم تر و با انتخاب جملات و کلماتِ نرم تر نوشت! نه که لحن درست رو با عصبانیت و انتخابِ جملاتِ بعضأ عصبی و دور از منطق نوشت!
پس میشه : )
الان محتوا درسته، ولی لحن بعضی جاها ضربه زده به محتوا!

من جمله ای نمیبینم که دور از منطق باشه، میتونین هایلایتش کنین ببینیم کدوم جمله رو میگید شما!

خب اینا ریشه فکری داره دیگه
مثلا کسی که تو ایران تو یه خانواده مذهبی بزرگ شده این حال و هوا رو درک میکنه ولی شما برو یه جوونو از لاس وگاس بیار اربعین کربلا،معلومه که این حس و حالو درک نمیکنه
والا اینجا بیشتر استادتون مقصره تا اون بنده خدا
زیادم سخت نگیرید،چایی نبات واسه اعصاب خوبه:دی.

حالا ما از لاس وگاس نیومدیم، در حد توان خودمون مذهبی بودیم مدرسه مذهبی هم رفتیم حتی:))
من تقصیر رو متوجه دانشجو می دونم، چون استاد آدمیه که با همه کس راه میاد و معتقده ما همیشه داریم راست میگیم، دلیل نمیشه شما بیای سوار استاد بشی:|

منم یادمه سر امتحان میان‌ترن سیگنال ترم ۵ که بودیم، تاریخش همووون جلسه‌ی اول معارفه‌ی استاد مشخص شد و بعدش امتحان دقیقا هفته‌ی بعد تاسوعا و عاشورا و یه تعطیلات آخر هفته‌ایه چهار، پنج روزه بود!!! هیچ کس اون موقع نگفت آقا قبلش تاسوعا و عاشورا و تعطیلات و فلانه و ما شاید نرسیم بخونیم!! و حتی هیییچ کس همون یک هفته قبل از امتحان و قبل از تعطیلات، بااااز نیومد بگه بیاید امتحان کنسل باشه!! بلکه ما و یه سری‌ها کل تعطیلات رو بسط نشستیم و فقط درس بخون و درس بخون!! بعد یه عده هم پاشده بودن رفته بودن عبادات و عزاداری و اینا مثلا و امتحانم خیلی شیک نخونده بودن و بعد یه روز قبل امتحان شروع کردن کلی پیام و اینا فرستادن که ما فردا می‌خوایم امتحان رو کنسل کنیم چون نتونستیم بخونیم:||
حالا هر هفته‌ی بعدی که دوباره می‌خواست امتحان بیفته ما یه سری امتحان دیگه داشتیم و سیگنالم خیلی درس فراری بود و حتی تا یه هفته بعد و تو اون تایم فشرده‌ی همه‌ی امتحانات هرچه که خونده بودیم عمرا تا یه هفته بعد تو مغز آدم می‌تونست دووم بیاره!!!!

من اما اصلا و ابدا از موضع خودم پایین نیومدم و گفتم حق مسلم الان با مایی هست که خوندیم نه شمایی که نخوندی و حالا اومدی تا ما دلمون مگه بسوزه چون نخوندی!! خلاصه امتحان برگزار شد !! اون یه سری‌ها هم اون درس رو افتادن چون میانترم نمره زیادی داشت!! و تا پایان دوران لیسانس یه سری‌ها کینه از من به دل گرفتن و یادشون نرفت من چه کرده بودم باهاشون :دی
که البته من به هیچ جام نبود چون حق با من بود:|

:))
تو هم مثل من چندان محبوبیت نداری بین هم دوره ای هات:|

۲۳ آبان ۲۲:۴۵ ساده خان
میشه ب ی راننده ک بد رانندگی میکنه بگی گوساله درست رانندگی کن
میشه هم گفت اقا لطفا درست رانندگی کنید , جفتش مفهومو رسوندی
لحن بد بود , احتمالا اشکال از شما نیست و ریشه در تعصبات من داره , بگذریم

با اشتباه بودن کار صد در صد موافقم شما امتحانتونو میدادید اونم بعدا میومد امتحانشو میداد خب

من که فحش ندادم، چند مثال زدم :|
اگه بعدا امتحان می داد ما امتحانو داده بودیم و سطح امتحان دستش اومده بود، پلاس اینکه نمیشه دو تا امتحان با سوالای متفاوت رو طوری طراحی کرد که دقیقا سطح یکسانی از سختی رو داشته باشن و دو گروه امتحان دهنده نق نزنن که مال ما سخت تر بوده:|

۲۳ آبان ۲۲:۵۲ دکتر میم
خاکشیر هم درکنار نارنگی بخور :-)

خاکشیر با نارنگی وحشتناکه:))

خلاصه اینکه جانا سخن از زبان ما می گویی.

نیان زبانتونو نفله کنن حالا:))

۲۳ آبان ۲۳:۰۵ خانم جیم
حرف حقه و جواب نداره واقعا :)
ولی خب شما نفس عمیق بکش.. گل گاو زبونی، به لیمویی چیزیم دم کن بخور جولیک جان :))

من با تاریخ جدید امتحان مشکلی ندارما صرفا اینکه طرف حق خودش دونسته همچی کاری کنه عصبیم کرده:))

من خیلی جاهای متن رو قبول ندارم ولی این که اون فرد نباید اون کار رو انجام میداده قبول دارم.
تو ایران به اندازه ی تمام مسلمون ها اسلام وجود داره.. و به نظر من تمامشون محترمه. اما تو همین اسلام، وقتی کار مستحبت به کسی ضرر میرسونه حق الناسه و نباید انجامش بدی.

یه چیزی آلبر کامو تو نمایشنامه کالیگولا میگه، که البته لحنش یه مقداری تنده و من از این بابت عذر میخوام ولی دقیقا نکته اینه که هیچ وقت نباید اعتقادات کسی رو مسخره کرد. میگه:
ممکن است که من منکر چیزی باشم ولی لزومی نمی بینم که آن را به لجن بکشم یا حق اعتقاد به آن را از دیگران سلب کنم.

منم نگفتم اعتقاد نداشته باشید بهش، بخشیش رو زیر سوال بردم:|

تو خانواده خود ما هم میگن طلبید فلان شد:| از خانواده خود من هم در مناسبات مذهبی جمع میکنن میرن مکان مقتضی اون مناسبت. من تو کامنت یکی دیگه هم گفتم، خودمم از لاس وگاس نیومده م:))

 ولی آخه شما تصور کن، یه خدای شدیدا خفن و عظیم و حکیم و بی نهایت رو تو ذهنت بیار که گفته فلان روز سال بری نقطه بیسار، ثواب بیشتری داره نسبت به روزهای دیگر در همون نقطه.
اصلا اینکه تو بری یه جای خاص چرا باید ثواب داشته باشه:| داری تسبیح میگی؟ نع. داری کمک خلق الله می کنی؟ خیر. داری به اشاعه اسلام کمک می کنی؟ نظر به اینکه حدیث مال قبل از اختراع رسانه هاست خب نچ. آیا امامان نیازمند زیارت شما بوده ن و داری کمکشون می کنی؟ حاشا و کلا.
من زیارت رفتن رو راهی میبینم واسه آرامش پیدا کردن خودت یا استعانت و اینا. و اگر قراره مثلا مسجد جایی باشه که دلها به یاد خدا آرام گیرد، خدایی که فیلتر میذاره دم درش که کی رو بطلبه که بره اعتکاف و زیارت و کی نره، اون خدای خفن و فلانی که گفتم نیست. خدا تقسیم کردنی نیست، هست؟

۲۳ آبان ۲۳:۱۶ ساده خان
منم مثال زدم فحش ندادم فرزند گاو بودنو ب ی شخص نسبت دادم ک گاوم بلاخره موجوده
قطعا میدونی اربعین چهلم امام حسین هست و خب فرق میکنه برای اونی ک میخواد کربلا باشه , کربلا و لاس وگاس قطعا فرق میکنه
واسه ما ها ک ب این چیزا اعتقاد داریم یکم خشن بود لحنت
*این ک میگم اعتقاد , زیاد محکم نیست ولی خب , انگشت کوچیکه پارو دیدی اصلا ب حساب نمیاد , ولی وای از اون وقتی ک با ی جایی برخورد میکنه, بچشم نمیاد ولی دردناک میشه گاها

چرا باید فرق کنه؟ شما چهلم امام رضا میری مشهد؟ چهلم امام کاظم میری سامرا و کاظمین؟ چهلم پیامبر میری مدینه؟

اگه دسته راه نندازن و مثل بقیه روزا باشه چهلم راه میفتید میرید کربلا واقعا؟

من به لحاظ ثواب و فضیلت گفتم هیچ فرقی نمی کنه. هیچ کدوم امامان اربعین مراسم خاصی برگزار نکرده ن و کربلا هم نرفته ن تا جایی که من خبر دارم. اگر کسی روایتی شنیده که مثلا یک روز امام رضا به یارانش فرمود امروز اربعین است سیاه بپوشید و کربلا را زیارت کنید، بگه.
شما به عرف جامعه ت اعتقاد داری یا دین و شرعت؟ من پیرو اینکه شما روز خاصی تو کربلا باشی ثواب بیشتری میبری چیزی نشنیده م و نخونده م. با عقل و منطق هم جور در نمیاد. کامنت اندرو رو میتونی بخونی چی جواب دادم مثلا.

۲۳ آبان ۲۳:۲۹ شهاب الدین ..
سلام
کاری به لحن فوق عصبانی و بعضا بی ادبانه و توهین آمیزتون ندارم.
کاری هم به قوانین متضاد کشورمون ندارم که با وجودی که اکثریت شیعه هستیم،ولی تاریخ رسمی مون که در امور زندگی و برنامه ریزی های اداری و تحصیلی مون استفاده میشه،شمسی هست و عموما با مناسبت های مذهبی و عبادی مون تداخل پیدا میکنه.
ولی در مورد اون قسمت از فرمایشتون که نوشتید:
من تا جایی که میدونم هیچگونه حدیثی نداریم که شما اربعین کربلا باشی، فرقی بکنه با اینکه اربعین لاس وگاس باشی، مسکو باشی، پیونگ یانگ باشی، قطب شمال باشی یا تو جنگل های آمازون. اصلا شما تو هر روز دیگه ای هم کربلا باشی هیچ توفیری نمیکنه با اینکه جای دیگه باشی. مگر اینکه بخوای بری زیارت و...
خدمتتون عرض میکنم اتفاقا در مورد زیارت حضرت امام حسین علیه السلام به طور عام در تمام طول سال و به طور خاص و ویژه در روز اربعین تاکیدات خیلی ویژه ای شده. به حدی که فرمودن از نشانه های ایمانه،پنج نشانه برای ایمان ذکر کردن اولینش زیارت امام حسین علیه السلام در روز اربعین هست.
و در باقی سال هم فرمودن حداقل سالی یک بار زیارت باید رفت. حتی برای فقرا فرمودن برای زیارت قرض بگیرید. تنها موردی هست که در روایات تا این حد روش تاکید شده.
ودلیل هم داره منطقا. ببینید،این به قول شما کارناوال،چه عظمتی پیدا کرده تو این چند سال؟
و هر سال هم عظمت و شکوهش بیستر میشه.
اگر ما معتقد به حکومت جهانی هستیم و منتظر حضرت حجت برای برپایی این حکومت،تنها جایی که اتحاد شیعیان و همدلی شون رو برای این امر نشون میده،همین مراسم اربعین هست.
موفق باشید

همون به کامنت اندرو ارجاعتون میدم در مورد زیارت:دی

آقا حدیث زیاد داریم شما دو تا شو بگو:-"
+از مراجع تقلید، جز عزیزانی که قم و مشهد هستن، مثلا آقای خامنه ای سالی چند بار میرن زیارت؟ امام خمینی مثلا؟

ضمنا من گفتم حضور ایشون تو کربلا هیچ منفعتی نداره مگر اینکه بخواد بره زیارت. و بخواد بره زیارت هم اصلا قبل اربعین برمیگرده. اینو نگفته بودم. :|
حالا اگرم بر نمیگشت بازم اینکه شما یه روز بری یه قلتگاهی سینه بزنی ثوابش از فردای اون روز بیشتر باشه...من نمیدونم. کلا موفق باشید. خدا همه رو هدایت کنه:دی
فقرا قرض کنن برن زیارت:| تکبیر. خیلی تکبیر. این یه تیکه رو میشه بگید از کی روایت کردید من برم ایمانمو نسبت بهش متزلزل کنم بیام؟:|

۲۳ آبان ۲۳:۳۴ سِناتور تِد
قطعأ منطق من با شما و شما با من تو یع سری از مسائلِ خاص متفاوته! پس نمیشه گفت چی منطقیه چی نیست! چون عقایدو‌تفکرات هرشخص متفاوته!
من حرفمو گفتم!
با حرفای ساده خان هم تا حدودی موافقم.حدیث درمورد زیارتِ امام حسین تو اربعین زیاده : )
اگه خواستید میتونید یه سرچ ساده کنید.
ولی هنوزم میگم با کُنه و پایه ی حرفتون موافقم : )

سرچ؟!:|

دولاب امیر؟:|
:دی

اینترنت منبع درستی نیست حقیقتا. الان من حدیث بیارم از سایت www.hadisss.com که هرکس پیاز بازار عکه را بخورد بهشت بر او واجب می شود، صفحه دویست و سی و پنج بحار الانوار جلد سه، آیا شما میری اون صفحه رو چک کنی؟:| نه! اون صفحه رو شاید من از خودم دراورده باشم، اینکه نشد حرف:دی

+اون صفحه رو از خودم گفتم. حدیث رو هم. :|

۲۳ آبان ۲۳:۳۷ ساده خان
نیومدم دعوا کنم ک , خودمم دارم میگم شاید بخاطر تعصبه, اولین کامنتمم گفتم منطق شما درسته , بحث سر لحن بود
ب لحاظ فضیلت اربعین کربلا بودن یا لاس وگاس بودن فک میکنم کربلا برتری داشته باشه
اصن کاری ب دین و شریعت ندارم اینجا , از لحن صحبت کردم

صرف حضور تو کربلا از حضور تو جای دیگری به شما منفعتی میرسونه یعنی به لحاظ معنوی؟ من متوجه نمیشم:))

قبوله لحن پست خشنه. نگارنده عصبانی بوده. گفتم که!

۲۳ آبان ۲۳:۳۸ ** سیلاک **
امان از دست مستحبات ، شاید اینطوری شما نمره ی بهتری بگیری :))

من با امتحان مشکلی نداشتم رویکرد پسره عصبیم کرد!

کلا ملتی هستیم که اصل و ول کردیم چسبیدیم به فرعیات
حالا این وسط مسطا یه نا عدالتی هاایم میشه که رو مخه واقعا

اصل امتحان نبود حالا البته. ولی این مدل زیارت رفتن خیلی فرع بود.

۲۳ آبان ۲۳:۴۴ ساده خان
شب توی ی کوچه خلوت ک چنتا معتاد هم توی کوچه افتاده باشن , با شب توی ی کوچه خلوت با دادشت باشی فرق نمیکنه؟ شما همونی ک بودی هستی , محیط شرایطش عوض شده
فرقی نمیکنه؟

ثواب جفتش یکیه به واقع. :|

شما داری میری بهت تجاوز بشه؟:| یا داری میری کسب فیض؟
چه ربطی داشت آخه؟:)) اینجا خطر اون مکان کمتر یا بیشتره:))

۲۳ آبان ۲۳:۵۲ ساده خان
واسه تفاوت توی اینکه , ی روز میتونه ارزش بیشتری داشته باشه هم , سوره قدر , اشاره داره ب فضیلت شب قدر ک.میگه بهتر از هزار ماه هست و ااینا
بحث بیشترشم خواستی بدونی , ده نکته از معرفت النفس اقای طاهرزاده , فایلای صوتی جلساتش هست

آره شب قدر یادم نبود.

ولی خب این بازم این مساله رو که زیارت رفتن نباید ثواب داشته باشه حالا تو هر روزی، زیر سوال نمی بره:-؟
بعد آهان یه چیز دیگه، تو شب قدر قران نازل شده، این خیلی واقعه خفنیه و طبیعیه که براش احکامی بیاد... سالگرد تولد-وفات-شهادت کسی نیست که بگی زین پس خدا براش ثواب بیشتری قرار داده و نماز های جدیدی یاد داده و غیره:|

+مقصود من از زیارت رفتن اینه که میرن ضریح رو میبینن و برمیگردن. قطعا ادعیه و نماز هاش منظورم نیست. اونا عبادت و تسبیح گفتنه بهرحال نمره مثبت داره:|

۲۳ آبان ۲۳:۵۷ ساده خان
توی مثال ک همه شرایطو یکسان در نظر نمیشه گررفت من از وجهی مثالو بیان کردم ک با وجود ثابت بودن شخصیت شما تفاوت محیط موثر هست
منظور شرایط دیگه ای بود؟

ببین مثلا اینطور در نظر بگیر، شما پنجشنبه ویتامین بخوری تاثیرش بیشتره یا جمعه؟

شنبه بری عباس آباد ارتفاع بیشتره یا چهارشنبه؟
امروز برای مادر من فاتحه بخونی بیشتر بعش میرسه یا هفته بعد؟
تو حیاط خونه تون نماز جعفر طیار بخونی بیشتر ثواب داره یا صحن انقلاب؟

به همین منوال ته تهش امروز کربلا باشی و زیارت بخونی ثوابش بیشتره یا اربعین؟


اینکه من با کی از اونجا رد بشم اصلا خیلی بی ربط بود:)) حتی اینکه یه روز رد بشم و معتادا باشن یه روز نباشن هم نمیشه گفت مرتبطه. من میگم شما یه فعالیتی رو یه روزی انجام بدی نتیجه ش فرق کنه با روز دیگری تو همون شرایط. همین!
یا، یه کاریو یه جا بکنی فرق داره با اون کار تو همون زمان جای دیگه!

۲۴ آبان ۰۰:۰۳ ساده خان
اها , از اون لحاظم ک بگی ثواب ثوابه , نه ثواب عبادات جمعی بیشتر از فراداست , یا مثلا دعا کردن سفارش شده توی جمع باشه و امثال اینا

ولی من کلا بحثم لحن بود , من ادم مذهبیی نیستم حتی اعتتقاداتمم مشکل داره , اگه واقعا برات سواله از کسی بپرس ک بلد این.مسایل باشه

برام که سوال نیست راستش معتقدم کل این قضیه زیر سواله:|

ولی میدونم نمازای مستحبی هم جماعت ندارد! حالا اگه مشکل اون زیارت عاشورا و دعاهاییست که احتمالا و ایشالا خونده میشه شما داری فضیلتو نسبت میدی به جمعیت پس اگه من ده تای اون جمعیتو تو تهران جمع کنم زیارت عاشورا بخونن ثوابش باید بیشتر باشه:|

۲۴ آبان ۰۰:۱۵ ساده خان
شما شب کلسیم بخوری تاثیرش بیشتره یا روز؟ صبا ورزش کنی موثرتره یا شبا , همین طور برو تا کربلا
ببین الان شاید خود شب بودن مهم نباشه واسه کلسیم خوردن , این مهمه ک شرایط شب چطوریه , خب تا صب چیز دیگه ای نمیخوری و جذب کلسیم بیشتره , اینم شاید خود اربعین بودن ب عنوان ی روز مهم نباشه ولی شاید شرایطش طوریه ک موثرتر واقع میشه, مثل همون شب قدر , ک خب گفتی اتفاق خفنی افتاده ولی اربعین اینطور نیست

در مورد فضیلتای خود اربعین و اینکه کربلا بودنش فضیلتی داره یا نه اگه بخوای پرس و جو میکنم
هدفت از ادامه بحث دقیقا چیه؟

نمیدونم والا شما کامنت میذاری سوال مطرح میکنی منم از زاویه خودم جوابشو میدم:دی

نمیخواد پرس و جو کنی برادر من اطمینان قلبی دارم که نداره. هیچ توفیری نداره از دید من:دی
البته میتونی حدیث بیاری که از دید علما فرق داره که من دلم نسبت به آقای همکلاسی نرم بشه که حرکتش کمتر رو اعصابم باشه چون فکر می کرده فرق داره.

۲۴ آبان ۰۰:۲۲ ساده خان
از لحاظ روانی ینی میخوای بگی هیچ تاثیری روت نداره؟ خب من حرفی دیگه ندارم اگه اینطور باشه

بله تفاوت داره شما ی کارو عینا در یک زمان توی دو مکان متفاوت انجام بدی , شما همزمان توی کویر گل بکار , شمالم بکار متوجه تفاوتش میشی

الان کدوم کامنتو داری میگی از لحاظ روانی روم تاثیری نداره؟


داداش بیا مثال نزن:)) شما اگه خودت رو و عبادتت رو گل فرض کنی و خدا رو خاک، خدای کربلا و خدای تهران و خدای هنگ کنگ یکیه. برخلاف خاک کویر و خاک شمال! اینکه شما با هواپیما بری یه جا، فرود بیای، بگی سبحان الله، من برم جای دیگری همونو بگم و خدا بگه هاع تو رفتی اونجا که امتیازش دوبرابره پس دو ثواب، اون رفته جایی که سه برابره پس سه ثواب، یعنی خدا رو داری با جبر جغرافیا پیوند میزنی:))
دو تا که بازی نمی کنیم هرکی آیتم بیشتری گرفت اسکورش بره بالا:))

۲۴ آبان ۰۰:۲۷ ساده خان
در مورد تفاوت زمان و ثابت بودن مکان هم , شما میوه ی پاییزیو نمیتونی بهار برداشت کنی

من الان حتی جز کارو کنار گذاشتم و مثال خیلی کلی زدم , تفاوت زمان و مکان قطعا موثر در فعل هست

این مثال واسه حج واجب میشه گفت که مثلا الان نمیتونی بری :-/

ایشالا بعدا استفاده بشه:دی

میشه بیخیال مثال بشی کنه مطلبو بگیری برادر؟:)) الان چند کامنته داریم تلاش می کنیم مثال خوشگل بزنیم:))

۲۴ آبان ۰۰:۳۱ ساده خان
عاقا شما مثال ویتامین و ارتفاع و اینا بزنی اشکال نداره من بزنم اشکال داره؟انصاف داشته باش خب

+کامنت رد شدن از کوچه خلوت , ک بعدش توی کامنتای بعد اشاره کردم منظور بحث تغییر محیط با ثابت بودن شخصیت و اثرش

بیخیال مثال عاقا، من اگه میتونستم منظورمو برسونم استریتلی همون اول میرسوندم، مثال زدنم چی بود:))

۲۴ آبان ۰۰:۵۰ ساده خان
اگه متوجه منظورت شده باشم , من همیشه منم , خدامم هر جا باشه خداست . ینی وابستگی مکانی وجود نداره؟
من همیشه منم خدام همیشه خداست , خب چ فرقی میکنه توی دستشویی نماز بخونم یا مسجد؟ , ببین با توجه ب فرض اولیت ک اگه درست فهمیده باشمش دارم این حرفو میزنم

البته تا جایی که یادم میاد از شرایط مکان نماز پاکیزه بودنشه و شما تو دستشویی نمیتونی بخونی ولی کنهش درسته:دی

الان نیای بگی نه مسجد جماعته، میزنمت:| مسجدی که شما تنها بخوای توش بخونی!:|

۲۴ آبان ۰۰:۵۳ ساده خان
بابا چیکار کنم خودت داری کشش میدی , تو میگی هیچ فرقی نمیکنه , من میگم فرق میکنه .
خب بدون مثال بگو چی میگی تا بدون مثال بگم.چی میگم

همون قبلی درسته:))

۲۴ آبان ۰۰:۵۴ ساده خان


حالا خوبه ادعای دین و شریعتم ندارم :)))

والا بقرعان، این آقای شهاب الدین ادعاش میشد یه کامنت داد خفت:))

۲۴ آبان ۰۰:۵۸ نفس نقره ای
یعنی ببین توروخدا به چه وضعیتی رسیدیم :||
تو فکر دانشکده ما، دانشششششکده، زائرسرا میشه تو روزهای عید! گورِ پدر کارهای پژوهشی ما :||||

دانشگاه ما تو عید میان اردو میزنن با کالسکه بچه و زیر انداز و منقل و همه جی:)) خیلی باحاله:))

۲۴ آبان ۰۱:۰۲ ساده خان
خب شرایط پاکیزگی ویژگی مکانه , پس خدا هرجا باشه خداست منم هرجا باشم منم ولی مکانیم ک هستم شرایط خاص داره
پس در واقع همون حرفت ک گفتی دوتا بازی میکنیم مگه , اره دوتا بازی میکنیم مکان موثره
ادعایی ندارم هنوزم , علمیم ندارم ولی خب بلاخره یا منطق من میلنگه یا شما

الان بگی صحن گوهرشاد از حیاط خونه ما تمیز تره هم میزنمتا:| :))

شما شرایط رو به قبله بودن، تمیز بودن و غصبی نبودن رو فراهم کن، که بشه اسم اون مکان رو گذاشت مکان نماز، زان پس تمامی مکان های نماز رو با هم مقایسه کن بگو با هم برابرن خب. الان اومدی مکانی رو اسم بردی که شرایطشو نداره بعد میگی نه پس مکان موثره!:|
منطقت نمی لنگه به محض اینکه میری تو مثال میزنی جاده خاکی:))

آقا چه بحثی شد! :د
ببین بحث، بحث شرایط انجام اون کار هست. مثلا میگن با قرص آهن شیر نخورید. آیا شیر بخورید اتفاق خاصی میفته؟ مسموم میشی؟ میمیری؟ نه، ولی میزان جذب جفتشون میاد پایین. برعکسش مثلا ویتامین ث بخوری جذب آهن زیاد میشه.
زیارت کردن تو روز اربعین هم مثل اون ویتامین ث میمونه.. ممکنه تاثیرش به چشم نیاد، ولی جذب رو زیاد میکنه. و البته در این زمینه حدیث هم زیاد داریم، مخصوصا از امام صادق که اربعین با لباس سیاه و غذای مختصر (به شیوه ی عزاداری شون) به سمت کربلا میرفتن.
بعدشم شرایط مکانی و زمانی افراد فرق میکنه. مثلا خامنه ای که سوپریم لیدر یه مملکته نمیتونه هرجایی که دلش خواست پاشه بره، ولی هرسال تولد امام رضا میره مشهد مثلا. ببین چقدر سفر استانی کم میره، هم به خاطر وضع جسمی هم امنیتی؟ ولی اونی که میتونه باید بره.

اگه بخوای به این که چرا این این جوری، اونجوری نه ادامه بدی، خیلی چیزهای دیگه هم هست که زیر سوال میره. مثلا چرا 17 رکعت نماز، 15 رکعت نه؟ چرا رو به کعبه، رو به دیوار چین نه؟ چرا شب قدر موقعی که قرآن سر میذارن 10 بار هر اسم رو میگن، چرا 9 بار نه؟ چرا میگن شب جمعه دعای کمیل بخونید، روز جمعه دعای ندبه، عصرش دعای سمات؟ یا مثلا روز جمعه ناخن هاتون رو بگیرید؟ آیا همه ی اینها توی قرآن اومده؟ نه! و خب همه ی اینها یک جواب داره.. شرایط انجام یک کار روی کیفیت و تاثیری که بر انسان داره اثر میذاره.

مثال نزنید آقا من اشتباه کردم در این وادی رو باز کردم:))

من اصلا نپرسیدم چرا، گفتم این حرکات باطل است بدین دلایل:|
و اصلا هم قصدم ورود به این مسایل نبود چون علمشم ندارم دیه از این بیشتر! هی حرف تو حرف اومد تا اینجا پیش رفتیم:|

۲۴ آبان ۰۱:۲۴ ساده خان
شب قدرو مثال زدیم واسه تتفاوت در ارزش زمان

مکان هم من میگم داارای درجات ارزشی متفاوته , اصن همین ک میگن فلان مکان مقدسه خودش گواه این مسلست
یا میگن ثواب ی رکعت نماز فلان جا هزار برار جاهای معموله
_کلا وابستگی مکان رو رد کردی خواستم بگم مکان هم موثره
فردا میگردم دنببال روایتی چیزی
فردا کلاس دارم میخوابم اگه عمری بود ادامه میدیم
شب بخیر

خب من دقیقا تقدس مکان رو رد کردم دیگه عه:| عه! عه! :|

ولش کن:)) فردا یه چی دیگه آپ می کنم بشوره ببره!

۲۴ آبان ۰۱:۴۳ شهاب الدین ..
مجدد سلام

ابن ابى یعفور می‌گوید: محضر مبارک امام صادق(ع) عرض کردم: اشتیاقم به شما، موجب شد که زحمت و مشقّت راه را بر خود هموار کنم و به محضر شما برسم. حضرت فرمودند: (اولاً) از پروردگارت گلایه نکن، (ثانیا) چرا نزد آن کسی که «حقش بر تو» بزرگتر از «حق من بر توست»، نرفتی؟!
ابن ابى یعفور مى‏گوید: آن سخن که گفتند "چرا نزد آن کسی که«حقش بر تو» بزرگتر از از «حق من بر توست»، نرفتی؟!" بر من گران‏تر آمد از فرمودۀ دیگر امام(ع) که فرمودند (از پروردگارت گلایه نکن)، لذا عرض کردم: چه کسى حقّش بر من از شما بیشتر است؟! حضرت فرمودند: حسین بن على(ع)! چرا نزد حسین(ع) نرفته‌ای، و خدا را در نزد او نخوانده‏اى، و حوائجت را بر خدا عرضه نکرده‏اى؟!

🔹عنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع دَعَانِی الشَّوْقُ إِلَیْکَ- أَنْ تَجَشَّمْتُ إِلَیْکَ عَلَى مَشَقَّةٍ فَقَالَ لِی لَا تَشْکُ رَبَّکَ فَهَلَّا أَتَیْتَ مَنْ کَانَ أَعْظَمَ حَقّاً عَلَیْکَ مِنِّی فَکَانَ مِنْ قَوْلِهِ فَهَلَّا أَتَیْتَ مَنْ کَانَ أَعْظَمَ حَقّاً عَلَیْکَ مِنِّی أَشَدَّ عَلَیَ‏ مِنْ قَوْلِهِ لَا تَشْکُ رَبَّکَ قُلْتُ وَ مَنْ أَعْظَمُ عَلَیَّ حَقّاً مِنْکَ قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع أَ لَا [أَلَّا] أَتَیْتَ الْحُسَیْنَ ع فَدَعَوْتَ اللَّهَ عِنْدَهُ وَ شَکَوْتَ إِلَیْهِ حَوَائِجَکَ.
کامل الزیارات، ص168


امام صادق(ع): بر ثروتمند لازم است که سالی دو بار به زیارت حسین(ع) برود و بر فقیر سالی یک بار.

عنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: حَقٌّ عَلَى الْغَنِیِّ أَنْ یَأْتِیَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع فِی السَّنَةِ مَرَّتَیْنِ وَ حَقٌّ عَلَى الْفَقِیرِ أَنْ‏ یَأْتِیَهُ فِی السَّنَةِ مَرَّةً.
کامل الزیارات، ص293

امام صادق(ع): هرکس سال بر او بگذارد و به زیارت مزار حسین(ع) نرود، خداوند یک سال از عمرش می‌کاهد و اگر بگویم بعضی‌ها 30سال قبل از اجلشان(عمری که برایشان مقدر بوده) از دنیا مى‏روند، راست گفته‌ام، زیرا زیارت حسین (ع) را ترک میکنید. پس زیارت حسین(ع) را رها نکنید تا خداوند عمرتان را طولانی و روزى‏تان را زیاد کند. اگر زیارتش را ترک کنید، خدا از عمر و رزق‌تان می‌کاهد. پس برای رفتن به زیارت مسابقه بگذارید(در اهتمام بیشتر به زیارت در کمیت و کیفیت) و از یکدیگر سبقت بگیرید. و این را رها نکنید که حسین (ع) نزد خدا و رسولش و فاطمه(س) و امیرالمؤمنین(ع) شهادت می‌دهد که زائرش بوده‌اید.

عنْ ابی عبدالله: مَنْ أَتَى عَلَیْهِ حَوْلٌ لَمْ یَأْتِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع أَنْقَصَ [نَقَصَ‏] اللَّهُ مِنْ عُمُرِهِ حَوْلًا وَ لَوْ قُلْتُ إِنَّ أَحَدَکُمْ لَیَمُوتُ قَبْلَ أَجَلِهِ بِثَلَاثِینَ سَنَةً لَکُنْتُ صَادِقاً وَ ذَلِکَ لِأَنَّکُمْ تَتْرُکُونَ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ ع فَلَا تَدَعُوا زِیَارَتَهُ- یَمُدُّ اللَّهُ فِی أَعْمَارِکُمْ وَ یَزِیدُ فِی أَرْزَاقِکُمْ وَ إِذَا تَرَکْتُمْ زِیَارَتَهُ نَقَصَ اللَّهُ مِنْ أَعْمَارِکُمْ وَ أَرْزَاقِکُمْ. فَتَنَافَسُوا فِی زِیَارَتِهِ وَ لَا تَدَعُوا ذَلِکَ فَإِنَّ الْحُسَیْنَ شَاهِدٌ لَکُمْ فِی ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ وَ عِنْدَ فَاطِمَةَ وَ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ.

کامل الزیارات، ص151

...
خب این سه تا حدیث در مورد اهمیت زیارت امام حسین علیه السلام که تونستم براتون بنویسم.
خوشبختانه کتابش بود تو کتابخونه ام و جستجوی اینترنتی نیست.
حدیثی هم که گفتم درباره واجب بودن زیارت اربعین بر تمام شیعیان،از امام هادی علیه السلام اگه اشتباه نکنم نقل شده و تو همین کتاب آوردن،من نتونستم الان پیداش کنم. همینطور جایز بودن قرض برای سفر زیارت.
درباره مقام معظم رهبری و امام خمینی که فرمودین،قطعا قبول دارین رعایت مسائل امنیتی یکی از مهمترین دلایلی هست که مانع سفرشون میشده و میشه؟همونطور که در طی این سال ها حج مشرف نشدن. آیا حج نرفتنشون به معنی واجب نبودن و یا انکار این عبادت هست؟
ضمن اینکه ارجاعتون میدم به سایت رسمی ایشون و صحبت هایی که در این مورد داشتن. هم اظهار کردن آرزوی این سفر رو دارن و هم از مشرفین به این سفر خواستن از جانب ایشون هم سلام و زیارت انجام بدن و هم توصیه کردن به مسولین که این کاری کنن انجام این زیارت برای همه اقشار فراهم بشه.
شما ادعا میکنید ثواب این زیارت در روز اربعین با باقی روزها یکیه و هیچ ارجحیتی نداره. ولی من خدمتتون عارضم همون خدایی که ما داریم از ثواب و عقابش صحبت میکنیم،همون خدا،به واسطه ائمه به ما دستور داده به این زیارت به خصوص.بحث ثواب داشتن یا ثوابش بیشترش به کنار،ما به عنوان شیعه موظفیم به این راهپیمایی.
حالا اگه بحث که به اینجا برسه،ما بخوایم با دو دوتا 4 تای نصفه و نیمه و مثالای کاملا بی ربط به موضوع ثابت کنیم،این راهپیمایی اصلا هیچ ادله عقلی و منطقی پشتش نیست،دیگه به بیراهه رفتنه. چون ملاک اول بحث،طبق فرمایش خود شما،حدیث و روایت از ائمه هست.
ضمن اینکه اتفاقا با حساب و کتاب دو دوتا 4 تایی هم مشخصه این راهپیمایی با این عظمت چقدر برای برپایی حکومت جهانی کمکه.

با تشکر.
من نفهمیدم این چطور واجبیه که آدم اگر مرجع تقلید یا رهبر یه کشور بشه ازش معافه. ولی باشه. فرض می کنیم اقای همکلاسی فهمیده و واسه همین «واجب» حق الناس ما رو به جون خریده.

البته احتمالا از جنس همون حدیثیه که میگه «اگر ازدواج کنید ثواب نماز هاتون فلان برابر میشه»! خیلی قشنگه اصن:دی

+یه چیزی یادم اومد، یه حدیثی داشتیم که میگفت «ازدواج نیمی از دین را کامل می کند»، خب؟ تو چاپ جدید کتاب دانش خانواده نشر دانشگاهی، از پارسال پیارسال که رهبر فرمودن بچه بیارید و ازدواج کنید، شده «دو سوم». با همون منبع. شکر خدا رفتیم منبع رو چک کردیم هنوز تو چاپ های جدیدش دست نبرده ن بکننش دو سوم! :))

۲۴ آبان ۰۷:۲۵ پرتقالِ دیوانه
میدونی
من فقط داشتم فکر میکردم که تو اومدی یه درد و دل نوشتی اینجا چقدر باید جواب پس بدی به کامنتای دوستان
...

تقصیر خودمه کامنت به کامنت بحثو منحرف کردم:))

واسه ما هم شد منتها ممنونم از کربلا که جور عدم آمادگی من برای امتحانو کشید :))

ای بابا سرهنگ:))

۲۴ آبان ۰۹:۵۷ ساعت زنانه
سلام ، یاد چند سال پیش خودم افتادم یهو تو کلاس بلند میشدم استاد فلان فصل کنفرانس استاد هم میگفت بله بله همه چپ به چپ میدیدنم میفهمیدم میخوان خونم بریزن :)))
میگفتم خب شما هم نظراتتون رو بگید الان شما باید باهاش مخالفت میکردید .

کنفرانس رو متوجه نشدم ولی ما مخالفتمون رو کردیم، توفیری نداشت!

به نظر من اصلا نباید جواب اینایی رو بدی که یه طومار توجیه نوشتن و صد در صد مشخصه خودشونم از همینان که اعتقاداتشون تو دست و پای ماست!
ینی به طور کامل که از این کامل تر ممکن نیست، با جزء به جزء نوشته‌ت موافقم، لحنشم نه تنها بد نبود، که حتی اگه من بودم تندتر هم می‌نوشتم! انگار خیلی چیز اندکیه تحمیل این همه بدبختی با فرو شدن اعتقادات یه عده، تو حلق ما! که انتظار دارن ملو برخورد کنیم!
حالا خودشون اگه بودن به توپ و تانک می‌بستن سایر عقایدو، ولی بقیه باید به اعتقادات اونا احترام بذارن!:/ به من چه که آخه واسه تو مقدسه، خب نیست واسه من:)))
+ ببخشید اگه دیگه اینجا زیادی حمایت به خرج دادم من:/

بابا داریم صحبت می کنیم حالا:)) به قول ساده خان نیومدیم جنگ که!
والا تو کشور های دیگه مسلمونا تو اقلیتن به ندرت کسی رو به توپ و تانک می بندن، شما خیلی هم دیدگاهت منفی نباشه:دی

۲۴ آبان ۱۰:۴۷ هانیه شالباف
نسل اینا منقرض‌شدنی نیست ... حرص نخور :|

لازم نیست نسل کسی منقرض بشه کمی دایره ذهنشونو بزرگتر کنن و بقیه رم در نظر بگیرن مکفی خواهد بود:|

۲۴ آبان ۱۱:۵۰ مونا نِوِشته
ببین من کل بحث کامنتها رو نخوندم هنوز. اعتقاداتم هم در همین حده که گفتی، یعنی همین حد که با عقل و منطق جور دربیاد. ولی من هم یک نوع احساسات عیرمنطقی دارم در زمینه‌های دیگه (مثلا فرض کن دست خطی کسی رو که دوست دارم نگه میدارم، یا شناسنامه ام رو جدید نمیکنم چون فلان صفحه اش رو دوست دارم :| ) برای همین میشه درک کرد اگر کسی از ته دل اعتقاد داشته باشه، شاید ناراحت بشه از لحن.

کلا اگر تو جامعه فعلی ما اینقدر از مذهب سواستفاده نمیشد، این حساسیتها اینقدر پررنگ نبود. مسئله شیوع ریاکاری هست که به نام دین قانونی جلوه داده میشه (در غیر اینصورت چرا استاد باید نگران باشه که اگر به حرف دانشجو امتحان رو واسه کربلا عقب نیندازه تو دانشگاه مشکل پیدا میکنه؟) و آدم رو عصبانی میکنه. شده داستان چوپان دروغگو.

اما خب قطعا هر چوپانی دروغگو نیست. حالا چطور با این بی‌اعتمادی باید کنار اومد که بیگناه‌ها لطمه نخورند، نمیدونم.

اگه کسی از ته دل اعتقاد داره بلیت مشهد بخره ممکنه امام رضا نخواد ببیندش و یه کاری می کنه سفرش ناکام بمونه من خیلی خوشحال میشم ناراحت بشه. :|

۲۴ آبان ۱۱:۵۶ قاسم صفایی نژاد
با آدم عصبانی که نباید صحبت کرد

لبخند بزنید مثلندش:)) مثل تد:)))

۲۴ آبان ۱۲:۵۹ سِناتور تِد
Miss avilet@
: )

بفرما اینم نشانه های رافت اسلامی:دی

۲۴ آبان ۱۳:۴۶ gandom baanoo
مشکل اینه که اینا فک میکنن دین سوای منطق هستش.. در صورتی که دین عین منطقه!!!!
و اینکه به قول تو یه عملی که واجب نیست ( وحتی نمیدونیم مستحب هست یا نه؟!! :/ ) و انجام ندادنش باعث نمیشه بری جهنم رواین همه روش مانور میدن ... ولی حق الناس که همه میدونن خدا هرگز نمیبخشه به همین راحتی پامال میشه!!!!
و بازم به قول تو... این حرفا رو به حساب دشمنی آدم به دین میذارن!! :/

والا دو سه کامنا قبل شما یکی از عزیزان برهان آوردن که حتی اگر پول هم نداری سالی یکبار باید قرض کنی بری کربلا:| واجب غیرکفایی بوده ظاهرا و ماخبر نداشتیم!

۲۴ آبان ۱۴:۱۱ معمار ..
میتونستید سکوت نکنید و اگر کردید یعنی حاضر نیستید برای ساده ترین حقوق اجتماعی ذره ای خطر کنید و این خیلی ذلیلانه ست...اگر هم سکوت نکردید اما به اعتراضتون توجهی نشده به روش استاده شاید توجهش به رای اکثریت بوده...البته من استادایی دارم که اگر چیزی رو مقرر کنن حتی اگر یک نفر راضی نباشه تغییرش نمیدن
و البته بعضی چیزا فوریت اجتماعی ان و اون ها باید محور برنامه ریزی باشن
به نظرم اشتباه اصلی برنامه ریزی بدون توجه به این ایامه...

من سکوت نکردم، و اینکه آدم تو برنامه ریزیش باید فکر کنه یکی داره میره مشهد یکی داره میره کربلا یکی میخواد معراج کنه یکی میخواد سالروز عروسی امام کاظم و همسر چهارمش عروسی بگیره که شگون داره، به نظرتون احمقانه نیست؟ :|

ته تهش اینه که شما اگه برنامه داری معراج کنی یا عروسی کنی یا بری زیارت همون موقع که امتحان ست شده خبر بدی من نمی توانم بیایم ملت! عذرم هم این! اگر پذیرفته بود، ساعت امتحان و روزش تغییر کنه.

۲۴ آبان ۱۴:۳۴ هولدن کالفیلد
بچه ها لحن خشن ندیدن انگار!
ببینید عزیزان، چقدر دور سرتون میچرخید! واجبات عبادی دین برای مسلمان ها دو تاست، نماز (روزی هفده رکعت) و روزه (سالی یک ماه) به همراه یه سری نماز گذری که باید پیش بیاد! زیارت در بالاترین جایگاهش مستحبه، و کار مستحب که مستلزم نارضایتی یه نفر دیگه (حتی غیر مسلمون) بشه به درد لای جرز نمیخوره، به درد هیچی نمیخوره، هیچ ثوابی نداره و بعضا آلوده به گناه هم هست! حالا هی دور سرتون بچرخید که "اربعین کربلا بودن ثواب داره" ، اربعین کربلا بودنی که حداقل کار و برنامه های 15 نفر آدم رو به هم بریزه نه تنها ثواب نداره، بلکه گناه داره، اربعین کربلا بودنی که 15 نفر آدم رو به دین بدبین(تر) کنه نماد معصیته! این همه روایت داریم که اولیای ما حج و زیارتشون رو برای کار مردم نصفه ول کردن رفتن سراغ اون کار، حالا مای زپرتی که هیچی از دین نفهمیدیم شدیم کاسه داغتر از آش پیامبر!
خجالت بکشیم، خجالت کشیدن چیز خوبیه!

هولدن رحمه الله علیه بودن، پرچمدار لحن خشن در بلاگستان:))

ولی من قبول دارم لحنم مهربون نبوده، قصد هم نداشتم مهربون باشه. باآیکن "یه نگاهی به دور و برتون بندازید!!"نوشتم:|

۲۴ آبان ۱۴:۵۶ هانیه شالباف
خب نسل اینا در واقع همون طرز فکرشونه دیگه :)

میتونن اصلاح هم بشن یعنی، این کمتر خشنه:دی

آقا من کاری به بحثتون ندارم دیگه، فقط یه چیزی رو میخوام برای یه سری از دوستان روشن کنم که منی که دفاع دارم می کنم، خودم از سال 85 تا الان مشهد نرفتم. پارسال قرار بود بریم با خانواده، من امتحان داشتم نشد برم. دوسال پیش از طرف مدرسه قرار بود ببرن من و یه سری دیگه رو به عنوان جایزه، عروسی داداشم بود نشد برم.
منی که دارم دفاع میکنم، هیچوقت تا حالا نشده هیچ تستی، کلاسی، زهرماری رو به خاطر خودم کنسل کنم.. حتی تو بدترین شرایط. منی که دارم دفاع می کنم نماز قضا هم دارم حتی، روزه هامم امسال به خاطر وضع معده م نتونستم بگیرم اصلا.. میخوام بگم من آدم مقدسی نیستم، نمیگمم اشتباه ندارم.. ولی یه چیزایی برام مقدسه. همون طور که یکی ممکنه کیفی که مامانش کادو داده بهش براش مقدس باشه، یکی حلقه ای که نامزدش بهش داده مثلا.
من هیچوقت سعی نکردم عقاید خودم رو به کسی تحمیل کنم، ولی این حق رو دارم که از عقاید خودم دفاع کنم جایی که فکر می کنم داره ازش کج فهمی صورت میگیره و تفسیر به رای میشه.
تو تمام کامنت های بالا هم من سعی کردم با نهایت منطق صحبت کنم، حالا اگه به مذاق بعضی خوش نمیاد نیاد. خوشحال شدیم از دیدنتون و فلان. خدافظ شما.
#دیگران_را_قضاوت_نکنیم

تو که همون یه کامنتو دادی بعدش کسی باهات سخن نگفت اصن:| فقط من هی ملتو ارجاع دادم به کامنتت:|

الان این مواردی که گفتی نطلبیده شدن بود؟ :| خودت برگزیدی که نری خب:| اگه می رفتی بعد اعلام می کردن اون روز پروازا کنسله یا مثلا علم الهدی کودتا می کرد کسی رو به شهر راه نمیداد میشد گفت نطلبیدنت:|

بابا آدم میره زیارت واسه ....زیارت:| نمیره دستبوسی امام و عرض غلامی پیش حاکمی مستبد و خفن اینا که! :| خدا کسی رو از خونه ش رونده که امام از مدفنش برونه؟ :|

۲۴ آبان ۱۵:۴۱ خور شید
کلا اینکه کسی حق بقیه رو نادیده بگیره ، اعصاب خردکن و مزخرفه..
حالا سر هر موضوعی..

بله

۲۴ آبان ۱۵:۴۳ بانوچـ ـه
بعضی جاها رو موافق بودم و بعضی جاها رو نه.
البته که هر کسی اعتقاد خودشو داره و محترمه.
طلبیده شدن یا نشدن رو هم آدم باید با جون و دلش تجربه کرده باشه تا بتونه درک کنه و منم الان باید سه صفحه توضیح بنویسم فایده ای نداره.
اربعین کربلا، اونم پیاده... بخاطر اینکه اون زمان حضرت زینب (س) و بقیه ی اسرا به سمت شام رفتن پیاده میگن ثواب داره.
ولی بعضی از مردم بخاطر همین ناآگاهی هاشون فکر میکنن چون زیارته، چون عزاداریه پس در اولویت هست.
ضمن اینکه کسی که میخواد بره زیارت میره حلالیت می طلبه از بقیه. نه اینکه اینطوری بیشتر بقیه رو ناراحت کنه.
و به نظر من که با علم به اینکه امتحان در فلان تاریخ برگزار میشه کارش اشتباه بوده که ثبت نام کرده.

اسرا پیاده به شام رفتنا، به کربلا نرفتن.

شلاق هم خوردن، خیمه هاشونم آتیش زدن، اینام ثواب داره؟:|
بعد اصلا طرف پیاده نمیره بلیت گرفته پرواز داره. من کی گفتم پیاده داره میره؟

۲۴ آبان ۱۵:۵۰ مونا نِوِشته
در این مورد که گفتی که منم از ناراحت شدنش ناراحت نمیشم :)

در بقیه موارد هم واقعا دلیلی نداشت ناراحت بشن:|

۲۴ آبان ۱۵:۵۸ پوکرفیس :|
من اعتراض دارم! وقتی من نبودم بحثاتون رو کردین، به من نرسید!:دی
منم بحث! منم بحث!

1- ببین، من با محتوای پست که نکوهش رفتار نامناسب اون دانشجو بوده کاملاَ موافقم.
ولی یه مشکلی داشت این پست؛ اونم این بود که تو برای این که کار ناجور اون فرد رو محکوم کنی، کلاً اعتقاد به اینکه اربعین کربلا بودن ثواب بیشتری داره مثلاً، رو زیر سوال بردی! خب مشخصه خیلیا همچین تصوری دارن و بعدش میان اینجا تجمع(!) می‌کنن!


2- ضمناً، این جمله هم توهینه خب! =>
... آیا امامان شما انقدر عقده ای هستن یعنی؟

شاید بگی که جمله سوالی بوده، نه خبری، پس توهین نیست. ولی هست!
مثلاً یکی به من بگه که "فکر می‌کنم بابام نمی‌خواد من رو ببینه." و من هم در جواب بگم: "نه بابا! بابات آدم مهربونیه، امکان نداره نخواد تو رو ببینه. بابای تو اینقدر بیشعوره یعنی؟!" و بعدش هم اگر یارو اعتراضی کرد، با تعجب بگم که: "خب جمله‌م سوالی بود، خبری نبود که!".
در این که اون جمله توهین هست یا نه، با من بحث نکن!:دی


3- به نظرم مثال کاشت گل توی کویر یا جای مناسب مثال درستی بود!:|
ببین، وقتی یه گل رو توی کویر بکاریم یا جای مناسب، خدا همون خداست، فقط محیط تغییر کرده خب. :| یه محیط برای رشد مناسبه، یه محیط نیست.

خب، مشخصه که وقتی من بخوام دین و معنویتم رو رشد بدم، این که توی مکه باشم یا کربلا یا لاس وگاس -هرچند که خدای مکه و کربلا و لاس وگاس یکیه- فرق داره!
چون غذای روح دیده‌ها و شنیده‌هاست، پس اگر من جایی مثل لاس وگاس باشم که هر هشت جهت جغرافیاییم مراکز فساده، یا توی قطب جنوب باشم که هر هشت جهت جغرافیاییم هیچی نیست (:دی) با اینکه توی کربلا باشم که هر هشت جهت جغرافیاییم دینه و معنویت و عبادت، فرق دارن!

مثل درس خوندن، که درسته نفس درس خوندن چه توی پارتی باشیم، چه تنها توی خونه و چه در کتابخونه فری نداره و آدم درس‌خون هرجایی درس می‌خونه، ولی مشخصه که تمرکز آدم و بازده اون درس توی کتابخونه بیشتره!


4- تو گفتی که حدیث نداریم، مت رفتن برات حدیث آوردن، بعد داری مسخره‌شون می‌کنی که این چه حدیثیه و اینا!
خب حالا چه حدیث منطقی باشه چه نباشه، به هرحال دلیل اونها برای آوردن اون حدیث حرف توئه که میگی "حدیث نداریم"! خب پس چه جای اعتراضه؟!
بعله، درسته که اگر از اینترنت یه حدیث بیاری اندر فوائد پیاز مکه(!) من قبول نمی‌کنم، ولی خب، حداقل نمی‌گم "در فوائد پیاز مکه حدیث نداریم!" بلکه میگم "داریمولی به نظرم احادیث ضعیفی‌ان و یحتمل غیرمعتبرن!"


5- بهت تهمت دروغگویی نمی‌زنم و قطعاً تو راست میگی، ولی چون "شنیدن کی بود مانند دیدن" تا به چشم خودم نبینم، اون قضیه‌ی ازدواج دو سوم دین رو کامل می‌کنه رو باور نمی‌کنم!:|
پرروئیه، می‌دونم، ولی اگر به پستت خورد اون دو سومه، میشه واسم بفرستی؟:|


6-
نقل قول:
"اگه کسی از ته دل اعتقاد داره بلیت مشهد بخره ممکنه امام رضا نخواد ببیندش و یه کاری می کنه سفرش ناکام بمونه من خیلی خوشحال میشم ناراحت بشه. :|"
:| :| :|

1-من خودم اعتقاد ندارم به این مساله که شما روز خاصی جای خاصی باشی در نهشتت تغییری حاصل میشه. قصه و افسانه زیاد داریم که طرف مثلا اتفاقی روز تولد امام رضا دستش خورد به ضریح متحول شد، که خب این تحولی که با دو ثانیه لمس ضریح به دست بیاد با دو ثانیه دیدن موی پریشون دختری هم از کف میره. چیزی که گفتم تهش، که اگر حدیث داریم بگید، واسه این بود که طرف قطعا یه چی شنیده که داره میره. وگرنه قرار نبود خودم رو قانع کنید!

2-توهین نیست، تو اگر تصورت از امامت یه همچین تصویریه اون تصویر عقده ای هست!
3-داداش، طرف نداره میره کربلا بزیه ها:| داره دو روز میره سینه بزنه بیاد! شما اون گلت رو-مثال نزنید ارواح اجدادتون:|- دو روز ببری شمال بعد برش گردونی تهران شیش سانت رشد می کنه دانسیته عطرافشانیش سه برابر میشه و در انتها هلو میده؟:|
4-آخه نگاه کن طرف حدیث آورده اگر فقیر هم هستید قرض کنید برید زیارت:||| من فققققط در مورد آب برای غسل جمعه شنیده بودم که قرض کنید و غسل کنید، بعد اگر زیارت چنین واجب خفنی بود الان رهبر و امام خمینی هیجی-تازه امام خمینی و رهبر قبل از انقلاب و قبل از تبعید و قبل از همه چی اصن، میتونستن برن، امام خودش نجف بود! قضیه رو امنیتی می کنه:| - امامان جمعه و مراجع تقلید و عارفان بزرگ سالی دو بار یه بار کربلا بودن! جو یه جوری گرفته طرف رو که آدمو برق اون طوری بگیره جو اون طوری نگیره. :|

در مورد بقیه احادیثشون چیزی نگفتم، گفتم؟

5-حالا من کتاب دانش خانواده دستم بیاد عکس میگیرم نیشانتان می دم.

نقل قول: بله. ناراحت بشید و به تفکرات کودکانه تون در مورد شخصیت های بزرگ دینیتون فکر کنید بلکه از جهالت در بیاید! حرف اماااااامه، حرف استاد دانش خانواده بد اخلاقتون نیست! :|

۲۴ آبان ۱۶:۰۳ پوکرفیس :|
ضمناً، کامنت قبلی صرفاً در راستای علاقه به شرکت در چنین بحثیه و نگارنده هرگونه سوءبرداشتی رو محکوم می‌کنه!

ضمناً نگارنده برای سومین بار موافقت خودش را با اینکه چه اربعین توی کربلا بودن ثوابش بیشتر باشه چه نباشه، کار اون دانشجو ناجور - وحتی به قول هولدن، گناه - بوده رو اعلام می‌کنه!:دی

باشد که همگی به راه راست هدایت شویم!:دی
تکبیر!

بیا ادامه بحثتو شرکت کن:دی

۲۴ آبان ۱۶:۵۵ بانوچـ ـه
من طرف رو نگفتم که... کلا پاراگراف دوم کامنتم مربوط به ایشون بود و پاراگراف اولم مربوط به این بود که چرا اربعین پیاده ثواب داره.
کار این آقا/خانم رو که کلا محکوم کردم :|

اهان! خب من قانع نشدم همونطور که اشاره کردم:دی

اتفاقا این شمایید که باید موقع تعیین امتحانا بدونین که یه روزایی نباید بندازین
اوناهم جزو شمان. شما شهرستانی ندارین کلاستون؟تو ایام تعطیل شهرستانیا خیلیا میرن خونه. خوب آخه امتحانو اربعین انداختن مسخره است. البته حق میدم مثلا اونی که میخواد بره اعتکاف همون موقع تعیین تاریخ باید بگه که نندازین اون تایم. ولی تو تعطیلات دیگه زوره انصافا شاید یکی بخواد تعطیلاتشو خوش بگذرونع اصن. اگه درس خوندن شماست چرا تو کار و بار زندگی ملته :/
+ آی ام تهرانی

بابا روز اربعین که امتحانو ننداخته، بعد از اون تعطیلات گنده ها انداخته که طرف میگه من اون موقع هنوز کربلام!

تو ایام تعطیل تهرانیا هم نمیان یونی:|

پرواز نبود البته، با قطار بود... میشه به عنوان مثال نطلبیده شدنم در نظر گرفت البته، ولی منظورم این بود که مثلا من خودم هر روز زیارت نیستم که اینجوری دارم دفاع می کنم.
سه تا هم کامنت گذاشتم تا الان که این چارمیه. اون کامنت آخریمم بخش اعظمیش به "میس الیوت" بود.
هرکسی هم یه عقایدی داره و همچنان من معتقدم نباید به لجن کشید و فلان.
و من به قسمت هم اعتقاد دارم حتی. به این که آدما اتفاقی سر راه هم قرار نمی گیرند یا این که هیچ چیز بی حکمت نیست. اگه دوست دارید (منظورم به همه س) مسخره کنید یا هرچی... دست مایه جدید داشته باشید خلاصه، حوصله تون سر نره.

+یه پست فوق العاده عصبانی نوشته بودم راجع به بحثای اخیر که یکی ش این باشه، بیشتر از 20 خط شاید.. اپ میهن بلاگ ذخیره خودکار نداشت پرید •____• اگه مونده بود شاید جنگ جهانی سوم تو کامنتاش راه میفتاد... #قسمت

قسمت فرق داره.

ببین، اینطور بگم. ممکنه خدا نطلبه تو نماز بخونی بعد نمازت قضا بشه؟
یا اصلا اینطور بگم، تو حق داری بری مسجد، حق داری بری زیارت، حق داری دست به دامن مقدساتت بشی برای آرامش گرفتن یا کمک خواستن یا صرفا اون حال خوب گرفتنه که من نمیگیرم، و اگه خدا همون خدای خفن و بزرگ و رحمان و رحیمیه که میگه هست، این درها رو نمیبنده به روت. نمیگه نیا قهرم. نیا نگاهت نمی کنم. دیگه از اشقیا که نیستی:| بابا میگه صد بار اگه توبه شکستی بازآ بعد در رو روت ببنده نری بهش سلام کنی ازش حال خوب بخوای؟:|

من همچنان فکر می کنم چیزیو به لجن نکشیده م!

۲۴ آبان ۱۷:۳۳ معمار ..
اربعین بزرگترین گرد همایی جهانه و اصلا جنبه ی زیارتی نداره و فردی هم نیست که شما با فرد خاصی چک کنی.
در مورد غلط بودن کار اون آدم که اصلا بحثی ندارم !گفتن نداشت!

اگر جنبه زیارتی نداره و فقط داره میره گردهمایی که بدتر شد که:|

یعنی چی فردی نیست که باهاش چک کنی؟ نفهمیدم، چیو چک کنه؟

۲۴ آبان ۱۸:۲۱ مصطفى مرتاضى
لحن:؟
یه چیزی هست ک میگه چیز احمقانه احمقانست چیز درستم درسته:))
لحن نباید تاثیر گذار باشه .اگه لحن در فهم تاثیر بزاره احمقانست .لحن خوب یه چیز احمقانه رو درست نمیکنه یا لحن بد چیز درستو غلط نمیکنه:)
این یاروعه گمنام یه چی گف خودم مثال نقضشم:))
هفت امام کربلا بودم ابدا حسو حالی نبود.:(
بیشتر داشتم تحلیل میکردم فاز ملت چیه و دلم به حال یاروعه ک میگف خونه میخوام از حسین میسوخت:))
دراین حد فاجعه:))

من ک کامل نخوندم کامنتارو و اینا ولی فقط اونی ک گف قرض بگیرید برید کربلا:))

حوصله ندارم برم بگردم ببینم گمنام چی گفته بود راستش:)) شما ولی هفت کربلا بودی واسه هفت روایت نداریم، اربعین تست کن شاید جواب داد. #جدی

۲۴ آبان ۱۸:۵۰ ساده خان
خیلی جای خجالت داره , شخصا خجالت کشیدم
معذرت میخوام اگه نظراتمو جای گفتم ک نظر گفتن ازاد بود و ی بحثه از نظر خودم دو طررفه داشتیم و حتی خجل از این امرم
از طرف اونایی ک رفتن کربلا هم معذرت میخوام , متاسفانه دلجویی جز این نمیتونم بکنم امیدوارم ازشون بگذری و با خطا و سو استفاده عده ای از ی چیزی مثل کربلا رو عین خطا کار بودن و سو استفاده گر بودن کربلا و مقوله ی کربلا ندونی , میدونم قدرت تمیزشو داری.
معذرت میخوام .

چی شد؟:|

شما که خیلی خوب بودی تا دیشب:|
منم از بحثمون راضی بودم:| به جز اون مبحث مثال ها که به بیراهه رفت واقعا!

۲۴ آبان ۱۹:۲۲ سه نقطه
شما هر چند به گفته خودتون خانواده مذهبی دارید، اما معتقد نیستید و مشخصه خانواده هم دید درستی نداشتن که بتونن به شما انتقال بدن یا روش انتقال درست این مفاهیم رو بلد نبودند و یا موفق نبودن تو این زمینه
شما معتقد نیستی و تا سال دیگه هم برات دلیل و برهان آورده شه شما مخالف خواهی موند
تلخ اینه که باعث شدی دیگران به جای آقایی که این مشکل رو ایجاد کرده، شروع به تمسخر تمام آدمای معتقدی بکنن که رفتن کربلا چه الان چه قبلا. تعمیم بدن به تمام آدمای با اعتقاد، تعمیم بدن به همه شیعه ها و همه مسلمونها
شما این مسائلو به مسخره گرفتی. به تمسخر بقیه خندیدی و با تعمیم اون موافقت کردی
میخواستی بگی باید به حقوقتون احترام میذاشتند و میانترمو عقب نمی انداختن اما همینجا عملا توهین کردی و راهی رو باز کردی بقیه هم بیان یه چیزی بگن و برن .این هم حق الناسه. این هم پایمال کردن حقوق آدمای دیگه ای هست که اعتقادشون با شما متفاوته.
اگه یکی باعث تغییر تاریخ میانترم میشد بدون اینکه علتش رو میدونستی چطور برخورد میکردی؟
اگه استاد براش کاری پیش میومد و بدون درنظر گرفتن برنامه ریزی ها تاریخو تغییر میداد چطور؟
اگه دانشگاه برنامه ای داشت و کلا کنسل میشد همه برنامه ها چطور؟
اگه برف میومد کلا دانشگاهها تعطیل میشد چی؟ (این مورد دقیقا توی امتحانات برای ما افتاد و همه چی 10 روز عقب افتاد. به همین راحتی. دیگه کسی نبود که آدم بگه چرا یا ما برنامه ریزی کرده بودیم و غیره)
اگه بعدا یه مسئله مشابه براتون پیش بیاد چیکار میکنید؟ انتظار همدلی و درک ندارید
مثلا با دوست صمیمیتون قرار بذارید از هفته ها پیش ولی دقیقا همون روز براش یه مسئله ای بوجود بیاد که حیاتی هم نباشه و از نظر شما مهم نباشه ولی از نظر اون اولویت داشته باشه و بخواد همون روز انجام بده (به خاطر شرایط و موقعیت و دلایل دیگه شخصی که شما شاید ندونی و یا درک نکنی چون طرز تفکرتون متفاوته یا شیوه زندگیتون متفاوته) و قرارتون رو عوض کنه. دوستتون رو (با سابقه دوستی چندین ساله) همینطوری به رگبار میبندید؟
اگه اون آقا مسیحی بود هم همینقدر تند برخورد میکردید؟ مذاهب دیگه چطور؟
اصلا اگه اون آقا میومد میگفت من تومور مغزی دارم تازه یه هفته س فهمیدم باید جراحی کنم. عقب بندازید. دیگه متقاعد کردن شما دلیل و برهان لازم نداشت. راحتتر هم قبول میکردید فک کنم. شاید دلسوزی هم میکردید.

اصلا دلیل اون کار مهم نیست. طرف گفته من نمیتونم باشم میشه عقب بندازید تاریخ میانترمو؟ گفتن باشه.
میتونستن بگن نه. به اعتقادات اون آقا و دیگران هم ربطی نداره. مشکل از شیوه اداره دانشگاهیه که توش درس میخونید.که به شیوه درست برنامه ریزی و مدیریت و طریقه برخورد صحیح با دانشجو واقف نیستند.
من فک میکنم شما دل پری داری و فرصت تخلیه خشم پیدا کردی.
لحن شما در صحبت و خطاب قرار دادن افرادی که برای یه عده محترم و عزیزن صحیح نیست، خوشایند نیست.
شما خودت اگه فردی رو بسیااار دوست داشته باشی و برات قابل احترام باشه نمیذاری کسی به مسخره بگیرتش یا خیلی عامیانه در موردش صحبت کنه.حتی در حضور خود اون فرد هم با احترام و رسمی صحبت میکنید. ولی من این رو در لحن شما ندیدم.

من نگفتم کسی قانعم کنه یا بیاد یه کاری کنه معتقد شم! کجا همچی حرفی زدم؟ صرفا گفتم اگه حدیثی دیدین بگین، نگفتم اون حدیث قراره نظر منو عوض کنه.

کسی توی کامنتها به کسانی که میرن کربلا برای زیارت، نه توهینی کرده نه تمسخری. نه کامنت دهندگان نه کامنت جواب دهنده ای که منم! یه بحثی داشتیم سر اینکه آیا صرف حضور تو یک مکان از من آدم بهتر و از عبادتم عبادت پذیرفته تری می سازه؟ که اونم توش نه دعوا شد نه هیچی. شما یا تو خانواده خیلی از برگ گل نازک تر بهتون نگفته ن بحث میبینی خوف می کنی، یا میخوای کامنتای بعدی جنگ و دعوا بشه. :| چون کامنتت خیلی بلنده احتمالا کسی نخوندتش بنابراین ایشالا که مورد اوله علت.
اینکه مشکلی پیش بیاد برای دانشگاه، اینکه برف بیاد، اینکه امام زمان ظهور کنه، اینکه دانشگاه منفجر بشه، اسمش حوادث غیرمترقبه س. اینکه یکی با گردن افراشته بیاد بگه من دارم میرم مسافرت عشق و حال-حالا عشق و حال معنوی! عزاداری! هرچی- پس امتحانو بندازین عقب، پرروییه.  فرقش واضحه نه؟ 

دوست عزیز، من پدربزرگم سر امتحانات ترم یکم فوت کرد. مادرم صبح امتحان آمارم تشنج کرد جلوی چشمام. مادرم شب تحویل پروژه ترم دومم بیمارستان زیر تیغ جراحی بود. من حتی توی دانشگاه این مسایل رو اعلام نکردم که ارفاقی بهم بشه. من برگه آمارم رو سفید دادم ولی ننوشتم استاد مادرم توی کماست و امروز تشنج کرد و شاید عصر که میرم خونه دیگه نباشه، من مغرم خالیه، من چیزی یادم نمیاد. اونجا من بیشترین حق رو داشتم برای هر کاری، حتی بیشتر از رفیق کربلا رفته شما که رفته ثواب جمع کنه و زندگی بقیه به هیچ کجاش نیست. بنابراین مطمین باش اگر یه روز بخوام برم عشق و حال، بخوام برم به آخرت لعنتیم برسم،بخوام برم اعتکاف یا هر غلطی، بازم نمیرم بگم به خاطر زندگی شخص من، به خاطر برنامه شخص من، چیزی که ست کردید بندازید عقب.
من مذهبی نیستم ولی شعورم انقدر هست که شرایط زندگی خودمو تحمیل نکنم به کسی.


ضمنا بهتون اطمینان میدم با هیچ کدوم امامان و پیامبران خصومت شخصی ندارم. ولی با اعتقادات خرافی و احمقانه دارم. نه تنها این، بلکه با هر کس که فکر می کنه چون اسلام محترمه خرافات پیرامونشم محترمن جنگ دارم عملا.

بقیه ش هم مشکل خودتونه و ایشالا بزرگ شید یادتون میره.

۲۴ آبان ۲۱:۴۵ مهرداد ارسنجانی
من یکی از تفریحات سالم ـم خوندن سایت استفتائات هست، کلی می خندم برای دغدغه های مسخره ی ملت.
الآن هم این پست و همه ی کامنتاش رو خوندم و کلی خندیدم، خصوصن جوابای خودت :))
بعد خودم به هرکدوم جواب میدادم، بعد جواب تو رو میخوندم، خیلی خوب تازه جواب دادی...

بحث اعتقادی هم کلن خنده داره.
به شخصه معتقدم حسِ سوزش بعد از دفعِ غذای تند به این منظوره که مقعد حسِ چشایی داره.
احترام هم یچیزه اکتسابیه نه انتسابی، پس کسی که بخواد برای این اعتقاد من احترام قائل بشه صرفن به این جهت که "اعتقادِ" من هست، هیچ تعریفِ دقیقی از لزوم احترام تو ذهنش نیست.

در رابطه با کربلا و لاس وگاس و اربعین هم باید عرض کنم خیلی فرق داره. من ی سال اربعین یجای دیگه بودم بجز کربلا، خیلی حال داد... :))

امسال هم که متاسفانه سرباز هستم و اربعین نه تنها کربلا و امامِ مظلوم، بلکه هیچ امام و شهرِ دیگه ی هیچ کشوری من رو نمیطلبه...

و اینکه عصبی جذاب تری :))

سربازیت چرا تموم نمیشه؟:|

۲۴ آبان ۲۲:۰۹ مصطفى مرتاضى
حقیقتا چنان معتقد نیستم.فضا همونه تو اربعین،فقط بزرگ تر شده.:(
چرا باید همون فضا روم تاثیر بزاره؟
معمولا میگن هرکی میره بار اول برای بار دوم خیلی مشتاقه ک بره:))
این رو من صادق نیس:(ازاون فضا فراریم حتی:))

نمیدونم، گفتن تاثیرش بیشتره منم منتقل کردم!

۲۴ آبان ۲۳:۰۲ خانم لبخند
خیلی از قسمت های متن رو قبول ندارم.
لحن نوشته رو هم دوست نداشتم.
من قصد اون شخص رو نمیدونم اما اینکه اربعین پاشی بری کربلا میتونه هدف دیگه ای جز عزاداری و یا زیارت داشته باشه که گفتید. و همین هدفه که بودن در این روز رو با زیارت در روزهای دیگ متفاوت میکنه. روایت هم هست که شیعیان اربعین به زیارت برن.
عقب انداختن امتحان واسه یک نفر شاید کار چندان درستی نباشه اما این سوال پیش نمیاد که چرا واسه جام جهانی همیشه چند هفته امتحانات مدرسه و دانشگاه رو عقب میندازن اما تا به حال واسه اعتکاف چنین کاری نشده؟ و یکی مثل من به همین دلیل هیچوقت نتونسته بره اعتکاف. نمیگم یهویی تغییر بدن تاریخ رو. میگم یه عده از قبل تاریخ رو واسه چیزی مثل فوتبال تغییر میدن اما برای اعتکاف نه. منم برم بگم شما فوتبالی هستی چرا فوتبالی بودنت تو زندگی ماست؟ اعتکاف ارزش عقب انداختن چند هفته ای امتحانات رو نداره؟

ما سر جام جهانی حتی امتحانمونم عقب نیفتاده مدرسه و دانشگاه که سهله! فقط سر بازی ایران وآرژانتین نمره گرفتیم! شما جای عجیبی درس میخونی به واقع! خیلی عجیب!!

ضمنا اگر کسی بیاد بگه من میخوام برم فوتبال ببینم امتحانو بندازید عقب هم همونقدر مسخره س! :|
شما قبل ست کردن امتحان بگو من میخوام برم اعتکاف. اصلا بذار فارغ التحصیل شدی برو:| من بیست ساله میخوام پاییز برم شیراز هرسال یکی مدرسه س، گذاشته م بعد فارغ التحصیلی. و از یو کن سی،  زنده ام. نمرده م. به همچنین شما هم اعتکافت رو بذار یه موقعی که امتحان نداری یا سعی کن قبل از ست شدن امتحان به اطلاع بقیه برسونی. خیلی آسونه به خدا.

۲۴ آبان ۲۳:۰۹ خانم لبخند
با این حرف @سه نقطه که گفتند با این پست راه باز شد واسه تمسخر کل افرادی که معتقدن اربعین کربلا باشن موافقم. توهین و تمسخر فقط نمیتونه با دادن القاب زشت و فحش باشه. همینکه یه عده روشون باز میشه واسه گیر دادن به نفس زیارت در اربعین و امثالهم کافیه! اصلا موضوع رو خوب مطرح نکردید. اصلا.

منم با ایشون مخالفم.

بقیه هم مخالفن. کسی تمسخر نکرده.

آخ آخ به اعتقاداتتون گیر بدیم می لرزن؟ محکمشون کنین نلرزن!
الان این آقای شهاب الدین رو ببینید مثلا! چقدر راسخ اومدن، نلرزیدن، احادیثشونم نشون دادن و شاکی هم نیستن! :| هرچند من هنوز بابت حدیثاشون شاکی ام:))

۲۴ آبان ۲۳:۲۱ خانم لبخند
زیارت امام حسین (ع) در روز اربعین قطعا فضیلت بیشتری داره از باقی روز ها. حدیث هم هست. نمیدونم چرا مسئله ی به این سادگی رو نمیتونی قبول کنید! این عالم هردمبیل نیست و تو هر روزش اتفاقاتی اون بالا میفته. هر روز ویژگی خاص خودش رو داره. شب قدر فضیلت دعا و مناجات از شب های دیگه بیشتره. تو عید غدیر که سه روزه غذا دادن از تمام روز های سال بیشتر ثواب داره. خوندن دعای کمیل تو پنج شنبه و دعای توسل سه شنبه و دعای ندبه جمعه توصیه شده. شروع چله ها از روزهای معینی در ماه سفارش میشه. روزه در دحوالارض از روزه تو هر روزی از سال فضیلت بیشتری داره. تو این روز ها قطعا اتفاقاتی تو عالم میفته که با باقی روز ها متفاوته وگرنه شما همه ی اینکارارو میتونی تو هر روز دیگه ای انجام بدی و پس چرا باید تو یه روز خاص بیشتر تاکید شه؟

والا، واقعا چرا باید تاکید شه؟ منم همینو میگم! :))


بحث اینکه چی کی فضیلتش بیشتره تموم شد همون دیشب، بحث گره خورد رهاش کردیم. مطالعه بفرمایید لدفن!
ضمن اینکه اصل حرف من این بود که شما مجبور نیستی الان و تو این شرایط پاشی بری اونجا، نری نمی میری! حالا قراره ده هزار ثواب ببری پنج هزارتا ببر، چقدر این مومنین خداوند حساسند رو اعداد:|

۲۴ آبان ۲۳:۵۴ خانم لبخند
جایی هم گفته بودید هدف اگه گردهمایی باشه که دیگه بدتر.
شما این راهپیمایی چند میلیون نفری که بزرگترین اجتماع مسلمان هاست رو انقدر کم ارزش میدونید؟! اجتماعی که میتونه ترس بندازه به دل دشمن؟ این شرایطی که پیش میاد واسه معرفی دین و امام حسین (ع) به کل عالم انقد کوچیکه؟! راهپیمایی که میتونه حتی زمینه ی ظهورو فراهم کنه کم ارزشه؟!

آره.

ضمنا داداچ بزرگترین گردهمایی مسلمانان حج عه. داری اشتباه میزنی!

۲۴ آبان ۲۳:۵۸ خانم لبخند
زمین و زمان هم به اعتقادات درست گیر بدن جای نمیلرزه اما حرف های شما میتونه به اعتقادات عده ای ضربه بزنه. الانم لابد میگید اعتقادی که اینطوری ضربه بخوره به درد لای جرز دیوار میخورن و فلان. غافل از اینکه بعضی از اون خیلی معتقد ها هم با همین شبهه های غیرمنطقیِ ذره ذره از دست دادن باورشون رو. روز به روز فقط حمله میکنن به همین چیزا که شبهه بندازن. خوبم میدونن یه عده کجا کار کنن. اینه که اوضاع اعتقادات شده این..

بابا انقدر حرص نخور من سرباز بی بی سی نیستم یه دانشجوی عصبانی از یه همکلاسی عین تو ام:))

۲۵ آبان ۰۰:۰۶ خانم لبخند
میگید چرا باید فرق کنه؟
در جواب فقط یه جمله نیازه و اونم آیه ی 3 سوره ی بقره. الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون. از نشانه های مومنین ایمان به غیب هست. وقتی معقتد باشی که دنیایی ورای اینجا هست ( اعتقاد داشتن به غیب فقط به این نیست که بگیم آره خب بهشت و جهنمی هست و آخرتی. باور به غیب یعنی باور به هر آنچه که تو اون عال اتفاق میفته. از وجود ملائک و شمردن تک تک قطرات بارات توسطشون تا فضیلت یک مکان به علت برتریِ اون در عالم ملکوت (برای مثال کعبه که درست در بالای اون در عرش خداوند مقام بالایی داره) و فضائل روز های مختلف ماه و سال به دلیل همون اتفاقتی که در غیب میفته.) براتون قابل قبول میشه این مسائل.

من نفهمیدم اینا چه ربطی داشت به اون مساله.

ولی تاکید می کنم همه بحثای مربوط به اینا رو دیشب با آدمای دیگه- و به طور مشخص کمتر عصبانی- داشتیم و الان فقط اوصیکم به خوندن کامنتا. آیکن خمیازه.

۲۵ آبان ۰۰:۳۵ خانم لبخند
بزرگترین گرد همایی حج هست که چند ساله به دلیل همین بزرگترین بودن کوبیدنش و شده این. اصولا با هر اجتماع بزرگ مسلمان ها مخالفت میشه. واسه اربعین هم یکیش همین شبهه ها.

ربطش به اینه که شما فضائل برخی روز ها که بر اساس اتفاقات عالم غیب هست رو باور ندارید که میگید چرا تو این روز باید فضیلت بیشتر باشه و روز دیگه کمتر.

عصبانی نیستم. دارم حرفمو میزنم خب.

شده چی؟ هنوزم بزرگترین اجتماع مسلمانان حجه!


من حق دارم به مسایلی که برام شبهه انگیزه شبهه وارد کنم و اینکه بگی تو نگو چه جیزایی به نظرت منطقی نیست چون بقیه هم فکر می کنن منطقی نیست و کل قضیه میر زیر سوال مصداق بارز دیکتاتوریه. منتها چون زورت نمیرسه منو محبور کنی نگم به عمل نمیرسه و بالقوه می مونه:دی

خواهرم شما فقه خوندی که میگی فضایل بر اساس چی هست؟:| اون برادر طلبه مون نیومدن اطلاع بدن فضایل بر اساس چیه.
ولی آخ من دلم میخواد مثل قضیه حضرت رقیه که کلا رفت زیر سوال یکی از این مثالایی که میزنین تقش دراد مال دوران صفویه و کلیسای واتیکان و ایناست، بعد بیام اینجا تحدی بطلبم:))

۲۵ آبان ۰۰:۴۲ سه نقطه
من نمیخوام جنگ راه بندازم. اتفاقا شما جنگ راه انداختین که یه عده رو میکوبید و آشکارا مسخره میکنید
همونطور که برای پدربزرگتون چهلم گرفتن و انتظار میرفت که مردم بیان مراسم، اربعین هم مردم میرن کربلا. حالا اگه همچین چیزی با برنامه های دیگران تداخل داره، درسته که خود زائر باید به فکر باشه، اما وظیفه استاده که مدیر باشه، تدبیر داشته باشه و به خاطر یک نفر برنامه عده ای رو به هم نریزه.ربطی به اعتقادات مردم نداره.
میگید چرا چهلم همه امامها نمیریم محلی که دفن شدن. مث اینه که حج عمره زمان خاصی نداره ولی حج تمتع فقط ماههای خاصی از سال رو میشه رفت. مث خیلی از قوانین مدنی که یه جا وارده و یه جای دیگه طریقه برخورد متفاوته. و همه اونها رو پذیرفتن.
وکلا خیلی موارد به خاطر نشون دادن وحدت همگانی مسلمونهاست. همین تکرر و همگانی بودن این مراسم در یه روز خاص (مثل همون مراسم حج که پذیرفته شده) مهمه.اگه کسی نمیرفت و میگفت چرا باید برم اصلا تا اونجا یا چرا امشب زیارت کنم، چرا فرداشب نباشه. چرا ماه خاصی از سال باشه و .... ممکن بود اینها سالها قبل کمرنگ شده باشه و در حد روایت باقی میموند.
مسئله ثواب و گناه هم برای زمان جهل مردم بوده. باید به طریقی قانون رو براشون تعریف میکردن که مجاب به رعایت اون بشن. حتی اگه خیلی از دلایلش روشن نباشه و درکش نکنن.
شما خیلی راحت قوانین جامعه رو پذیرفتی و رعایت اونا رو بدیهی میدونی.میدونی به نفع همه است. اگه با خیلیهاش هم موافق نباشی تاثیری تو اصل موضوع نداره. اگه قانونی بخواد وضع یا منحل بشه تصمیمش با افراد دیگه ایه.
حالا قانون کلاس شما اینه که در تاریخ معین امتحان برگزار شه. ایراد از قانون دینی نیست از استادتونه که تداخل این دوتا رو نادیده گرفته. باعث شده وجهه اعتقاد مردم هم خدشه دار شه. و شما هم که اشاعه ش میدید!

اگر بخواید مخالف باشید با همه چیز مخالفت میکنید. اگه رهبر هم میرفتن کربلا، باز شما یه گیری میدادید!

حدیث هم اگه فقط واسه گفتن بود بدون اینکه تاثیری داشته باشه که، اونا که حدیث آوردن مشکلی با موضوع کربلا رفتن تو اربعین نداشتن که.حدیثها رو هم خودشون خونده بودن قبلا.لازم به یادآوری نداشتن.شما گفتی حدیث بیارید ، مطرح کردن.

گفتم اگه حدیثی داریم و من خبر ندارم بگید که بدونم همکلاسی بر چه استنادی فلان دیدگاهو داره. ورنه، اشاره نکردم که بگید از جهالت درام!


حالا که فعلا رهبر نرفته، مراجعم سالی به چند قرن رفته ن، حتی از یکی از دوستان که طلبه هستن پرسیدم اساتید ایشونم به همچنین، بنابراین من لزومی نداره به چیزی گیر بدم حاجی:))

۲۵ آبان ۰۰:۴۴ هولدن کالفیلد
خانم لبخند، همه ی اینها عمل مستحبه، عمل مستحب اگر مستوجب حق الناس بشه نه تنها گناه که عمل به اون نجاست و حرامه! این شمایی خودت رو زدی به اون راه خواهر من، چرا اینقدر بحث رو میچرخونی، الان نارضایتی یه نفر از عمل مستحب یه مسلمون معتقد رو دو روزه داری میبینی و توجیه میکنی، اون سفر هیچ فضیلتی نداره، هیچی نداره، حضور توی اربعین کربلا وقتی حق الناس به گردن مردم باشه تف تو صورت و وجهه ی دینه!
شما از اینهایی نیستی که میگی:
برود هر که دلش خواست شکایت بکند ... شهر باید به من هیئتی عادت بکند؟
چون من معتقدم که:
هیئتی دزدی و هیزی بکند هست ثواب؟ ... یک نفر به کل شهر قضای حاجت بکند

الان یه عده میان نسبت به "دزدی و هیزی" ابراز شکایت می کنن و....این رشته سر دراز خواهد داشت:))

۲۵ آبان ۰۰:۴۶ سه نقطه
مشکل دلیل رفتن اون آقا نیست. مسئله اینه که استادتون موافقت کرده.اگه عروسیش هم بود باز استادتون ممکن بود بندازه عقب امتحان رو. به هررررر دلیلی یه عده میخواستن تغییر کنه باز ممکن بود، امتحان عقب بیفته.
شما هی میخوای یه جوری نشون بدی که تو این پروسه فقط و فقط مشکل کربلا رفتن اون آقاست. طوری بیان کردید موضع رو که انگار مشکل از کربلا رفتن در اربعین هست. در صورتی که اشتباه از استادتونه که خوب مدیریت نکرده. به راحتی یک برنامه رو تغییر داده.شما استاد رو بی تقصیر میدونی، میگی مجبوره یا باید با همه راه باید و فقط اون آقا که خواسته بره کربلا رو مقصر قلمداد میکنی و اعتقادات ملت رو میکوبی. در صورتی که اتفاقا استاد باید فقط با برنامه کلاس و دانشگاه و قوانین اونجا پیش بره.
همه اینا در حالیه که خودتون با جابه جا شدن تاریخ، مشکلی هم نداشتید. فقط میخواید بکوبید این مسئله رو که چرا طرف رفته کربلا. چرا ملت میرن اعتکاف. شاید واسه همه اولویت اول، دانشگاه نباشه.
به نظر میاد، شما تو اولویت هاتون دانشگاه بالاتر از همه چیزه که این اتفاقات واستون افتاده (فوت پدربزرگ، تشنج و به کما رفتن مادرتون و ...) و همچنان رفتید دانشگاه. همه لزوما نباید مثل شما برخورد کنن. بعضیها احساساتی تر هستند.(مادر آدم بره تو کما مخصوصا که امیدی به موندنش هم نباشه، بعد آدم بره دانشگاه!!!!!!)
نرفتنتون با برگه سفید دادنتون فرقی نمیکرد. رو بقیه هم تاثیر نمیذاشت مگه اینکه درخواست تغییر تاریخ امتحان رو میدادید. میشد انقددددر از خودگذشتگی نکنید و از موقعیت استفاده کنید. شاید با شما هم موافقت میشد.

به قول خودتون "" شما هم میتونید دایره ذهنتون رو بزرگتر کنید و این عده با این اعتقادات رو در نظر بگیرید. همین مکفی خواهد بود"".

پایین تر گفتم به هر دلیل دیگری میومد میگفت امتحانو عقب بندازید، مسخره بود. باو بخونید کامنت قبلیا رو :)) ساعت یک شب من باید یه چیزو به هشت نفر بگم:))


خیر رفیق، برا من دانشگاه مهم نبوده و گور باباش حقیقتش. لکن اگر نمی رفتم، اگر تحویل نمیدادم و امتحان رو غایب می شدم، پیامد هاش برام قابل جبران نبوده. بالفرض، آمار رو نباید حذف می شدم چون تعداد ترم هام زیاد می شد و لازم بود که نشه چون تو خونه لازمم داشتن واسه کار خونه و مراقبت مامان و اینا.
اون آقا هم پیامد امتخان ندادنش خارج از توانشه. لکن به جای اینکه برنامه ش رو درست بچینه، گفته استاد هم یکی مثل سه نقطه س، بگم دارم میرم کربلا نمیگه داری میری عروسی که! موافقت می کنه جابجا می کنه.
به این میگن سواستفاده از اون واقعه تاریخی و گردهمایی بزرگ و بلاه بلاه که خانم لبخند گفت. و طرف فکر می کنه حق داره این کارو بکنه چون امثال شما وجود دارید. این وسط من نیستم که دارم اعتقادات کسی رو به لجن می کشم، سطل دست شماست!
 الان این وسط تو این هفتاد کامنت فقط شما دوتایید که فکر می کنید یارو حق داشته بیاد برنامه رو عوض کنه ها. دقت کردین؟

۲۵ آبان ۰۱:۳۴ سه نقطه
اتفاقا دونه دونه کامنتها رو خوندم.جوابهاتون رو هم دیدم.
شما کامنتهای من رو شاید دقیق نخوندید
من هیچ جا نگفتم طرف حق داشته برنامه رو عوض کنه. میگم روی دلیل رفتنش، بحث کردن صحیح نیست. چون اعتقادشه.
میگم اشتباه از استاد بوده که به راحتی برنامه ریزی رو ریختن دور و باعث همچین نارضایتی و جبهه گیری شدن
برنامه رو اون آقا عوض نکرده. اومده درخواست کرده (گفته تیری است در تاریکی، شاید استاد قبول کرد) و استاد هم لطیف الطبع بودن موافقت کردن!
استاد نباید انقدر راحت برنامه رو تغییر بده. حالا با هر دلیلی که درخواست شه.
ولی شما نه اون آقا و نه استاد رو مقصر نمیدونی. رفتن به کربلا در اربعین رو اشتباه میدونی و به تمسخر میگیری. اصلا این مسئله جداست.
شما دو خط گفتی برنامه عقب افتاده عصبانیم، پنجاه خط گفتی اربعین و کربلا و اعتکاف فلانن و فلان.بعد سطل دست من و دیگرانه؟
افراد دیگه ای هم با شما مخالف بودن جز من و خانم لبخند. که هیچکدوممون هم حق رو به اون آقا ندادیم. فقط از این مراسم دفاع کردیم.

من اول به این مساله که چرا سفر طرف به کربلا و تصمیمش به اعتکاف رفتن برای به هم ریختن برنامه موجهه و سفر به ساوه مثلا موجه نیست اعتراض کردم، اون وسط هم یه قسمت گفتم به نظر من هم نیست کجا باشی روز اربعین، که ملت اومدن گفتن از نظر علما مهمه. منم کسی رو منفجر نکردم که نه علما چرت میگن، گفتم قانع نشدم، ولی باشه آقای همکلاسی بر پایه همین اومده بلیتی که نباید رزرو کرده و استاد بهش اجازه ای که نباید رو داده.
بعد اشاره کردم که بهونه شون اینه که طلبیده شدم، و بقیه اعتراضاتم پیرو اعتقاد به طلبیده شدن بود و اینکه خدا و پیامبرا و اماما اهل حال تر از اونن که شما بکنی بری پیششون بگن نه نیا ما از تو خوشمون نمیاد!

حالا شما اگه حس می کنی انقدر خدا و پیامبرا و اماما باهات حال نمی کنن که راهت ندن به خونه شون، من باهاشون موافقم که راهت ندن، لکن من بنده خدام و صاحبخونه اونا نیستنم، و خودشون صلاح می دونن به واقع:))
اگه حس می کنی استاد نباید برنامه رو به هم میریخته، من میگم اون دانشجو هم غلط اضافه کرده رفته بلیت خریده بعد اومده گفته برنامه رو عوض کنید به خاطر من! حالا شما هی پافشاری می کنی که نه دانشجو میخواسته بره ثواب کنه و فیلان. شما اگه بدونی استادت نمیذاره امتحانو ندی و امتحانو جابجا نمی کنه، بلیت ان هزار تومانی هواپیما که سهله، قرار کافه هم نمیذاری با دوستات!
اگه هم مشکلتون با فضیلت اربعینه، من نود هزار بار به نود هزار نفر اون پایین-یا اون بالا، مطمئن نیستم تو قالب اول کامنت جدیدا میان یا کامنت قدیمیا- گفتم اون نظر منه و اگر علما میگن فرقی داره شما کی کجا باشی و چه ذکری بگی، خب شما تلاش کنید سر موعد سر جای مقرر باشید و ذکر مورد نظر رو بگید. اوشونم بره بگه. ولی نیاد زندگی بقیه رو به هم بریزه.

به همین سادگی. نه کسی گفت نرید اربعین کربلا، نه کسی گفت کربلا همچون هولوکاست رخ نداده، نه کسی گفت هرکی میره کربلا خره!! فقط اونایی که فکر می کنن به مناسبت مناسک مذهبیشون حق دارن چیزی رو به کسی تحمیل کنن، مورد شماتت واقع شدن.

بعد شما دو نفر اومدید عین مهدی کوچک زاده سر مسائلی که وجود نداره یقه پاره می کنید، تا به کفن مادر منم چنگ میزنید که بگید تو مشکل داری، اولویت اول زندگیت دانشگاهه واسه همین میگی همکلاسی فلان و اربعین بیسار! ولی اربعین خوب است و تو نمی فهمی. خب من اگر ذره ای هم امید داشتم دلم با اوشون صاف شه، الان میدونم اگه مثل شما فکر کنه عمرا تا ابد دلم باهاش صاف نمیشه. :| و کلا اگه قراره شما دو تا پدافند غیر عامل کربلا و اسلام و اربعین باشید، سر لوله تفنگو گرفتید سمت خودیا عزیزان. ترکوندید. تمام شد رفت!

الان دیه واقعا مستهلک شدم سر جواب تکراری دادن به شما. میشه دیگه جواب ندم؟ اگه سوال جدید پیش اومد یه چیزایی میگم در جواب.

۲۵ آبان ۰۱:۵۷ خانم لبخند
شما میتونی شبهه ت رو با سوال پرسیدن به صورت فردی از کسی برطرف کنی نه اینکه داد بزنیش تو ملاعام.

آره، میتونمم عقیده م رو داد بزنم تو ملاعام ولی.
پایه های اسلام نلرزید که ان شاءالله؟

۲۵ آبان ۰۲:۰۰ خانم لبخند
@هولدن
خیر من از اوناش نیستم.
اگه دقت کرده باشید تو کامنتای اولم هم گفتم تغییر تاریخ امتحان واسه سفر یه نفر کار درستی نیست و البته تر گفتم نمیدونم اون فرد چه قصدی داشته از سفرش. بله درست میگید حق با شماست. حق الناس خیلی مهمه. اما حرف من چیز دیگه ایه. من میگم واسه رفتار نادرست یک نفر ایشون طوری نوشتند که کل قضیه ی زیارت در اربعین رو بردند زیر سوال. حتی اگه چنین قصدی نداشته باشند باز هم بد نوشتند. کمااینکه فقط هم همین نبود و بعضی قسمت های متن اصلا درست نیست.

تو کامنتا فقط شما شک کردی که آیا زیارت اربعین درسته یا نه، برو رو پایه های اعتقادت بیشتر کار کن، سه نقطه رم با خودت ببر:))

۲۵ آبان ۰۲:۰۳ خانم لبخند
بحث کردن منطق میخواد. حرف زدن با کسی که واسه اثبات حرفش میگه آره میتونم داد بزنم بی فایده ست. شما بیشتر به دید تمسخر نگاه میکنید تا اینکه دنبال دلیل واسه قانع شدن باشید.

حرفت مسخره بود خب. من دیشب نزدیک به ده یا بیشتر تا کامنت با ساده خان صحبت کردم، نه دعوامون شد، نه به هم گفتیم خفه شو. شما جفتشو انجام دادی.
تازه دیدگاهمونم صد و هشتاد درجه فرق داشت با هم! یاد بگیرید خلاصه.

۲۵ آبان ۰۲:۱۲ خانم لبخند
همین. هر حرفی غیر حرف خودت رو مسخره میدونی. من نه به قصد دعوا اومدم، نه دعوا کردم و نه گفتم خفه شو. اول هم شما با این جمله که آخ آخ اعتقاداتتون و بزنیم میلرزن و محکم بگیریدشون نلرزن راه تمسخرو باز کردی و ادامه دادی. من گفتم عصبانی هم نیستم اما شا هرچی دلت خواست برداشت کردی و آخرشم گفتی آره میتونم. یکم فکر کن کی غیرمنطقی حرف زد و دعوا راه انداخت. شما اگه دنبال برطرف کردن شبهه ت بودی خودت مسخره نمیکردی. موفق باشی.

من اصلا دنبال برطرف کردن هیچی نبودم ایهاالناس، چند بار بگم؟ :|

دفعه بعدی که خواستی به کسی بگی «شما میتونی شبهه ت رو با سوال پرسیدن به صورت فردی از کسی برطرف کنی نه اینکه داد بزنیش تو ملاعام.» بدون معادل فارسیش همون «پنبه ای اندر دهان خود فشار» و «ژاژ مخای» میشه عشقم. :|

این موفق باشی ایشالا به این معنیه که این کامنت آخر بود دیگه نه؟!

۲۵ آبان ۰۲:۳۱ سه نقطه
سر مسائلی که وجود نداره؟
من کامنتهاتون رو دونه دونه خوندم، براش جواب خودمو نوشتم

(یک دانشجو درخواست میکنه امتحان عقب بیفته. استاد موافقت میکنه)
سفر به هرجا موجه نیست. من هم چند بار گفتم به هر دلیل هم درخواست تغییر داشت استاد نباید قبول میکرد.
اینجا دلیل مهمه؟ که بگیم موجهه یا نیست؟ دانشجو اشتباه کرده، استاد هم همینطور. شما تاکید داشتی روی کربلا رفتن طرف. اعتقادات بقیه و ... از اول روی این قضیه حرف داشتم.
حرف میزنید بعد میگید نه من نبودم من نگفتم.

حالا مظلوم ماجرا هم شدید. من به مادر شما چه کار دارم خانوم (خودتون عنوان کردید.من که خبر نداشتم).ان شا ء الله مادرتون سالم باشن. خدا به ایشون سلامتی بده.میگم هر شرایطی به اون سختی مانع از منطقی فکر کردن آدم میشه.
من نخواستم شما و شخصیت یا خانوادتون رو زیر سوال ببرم.
گفتم طرز بیان شما صحیح نبود.
(جواب هم لازم نیست بدید.فکر نمیکنم بحث به جایی برسه)

فوت کردن ایشون.

۲۵ آبان ۰۲:۳۷ هولدن کالفیلد
کامنتهای پست رو ببند دیگه
بسه خوش گذشت!

کامنتا رو ببندی میرن تو پست بعدی. چه کاریه خب. :دی
همین که پست دیگه اون بالا نیست بسه:))

۲۵ آبان ۰۳:۰۳ سه نقطه
بابت فوت مادرتون متاسفم
عذر میخوام. اصلا نباید به این قضیه اشاره میکردم.
خدا ایشون رو رحمت کته و دیگر عزیزانتون سالم باشن و در کنارتون باشن ان شاء الله.

(آخرین کامنت بنده هست کلا . از شر مزاحمت بنده خلاص میشید. داشتم مطلب رو برای خودم توجیه میکردم. وارد بیراهه شدم.باز هم معذرت میخواهم. اگر هم دلخور شدید و عذرخواهیم باعث رفع کدورت نمی شه درک میکنم.کار بیشتری از دستم ساخته نیست)
این خانم لبخند که می خواد دل دشمن رو با مذهب به لرزه در بیاره چرا عکس پروفایلش سرلخته؟ :\ یا خدااااااا
با همه ی پست موافقم، لحنت هم مناسب اوضاع بود
یه چیزی که برام جالب بود مثال زدنا بود، انقدر چیزای نامرتبط رو با مثال زدن به هم وصل می کنن که به شخصه فکر می کنم این یکی از آفات زبانه. به عنوان یه آرایه تو ادبیات چیز خوبیه، اما وقتی تو داری یه بحث فرهنگی، سیاسی، اجتماعی یا مذهبی می کنی باید بر اساس سندیات محکم حرفتو بزنی، نه که بیای بگی شما مثلن ابرها رو در نظر بگیر زمستونا بیشتر بارون می بارونه! پس افسردگی در فصل های سرد هم به اثبات می رسه دیگه.
#اینجانب_خواهان_حذف_مثال و تشبیه_هستم.

بابا اون یه نقاشی ضد نوره:| دیه رادیکال نشید این وسط!
ما هم دیگه از یه جا به بعد مثال زدن رو رها کردیم، داشتیم کلا منحرف میشدیم:دی

بهش بگو جولیک که با این عکس بدحجاب و خارجی طورش داره اشاعه ی فرهنگ غرب و استکبار می کنه. الان مثلن همین من، تا این عکس رو دیدم دگرگون شدم، متحول شدم، به اعتقاداتم ضربه وارد شد.
می خوام برم خارج
نکن این کارا رو، نکن خانم لبخند :)

کجای خارج؟:|

بیخیال:))

۲۵ آبان ۱۳:۴۸ چراغ مرکبی
به قول اقای بحجت(املاش؟) , عمل به واجبات ترک محرمات .
شما اعتقاداتو با هر لحن و بیانی منطقی که خواستی گفتی , با هر لحن و بیان و منطقی هم اعتقادات بقیه رو شنیدی , از اونجایی هم که میخونمتون شما در مورد بحثایی که نظر بقیه رو نمیخوای کامنتارو میبندی , این یعنی نظر دادن مجازه
با حذف مثالم مواااافقم هرکسی به خودش رجوع کنه میدونه کجا چه خبره و چه ادمیه , دیگه خودمون خودمونو خوب میشناسیم انصافا ... .

آقای بهجت! با ه هلو:دی

نظر دادن مجازه و من جدی استقبال می کنم ملت بیان نظرشونو بگن ولی دیگه داشتیم به بیراهه میرفتیم این آخریا:)) اون اولاش خیلی بحث خوب پیش میرفت و همه هم راضی بودن!

چقدر خاموش داشتیم^-^

۲۵ آبان ۱۳:۵۷ ساده خان
دیدم بجای اینکه اعتقادات در موردش بحث بشه -هرچند اهل فن میخواد کسی ک مراجع قابل دفاعی داشته باشه- کم کم داره ب شخصیتای طرفین توهین میشه و همین طور دیگه داشتن حمله میکردن ب هم .
جای ادامه نداشت و نداره .

اون که آره ولی تقصیر شما نبود که برادر من، من اتفاقا از صحبت با شما بسیار لذت بردم و بسیار لبخند ها بر لب من نشست و کلی هم حال کردم از شیوه بحث کردنت!

دو نفر دیگه دعواشون شده شما چرا عذرمیخوای؟:|

۲۵ آبان ۱۴:۰۱ ساده خان
بسیار لبخندها بر لب نشست , تیکه میندازیا :))))
خواستم ببینن ی نفر کوتاه اومد اتیش بقیه بخوابه شاید :دی

تیکه نبود، جدی جدی حال کردم خب:|

دیر اومدی دیر اومدی...چرا امروز اومدی[ریتمیک خوانده شود]!!!

۲۵ آبان ۱۴:۱۲ ساده خان
خب باشه :))))

اره , دیدم چ شده است...

یا حتی خ شده است!

جولیک تو جدا نمی فهمی من چه قدر این صبر و حوصله اتو تحسین می کنم :))
تو مگه بازی تاج و تختو نمی خوندی ؟! من از خودم یه فکت در مورد تو ساختم ؟! :))

نه بابا من فیلمشم ندیدم :)) بچه پولدار نیستم کتاباش گرونه:))

داشتم به شیوه ی خودش حرف می زدم وگرنه عکس اون چه اهمیتی برای من داره!

هیچگاه اگر فکر می کنید کسی از شما پایین تره حتی برای مسخره کردن هم خودتونو هم سطح اون نکنید. جولیک (ره)

۲۵ آبان ۱۷:۱۰ بیست و دو
راستش اینجا انقدر بحث شده من دوست نداشتم دیگه حرفی بزنم اما خب لازمه بگم تفاوت بین زیارت تو یه روز معمولی با زیارت اربعین آره تفاوته چون که ثواب زیادی براش توو احادیث هست و یک مستحب بسیار پر فضیلته...خب اگر از این جهت نگاه کنیم خیلی ها این سفرو دوست دارن برن
اما چیزی که لازمه بگم
اینه که من به عنوان یه آدم اتقاقا معتقد! اما کاملا درکت میکنم چون اولا بسیار بسیار برام پیش اومده که چیزیو برنامه ریزی کردم اما دیگران حالا به هردلیلی کنسلش کردن و من واقعا حرص خوردم برای همون میفهمم حالتو...و یه نکته اینکه اتفاقا من یه کلاس میرفتم که کلاسمون از قضا کلاس درس دانشگاهی یا خیلی مهم و اینها هم نبود...مهم بود اما خب یه کلاس معمولی بود نه در قالب دانشگاهو اینا...اما یه استاد داشتیم که اون هرسال میرفت کربلا اربعین، بعد به خاطر کلاس ما بین دو راهی مونده بود، میگفت با چندتا از اساتید حرف زدم گفتم نمیتونم ثواب زیارت اربعینو رها کنم اما حسی هم بهم میگه نکنه من مدیون بچه ها بشم و خب بهش گفته بودن اونچه الان بر شما واجبه کلاس درسته، شما تدریستو بکن!
اینو گفتم که بگم اما اول باید نگاه کنیم تصمیمی که میگیریم عمل مستحبی که میخوایم انجام بدیم آیا این تصمیم فقط زندگی خودمونو در بر میگیره یا بقیه رو هم، اگر بقیه خب عملا باید رضایت همه رو جلب کنیم، دوم اینکه خیلی راه های دیگه هم بود که اون شخص میتونست رفتار درستی داشته باشه، من اصلا کاری ندارم کجا میخواسته بره، بالاخره ایشون برنامه همه رو خراب کرده پس اولا باید میامد به شما میگفت نه به استاد اونم تنهایی، دوم اینکه میتونست خیلی راحت بگه از همه امتحان بگیرید از من بعدا..به همین راحتی
من هم بودم از این رفتار ناراحت میشدم.
اینجا هم دوستان اگر ناراحت شدن چون فکر میکنم لحنت رو بد برداشت کردن که داری کل زیارت اربعین رو میبری زیر سوال، که خب من لازمه بگم خیلی چیزا زیر سوال بردنی نیست ،چرا که زیارت اربعین هزار دلیل نقلی براش وجود داره که مستحبی بسیار بسبار پر فضیلته،.،اما خب این مستحب زمانی که فقط زندگی خود مارو در بربگیره نکه که بقیه رو ناراحت کنه.

:دی

۲۶ آبان ۱۱:۵۳ gandom baanoo
میدونی چیه که خیلی باحاله؟!!!!
این ک زیارت خونه خدا فقط درصورتی واجب میشه که کاملا اوضاع مالیت اوکی باشه.... ولی کربلا رو حتی اگه فقیر باشی باید سالی یه بار بری!!!! :/


تو آیه ۱۱۶ سوره مائده خدا به حضرت عیسی میگه آیا تو گفتی که من و مادرمو بپرستید؟؟؟ ...

دیگه حالا بماند منظورم چیه!!!!! :))

به قول همون دوست طلبه که آمار گرفتم ازش:


توی روایاتی هست که مثلا امام صادق گفته واجبه هرسال برید و اگه لازمه قرض کنید و اینها، اما فقهاء به واسطه یک سری قرائنی، ازون ها واجب شرعی نمیفهمند. بلکه معنای اون روایات، اینه که خیلی لازمه و توصیه میشه. به خاطر مصلحت هایی که توش داره. نه اینکه هرکی نره کار حرامی انجام داده!!

حالا ملت جوگیرن، یه جا روایت رو میشنون، دیگه فکر میکنن خبریه و احساس وظیفه هم میکنن که اینو همه جا بگن :)))

اگه خواستید جوابشون رو بدید، بهشون بگید اگه این روایات همچین معنایی داشت، توی رساله ها مینوشتند که زیارت کربلا واجب است.

۲۶ آبان ۱۶:۴۶ منتظر اتفاقات خوب
چرا من حس میکنم همه این حرفارو با داد نوشتید؟؟!!!
فقط یه چیز که حق الناس مهم تره.

شاید چون سرعتش بالاست:))

اووووه چقدر بحث شده.
موضوع به نظر من دوتاست . یکی کار اون آقا یکی خود اربعین.
به نظرم سر قضیه اربعین اشتباه رفتی چون هم حدیث داریم هم ثواب داریم و هم دلیل. اتفاقا برخلاف اینکه گفتی اون موقع رسانه نبوده پس موضوع تبلیغ دین مطرح نیست، این خودش دقیقا یه رسانه بوده زمانی که هیچ رسانه ایی در دست ائمه نبود . الان رسانه ست زمانی که رسانه های کمی در دست شیعه هست.اتفاقا خیلی ها فقط برای اصل پیاده روی میان و سلام میدن و برمی گردن( چون شهر اونقدر شلوغ میشه که آیت الله سیستانی گفت توی زیاد کربلا نمونید که دیگران که میان جا باشه)
یعنی هدف اصلی همون تبلیغ و خود پیاده رویه. تازه کسی بخواد به قول تو بیاد زیارت کنه و فقط یه ضریح ببینه اربعین نمیاد میذاره طول سال میاد چون الان تا بین الحرمین هم زوری میشه رفت چه برسه به ضریح.
در مورد اون آقا اگر رضایت همه رو جلب کرده بود یه چیزی ولی این کارش زور داره قبول دارم. ولی به خاطر رفتار غلط یه نفر منطقی نیست اعتقاد خیلی ها رو زیر سوال برد.
اگر من جای اون اقا بودم یا موقع مشخص کردن امتحان می رفتم تقویم رو نگاه می کردم و سعی می کردم برنامه م رو هماهنگ کنم یا کلا امتحان رو بی خیال میشدم و می رفتم.

بیخیال، پستای بعدی رو توجه کنید:-"

۲۷ آبان ۲۰:۳۷ خانم لبخند
چیزی که تو صحبتای شما پیدا نیست منطِقه.
فقط دوباره میگم که بزرگترین اجتماع مسلمون ها در جهان پیاده روی اربعیه نه حج! درباره ی باقی صحبتاتونم حرفی نمیزنم به دلیل همون سطر اولی که گفتم.

بابا دو تا پست دیگه اون بالا هست واسه اینکه صحبت درمورد این پست دیگه تموم شده. عه. عمر گرانمایه ت رو صرف چیزای مهم تری کن. قربونت. برو مام به زندگیمون برسیم.

۲۸ آبان ۰۰:۲۴ هَشت حَرفی
ببخشید که نرفتم که شما به زندگیتون برسید دیگه :)) چون تجربه دارم تو این زمینه خواستم دو کلوم حرف بزنم. ببینید اولا که متن شما اصولا نیاز به منطق نداره چون دست نوشته ست و شما هرچیزی رو میخواید میتونید بنویسید و ادعای منطق هم نداشتید تو متن پس اصلا از این جهت بررسی نمیشه کرد و اساسا منطق یک سری قواعد حاکم بر ذهنه که شما به صورت ذاتی رعایت خواهید کرد و شما هم  خب رعایت کردید. در رابطه با طلبیده شدن هم خب طلبیدن در راستای اراده ست و منظور اون راست و ریست شدن یهویی همه ی امور برای یه سفر زیارتیه مثلا! که میگن مثلا خود آقا خواست که یهو همه چیز جور بشه و این یه مسئله ی احساسیه و رابطه از بالاست، مثل اون موقع که طرف به نون شبش محتاجه ولی دلش امام رضا میخواد و یهو همه چیز جور میشه و چشماشو باز میکنه میبینه مشهده. مثل قانون جذب و راز و این حرفاست :) این تعریف طلبیده شدنه وگرنه که حرف اصلی رو اختیار و اراده میزنه و اگه آدم دلش بخواد طلبیده میشه، همینجوری که کسی رو مهمونی دعوت نمیکنن، خودت خواستی که داری میری چون درگاهیه که به روی همه ی آدمای سیاه و سفید و خاکستری بازه. این رو هم شما ذکر کردید البته ولی با بیان دیگه ای‌. نکته ی دیگه اینکه چهاردسته هستن که به زیارت میرن، یکی طلبیده میشه، یکی اراده ست و خودش با پای خودش میره، یکی ریا میکنه، یکی هم میره که  بهم بریزه مجلس رو و دشمنی کنه با صاحب اون مجلس. و اما در مورد دوستانی که حقیقتا رو اعصابتون بودن و رو اعصاب بنده هم هستن، بیشتر به مورد دوم یعنی ریاکاری نزدیکن تا طلبیده شدن! و از اون مهمتر اینکه خلق خدارو اذیت کنی تا به مستحباتت برسی عین حق الناسه ولاغیر! و قطعا قطعا قطعا حق با شماست، چه عرفی چه اخلاقی چه شرعی و اونا به خاطر انجام همون مستحب باید روزی جواب شما رو بدن.

مساله اینه که من متن همه پست هامو حفظ نیستم-هستم ولی فرض کنید نیستم- و وقتی پنج روز از ارسال یه پست و همه بحثای اطرافش گذشته و یه کامنت میاد در نقد بحثای قبلی، من باید برم کل اون پست و کل کامنتای بی ارزش و با ارزش زیرش رو بخونم و بفهمم کامنت داره چی میگه!!


ایشون ان تا کامنته داره میاد میگه من که با تو بحثی ندارم چون بی منطقی ولی فقط می خوام بگم فیلان! و یه موضوع مطلقا بی ارزشو تاکید می کنه میره.
وگرنه من مشکلی ندارم کامنت بخورن پست قدیمیا. الانم نمیدونم چرا انقد توضیح دادم ذیل این کامنت:))

۲۸ آبان ۱۴:۵۰ gandom baanoo
وااای نگا اینجا چه خبر بوده!!! :)))))
نخسته خواهر!!! ^__^
چایی با عطر بهار نارنج بفرستم خستگی انگشتات در بره؟!! ^__*

چایی با عطر بهارنارج باید چیز فوق العاده ای باشه:دی

مسخره اس
شما کلا با کسایی که با حرف شما موافق نبودن، سر جنگ داری و فکر می کنی الا و بالله حق با منه و شما داری اشتباه میزنی!
کسایی که گاها از سر بی علمی اومدن و به شما به به و چه چه گفتن رو خیلی خوب جواب کامنتاشونو دادی و در جواب دادن به اونایی که مخالف بودن فقط یه چوب کم بوده!
کل کامنتا رو هم خوندم که نگید نخوندی و این حرفا!
در اینکه متوجه بشید دارید اشتباه میکنید دارید استقامت میکنید
مثه کسایی که توو یاد گرفتن بعضی چیزا استقامت میکنن!
بحث کردن با شما و امثال شما کار عبثیه!

خب کامنت ندید. وا.

یعنی از هزاران کیلومتر آن سو تر میاید واسه یه پست که مال ان روز پیشه کامنت میدید که من نمیخوام کامنت بذارم بعد میگید چرا بهمون می خنده.
یه ضربدر اون گوشه هست واسه تون. استعمال فرمایید:))

من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک