چگونه از یک دورهمی وبلاگی جان سالم به در ببریم

الف-وقتی قرار است دو و نیم راه بیفتید چرا ساعت دو تازه زیر آب جوش را روشن می کنید!؟
ب-هرگز توی تاکسی سرتان را نیندازید پایین. نگاه کنید ببینید کجای مسیرید خب. دهع.
ج-وقتی از خیابان رد می شوید با مکعب روبیکتان بازی نکنید. مخصوصا وقتی جماعتی که با شما قرار دارند ایستاده اند آن طرف خیابان و شما نمیبینیدشان :|
د-هرگز وقتی هولدن میگوید جایی خشک است به حرفش اعتماد نکنید. هشتگ، بلاگران با جوراب های خیس روی چمن های خیس!
هـ-وقتی وسط جمع نشسته اید با روبیکتان بازی نکنید. ای بابا.
و-یک فلاسک دو لیتری به یازده نفر آدم چایی نمی دهد. فلاسک های بزرگتری تهیه کنید، یا دو سه نفر را سر به نیست کنید :-"
ز-اگر اسمتان هولدن است وقتی نسکافه می خرید قبلش بپرسید کسی قاشق همراهش هست یا نه. با چی توی آب جوش حلش کنیم خب؟:))
ح-جمع کردن بساط پیک نیک را به عهده افرادی که اسمشان هولدن است نگذارید. تا ابدالدهر طول می کشد.
ط-قبل از راه افتادن هواشناسی را چک کنید. هوا سرد است. هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
ی-سیخ سلفی همراه داشته باشید! دست آدم ها طول محدودی دارد و تعداد هم که ماشالا زیاد، عمرا توی کادر جا نمی شوید.
ک-چراغ قوه ای، مشعلی، ریز علی خواجوی ای، چیزی هم همراه داشته باشید. لااقل توی عکس ها شبیه ادوارد کالن و اهل و عیال نمی افتید:))
ل-وقتی راه میروید هم با روبیکتان بازی نکنید. هر دفعه باید این را بگویم؟ :|
م-اگر از گربه می ترسید یا هر گربه ای میبینید می پرید بغلش کنید، در مکان های گربه خیز پیک نیک برگزار نکنید:دی
ن-دیر نیایید زود بروید. قابل توجه آن دسته از عزیزان که اسمشان مهرداد ارسنجانی است و از جشن تولد کامارو می آیند! :|
س-خوش بگذرانید...و با آن روبیک لعنتی هم بازی نکنید.


پی نوشت: آمدیم و دیدیم و خوردیم و عکسیدیم و رفتیم!
۲۸ لایک
۱۴ آبان ۲۱:۱۴ یا فاطمة الزهراء
عالی بود :))))

:دی

۱۴ آبان ۲۱:۳۱ The Mentalist
آخر حل شد یا خیر ؟ :-"

من به روبیک ور میرم بیشتر، حلش نمی کنم. اگه خیلی عصبی باشم تا ردیف دومش حل می کنم بعد به همش میریزم. :دی
ردیف سوم رو بلد نیستم خودم، فقط فرموش رو حفظم که به درد نمی خوره! بنابراین خیر، حل نشد:دی

۱۴ آبان ۲۱:۳۳ The Mentalist
عــه !
خوب اون وسطی ها رو با پیچ گوشتی باز کنید ، بعد به هم وصل کنید . :>

اتفاقا یه دور این کار رو با روبیک قبلیم کردم، زان پس هروقت باهاش بازی می کردم ازش روغن سیاهی می چکید بیرون :| لق هم شد تازه!

۱۴ آبان ۲۱:۴۳ دختر به شدت معمولی
منم دلم خواست خب :(((
ایشالا که بهتون خوش گذشته باشه
راستی عکسشم بزارید دیگه ماهایی که نیومدیم گناه داریم:)
+مگه نمیخواستید برید کافه ؟

ایشالا سری بعد:دی
مرسی!
نمیدونم بقیه دوست دارن عکسشون دیده بشه یا نه:)
+چرا! من گفتم فلاسک بیاریم چایی بخوریم هولدنم گفت باشه، دیگه پیک نیکش کردیم:دی

۱۴ آبان ۲۱:۴۹ آقاگل ‌‌‌‌
خب عکساش کو؟
:)

عکس تکی ندارم، عکس دستجمعی هم خب شاید یکی نخواد قیافه ش رو ببینین:دی

۱۴ آبان ۲۱:۵۵ ɐɹɐɓol •_•
:))
هشتگ بلاگران با جوراب های خیس روی چمن های خیس D:

بابا آخه زیر انداز رو پهن کرده یه جا ملت کفشاشونو کنده ن برن رو زیر انداز بشینن یهو دیدن ای دل غافل چمنای زیر زیر انداز خیسه:))

۱۴ آبان ۲۱:۵۷ پـامـ ـوک
چه خوب. امیدوارم خوش گذشته باشه. :)
با مکعبتان هم بازی نکنید مرسی اه

باید عینکمو می بردم به جای مکعب:))

۱۴ آبان ۲۲:۰۱ نویسنده ....
خخخخ خیلی خوب بود سارا:))))))

به به پاساژی در ولنجک:)) احوال شما بانو؟:))

۱۴ آبان ۲۲:۰۳ ♫ شباهنگ
ع. اگر شباهنگ نیامد، تو عکساتون به جای شباهنگ از یه چیز جغدولانه استفاده کنید و یادش را گرامی بدارید.
ف. فکر کردی فقط خودت ترتیب ابجدو بلدی؟
ص. دور همی بعدی می‌تونه به مناسبات 9 سالگی وبلاگ بعضیا باشه حتی

من تا ع بیشتر بلد نیستم اتفاقا:))

بعضیا میان به مناسبت 9 سالگی وبلاگشون ما رو مفتخر بفرمان؟:دی

۱۴ آبان ۲۲:۰۶ یادگار ...
الف- چون هنوز ساعت دوئه و نیم ساعت وقت هست!
ب- فقط توی تاکسی؟!!!
ج- یعنی توی ب مکعب روبیک نقشی در پایین بودن سر نداشت؟! خیابان، وسط، وسطی، بوق، تصادف!
د- هرگز برای نشستن عجله نکنید!
ه- واقعا؟! وسط، جمع، روبیک، بازی، وسط، وسطی!
و- یا افراد بیشتری فلاسک دو لیتری بیاورند حتی.
ز- با جلد خود نسکافه! زندگی در شرایط سخت را تجربه کنید خب.
ح- شبیه د هرگز برای بلند شدن عجله نکنید!
ط- 
ی- خیلی قبل¬تر ها که سیخی اختراع نشده بود از همنوعان کمک گرفته می¬شد ولی تکنولوژی آدم¬ها را به سمت خوداتکائی و فردگرایی (دوری از اجتماع) سوق می¬دهد.
ک- عکس¬ها را در روشنایی روز بگیرید یک؛ دو، شب¬ها در معابر و مکان¬هایی اقدام به عکاسی کنید که نوری چراغی چیزی داشته باشند!
ل- اعتیاد به روبیک بهتر از اعتیاد به چیزهای دیگر!!! است.
م- با این تفاسیر گزینه¬های بیرون¬روی!!! محدود می¬شوند به: 1. فضاهای مستقف و بسته 2. خارج شهر
ن- زود؟!
سعفص!

الف-خب بعد دیر میشه دیگه، من تازه یه ربع به سه حرکت کردم:))
ب-شما عجالتا توی تاکسی روبیک بازی نکنید که گم نشید، تبصره هاشو بعدا ارائه میدم:دی
ج-چرا دیگه داشتم روبیک حل می کردم:-" یعنی هرکس ندونه فکر می کنه من هرروز روبیک دستمه:))
د-چشم! :دی
ه-وسط و وسطی استفاده نشد:-"
و-بیاورید خب :-"
ز-جلد نسکافه کثیف بود بابا:))
ح-ما عجله نکردیم هولدن خیلی با طمانینه برخورد می کرد:))
ط-فوش بود؟! :|
ی-اتفاقا یه سری عکس هم دادیم یک خانم همنوعی وقتی شما رفته بودید آن کار دیگر کنید(:دی) ازمون گرفت ولی نمیدونم دست کیه عکسا:|
ک-بله، بله، رونوشت به هولدن اصن:))
ل-آن کارهای دیگر حتی:))))
م-این مکانی که ما انتخاب کردیم آخه اصلا معروفه به گربه های پرروی از آدم نترسنده ی زاد و ولد کننده :))
ن-زود رفت دیگه :دی

مرسی از اعلام حروف بعدی:دی

۱۴ آبان ۲۲:۲۲ دخترک ...
چقد خوب همه نکته ها رو نوشته بودی :))
عالی بود :)
نکته بعدی اینکه کیسه فریزر همراهتون بیارید که هولدن پس فردا درد بی درمون نگیره :دی
بابت زحمتی که کشیده بودی در امر تدارکات مراسم، خیلی ممنون
من اونجا فراموش کردم تشکر کنم. خیلی خیلی ممنون :)

فرازی چند از میتینگ:دی
من تا دستمال مرطوب هم آورده بودم ولی دیگه به ذهنم نرسید کیسه فریزر هم ممکنه لازم شه:))

خواهش می شود:)

۱۴ آبان ۲۲:۳۲ نار خاتون
:دییییییی
م: دیگه دیگه:))))
اعراب گذاری کلیدر را نیز فرا گیرید مرسی اه...:)
کلی خوشحالم که دیدمت...:) بیشتر باش

م: اخه منم هی از بقیه جا می موندم برم گربه ناز کنم:))

بالاخره نفهمیدیم کَلیدره، کِلیدره، کلید رو دره، چیه:))
من نیز:) چشم!

۱۴ آبان ۲۲:۴۷ گمـــــــشده :)
کی با مکعب روبیکش بازی می کرد؟
:دی

من!:))

۱۴ آبان ۲۲:۵۶ لیمو ‌‌
خیلی خوب بود:))
فکر نمیکردم بلاگر ها هم دور همی داشته باشن!
با روبیکتون بازی نکنین😁😂

ما داریم!

۱۴ آبان ۲۲:۵۷ بانوچـ ـه
:)))

همین ناملایماته که بامزه اش میکنه دیگه :دی

خیسی چمن و هوای سرد و فلاسک ِ کفاف ندهنده :))

همین نالایماته که می مونه خلاصه:دی

۱۴ آبان ۲۳:۰۰ فاطمه نظری
:)

:)

۱۴ آبان ۲۳:۰۵ یادگار ...
"ط" این بود:
:|

من یه کاراکتر عجیب غریب دریافت کردم:دی

۱۴ آبان ۲۳:۱۴ هولدن کالفیلد
ما اسممان هولدن است و با یک چیزهایی نسکافه مان را هم زدیم که مسلمان نشنود کافر نبیند!!! :))

من قرار بود چایی قاشقی بیارم، قرار نبود قاشق بیارم خدایی :| :))

۱۴ آبان ۲۳:۱۴ پریسا ..
همون کلید رو در :-) تلفظش هست رو ویکی، سرچ نمودیم :-)

با کودکی من بازی شده پریسا:))

ادم نمی دونه تو این میتینگ ها باید سبک بره یا سنگین . یعنی چه چیزایی برای پیک نیک ببره چه چیزایی نبره |: .

الان باید بگیم میتینگتون مبارک ؟! چی باید بگیم ؟ همون :دی.

من قرار بود چایی بیارم هولدن قند بیاره، در همین حد بود:دی
میتینگتون خوش گذشته :| :))

۱۴ آبان ۲۳:۵۱ خانم جیم
آیکون حسرت فراوان :((
خوش بحالتون :)
خیلیم خوب که خیلی خوش گذشته بهتون.. ایشالا همیشه همینجوری باشه ^__^

میامدید شما هم خب:دی

۱۵ آبان ۰۰:۱۷ خور شید
برای جولیکشون هم تیتاب بخرین خب :)

بله بله بله!
ع-وقتی تی تاپ سفارش می دهید تا وقتی تی تاپ را از هولدن نکنده اید کوتاه نیایید.
حتی!
:دی

۱۵ آبان ۰۱:۳۷ مجتبی مطوری
(:

:|

۱۵ آبان ۰۲:۰۴ دکتر میم
میدونی، دقیقاً همونی بودی که از خوندن پست ها و افکارت، تصور میکردم :-)
+ هواشناسی هم نمیدونست که اینقدر قراره سرد بشه :-|

واقعا؟! چه شگفت انگیز و جالب! من اولا جز پریسا نمیدونستم بقیه اصلا منو میخونن یا نه، پلاس اینکه هرگز فکر نمیکردم شبیه وبلاگم باشم:دی

خیلی خوبه که شبیه وبلاگم بودم ولی^-^ :دی

۱۵ آبان ۰۶:۲۹ آندرو :)
یه بار با یه ایل آدم رفته بودیم بیرون.. غیر از زیرانداز اینا که معلوم بود کی میاره، هرکسی قرار بود برا خودش وسیله بیاره و هر چیزی که دلش کشید برای جمع.. بعد یکی نسکافه آورده بود، دوتا از بچه هاهم از این فلاسک کوچولوها با خودشون داشتن.. به هرکدوممون 20 سی سی آب رسید! :))))) فیلماش هم موجوده.. چه خل بازی ها که نکردیم ما اون روز :)))

قاعدتا آبجوش رو برا جمع نیاورده بودن اون دو عزیز:)))))

۱۵ آبان ۰۸:۳۷ ساده خان
به به , حالا ربط پست قبلو متوجه شدیم :دی , اون وسط وسطی بازی نکردین؟:دی
جمعه پر باری داشتی ^__^
کلیدر مگه همون کربلایی حیدر نبوده ؟O_o

نه بابا یخ زدیم از سرما وسطی چیه؟:))

پریسا میگه نبوده، من کتاب رو نخونده م بنابراین نظری ندارم:دی

۱۵ آبان ۰۹:۰۵ مهرداد ارسنجانی
اون دسته از دوستان که اسمشون مهرداد ارسنجانی است عذرخواهی کردند و گفتند سری بعدی زود میان ، دیر میرن :دی
امیدوارم فقط تولد کسی نباشه :))

دست این دسته دوستان درد نکنه:دی

تولد باشه چشه مگه؟:))

۱۵ آبان ۰۹:۲۸ gandom baanoo
آخ که چقدر اونایی که امکان حضور تو این جمعها رو دارن خوشبختن به خدا!!!! :)
جای ما رو هم خالی میکردین خب :)

شباهنگ سنجاق جغدی فرستاده بود بذاریم جاش، دفعه دیگه ساقه گندم میبریم جای تو:دی

شما رو خیلی دوست داشتم ببینم
من یه چیزی اضافه کنم:
وقتی تا به این سن تا به حال سابقه نداشته زود برسید گیج بازی درنیاورید و شماره خود را جایی بگذارید :))
با تشکر

ساعت چند رسیدی حالا؟:))

"ز" و "ح" عالی بودن :))))

فکر کن ده نفر ایستاده بودن دور هولدن هولدن چارزانو نشسته بود رو زیرانداز با آرامش خوراکیا رو تقسیم می کرد و کوله ش رو جمع می کرد:)) آخرسر دکتر میم بلندش کرد، پا نمیشد کع:))

خوش به حالتون. چقد هی غصه بخورم که نتونستم بیام آخه:(((

بابا حالا همچین اتفاق شاخی هم نیفتاد توش:))

۱۵ آبان ۱۸:۳۹ یا فاطمة الزهراء
هنوز داری روبیکتو حل میکنی؟ :)) یهویی سوال شد برام

اون روبیک رو من از سال دوم دبیرستان دارم و وقتایی که استرس دارم بهش ور میرم:)) طی این شیش هفت سال هم هرگز مبادرت نکرده م کامل حلش کنم، ته تهش دو سومشو حل کرده م:دی

آدرسش کجا بود حالا؟!

ولی خودمونیم، هیچ دورهمى و میتینگی، میتینگ نمایشگاه کتاب نود وچهار نمیشه!

پارک لاله!

هم او میتینگی که پرنس منحل کرد از بس آبرو بردیم؟:))) جذاب بود اون؟:))

ینی اون موقع من بیشتر از خودت از همراهت خجالت کشیدم! :/

همراهم  بنده خدا از بچه های بلاگر بود:)) من هرجا بردمش هم خودش خجالت کشید هم خودم:)) شما چرا خجالت کشیدین؟! شما کودومی اصن؟!:))

۱۵ آبان ۲۱:۰۲ یا فاطمة الزهراء
استرس داشتی مگه؟ o_O

پست قبل رو بخون:-"

۱۵ آبان ۲۱:۱۹ یا فاطمة الزهراء
خوندم ولی طوری نیست بابا
فوقش سوتی میدادی میخندیدیم والا :دی

نه دیگه همون یه دفعه که هولدن گفت چیییی من آب شدم:))

اون که اصن اوج جذابیت بود لامصب :|

ما پیش خودمون میگفتیم حالا به همراهت گفتى بیا بریم یه میتینگ خفنى هست با یه سرى دوست جادویى(!) بعد که اومدین جمع ما رو دیدین پشیمون شدى کلاً! :|

نه بابا گفتم میتینگ جادوگرانه گفت چه خز:|

بعدشم کلی تو سرم زد گفت با این آدما نگرد:|
ولش کن کلا:))))

ع- وَعَع! :دی
ف- چرا همه چیزای خوب مال تهرانه ؟! :|
س- دفع بعدی قرار رو بذارید نقش جهان اصفهان! :)
ق- بازم وعَع :|
ر- راستی در مورد اون فلاسک؛خب نیمشد 2-3 نفر فلاسک بیارن ؟! یا یه نفر 2-3 تا فلاسک بیاره ؟! :|
ش- من روبیک رو نهایتا یه ردیف حل میکردم حوصله م سر میرفت :/ آخرش هم همه‌ـش رو در آوردم و با تقلب درست‌ـش کردم و واسه همیشه به دست فراموشی سپردم! :/
ت- یکی از دلایلی که من حتما باید امیرکبیر قبول بشم؛اینه که دفعه بعدی یکی از فلاسک ها رو من بیارم :|
ث-خ-ذ-ض-ظ- ...
غ- یهو به ذهنم رسید که نکنه اونموقع که من دانشگاه قبول میشم این بچه های پاکار(!) بلاگستان همه‌ـشون سر خونه زندگی‌ـشون باشند،اصلا دورهمی نداشته باشیم !؟ :((

باقی بقاتون تا دورهمی سال 97 :|

دوووو سااااال دیگهههههه دانشگاااااه قبووووول بشیییییی؟ وعععع توی دروازه؟! #علیفر

فلاسک رو میزبان باید میاورد منم کمکش کردم:)) اصل اصلش میخواستیم بریم کافه، اینجوری شد:دی

هرجا قبول میشی بهشتی نیا:|

۱۵ آبان ۲۱:۴۴ פـریـر ...
به به چه خوشی گذشته! :)))
ینی هولدن در این دورهمی هد فامیل بوده ها :دی

:: ادوارد کالن...وای چقدر خندیدم =))))

:: دورهمی هاتون مستدام ایشالله :))

هدفامیل چیه؟:))


مچکر:دی

۱۵ آبان ۲۲:۱۱ هولدن کالفیلد
هدفامیل وات ایز واقعا؟
تازه من نمیدونستم خجالت میکشی من بگم چرا مثل توییتی حرف زدی :))
خودم این همه عجیجم عجقم گفتم!

توییتی رو نمیگم:)) اون قسمتی که کنار آمفی تئاتر وایساده بودیمو میگم:دی

پ ن: نوش :)

سپاس!:)

۱۶ آبان ۰۸:۱۲ گیسو کمند
آخه من این همه تعریفها ی جالب همه از دورهمی رو کجای دلم بذارم؟

اونجاییش که می سوزه در حسرت و اینا:))

۱۶ آبان ۰۹:۳۹ یک آشنا
هوم ، عجب !
پس روبیکرید ، سوال - حالا رکوردتون چقدره برای 3*3 خخخخخ
دور همی را دوست داریم ولی نمی شود که بشود :/

بیست دقیقه از رو فرمول:))

واسه تمدد اعصاب باهاش ور میرم:دی

۱۶ آبان ۱۳:۳۵ یک آشنا
خوبه ، من یک ماه کار میکردم ، الان رکوردم 2 دقیقه هست ، ولی فکر میکنم الان بعد از مدتی که گذشته رکوردم همون 2 دقیقه باشه ، ولی خوب برای اعصاب خیلی خوبه

من اصلا درک نمیکنم چطور ممکنه روبیکو سرعتی حل کرد:))

۱۶ آبان ۱۳:۳۵ یک آشنا
خخخ - چی نوشتم ، اون موقه حدود 2 سال پیش رکوردم 2 دقیقه بود- منظورم این بود.

اوکی گرفتم!

۱۶ آبان ۱۳:۳۷ کفشدوزک بلاگ
(-: بدون عکس اصلا قبول نیست عاغا
دفعه های بعد جای ماهم خالی کنین /-:

عکس تو وبلاگ هولدن موجود عست!

۱۶ آبان ۱۳:۵۹ פـریـر ...
تو سریال پایتخت اگر خاطرتون باشه یه نقی نامی بود! ایشون همش ادعا داشت هد فامیله! ینی چی؟ یعنی همه کاره ی فامیل یا اونی که مسئولیت اکثر چیزا رو به عهده داره :)

من پایتخت نمیبینم و ندیدم :))

۱۶ آبان ۲۱:۴۷ یا فاطمة الزهراء
ریلکس باش ننه :))
من خودم وقتی سوتی میدم حالا چه کلامی چه رفتاری مثلا مثل وقتی میخورم زمین انقد میخندم که نمیشه جمعم کرد از رو زمین :))

من اینطوری نیستم خب :خنده عصبی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک