نظر سنجی یک خشن و بی اعصاب از قربانیان خود!

حقیقتش من همواره فکر می کردم که ملت وقتی بهم میگن تو خیلی خشن و بی اعصابی، منظورش اینه که سریع دعوا میگیری و با کارد و چنگال به جون طرفت میفتی و اعصاب نداری و سریع عصبانی میشی و اینا. تا حدی این مساله رو قبول داشتم و خیلی سعی کردم که سریع عصبانی نشم و اگر هم عصبانی میشم با شمشیر و گرز گران به طرف حمله ور نشم.

ولی به تازگی متوجه شده م که وقتی قصد دعوا ندارم و به نظر خودم خیلی هم منطقی و عادی دارم صحبت می کنم، به نظر بقیه خشن و بی اعصاب میاد و فکر می کنن دارم دعوا میگیرم. :|


حالا برای نمونه، این متن خطاب به یکی از بچه های سال بالاییه که به نمایندگی از استاد راهنمامون، اومده در مورد درسی که ما میخواستیم حذف کنیم و استادش، با ما وارد گفتگو شده.

متن ایمیل ارسالی استاد، این بوده که شما اگر بخواید خودتون بخونید و معرفی به استاد بگیرید میتونید با همین استاد درس رو پاس کنید و اگرم ایشون بد درس میده خودتون بخونید بهرحال. :| اگرم خیلی عاشق علم و دانش بودید میرفتید سر کلاس های دانشگاه تهران مستمع آزاد مینشستید!


به نظر شما، این جواب خشن و بی اعصابه؟



پی نوشت: لطفا وقتی میگید خشنه توضیح بدین از چه نظر!

۹ لایک
اصلا خشن نیست
خیلی خوبه من تایید میکنم :))
۲۰ آبان ۲۰:۱۱ خانم آلفا
خیر! خشن و بی اعصاب نیست!
متاسفانه هر وقت به چیزی اعتراض میشه طرف مقابل معتقده شما بی اعصابی! :| برای طفره رفتن! :|
مسلما لحن اعتراضی، طنز نیست!
به نظر من اصلا بی اعصاب نیست
شاید چون خودمم همینجوری برخورد میکنم:))

:))

۲۰ آبان ۲۰:۱۳ gandom baanoo
وا چه شرایطی!!!!!!
آره خب خشنه یه کم!!! ولی کاملا حق داری و خیلی هم منطقی گفتی به نظر من

کجاهاش خشنه بانو؟

۲۰ آبان ۲۰:۱۴ gandom baanoo
فقط من گفتم خشنه!!! :)))))
آقا حرفمو پس میگیرم :))))

من دیروز کامنتا رو جواب ندادم که قشنگ آزادی بیان در شما حس شه:))

۲۰ آبان ۲۰:۱۶ پرتقالِ دیوانه
به نظر منم خشنه:دی
هر چند نوشته لحن صحبت رو نمیرسونه و وقتی جدی داری تایپ میکنی به نظر خشن میاد

وقتی همینا رو میگم هم خشن به نظر میاد:))

۲۰ آبان ۲۰:۱۷ پرتقالِ دیوانه
البته حق با توئه
خشنم باشه طوری نیس

نه دیه هرکی صداش بلند تره لزوما حق رو بهش نمیدن که خب:دی

خشن که بعله! یه کمی خشن‌ـه!
ولی منطقی‌ـه کاملا! حتی اگه من جای شما بودم،اون وسط یه چند تا چیز هم بارش میکردم! :دی

چرا خشنه؟

@پرتقال دیوانه
برو از نو بنویس‌ـش خُ ! :دی

چی رو از نو بنویسه؟

۲۰ آبان ۲۰:۲۷ آرزوهای نجیب (:
بنظرم من که خیلی خشنه، خشن ها(:

از چه لاحاظ؟

۲۰ آبان ۲۰:۲۸ ** سیلاک **
متن تون بیشتر شبیه به دردو دله تا القای خشونت .. یه جور دفاع از حق .. خوب تو دفاع از حق نمیشه کسی رو ناز داد که ، باید یه ذره جدیت وجود داشته باشه ..

مهندسی معماری پترسون ؟!! کتابش عالیه .. منبع کنکور ارشد هم هست موفق باشید :)

نه مهندسی نرم افزار پترسون برای ...برای...برای طراحان؟ همچه چیزی!

۲۰ آبان ۲۰:۳۴ پوکرفیس :|
نظرسنجى یک خشن و بى اعصاب از "قربانیان" خود؟!:دى

چقدرم ملت قربانى بودن ظاهراً، اینطور که همه ریختن نظر دادن! =)))

ماها که قربانى نیستیم چى، به صورت افتخارى مجاز به نظر دادن هستیم؟:دى

بله مجازید:دی

این شیوه عنوان گذاری من سر دراز داره، عنوان های این تیپی واسه پست های نظر سنجی داریم همیشه!

۲۰ آبان ۲۰:۳۴ کروکدیل بانو
هیچم خشن نیست به نظرم...جا داشت خیلییی عصبانی تر باشه...چرا زور میگن بهتون آخه :|

نه دیه لزوما حق رو به کسی که بلند تر داد میزنه نمیدن!

۲۰ آبان ۲۰:۴۱ پرتقالِ دیوانه
@علی ف
حسِش نیست :/

اصفهانی مگه نبودین شما؟ چرو شیرازی شدین؟:))

۲۰ آبان ۲۰:۴۲ یادگار ...
سلام
1. ملت جمعه! و شایسته س که براشون! از ضمایر جمع استفاده کنید.
2. متن تون که خشونت موج نمیزد توش ولی ی جوری بود! نپرسید چجور! ی جور خاص بود دیگه!
3. شاید توی مکالمه فیس تو فیس خشونت دارید و بی اعصابید! ولی نه! گفتن که "نیکی کریمی" طور و حتی جوونیای "باران کوثری" طور هستید
4. اون گردالیِ پایین سمت راست خیلی رفت روی اعصاب من! حالا اون دکتر خط حطی به کنار ولی هرچی سعی کردم حدس بزنم زیر فلشه چی نوشته نتونستم! لامروت حذف (پوشونده شدن) اون کلمه اصلا به جمله آسیبی وارد نکرده بود :|

منم گفتم ملت می گن دیه ، جمعه!
چه جوری بود؟ :دی
جوونیای نیکی کریمی نه ها، جوونیای باران کوثری:)) طفلی باران کوثری بیست سی سال جوون تره:))
زیر اون گردالی نوشته «ترم بعد» !

۲۰ آبان ۲۱:۰۲ فینگیل بانو
دقیقــــــا ! -_- وقتی کاملا منطقی حرف میزنی ، میگن عصبانی ای :|

نه نه خشونت نداشت ! حتی با شرایطی که گفتی ، حق داشتی خشن تر بنویسی! -_-

نه دیه خشن تر نمیخوام بشه:))

۲۰ آبان ۲۱:۰۵ گیسو کمند
نه خشن نبود ولی بعضی آدمها وقتی نوشته ی اعتراضیِ کسی رو میخونن تو تصوراتشون با صدای بلند و داد و بیداد طور نوشته رو میخونن بعد متوهم میشن که نوشته ی کسی خشنِ و طرف عصبیِ!
مورد 4 یادگار , من نیز هم :D

من تو مکالمه صوتی هم این مشکل رو دارم!

به نظر من این یه لحن«محکم»ه!و خشن نیست!
:)

مچکرم!

۲۰ آبان ۲۱:۱۲ بانوچـ ـه
جدیه... خشن نیست... تو به این مهربونی :دی

:دی

۲۰ آبان ۲۱:۴۳ هولدن کالفیلد
خشنه، در جایگاه صحبت در مورد استاد "هرچقدر بی سواد و بی شخصیت و بی شعور" خشنه، هر جایگاهی یه مراتبی داره، وقتی میخوای در مورد استاد حرف بزنی ، باید این مراتب رو در نظر بگیری، برای اون آدم این حرفا خشنه!
میدونم طرفتون اسیستانتش بوده، ولی اون نماینده استاده، در مورد استاد با احترام به شدت زیاد باید حرف زد
البته این نظر منه و ممکنه غلط باشه

من به این مساله قائل نیستم. نمیگم میشه بهشون بی احترامی کرد ولی فکر نمیکنم طرف حتی اگه بی شعور و بی شخصیت هم باشه باید بهش احترامی رو گذاشت که به یه استاد با پرستیژ میذارن!

۲۰ آبان ۲۲:۰۳ ساده خان
الان اینطور متصور شدم ک دستاتو مشت کردی چشماتو بستی گوشتاتو گرفتی و تن تن داری با سرعت زیاد حرف میزنی :/
منطقی حرف زدیا , ولی خب لحنو اینطوری برداشت کردم ک گفتم اصطلاحا اتیشت تنده , یا ی همچین چیزی

چند تا دست دارم مگه؟:)))

۲۰ آبان ۲۲:۱۶ اسپریچو ツ
این مشکل تو رو منم دارم
دهنم صاف شده
دارم عادی حرف میزنم یا حتی به خیال خودم شوخی میکنم ملت میگن چرا دعوا میکنی
:||||||

بعد اونجا عصبانی میشی باهاشون دعوا می کنی که نه من داشتم دعوا نمی کردم و بعد شوخی شوخی واقعا دعوا می کنین؟:))

۲۰ آبان ۲۲:۳۵ بیست و دو
خشن نیست

مچکر:دی

محکمه نه خشن!!

مرسی:دی

صلوات بفرستید اقا :))

:))))

۲۰ آبان ۲۲:۵۴ مونا نِوِشته
به نظرم اونها در استفاده از واژه خشن دقیق نبودند. البته جسورانه است، ولی در عین حال حرف حقه، رک زده شده، منطق پشتش هست و استاد رو هم بدهکار میکنه (خب هست دیگه :)) ) معمولا انتظار دارن توی لفافه و با سیاست باهاشون حرف بزنی، که اونطوری هم متاسفانه خیلی سخته به نتیجه رسیدن. قضیه ماستمالی میشه میره پی کارش. ولی این بخودی خود خشن نیست.

من این تو لفافه گفتن رو هرگز یاد نگرفتم. :|

۲۰ آبان ۲۲:۵۴ یا فاطمة الزهراء
خشن ندیدن اینا :)))
البته میشد نرم تر نوشت ولی خشن نیست

با تشکر!

خشن نبود که

حتی یک ذره؟

۲۰ آبان ۲۳:۵۴ پوکرفیس :|
حالا اینا رو ول کن، براى پست سیاسی هولدن کامنت نمیذاری؟ =))))))

الکی مثلن!:دی

کدومشون؟:))

۲۰ آبان ۲۳:۵۴ مجتبی مطوری
خیلی هم منطقی بود افرین که داری از حقوق خودت دفاع میکنی(:

:))))))))

بنظر من حشن نیستو بی احترامی هم نداره . فقط کاملا جدی و صریحه.

البته روحیات طرف مقابل خیلی مهمه. مثلا من هیچ وقت با اساتید بالینم اینطوری حرف نمیزنم برا اینکه این اتند ها خیلی به دیسیپلین و اینجور چیزا معتقدن و اعتقاد دارن دانشجو باید خفه باشه کلا! ولی در علوم پایه و جو دانشگاه بنظر من مشکلی نداره.

من اتفاقا نسبت به اونا که فکر می کنن باید خفه باشم کلا بیشتر اینجوری ام. :| تو کی هستی که به من میگی خفه باشم؟ :|

@یادگار
زیر خط اسم دکتر نوشته شده بود

دکر فلانی حالا مثلا:دی

به نظرم فقط جدیه نه خشن

مرسی:دی

این بالایی من راس می گه . کلا اگه چیزی قربونت برم نباشه بعضیا بش می گن خشن . بدشون هم نمیاد به آدم برچسب بچسبونن ، به منم می گن چرا همیشه ناراحتی:/

من الان نهایتا بتونم جلوی خودمو بگیرم طرف رو نخورم:)) قربونش برم؟:))

۲۱ آبان ۰۹:۲۱ فاطمه .ح
با توکا موافقم. محکمه.

خشن نی؟

۲۱ آبان ۰۹:۲۴ ملکه بانو
لحن تهاجمی کاملا توش قابل مشاهده بود به نظرم

توضیح بیشتر!

۲۱ آبان ۱۶:۰۰ سمن بانو
همچین هم خشن نیست. با تی ای بودی احتمالا؟! که اکیه اینجوری. چون اونم معتمد حساب میشه و تو واقعیتو گفتی.

تی ای نبوده، دوست ماست که سال بالایی مونه و رفته با استاد راهنما در مورد اون یکی استاد وارد صحبت شده.

خب از لحنى که من معمولاً به کار میبرم، خشن تره. چون من عموماً سعى میکنم با شوخى یا الفاظ تعارفى/مؤدبانه اى لحنو تلطیف کنم. به توام اینو توصیه میکنم چون توى نوشتار مشخص نمیشه طرف چه لحنى داره و اکثراً سوء تفاهم پیش میاد. مثلاً اولین جایى که من حس خشونت بهم دست داد، اونجایى بود که نوشتى: "این اولش."

نقطه گاهى بار تحکم آمیز زیادى رو منتقل میکنه. مثلاً جرى دوست نداره من ته جمله هام نقطه بذارم، چون حس میکنه ناراحت یا عصبانیم. :دى و خب واقعیت اینه که براى منم "خوبم." با "خوبم!" و "خوبم" فرق داره!

با این حال به نظرم بیشترین چیزى که ممکنه باعث شه به افراد حس خشانتت رو منتقل کنه، اینه که صراحت لهجه دارى و توى تبیین نظراتت تعارف و اینا به کار نمیبرى. من به عنوان یه دوست ازش راضیم و مشکلى ندارم، من میشناسمت و مضافاً، احساسم بهت دوستانه س. ولى وقتى ارتباط در تنشه یا پرسش تنش زاست یا طرف تو رو نمیشناسه، رک بودن عموماً تعبیر به خشونت میشه.

على اى حال، این متن بیشتر از این که خشن باشه، جدیه. من جدى بودن رو مى پسندم. بهتره که به عنوان یه آدم جدى یا حتى خشن بشناسنت تا بخواى هى در درون حرص بخورى. :))

اتفاقا به نظر من (!) بیشتر خشنه تا (.):دی یا هیجان بالاتری داره.

شوخی ندارم باهاشون خب.

۲۱ آبان ۱۹:۲۳ مبهم الملوک
درسته که جدی حرفت ولی یکمم حالت تهاجمی داره
مثلا اینجاش که میگی"این اولش" .....
ولی الان که تا اخر متن رو با دقت خوندم ....افرین اصلا تهاجمی هست که باشه خیلیم خوب گفتی :)

خب قرار نبوده تهاجمی باشه:)) قرار بوده یه متن عادی باشه:))

۲۱ آبان ۱۹:۲۵ مبهم الملوک
تهاجمی میره برای زمانی که دلیل منطقی نیست
ولی تو الان کاملا به جا داری حرف میزنی اونی که میگه دعوا داری احتمالا با حرفت مخالفه و تنها دلیلش اینه
وگرنه من از تهاجمی نبودنت حمایت میکنم :)

مرسی:دی

۲۲ آبان ۱۰:۵۴ پوکرفیس :|
از نظرسنجی‌هات باخبرم!:|
دهع!:|

روی تاکیدم روی "قربانیان" دقت نکردی!:)

خب یه چیزی باید میذاشتم بر وزن قبلیا:))

به عنوان یه خواننده ی خاموش یک ساله...
اگر در این نوع محیط های دانشگاهی که طرفتان یک استاد است سعی کنید لحن محاوره ای را وارد نوشته نکنید بهتر است
مثلا:به جای نذاشتن،اجازه ندادند یا به جای نمیشه،نمی شود و بقیه ی موارد محاوره ای موجود در پیامتان

واقعیتی که به مذاق خیلی از ما خوش نمی آید همین سوتفاهم هایی است که به خاطر دلایل مختلف ایجاد می شود و متهم میشویم به عصبی بودن!برای خودم از این نوع سو تفاهم ها زیاد اتفاق افتاده و تصمیم گرفتم کمی تغییر کنم تا ببینم نتیجه اش تغییر میکند یا نه!

سلام خواننده خاموش یک ساله!:دی

نه این مکالمه تلگرامی با یکی از بچه های سال بالایی بود، با استاد قطعا رسمی تر هستیم:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک