چنین گفت شیخ

دوستای از خودتون شادتر داشته باشید که بتونید برید پیششون گریه کنید و فکر نکنید طرف یه غم گنده داشت یه غم گنده دیگه اومد تو دلش.

+من ترم هفت کارشناسی ام، حس می کنم هیچی بارم نیست. چه بخوام برم سر کار، چه بخوام برم واسه ادامه تحصیل. چه بساطیه خب:))
۱۶ لایک
۲۱ آبان ۱۸:۰۷ ابو اسفنج بلاگفانی
یه چیزی رو بلند کنین خب.

برم دزدی؟:))))))))

۲۱ آبان ۱۸:۰۸ بیست و دو
کارشناسی اصولا آدم تفم بارش نیست(معذرت رک میگم) اما هرچی بالاتر بری تخصصی تر بشی مطمئن باش اینجوری نمیمونه. گرچه در اینجا کلا تحصیل فایده ای نداره چون نه خیلی به علم اضافه میشه و نه کار به راحتی مرتبط با رشته ت پیدا میکنی و البته اینم بگم که الان کلا با لیسانس که اصلا کار نیست.کل ملتم که ارشدن! تا پنج ساله دیگه کل ملت دکترا هم میشن بعد دیگه لیسانس سیکل محسوب میشه.من نظرم اینه یا باید بگیریش تحصیلو بری تا تهش یا که قیدشو کلا بزنو برو دنبال کار.

ما تو دانشگاه بسیور مواردی داریم طرف از سال دوم دانشگاه داره کار می کنه، حتی یک مورد قشنگ داریم که بعد لیسانس بلافاصله کار خوبی پیدا کرد و بیمه هم داره حتی و اصن خیلی هم خاطرخواه داره و اینا:دی
میگم یعنی کار هس، تخصص نیست:دی یه مشت مدرک تف مال دستمونه باهاش هیچ کار نمیشه کرد.

۲۱ آبان ۱۸:۱۰ یادگار ...
در مورد "+" 2-3 خط نظر نوشتم، همه ش رو پاک کردم :|

دوباره بنویس:|

۲۱ آبان ۱۸:۲۶ مجتبی مطوری
زیاد به دل نگیر(:
منم همینطورD:
http://bayanbox.ir/view/6500723219322178827/دانلود-1.jpg

 :|

۲۱ آبان ۱۸:۳۳ کفشدوزک بلاگ
(-:دوباره برو از اول بخون

من الان دارم واحد هامو گوله گوله برمیدارم، تموم شه بره:))

تو یکی از کامنتا مدرک تف مال رو خوب اومدی !
یه استادی داریم میگه تا وقتی دانشجویین عیب نداره هیچی بارتون نیست، ولی وای به روزی که درس تموم میشه و ... -ـ-

اتفاقا تا وقتی دانشجوییم هم به نظر من عیب داره هیچی بارمون نیست:دی

۲۱ آبان ۱۸:۴۷ دکتر میم
از دانشگاه انتظار آماده سازیه بازارکار داشتی یعنی؟

نه دیه مساله اینجاس که من یا قصدم ادامه تحصیل و اپلای کردن و مقاله دادن و ایناست، که در این صورت باید درس بخونم! یا قصدم کار کردنه که خب باید برم مهارت آموزی!
بعد هیچ کدوم اینا رو نکرده م خب:))

۲۱ آبان ۱۸:۵۴ ساعت دخترانه
سلام اشکال نداره خوشحالیش اینه که 100 سال اولش سخته :))

بعله:|

۲۱ آبان ۱۹:۳۱ علی موسوی
واقعا نکته خوبی گفتید شغل هست تخصص نیست ...
من یه پسر عمو دارم دانشجوی کشاورزیه ، ماهی 6-7 تومن فقط آموزش تریدیمکس و مایا و برنامه نویسی میده هم شاگرد آزاد داره هم واسه سپاه آموزش میده ... 22 سالشه....
یکی از مسئولای تامین امنیت یکی از شرکت های همراه اول که دوستم کار میکنه یه پسر 72 ای هکره که با دیپلم ماهی 5 میگیره ولی میگه هیچ کاری نیست نتونه با اینترنت و شبکه انجام نده ....

آموزش دادن که خداست اصن، طرف حتی ممکنه با اون نرم افزارا کار عملی هم نکرده باشه ولی درس میده:دی

O_o
کارشناسی چند ترمه مگه ؟!
از اول به امید اینکه کل دانشگاه رو توی 7-8 ترم تموم کنم اومدم ریاضی! :دی

کارشناسی چهارسال مینیمم هست، اگر هر ترم 24 واحد برداری هفت ترم طول می کشه!:|
کارشناسی ارشد دو سال دو سال و نیمه، دکتری هم مثل اینکه پنج ساله!

منم وقتی یه نگاه به سطح سوادم میندازم و یه نگاه به مسیر باقیمونده،و یه نگاه به جامعه و بازار کار ....دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار!
ولی خب در هر حال امید دارم که بیشتر تلاش کنم بلکه نتیجه ای بهتر از اونچه که میبینم بگیرم!
ولی در هر صورت گریه نکن جولیک!
حیفه چشمات؛)

شرایط سخته، من انقدری که به نظر میام قوی نیستم.

۲۱ آبان ۲۰:۰۵ گیسو کمند
آدرس این شیخ رو بده برم پیشش :B

همکنون در آدرس شیخ به سر می بری:))

۲۱ آبان ۲۰:۲۰ ♫ شباهنگ
تو یه مهندسِ کار نابلدی که ملتو راهنماییِ ناصحیح می‌کنی و آرشیوشونو می‌پکونی :(((((((((((((((((((
اون دنیا روی پل صراط یقه‌تو می‌گیرم
یقه‌ی تو و رئیس گروهو حتی! :(((

من شرررررم سارم:))

مهندسی ی جوریه که خودت باید بری پی تحقیق و فلان، وگرنه مدرکش در حد مدرک پیش دبستانی منم ارزش نداره!
برو از این کلاسای فنی حرفه ای، مدرکای اونام بگیر.. دیده شده که جواب داده! و خب برای کار هم ارزشش از لیسانس بیشتره چون بین المللیه! :|

بابا آموزشگاه ها هم درپیت شده ن، الان همین مجتمع فنی تهران انقدر آب بسته به مباحث :|

شیخ تون مرید نمیخواد راستی؟!
میشه شیخ تون دوتا آدم نشون بده که براشون مهم باشه اصن چیزی، حالا شاد و غمگینش توفیری نمیکنه! -___- همه ی آدمای اطراف ما مسائلی که باهاشون در میون گذاشته میشه رو به کیسه صفراشون ارجاع میدن! -_____-

بعضیاشونم تو هیپوتالاموس(!) ذخیره می کنن بعدا به روت میارن حتی:))

اون دوستای شادتر شاید غماشون گنده تر باشه ها

اونجوری که دیگه شادتر نیستن:|

۲۱ آبان ۲۲:۱۷ نفس نقره ای
بی برو برگرد همه آدم مدام میپوکن و بازسازی میشن :| ای داستان چرخه پایستگی غم و شادی :|

من همه ش دارم می پوکم، بازسازی نمیشم:))

۲۱ آبان ۲۲:۲۴ یک عدد علی
بالاخره جور زمانه مجبورتون میکنه یا ادامه تحصیل بدین یا سرکار برید ، البته میتونین استارت آپ و این جور کارها هم انجام بدین

استارت آپ لازمه ش ایده داشتنه، من اگر ایده داشتم اینجا نبودم:)))

۲۱ آبان ۲۳:۰۵ میلیونر
تو رو خدا منم دنبال کارم پیدا کردى دوتایى بریم جولیک. :دى
اسمایلى آویزون شدن. :)))

تو مگه الان سر کار نمیری؟!

۲۲ آبان ۰۱:۲۳ سِناتور تِد
واقعأ وجودِ اینجور رفقا لازمه ی نفس کشیدنِ حتی!
نفس کشیدن با انگیزه!

لازمه ی نفیس کشیدنه البته!

۲۲ آبان ۰۹:۵۱ قاسم صفایی نژاد
یادمه 9 سال پیش که همین ترم 7 بودیم، تو خوابگاه یکی اومد از ما (چند تا هم‌رشته‌ای بودیم) تعریف رشته‌مون رو پرسید، هیچ کسی نتونست جواب مناسبی بده :D

:))))))) رشته تون چی بود مگه؟!

۲۲ آبان ۱۰:۱۸ خانم فـــــ
حالا فکر نکن اونایی هم که کار میکنن چیزی بارشونه!

بهرحال انقدر بارشون هست که اون کار رو گرفته ن!

۲۲ آبان ۱۱:۱۱ فیشـ ـنویس
از این ستون به اون ستون فرجه :)
هنوز یه ترم مونده

دو ترم مونده ظاهرا:)) با این سنگ اندازی های استاد عزیزمون!

نه نه! مجتمع فنی تهران کیلو چنده بابا.. خود فنی حرفه ای برو! یه سری کلاس برگذار میکنن خودشون، اساتیدشونم خیلی خفنن اتفاقا! ارزونم هست خیلی.. فقط ی بدی داره مث مدرسه میمونه؛ تا وقتی کلاست تموم نشده حق نداری بری بیرون، مگه اینکه بری نامه اینا بگیری•___•

هیپوتالاموس رو خوب اومدی انصافا! :))

خود فنی حرفه ای؟! همون که مث کار و دانشه؟ :|
من نمیدونستم اونام کلاس می ذارن:))

نه، اون قسمتش که زیر مجموعه آموزش پرورشه نه.. سازمان فنی حرفه ای کشور، تو واحدای آموزشیش یه سری کلاس مهارت آموزی برگزار میکنه.. خیلی چیزا هم هست جزو آموزشش هاشون، مثلا عکاسیشو دخترعمه م رفته بود خیلی راضی بود. تازه وسیله هم در اختیار مردم قرار میدن، یعنی مثلا برای عکاسی نیاز نیست دوربین داشته باشی حتما! :دی قیمتش از کلاسای بیرونم خییییییلی کمتره!
باید بگردی ببینی واحد اموزشی نزدیک شما کجا هست.

هاع!

۲۲ آبان ۲۳:۲۳ میلیونر
کامنتم کو؟

چرا میرم. کار بهترى مى خوام. به درد نمى خوره. منم دنبالشم.

چه بدونم :|
کار قبلیتو بده به من:)))))))

این راجع به اون مراکزی که میگم توضیح داده:
http://tehrantvto.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&pageid=166&siteid=1

اینم کاتالوگ رشته هاشونه:
http://tehrantvto.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&pageid=540&siteid=1

مچکرم مندس!

۲۴ آبان ۱۳:۴۵ ابو اسفنج بلاگفانی
من به دزدی تشویق تون نمیکنم. از یکی یه چیزی رو قرض بگیرین بلندش کنین حداقل!

متوجه نمیشم بازم:|

۲۶ آبان ۰۴:۱۴ نازنین .
وای چقد جوونی!
نگران نباش، بری سرکار همه چی درست میشه!
من خودم قبل از تحویل پایان نامه کارشناسی ام رفتم، خیلیم خوب بود!
:)

من در خودم توانایی کار کردن نمیبینم:))

۲۶ آبان ۱۷:۴۲ نازنین .
:)

خب نرو!
همه که نباید کار کنن!

نه میخوام کار کنم، ولی حس می کنم اعتماد به نفس و توانایی فنی کافی ندارم:))

۲۷ آبان ۲۳:۲۶ نازنین .
چون من یه عقل کلم به تو میگم که ای جولیک! برو کارآموزی و اینا، بعدش مدیر عامل شو!
کاری نداره که.
به جون خودم آدمای واقعن کار بلد، خیلییییی انگشت شمارن تو هر محیطی. کلنم همه با تجربه کار میگیرن.

کاراموزی هم ایده ایست:دی

۰۱ آذر ۰۳:۰۶ 1 بنده ی خدا
من الان یه سوالی پیش اومد واسم.
شما مگ ورودی 93 نبودی؟

92 بودم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک