نرگس او که طبیب دل بیمار من است...

یک نکته جالب در مورد عینک من وجود داره و اون اینه که من از نظر فنی، اساسا عینکی محسوب نمیشم. شاید بدون عینک نتونم برم رصد و همه ستاره ها رو یه مشت + سفید ببینم، ولی در مجموع تو زندگی روزمره با هفتاد و پنج صدم نزدیک بینی، با چشم غیر مسلح بلایی سرم نمیاد.

من عینکم رو فقط وقتی میزنم که از نظر روحی به حمایت نیروهای ماوراءالطبیعه نیاز دارم و واقعا از پس موقعیت بر نمیام.
عین دستمال قدرت داداش کایکو.

من و عینکم!


+عکس رو هم دوست جانمون شکار لحظه ها کرده.
+عنوان از شاعر دوست و برادر حافظ می باشه.
۱۹ لایک
۱۲ آبان ۰۵:۳۹ آندرو :)
من ساعتم همچین حسی رو بهم میده، و از اونجایی که همیشه وقتی بیرون میرم به حمایت نیروهای ماوراءالطبیعه احتیاج دارم، همیشه دستمه... حتی بارها مشاهده شده که با ساعت خوابیدم :دی
البته فکر می کنم حسش به خاطر اینه که هدیه س، و هدیه یه جورایی یه قسمتی از روح هدیه دهنده ست بنظرم.. هوم؟ :-؟
و چون هدیه دهنده برام عزیزه، پس ساعتمم خوش شانسی میاره :-؟

پ.ن: همه ی خرده وبلاگ هام رو جمع کردم کوچ کردم به بیان، ولی هنوز باهاش کنار نیومدم نمیدونم چرا.. یه بار دیگه هم یه وبلاگی ساخته بودم که اونم مفقود شد البته :/

مگه بیرون چی کار می کنی که همیشه به حمایت نیروهای ماوراالطبیعه نیاز داری؟:))
نیاید بیان، من اینجا آرشیو دارم که موندم :| چقدر بگم نیاید؟ :|

۱۲ آبان ۰۷:۰۲ پرتقالِ دیوانه
چرا من فکر میکردم تو پسری؟:دی
چشم و ابروت کاملا شبیه یه دوستامه به حدی که اول گفتم عه عکس اون چرا اینجاس

سیرییسلی؟!:)))))))
مورد داشتیم فکر می کردن هولدن دختره و همکلاسی دبیرستان منه ( :| هولدن از من شیش سال بزرگ تره :| ) ولی برعکسشو تو این چند سال نداشتیم هرگز:)))
چشم و ابروی من بی نظیره:))

۱۲ آبان ۰۷:۰۹ ♫ شباهنگ
فکر کنم منم یه چیزی مشابه عینکت داشته باشم
ولی الان یادم نمیاد چی بود :دی

ساعت؟ کفش پاشنه بلند؟ شال؟ کیف؟
:))

۱۲ آبان ۰۷:۴۶ هانی هستم
ورود خودم به دسته 75. رو گرامی می‌دارم!!

هااانی خوش اومدی! هاااانی خوش اومدی!:))
با لحن هاوارد وولویتز خونده بشه:))

۱۲ آبان ۰۷:۴۷ اسپریچو ツ
چه جدی و با وقار و طمانینه به نظر میرسی:دی

هرچی عکس دارم که توشون حواسم نیست قیافه م اینطوری جدیه:دی

۱۲ آبان ۰۷:۵۸ خانم لبخند
جدی تر از اون چیزی که فکر میکردم هستی :دی

آره خیلی ترسناکم وقتی متمرکز میشم رو چیزی:)))

۱۲ آبان ۰۷:۵۹ مترسک ‌‌
بعد کمیته مبارزه با دوپینگ، بابت این عینک شما رو از ادامه مسابقات حرفه‌ای منع نکرده؟ خدایی آخر و عاقبت دوپینگ همینه :))

چرا سر امتحانات مراقب میاد عینکمو میگیره:)))))))

۱۲ آبان ۰۸:۰۹ میلیونر
من سعی می کنم از این وسایل نداشته باشم. چون بعدا مى گم اگه کنارم نباشه گند مى زنم و کلا وابسته ش مى شه موفقیت هام. یه دوست داشتم خودکار شانس داشت. توى همه ى امتحانا همراهش بود.

+ عکس عالى.

واسه امتحانا استفاده نمیشه، واسه موقعیت های حساس تر در زندگی استفاده میشه:دی
مثلا وقتی حالم خوب نیست و همه ش چشمام پر اشک میشه عینک میزنم، هم اشکام دیده نمیشه هم جدی تر به نظر میام:))

۱۲ آبان ۰۹:۴۲ مجتبی مطوری
نیروهای ماوراءالطبیعه😊متن خعلی زیبایی بود😃

قربون شما:دی

۱۲ آبان ۰۹:۴۹ پـامـ ـوک
من عینکی باید باشم اما جا خوش کرده توی جا عینکی.
چقدر عکست رو دوست دارم جولیک. قشنگ مشخصه چقدر پخته تر و بزرگ تر شدی.

چقدر پدرم در اومده حتی:))
اینو عصر کاراموزی گرفته ن ازم، بعد از هشت ساعت تلفن جواب دادن:)))

۱۲ آبان ۱۰:۵۱ یک آشنا
ولی من عینکی ام :(
لیزیکم نمی تونن بکنن ، دکتر گفت شما نمی تونی لیزیک کنی :/
البته زیاد تمایلی هم ندارم بی عینک باشم خخخخ
دیگه خود درگیریم دیگه

چرا نمیتونی لیزیک کنی؟

عکس چیز زیادی معلوم نیست ازش اما کلا اینجوری تصورت نمیکردم:دی فکر میکردم بیبی فیس باشی مثلا! یا حداقل نه اینقدر جدی :دی

دو روایت در مورد چهره من وجود داره، یه عده معتقدن قیافه من به بچه دبیرستانی ها شبیهه-نظیر لوازم تحریری سر کوچه مون یا کارکنان کتابخونه ای که عضوم:دی- یه عده هم معتقدن قیافه م خیلی بزرگتر از سنمه و عین خانمای شوهر مرده ام:))
ولی خب قیافه م جدیه دیگه:دی

۱۲ آبان ۱۱:۲۴ هانیه شالباف
ولی من بدون عینک یه‌مقداری فلج می‌شم :)))

شماره چشمت بالاست خب:دی

۱۲ آبان ۱۱:۳۷ رگـ ـهــا
من همچین حسی رو به یکی از انگشترام داشتم که بعد یه مدت زیر پای یه بنده خدایی شکست :(

خوبی عینک اینه که معمولا ملت مراعاتشو میکنن:-"

۱۲ آبان ۱۲:۰۹ خانومی ...
یه دوست داشتم اسمش سارا بود . هر وقت معلم مون اسمش رو صدا میکرد که ازش درس بپرسه عینکش رو میزد به چشمش میرفت پای تخته ...

من هروقت جواب یه چیزی رو میدم و عینک به چشممه عین این کارتونای کلاسیک ژاپنی عینکمو با دست جابجا می کنم:)) تیک عصبیه:))

سلام جولیک.خوبی؟
😊
(فک کنم کلن ی جولیک بیشتر نباشه تو نت،پس اشتباه نگرفتم احیانن)

من تاحالا سرچ نکرده م ببینم چند عدد جولیک تو نت داریم:دی
ولی اگرم اشتباه گرفته باشی منم جولیکم و بهرحال سلام:دی

۱۲ آبان ۱۳:۳۱ خانم الف
بابا بلاگ اسکای اینقدرا هم تحفه نیست به خدا!

عینکت رو مداوم بزن! منم یه روزایی هفتادو پنج صدم بود چشمم میگفتم بیخیال! الان دو عه! :| اون وقت مجبور میشی به طور مداوم از نیروهای ماورءالطبیعه استفاده کنی!:)))

بلاگ اسکای با توجه به خرابی پرشین بلاگ و بلاگفا بهترین سرویس وبلاگ معقولیه که دستتون بهش میرسه. باور کن:دی بلاگ کلی امکانات در اختیارت میذاره قبول، ولی بیشترشون به دردت نمی خورن. :|
مثلا اینکه آدم بدونه کجاهای متنش کپی شده یا مثلا اینکه رو هر پیوندش چند بار کلیک شده واقعا اهمیتی نداره خدایی :|

در مورد عینک هم خود دکتر گفته نزدی هم نزدی لکن من عشق عینک داشتم، گفتم عینک بدین بهم:دی

۱۲ آبان ۱۴:۱۱ ساده خان
با ساعت حالم بهتره , جدیدا فهمیدم ب ساعت علاقه دارم ولی خب جدیش نمیگیرم:دی
اقا این دستمال داداش کایکو دست میتیکومان بود , عینک شما دست کیه ؟:دی

دست تسوکه نبود؟:-؟ من یادمه همه اشیاء مهم رو تسوکه حمل می کرد!:دی
عینکم دست خودمه :دی

جولیک شناسی رو خوندم.اشتباه نگرفتم.خودتی.
: )
آنابنا هستم.اگر ب خاطر بیاری.

یا خداع!
سلااااام!:دی

۱۲ آبان ۱۴:۵۶ آندرو :)
هوم :-؟ ارتباط داشتن با مردم، حرف زدن با غریبه ها، کنترل احساسات که مثلا خشمت رو نکوبونی تو صورت کسی که خیلی وقته از دستش کلافه ای یا یهویی وقتی میخوای تاکسی سوار شی بغضی که کل روز حملش کردی با خودت نترکه مثلا.. و کلا برای هر چیزی که مردم در موردش قضاوت می کنند احتیاج به نیروهای ماورایی به شدت حس میشه...

نکته ی بی ربط: در طی همه ی این سالها مشاهده شده که من هر وبلاگی که هرجا ساختم، تهش برگشتم به همون نغزنامه ی خودم تو میهن بلاگ.. شایدم اصن دوباره جمع کردم رفتم همونجا.. کسی چه می داند؟ :|

شما سعی کن رو قدرت های درونیت بیشتر کار کنی عچقم! :|

نکته بی ربط: برگرد برگرد!

:))) تفسیرات گوناگون من باب چهرت خیلی خوب بود:))))!

والا با این تفسیراشون:دی

۱۲ آبان ۱۶:۱۹ آقاگل ‌‌‌‌
میگه من عینکم را وقتی میزند که باد اذانش را گفته باشد! من وضو با تپش پنجره ها میگیرم و اینا یعنی؟

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید اصن:دی

۱۲ آبان ۱۷:۴۲ فرزانه شین
دقیقا منم رابطم با عینک همینطوریه!(:

های فایو خواهرم!:دی

۱۲ آبان ۱۸:۲۷ یک آشنا
گفت چون دوربینی ، نمیتونی لیزیک کنی :/

چه عجیب:/

فى الواقع بسیار خوش به حالت. من بدون عینک بین داداش کایکو و زمبه فرق نمیذارم. :))

:))))))))))))

من سالی یه دفعه می‌رم چشم‌پزشگی ببینم فرجی میشه من عینکی بشم ولی نخیررررر ، هووچ :|

حتی زیاد پای کامپیوتر بشینی هم تاثیر نداره؟:دی

چه جالب ...
یه سری چیزا واقعا در حد ِ همون دستمال ِ قدرت و اینا هستن . حس ِ خوبی داره بودنشون .

بلی!

۱۲ آبان ۲۱:۵۲ میم آموزگار
سلام

یک هافلپافی اصیل

ارزش هایی به مانند صداقت وفاداری مهربانی از ویژگی های این گروه می باشد .

خلاصه که خیلی هم عالی :-)

هان؟

۱۲ آبان ۲۳:۴۹ یادگار ...
سلام
1. منم مثه آندرو ساعتم این حس رو بهم میده و وقتی نداشته باشمش انگار ی چیزی کم دارم
2. منم عینکی هستم ولی از 7 سالگی :| بدون عینک هم اگه قرار باشه باشم کلا نباشم بهتره! :))
3. چرا میگید که کوچ نکن به بیان؟!

1-من سه تا ساعت مچی دارم ولی هیچوقت ساعت نمی بندم، نمیدونم چرا هی ساعت میخرن برام:|
2-برادر منم از بچگی عینکیه^_^ به افتخار همه بچه عینکیا!!!!!!
3-به این دلایل
و ضمنا امکان اضافه کردن نویسنده با سطح دسترسی محدود تر از ادمین سایت و ارسال بیش از 5000 پست و اتصال دامنه به وبلاگ و یه سری خدمات بدیهی دیگه اینجا پولیه! :|

میخواستم یه چیزی بگم، دیدم فراری بهترشو گفته :)) همون اصن!
بعد تازه عینک ک نمی زنم ازونجایی ک تمام حواسم میره تو چشام، گوشامم دیگه درست نمی شنوه :/ اصن یه وضع داغونی :///
گفتی قدرت ماورایی یاد جک توی فیلم room افتادم :) میگفت قدرتش تو موهاشه

+بعد من یه عادت خری دارم اینکه اگه حس کنم دارم به یه چیزی عادت میکنم و وابسته میشم سریعا نابودش می کنم -_- اینم اگه نیاز مبرم نداشتم بهش تالا پودر شده بود

یه دوستی داشتم با نمره چشم بالا، میگفت ما عینکی شدید ها(!) هروقت عینک نداریم نه تنها درست نمیبینیم بلکه بقیه حواس چهارگانه مونم مختل میشه:)) مثلا بدون عینک معتقد بود صدا ها رو هم درهم برهم میشنوه!:دی
و من هنوز room رو ندیدم:-"

اون قسمتت که معلومه خوشگله ها😂

اون قسمتم که معلوم نیست تعریفی نداره:))

۱۳ آبان ۰۰:۳۷ گمـــــــشده :)
چه خانوم و جا افتاده هستی
نمی دونم چرا همیشه تصورات من غلطه
:))
با ارزوی بهتر شدن اوضاع فعلی و دراوردن عینک

تصوراتتونو از من نقاشی کنید ببینم چی تو ذهنتون بوده:)) چه همه جا خورده ن:))
+خوبه فقط یک سوم بالایی صورتم پیداس:)))

۱۳ آبان ۰۴:۱۲ آندرو :)
باشه عچقم :/
اونم حالا ببینم چی میشه :-؟

به یادگار:
مثکه غیر از ساعت، در عینکم مشترکیم!! منم از همون سن و سال (شایدم یه خرده کوچیکتر) دارم عینک میزنم. و خب من تقریبا نیمه کور بودم اون موقع با 2.75 چشم راست و 3.5 چشم چپ و آستیگماتی چشمام :| ولی الان با چشم راست 0.5 و چپ 1 دیگه خیلی تو خونه عینک نمی زنم.. بیرون (به خاطر یو وی 400 بودنش) و برای درس و تلویزیون اینا میزنم بیشتر. ولی خب همچنان برا رصد اینا باید بزنمش دیگه :|

بیرون عینک دودی بزن خب:)))))  ننگ روونا:)))))

بزرگترین کابوس من در مورد سلامتی‌م عینکی شدنه :| یعنی کاملا برعکس شما،فکر کنم اگه عینکی بشم خودکشی کنم :| خیلی سخت بنظر میاد که هی بذاری،هی برداری! :دیی

بدتر از اون وقتیه که بنا به عادت معمول با گردش چشم ها میخوای اطرافو نگاه کنی بعد منطقه ای که میخوای نگاه کنی بیفته بیرون شیشه عینک یا رو قابش:)) مجبوری که با کله اطراف رو نگاه کنی، کله به چپ کله به راست:))

۱۳ آبان ۱۳:۵۵ خانومی ...
وای من عاشق این بودم که عینکی باشم بعد وقتی میخوام یه چیزی رو توضیح بدم عینکم رو صاف ( مرتب ! ) کنم :)))
منتها عینکی نیستم :/

خیلی کار جلفیه انگار داری ادا فیلما رو در میاری:)))) من که حس جلف بودن میکنم وقتی انجامش میدم:))

۱۳ آبان ۱۴:۵۸ آندرو :)
خب بیرون برای رانندگی کردن و اینا هم باید بزنم خب! و این که من غیر از کلاس و فلان خیلی از خونه در نمیام بیرون :دی بعد من آدم به شدت تنبلی هستم و حوصله ی این رو ندارم که هی عینک عوض کنم و دوتا هم قاب عینک با خودم حمل کنم، در نتیجه همونم جواب میده! ریونی ام، هافلی نیستم که حوصله ی این کارا رو داشته باشم که! :|

چیزه، تو دبیرستانی نبودی؟:-"

رانندگی مکنی؟:-"

۱۳ آبان ۲۰:۱۴ The Mentalist
واو ! :)) حالا که عینکی هستید ،
ما منتظر دیدن چشمان با لنز رنگی نیز هستیم . =))))))

لنز رنگی با صورت سبزه؟
گرفتی ما رو برادر؟:))

۱۴ آبان ۰۲:۱۶ آندرو :)
دبیرستانی بوووودم! :حرکت دست از جلو به پشت سر: تموم شد خداروشکر! :خوشحال:
یک عدد پشت کنکوری طفلکی هستم که الان اصولا می باید ترمولک می بودم! :دی ولی خیره سر بازی درآوردم گفتم من دانشگاه شهرمون به دردم نمیخوره و تهران میخوام و فلان، الانم خیلی دارم درس میخونم خیر سرم! :|
اونم گاهی اوقات :دی
لنز رنگی (البته چشم رنگی در کل) با صورت سبزه هم چیز خفنی میشه.. دیدم که میگم! :))

من قیافه خودمو ترجیح میدم علی ای حال:))

من بدون عینکم نمیتونم یه قدم بردارم.

نمره چشم من پایینه:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک